- نویسنده : حسین همتی نژاد
- ۰۱ مرداد ۱۳۹۶
- کد خبر 45327
- ایمیل
- پرینت

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی خبر قم به نقل از خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) ، آیتالله العظمی ملا علی معصومی همدانی (متولد ۱۳۱۲ – متوفی ۱۳۹۸ هجری قمری)یکی از فقهای نامدار و فرزانه در قرن چهاردهم هجری قمری است. او زاهد واقعی به تمام معنای کلمه بود و این زهد و بیاعتنایی به مال و جاه را از مکتب انسانساز استادش مرحوم آیتالله حائری فراگرفته بود. مرحوم آیتالله آخوند معصومی، مرد خدا، اهل دعا، حلیف خلوت و جلیس تهجد و انیس جلوت بود. در صدر منبر و خطابه، از جذبه خاصی برخوردار بود و مستمع را تحت تأثیر بیانات سبحانی خود قرار میداد.
او در ایام ماه رمضان در مسجدی که در جوار منزل وی و نزدیکیهای مقبره باباطاهر در همدان قرار داشت، اغلب از نهج البلاغه سخن میگفت. وقتی خطبه همام را با آن لحن سوزان و بیان شافی از عمق دل بیان میکرد، هم خود در بالای منبر گریان بود و هم صدای شیون حضار از پای منبر به آسمان بلند میشد. مسجد یکسره ناله بود و زاری و سوز و گداز و گاهی منبر ایشان یک ساعت و نیم یا دو ساعت بدون ایجاد خستگی به درازا میکشید.
مسجد او مالامال از جمعیت بود. آیتالله آخوند معصومی هرگز خود را اسیر دنیا ننمود و همواره سعی داشت زندگی بسیار متعارف و معمولی داشته باشد و از حداقل معیشت برخوردار باشد و از تجمل و اعتبارات ظاهری گریزان بود و در ایام مبارزات برای پیروزی انقلاب اسلامی از حامیان نهضت اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی(ره) بود.
در این باره بیمناسبت نخواهد بود که نگاهی قابل تأمل به زندگی آن عالم ربانی از زبان حجتالاسلام والمسلمین محمد جوادی، امام جمعه موقت همدان که از شاگردان ایشان بوده به مناسبت ۳۱ تیر سالگرد رحلت ایشان در سال ۱۳۵۷ داشته باشیم.
آیتالله آخوند معصومی که بود؟
عالم ربانی و فقیه همدانی، استاد الاعظم، آیتالله العظمی مرحوم آخوند ملاعلی بن ابراهیم معصومی همدانی(قدس سره شریف) یکی از فقهای نامدار و فرزانه و یکی از فرزانگان فقیه در قرن چهاردهم هجری قمری است.
او همانند همدورههای معاصر خویش یکی از تربیت یافتگان مکتب پربار وحوزه متبرک آیتالله العظمی حائری و یکی از نخستین فارغ التحصیلان آن حوزه مقدسه به شمار میآید او در زهد و تقوا و در تواضع و اخلاص و در ادب و اخلاق آیتی از آیات درخشان و اسوه و قدوه اهل علم و کمال و پیشوای اهل یقین و معرفت به شمار میرفت.
حاج ملا علی معصومی در چه تاریخی و در کجا متولد شد؟
ایشان در سال ۱۲۱۲ هجری قمری در یکی از قراء همدان به نام «وفس» در دامنه تپههای زیبا و سرسبز سردرود چشم به جهان گشود و در آن طبیعت صاف و ساده صبغه طبیعت و جلا و زیبایی و صفای آن را به خود گرفت و از همان اوان ولادت، آثار نبوغ و استعداد در چهرهاش نمایان شد. پدرش مرحوم مشهدی ابراهیم معصومی یک کشاورز ساده و معمولی ولی اهل ایمان و تقوا و مذهب بود؛ از این رو او را به عنوان تحصیل علوم شرعی و اخذ تربیت اسلامی در یکی از مکتبخانههای آن زمان سپرد. او تحصیلات مقدماتی و مبادی علوم را همان جا تلمذ نمود و پس از طی آن مراحل به عنوان تعقیب تحصیلات خویش در اوایل نوجوانی عازم همدان شد و نزد اساتید و علمای بزرگ آن روز همدان، به یادگیری نحو و منطق و معانی و بیان و علم اصول فقه پرداخت.
دلیل مهاجرت ایشان به تهران چه بود؟
آیتالله آخوند معصومی برای تکمیل مراتب علمی و مدارج کلام و فلسفه و علوم متعالیه و ریاضیات و هیئت به حوزه علمیه تهران که در آن زمان جزء غنیترین مراکز حوزوی به شمار میرفت، رهسپار شد. به قول شاعر حکیم بزرگوار سعدی «ز آبِ خُرد، ماهیْ خُرد خیزد نهنگ، آن به که با دریا ستیزد» در آنجا حدود پنج سال از محضر اساتید فن، به تلمذ پرداخت.
