×

منوی سایت

اخبار ویژه

امروز : جمعه / ۱۲ تیر / ۱۴۰۵  .::.   برابر با : Friday, 3 July , 2026

 

چکیده

بیش از یک  دهه از تصویب و تأسیس رشته دانشگاهی شیعه شناسی در ایران می گذرد. رشته ای که رویکرد اصلی خود را رویکردی اجتماعی معرفی کرده و در زمان نسبتاً کوتاهی، به خوبی توانسته خود را به جامعه علمی کشور بشناساند و به همین  جهت، مراکز و مؤسسات دانشگاهی فراوانی این رشته را تأسیس نمودند. اما سؤال اصلی این است که چرا به رغم تعریف اولیه رویکرد اجتماعی و نیز معرفی مناسب آن به فضای دانشگاهی کشور، گرایش جامعه شناسی این رشته عملاً توسعه جدی نیافته است؟ در بخش اول مقاله، معرفی اجمالی این رشته و سپس گزارشی از وضعیت آن در دانشگاه های ایران آمده است.

در بخش دوم نیز تلاش شده به سؤال فوق پاسخ داده شود. تحلیل ها نشان از آن دارد که دیدگاه حوزویان درباره علوم ناظر به واقع به طور عام و درباره جامعه شناسی به طور خاص، آن است که این علوم از علوم حوزوی نبوده و از «احصائیات» به شمار می آید که از درجه اول اهمیت برخوردار نیستد. دانشگاهیان نیز مجموعه شیعه شناسی را از وظایف حوزویان به شمار آورده، و از ورود در این عرصه چالش برانگیز اجتناب کرده اند. در نگارش بخش اول این مقاله، از روش مصاحبه استفاده شده و بخش دوم آن نیز با روش تحلیلی به نگارش درآمده است.

کلیدواژه ها

شیعه شناسی، تشیع شناسی، مطالعات آکادمیک، ایران

با توجه به اهمیت مطالعات بین رشته ای و نیز رشته های نوپدید و جدیدالتأسیس و نیز گذشت بیش از یک دهه از تأسیس رشته علمی شیعه شناسی در فضاهای دانشگاهی کشور، به نظر می رسد زمان آن فرارسیده تا به اجمال، به گذشته کوتاه این رشته نگاهی انداخت و این واقعه علمی را با نگاهی آسیب شناسانه بازشناسی کرد تا از تجارب این دوره، برای افق آینده آن بهره برد و دهه دوم زندگی این رشته را در کشور شیعی ایران که باید موطن اصلی این رشته علمی باشد، با چشم اندازی بهتر آغاز نمود.

این نوشتار، درصدد است به این سؤال اصلی پاسخ دهد:

رشته دانشگاهی شیعه شناسی در ایران از چه  زمانی و چگونه شکل گرفت و با چه الگویی بسط یافت؟

برای پاسخ به این سؤال، باید به چند سؤال خردتر و جزئی تر پاسخ داد:

شیعه شناسی به مثابه یک رشته دانشگاهی یعنی چه؟ آیا شیعه شناسی همان تشیع شناسی است؟ اگر پاسخ منفی است، چه تفاوت هایی بین این دو وجود دارد؟ مشخصه  های اصلی رشته شیعه شناسی چیست؟ شیعه شناسی دارای چه گرایش ها و شاخه هایی است و در کدام شاخه توفیق بیش تری دارد؟ علت توفیق یا عدم توفیق آن در شاخه های گوناگون چیست؟

برای پاسخ دادن به این پرسش ها، ابتدا باید توصیفی از وضعیت گذشته و حال این رشته عرضه شود و سپس بر اساس اطلاعات به دست آمده، تحلیلی از این وضعیت بیان گردد و در پایان، تلاش شود طرح مشخصی برای ادامه حیات بالنده آن عرضه گردد.

