×

منوی سایت

اخبار ویژه

امروز : پنجشنبه / ۱۱ تیر / ۱۴۰۵  .::.   برابر با : Thursday, 2 July , 2026

 

چکیده

بازشناسی اندیشه‌ها و رفتارهای فرق و مذاهب اسلامی یکی از نیازهای علمی جامعه به شمار می‌آید. زیرا می‌تواند به شناخت دیدگاه‌های مختلف اعتقادی و مذهبی که در ادوار مختلف تاریخ اسلامی وجود داشته و آثاری که از خود بر جای گذاشته کمک کند. از جمله این فرق که تأثیرات درخور توجهی داشته، فرقه خطابیه است. رئیس این فرقه محمد بن مقلاص اسدی، معروف به ابوالخطاب بوده که در نیمۀ نخست سدۀ دوم، افکار غالیانه را ترویج می‌کرده و پیروانی داشته است.

نوشتۀ پیش رو به این سه مسئله پاسخ داده است: ۱. چه عواملی سبب غلو آنان بوده است؟ ۲. آیا این فرقه زمینه‌های جعل حدیث را فراهم کرده است؟ ۳. امامان (ع) چه واکنشی به این جریان داشته‌اند؟ بررسی منابع فرقه‌شناختی، حدیثی و رجالی نشان می‌دهد رسیدن به منافع مادی و برخی اهداف سیاسی و ریاست‌طلبی از مهم‌ترین انگیزه‌های غلو خطابیه بوده است و عمده‌ترین بسترهای جعل حدیث را آنان، به‌ویژه در زمینه فضایل و علم غیب ائمه (ع) و نیز حوزه‌های کلامی همچون اعتقاد به حلول خداوند در اشخاص فراهم کردند. روش به‌‌کاررفته در این پژوهش توصیفی- ‌تحلیلی است.

کلیدواژه ها

خطابیه، غلو، جعل حدیث، ائمه (ع)، امام‌ صادق (ع)

مقدمه

 شکل‌گیری فرق اسلامی، از جمله فرق تشیع و نیز اندیشه‌ها و اقداماتی که آنان انجام داده‌اند، بر اساس علل و عوامل و زمینه‌هایی بوده که آگاهی از آنها می‌تواند در شناخت صحیح از سمت و سوگیری‌های آنان و نحوۀ تأثیرگذاری بر جریان‌های پسینی در ادوار مختلف کمک شایانی کند.

 یکی از این فرق، فرقۀ خطابیه بوده که باورهای آنان و عملکردی که داشته‌اند، تبعات بسیاری از خود بر جای گذاشته است که هر کدام تحقیق خاص خود را می‌طلبد. از جملۀ آنها موضوع غلو است که در تاریخ بشری دامنه‌ای گسترده دارد که بدون استثنا گریبان‌گیر همۀ ادیان و مذاهب و مکاتب، اعم از الاهی و غیرالاهی، در طول تاریخ شده است و نتیجۀ آن ترسیم چهره‌ای تحریف‌شده و به دور از اعتدال از دین است.

غلو، در اندیشۀ یهودیت و مسیحیت ریشه دارد؛ زیرا طبق قرآن، یهودیان حضرت عزیر (توبه: ۳۰) و مسیحیان حضرت عیسی را پسر خدا می‌خواندند (نساء: ۱۷۱؛ مائده: ۷۷). هرچند عقیدۀ غلو حتی پیش از اسلام مطرح بوده، به مرور زمان این لفظ اغلب برای شیعیانی که در حق علی (ع) و اهل‌ بیت ایشان غلو کردند، به کار رفته است. از نظر شیخ صدوق، «غالی» کسی است که امام یا پیغمبر را از حد عبودیت خارج کرده و برای آنان استقلالی در قدرت معتقد باشد (ابن‌بابویه، بی‌تا: ۱/۸۳).

 تعریف دقیق‌تر از این واژه همان است که شیخ مفید آورده است: «غالیان از تظاهرکنندگان به اسلام هستند؛ کسانی که به امیر مؤمنان (ع) و امامان دیگر از نسل آن حضرت نسبت خدایی دادند و آنان را به چنان فضیلتی در دین و دنیا ستودند که در آن از اندازه بیرون رفتند و از مرز اعتدال فراتر رفتند» (مفید، ۱۴۱۴: ۱۳۱).

