×

منوی سایت

اخبار ویژه

امروز : جمعه / ۱۲ تیر / ۱۴۰۵  .::.   برابر با : Friday, 3 July , 2026

به گزارش قم نا ، آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی در ۱۲۶۰ هجری خورشیدی در خانواده ای اهل علم و تقوا در قم دیده به جهان گشود. پدرش آیت الله سید مصطفی از عالمان و مراجع بزرگ تقلید بود. وی در نوجوانی به کشور عراق مهاجرت کرد و پس از علم آموزی نزد پدر، در حوزه ی علمیه نجف اشرف به تحصیل پرداخت.

علاقه ی فراوان به کسب علم و دانش و هوش سرشار این فقیه مجاهد، وی را بسیار مورد توجه عالمان آن روزگار قرار داد. او در این دوره از درس و بحث استادان برجسته ای همچون میرزا محمدتقی شیرازی، آخوند خراسانی و میرزا حسن خلیلی بهره برد و در ۲۵ سالگی به درجه ی اجتهاد رسید.

تفکر آزادی خواهانه و ضد استبداد آیت الله کاشانی که ریشه در تعلیمات خانوادگی او داشت، در جوانی شکل گرفت و وی را به یکی از مخالفان سرسخت انگلیس در اشغال شهرهای مختلف کشور عراق تبدیل کرد به گونه ای که این روحانی نستوه رهبری نیروهای ملی این کشور در مبارزه با استعمار را برعهده گرفت. فعالیت های سیاسی آیت الله کاشانی به اندازه ای گسترش یافت که انگلیسی ها وی را مانعی برای پیشرفت خود دانستند و دستور اعدامش را صادر کردند اما این مرد سیاست و عمل، پیش از دستگیری، کشور عراق را به مقصد ایران ترک کرد و پس از چند روز توقف در شهر قم، در سی ام بهمن ۱۲۹۹ هجری خورشیدی وارد تهران شد.

پس از آغاز جنگ جهانی دوم و اشغال ایران به وسیله ی نیروهای متفقین، انگلیسی ها با انجام دادن توطئه هایی به دستگیری آیت الله کاشانی اقدام کردند اما او پنهان شد و تا یک سال به صورت مخفیانه به فعالیت های سیاسی خود در راه مبارزه با استعمار ادامه داد.

آیت الله کاشانی در انتخابات مجلس شورای ملی به عنوان نماینده ی مردم تهران انتخاب شد، اما با این وجود نیروهای انگلیس او را بازداشت و به دستور ارتش‍ متفقین از فهرست اسامی نمایندگان حذف کردند. آیت الله کاشانی سرانجام پس از ۱۶ ماه اسارت در بیست و چهارم مرداد ۱۳۲۴ هجری خورشیدی از زندان رهایی یافت و بعد از مدتی با استقبال با شکوه مردم وارد تهران شد.

این سیاستمدار وارسته که از وابستگی قوام نخست وزیر وقت به انگلیس و تلاش او برای برگزاری انتخابات دوره ی پانزدهم مجلس شورای ملی به صورت فرمایشی، آگاه بود، به روشنگری مردم در شهرهای گوناگون کشور پرداخت. نخست وزیر نیز از این اقدام آیت الله کاشانی برآشفت و او را در تیر ۱۳۲۵ هجری خورشیدی بازداشت و به بهجت آباد قزوین تبعید کرد. اما فشارهای سیاسی علما و مردم در این هنگامه سبب شد این مجاهد نستوه یک سال بعد از تبعید رها شود و به تهران بازگردد.

محمدرضا پهلوی پس از قوام، عبدالحسین هژیر را برای نخست وزیری به مجلس معرفی کرد، اما آیت الله کاشانی نیز که از وابستگی وی به استعمار آگاهی داشت به مخالفت با او پرداخت و در روزی که عبدالحسین هژیر برای گرفتن رای اعتماد راهی مجلس شده بود، مردم را برای راهپیمایی و حق خواهی به طرف مجلس شورای ملی هدایت و رهبری کرد. حکومت استبداد با مشاهده ی این اعتراض ها، مردم را مورد هدف گلوله قرار داد و عده ای از مخالفان استبداد را به شهادت رساند.

مبارزه های پی در پی آیت الله کاشانه در مخالفت با استبداد و استعمار سبب شد رژیم حاکم در آستانه ی تشکیل مجلس موسسان برای تغییر قانون اساسی این مبارز آزاده را به بهانه ی شرکت داشتن در ترور ناموفق محمدرضاپهلوی که در بهمن ۱۳۲۷ هجری خورشیدی روی داده بود، دستگیر و پس از زندانی کردن در قلعه ی فلک الافلاک خرم آباد به کشور لبنان تبعید کند.

آیت الله کاشانی در روزهایی که دور از وطن به سر می برد از حمایت و آگاه کردن مردم ایران کناره گیری نکرد و با ارسال اعلامیه های مختلف و توزیع آنها به وسیله ی شهید نواب صفوی به روشنگری این ملت آزادی خواه ادامه داد. این روحانی مجاهد پس از ترور هژیر و برگزاری انتخابات دوره ی شانزدهم مجلس شورای ملی، در بیستم خرداد ۱۳۲۹ هجری خورشیدی با عذرخواهی منصورالملک نخست وزیر وقت به وطن بازگشت.

