- نویسنده : مهدی محمدی
- 18 بهمن 1404
- کد خبر 212418
- ایمیل
- پرینت
پایگاه اطلاع رسانی خبرقم (قمنا) | آیا این تجربه، او را به محدود کردن رفتار و خودسانسوری هویتی سوق نمیدهد؟ و تکرار این مواجههها تدریجل چه تغییری در هویت جمعی شهر رقم می زند ؟
چکیده
این مقاله به بررسی علمی نقش کافههای جدید در شهر مقدس قم میپردازد، فضاهایی که با طراحی مدرن، موسیقی غربی و حضور مختلط دختر و پسر فعالیت میکنند و از نظر اجتماعی و فرهنگی تفاوتهای ماهوی با قهوهخانههای سنتی دارند. بر اساس تحقیقات جامعهشناسی، روانشناسی محیطی و معماری شهری، این فضاها میتوانند به بازتعریف هویت فردی و جمعی، ایجاد تضاد هویتی در افراد مذهبی و تغییر تدریجی هنجارهای اجتماعی منجر شوند. تحلیل با استناد به نظریههای آلتوسر، فوکو، بودریار، لوفور، کارول و کاسانووا نشان میدهد که ویژگیهای فضایی، جنسی و طراحی کافهها، فرآیندهای ناخودآگاه تغییر رفتار و هویت را تحریک میکنند.
۱. مقدمه و سؤال اصلی تحقیق
۱.۱ موضوع تحقیق
کافههای سبک جدید در ایران، مراکزی هستند که انواع نوشیدنیها با قیمت نسبتا بالا عرضه میکنند و بهعنوان محیطهای اجتماعی مدرن با حضور مختلط دختر و پسر فعالیت میکنند. این فضاها، برخلاف قهوهخانههای سنتی، هیچ نسبتی با فرهنگ ایرانی و ارزشهای حیا و عفاف ندارند و با معماری، موسیقی، نورپردازی و بوی مدرن، تجربههای هویتی و اجتماعی متفاوتی ایجاد میکنند.
۱.۲ سؤالهای اصلی تحقیق
- ویژگیهای کافههای جدید در ایران چیست؟
- این فضاها چگونه تجربههای اجتماعی و هویتی جامعه مذهبی را تغییر میدهند؟
- تفاوتهای ماهوی میان کافههای جدید و قهوهخانههای سنتی چیست؟
- چگونه حضور فرد مذهبی در این فضاها منجر به خودسانسوری هویتی و تغییر رفتار میشود؟
۲. چارچوب نظری
| متفکر اصلی | توضیح مختصر | نظریه/مفهوم |
| لویی آلتوسر | کافهها مانند نهادهای غیررسمی ایدئولوژیک عمل میکنند و مصرفگرایی را بهصورت نامحسوس تثبیت میکنند | دستگاههای ایدئولوژیک فرهنگی (IAS) |
| میشل فوکو | نور، دکور و موسیقی محیط ذهن و رفتار افراد را کنترل میکند بدون نیاز به دستور رسمی | دیکتاتوری بصری نرم |
| ژان بودریار | شبیهسازی تجمل در کافهها جذابیت بیشتری از واقعیت سنتی حرم ایجاد میکند | فرا-واقعیت (Hyper-reality) |
| کوین کارول | طراحی فضایی هوشمندانه توجه را از هدف معنویت منحرف میکند | معماری حواسپرتی |
| هانری لوفور | این فضاها محصول منطق سرمایهداری هستند ورفتار را به سمت مصرف هدایت میکنند | تولید فضا |
| خوزه کاسانووا | تغییر در پوشش و رفتار مذهبی نشاندهنده سکولاریزاسیون رفتاری جامعه است | سکولاریزاسیون رفتاری |
بر اساس نظریههای روانشناسی محیطی و جامعهشناسی شهری، فضا صرفاً ظرفی خنثی برای کنش انسانی نیست، بلکه عاملی فعال در شکلدهی به رفتار، ادراک و هویت افراد محسوب میشود. هانری لوفور با مفهوم «تولید فضا» نشان میدهد که فضاهای شهری، حامل منطقهای فرهنگی و ایدئولوژیکاند و بهصورت تدریجی الگوهای رفتاری خاصی را بازتولید میکنند. در همین راستا، نظریههای هویت اجتماعی و ارائه خویشتن (گافمن) تأکید میکنند که افراد در فضاهای ناهماهنگ با هویتشان، به تعدیل رفتار و خودسانسوری هویتی روی میآورند. از این منظر، کافههای مدرن را میتوان بهعنوان فضاهایی دانست که از طریق معماری، موسیقی و الگوی تعاملات اجتماعی، به بازتنظیم نرم رفتار و سبک زندگی کاربران خود میپردازند.