این پدیده که می‌توان آن را به صورت جریانی تاریخی پیگیری کرد، در زمان حضور ائمه (ع) و مشخصاً در عصر هویت‌بخشی به تشیع در دورۀ صادقین (ع) رشد خود را آغاز کرد و ضربه‌های محکمی بر جریان اصیل تشیع وارد ساخت؛ زیرا علاوه بر آشفتگی در عقاید و اعتقادات آنان و ایجاد تفرقه و اختلاف بین مؤمنان، شیعیان را در نظر دیگران، افرادی بی‌قید و بند در فروعات دینی نشان می‌داد و دستاویزی برای فرقه‌های متعصب اهل سنت ایجاد می‌کرد تا آنان به بهانۀ تفکرات انحرافی غلات، همۀ شیعیان را سرکوب، تحقیر و شماتت کنند.

 ابوالخطاب محمد بن مقلاص اسدی، مؤسس فرقۀ خطابیه است. وی در زمان عباسیان دست به غلو زد. دربارۀ آغاز گرایش ابوالخطاب به غلو، در منابع، گزارش صریحی دیده نشده؛ اما روایت حمیری در حور العین حکایت از آن دارد که انحراف وی زمانی بوده که امام ‌کاظم (ع) در سنین کودکی به سر می‌برده است (حمیری، ۱۴۱۳: ۳۳۵). وی ظاهراً در حوالی سال ۱۳۰- ۱۳۵ ه.ق. از عقاید امامیه منحرف شده و احتمالاً عقاید غلوآمیزش را به عنوان فلسفۀ حرکت‌های انقلابی خویش در کوفه مطرح کرده است (انصاری، ۱۳۹۰: ۲۷).

 خطابیه افزون بر عقایدی مانند الوهیت امام (بغدادی، ۱۹۹۲: ۲۷؛ تهانوی، ۱۹۹۶: ۱/۷۵۲)، تشبیه (مقریزی، ۱۴۱۸: ۴/۱۸۱)، تناسخ (اسفراینی، ۱۳۵۹: ۱۰۶؛ غفار، ۱۴۱۵: ۱۳۱)، حلول روح الاهی در ائمه (ع) (رازی، ۱۴۱۳: ۴۶-۴۷؛ بغدادی، ۱۴۰۸: ۲۴۲)، انکار قیامت (ایجی، ۱۳۲۵: ۸/۳۸۶) بر علم غیب مطلق دربارۀ امامان (کشی، ۱۴۰۹: ۲۹۱-۲۹۲؛ مجلسی، ۱۴۰۳: ۲۵/۳۲۱-۳۲۲) و توانایی ایشان در تقسیم روزی بندگان (واسطی بغدادی، ۱۳۶۴: ۸۷؛ نجاشی، ۱۳۶۵: ۴۱۶) تأکید می‌کردند.

 مروجان آن برای مشروعیت‌بخشی به دیدگاه‌های خود و استوارسازی آن، علاوه بر تأویل ناروا از آیات قرآن (نوبختی، ۱۴۰۴: ۴۲-۴۳؛ اشعری قمی، ۱۳۶۰: ۵۱؛ حسنی رازی، ۱۳۶۴: ۱۷۱؛ اشعری، ۱۴۰۰: ۱۲) به جعل حدیث دست می‌زدند (کشی، ۱۴۰۹: ۲۴۴) تا مردم عامی را به خود متوجه و اذهان آنان را مسموم کنند. امامان معصوم (ع) نیز در مقابل این اقدامات آنان موضع‌گیری می‌کردند.

برای نمونه یکی از کارهای پیروان ابوالخطاب، ادعای الوهیت امام‌ صادق (ع) بود. از جمله مالک ‌بن ‌عطیه از برخی اصحاب امام ‌صادق (ع) روایت می‌کند که سیاهان مدینه با امام ‌صادق (ع) رفتاری غیرمتعارف داشته‌اند و در مواجهه با ایشان لبیک گفته‌اند (کلینی، ۱۳۸۱: ۲۶۹ ؛ حر عاملی، ۱۴۲۵: ۵/۳۷۶؛ جزایری، ۱۴۲۷: ۲/۱۳۹).

بنا بر برخی گزارش‌ها خطابیه پس از کشته‌شدن ابوالخطاب (آمدی، ۱۴۲۳: ۵/۵۶؛ سبحانی، گوناگون: ۷/۱۶) و بنا بر برخی دیگر پس از طردشدن از طرف امام‌ صادق (ع) چند فرقه شدند (اشعری قمی، ۱۳۶۰: ۵۱).

علاوه بر مطالبی که در کتب فرق و ملل و نحل درباره فرقۀ خطابیه ذکر شده، مقالاتی نیز به طور مستقل و تخصصی دربارۀ این فرقه و مؤسس آن نگاشته شده است. از جمله: «شخصیت‌شناسی ابوالخطاب» اثر علی‌رضا کاوند و «شخصیت غالیانۀ ابوالخطاب و واکاوی مواضع ائمه در برابر او و پیروانش» به قلم یداللّه حاجی‌زاده، که بیشتر دربارۀ محور شخصیتی ابوالخطاب کار کرده‌اند.

