×

منوی سایت

اخبار ویژه

امروز : پنجشنبه / ۱۱ تیر / ۱۴۰۵  .::.   برابر با : Thursday, 2 July , 2026

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی خبر قم ، حضرت آیت الله مظاهری، قاطعیت در گفتار  را از نگاه قرآن و اهل بیت (ع)، تفسیر و تشریح نمودند، متن  اظهارات این مرجع تقلید به شرح ذیل است:

آیۀ شریفۀ «إِنَّ ناشِئَهَ اللَّیْلِ هِیَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قیلا» [1] پس از اشاره به تقویت اراده، از «قاطعیّت در گفتار» به عنوان ابزار مهمّ دیگری که کاربرد مؤثّری در موفّقیّت انبیای الهی (ع) داشته است، یاد می ‌کند.

ارادۀ فولادی و قاطعیّت در کلام، دو ابزار مهم و اساسی برای پیشرفت اهداف انبیاء الهی (ع) به شمار می ‌رود و قرآن کریم اشارات فراوانی بر استفادۀ پیامبران (ع) از این دو ابزار دارد. مثلاً حضرت ابراهیم (ع) در حالی که نسبت به مردم رئوف و مهربان است، امّا با قاطعیّت خاصّی به آنان می‌ گوید: «أُفٍّ لَکُمْ وَ لِما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَ‌ فَلا تَعْقِلُون» [2]

همچنین رسول اکرم (صلی الله علیه وآله و سلم) هنگامی که مشاهده‌ می ‌کنند مشرکین سخن حق را نمی ‌پذیرند، قاطعانه خطاب به آنان می ‌گویند: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏، قُلْ یا أَیُّهَا الْکافِرُونَ، لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ، وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ، وَ لا أَنا عابِدٌ ما عَبَدْتُّمْ، وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُد،لَکُمْ دینُکُمْ وَ لِیَ دینِ» [3]

* قاطعیت پیامبر اکرم (ص)

با نگاهی به سیرۀ پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله و سلم) نمونه ‌های فراوانی از قاطعیّت آن حضرت در برابر مشرکین نمایان می ‌گردد. هنگامی که سران عرب دریافتند رسالت آن نبیّ گرامی (ص)، تهدیدی برای منافع آنان محسوب می ‌گردد، به آن حضرت پیغام دادند، اگر زن می ‌خواهی، بهترین زنان عرب را به عقد تو در می ‌آوریم؛ اگر طالب ریاست هستی، ریاست تو را بر اعراب تأیید می ‌کنیم؛ اگر خواهان ثروت هستی،‌ اموال بی ‌نظیری در اختیار تو می ‌گذاریم، فقط از داعیۀ خود دست بردار.

پیامبر گرامی (صلی الله علیه وآله و سلم) در پاسخ به مشرکین فرمودند: اگر خورشید را در یک دست و ماه را در دست دیگر من قرار دهید، دست از رسالت خود بر نمی‌ دارم. [۴] هرکس طالب سعادت دنیا و آخرت است، باید بگوید: «لااله‌الاالله».

رسول خدا (ص) با همین قاطعیّت پس از تحمّل آن مصائب کمرشکن، بر مشرکین مسلّط شد و با عزّت و سربلندی مکّه را فتح نمود.

قاطعیّت در گفتار در سیرۀ اهل بیت عصمت و طهارت (سلام الله علیهم) نیز نقش برجسته ‌ای دارد. ائمّۀ اطهار(سلام الله علیهم) در برابر غاصبان و حاکمان جور، از بیان کلام حق باکی نداشتند و همواره به بیان اصول اسلام، تشیّع و افشاگری ظلم ظالمان می ‌پرداختند.

* قاطعیت حضرت زینب (س)

بیان جملات «مَا رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلا» [5] و «ثَکِلَتْکَ أُمُّکَ یَا ابْنَ مَرْجَانَه» [6] توسّط حضرت زینب (سلام الله علیها) در مجلس ابن زیاد، و یا گفتن جملۀ «أَ مِنَ الْعَدْلِ یَا ابْنَ الطُّلَقَاء» [7] در مجلس یزید که کاخ ظلم بنی ‌امیّه را لرزانید، حاکی از قاطعیّت زینب مظلومه (سلام الله علیها) در گفتار است که از پدر، مادر و برادران خود آموخته بودند.

* قاطعیت در امر به معروف و نهی از منکر

در هر امری قاطعیّت در کلام، لازم است و قطعاً پیروزی در برنامه ‌ها و پیشرفت در امور، بدون قاطعیّت در گفتار میسّر نخواهد شد. حتّی در آموزه ‌های قرآن و عترت (سلام الله علیهم) در بحث امر به معروف و نهی از منکر، از واژه ‌های «امر» و «نهی» استفاده کرده ‌اند. یعنی انجام این عبادتِ با فضیلت باید آمرانه باشد و تواضع در مقابل گناهکار، صحیح نیست. البته در امر به معروف و نهی از منکر، قاطعیّت در کلام باید با تلطّف و مهربانی و نیز اقامۀ دلیل همراه باشد و پرخاشگری در مرتبۀ اوّل، تا آنجا که به قاطعیّت در کلام ضربه نزند، بجا است.