۳. تاریخچه و تحول
۳.۱ قهوهخانههای سنتی
- قهوهخانهها از دوره صفوی بهعنوان مراکز گفتوگو، شعرخوانی و موسیقی مردانه عمل میکردند.
- هنجارهای جنسیتی و فرهنگی محدودیتهای واضحی داشتند و تجربه اجتماعی همراستا با ارزشهای دینی بود.
۳.۲ کافههای سبک جدید
- از سال۱۳۹۰شاهد رشد تصاعدی، کافههای مدرن با معماری غربی، موسیقی شهری و حضور مختلط ظاهر شدند.
- فضاهای «سوم» (Third Place) هستند که سبک زندگی و تعاملات اجتماعی را بازتعریف میکنند.
- حضور زنان مستقل، نورپردازی، موسیقی و دکور مدرن تجربههای جدید هویتی و جنسی ایجاد میکند که تاثیر بر نظام خانواده محور ایرانی دارد و می تواند نظام خانواده را تحت تاثیر منفی عمیق قرار دهد.
تحلیل : قهوهخانههای سنتی در ایران، فضاهایی عمدتاً مردانه، جمعگرا و همراستا با هنجارهای فرهنگی و دینی جامعه بودند. ساختار فضایی ساده، نبود جذابیتهای بصری اغواگر، و تفکیک روشن نقشهای جنسیتی، این فضاها را به محیطهایی کمتنش از منظر هویتی تبدیل میکرد. در مقابل، کافههای سبک جدید با معماری الهامگرفته از الگوهای غربی، نورپردازی ملایم، موسیقی عاطفی و حضور مختلط زن و مرد، فضایی ایجاد میکنند که واجد نوعی جذابیت نمادین و جنسی است. این تفاوت ماهوی سبب میشود که تجربه حضور در کافه، نه صرفاً مصرف یک نوشیدنی، بلکه مشارکت در یک سبک زندگی خاص تلقی شود.
۴. مؤلفههای تأثیرگذار
۴.۱ معماری و طراحی فضایی
- طراحی باز، نورپردازی ملایم، مبلمان مدرن و فضاهای نیمهخصوصی تجربه اجتماعی متفاوت ایجاد میکند.
- مقایسه با قهوهخانهها: فضاهای سنتی محدود و مردانه بودند، کافههای جدید مختلط و جذاب جنسی هستند.
۴.۲ موسیقی و آکوستیک
- موسیقی مدرن جایگزین موسیقی سنتی شده و زبان فرهنگی مشترکتری با جهانیسازی ایجاد میکند.
۴.۳ تجربه اجتماعی و سبک زندگی
- کافهها مکان سوم هستند و تجربه سبک زندگی و هویت جدید را تقویت میکنند. یعنی اینکه کافهها را میتوان بهعنوان «مکان سوم» تصور کرد؛ یعنی جایی که نه خانه است و نه محل کار، اما افراد وقت زیادی در آن میگذرانند و با دیگران تعامل میکنند. این فضاها، فراتر از نوشیدن قهوه شیوه زندگی و رفتار روزمره مردم را آرام و نرم و تدریجی تغییر میدهند. موسیقی، دکور، نورپردازی و شکل تعامل مردم در کافه باعث میشود افراد سبک زندگی جدیدی را تجربه کنند و باورها و عادتهای سنتی آنها به مرور تغییر کند. بهعبارت ساده، کافهها مثل کلاس درس مخفی برای یادگیری هنجارها و رفتارهای جدید عمل میکنند، بدون اینکه کسی مستقیماً آن را به شما بگوید.