روش پژوهش

برای آگاهی از وضعیت موجود و نیز دست رسی به اطلاعاتی برای تحلیل وضعیت کنونی و الگوی پیشرفت رشته شیعه شناسی در ایران، دوازده مصاحبه از دوازده نفر از مسئولان مراکز متفاوت به عنوان نمونه پژوهش، به عمل آمده است. بنابراین مبنای توصیف و نیز تحلیل داده های موجود، اطلاعات به دست آمده از مصاحبه هاست. در کنار مصاحبه ها، به میزان کم تری از اسناد وزارت علوم و نیز برخی منابع مکتوب کتابخانه ای نیز استفاده شده است. مبنای تأسیس و ابتدای زمان فعالیت هر مؤسسه ، زمان ثبت  نام دانشجویان و آغاز فعالیت آموزشی آن ها در نظر گرفته شده، نه زمان ثبت مؤسسه یا تصویب اساس نامه آن.

هر مصاحبه مشتمل بر نوزده پرسش است که گرچه در برخی از مراکز زمینه پاسخ گویی به برخی از سؤالات وجود نداشت، اکثر مصاحبه شوندگان به تمامی سؤالات مصاحبه پاسخ دادند. مصاحبه از مسئولان بیش تر مراکزی که در شهر مقدس قم حضور داشتند، به صورت حضوری و در مرکز مربوطه، و مصاحبه های مربوط به مراکز دیگر به جهت پراکندگی مکانی نستباً  گسترده مراکز شیعه شناسی در ایران به صورت تلفنی انجام شده است.[۱] بخشی از مصاحبه ها، به منظور توصیف وضعیت موجود و جمع آوری اطلاعات مربوط به این حوزه و بخشی دیگر به منظور یافتن پاسخ برای سؤال پژوهش انجام شده اند.

تعریف مفاهیم پژوهش

۱. شیعه و تشیع

برای تصور دقیق مدلول اصطلاح «شیعه شناسی»، ابتدا باید عناصر تشکیل دهنده این اصطلاح ترکیبی توضیح داده شوند تا به خوبی از مفهوم «شیعه» آگاه نباشیم، نمی توانیم «شیعه شناسی» را معنا کنیم. هم در جوامع دانشگاهی و هم در فضاهای عمومی، دو واژه بسیار مشهور «شیعه» و «تشیع»، به گونه ای به جای یک دیگر به کار می روند که گویی دو اصطلاح مترادف هستند. رشته علمی شیعه شناسی در ایران بر این مبنا شکل گرفت که تفاوت مفهومی جدی بین این دو اصطلاح وجود دارد.

کاربرد این دو اصطلاح به جای یک دیگر در فضاهای عمومی کاملاً متعارف است، اما یکی از ویژگی های برجسته مطالعات دانشگاهی، وضوح معنایی اصطلاحات به کار برده شده است. به همین دلیل، در اغلب فعالیت های نظری دانشگاهی در همان ابتدای کار، بخشی با عنوان «مفهوم شناسی»، «کلیات و مفاهیم» یا عناوین متشابه دیگری را پیش بینی می کنند تا اصطلاحات موجود را توضیح دهند و به  لحاظ مفهومی از یک دیگر متمایز کنند.

گرچه دو واژه «شیعه»  و «تشیع» از یک ریشه و هم خانواده هستند، هیچ یک از لغت نامه ها و اصطلاح نامه ها این دو واژه را مترادف معنا نکرده اند؛ بلکه برای هر یک از آن ها معنای خاصی را آورده اند:

شیعه را به معنای پیرو، یار، کمک کار (جوهری، ۱۴۰۷، ج۳، ص ۱۲۴۰)، گروهی از مردم (ابن اثیر، ۱۳۶۴، ج۲، ص ۵۱۹)، و جمعیتی که بر سر موضوعی خاص توافق یا اجتماع کنند (ابن منظور، ۱۴۰۵،  ج۸، ص ۱۸۸)؛[۲] و تشیع را به شیوع پیدا کردن، ادعای شخصی را پذیرفتن (طریحی، ۱۴۰۸، ج ۲، ص ۵۷۳)، و پیروی و دنبال کردن (زبیدی، ۱۲۰۵، ج ۵، ص۴۰۷) تعریف کرده اند.