در این نوشتار کوتاه می‌کوشیم نقش فرقۀ خطابیه در جعل و وضع حدیث را بررسی کنیم و به این پرسش‌ها پاسخ دهیم: خطابیه با چه اهداف و انگیزه‌هایی دست به غلو زده‌اند؟ در چه زمینه‌هایی جعل حدیث کرده‌اند؟ و رفتار امامان شیعه (ع) با آنان چگونه بوده است؟

۱. انگیزه‌های فرقۀ خطابیه از غلو

با نگاهی گذرا به کتب حدیثی و تاریخی، به‌سهولت می‌توان پی‌ برد که از صدر اسلام تاکنون افراد به انگیزه‌ها و دواعی گوناگون دست به غلو زده و مطالبی را به رسول خدا (ص) و ائمه اطهار (ع) نسبت داده‌اند و این بزرگواران آنها را تکذیب و از غلو به‌شدت انتقاد کرده‌اند. همچنین، غالیان را لعن و طرد کرده‌اند و به شیعه هشدار داده‌اند که فریب آنها را نخورند. عمده‌ترین دواعی این پدیده از جانب فرقۀ خطابیه را می‌توان به صورت زیر دسته‌بندی کرد:

۱. ۱. منافع مادی

در طول تاریخ، دنیاپرستی و قدرت‌طلبی برخی افرادِ حریص و دنیادوست، حوادث و جنایات فراوانی را آفریده است. اینان دین را وسیلۀ کسب دنیا قرار داده بودند و برای به ‌دست ‌آوردن مال و مقام هر جا کم می‌آوردند، از حدیث مایه می‌گذاشتند و سخنان دروغ را به پیامبر (ص) و ائمه (ع) نسبت می‌دادند. برای کسب موقعیت اجتماعی و جلب منافع مادی و گردآوری مرید، افکار غلوآمیز را در بین مردم تبلیغ می‌کردند. از موقعیت اجتماعی ائمه (ع) در بین مردم سوء استفاده می‌کردند و به شیادی دست می‌زدند.

 پیامبر (ص) و امامان (ع) را خدا می‌دانستند تا از این راه به ثروت برسند و وقتی از طرف ائمه (ع) طرد می‌شدند، خود را هم‌ردیف آنان یا برتر از آنها معرفی می‌کردند. وقتی واجب‌الطاعه ‌بودن سران غلات، در نتیجۀ نبوت و امامت آنان اثبات می‌شد، نوبت به سرازیرشدن پول و ثروت به سمت آنها می‌رسید. امام ‌جواد (ع) در حدیثی ضمن لعنت ابوالخطاب و یارانش، به این موضوع اشاره می‌کند و می‌فرماید:

ابوالعمرو (در رجال‌ کشی ابوالغمر بیان شده) و جعفر بن‌ واقد و هاشم ‌بن ‌هاشم به نام ما، اعتبار ما، مال مردم را می‌خورند، در حالی ‌که مردم را به تعالیم ابوالخطاب دعوت می‌کنند. خدا ابوالخطاب و آنان که با او بودند و آنان که سخنان وی را قبول کنند، لعنت کند (کشی، ۱۴۰۹: ۵۲۸-۵۲۹؛ مجلسی، ۱۴۰۳: 25/319).

 السامرایی، مورخ معروف عراقی، در این زمینه می‌گوید:

با بررسی زندگانی و شخصیت رهبران غلات مانند ابوالخطاب، مغیره ‌بن ‌سعید، ابومنصور عجلی و بیان ‌بن‌ سمعان درمی‌یابیم آنان افرادی زیرک و سیاس بودند و برای رسیدن به جاه و مال و منال برای خود دسته‌بندی‌هایی ایجاد کردند و با بهانه‌کردن الوهیت ائمه (ع)، خود را پیامبر و منصوب از طرف آنان دانستند و به این ترتیب از احساسات مردم ساده‌دل استفاده کردند، آنان را به بیراهه کشاندند و چند روزی از بهره‌های این حرکت خود برخوردار شدند تا اینکه بالأخره حساسیت حکومت را برانگیختند و به هلاکت رسیدند (السامرایی، ۱۳۹۲: ۱۵).

با دقت در این نقل‌ها مشخص می‌شود بهره‌مندی از مال و منال دنیا، یکی از انگیزه‌های ابوالخطاب بود که افکارش را راه رسیدن به این منافع قرار داده بود.