* قرآن چگونه قاطعیت در گفتار را آموزش می دهد؟

قرآن کریم، نحوۀ همراهی «قاطعیّت در گفتار»، «تلطّف» و «بیان استدلال» را به خوبی آموزش می ‌دهد. هنگامی که لقمان حکیم فرزند خود را از شرک به خداوند نهی می ‌کند، با عبارت «یَا بُنَیّ»، او را مورد مهر و محبت خود قرار می‌ دهد و با قاطعیّت می ‌گوید:‌ «لا‌تُشْرِکْ بِاللَّهِ»، و دلیل آن را در جملۀ «إِنَّ الشِّرْکَ ‌لَظُلْمٌ عَظیمٌ» بیان می ‌دارد:

«وَ إِذْ قالَ لُقْمانُ لاِبْنِهِ وَ هُوَ یَعِظُهُ یا بُنَیَّ لا تُشْرِکْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظیمٌ» [8]

* رودربایستی، اهرم شیطان اِنسی و جنّی

افرادی که قصد سیر و سلوک دارند، باید در مقابل گناه با قاطعیّت برخورد کنند و بدانند که از مهارهای بزرگ شیطانِ درون و شیطان برون، رودربایستی است که بسیاری از مردم را دچار ذلت و بدبختی کرده و می ‌کند.

نجّاشی یکی از اصحاب امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) است. او فردی شاعر و با ذوق بود، امّا رفیق بد در روزۀ ماه مبارک رمضان او را با رودربایستی به داخل خانه کشاند و به او شراب داد. روزه‌ دار بود و به سمت مسجد می ‌رفت، ولی رو دربایستی و رفیق بد موجب شد روزۀ خود را با حرامی همچون شراب افطار نماید. وقتی امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) از موضوع مطلّع شدند، نجاشی را احضار کردند و حدّ شراب خوردن در ماه مبارک رمضان را بر او جاری کردند. هرچه سایرین به امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) گفتند: نجاشی از شخصیّت اجتماعی برخوردار است و حد زدن او خطر دارد، آن حضرت نپذیرفتند و با قاطعیّتِ خاصّی حد را جاری کردند. نجاشی در اثر این برخورد قاطع قهر کرد و به نزد معاویه رفت. [۹]

سقوط و تباهی نجاشی از عدم قاطعیّت در برابر گناه سرچشمه می ‌گیرد. اگر او قاطعانه دعوت رفیق خود را رد می ‌کرد و رودربایستی نمی‌ کرد، اینچنین هلاک نمی ‌شد. همچنین قاطعیّت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در جاری ‌کردن حکم خداوند متعال، باید سرمشق زندگی انسان ‌ها باشد.

سالک باید در مقابل شیاطینِ درون و برون، شیاطین إنسی و جنّی، نفس امّاره و هوا و هوس، از خود قاطعیّت نشان دهد.

* در آخرالزمان این خصلت برخی را جهنمی می کند

در روایات آمده است که در دورۀ آخرالزّمان چون مردان قاطعیّت دینی ندارند، توسط زن و بچّۀ خود جهنّمی می ‌شوند. زیرا آنها طالب تشریفات و تجمّلات دنیوی هستند و مرد مجبور است از راه گناه تأمین نماید.

امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در روایتی می ‌فرمایند: شقی ‌ترینِ افراد کسی است که دین خود را به دنیای دیگران بفروشد؛ «أَشْقَی النَّاسِ مَنْ بَاعَ دِینَهُ بِدُنْیَا غَیْرِه» [10]

کسی که در اثر عدم قاطعیّت در گفتار و ضعف اراده، مجبور می ‌شود همۀ خواسته‌ های دنیوی خانواده و اطرافیان خود را تأمین کند، با توجّه به اینکه تقاضای تجمّلات و زر و زیور دنیا حدّ یقف ندارد و روز به روز بیشتر می ‌شود، به کسب روزی از راه حرام روی خواهد آورد و نهایتاً باید به خاطر تأمین دنیای دیگران وارد جهنّم شود.

نتیجه؛ همان طور که ارادۀ قوی ابزاری مهم برای پیشرفت سیر و سلوک به شمار می ‌آید، «قاطعیّت در گفتار» و «استقامت در رفتار» نیز ابزار اساسی دیگری است که در سلوک معنوی انسان نقشی برجسته و کاربردی ویژه دارد.

