×

منوی سایت

اخبار ویژه

امروز : پنجشنبه / ۱۱ تیر / ۱۴۰۵  .::.   برابر با : Thursday, 2 July , 2026

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی خبر قم ،  گویا قرار است تا ابد برچسب «محله آسیب‌خیز» برای این‌گونه محلات وجود داشته باشد. این در حالی است که کودکان و نوجوانان این مناطق در بستر ناامن این محلات رشد می‌یابند و با وجود آسیب‌های مختلف در محل زندگی مشخص نیست چه سرنوشت پربحرانی در انتظار آنها باشد.

بر اساس آمار‌های رسمی، سه استان ایلام، یزد و تهران جرم‌خیزترین استان‌های ایران و سه استان سیستان و بلوچستان، قم و زنجان در رده‌های آخر به لحاظ جرم‌خیزی هستند. کارشناسان دلایل مختلفی برای وقوع جرایم ذکر می‌کنند، اما تقریبا همه متفق‌القولند که محیط زندگی بر وقوع جرایم تاثیر انکارناپذیری دارد. بر این اساس زندگی در مناطق حاشیه‌ای و جرم‌خیز می‌تواند تمایل به جرم را در افراد افزایش دهد. محلات جرم‌خیز محلاتی هستند که در آنها میزان آسیب‌های اجتماعی و به تبع آن جرایم بیشتر از میانگین است. در بسیاری از شهر‌های کشور کانون‌های جرم وجود دارند که اغلب این کانون‌ها در ارتباط با مساله حاشیه نشینی و مهاجرت شکل گرفته‌اند.

علی‌اصغر مقدم کارشناس جزا و جرم‌شناسی با بیان اینکه کنترل غیررسمی در مقابل کنترل رسمی تاثیر بیشتری در پیشگیری از جرم دارد، می‌گوید: «در کنترل رسمی که از طریق پلیس و دستگاه عدالت اعمال می‌شود، فرد احساس امنیت بیشتری می‌کند و خود را از چشمان ناظر به‌دور می‌بیند و احتمال به دام افتادن خود را کم می‌داند، اما همین فرد در نزدیکی خانواده و دوستان خود از جرایم فاصله می‌گیرد یا اینکه با احساس خطر و اضطراب بیشتری مرتکب جرم می‌شود.» بر این اساس می‌توان عنوان کرد مهاجرت و دوری از خانواده و خویشاوندان می‌تواند تا حد زیادی در وقوع جرم موثر باشد، به ویژه اگر افراد مهاجر از نظر اقتصادی و اجتماعی وضعیت مناسبی نداشته باشند و برای مثال مجبور به زندگی در حاشیه یک شهر بزرگ باشند.

آمار‌های متفاوتی در مورد حاشیه‌نشینی در ایران وجود دارد. در حالی که برخی اظهارنظر‌ها حاکی از این است که تعداد حاشیه‌نشینان در ایران ۱۰ میلیون نفر هستند، برخی اظهارنظر‌ها از وجود ۱۸ میلیون حاشیه‌نشین در کشور حکایت دارد. بررسی‌ها نشان می‌دهد حاشیه‌نشینی ارتباط مستقیمی با افزایش تعداد کانون‌های جرم‌خیز و به تبع آن جرایم دارد. در دهه‌های اخیر مهاجرت از روستا‌ها و شهر‌های کوچک به شهر‌های بزرگ افزایش یافته و همین مساله به افزایش تعداد حاشیه‌نشین‌ها و کانون‌های جرم‌خیز انجامیده است. وجود مناطق جرم‌خیز در شهر‌های مختلف در بسیاری موارد مشکلات متعددی برای ساکنان این مناطق و همچنین دیگر شهروندان ایجاد کرده است.

ناامنی به دلیل نبود تعلق خاطر

یک پژوهشگر مسائل اجتماعی درباره محلات آسیب‌خیز در ایران به «آرمان» می‌گوید: در مناطق قدیمی شهرها به دلیل سابقه طولانی بافت‌های فرسوده به مناطق جرم‌خیز تبدیل شده‌اند و این تصور می‌رود که ساکنان قدیمی به دلیل پاره‌ای از مسائل از جمله قرار گرفتن این مناطق در نقاط کور، قدیمی بودن منازل مسکونی و مستحکم نبودن آن، این محلات را ترک کرده و به جای دیگر نقل مکان کرده‌اند و در عوض افراد ناآشنایی که اغلب مهاجر هستند جایگزین ساکنان قدیمی محلات شده‌اند.

ثریا عزیزپناه با بیان اینکه ساکنان جدید وابستگی و تعلق خاطر به این مناطق و موقعیت اجتماعی آن ندارند، عنوان می‌کند: به علت بافت‌های قدیمی و فرسوده،‌ نزدیک بودن به مراکز تجاری و بی‌بهره بودن از تمام مبادلاتی که انجام می شود گروه زیادی از معتادان،‌ خرده‌فروشان و توزیع کنندگان مواد مخدر در این مناطق سکنی گزیده و حاشیه‌نشین شده‌اند. او با اشاره به ویژگی‌های افراد حاشیه‌نشین و تفاوت آنها می‌گوید: در واقع حاشیه‌نشینی در مناطق شهری اطلاق به مکانی می‌شود که منازل مسکونی و سرپناه افراد ناپایدار و موقتی بوده و از استحکام مناسبی برخوردار نیستند و از مصالح درجه دو و سه برای ساخت آنها استقاده شده است و اغلب کوچه‌ها نامنظم، ‌تو در تو و کم عرض هستند. آب، برق، تلفن و گاز ندارند و فاضلاب هم مشکل دارد.

جرم و بزهکاری در این مناطق زیاد است و نرخ بیکاری و بیسوادی هم بالاست و افراد به مشاغل کاذب و خرده‌فروشی روی می‌آورند. به گفته عزیزپناه با این شرایط کسانی در این مناطق سکونت می یابند که اغلب مهاجران بین شهری هستند و هنوز با مکان جدید انس نگرفته‌اند. آنان دچار انواع آسیب‌ها می‌شوند و قابلیت خاصی برای پیدا کردن شغل ندارند و به دلیل عدم تمکن مالی،‌ نداشتن سرمایه،‌ مهارت و تحصیلات، برای سکونت محله‌های ارزان را انتخاب کرده و در نهایت به حاشیه می‌روند.

به گونه ای که هم خود را جدای از مردم شهر می‌دانند و هم شهرنشینان به دیده تحقیر و به اصطلاح مردم پایین شهر به آنان می‌نگرند. این پژوهشگر اجتماعی بیان می‌کند: فقر به منزله محرومیت از قابلیت در نظر گرفته می شود. در این معنا ملاک تشخیص فقر و محرومیت، دستیابی به کارکردهایی در زندگی است که برای افراد مطلوب و ارزشمند است. از جمله این کارکردها تغذیه کافی و مناسب، برخورداری از خدمات بهداشتی و درمانی، دسترسی به آموزش و پرورش، مشارکت در اخذ تصمیمات گروهی و… است.

همچنین برخی افراد یک محله نیز به علت عدم برخورداری از درآمد کافی و محرومیت‌ها به انواع آسیب‌ها و بزهکاری روی می‌آورند و حتی برای کسانی هم که مستقیم با آسیب در ارتباط نیستند با وجود هم‌جواری صدمه وارد می‌کنند که به نوبه خود تبعات و عواقبی را به دنبال دارد که شامل ناامنی حتی در تردد و عبور و مرور اهالی محله به علت حضور معتادان و ساقیان مواد مخدر نیز می‌شود.

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.