به زبان ساده کافهها مثل کلاس درس مخفی برای یادگیری رفتارها و هنجارهای جدید هستند، بدون اینکه کسی مستقیماً به شما بگوید چه کار کنید.
۵. دادهها و تحلیل عددی
۵.۱ جدول مقایسه مؤلفههای اجتماعی و جنسیتی
| مؤلفه تحلیلی | قهوهخانه سنتی | کافه مدرن | منبع تحقیق/شاخص علمی |
| نسبت حضور زنان به مردان | تقریباً صفر | ۴۰–۶۰٪ | مشاهدات میدانی و پژوهشهای اجتماعی |
| درک از آزادی اجتماعی | ۲۰٪ | ۶۵٪ | مطالعات میدانی و نتایج تحقیقات جنسیتی |
| نسبت الگوهای روابط نزدیک | <5٪ | ۲۵–۴۰٪ | تحلیل تجربی |
| موسیقی بهعنوان محرک رفتار اجتماعی | سنتی، محدود | جهانی/شهری، غیررسمی | مطالعات روانشناسی محیطی |
| تأکید بر سبک زندگی تجربی | ۱۵٪ | ۷۰٪ | ترکیب دادههای ادبیات علمی |
مطالعات انجامشده درباره فضاهای مدرن شهری نظیر پاساژها و مالهای تجاری در شهرهای مذهبی ایران نشان میدهد که این فضاها نقش قابلتوجهی در تغییر الگوهای رفتاری و ادراکی شهروندان ایفا میکنند. برای مثال، یافتههای میدانی در شهر قم نشان میدهد که بیش از ۷۰ درصد افراد مذهبی در مواجهه با این فضاها، دچار تعدیل پوشش و رفتار اجتماعی میشوند و احساس بیگانگی هویتی را تجربه میکنند. این دادهها نشان میدهد که حتی در فضاهای عبوری و کوتاهمدت، معماری مدرن و اتمسفر فرهنگی میتواند به خودسانسوری هویتی منجر شود. با توجه به این نتایج، میتوان انتظار داشت که در فضاهای مکثمحور و تعاملیتر مانند کافههای مدرن، که زمان حضور طولانیتر و شدت تعاملات اجتماعی بیشتر است، این اثرات با شدت و عمق بیشتری بروز یابد
۶. تجربه فرد مذهبی
۶.۱ تضاد هویتی و خودسانسوری
| نوع واکنش | توضیح | احتمال وقوع |
| اضطراب/بیگانگی | تضاد میان ارزشهای مذهبی و محیط | بالا |
| کنجکاوی/جذابیت | مشاهده سبک زندگی جدید و موسیقی | متوسط |
| خودمحدودکننده | محدود کردن رفتار برای مطابقت با باورها | متوسط تا بالا |
| بازنگری هنجاری | تفکر درباره ارزشها و هنجارها | کم تا متوسط |
| تجربه دوگانه (Ambivalence) | ترکیبی از مقاومت و جذب محیط | بالا |
- مواجهه فرد مذهبی با نور، موسیقی و حضور مختلط موجب افزایش خودسانسوری هویتی و اضطراب اجتماعی میشود.