در منابع تخصصی نیز داستان از همین قرار است. منابع کلامی، فرقه شناختی و فقهی، شیعه را نام شخص یا گروهی می دانند که معتقدند حضرت علی بن ابی طالب۷ امام اول، خلیفه و جانشین بلافصل پیامبر اسلام۹ است. (اشعری قمی، ۱۳۶۰، ص ۱۵ / نوبختی، ۱۴۰۴، ص ۱۷ / مفید، ۱۴۱۳، ص ۳۵ / نجاشی، ۱۴۱۶، ص ۱۲ / الشهید الاول، ۱۴۱۴، ج ۲، ص ۲۷۲ / فاضل مقداد، ۱۴۰۴، ج ۲، ص ۳۱۷ / الشهید الثانی، ۱۴۱۰، ج ۳، ص ۱۸۱ / ابوالحسن اشعری، مقالات الاسلامیین، ص ۵ / اندلسی، ۱۴۱۶، ج ۱، ص ۳۷۰. شهرستانی، ۱۳۶۴ش، ج ۱، ص ۱۶۹) بر همین اساس، تشیع را پیروی کردن از علی بن ابی طالب۷ یا اعتقاد به خلافت بلافصل ایشان می دانند.

بنابراین می توان چنین جمع بندی کرد که «تشیع» یک مذهب یا مکتب اعتقادی است که بنیادی ترین اصل آن خلافت بلافصل امام علی۷ است. اما شخص یا گروهی که از این مذهب پیروی کنند و به اصول اعتقادی آن باور داشته باشند، «شیعه» نامیده می شوند. توضیح این که می توان بین شخص معتقد و مجموعه اعتقادی تمایز قائل شد؛ گاهی ایده و باوری به مردم عرضه می شود، ولی کسی آن را نمی پذیرد و از آن پیروی نمی کند. در این فرض می توان گفت اندیشه و مکتب فکری خاصی مطرح شده، ولی پیروی پیدا نکرده است. اما فرض دیگر آن است که افرادی در جهان خارج، از آن عقیده تبعیت کنند که طبیعتاً می توان این گروه و جمعیت موجود در جهان خارج را به نامی متمایز نامید.

۲. شیعه شناسی و تشیع شناسی

حال که تمایز مفهومی دو اصطلاح «شیعه» و «تشیع» معلوم گردید، به خوبی می توان دو اصطلاح «شیعه شناسی» و «تشیع شناسی» را نیز از یک دیگر بازشناخت. اگر پژوهش گری بخواهد شخص، گروه،  جمعیت، جامعه یا اجتماعی از شیعیان را موضوع پژوهش خود قرار دهد و حول وحوش یکی از موضوعات مربوط به این جمعیت پژوهش نماید، شیعه شناسی کرده و اگر درباره باورهای مذهبی، منظومه اعتقادی، مبانی فکری و عقیدتی مکتب تشیع پژوهش نماید، تشیع شناسی کرده است.

 بنابراین شیعه شناسی می تواند شاخه ای از مطالعات اجتماعی باشد که مجموعه ای از مباحث جمعیت شناسانه، جامعه شناسانه، مردم شناسانه، مطالعات فرهنگی و اجتماعی را پوشش دهد؛ درحالی که تشیع شناسی به مباحث کلامی، اعتقادی، آموزه ای و آیینی اشتغال خواهد داشت.

البته شیعه شناسان همانند تشیع شناسان، امکان مطالعه اندیشه ها و باورهای یک جمعیت شیعی را دارند، با این تفاوت که در شیعه شناسی باید اندیشه های واقعی و موجود را مطالعه کرد، اما در تشیع شناسی اندیشه های حقیقی و آرمانی مطالعه می شود. به عبارت دیگر در شیعه شناسی، «شیعیان آن گونه که هستند» مطالعه می شوند، ولی در تشیع شناسی، «شیعیان آن گونه که باید باشند».

 به عبارت سوم شیعه شناس،  شیعیان واقعی و موجود در جهان خارج را مطالعه می کند؛ ولی تشیع شناس، شیعیان حقیقی و آرمانی را که در منابع مذهبی توصیف شده اند. بنابراین می توان گفت: این که شیعیان امروز دنیا چگونه زندگی و فکر می کنند و به چه اموری اعتقاد دارند، یک بحث است و این که شیعیان باید در حقیقت چگونه زندگی کنند و به چه اموری باور داشته باشند، بحثی کاملاً متفاوت. پس شیعه شناسی ناظر به واقع و از علوم اجتماعی است، در حالی که تشیع شناسی ناظر به متون دینی و شاخه ای از الاهیات خواهد بود.

