- نویسنده : حسین همتی نژاد
- ۱۹ خرداد ۱۳۹۶
- کد خبر 42364
- ایمیل
- پرینت

پیآمدهای فتنه در جهان اسلام
پیشتر به بعضی پیآمدهای ناگوار فتنه اشاره شد که از آن میان، اختلاف و دودستگی مذهبی و سیاسی، عمدهترین پیآمدی است که سایر پیآمدها را به دنبال دارد. اجتماع سقیفه، آغازین تجمعی بود که شکاف در صفوف یکپارچه مسلمانان را سبب شده و با دگرگونی در ارزشها، جامعه اسلامی را به سیر قهقرایی وادار ساخت. شماری از صحابه، پس از رحلت پیامبر(ص) با گردآمدن در «سقیفه بنیساعده» و انتخاب جانشین پیامبر به نافرمانی خدا و رسولش برخاستند و معیار گزینش خلیفه را از ملاکهای آسمانی به ملاکهای زمینی تنزل دادند.
بیشک برای آرام نگه داشتن جامعه اسلامی و مطیع ساختن افراد، ناگزیر از جعل روایت در فضیلتتراشی برای اشخاص، عدالت عموم صحابه، توجیه خطاهای فاحش صحابه با قاعده تصویب(خطا و صواب در اجتهاد صحابه و مأجوربودن در هر دو صورت)، فرمانبرداری از حاکم عادل و فاسق و مهدورالدم بودن معترضان به حاکم فاسق، هدایتیافتگی با تأسی به هر یک از صحابه و دهها نمونه از این بدعتها نتیجه محتوم نافرمانی دستور خدا و رسولش در سقیفه بود که تا به امروز جامعه اسلامی از پیآمدهای آنها در امان نیست.
چچنانکه شماری از صحابه و در رأس آنان علی بن ابی طالب(ع) از بیعت با خلیفه منتخب در سقیفه خودداری کردند. خودداری این گروه از صحابه بزرگ پیامبر(ص)، نشان از نامشروع بودن چنین انتخابی دارد. به ویژه خشم و نارضایتی پاره تن رسول خدا(ص) از «ابوبکر»، در حالی که تنها چند روز از رحلت پیامبر سپری نشده بود، تأکید بیشتری بر مشروع نبودن خلافت اوست. بزرگان اهل سنت؛ مانند بخاری و مسلم نقل کردهاند رسول خدا(ص) فرمود: «فَاطِمَه بَضْعَه مِنِّى فَمَنْ أَغْضَبَهَا أَغْضَبَنِى» (بخاری، ۱۴۰۱ق، ج۴، ص۲۱۲-۲۱۰و۲۱۹)؛ فاطمه پاره تن من است. هر کس او را به خشم آورد، مرا به خشم آورده است.
در بعضی نقلها دارد هر آنچه او را بیازارد مرا آزرده است و هر چه او را خشنود سازد، مرا خشنود ساخته است. بخاری در صحیح خود آورده است: «فَوَجَدَتْ فَاطِمَه عَلَى أَبِى بَکْرٍ فِى ذَلِکَ فَهَجَرَتْهُ فَلَمْ تُکَلِّمْهُ حَتَّى تُوُفِّیَت » (همان، ج۵، ص۸۲)؛ فاطمه در حال خشم، ابوبکر را ترک نموده و بر او همچنان غضبناک ماند و با او حرف نزد تا وفات نمود. آیا این روایات نشان از ناخشنودی رسول خدا و خشم ایشان بر ابوبکر ندارد؟ آیا با این خشم و ناخشنودی، میتوان گفت پیامبر به جانشینی چنین فردی رضایت میدهد؟
بیشک در طول تاریخ اسلام، بخشی از جامعه اسلامی به تأسی از امیر مؤمنان(ع)، حضرت زهرا(س)، حدیث غدیر (حنبل، بی تا، ج۱، ص۸۴ و۱۱۸؛ ج۴، ص۲۸۱، ۳۷۰و۳۷۲؛ ج۵، ص۳۶۶-۳۴۷)، حدیث ثقلین (مسلم، بی تا، ج۷، ص۱۲۳؛ حاکم نیشابوری، ۱۴۰۶ق، ج۳، ص۱۴۸؛ حنبل، بی تا، ج۳، ص۱۷-۱۴) و با اعتقاد به آسمانی بودن امر جانشینی رسول خدا، سقیفه را نافرمانی خدا و رسولش دانستند و برابر سفارش پیامبر، قرآن و عترت را معیار رستگاری دانستند.
هم ازاین رو، بنیانگذاران سقیفه، اضطراب، اختلاف و دودستگی و چنددستگی را در جامعه اسلامی بنیان نهادند. فریاد «حسبنا کتاب الله» (بخاری، ۱۴۰۱ق، ج۵، ص۱۳۸-۱۳۷ و ج۷، ص۹؛ مسلم، بی تا، ج۵، ص۷۶)، جداسازی جامعه از عترت و محروم کردن مسلمانان از معدن علم و ناگزیر، فضیلتتراشی برای دیگران را سبب شد.
روشن است زمانی که رفتار هر صحابی با استناد به حدیث نبوی حجت شرعی شود، هر رفتاری قابل توجیه بوده و معیار واحدی برای سنجش اعمال نخواهد بود؛ زیرا صحابه به لحاظ غیر معصوم بودن و تفاوتهای فردی از رفتارهای گوناگون و گاهی متناقض برخوردارند. برخی سلوک زهد و شماری شیوه اشرافیگری را پیش گرفتند. عدهای در عدالت، مَثَل شدند و گروهی به سبب رفتارهای ناعادلانه، شورش عمومی جامعه را سبب شدند.
برخی از عالمان و فقیهان سرشناس و نامآور، ناقل یک روایت هم نشدند. این در حالی است که گروهی از مسلمانان بر پایه حدیث «ثقلین» و آیه «تطهیر» و مانند اینها به عصمت اهل بیت(ع) باور داشته و آنان را همسنگ قرآن پنداشتند. افزون بر آیات و روایات، سیره اهل بیت پیامبر(ص) در طول تاریخ، دلیل روشنی بر جویندگان حقیقت است. هیچ رفتار متناقض و مخالف با کتاب و سنت نبوی از اهل بیت مشاهده یا گزارش نشده است.