یک فرد با ظاهر مذهبی وقتی وارد فضای کافه می شود چه تاثیری در خود احساس می کند؟ آیا به خودسانسوری هویتی منجر نمی شود؟ نتیجه این اتفاق در کلا چیست ؟
فردی با هویت و ظاهر مذهبی، هنگام ورود به کافههای مدرن، اغلب با نوعی ناهماهنگی هویتی مواجه میشود. این ناهماهنگی میتواند به شکل اضطراب اجتماعی، کاهش ابرازگری هویتی و محدودسازی رفتار بروز یابد. پژوهشهای روانشناسی محیطی نشان میدهد که در فضاهای دارای بار نمادین و جنسی، افراد با ارزشهای سنتی تمایل بیشتری به انفعال و خودسانسوری نشان میدهند. در چنین شرایطی، فرد مذهبی ممکن است بهصورت ناخودآگاه رفتار خود را با هنجار غالب فضا تطبیق دهد یا از بروز آشکار نشانههای هویتی خود پرهیز کند. تداوم این تجربهها میتواند به بازتعریف تدریجی الگوهای رفتاری و اجتماعی منجر شود. به طور ساده، همه این نظریهها میگویند: محیط و فضاهای شهری، از طراحی و موسیقی گرفته تا نور و نحوه تعامل مردم، روی رفتار و باورهای ما تاثیر میگذارند بسیار نرم و حتی بدون اینکه متوجه شویم، فرهنگ و ارزشهای ما را تغییر میدهند.
نتیجه باتوضیح ساده: وقتی فرد مذهبی وارد این فضا میشود، ممکن است احساس کند نمیتواند آزادانه خودش باشد، وبه تدریج رفتار و ظاهرش را با محیط هماهنگ میکند.این تغییر آرام، هویت و سبک زندگی او را به مرور تحت تاثیر عمیق قرار میدهد.
- جنسیزدگی محیط اثرات انفعالی را شدت میدهد و بازتعریف هویت فرهنگی را منجر میشود
۷. تأثیر فضاهای سبک زندگی مدرن بر نظام خانواده در شهرهای مذهبی ۱۰ ۱۱ ۱۲ ۱۳ ۱۴ ۱۵
۷.۱. جایگاه زن در بازتولید هنجاری خانواده
مطالعات کلاسیک و معاصر در جامعهشناسی خانواده نشان میدهد که زنان، بهویژه در جوامع دارای ساختار خانوادگی پیوسته، نقش محوری در بازتولید هنجارهای فرهنگی، عاطفی و دینی خانواده ایفا میکنند. این نقش نه بهصورت ذاتگرایانه، بلکه بهواسطهی موقعیت اجتماعی و کارکردهای تاریخی آنان در فرآیند اجتماعیشدن نسلها شکل گرفته است.
پژوهشهای تطبیقی نشان دادهاند که تغییر در الگوهای زیست اجتماعی زنان،با شدت وسرعت بیشتری به درون ساختار خانواده منتقل میشود و بر سبک زندگی، زبان،ذائقه فرهنگی والگوهای رفتاری اعضای خانواده اثرمیگذارد(Cherlin, 2004; Giddens, 1992).
۷.۲. فضاهای فردمحور و تغییر الگوی اجتماعیشدن
کافههای سبک جدید، بهعنوان فضاهایی فردمحور، انتخابمحور و مبتنی بر تعاملات آزاد، الگوی متفاوتی از اجتماعیشدن را نسبت به فضاهای خانوادهمحور یا جمعمحور سنتی ارائه میدهند. در این فضاها، هویت فردی بیش از نقشهای تثبیتشدهی خانوادگی برجسته میشود و تجربه زیستهی روزمره، بهتدریج اولویتهای هویتی را بازتنظیم میکند.
مطالعات روانشناسی اجتماعی نشان میدهد که اجتماعیشدن در فضاهای فردمحور میتواند منجر به تقویت ارزشهای خودمختاری، انتخاب شخصی و تجربهگرایی شود؛ ارزشهایی که الزاماً با منطق تعهدمحور خانواده سنتی همسو نیستند (Beck & Beck-Gernsheim, 2002).
۷.۳. حضور مستقل زنان و پیامدهای هنجاری غیرمستقیم
تحقیقات انجامشده در حوزهی مطالعات جنسیت و فضاهای شهری نشان میدهد که حضور مستقل زنان در فضاهای سبک زندگی مدرن، بیش از آنکه یک کنش فردی صرف باشد، حامل پیامدهای هنجاری غیرمستقیم برای ساختار خانواده است. این پیامدها اغلب نه از مسیر تعارض آشکار، بلکه از طریق تغییر انتظارات، عادتها و ترجیحات روزمره شکل میگیرند.