جامعه شناسان فرهنگ را به دو بخش تقسیم می کنند: فرهنگ موجود و فرهنگ آرمانی:

فرهنگ آرمانی به الگوی رفتاری آشکار رسماً پذیرفته شده اطلاق می شود، در حالی که فرهنگ واقعی به آن چیزی اطلاق می گردد که مردم عملاً انجام می دهند. مثلا درست کاری در معامله، فرهنگ آرمانی است، ولی در عمل، تقلب و دروغ گویی در بازار معاملات رواج دارد. (بروس کوئن، ۱۳۸۲، ص ۶۲) جامعه شناسان به فرهنگ های آرمانی نمی پردازند و تنها مؤلفه های فرهنگ رایج را توصیف و تفسیر می کنند.

شیعیان نیز مانند هر جمع انسانی دیگری می توانند هم فرهنگی آرمانی (همان آموزه های شیعی که در متون دینی آن ها بیان شده اند) و هم فرهنگ موجود را داشته باشند و رشته علمی شیعه شناسی، بنا دارد فرهنگ موجود این جمعیت را مطالعه کند نه فرهنگ آرمانی آن ها را. حوزه های علمیه شیعی در طول هزار سال سابقه خود، به خوبی توانسته اند فرهنگ آرمانی شیعه را بیان کنند، اما مطالعه فرهنگ موجود شیعیان جهان در هیچ مؤسسه ای از مؤسسه های آموزشی یا پژوهشی شیعیان بررسی نگردیده و این نکته بود که مبنای شکل گیری رشته دانشگاهی شیعه شناسی در ایران قرار گرفت.

برخی از ویژگی های رشته علمی شیعه شناسی در ایران

رشته شیعه شناسی در مقطع کارشناسی ارشد و در سه گرایش کلام، تاریخ و جامعه شناسی، در تاریخ ۲۱/۳/۱۳۸۴ و در پانصد و چهل  و هشتمین جلسه شورای گسترش آموزش عالی وزارت علوم، به تصویب رسید و از آن تاریخ، تمام دانشگاه های کشور می توانند برای جذب دانشجو در این رشته اقدام نمایند. بنابراین، عمر این رشته دانشگاهی در ایران اندکی بیش از یک دهه است و می توان آن را رشته ای نوپدید و کاملاً جدید قلمداد کرد.

این رشته در بخش مشخصات کلی پس از بیان مقدمه، چنین تعریف شده است:

شیعه شناسی به رشته ای اطلاق می شود که به شیعه، به عنوان یک کل عینی و واقعی می نگرد و با این رویکرد، از نحوه شکل گیری آن در تاریخ، چگونگی گسترش آن در میان اقوام گوناگون، وضعیت فعلی آن در جغرافیای مسکون، و نیز اصول عقیدتی، آموزه ها،  آیین ها، معارف، علوم و دانش های اختصاصی آن بحث می کند. این رشته، دانشی بین رشته ای بوده، در میان رشته الاهیات و رشته علوم اجتماعی قرار می گیرد. (مشخصات کلی برنامه و سرفصل  دروس دوره کارشناسی ارشد شیعه شناسی، ص ۴)

همان طور که ملاحظه می کنید، شیعه به عنوان یک کل عینی و واقعی، موضوع این رشته علمی است. به عنوان یک کل، یعنی تمام شیعیان جهان ـ جمعیتی با فراوانی تقریبی سیصد میلیون نفر در جهان امروز؛ عینی و واقعی یعنی همین جمعیتی که در جهان خارج و جهان واقعی حضور دارند ـ با تمام تنوع ها، تفاوت ها، ویژگی ها، اشتراکات و امتیازات آن ها.