۱. ۲. منافع سیاسی

شاید دور از حقیقت نباشد که بگوییم عامل اساسی در پیدایش غلو، همان اغراض و اهداف سیاسی و چیره‌شدن بر مردم است؛ به گونه‌ای که این عامل سبب شده است بسیاری از حاکمان برای کاستن جایگاه اهل ‌بیت (ع) نزد مردم بکوشند و به ایشان تهمت‌هایی بزنند. مانند خدایی این بزرگواران و توصیفشان به بعضی صفات خدایی که از توان بشر خارج است.

همۀ این کارها برای کاستن منزلت و مقام آنان و به انگیزۀ پراکندن مردم از پیرامون ایشان صورت می‌گرفته است. زیرا همان‌گونه که روشن است، اجتماع مردم پیرامون اهل ‌بیت (ع) قدرت حاکمان مسلط بر مردم را تهدید می‌کرد. بنابراین، از برجسته‌ترین روش‌های حاکمان در ترویج غلو، واردکردن برخی غالیان و نفوذدادن آنان میان صفوف مسلمانان بود (حیدری، ۱۳۹۱: ۲۱).

جاسم حسین، متخصص تاریخ اسلام، در کتاب تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم (عج) می‌گوید:

سیاست تقیۀ امام ‌صادق (ع) بخش عظیمی از پیروانش را ارضا نکرد. جاه‌طلبی‌های سیاسی آنان موجب ایجاد شکاف در میان امامیه شد و تحریک‌کنندۀ این جریان سیاسی ابوالخطاب بود. وی پس از آنکه به خاطر بینش عقیدتی افراطی‌اش از سوی امام ‌صادق (ع) طرد گردید، کوشید تا با ابزار نظامی به تقویت آن بپردازد (حسین، ۱۳۶۷: ۶۴).

ابوالخطاب و گروهش برای ترویج عقایدشان و مستندکردن گفته‌های خود به تکیه‌گاهی محکم، احادیث فراوانی جعل کردند و به امام ‌صادق (ع) نسبت دادند. محتوای این احادیث همان مطالبی بود که اندیشه‌های آنان را تأیید می‌کرد. یعنی ربوبیت امام ‌صادق (ع) و پیغمبری ابوالخطاب و مباح‌بودن همۀ گناهان و ملغاشدن تکلیف‌های واجب (صالحی نجف‌آبادی، ۱۳۸۴: ۱۰۵).

خطابیه، همان‌طور که حاجیان در موقع بستن احرام لبیک می‌گویند، برای امام‌ صادق (ع) لبیک می‌گفتند و حتی در کوفه که مرکز اصلی آنها بود، گاهی به نام امام (ع) تلبیه می‌گفتند؛ و قصدشان از این لبیک‌گفتن ادعای الوهیت برای امام (ع) بود (مجلسی، ۱۴۰۴: ۲۶/۱۵۷؛ مجلسی، ۱۳۹۸: ۳۴ و ۲۸۳؛ نوری، ۱۴۰۸: ۹/۱۹۷؛ عده ای از علماء، ۱۴۲۳: ۱۹۲).

افزایش غلو در جامعه، در نهایت به کاهش وحدت و سلب اعتماد مردم منجر می‌شود. افزایش بی‌رویۀ این پدیده زنگ خطری برای دین، امنیت و وحدت در جامعۀ اسلامی است. ابوالخطاب با آگاهی از پیامدهای غلو، کوشید به منظور دست‌یابی به اغراض سیاسی خود، عقاید ناروایش را ترویج کند و شیعیان را به جمع پیروان خود بکشاند.

همواره در میان شیعیان، افراد ضعیف‌النفسی وجود داشته‌اند که وقتی کرامتی از امام معصوم می‌دیدند، عقلشان تحمل نمی‌کرد و غلو می‌کردند. افراد سودجو و ریاست‌طلبی چون ابوالخطاب ضمن سوء استفاده از این روحیۀ مردم صاحبان این روحیات را منحرف می‌کردند و به سوی خود می‌کشاندند. ابوالخطاب برای رسیدن به مقام دنیوی و نفوذ و تأثیر در مردم و جلب مرید خود را به امامان شیعه وابسته می‌دید و در حالی‌ که نسبت‌های غلوآمیز به آنان می‌داد، خود را نیز با مرتبط آنان شریک می‌پنداشت یا خودش را نایب آنان معرفی می‌کرد (مشکور، ۱۳۸۶: ۳۴۶).