* راهکارهای تحصیل قاطعیّت در گفتار

* خداترسی

بنابر تصریح قرآن کریم، شب بیداری و نافلۀ شب، موجب قاطعیّت انسان در گفتار می ‌شود: «إِنَّ ناشِئَهَ اللَّیْلِ هِیَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قیلا» [11]

در روایات شریف اهل ‌بیت (سلام الله علیهم) نیز علاوه بر نماز شب، از تقوا به عنوان عامل مؤثّری جهت تقویت قاطعیّت کلام آدمی یاد شده است.

امام صادق (سلام الله علیه) می ‌فرماید: اگر کسی از خدای متعال خوف داشته باشد، یعنی روح خداترسی در عمق جان او حکمفرما شود، خداوند خوف از او را در اشیاء قرار می ‌دهد؛ و اگر روح خشیت از خداوند در کسی نباشد و از خدای سبحان هراسی نداشته باشد، خدای تعالی ترس از همه چیز را به جان او می ‌اندازد؛ «مَنْ خَافَ اللَّهَ أَخَافَ اللَّهُ مِنْهُ کُلَّ شَیْ‏ءٍ وَ مَنْ لَمْ یَخَفِ اللَّهَ أَخَافَهُ اللَّهُ مِنْ کُلِّ شَیْ‏ء» [12]

به عبارت دیگر آدمی که تقوا پیشه کند و از خدا بترسد، از هیچ موجودی نخواهد ترسید و کسی که از خدا نترسد، در مقابل همۀ اشیاء هراسان و ذلیل خواهد بود.

* اطاعت از خداوند

امام مجتبی (سلام الله علیه) نیز در روایت دیگری به همین موضوع اساسی اشاره می ‌فرماید: «وَ إِذَا أَرَدْتَ عِزّاً بِلَا عَشِیرَهٍ وَ هَیْبَهً بِلَا سُلْطَانٍ فَاخْرُجْ مِنْ ذُلِّ مَعْصِیَهِ اللَّهِ إِلَی عِزِّ طَاعَهِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل» [13]

امام حسن مجتبی (سلام الله علیه) می‌فرماید: اگر می ‌خواهی عزّت، هیبت و شخصیّت داشته باشی، باید از لباس ذلّت معصیت بیرون بیایی و لباس عزّت اطاعت را بر تن کنی. اگر می‌ خواهی نزد دوستان خود عزیز و در نظر دشمنان با شخصیّت و با ابهّت باشی، اگر می ‌خواهی همه از تو حساب ببرند، اگر می‌ خواهی شخصیت اجتماعی داشته باشی، اگر می ‌خواهی در میان مردم با آبرو زندگی کنی، اگر می ‌خواهی محبّت تو در قلب همه نفوذ کند و کلامت نافذ باشد، باید این عزّت را از راه عبادت به دست بیاوری و لباس ذلّتِ گناه را از تن خود خارج کنی.

به تجربه نیز اثبات شده که اگر کسی تقوی پیشه کند و روح خداترسی در عمق ذات او رسوخ نماید، قاطعیّت، ابهّت و شخصیّت اجتماعی پیدا خواهد کرد.

پی نوشت ها:

[۱]. المزّمّل / ۶

[۲]. الأنبیاء / ۶۷: «اُف بر شما و آنچه بجای خدا می‌ پرستید، آیا نمی ‌اندیشید؟»

[۳]. الکافرون / ۶-۱: «بگو ای کافران! آنچه را که شما می ‌پرستید هرگز من نمی ‌پرستم، و نه هرگز شما پرستنده آن هستید که من می ‌پرستم، و نه هرگز من پرستنده آنم که شما می ‌پرستید، و نه هرگز شما پرستنده آن هستید که من می ‌پرستم، دین شما از آن خودتان و دین من از آنِ من».

[۴]. سیره النبویّه (ابن هشام)، ج ۱، ص ۲۶۵ و نیز بحارالأنوار، ج ۱۸، ص ۱۸۲

[۵]. اللهوف، ص ۱۶۰.

[۶]. بحارالأنوار، ج ۴۵، ص  115.

[۷]. اللهوف، ص ۱۸۱.

[۸]. لقمان / ۱۳: «و هنگامی که لقمان به پسرش در حالی که او را پند می ‌داد گفت: ای پسر عزیزم! برای خدا شریک و همتا قرار مده، زیرا شرک ظلمی بس بزرگ است».

[۹]. المناقب، ج ۲، صص ۱۴۸-۱۴۷.

[۱۰]. غرر الحکم و درر الکلم، ص .۱۶۷

 [11]. المزّمّل / ۱.

[۱۲]. الکافی، ج ۲، ص ۶۸ .

[۱۳]. کفایه الاثر، ص ۲۲۶.

منبع : حوزه

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.