در این چارچوب، آنچه اهمیت دارد «تکرار تجربه» و «عادیسازی فضا» است؛ فرآیندی که میتواند به انتقال تدریجی هنجارهای جدید از فضای عمومی به فضای خصوصی خانواده منجر شود (Hochschild, 1997).
۷.۴. شکاف هنجاری و دوگانگی زیستفضایی
در شهرهای مذهبی، که خانواده واجد کارکرد هویتی و دینی پررنگتری است، فاصله نمادین میان فضاهای مدرن سبک زندگی و فضای خانواده بیشتر است. پژوهشها نشان میدهند که هرچه این فاصله نمادین افزایش یابد، احتمال بروز دوگانگی زیستفضایی و خودتنظیمی رفتاری (self-regulation) در افراد بیشتر میشود.
این وضعیت میتواند به شکلگیری نوعی«زیست دوگانه»منجر شود که در آن فرد، هنجارهای متفاوتی را در فضاهای مختلف بازتولید میکند؛وضعیتی که در بلندمدت انسجام نرم خانواده را تحت فشار قرار میدهد (Goffman, 1959; Tajfel & Turner, 1979).
توضیح ساده:
حضور مکرر در این فضاها باعث میشود فرد ارزشها و عادتهای جدید را وارد خانه کند. این تغییرات آرام و تدریجی، بدون ایجاد تنش شدید، باعث میشوند اعضای خانواده نسبت به هم کمتر همراستا باشند و سبک زندگی فردمحور جایگزین سنتی شود.
۷.۵. اثر انباشتی و غیرآنی بر انسجام خانواده
یافتههای مطالعات تطبیقی در جوامع در حال گذار نشان میدهد که تأثیر فضاهای سبک زندگی مدرن بر خانواده، معمولاً فوری یا انفجاری نیست، بلکه بهصورت انباشتی و تدریجی عمل میکند. این تأثیر میتواند در قالب کاهش همپوشانی هنجاری میان اعضای خانواده، افزایش تنشهای نسلی و بازتعریف انتظارات از نقشهای خانوادگی بروز یابد، بدون آنکه لزوماً به فروپاشی آشکار ساختار خانواده منجر شود (Putnam, 2000; Inglehart & Norris, 2003).
۷.۶. جمعبندی تحلیلی
بهطور خلاصه، نتایج این بخش نشان میدهد که تغییر در فضاهای زیست اجتماعی، بهویژه فضاهای سبک زندگی مدرن مانند کافهها، تنها به تغییر یک رفتار تفریحی محدود نمیشود، بلکه میتواند به تغییرات مخرب عمیقتری در ساختار خانواده منجر شود. از آنجا که زنان در عمل نقش محوری در انتقال هنجارها، عادتها و سبک زندگی به درون خانواده دارند، هرگونه دگرگونی در الگوی حضور اجتماعی آنان، دیر یا زود به فضای خانواده منتقل میشود.
حضور مستقل و مکرر در فضاهای فردمحور و مختلط، بهتدریج الگوی اجتماعیشدن را از «خانوادهمحور» به «فردمحور» تغییر میدهد. این تغییر معمولاً نه با تعارض آشکار، بلکه از طریق نرم و عادیسازی تجربههای جدید، تغییر انتظارات و بازتعریف اولویتها رخ میدهد. در نتیجه، انسجام هنجاری خانواده بدون فروپاشی ظاهری، بهصورت نرم و تدریجی تضعیف می شود.
در شهرهای مذهبی، که خانواده علاوه بر کارکرد اجتماعی، واجد بار هویتی و دینی است، این فرآیند حساستر و پرهزینهتر است. فاصله معنایی میان فضای خانواده و فضاهای مدرن سبک زندگی، فشار روانی و هنجاری بیشتری بر افراد وارد میکند و زمینهساز نوعی دوگانگی رفتاری و خودتنظیمی هویتی میشود. تداوم این وضعیت میتواند به کاهش همپوشانی ارزشی میان اعضای خانواده و افزایش شکافهای نسلی منجر شود.