هنگامه ای که رزم آرا به نخست وزیری رسید در تلاش برای تمدید و توسعه ی امتیاز نفت جنوب بر پایه ی قرارداد گس – گلشائیان برآمد، اما آیت الله کاشانی که از هدف های وی آگاهی داشت به این اقدام او معترض شد و بار دیگر مردم را از توطئه های دشمن آگاه ساخت. هزاران تن از مردم آزادی خواه تهران برای اعتراض و جلوگیری از ورود رزم آرا به مجلس در میدان بهارستان تجمع کردند. پافشاری رزم آرا برای ادامه ی این قرارداد ننگین سبب شد تا خلیل طهماسبی از اعضای فداییان اسلام در شانزدهم اسفند ۱۳۲۹ هجری خورشیدی به خیانت های وی پایان دهد و او را اعدام انقلابی کند.

در این زمان آیت الله کاشانی دستور برپایی تظاهراتی همگانی را صادر کرد که همگام با تلاش های محمد مصدق خواستار ملی شدن صنعت نفت شد و در نهایت با تلاش مردم آزادی خواه ایران طرح ملی شدن صنعت نفت در بیست و چهارم اسفند ۱۳۲۹ هجری خورشیدی از تصویب مجلس شورای ملی گذشت و در بیست و نهم اسفند همان سال به تصویب مجلس سنا رسید و اینگونه برگ زرین دیگری در تاریخ این مرز و بوم به ثبت رسید.

پس از حسین علاء، محمد مصدق در هفتم اردیبهشت ۱۳۳۰ هجری خورشیدی به نخست وزیری رسید و مورد حمایت آیت الله کاشانی قرار گرفت. وی با عهده دار شدن این وظیفه مراحل اجرایی ملی شدن صنعت نفت را پیگیری کرد و به این منظور پس از اثبات حقانیت ایران در دادگاه لاهه و شکایت از انگلیس به کشور بازگشت. مصدق به هنگامه ی آغاز فعالیت مجلس هفدهم شورای ملی، بار دیگر با رای قاطع نمایندگان ملت به عنوان نخست وزیر شروع به کار کرد. وی این بار پیش از تشکیل کابینه به منظور جلوگیری از کارشکنی های ارتش و دربار، خواستار افزایش اختیارهای خود و عهده دار شدن وزارت جنگ شد اما محمدرضا پهلوی با این درخواست مخالفت کرد و به همین دلیل محمد مصدق نیز استعفای خود را در بیست و پنجم تیر ۱۳۳۱ ارایه داد. محمدرضا پهلوی استعفای وی را به راحتی پذیرفت و قوام السلطنه را به جای او برگزید.

قوام پس از روی کارآمدن و محدود کردن آزادی های سیاسی مردم از نیروهای نظامی خواست نقاط حساس پایتخت را زیر نظر بگیرند. آیت الله کاشانی نیز بار دیگر به نخست وزیری او اعتراض کرد و در بیست و نهم تیر همان سال در گفت و گو با رسانه های داخلی و خارجی اعلام کرد: «… اگر قوام نرود اعلام جهاد می کنم و خودم کفن پوشیده با ملت در پیکار شرکت می نمایم…» مردم با مشاهده ی مخالفت های قاطعانه ی این سیاستمدار آگاه با وجود نیروهای نظامی در سی ام تیر به خیابان ها آمدند و با انجام تظاهراتی گسترده مخالفت خود را با ادامه ی نخست وزیری او اعلام کردند. قوام نیز دستور رویارویی با تظاهرکنندگان را صادر کرد و بدین شکل تعدادی از مردم به شهادت رسیدند.

محمدرضا پهلوی که اوضاع حکومت را نا به سامان دید، قصد داشت با دادن امتیازهایی به آیت الله کاشانی وی را از ادامه ی مبارزه بازدارد اما این روحانی مجاهد پیشنهادی های وی را نپذیرفت و گفت: «… اگر بی درنگ دکتر مصدق بر سر کار باز نگردد، شخصا به خیابان رفته و مبارزه مردم را مستقیما متوجه دربار می کنم…»

سرانجام استحکام و پایداری مردم به رهبری آیت الله کاشانی؛ محمدرضا پهلوی را تسلیم کرد و در نهایت بار دیگر محمد مصدق به نخست وزیری انتخاب و وزارت جنگ نیز به وی واگذار شد. محمد مصدق سی و یکم تیر را به منظور گرامیداشت شهدای قیام خونین مردم تعطیل عمومی اعلام کرد و مجلس شورای ملی نیز آن را قیام ملی و شهدای آن روز را شهدای ملی نام داد.

اماپس از مدتی به دلیل شکل گیری اختلاف عمیق فکری و سیاسی میان محمد مصدق و آیت الله کاشانی از رهبران این نهضت؛ زمینه های ضعف در نهضت به وجود آمد که باعث بروز کودتای بیست و هشتم مرداد ۱۳۳۲ هجری خورشیدی و سقوط دولت محمد مصدق شد.

آیت الله کاشانی بعد از این رویدادها نیز از پای ننشست و با ادامه ی روشنگری مردم نسبت به اوضاع کشور، در نامه ای به دبیر کل وقت سازمان ملل، جامعه ی جهانی را از اوضاع نابسامان کشور آگاه ساخت.

سرانجام آیت الله کاشانی عالم سیاستمدار و مبارز پس از عمری مجاهدت و تلاش در بیست و سوم اسفند ۱۳۴۰ هجری خورشیدی چشم از جهان فرو بست و به دیار حق شتافت.

منبع : ایرنا 

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.