×

منوی سایت

اخبار ویژه

امروز : چهارشنبه / ۱۰ تیر / ۱۴۰۵  .::.   برابر با : Wednesday, 1 July , 2026

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی خبر قم ، ابوالفضل الماسی از مبارزان زمان طاغوت درقم و رزمنده ۸سال دفاع مقدس در گفتگو با ثامن اظهار داشت: شاه با مشاورین خود و با سران آمریکایی مشورت می‌کرد و به این نتیجه می‌رسید که اگر قم ساکت شود کل ایران ساکت می‌شود  شاه همیشه از قم ترس ویژه‌ای داشت به همین دلیل شاه نیروهای خشن و بی‌دین که توسط اسرائیل آموزش‌دیده بودند در قم مستقر کردند تا اعتراض‌ها را سرکوب کنند، نیروهای گاردی وارد قم شده بودند که قمی‌ها به آن‌ها می‌گفتند پرورش گاهی و بسیار شکنجه‌گر و بی‌رحم بودن‌اند و به زن و بچه و کوچک و بزرگ رحم نمی‌کردند.

بچه‌های قم خیلی زرنگ و باهوش هستند اینکه درگیری‌ها در خیابان چهار مردان و یا همان انقلاب رخ می‌داد به این دلیل بود که از همه خیابان‌های مهم قم توسط کوچه‌پس‌کوچه به این خیابان راه داشت و زمانی که نیروهای شاه تظاهرکنندگان و شعار دهندگان را دنبال می‌کردند نمی‌توانستند آن‌ها را دستگیر کنند همان‌طور که امام فرمود زنان نقش به سزایی در انقلاب داشتند البته در اینجا باید به نقش زنان شجاع قمی هم اشاره کرد  زیرا در هنگان درگیری‌ها درب‌های منازل را بارز می‌گذاشتند تا مبارزان بتوانند از طریق پشت‌بام‌ها فرار کنند.

الماسی گفت: ساواک یکی از رفقای من را دستگیر کرد برای شکنجه او را به یک‌تخت فلزی بستند و با آتش سیگار پشت کمرش نوشتند جاوید شاه تا اعتراف کند و دوستانش را لو بدهد اما این کار را نکرد، سپس با چراغ کوره‌ای چیزی شبه به همین چراغ‌هایی که برای نصب ایزوگام‌ها استفاده می‌شود بدنش را سوزاند تا به حرف بیاید زیر همین شکنجه‌ها شهید شد اما کسی را لو نداد این قیمت انقلاب اسلامی ایران است که باید نسل‌های جدید بدانند.

یکی دیگر از هم‌رزمانم را برهنه کردند و داخل بشکه۲۰۰لیتری گذاشتند داخل آن شیشه شکسته ریختن و روی زمین‌غلت می‌دادند تا اعتراف کند انقلاب یعنی این‌ها، آقای هاشمی نژاد نماینده مردم مشهد را ساواک دستگیر کرد پشت کمرش را با اتوی داغ سوزاندند که چرا در تظاهرات شرکت می‌کنید،آیت‌الله سعیدی پدر بزرگوار امام‌جمعه قم زیر شکنجه‌های رژیم شاه شهید شد،بعد از انقلاب که مردم وارد زندان اوین شدن به تلی از ناخن‌هایی کشیده شده برخورد کردند این دموکراسی بود که آمریکا برای شاه تعریف می‌کرد،توصیه می کنم همه جوانان از موزه عبرت حتی برای یکبار هم که شده دیدن کنند.

جانباز سرافراز سید عباس خوش‌رو از مبارزان انقلابی و رزمنده ۸سال جنگ تحمیلی از اهالی روستای صرم قم در گفتگو با ثامن اظهار داشت: :بزرگ‌ترها که برای راهپیمایی به قم می‌آمدند ما را با خود نمی‌بردند در روستای ما یک مینی‌بوس بود که به قم می‌آمد اما ما را سوار نمی‌کرد من چند نفر از دوستانم هم سر جاده می‌ایستادیم تا با ماشین‌های گذری به قم برویم، در قم اعلامیه‌های و عکس‌های امام را پخش می‌کردیم و به روستا می‌آوردیم در راهپیمایی‌ها شرکت می‌کردیم، چون عکس‌های امام را با هزینه شخصی تهیه و پخش می‌کردیم برای تأمین هزینه فعالیت‌های خود نصف عکس‌های امام رامی فروختیم و نصف دیگرش را به‌صورت رایگان پخش می‌کردیم.