راهکارهای برونرفت از فتنه
تحذیر مسلمانان از قرارگرفتن در تنگناهای فتنه و هشدارهای فراوان به پیآمدهای آن از سوی خدا و رسولش نشان از اهمیت چارهجویی برای برونرفت از فتنه دارد. ازاین رو، با تدبر در آیات و روایات میتوان به راهکارهایی در این خصوص دست یافت که در زیر به مهمترین آنها اشاره میشود:
۱. بازگشت به قرآن و عترت
رسول خدا(ص) امت اسلامی را به هنگام روآوردن فتنهها به قرآن ارجاع میدهد.
هرگاه کارها چون شب ظلمانی و تاریک برایتان مشتبه و تاریک گردید بر شما باد به قرآن؛ زیرا قرآن شفاعت کننده ای است که شفاعتش پذیرفته و گواهی است که تصدیق شده است. هرکس که او را رهبر خویش گزیند او را به بهشت رهنمون سازد و هرکس بدان پشت پا زند او را به جهنم سوق دهد. قرآن روشن ترین راهنما به سوی بهترین راههاست… (کلینی، ۱۳۷۵، ج۲، ص۵۹۸).
ببرابر این روایت، فتنهها همچون پارههای شب تاریک، مسلمانان را فرا میگیرد که در چنین حالتی تشخیص حق از باطل بسیار دشوار مینماید.
قرآن بهترین چراغی است که در سایه روشنگریهایش ما را به ساحل امن و نجات، رهنمون می سازد. چنانکه اشاره شد، اساساً فتنه واژهای قرآنی است و بازشناسی آن در سایهسار وحی دست یافتنی است. ریشه فتنهها را باید در دوری مسلمانان از حقیقت قرآن جستجو کرد. بازگشت به قرآن به مفهوم بازگشت به اسلام حقیقی است که به سبب دوری از آن، فتنهها مجال بروز مییابند.
قرآن منشور هدایت است و عترت رسول خدا تبیین کننده آن. به فرموده قرآن، رسالت رسول خدا(ص) خارج نمودن مؤمنان شایستهکردار از تاریکیها به سوی نور است: «رَّسُولًا یَتْلُو عَلَیْکُمْ آیَاتِ اللَّهِ مُبَیِّنَاتٍ لِّیُخْرِجَ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ» (طلاق(۶۵):۱۱)؛ رسولی به سوی شما فرستاده که آیات روشن خدا را بر شما تلاوت می کند تا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند، از تاریکی ها به سوی نور خارج سازد. تداوم این رسالت با عترت امکانپذیر بوده و جستن آن در غیر آنان گام نهادن در وادی هلاکت و نابودی است. رسول خدا(ص) میفرماید:
«إنّی تارکٌ فیکم أمرین إن أخذتم بهما لن تضلّوا ـ کتاب اللّه عزّ و جلّ و أهل بیتی عترتی أیّها النّاس اسمعوا و قد بلّغت إنّکم ستردون علیّ الحوض فأسألکم عمّا فعلتم فی الثّقلین و الثّقلان کتاب اللّه جلّ ذکره و أهل بیتی فلا تسبقوهم فتهلکوا و لا تعلّموهم فإنّهم أعلم منکم» (کلینی، ۱۳۷۵، ج۱، ص۲۹۴)؛ همانا من در میان شما دو چیز بجا می گذارم، اگر آن دو را بگیرید (تمسک کنید) هرگز گمراه نخواهید شد ـ کتاب خدای عزّوجلّ و عترت من ـ ای مردم! گوش فرا دهید و من رساندم که قطعاً شما در حوض بر من وارد خواهید شد، آنگاه از آنچه درباره ثقلین انجام داده اید، از شما خواهم پرسید و مقصود از ثقلین، کتاب خدا و اهل بیتم می باشد. از آنان پیشی نگیرید که هلاک می شوید و به آنان چیزی یاد ندهید که آنان از شما داناترند .
در روایات اهل سنت نیز در کنار سفارش به قرآن، سه بار توصیه به اهل بیت تکرار شده است (مسلم، بی تا، ج۷، ص۱۲۳؛ حنبل، بی تا، ج۴، ص۳۶۷). در نقل دیگری آمده است: عن النبی(ص) قال:
««انی اوشک ان ادعی فاجیب إنّی تارکٌ فیکم الثّقلین أحدهما أکبر من الآخر کتاب اللّه حبل اللّه ممدودٌ من السّماء إلى الأرض و عترتی أهل بیتی و انّ اللطیف الخبیر أخبرنی أنهما لن یفترقا حتّى یردا علیّ الحوض فانظرونی بم تخلفونی فیهما» (حنبل، ج۳، ص۱۷)؛ نزدیک است پروردگارم مرا به سوی خویش بخواند و من اجابت کنم. در میان شما دو چیز گرانبها بجا می گذارم که یکی از دیگری بزرگتر است. کتاب خدا که ریسمان خدای سبحان است که از آسمان به سوی زمین کشیده شده است و عترتم که اهل بیتم هستند. همانا پروردگار لطیف آگاه به من خبر داد، قطعاً آن دو از هم جدا نمی شوند تا در حوض (کوثر) بر من وارد شوند. بنگرید پس از من چگونه با آنان رفتار می کنید.
بر پایه این روایت، رسول خدا برای پس از رحلت خویش، به قرآن و عترت که از هم جداییناپذیرند، سفارش و نسبت به چگونگی رفتار با آن دو هشدار میدهد. حدیث ثقلین از احادیث متواتر میان شیعه و سنی است که بینیاز از بررسی سند میباشد (حلی، ۱۳۷۹، ص۲۳۶ پاورقی۲؛ قزوینی، ۱۳۸۷، ج۱، ص۱۶۸). علی بن ابی طالب(ع) رستگاری مسلمانان را در همراهی و پیروی از اهل بیت پیامبر(ص) میداند:
به خاندان پیامبرتان بنگرید و بدان سو که میروند بروید و پی آنان را بگیرید که هرگز شما را از راه رستگاری بیرون نخواهند کرد و به هلاکتتان باز نخواهند آورد. اگر ایستادند، بایستید و اگر برخاستند برخیزید. بر آنان پیشی مگیرید که گمراه میشوید و از آنان پس نمانید که هلاک میشوید (نهج البلاغه، خطبه۹۷).