هدف ابوالخطاب، که گروه خود را در کوفه تشکیل داده بود، ریاست بود و برای رسیدن به این مقصود گاهی هم به سفرهای دسته‌جمعی به مدینه و تماس‌گرفتن با امام ‌صادق (ع) مبادرت می‌کرد. او در یکی از سفرهایش با هفتاد نفر از گروه خود به منزل امام جعفر صادق (ع) رفت تا بدین‌وسیله‌ وجهه کسب کند و مردم ادعای دروغ او را بپذیرند (صالحی نجف‌آبادی، ۱۳۸۴: ۱۰۴).

علی ‌بن‌ عقبه از پدر خود نقل کرده است که گفت:

من خدمت حضرت صادق (ع) رسیده، سلام کردم و نشستم. به من فرمود: در همین ‌جا که نشسته‌ای، ابوالخطاب با هفتاد نفر نشسته بود که هر کدام به واسطۀ پیروی از ابوالخطاب به مصیبت و گرفتاری مخصوصی دچار خواهند شد. بر آنها ترحم نموده، به ایشان گفتم: نمی‌خواهید فضایل مسلمان را توضیح دهم؟ تمام آنها گفتند: چرا فدایت شویم. گفتم از فضایل مسلمان این است که بگویند فلان کس قاری قرآن و کتاب خدا است و دارای ورع و پرهیزکاری است و فلان کس در عبادت پروردگار کوشا است.

این است امتیازات شخص مسلمان. شما را چه به ریاست‌طلبی؟ مسلمانان همه در یک ردیف هستند. بپرهیزید از گردآمدن و دسته‌بندی که این خود موجب هلاکت است. من از پدرم (ع) شنیدم که می‌فرمود: شیطانی وجود دارد به نام «مذهب». می‌تواند به هر شکلی درآید، جز به صورت پیامبر یا وصی پیامبر. می‌دانم آن شیطان برای رهبر شما مجسم شده، از او بپرهیزید. شنیده‌ام آن هفتاد نفر با ابوالخطاب کشته شده‌اند. خداوند آنها را از رحمت خود دور کند (کشی، ۱۴۰۹: 292-293).

بنا بر این روایات، جاه‌طلبی که نکوهش شده و موجب نفاق و بی‌دینی معرفی شده، آن است که به منظور حاکمیت بر مردم برای کسب قدرت، شهرت و ثروت‌اندوزی باشد. این نوع جاه‌طلبی یکی از رذایل اخلاقی است که ابوالخطاب گرفتار آن شد و دین‌زدایی یکی از آسیب‌هایش بود.

۱. ۳. انگیزۀ فرهنگی

یکی از انگیزه‌های خطرناک غلات انگیزۀ فرهنگی و دینی است که با توسل به آن اصول و فروع دین را به سخره گرفتند و هر کجا کم می‌آوردند، از حدیث برای تأیید آرا و عقاید خود بهره می‌بردند. خطابیه در بعد احکام به‌کلی اباحی‌مذهب و بی‌بندوبار بودند و همۀ محرمات از قبیل زنا، لواط، دزدی و شراب‌خواری را مجاز می‌دانستند. واجبات از قبیل نماز، روزه، زکات و حج را انجام نمی‌دادند. آنها می‌گفتند واجبات، کنایه از مردانی است که باید ولایت آنها را بپذیریم و محرمات، کنایه از مردانی است که باید ولایت آنها را رد کنیم (صفری فروشانی، ۱۳۸۸: ۱۰۶).

 ابوالخطاب با ترویج اباحه‌گری و بی‌بندوباری، خسارت‌های جبران‌ناپذیری به فرهنگ دینی شیعه وارد کرد. پیروان ابوالخطاب، امام ‌صادق (ع) را خدا می‌نامیدند و برای اینکه پیامبری ابوالخطاب را ثابت کنند، به دستور وی واجبات را ترک می‌کردند و غرق در هرزگی می‌شدند و با این اعمال و رفتارها ضربۀ سنگینی به شیعه و حضرت وارد کردند. چون برای عامۀ مردم قابل درک نیست که ببینند گروهی که ابراز علاقۀ شدید به امام ‌صادق (ع) می‌کنند، غرق در گناه هستند و نماز نمی‌خوانند، بنابراین تودۀ مردم به حضرت بدبین می‌شدند و از ایشان دوری می‌کردند.