شیعه واقعی و عینی، با شیعه آرمانی و ذهنی تفاوت هایی دارد که برخی از آنها از این  قرارند:

۱. شیعه عینی متکثر و متنوع است، در حالی که شیعه ذهنی واحد. توضیح آن که وقتی متون دینی ویژگی های شیعیان را برمی شمرند، در واقع حقیقت شیعه یا شیعه نوع نمون را معرفی می  کنند ـ یک کل طبیعی که قابلیت دارد بر افراد متعدد و متکثری انطباق یابد. اما در جهان خارج، شیعیان گوناگون با ویژگی های منحصر به فردی وجود دارند که به واسطه همین ویژگی ها، هریک از دیگری متمایز می شوند. البته وجود ویژگی های خاص به معنای نفی ویژگی های اشتراکی نیست و تمام شیعیان دست کم باید در یک ویژگی مشترک باشند که به واسطه آن بتوان نام «شیعه» بر آن ها نهاد.

 در رشته شیعه شناسی توجه و تمرکز اصلی، بر مطالعه این تنوع ها، تفاوت ها  و ویژگی ها معطوف است. برای مثال، وقتی سخن از شیعه ایرانی، شیعه هندی، شیعه پاکستانی، شیعه عراقی و … به میان می آید، سخن از همین تنوع و تفاوت است؛ یعنی شیعه ایرانی در عین اشتراکاتی که با شیعه هندی دارد و به همین جهت هر دو را شیعه می نامیم، دارای ویژگی هایی جانبی و عرضی نیز هست که او را از شیعیان هندی، پاکستانی، عراقی و … متمایز می کند. اما وقتی می شنویم «شیعیان به عهد خود وفادارند» یا «شیعیان همان رستگارانند»، از حقیقت شیعه گری یا شیعیان حقیقی سخن گفته ایم، نه از شیعه خاص ایرانی، هندی، پاکستانی یا عراقی. حقیقت شیعه  یک امر کلی است که قابلیت جمع شدن با شیعیان مناطق مختلف دنیا را دارد.

از همین نکته می توان استفاده کرد که لزوماً شیعیان حقیقی در جهان خارج حضور ندارند و این امکان وجود دارد که شیعیان عینی و خارجی عملاً با معیارهای حقیقی تشیع فاصله هایی داشته  باشند و به همین جهت بتوان شیعیان را مرتبه بندی و درجه بندی کرد. فراتر از این، ممکن است کسانی را در جهان خارج یافت که همواره خود را با نام شیعه معرفی می کنند، ولی شیعه گری آن ها صرفاً ظاهری است و اساساً با شیعه حقیقی تفاوت ماهوی دارند؛ بنابراین در جهان خارج، با انواع و مراتب گوناگونی از شیعیان مواجه هستیم: شیعیان ظاهری، شیعیان حداقلی، شیعیان به نسبت خوب، شیعیان حداکثری یا شیعیان معیار.[۳]

مشاهده این تفاوت ها، انسان متفکر را به اندیشه وامی دارد و از او می خواهد تبیینی دقیق و پسندیده برای این تفاوت ها ارائه نماید. این سؤال ها در ادبیات عامه مردم نیز به وفور شنیده می شود که: اگر این دو شخص هر دو شیعه  هستند، پس چرا یکی این طور و دیگری آن طور است؟ یکی از علل تأسیس رشته شیعه شناسی، آن بود که تلاش کند تا به این گونه پرسش ها پاسخ دهد؛ البته تبیین ابعاد اجتماعی زندگی بشر بر پایه تعالیم شیعی نیز از دیگر رسالت های این رشته به شمار می آید.

۲. مطالعات ناظر به شیعیان حقیقی اغلب اطلاعاتی کلی و تغییرناپذیر به دست  می دهند، اما اطلاعات به دست آمده از نتیجه مطالعات ناظر به شیعیان واقعی اغلب مقید به زمان و مکان خاص و به اصطلاح دارای تاریخ مصرف هستند. بنابراین اگر جناب شیخ مفید بیش از هزار سال قبل پژوهشی انجام داده و به این نتیجه رسیده که از دیدگاه امامان شیعه، عصمت یکی از شرایط انبیاست و بنابراین هر پیامبری باید معصوم باشد، این نتیجه هنوز پس از هزار سال می تواند معتبر باشد و شیعیان نیز می توانند با استناد به این پژوهش عالمانه، به نتیجه آن اعتقاد داشته باشند.