ددر خطبه ۱۲۰، راههای دین را یکی دانسته که در نزد اهل بیت است. هر که آن را پیش گیرد به مقصد رسیده و کسی که در آن نرود گمراه شده و پشیمان میشود. امام باقر(ع) میفرماید: «به شرق یا به غرب عالم بروید، هرگز علم صحیحی را پیدا نخواهید کرد، مگر آن چیزی را که از ناحیه ما اهل بیت خارج شده باشد» (کلینی، ۱۳۷۵، ج۱، ص۳۹۹).
برابر این روایات، روح جامعه اسلامی، قرآن و عترت است. جدایی انداختن میان این دو و جستن دانش از غیر این دو، ثمری جز هلاکت نخواهد داشت. جامعه اسلامی برای رهایی از تنگنای فتنهها چارهای جز بازگشت به این دو یادگار گرانسنگ رسول خدا و دریافت اسلام اصیل از این دو منبع الهی و آسمانی ندارد. قرائت اهل بیت از اسلام، قرائت یکسانی است که بی هیچ اختلافی روایتگر بیان رسول خدا است. این در حالی است که شماری از صحابه با طرح ایده «حسبنا کتاب الله» ضمن مخالفت با رسول خدا(ص) بستر طرح قرائتهای گوناگون از دین را پایهگذاری کردند
ازاین رو، با طرح «اجتهاد صحابه» به ایدهپردازی پرداختند تا واقعه سقیفه را توجیه نمایند. به روایت قرآن «أَأَرْبَابٌ مُّتَفَرِّقُونَ خَیْرٌ أَمِ اللّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ» (یوسف(۱۲):۳۹). قطعاً قرائتهای گوناگون، اختلاف و اضطراب در جامعه را دامن زده و همبستگی و وحدت کلمه را از میان خواهد برد. روشن است درگیری و کشمکش، نتیجه محتوم چنین فضای آشفتهای خواهد بود؛ چنانکه واقعیتهای تاریخی جهان اسلام گواه روشن این ادعاست.
از سوی دیگر، ایدههای پیشگفته بستر رویش گروههای فتنهگر است که ازمیان برداشتن آنها جز با طرد این ایدهها و بازگشت به قرآن و عترت امکانپذیر نخواهد بود. قرآن شریف، به شدت با سلطه کافران بر مؤمنان برخورد کرده و آن را نفی می کند: «وَلَن یَجْعَلَ اللّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً» (نساء(۴):۱۴۱)؛ و خدا هرگز هیچ راه سلطه اى به سود کافران بر ضد مؤمنان قرار نداده است.
شریفه مذکور هرگونه سلطه کافران بر مؤمنان را؛ خواه در دنیا و خواه در آخرت نفی میکند؛ چنانکه فقهاء با استناد به همین آیه گفتهاند خدای سبحان حکمی که زمینه تسلط کافر بر مؤمن را فراهم آورد، تشریع نکرده است (مغنیه، ۱۹۸۱م، ج۲، ص۴۶۷-۴۶۶؛ حسینی شاه عبدالعظیمی، ۱۳۶۳، ج۲، ص ۶۱۵؛ کاشانی، ۱۳۳۶، ج۳، ص۱۳۹).
حال آنکه فتنهها زمینه سلطه کافران بر جامعه اسلامی را هموار میکند. در آیهای دیگر میفرماید: «وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ» (آل عمران(۳):۱۳۹)؛ و [در انجام فرمان هاىِ حق و در جهاد با دشمن ] سستى نکنید و [از پیش آمدها و حوادث و سختى هایى که به شما مى رسد] اندوهگین مشوید که شما اگر مؤمن باشید، برترید. به فرموده آیه شریفه، ایمان سبب برتری بوده و صدرنشینی از نتایج محتوم آن است.
به روایت قرآن، مسلمانان باید نیروی خویش را در برابر دشمنان قدرت ببخشند. «وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّه وَمِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرِینَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ یَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَیْءٍ فِی سَبِیلِ اللّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَأَنتُمْ لاَ تُظْلَمُونَ» (انفال(۸):۶۰)؛ و در برابر آنان آنچه در قدرت و توان دارید از نیرو [و نفرات و ساز و برگ جنگى ] و اسبان ورزیده [براى جنگ ] آماده کنید تا به وسیله آنها دشمن خدا و دشمن خودتان و دشمنانى غیر ایشان را که نمى شناسید، ولى خدا آنان را مى شناسد، بترسانید و هر چه در راه خدا هزینه کنید، پاداشش به طور کامل به شما داده مى شود و مورد ستم قرار نخواهید گرفت.
خخدای سبحان از کشتار مسلمانان به بهانههای واهی که ریشه در دنیادوستی دارد، به شدت نهی میکند: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِذَا ضَرَبْتُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ فَتَبَیَّنُواْ وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ أَلْقَى إِلَیْکُمُ السَّلاَمَ لَسْتَ مُؤْمِنًا تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَیَاه الدُّنْیَا فَعِندَ اللّهِ مَغَانِمُ کَثِیرَه کَذَلِکَ کُنتُم مِّن قَبْلُ فَمَنَّ اللّهُ عَلَیْکُمْ فَتَبَیَّنُواْ إِنَّ اللّهَ کَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیراً» (نساء(۴):۹۴). کشتن فردی که اظهار اسلام میکند یا به سبک مسلمانان سلام میکند جایز نمیباشد. چنین کشتاری بازگشت به دوران جاهلیت است که رسیدن به مال دنیا انگیزه جنگهای جاهلی بود.
براساس آیه شریفه، جنگهایی که امروزه شماری از افراد نادان با نقاب دین در جهان اسلام به راه انداختهاند جنگ جاهلیت است. بررسی سیره و سخن اهل بیت پیامبر(ع) در برخورد با فتنههای اجتماعی، مجال فزونتری میطلبد که در اینجا به اجمال به آن اشاره میشود. بیشک سیره و سخن علیبن ابی طالب(ع) به ویژه در دوران حکومت خویش که با انواع فتنههای اجتماعی روبهرو بود، بسیار راهگشاست؛ چنانکه دوران امامت اهل بیت از دورههای پر آشوب تاریخ اسلام است که شیوه برخورد ائمه اهل بیت(ع) با این آشوبها و فتنهها و نوع تعاملشان با دستگاه خلافت، چراغ فروزان پویندگان حقیقت است.