ابوالخطاب به پیروانش می‌گفت: «من عرف الامام فقد حل له کل شی‌ء کان حرم علیه؛ هر کس امام را بشناسد، هر چیزی که قبلاً بر او حرام بوده، حلال می‌شود» (ابن‌حیون، ۱۳۸۵: ۱/۵۰؛ احمدی میانجی، ۱۴۲۶: ۴/۲۲۰؛ نوری، ۱۴۰۸: خاتمه ج۱/۱۳۷). بدین‌ترتیب می‌بینیم که انگیزه‌های دنیاپرستانه هدف اصلی ابوالخطاب و فرقۀ او در ترویج و گسترش اندیشه‌های غالیانه بوده است که در قالب ریاست‌طلبی، اباحی‌گری و منافع مادی تجلی یافته است. شاید بتوان گفت هدف اصلی ابوالخطاب کسب مقام ریاست بوده است تا بتواند به تبع آن به منافع مادی هم دست پیدا کند. برای رسیدن به این هدفش از روش‌های سیاسی و فرهنگی مدد گرفته است.

۲. خطابیه و زمینه‌های جعل حدیث

فرقۀ متعصب خطابیه در همۀ زمینه‌ها با ائمه (ع) وارد میدان مبارزه شدند. هم در صحنۀ عقیده و هم در صحنۀ احکام فقهی و … . آنها اخبار غلوآمیز را جعل می‌کردند و در کتاب‌های حدیثی اصحاب ائمه وارد می‌کردند و این کار را به پیروان خود نیز آموزش می‌دادند. جعل احادیث و واردکردن آنها در کتاب‌های اصحاب به گونه‌ای انجام می‌شد که کسی نفهمد این احادیث جعلی است. آنان احادیث را با سند جعل می‌کردند و هر حدیثی را با سند جعلی آن رونویس می‌کردند.

۲. ۱. فضایل ائمه (ع)

فرقۀ خطابیه در پی مآخذی بودند که به آن تکیه کنند و تفکرات خود را به آن نسبت دهند و با این حرف‌ها شیعیان ساده‌دل را فریب دهند و بر پیروان خویش بیفزایند. در این میان ائمه (ع) برای آنان بهترین مآخذ به حساب می‌آمدند تا آن بزرگواران را سرچشمۀ افکار خود تلقی کنند. مثلاً ابوالخطاب برای اینکه پیغمبری خود را پذیرفتنی جلوه دهد، لفظ «الله» در آیۀ ۴۵ سورۀ زمر را بر حضرت علی (ع) تطبیق داد تا خدایی امام را به دوستان ایشان القا کند و راه را برای پیامبری خود هموار سازد. حبیب خثعمی می‌گوید در محضر امام‌ صادق (ع) از گفته‌های ابوالخطاب سخن به میان آمد.

امام فرمود: «بعضی از گفته‌های او را برای من توضیح بده». گفتم او دربارۀ این آیۀ قرآن «وَ إِذا ذُکرَ اللّه وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِینَ لا یؤْمِنُونَ بِالْآخِرَهِ وَ إِذا ذُکرَ الَّذِینَ مِنْ دُونِهِ إِذا هُمْ یسْتَبْشِرُونَ» (زمر: ۴۵) می‌گوید: مقصود از «الله» در این آیه امیرالمؤمنین است و مقصود از «الَّذِینَ مِنْ دُونِهِ» فلان و فلان است. امام ‌صادق (ع) سه‌ بار فرمود: «کسی که چنین بگوید، مشرک است» و سه‌ ‌بار فرمود: «من برائت می‌جویم از او. خداوند از کلمۀ «الله» خودش را قصد کرده است» (حر عاملی، ۱۴۲۵: ۵/۳۸۹). این اعتقاد خطابیه که ادعای الوهیت برای امام (ع) داشته‌اند، با نص صریح قرآن و روایات ائمه (ع) و ادلۀ عقلی در تضاد است.

مراجع

قرآن کریم.

آمدی، سیف ‌‌‌الدین (۱۴۲۳). ابکار الافکار فی اصول الدین، تحقیق: احمد محمد مهدی، قاهره: دار الکتب.

ابن بابویه، محمد بن‌ علی (۱۳۷۲). عیون اخبار الرضا (ع)، ترجمه: حمیدرضا مستفید، علی‌اکبر غفاری، تهران: نشر صدوق، چاپ اول.

ابن بابویه، محمد بن‌ علی (۱۳۷۷). معانی الاخبار، ترجمه: عبدالعلی محمدی شاهرودی، تهران: دار الکتب الاسلامیه، چاپ دوم.

ابن بابویه، محمد بن ‌علی (۱۳۸۰). کمال الدین و تمام النعمه، ترجمه: منصور پهلوان، قم: دار الحدیث، چاپ اول.

ابن بابویه، محمد بن ‌علی (بی‌تا). الخصال، مصحح: احمد فهری زنجانی، تهران: علمیه اسلامیه، چاپ اول.