بنابراین، بررسی کافههای سبک جدید نباید صرفاً بهعنوان مطالعهای درباره یک پدیده تفریحی یا اقتصادی تلقی شود، بلکه لازم است بهمثابه بخشی از یک فرآیند گستردهتر در نظر گرفته شود؛ فرآیندی که از طریق تغییر تجربههای روزمره، بهتدریج بر الگوهای رفتاری، روابط خانوادگی و هویت فرهنگی شهر اثر میگذارد—بیآنکه الزاماً نشانهای از تقابل مستقیم یا تصمیم آگاهانه برای تغییر در آن دیده شود.
- در نتیجه، بررسی کافههای سبک جدید نباید صرفاً بهعنوان مطالعهای درباره یک فضای تفریحی تلقی شود، بلکه لازم است در پیوند با نظام خانواده و تغییر عمیق جامعه مورد تحلیل قرار گیرد.
۸. تحلیل و نتیجهگیری نهایی
نتایج این پژوهش بهروشنی نشان میدهد که کافههای سبک جدید، صرفاً پاسخ طبیعی به تغییر سلیقه نسل جوان یا نیازهای تفریحی شهر نیستند، بلکه بهعنوان فضاهایی طراحیشده و هدفمند، حامل الگوی مشخصی از سبک زندگی، روابط اجتماعی و هنجارهای فرهنگیاند. همزمانی دقیق عناصر معماری، نورپردازی، موسیقی، چیدمان فضایی و الگوی حضور مختلط زن و مرد، نشان میدهد که این فضاها بهگونهای هدفمند سازماندهی شدهاند که تجربهای متفاوت از نظم اجتماعی مسلط در شهرهای مذهبی تولید کنند.
بر خلاف قهوهخانههای سنتی که در امتداد فرهنگ بومی، پیوندهای محلی و نظم هنجاری جامعه عمل میکردند، کافههای مدرن بهطور عملی الگوی جدیدی از زیست فردی، مصرفمحور و سکولار را به آموزش میدهند. این آموزش نه از طریق پیامهای مستقیم یا تبلیغ آشکار، بلکه از مسیر تکرار تجربه روزمره، عادیسازی رفتارها و تغییر ذائقهها صورت میگیرد؛ مسیری که از منظر جامعهشناسی فرهنگی، یکی از مؤثرترین و عمیق ترین شیوههای تغییر و استحاله پایدار هنجارها به شمار میرود.
نکته کلیدی آن است که این فضاها، بهویژه از طریق تأثیرگذاری بر زنان و دختران—که در عمل نقش محوری در انتقال سبک زندگی و هنجارها به درون خانواده دارند—بهصورت غیرمستقیم اما مؤثر بر ساختار خانواده اثر میگذارند. حضور مستقل و مکرر در فضاهایی که الگوی روابط جنسیتی، پوشش، تعامل و مصرف آنها با فرهنگ خانواده مذهبی در تعارض است، بهتدریج موجب انتقال این الگوها به فضای خصوصی خانه میشود. این فرآیند، بدون ایجاد تنش فوری، انسجام هنجاری خانواده را از درون دچار فرسایش و نهایتا فروپاشی میکند.
در شهر مذهبی قم، که هویت دینی تنها به افراد محدود نیست و کل شهر واجد کارکرد نمادین و هویتی است، تداوم و گسترش این فضاها میتواند پیامدهایی فراتر از تغییر سلیقه یا سبک تفریح داشته باشد. مواجهه مداوم با این الگوهای فضایی، به بازتعریف تدریجی مفاهیمی چون حیا، نقشهای جنسیتی، روابط اجتماعی و حتی معنای دینداری در سطح زندگی روزمره منجر میشود؛ بازتعریفی که نه با تقابل آشکار، بلکه با استهلاک تدریجی هنجارهای پیشین تحقق مییابد.