از آن میان، میتوان به سیره امام صادق(ع) که دوره بسیار ملتهبی را تجربه کرد، اشاره نمود که به رغم مورد توجه بودن از سوی بسیاری از مردم عصرش، بینش سیاسی و دورنگری عمیقی از خود نشان داد و چون میدانست که جریان حوادث در مسیر دیگر و بر خلاف مقاصد واقعی اسلام و [مسلمین] است، خود را از فتنهها و آشوبهای زمانه دور نگاه داشت و مشعل فروزان امامت و علم را از خاموشی در امان داشت (زریاب، ۱۳۷۵، ج۲، ص۳۵۹) و نتیجهاش خاموش ساختن فتنههای بزرگتری بود که جامعه اسلامی را تهدید میکرد. سایر ائمه اهل بیت نیز به رغم تصدیق نکردن مشروعیت دستگاه خلافت از همراهی با قیامهای مسلحانه خودداری میکردند.
۲. اقتدار حاکم اسلامی یا حاکمیت
جامعه انسانی ناگزیر از پذیرش حکومت است؛ خواه حاکم دادگر باشد و خواه حاکم فاجر. رسول خدا(ص) میفرماید:
برای مردم چارهای جز داشتن امارت (حکومت) نیست؛ خواه امارت نیکو (امارت صالحان) و خواه امارت فاجر (فرمانروایی فاسقان) باشد. … حکومت و فرمانروایی، بهتر از هرج و مرج است و در پاسخ از چیستی هرج و مرج، فرمودند: کشتار و دروغ است (متقی هندی، ۱۴۱۳ق، ح۱۴۷۵۵).
در گفتار علوی نیز آمده است: «مردم را ناگزیر از امیر نیک یا فاجر است و برقراری امنیت راهها و مبارزه با دشمن را از دلایل ناگزیری از حکومت فاجر دانسته است» (نهج البلاغه، خطبه۴۰). چنانکه در روایتی تصریح میفرماید: «والٍ ظلومٍ[ غشوم] خیر من فتنه تدومُ» (مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۷۲، ص۳۵۹؛ آمدی، ۱۳۶۶، ص۴۶۴، ح۱۰۶۷۲)؛ فرمانروای ستمگر بهتر از فتنه همیشگی است. بر اساس این روایت، وجود والی؛ هرچند ظالم باشد، از فتنهها جلوگیری میکند. نباید فراموش کرد که این گفتار شریف، به مفهوم رضایت به پذیرش ولایت ظالم نیست؛ چون امام در مقام بیان طبیعت حکم اسلامی نیست، بلکه در صدد بیان ضرورت حکم در برابر ادعای خوارج است (شمس الدین، ۱۳۶۰، ص۱۲۴).
بیشک حاکم اسلامی هرچه اقتدار و شوکت داشته باشد و در میان امت از جایگاه والایی برخوردار باشد؛ بهگونهای که مردم فرمانبردار او باشند، در برقراری امنیت، بهویژه در برخورد با فتنهها توفیق بیشتری خواهد داشت؛ زیرا فتنهگران، گروهی از جامعه را با خود همراه ساخته و با درهمآمیختن حق با باطل، حقیقت را بر افکار عمومی مشتبه میسازند. در چنین فضای غبارآلودی، وجود حاکمی مقتدر و با درایت، بهتر میتواند کشتی طوفانزده امت را به ساحل نجات رساند. برخورد قاطع امیر مؤمنان در برابر خوارج، گواه روشن این ادعاست.
««أیّها الناس! فإنّى فقأت عین الفتنه ولم یکن لیجترى ء علیها احد غیرى بعد أن ماج غیهبها واشتدّ کلبها» (نهج البلاغه، خطبه۹۳)؛ اى مردم! این من بودم که چشم فتنه را در آوردم و کسى جز من جرأت چنین کارى را نداشت. آنگاه که امواج تاریک فتنه در همه جا گسترده و به آخرین درجه شدت رسیده بود.
ااز آنجا که فتنهگران در جامعه اسلامی با نقاب دین به فتنهگری و آشوب دامن میزنند، وجود رهبری الهی برای خنثی کردن توطئه آنان بسیار ضروری است. ازاینرو، در دیدگاه شیعه، پس از توحید، اعتقاد به ولایت از ارکان و اصول اعتقادات شمرده میشود. امام معصوم، عمود خیمه دین است. با وجود او، امت به گرد او جمع شده و اتحاد صفوف را سامان میدهند. در پرتو روشنگریهایش مدعیان دروغین، مجال جولان و در صورت ظهور و بروزشان در برابر اقتدار او، تاب مقاومت نخواهند داشت.
در روایتی از امام رضا(ع) به این حقیقت اشاره شده است که حضرت از دچارشدن مردم به فتنهای شدید به سبب غیبت ولی عصر(عج)، خبر میدهد (سیدبن طاووس، ۱۴۱۶ق، ص۳۵۴). آشوبگران از خلأ ظهور ولیّ خدا مجال جلوهگری یافته و با مشتبه ساختن امر بر عوام، ادعای خلافت میکنند. از آنجا که صراط مستقیم حق، یکی بیش نیست، در ولایت ولیّ خدا جز او کسی نمیتواند ادعای ولایت کند.
ولی کثرت و تعدد راه باطل، زمینه را برای مدعیان دروغین فراهم ساخته و در زمان واحد، افراد گوناگون به خیال خویش، پرچم توحید برافراشته و همگان را به خویشتن دعوت میکنند. تجربه حکومتهای چندگانه در زمان واحد در طول تاریخ اسلام و به ویژه در عصر حاضر، گواه روشن این ادعاست.
در عصر حاضر، گروهی به گرد «ایمن الظواهری» و گروهی دیگر به اطراف «ابوبکر بغدادی» و شماری به دنبال فرد دیگری، سودای تشکیل حکومت اسلامی و احیای خلافت را در سر میپرورانند. آیا صراط حق بیش از یکی است؟ کدامیک از اینان در ادعای خویش راستگو هستند؟ آیا جز این است که این ادعاها برخاسته از هوای نفس است؟ پاسخ این پرسشها در رفتارهای این گروههای افراطی و خشونتگرا قابل بازیابی است.