ابن حیون، نعمان بن محمد (۱۳۸۵). دعائم الاسلام، قم: مؤسسۀ آل البیت علیهم السلام، چاپ دوم.

احمدی میانجی، علی (۱۴۲۶). مکاتیب الائمه علیهم السلام، قم: دار الحدیث، چاپ اول.

اسفراینی، ابوالمظفر (۱۳۵۹). التبصیر فی الدین، تعلیق: محمد زاهد کوثری، قاهره: المکتبه الازهریه للتراث، الطبعه الاولی.

اشعری قمی، سعد بن ‌عبداللّه (۱۳۶۰). المقالات والفرق، تهران: مرکز انتشارات علمی فرهنگی، چاپ دوم.

اشعری، ابوالحسن (۱۴۰۰). مقالات الاسلامیین واختلاف المصلین، ویسبادن: فرانس شتاینر، چاپ
سوم.

انصاری، مهدی (۱۳۹۰). «فرقۀ اسماعیلیه خالصه و نقش اسماعیل بن جعفر صادق (ع) در آن»، در: مسکویه، س۶، ش۱۶، ص۲۵-۴۰.

ایجی، میر سید شریف (۱۳۲۵). شرح المواقف، افست، قم: الشریف الرضی، چاپ اول.

بغدادی، عبد القاهر (۱۴۰۸). الفرق بین الفرق و بیان الفرقه الناجیه منهم، بیروت: دار الجیل- دار الافاق.

بغدادی، عبد القاهر (۱۹۹۲). الملل والنحل، بیروت: دار المشرق، الطبعه الثالثه.

بغدادی، عبد القاهر (۲۰۰۳). اصول الایمان، تحقیق: ابراهیم محمد رمضان، بیروت: دار و مکتبه الهلال.

تهانوی، محمد علی (۱۹۹۶). موسوعه کشاف اصطلاحات الفنون والعلوم، بیروت: مکتبه لبنان ناشرون، الطبعه الاولی.

جزایری، نعمت ‌‌‌‌اللّه ‌بن ‌عبداللّه (۱۴۲۷). ریاض الابرار فی مناقب الائمه الاطهار، بیروت: مؤسسه التاریخ العربی، الطبعه الاولی.

حر عاملی، محمد بن‌ حسن (۱۴۰۹). وسائل الشیعه، قم: مؤسسه آل البیت علیهم السلام، الطبعه الاولی.

حر عاملی، محمد بن ‌حسن (۱۴۲۵). اثبات الهداه، بیروت: اعلمی، الطبعه الاولی.

حسنی رازی، سید مرتضی بن داعی (۱۳۶۴). تبصره العوام فی معرفه مقالات الانام، تهران: انتشارات اساطیر، چاپ دوم.

حسین، جاسم (۱۳۶۷). تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم (عج)، ترجمه: سید محمدتقی آیت‌اللهی، تهران: امیرکبیر، چاپ سوم.

حمیری، عبد اللّه بن جعفر(۱۴۱۳). قرب الإسناد، قم: مؤسسه آل البیت، چاپ اول .

حیدری، سید کمال (۱۳۹۱). الغلو: حقیقت و اقسام آن، ترجمه: پژوهشکدۀ حج و زیارت، تهران: نشر معشر.

رازی، فخرالدین (۱۴۱۳). اعتقادات فرق المسلمین والمشرکین، قاهره: مکتبه مدبولی، الطبعه الاولی.

السامرائی، عبداللّه سلوم (۱۳۹۲). الغلو والفرق الغالیه فی الحضاره الاسلامیه، بغداد: انتشارات دار الحریه للطباعه.

سبحانی، جعفر (۱۳۸۶). سیمای عقاید شیعه، ترجمه: جواد محدثی، تهران: نشر مشعر، چاپ اول.

سبحانی، جعفر (گوناگون). بحوث فی الملل والنحل، قم: مؤسسه النشر الاسلامی، مؤسسه الامام الصادق (ع).

السمعانی، ابو سعید عبدالکریم بن محمد (۱۳۸۲). الانساب، تحقیق: عبد الرحمن بن یحیی المعلمی الیمانی، حیدرآباد: مجلس دائره‌المعارف العثمانیه، الطبعه الاولی.

شهرستانی، محمد بن عبد الکریم (۱۳۶۴). الملل والنِّحل، قم: الشریف الرضی، الطبعه الثالثه.

صالحی نجف‌آبادی، نعمت‌‌اللّه (۱۳۸۴). غلو: درآمدی بر افکار و عقاید غالیان در دین، تهران: کویر، چاپ اول.