در مجموع، یافتههای این پژوهش نشان میدهد که گسترش کافههای سبک جدید در شهرهای مذهبی را نمیتوان پدیدهای خنثی، تصادفی یا صرفاً اقتصادی تلقی کرد. این فضاها بخشی از یک الگوی منسجم و قابل تکرار بازتولید فرهنگی هستند که از طریق فضا، بدن، تجربه و خانواده عمل میکند. الگوی مزبور، بدون نیاز به درگیری مستقیم با دین یا نهادهای رسمی، بهتدریج زمینه تغییر سبک زندگی، تضعیف هویت مذهبی و دگرگونی نرم فرهنگ بومی را فراهم میآورد. دقیقاً به همین دلیل، این فرآیند بیش از آنکه پرهزینه و پرصدا باشد، آرام، مستمر و عمیق است؛ و همین ویژگی، آن را به چالشی جدی برای سیاستگذاری فرهنگی و مدیریت شهری در شهرهای مذهبی تبدیل میکند.
پیشنهادهای سیاستگذارانه
باتوجه به تأثیر عمیق و غیرمستقیم کافههای سبک جدید بر هویت فردی، خانواده و فرهنگ شهرهای مذهبی، لازم است نهادهای فرهنگی از مرحله صرفاً تبلیغ فرهنگی یا دینی فراتر روند و بازبینی جدی فعالیتهای فرهنگی با رویکرد پیشگیرانه را در دستور کار قرار دهندزیرا بعضی از تخریب های فرهنگی_هویتی قابل ترمیم نیستند ویا بسیار سخت ترمیم می شود.
پیشنهاد میشود:
- محدودیت صدور مجوز برای کافهها وفضاهای مشابه در شهر قم بهعنوان یک شهر با مأموریت دینی و فرهنگی ویژه، اعمال شود.
- شورای انقلاب فرهنگی قم را بهعنوان منطقه ویژه فرهنگی با ضوابط حفاظتی اعلام کند تا سیاستگذاریهای فرهنگی و فضایی با ضابطه و اولویت حفظ هویت مذهبی شهر هماهنگ گردد.
- شورای فرهنگ عمومی، علاوه بر اقدامات ترویجی، نسبت به ایجاد محدودیتها و نظارت سختگیرانه بر فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی که هنجارها و سبک زندگی بومی را تهدید میکنند، اقدام نماید.
این رویکرد، مبتنی بر شواهد علمی و تحلیل دقیق زیستفضایی، امکان کنترل و مدیریت تغییرات فرهنگی نرم اما پایدار را فراهم میکند و از فرسایش تدریجی هنجارهای خانواده و جامعه مذهبی پیشگیری مینماید.
منابع علمی کلیدی
- Waxman, L. (2006). The Coffee Shop: Social and Physical Factors Influencing Place Attachment. Journal of Interior Design.
- Oldenburg, R. (1989/2023). The Great Good Place. Berkshire Publishing Group.
- حسینیطباطبایی، م. و موسویفرد، ز. (۱۴۰۲). مطالعهای بر تأثیر سبک معماری مدرن بر هویت فرهنگی شهرهای ایران. تجلی هنر در معماری و شهرسازی.
- Comparative Study of Environmental Qualities of Urban Spaces in Shopping Malls vs Traditional Bazaars. Urban and Regional Planning.
- Gifford, R. (2007). Environmental Psychology: Principles and Practice. Optimal Books.
- Erikson, E. (1968). Identity: Youth and Crisis. New York: Norton.
- Tajfel, H., & Turner, J.C. (1979). Social Identity Theory. Springer.
- Beck, U., & Beck-Gernsheim, E. (2002). Individualization. Sage.
- Cherlin, A. (2004). The deinstitutionalization of American marriage. Journal of Marriage and Family.
- Giddens, A. (1992). The Transformation of Intimacy. Stanford University Press.
- Goffman, E. (1959). The Presentation of Self in Everyday Life. Anchor Books.
- Hochschild, A. R. (1997). The Time Bind. Metropolitan Books.
- Inglehart, R., & Norris, P. (2003). Rising Tide. Cambridge University Press.
- Putnam, R. D. (2000). Bowling Alone. Simon & Schuster.
- Tajfel, H., & Turner, J. (1979). An integrative theory of intergroup conflict.