حاصل اینکه اگر امروز مسلمانان به گرد حاکمی مقتدر (امام معصوم یا فقیه جامع الشرائط که نیابت از امام دارد) جمع شوند و دست بیعت به او دهند، میتوانند آتش فتنهها را خاموش کنند. در عصری که دنیای غرب با درک اهمیت وحدت و یکپارچگی به دنبال ایجاد ایالات متحده و اتحادیه اروپا و اتحادیههایی از این دست میباشد، شایسته نیست دنیای اسلام به سوی تجزیه و پراکندگی که توطئه استعمار است پیش رود؟
یادآور میشود؛ هرچند امکان ایجاد کشوری واحد برای مسلمانان به لحاظ شرایطی که در دنیا حاکم است فراهم نیست، ولی امکان ایجاد اتحاد در میان کشورهای اسلامی با سپردن سکانداری حکومت به دست شایستگانی که در دامن فرهنگ اصیل قرآن و عترت ـ به دور از هرگونه قرائت خشن از دین ـ پرورش یافتهاند؛ هرچند به ظاهر پیرو مکتب اهل بیت نباشند، وجود دارد که حتی المقدور نتیجهاش اقتدار حاکمیت جامعه اسلامی است.
۳. بصیرت در فتنهها
فتنهگران با نقاب دینداری ظهور کرده و با مشتبه ساختن حقیقت بر دینداران به آشوب در جامعه اسلامی میپردازند. امیر مؤمنان علی(ع) در حدیثی به این حقیقت اشاره میفرماید: «انّ الفتنه اذا أقبلت شبهت»؛ زمانی که فتنه رو آورد [حقیقت] را مشتبه میسازد (قمی، ۱۴۱۴ق، ج۷، ص۲۵) . ازاینرو، روشنبینی و بصیرت، کارآمدترین سلاح برای رویارویی با آنها و مانعی برای توسعه دامنه آتشافروزیهای آنان خواهد بود.
علی(ع) که خود اسوهای نیکو در مبارزه با فتنه است میفرماید: «کُنْ فِی الْفِتْنَه کَابْنِ اللَّبُونِ لَا ظَهْرٌ فَیُرْکَبَ وَ لَا ضَرْعٌ فَیُحْلَب» (نهج البلاغه، حکمت۱) ؛ در هنگام فتنه و آشوب، چون بچه شتر دوساله باش که نه بار کشد و نه شیر دهد. «ابن لبون» که معناى تحت اللفظى آن «پسر شیردهنده» است، بچه شتر نر دوساله یا بچه شتری که پا در سه سال گذاشته را گویند؛ به اعتبار این که مادرش بعد از آن، بچه دیگری زاییده و شیر مى دهد؛ یعنى این قدر شده که مادرش بتواند زاییده باشد و شیر دهد (خوانساری، ۱۳۶۶، ج۴، ص۶۰۷).
««ابن ابی الحدید»، فتنه را به جنگ و دشمنی میان دو رئیس گمراه که هر دو به گمراهی دعوت میکنند تفسیر کرده است. با این تفسیر از فتنه، مفهوم گفتار حضرت را به کنارهگیری و ناشناخته ماندن و ضعیف بودن معنا کرده تا هیچ یک از طرفین فتنه از جان و مال او برای اجرای مقاصد خویش استفاده نکنند و او آنها را یاری نرساند (ابن ابی الحدید، ۱۴۰۴ق، ج۱۸، ص۸۳). اما به نظر، فتنه در معنای پیش گفته محدود نبوده و دامنه آن پرشمولتر از مفهوم سیاسی و نزاع میان دو تن میباشد و مقصود روایت، دعوت به گوشهگیری و غفلت نیست. در این صورت، حضرت به همکاری نکردن با دعوت کنندگان به فتنه و یاری نکردن آنان در مقاصد شومشان دستور میدهد (خویی، ۱۳۴۸، ج۲۱، ص۸).
بر پایه این روایت، یاری نکردن و به تعبیری قرارنگرفتن در بازی فتنهگران از زمره راهکارهای برونرفت از فتنه خواهد بود. روشن است این مهم در سایه بصیرت دینی و روشنبینی اجتماعی حاصل خواهد شد. بازخوانی سیره و سخن ائمه اهل بیت(ع) در سدههای اول در برخورد با آسیبها و آشوبهایی که در جامعه رخ میداد و نشان از بینش عمیق و درایت سیاسی ائمه دارد، بهترین اسوه برای جامعه آشوبزده امروز است (مسعودی، ۱۴۰۹ق، ج ۳، ص ۲۵۴).
۴. روشنگری علما
رسول خدا(ص) فرمود: «زمانی که بدعتها پدید آمدند، عالم باید علم خویش را آشکار کند و هر کس این کار را نکند، پس لعنت خدا بر او باد» (کلینی، ۱۳۷۵، ج۱، ص۵۴؛ متقی هندی، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۱۷۹). به این همزادی فتنهها و بدعتها در کلام نورانی امیر مؤمنان علی(ع) اشاره شده است: «قد خاضوا بحار الفتن و اخذوا بالبدع دون السنن و توغلوا الجهل…» (خوانساری، ۱۳۶۶، ج۴، ص۴۸۷)؛ در دریاهای فتنهها فرو رفتند و بدعتها را جایگزین سنتها کرده و به سوی نادانی شتافتند.
ببر اساس روایت، نباید از وظایفی که در دین به هنگام ظهور بدعتها بر عهده علمای دین گذاشته شده است، غافل شد. بر کسی پوشیده نیست که روشنگری علما نقش بسیار برجستهای در خنثی سازی توطئهها دارد. اما با تأسف بیپایان، علمای وهابیت برخلاف این نقش خویش عمل نموده و خود بر دامنه این آتشافروزیها میافزایند.
آنان با قلبی آکنده از کینه نسبت به تشیع، از همه امکانات؛ همچون سایتها، شبکههای ماهوارهای، تلویزیون، اینترنت و تریبونهای نماز جمعه مسجد الحرام و مسجد النبی(ص) و سایر مساجد، بر طبل جنگ در سوریه و عراق کوبیدند و شکلگیری فتنهای بزرگ، چون داعش را سبب شدند؛ گروه فتنهگری که به هیچ اصلی از اصول اسلام پایبند نبوده و با قرائتی خشن از دین، به هر خشونتی دست می زنند. خشونتها و آشوبهای این گروه فتنهگر به جایی رسید که امروز، وهابیت ضمن اعلام انزجار از داعش، از آنان به عنوان خوارج عصر یاد میکنند.