اما اگر پژوهش گری در نتیجه یک پژوهش میدانی، متوجه شد شیعیان شمال هندوستان آداب و رسوم خاصی را در مراسم روز عاشورا انجام می دهند، هرگز نمی توان نتیجه گرفت پس تمام شیعیان این گونه هستند. حتی نمی توان نتیجه این پژوهش را به شیعیان مناطق دیگری از هندوستان نیز سرایت داد، همان طور که نمی توان این نتیجه را به دوران گذشته یا آینده همین منطقه هم نسبت داد؛ یعنی احتمال تغییر در آداب و رسوم شیعیان این منطقه به قوت وجود دارد؛ در حالی که نتیجه پژوهش های کلامی عالمان هزار سال پیش عراق، امروزه برای بسیاری از شیعیان جهان مورد استناد علمی است.

۳. طبیعتاً روش ها و منابع پژوهشی این دو حوزه نیز با یک دیگر متفاوت خواهند بود. در حالی که برای مطالعه تشیع یا شیعه حقیقی تمرکز بر متون دینی و سنت های نقل شده از پیامبر و امامان شیعه است، در شیعه شناسی باید بر گزارش های خارجی، عینی و مشاهده پذیر تأکید داشت.[۴]

تأسیس و گسترش رشته شیعه شناسی در ایران

طراحی، نگارش و پی گیری تصویب این رشته در وزارت علوم، از اقدامات ارزشمند مؤسسه شیعه شناسی است. این مؤسسه با تأسیس گروه های علمی سه گانه و تشکیل منظم جلسات دوره ای در سه کارگروه مجزا و تحت اشراف ریاست مؤسسه، جناب آقای دکتر محمود تقی زاده داوری، توانست طرحی توجیهی به همراه سرفصل ها و منابع مفصلی را برای هر سه گرایش رشته شیعه شناسی تهیه کند و در قالب های مورد تأیید وزارت علوم، به شورای گسترش آموزش عالی این وزارت عرضه نماید و برای اولین بار در تاریخ ۲۱ خرداد سال ۱۳۸۴ مجوز تصویب رشته شیعه شناسی را از این شورا دریافت کند.

از آن تاریخ تا کنون، دانشگاه ها و مؤسسه های متعددی به برگزاری این دوره و تربیت دانشجو در این حوزه اقدام نموده اند. این رشته علمی در مقطع کارشناسی ارشد و در سه گرایش کلام، تاریخ و جامعه شناسی شیعیان جهان به تصویب رسید و دانشگاه ها و مؤسسه های وابسته به وزارت علوم، مجازند در یک، دو یا هر سه گرایش این رشته علمی فعالیت نمایند.

فهرست دانشگاه ها و مراکز علمی گوناگونی که به تأسیس رشته شیعه شناسی اقدام نموده اند به قرار ذیل است:

ردیف نام دانشگاه یا موسسه سال تأسیس گرایش 
۱ دانشگاه قم ۱۳۸۵ هر سه گرایش
۲ دانشگاه اصفهان ۱۳۸۹ هر سه گرایش
۳ جامعه المصطفی۹ العالمیه ۱۳۹۰ اعتقادات
۴ پردیس فارابی دانشگاه تهران ۱۳۹۱ کلام
۵ دانشگاه یزد ۱۳۹۲ کلام، جامعه شناسی
۶ دانشگاه معارف و قرآن اصفهان ۱۳۹۲ کلام
۷ دانشگاه آیت الله حائری میبد ۱۳۹۳ کلام
۸ پردیس فارابی دانشگاه تهران ۱۳۹۳ تاریخ
۹ شهید مطهری واحد زاهدان ۱۳۹۳ کلام
۱۰ دانشگاه گلستان ۱۳۹۳ جامعه شناسی
۱۱ دانشگاه گلستان ۱۳۹۴ کلام
۱۲ دانشکده هدی جامعه  الزهرا " ۱۳۹۴ کلام
۱۳ دانشگاه شهید مطهری; ۱۳۹۶ کلام

درس ها و دوره های شیعه شناسی، به مراکز آموزش عالی و وزارت علوم اختصاص ندارند؛ بلکه مراکز غیروابسته به وزارت علوم نیز وارد این عرصه شده اند و در حوزه مطالعات شیعی فعالیت جدی دارند. برخی از این مراکز به قرار زیر هستند:

