- نویسنده : حسین همتی نژاد
- ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۸
- کد خبر 103087
- ایمیل
- پرینت

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی خبرقم (قمنا)، آیتالله سید ضیاءالدین نیز به جای پدرش در مسجد جامع به تدریس تفسیر قرآن در سال 1325 ش پرداخته و در همین اوان مدیریت مدرسه خان محمدیه را هم عهدهدار بوده است.
در اینجا خلاصهای از زندگی مرحوم آیتالله سید ضیاءالدین و بازتاب فعالیت وی در نهضت امام خمینی (ره) که در اسناد ساواک به آن دست یافته و در این کتاب درج گردیده، یاد مینمائیم.
آیتالله سید ضیاءالدین استرآبادی در سال ۱۳۲۳ ق (۱۲۸۴ش) در شهر نجف به دنیا آمد. از آن جایی که وی از نوادگان امامزاده سیدعمادالدین حسینی علوی، مدفون در یکی از مضافات هزار جریب (منطقه گرگان و مازندران)، است و نسبتش به چند واسطه به حضرت زینالعابدین علیهالسلام میرسد، به عمادی استرآبادی نیز خوانده میشد. پدر دانشمندش آیتالله سید محمد امام جماعت شبستان استرآبادی مسجد جامع در سال ۱۲۹۵ ق (۱۲۵۶ش) در دشت گرگان تولد یافت و از شاگردان بزرگانی چون آخوند خراسانی (صاحب کفایه الاصول) و سید محمد کاظم طباطبائی یزدی (صاحب العروه الوثقی) بود.
آیتالله سید ضیاءالدین پس از طی مقدمات و سطح نزد پدر و آقا سید محمد وحید در تهران به قم رفت و در حوزه درس آیات عظام: حاج شیخ حسن فاضل، سید محمد تقی خوانساری، سید صدرالدین صدر و شیخ عبدالکریم حائری یزدی حاضر گردید و به مقام اجتهاد رسید. مراتب علمی و عملی او مورد تائید آیتالله سید محسن حکیم و آیتالله سید ابوالحسن اصفهانی قرار داشت. پس از درگذشت پدر بزرگوارش در قم در سال ۱۳۶۵ ق (۱۳۲۴ش)، که در یکی از حجرههای غربی صحن عتیق حضرت معصومه(س) به خاک سپرده شد، به تهران آمد و به جای پدرش در شبستان مذکور به اقامه جماعت و تبلیغ و ارشاد مردم و همچنین تدریس تفسیر قرآن کریم پرداخت و همزمان مدیریت مدرسه قدیمی خان محمدیه واقع در روبروی درِ غربی مسجد جامع در بازار نورزخان را به عهده گرفت.
آیتالله سیدضیاءالدین استرآبادی مورد احترام زیاد اساتیدش در قم بود به طوری که بنا به گفته آیتالله لطفالله صافی گلپایگانی، وقتی وی وارد جلسه درس میشد، آیتالله سید محمد تقی خوانساری تمام قد میایستاد و وی را تکریم مینمود. همچنین بنابر گفته فرزندش حاج سید حسین، مورد محبت و اعتماد بسیار آیتالله بروجردی قرار داشت و معظمله او را فرزند و سیدضیاءالدین ایشان را پدرجان خطاب میکردند و تجار تهران را برای حساب حقوق شرعی به ایشان ارجاع میداد و مکرر میفرمود: ایشان [سیدضیاءالدین] امین من هستند.
وی علاوه بر امامت جماعت، تبلیغ، تدریس و مدیریت حوزه علمیه خان محمدیه در نوشتن نیز پرتلاش بود و آثار ارزندهای به جامعه و دانشپژوهان عرضه داشت. کتابهایی مانند: اسلام و تشیع، طریقالحق، ابدیت روح، اهل ادب یا به سوی خدا، شرح زیارت جامعهکبیره، حجتالمنتظر، چرا شیعه شدم؟، رساله العقاید الامامیه، حواشی توضیحالمسائل آیتالله بروجردی و حواشی بر العروه الوثقی و …
او همچنین حسینیه استرآبادی را در محله پامنار تهران بنا نهاد که مورد استقبال و توجه علماء، طلاب، بازاریان و مردم قرار داشت.
مرحوم استرآبادی با شروع نهضت امام خمینی(ره) به حمایت از آن پرداخت. وی در تاریخ ۲۸/۱۲/۴۱ به همراه آیتالله غلامحسین جعفری و مصطفی مسجد جامعی، در پیروی از امام و آیات عظام قم، نوروز سال ۴۲ را عزا اعلام کرده و اطلاعیهای در اینباره صادر نمود.
او به همراه جمعی از علمای تهران عضو هیئت علمیه تهران بود و در آن فعالیت مینمود.
همکاری و همراهی با روحانیون مبارزی نظیر: آیتالله سیدعلی خامنهای، مقدسیان در ارتباط با مراجع.
دستگیری و بازداشت بعد از حادثه ۱۵ خرداد ۴۲.
آیتالله استرآبادی روز یکشنبه ۱۱/۷/۸۳ دعوت حق را اجابت نمود و در قطعه شماره ۴۴۴ حرم مطهر حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) به خاک سپرده شد.
۷ـ مسجد کوچک
بیرون صحن اصلی مسجد جامع بعد از عبور از دالان جنوبی و سرویس بهداشتی مسجد، مسجد کوچکی وجود دارد که جزء موقوفات مسجد جامع است. این مسجد برای افرادی ساخته شده بود که پس از استفاده از حمام شیخ در بازار میخواستند نماز خود را اقامه نمایند و یا کارگرانی که با همان لباس کار که معمولاً از تمیزی برخوردار نبود.
مساحت آن حدود بیست متر است. عدهای در دهه پنجاه آن را تصرف نموده و به مغازه تبدیلش کرده بودند تا این که آیتالله حسن سعیدی تهرانی در سال ۱۳۵۲ آن را پس گرفته و بازسازی مینماید و به حال سابقش برمیگرداند. مسجد کوچک مدتهاست بلااستفاده و در آن بسته است.
https://qomna.ir/?p=103087