رفتارهای این گروه، مستقیم یا غیر مستقیم به فتوای وهابیت مستند است؛ زیرا چنانکه اشاره شد، در ابتدا با پشتیبانی وهابیت شکل گرفت و سپس به فتوای کسانی که در دامن وهابیت و با اندیشههای سلفیگری آنان پرورش و جرأت فتوا را از آنان دریافت کرده بودند، به آشوبهای خود ادامه داد. امروز برای خاموش ساختن آتش این فتنه که هر روز با بدعتهای خود چهره زیبای اسلام را مخدوش و نام پرآوازهاش را بدنام مینمایند، چارهای جز اتحاد جهان اسلام نیست و این مهم جز با کوشش علما میسور نمی باشد.
ادعای خلافت با استناد به روایات نبوی و کشتن انسانهای بیگناه و تحمیل دیدگاه شخصی خویش به دین، گوشهای از بدعتهای این گروه فتنهگر و گروههای مشابه آن است. بنابراین، بر علماست که با برملاساختن بدعتهای اینان از پیوستن مسلمانان سادهاندیش به گروههای فتنهگر جلوگیری نمایند و دامن اسلام را از رفتارهای آنان مبرا بدانند. واکاوی روایات پیامبر و اهل بیت طاهرین ایشان(ع) در خصوص فتنهها که در منابع روایی با عنوان «الملاحم و الفتن» گردآوری شدهاند، بسیار راهگشا خواهد بود.
روشن است این امر وظیفهای بر دوش علماست. خطبه رسول خدا در حجه الوداع در منی، روشنترین چشمانداز علما و فقهای اسلامی است تا بر اساس آن بر حرمت کشتار مسلمانان و غارت اموالشان فتوا دهند. حضرت در این خطبه فرمودند:
ای مردم! همانا خون و مال شما بر شما مردم تا روزی که خدا را ملاقات کنید حرام است؛ همچنانکه این ماه که شما در آن هستید از ماههای حرام است و مسلّماً شما با خدای خود ملاقات می کنید و او از کرده های شما می پرسد و محققاً من به شما رسانیدهام (مسلم، بی تا، ج۴، ص۴۱).
ددر فتاوای فقهاء باید روشن شود برای امر به معروف و نهی از منکر نمیتوان جان و مال مسلمانان را غیر محترم شمرد؛ چنانکه هر اقدامی که امنیت جامعه را به مخاطره میاندازد، باید بر اساس دستوری از دین که از سوی فقهای عادل وارسته تبیین میشود، انجام پذیرد (شهید اول، بیتا، ج۲، ص۲۰۷-۲۰۵).
در شرایط کنونی چارهای جز استفاده از تمام ظرفیتهای هنری، فرهنگی و تکنولوژی عصر حاضر؛ مانند سینما، تلویزیون، رسانههای جمعی، روزنامهها و مجلات و … نیست. باید از این ابزارها به صورت هوشمندانه و بجا، برای رویارویی با اندیشههای فتنهجویانه استفاده شود.
۵. شناسایی ظرفیتهای جهان اسلام برای رویارویی با فتنه
گگاه فتنهها و آشوبهای اجتماعی چنان با سرعت و شتاب در جامعه میتازند و فراگیر میشوند که مجال اندیشه رویارویی فیزیکی، به منظور منع از گسترش دامنه آتشافروزیهای آن برای مهار فتنه را از جامعه اسلامی باز میستاند. منع از گسترش فتنه قابل انکار نیست، اما نباید فراموش کرد که در چنین فضایی پیشنهاد قرآن، نه تهدید به جنگ و کشتار که تلاش برای ایجاد صلح و ثبات در جامعه اسلامی است (حجرات(۴۹):۱۰-۹).
برای مهار فتنه باید با بهرهگیری از ظرفیتهای موجود در جامعه اسلامی، محور وحدت تشکیل داد. بسیاری از گروهها و دانشمندان و اندیشمندان مسلمان با فتنههای پیشآمده در دنیای اسلام موافق نیستند. درگیری گروههای اهل سنت با فتنهگران در عراق و سوریه و سایر کشورهای اسلامی، گواه روشنی بر این ادعاست. لکن این گروهها از نبود محور وحدت میان خود رنج میبرند. ازاین رو، شایسته است گروههای صلح دوست، از میان اندیشهوران مسلمان، رنج سفر را بر خویش رواداشته و در جای جای جهان اسلام به شناسایی این پتانسیل بپردازند و هرچه زودتر با تشکیل محور وحدت در برابر فتنه، به مهار آن دست بزنند.
جای بسی تأسف خواهد بود، دینی که پیروان ادیان دیگر را به گرد محور وحدت فرا میخواند، پیروانش توان گردآمدن بر این محور را نداشته باشند. لذا راه حلهای سیاسی و دیپلماتیک با محوریت سران کشورهای اسلامی و قدرتهای جهانی به هیچ روی قرین توفیق نخواهد بود؛ زیرا ایجاد فتنه و آشوب از برنامهها و توطئههای برخی از آنان در جوامع اسلامی است، چگونه آنان میتوانند در برون رفت از این فتنهها نقش مؤثر ایفاء کنند؟!
بنابراین، باید با عبرت از تجربههای تاریخی، با مذاکره با علما، اندیشمندان، رؤسای عشایر و سازمانهای مردم نهاد در جهان اسلام، محور وحدت تشکیل داد تا با قدرت برتر، به رویارویی با فتنه پرداخت.(۱) بیشک جنگ و کشتار، راهکار مناسبی برای برون رفت از فتنهها نبوده و امکان استفاده از راهکارهای مسالمتآمیز را نیز با دشواری روبهرو میسازد. بنابراین، شایسته است با شناسایی ظرفیتهای پیشگفته که ریشه در سیره و سخن رسول خدا و اهل بیت طاهرین ایشان(ع) دارد، به مقابله با فتنهها برخاست.
۶. آگاهی صحیح از اعتقادات و فرهنگ مسلمانان
امیر مؤمنان علی(ع) میفرماید: «الناس أعداء ما جهلوا» (نهج البلاغه، حکمت۱۷۴)؛ مردم دشمنند آنچه را ندانند. تاریکی جهل، بستر دشمنیها و خوف و وحشت است؛ چنانکه کودکان و افراد ضعیف العقل از تاریکی شب هراس داشته و همه چیز را در وهم خویش دشمن میپندارند. افراد جاهل نیز در فضای ظلمانی جهل، نسبت به آنچه جهل دارند هراس داشته و دشمنیها را شکل میدهند. هرچه شناخت ما از طرف مقابل کمتر باشد، دشمنی عمیقتر میشود و شرایط، برای فتنهانگیزی و سوء تفاهم و سوء ظن و موفقیت فتنهگران و وسوسهانگیزان فراهمتر میشود.