صفری فروشانی، نعمت‌اللّه (۱۳۸۸). غالیان: کاوشی در جریان‌ها و برآیندها تا پایان سده سوم، مشهد: بنیاد پژوهش‌های اسلامی، چاپ دوم.

طوسی، محمد بن ‌الحسن (۱۳۹۰). الاستبصار فیما اختلف من الأخبار، محقق/مصحح: خرسان، حسن الموسوی، تهران: دار الکتب الاسلامیه، الطبعه الاولی.‌

طوسی، محمد ‌بن ‌الحسن (۱۴۰۷). تهذیب الاحکام (تحقیق خرسان)، تهران: دار الکتب الاسلامیه، الطبعه الرابعه.

طوسی، محمد بن ‌الحسن (۱۴۱۱). الغیبه، تحقیق: عباداللّه تهرانی، ابی احمد ناصح، قم: المعارف الاسلامیه، الطبعه الاولی.

عده‌ای از علما (۱۴۲۳). الاصول السته عشر (ط- دارالحدیث)، محققان: ضیاءالدین محمودی، نعمت‌اللّه جلیلی، مهدی غلامعلی، قم: مؤسسه دار الحدیث الثقافیه، الطبعه الاولی.

غفار، عبد الرسول (۱۴۱۵). شبهه الغلو عند الشیعه، بیروت: دار المحجه البیضاء، الطبعه الاولی.

قطب‌الدین راوندی، سعید بن هبه اللّه (۱۴۰۹). الخرائج والجرائح، قم: مؤسسه امام ‌مهدی (عج)، چاپ اول.

کشی، محمد بن‌ عمر (۱۴۰۹). رجال الکشی (اختیار معرفه الرجال)، مشهد: مؤسسۀ نشر دانشگاه مشهد، چاپ اول.

کلینی، محمد بن ‌یعقوب (۱۳۸۱). بهشت کافی (ترجمه روضه کافی)، ترجمه: حمیدرضا آژیر، قم: انتشارات سرور، چاپ اول.

مجلسی، محمد باقر (۱۳۶۳). بخش امامت (ترجمۀ ج۲۳-۲۷ بحارالانوار)، ترجمه: موسی خسروی، چاپ دوم، تهران: ناشر اسلامیه.

مجلسی، محمد باقر (۱۳۹۸). زندگانی حضرت امام جعفر صادق (ع) (ترجمۀ ج۴۷ بحارالانوار)، ترجمه: موسی خسروی، تهران: اسلامیه.

مجلسی، محمد باقر (۱۴۰۳). بحار الانوار، بیروت: دار احیاء التراث العربی، الطبعه الثانیه، ج۶۴.

مجلسی، محمد باقر (۱۴۰۴). مرآه العقول فی شرح اخبار آل الرسول، تهران: دار الکتب الاسلامیه، الطبعه الثانیه.

مجلسی، محمد باقر (۱۴۱۴). لوامع صاحبقرانی (شرح فقیه)، قم: مؤسسه اسماعیلیان.

مشکور، محمدجواد (۱۳۸۶). فرهنگ فرق اسلامی، مقدمه و توضیحات: کاظم مدیر شانه‌چی، مشهد: بنیاد پژوهش‌های اسلامی، چاپ پنجم.

مفید، محمد بن ‌محمد (۱۴۱۴). تصحیح اعتقادات الامامیه، قم: کنگرۀ شیخ مفید، چاپ دوم.

المقریزی، أحمد بن علی (۱۴۱۸). المواعظ والاعتبار بذکر الخطط والآثار، بیروت: دار الکتب العلمیه، الطبعه الأولی.

نجاشی، احمد بن ‌علی (۱۳۶۵). رجال النجاشی، قم: مؤسسه النشر الاسلامی التابعه لجامعه المدرسین بقم المشرف، الطبعه السادسه.

نوبختی، حسن ‌‌‌بن‌ موسی (۱۴۰۴). فرق الشیعه، بیروت: دار الاضواء، الطبعه الثانیه.

نوری، حسین بن محمد تقی (۱۴۰۸). مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، قم: مؤسسه آل البیت علیهم السلام، الطبعه الاولی.

واسطی بغدادی، احمد بن ‌حسین (۱۳۶۴). الرجال (لابن الغضائری)، قم: دار الحدیث، الطبعه الاولی.

نویسندگان:

مهدی اکبرنژاد: دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه ایلام

سهراب مروتی: استاد گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه ایلام

 سوسن ولی پور: کارشناس ارشد رشته علوم قرآن و حدیث دانشگاه قرآن و حدیث

پژوهشنامه مذاهب اسلامی شماره ۶

ادامه دارد…

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.