ردیف نام دانشگاه یا موسسه سال تأسیس گرایش
۱   جامعه الزهرا " ۱۳۸۱ اعتقادات شیعی
۲ مرکز تخصصی شیعه شناسی ۱۳۸۷ اعتقادات شیعی
۳ مؤسسه آموزش عالی امام رضا ۱۳۸۹ کلام و تاریخ
۴ مرکز تخصصی امیرالمؤمنین اهواز ۱۳۹۱ اعتقادات شیعی
۵ مؤسسه آموزش عالی حوزوی علامه مجلسی ۱۳۹۱ کلام شیعی

پی نوشت:
[۱]. فهرست مراکز فعال در حوزه شیعه شناسی که در این پژوهش مورد نظر بوده اند، در ادامه مقاله درج شده است.

[۲]. ابوهلال عسکری می گوید: «فرق بین شیعه و جماعت آن است که شیعیان یک فرد جماعتی هستند که به آن فرد تمایل دارند». (عسکری، ۱۴۱۲، ص۳۰۷)

[۳]. منظور از این دسته، همان معصومان هستند که تمام اعتقادات، رفتارها و همه شئون فردی و اجتماعی آن ها دقیقاً با معیارهای حقیقی شیعه گری منطبق است و شاید تنها همین افراد مصداق شیعه واقعی باشند که با شیعه حقیقی انطباق تام دارد.

[۴]. تفاوت های دیگری نیز وجود دارد که مجال گسترده تری برای بحث می طلبد و ان شاء الله در فرصتی مقتضی به آن پرداخته خواهد شد.

مراجع

عسکری، ابوهلال، معجم الفروق اللغویه، قم، مؤسسه  النشر الاسلامی،  1412.
الجوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح تاج اللغه و صحاح العربیه، ط. الرابعه، بیروت، دارالعلم للملایین، ۱۴۰۷.
زبیدی، محمد مرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس، بیروت، المکتبه الحیاه، ۱۲۰۵.
ابن اثیر، النهایه فی غریب الحدیث، ط. الرابعه، قم، مؤسسه اسماعیلیان، ۱۳۶۴ ش.
ابن منظور، لسان العرب، قم، نشر ادب حوزه، ۱۴۰۵.
طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، ط. الثانیه، قم، مکتب نشر الثقافه الاسلامیه، ۱۴۰۸.
اشعری قمّی، سعد بن عبدالله، المقالات و الفرق، چاپ دوم، تهران، مرکز انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۰ش.
نوبختی، حسن بن موسی، فرق الشیعه، ط. الثانیه، بیروت، دارالأضواء، ۱۴۰۴.
 مفید، محمد بن محمد، اوائل المقالات، قم، المؤتمر العالمی للشیخ المفید، ۱۴۱۳.
النجاشی، احمد بن علی، رجال النجاشی، تحقیق سیدموسی شبیری زنجانی، ط. الخامسه، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، ۱۴۱۶.
العاملی، محمّد بن مکی (الشهید الاول)، الدروسالشرعیهفی فقه الامامیه، چاپ اول، قم، مؤسسه نشر الاسلامی، ۱۴۱۴.
العاملی، زین الدین بن علی (الشهید الثانی)، الروضهالبهیه فی شرح اللمعهالدمشقیه، چاپ اول، قم، حاشیه کلانتر، داوری، ۱۴۱۰.
السیوری الحلّی، مقداد بن عبدالله (فاضل مقداد)، التنقیح الرائع لمختصر الشرائع، تحقیق سیدعبداللطیف حسینی کوه کمری، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۴.
اندلسی، ابن حزم، الفصل فی الملل والأهواء و النحل، تعلیق احمد شمس الدین، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۶.
کوئن، بروس، مبانی جامعه شناسی، ترجمه غلامعباس توسلی و رضا فاضل، چاپ چهاردهم، تهران، سمت، ۱۳۸۲ش.

الشهرستانی، عبدالکریم، الملل والنحل، ط. الثالثه، تحقیق محمد بدران، قم، شریف رضی، ۱۳۶۴ش.

نویسنده:

احمد بهشتی مهر: استادیار دانشگاه قم

فصلنامه شیعه شناسی شماره ۵۶

ادامه دارد… 

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.