گاه دشمنان سودجو و دوستان ناآگاه نیز از این فرصت بهره فراوان برده و آتش این دشمنی را فزونتر میکنند. ازاین رو، بسی ضروری است تا در مراکز و حوزههای علمی مسلمانان، اعتقادات و مبانی فکری همه مذاهب اسلامی و ویژگیهای قومیتی و فرهنگ عمومی مسلمانان در همه جای دنیای اسلام آموزش داده شود.
اندیشمندان دنیای امروز، با هوشیاری تمام، پیام این روایت را دریافت کرده و با گسترش دانش و فرزانگی، به دنبال زدودن جهل و پیآمدهای ناگوار آن باشند. در سایهسار نور علم، بسیاری از ابهامها برطرف شده و حق از باطل برای جویندگان آن روشن میشود. در دنیایی که سخن از گفتوگوی تمدنها به یک گفتمان غالب محافل علمی بدل شده است، چرا نباید از گفتوگو میان پیروان دینی که خود مبتکر این ایده است بهره برد؟
نتیجهگیری
از آنچه شرحش گذشت، به دست میآید که فتنه در فرهنگ قرآنی و روایی، به معنای اضطراب، اختلاف و دودستگی، شبههافکنی، دگرگونی و کشتار است. ازاین رو، خدای سبحان در آیاتی از قرآن، مسلمانان را از افتادن در چنین فتنهای و پیآمدهای آن تحذیر میدهد. رسول خدا از مسیر وحی دریافته بود که ریشههای فتنه از هم اکنون شکل گرفته است و در آیندهای بسیار نزدیک، اضطراب، آشفتگی و دگرگونی در ارزشها و بازگشت به جاهلیت را سبب خواهد شد. به همین دلیل، همواره به ریشههای این فتنه توجه داده و حقیقت آن را بازگو مینمود.
با بازخوانی آیات و روایات، در مییابیم حقیقت فتنه به نافرمانی خدا و رسولش در مسأله جانشینی رسول خدا برمیگردد و ریشه فتنه را باید در حوادث پس از رحلت رسول خدا جست که با دگرگونی در ارزشها، جامعه اسلامی را به قهقرا بردند. فتنههای امروز جامعه اسلامی نیز ریشه در همان حوادث دارد. بنابراین، بر پایه روایات رسول خدا و اهل بیت(ع)، راهکار رهایی از فتنه را باید در بازگشت به قرآن و عترت که روح جامعه اسلامی است، جستجو کرد.
اقتدار حاکمیت ـ که الهی بودن حاکم، شرط اساسی آن میباشد ـ ، روشنگری علما، آگاهی از اعتقادات و فرهنگ سایر مسلمانان، شناسایی ظرفیتهای جهان اسلام از جمله راهکارهای رویارویی و رهایی از تنگنای فتنههای اجتماعی است.
توجه به ریشههای فتنه و بازگویی حقیقت آن با ژرفنگری در آیات و روایات و روشن ساختن زوایای فراموش شده در آیات و روایات؛ به ویژه روایات نقل شده از سوی اهل سنت و توجه دادن دانشمندان و اندیشمندان جهان اسلام به آن و دستیابی به راهکارهای برونرفت از فتنههای اجتماعی که دامنگیر جامعه اسلامی است، از وجوه تمایز این پژوهش با پژوهشهای مشابه است.
ببا توجه به اهمیت موضوع و نقش فتنه در فروکاستن توان و شوکت مسلمین، پیشنهاد میشود علمای فریقین در حوزههای علمیه، موضوع فتنه در آیات و روایات را مورد بررسی دقیق قرار داده و بدون جهت گیری مذهبی و قومیتی، نتیجه آن را در اختیار جامعه اسلامی قرار دهند.
با برگزاری کرسیهای آزاداندیشی در دانشگاهها و مراکز علمی و همایشها و کنفرانسها در گستره ملی و بین المللی، انجام پروژههای تحقیقی در پژوهشگاهها و مؤسسات تحقیقاتی، ساختن برنامههای تلویزیونی در سطح شبکههای محلی، ملی و ماهوارهای و استفاده از پتانسیل موجود در اینترنت و شبکههای اجتماعی و حتی ارسال پیامکهای تلفن همراه، به آگاهیبخشی افکار عمومی پرداخته شود. از همه مهمتر، پیشنهاد میشود مراکز علمی دینی و علمای شیعه و سنی از تبادل دانش و اندیشه، دور نمانده و موانع وحدت را روز به روز از میان بردارند.
پی نوشت:
ایجاد سازمان تقریب مذاهب اسلامی از سوی آیهالله بروجردی و استقبال رئیس الازهر مصر و برخی از دانشمندان اهل سنت از آن و کوششهای بیدریغ امام موسی صدر در ایجاد یکپارچگی در میان پیروان ادیان و مذاهب در لبنان، نمونه روشن این ادعا هستند.
منابع و مآخذ
۱. قرآن کریم.
۲. نهج البلاغه.
۳. آقابخشی، علی اکبر و افشاریراد، مینو، فرهنگ علوم سیاسی، تهران: نشر چاپار، ۱۳۸۶.
۴. آلوسی، محمود، روح المعانی، به کوشش عبدالباری، ج۵، بیروت: دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۵ق.
۵. آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم و دررالکلم، به کوشش مصطفی درایتی، قم: بوستان کتاب، ۱۳۶۶.
۶. ابن ابی حاتم، عبدالرحمن بن محمد، تفسیر ابن ابی حاتم، به کوشش اسعدمحمد، ج۵، بیروت: المکتبه العصریه، ۱۴۱۹ق.
۷. ابن ابی شیبه، ابوبکر عبدالله بن محمد، المصنف، به کوشش سعیدمحمد، ج۸، بیروت: دارالفکر، ۱۴۰۹ق.
۸. ابن عاشور، محمدبن محمدطاهر، التحریر و التنویر، ج۹، بیروت: مؤسسه التاریخ، بی تا.