 اردیبهشت سال ۵۷ دریکی از سفرها به قم آمدم، تانک‌های رژیم شاه از سه‌راه خیابان آذر به سمت خیابان آذر درحرکت بودند،نورافکن‌های تانک‌ها روشن بود و با مسلسل گلوله مشقی شلیک می‌کردند و رعب و وحشت ایجاد می‌کردند می‌گفتند حکومت‌نظامی است نمی‌دانستم حکومت‌نظامی یعنی چه ، زن و مرد و بچه از ترس فرار می‌کردند و گاهی زمین می‌خوردند و به سمت میدان پامنار حرکت می‌کردند به‌طرف گاراژی که در آنجا بود رفتند و پناه گرفتند من هم به دنبال آن‌ها در گاراژ پناه گرفتم نیروهای  گارد دیدند مردم  در یک مغازه نجاری پناه گرفتند اما بازهم تانک‌های خود را وارد میدان کردند و شروع به کوبیدن درکردند و گفتند اگر بیرون نیاید مغازه را آتش می‌زنیم اما مردم سکوت کرده بودند و جواب نمی‌دادند نیروهای گارد هم تصور کردند مردم ازآنجا رفته‌اند آن‌ها هم پراکنده شدند یک ساعت بعد که اوضاع آرام شد بیرون آمدیم و من به صرم بازگشتم و ماجرا را تعریف کردم و گفتم که ما برای راهپیمایی نرفته بودیم اما نیروهای شاه فقط به دلیل رفت‌وآمد عادی مردم با تانک آن‌ها را دنبال می‌کردند و گلوله مشقی شلیک می‌کردند.

هر کس آن زمان  کفش کتانی می‌پوشید مانوران او را دستگیر می‌کردند و مجبورش می‌کردند کفش‌هایش را دربیاورد و پابرهنه برود، زیرا کفش کتانی راحت بود و فرار را آسان می‌کرد این رژیم چنان بزدل بود از اینکه یک جوان کفش کتانی بپوشید ترس داشتند نکند برای پخش اعلامیه آمده و می‌خواهد به‌راحتی فرار کند.

این کتانی چینی چنان رژیم شاه را حساس کرده بود که اگر پاشنه کفش پایین بود کاری نداشتند اما اگر کفش به‌صورت کامل در پا قرار داشت مجبور می‌کردند فرد کفشش را دربیاورد و پابرهنه برود.


مهدی صادقی برادر شهیدان محمد و علی صادقی ازجمله مبارزان انقلابی در گفتگو با خبرنگار ثامن اظهار داشت: مردم و کسبه با روحانیت اصیل رابطه خوبی داشتند البته آن زمان هم روحانیون درباری وجود داشتند اما مردم بصیر قم باراهنمایی‌های امام خمینی، روحانیت اصیل و آن‌هایی که پیرو ولایت بودند را تشخیص داده بودند و از آن‌ها پیروی می‌کردند، همبستگی خاصی بین مردم  محله چهار مردان  بود، تا جایی که وقتی بچه‌های مبارز از دیگر محله‌های قم می آمدند وسیله پذیرایی برایشان فراهم بود، شاید این نکته کمتر گفته‌شده باشد اما نباید نقش زنان و مادران قمی در انقلاب فراموش شود، زنان قمی چادربه‌سر کرده و ساعت‌ها پشت درب خانه‌ها می‌نشستند تا اگر تظاهرات منجر به درگیری شد فوراً درب منازل را باز کنند و مبارزان وارد شوند و درب را می‌بستند تا جوانان  از طریق پشت‌بام منازل فرار کنند.

صادق گفت: می‌توان گفت مرکز هسته‌ای انقلاب و مبارات انقلابی در آن زمان قم بود ابتدا به خاطر این‌که قبل امام خمینی در قم بودند و شاه هم از نفوذ روحانیت در میان مردم آگاه بود، سطح آگاهی مردم قم بسیار بالاتر بود استارت انقلاب اسلامی از قم زده‌شده بود پس طبیعی بود رژیم طاغوت به قم حساس باشد.

در روزهای نزدیکی پیروزی انقلاب نیروهای شاهنشاهی به‌صورت وحشیانه به مردم و تظاهرکنندگان حمله می‌کردند، ما هم برای دفاع از خود نارنجک‌های دستی درست می‌کردیم که نامش را سه‌راهی گذاشته بودیم، و به‌طرف گاردی‌ها پرتاب می‌کردیم، دریکی از درگیری‌ها این سه‌راهی‌ها به دستمان نرسید و نیروهای گارد در حال نزدیک شدن بودند، غنوید در خانه همه قمی‌ها پیدا می‌شود(با خنده)یکی از دوستانم این غنوید را با یکپارچه بسته‌بندی کرد و به سمت  ماشین‌های گارد پرتاب کرد آن‌ها هم از بس بزدل و ترسو بودند گمان کردند سه‌راهی پرتاب‌شده است از ترس پراکنده شدند و فرار کردند.

منبع: ثامن

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.