۹. ابن منظور، محمدبن مکرم بن علی الانصاری، لسان العرب، ج۱۳، قم: ادب الحوزه، ۱۴۰۵ق.
۱۰. ابن أبی الحدید، عبدالحمیدبن هبهالله، شرح نهج البلاغه، ج۱۸، قم: کتابخانه آیهالله مرعشی(ره)، ۱۴۰۴ق.
۱۱. ابوزهره، محمد، زهره التفاسیر، ج۶، بیروت: دارالفکر، بی تا.
۱۲. بخاری، صحیح بخاری، ج۷،۵،۴و۸، بیروت: دارالفکر، ۱۴۰۱ق.
۱۳. بیضاوی، ناصرالدین عبدالله، تفسیر بیضاوی(انوار التنزیل)، به کوشش مرعشلی، ج۳، بیروت: دار احیاء التراث العربی، ۱۴۱۸ق.
۱۴. حاکم نیشابوری، محمدبن عبدالله، المستدرک، به کوشش مرعشلی، ج۳، بیروت: دار المعرفه، ۱۴۰۶ق.
۱۵. حجازی، محمدمحمود، التفسیر الواضح، ج۱، بیروت: دار الجیل، ۱۴۱۳ق.
۱۶. حسینی شاه عبدالعظیمی، حسین، تفسیر اثنی عشری، ج۲، تهران: میقات، ۱۳۶۳.
۱۷. حلی، محمدبن مطهر، نهج الحق و کشف الصدق، ترجمه علیرضا کهنسال، تهران: تاسوعا، ۱۳۷۹.
۱۸. حنبل، احمدبن محمد، مسند احمد، ج۴،۳،۱و۵، بیروت: دار صادر، بی تا.
۱۹. خوانسارى، محمدبن حسین، شرح غرر الحکم و درر الکلم، به کوشش جلال الدین ارموی محدث، ج۴، تهران: دانشگاه تهران، چ۴، ۱۳۶۶.
۲۰. خویی، میرزاحبیب الله، منهاج البراعه (شرح نهج البلاغه)، ج۲۱، تهران: المکتبه الاسلامیه، ۱۳۴۸.
۲۱. زحیلی، وهبه، التفسیر المنیر، ج۹، بیروت: دار الفکر المعاصر، ۱۴۱۱ق.
۲۲. زریاب، عباس، «امام صادق۷»، دائره المعارف تشیع، ج۲، تهران: نشر سعید، ۱۳۷۵.
۲۳. سیدبن طاووس، سیدرضی الدین علی بن موسی بن جعفر بن طاووس، الملاحم و الفتن، اصفهان: صاحب الامر، ۱۴۱۶ق.
۲۴. سیدقطب، فی ظلال القرآن، ج۴، القاهره: دار الشروق، ۱۴۰۰ق.
۲۵. سیوطی، جلال الدین، الدر المنثور، ج۳، بیروت: دارالمعرفه، ۱۳۶۵ق.
۲۶. شمس الدین، محمدمهدی، دراسات فی نهج البلاغه، بی جا: دار الاسلامیه، ۱۳۶۰.
۲۷. شیبانی، عمربن ابی عاصم، کتاب السنه، به کوشش محمدالبانی، بیروت: المکتب الاسلامی، ۱۴۱۳ق.
۲۸. طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان، ج۹، بیروت: اعلمی، ۱۳۹۳ق.
۲۹. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۴، بیروت: دار المعرفه، ۱۴۰۶ق.
۳۰. طبری، محمدبن جریر، جامع البیان، ج۶، بیروت: دار المعرفه، ۱۴۱۲ق.
۳۱. طنطاوی، محمد، التفسیر الوسیط، ج۶، قاهره: دارالمعارف، ۱۴۱۲ق.
۳۲. عاملی(شهید اول)، محمدبن مکی، القواعد و الفوائد، تحقیق السیدعبدالهادی الحکیم، ج۲، قم: منشورات مکتبه المفید، بی تا.
۳۳. عیاشی، ابونصرمحمدبن مسعود، تفسیر العیاشی، به کوشش رسولی محلاتی، ج۲، تهران: المکتبه العلمیه الاسلامیه، بی تا.
۳۴. فراهیدی، احمدبن خلیل، العین، به کوشش المخزومی و السامرائی، ج۸، بی جا: دار الهجره، ۱۴۰۹ق.
۳۵. قرطبی، ابوعبدالله محمدبن احمد انصاری، تفسیر قرطبی، ج۷، بیروت: دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۵ق.
۳۶. قزوینی، ملاخلیل، صافی در شرح کافی، ج۱، قم: دار الحدیث، ۱۳۸۷.
۳۷. قمى، عباس، سفینه البحار، ج۷، قم: اسوه، ۱۴۱۴ ق.
۳۸. کلینى، محمدبن یعقوب، الکافی، به کوشش علی اکبر غفاری، ج۱و۲، تهران: دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۵.
۳۹. کاشانی، ملافتح الله، منهج الصادقین، ج۳، تهران: کتابفروشی علمی، ۱۳۳۶.
۴۰. متقی هندی، علاءالدین علی بن حسام، کنزالعمال، به کوشش السقاء، ج۱، بیروت: الرساله، ۱۴۱۳ق.
۴۱. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۷۲، بیروت: داراحیاءالتراث العربی، ۱۴۰۳ق.
۴۲. مراغی، احمدمصطفی، تفسیر المراغی، ج۹، بیروت: دارالفکر، بی تا.
۴۳. مسعودی، علی بن الحسین، مروج الذهب، به کوشش داغر، ج۳، قم: دار الهجره، ۱۴۰۹ق.
۴۴. مسلم، صحیح مسلم، ج۱، ۴، ۵، ۷و۸ ، بیروت: دارالفکر، بی تا.
۴۵. مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۷۴.
۴۶. مغنیه، محمدجواد، التفسیر الکاشف، ج۲، بیروت: دار العلم للملایین، ۱۹۸۱م.
۴۷. مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیر المؤمنین۷، تهران: دارالکُتُب العلمیّه، ۱۳۸۱.
۴۸. هیثمی، احمد بن حجر، مجمع الزوائد، ج۷، بیروت: دار الکتاب العربی، ۱۴۰۲ق.
نویسنده:
رضا مهدیان فر: استادیار دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم
فصلنامه حکومت اسلامی شماره ۷۸
انتهای متن/
https://qomna.ir/?p=42364