چرا ایشان دوباره به همدان بازگشتند؟
ایشان بعد از مدتی دیدند که تهران هم جوابگوی علم ایشان نمیشود به قم مهاجرت کردند و در آنجا تدریس و تحصیل کردند و بعد از مدتی با درخواست مردم وارد همدان شدند و حوزه علمیه همدان را با اینکه خرابهای بیش نبود بازسازی کردند و در آنجا طلبههایی را ثبتنام کردند و درس دادند. این حوزه بعد از مدتها گسترش یافت و طلبههایی چون آیتا…هاشمی، آیتا… محمد حسین بهاری، آیتا… انصاری و… را آموزش دادند.
دلیل محبوبیت ایشان در میان مردم چه بود؟
آقای آخوند در مسائل جامعه به امور اجتماعی و فرهنگی مردم نیز رسیدگی میکردند. در مسجدش که مسجدی کوچکی در میدان عین القضات بود سخنرانی میکرد و مردم نیز از جای جای شهر برای شنیدن به سخنان ایشان میآمدند.
ایشان وقتی که به منبر میرفتند جمعیت پای منبر موج میزد، روزی سید محمد حسینی نقل میکرد که در ماه رمضان با زبان روزه کنار منبر ایشان مینشستیم و آقای آخوند جوری پر معنا صحبت میکردند که تمام مردم را تحت تأثیر قرار میداد وقتی سخنانشان تمام میشد من و پدرم به باغی که داشتیم میرفتیم و پدرم که همچنان تحت تأثیر سخنان ایشان بود در راه تا وقتی که برسیم کل راه را با صدای بلند گریه میکرد و اشک میریخت.
آیت الله آخوند در چه تاریخی رحلت کرد؟
سرانجام این عالم بزرگ و مرجع عالیقدر منطقه غرب کشور، پس از یک بیماری شدید که جهت مداوا به انگلستان برده شد، در ۳۱ تیرماه ۱۳۵۷ مطابق با شعبان ۱۳۹۸ دیده از جهان فرو بست. پیکر پاکش به همدان انتقال داده شد و در مسیر راه به همدان، با استقبال و احترام فوق العاده مردم رو به رو شد و در همدان تشییع باشکوهی از جنازه ایشان به عمل آمد و دوستداران انقلاب اسلامی، به برکت این پیکر شریف، تظاهرات وسیعی بر ضد رژیم طاغوت راه انداختند. پیکر پاکش در باغ بهشت همدان مدفون شد.
قبل از رحلت، آن مرد بزرگ آیا خواستهای داشت؟
ایشان قبل فوت درخواست کرده بودند که من را در قبرستان عمومی و در بین مردم عادی دفن کنید.
قبری که الان برای ایشان درست کردند قبلاً اینطور نبود و ایشان مانند مردم عادی بودند اما بعدها علاقهمندان به ایشان این قبر را برایشان درست کردند؛ زیرا مهر ایشان هنوز هم از دل مردم بیرون نیامده است.
از خصوصیات علمی و اخلاقی ایشان چیزی در خاطر دارید؟
از نظر علمی باید گفت که هر انسان در خود تخصصی دارد اما در برخوردهایی که من با ایشان داشتم اطلاع داشتم که ایشان در یک زمینه تخصص نداشت بلکه در زمینههای بسیاری تخصص داشت. علمای بزرگی از نجف و قم میآمدند و مهمان ایشان میشدند. اعتراف میکردند که ایشان تخصص جامعی دارد و لذا ادیب، منطقی و فیلسوف عنوانهای دیگری که شایسته ایشان بود را به ایشان منصوب میکردند.
هر کس با هر سؤالی در هر علمی سراغ آیتا… آخوند معصومی میآمد اشباع میشد. ایشان در موازات علم اخلاق خود را بالا میبردند. ایشان بسیار شایسته، متواضع و انسانی لایق بودند که با هر کس صحبت میکردند آن را بالا میدانستند و بین هیچ کس هیچ فرقی نمیگذاشتند.
از نظر اخلاقی خودشان را کوچک میکردند به همین دلیل خداوند او را بزرگ و عزیز میکرد. یک ماجرا در این رابطه که یکی از اساتید قم نقل میکردند برای شما میگویم. ایشان میگفتند: «تابستان بود که به همدان آمدم و برای تدریس و اقامت به حوزه علمیه همدان مراجعه کردم در آنجا با یکی از طلاب همدانی هماتاق شدم، در حوزه، شبها اقامت میکردم و روزها هم به تدریس میپرداختم. پاسی از شب نگذشته بود که دیدم سروصدایی میآید از اتاق بیرون آمدم و دیدم که دو جوان در حال کشتی گرفتن باهم بودند. ناگهان غلت خوردند و روی گلهای بسیار زیبای اطلسی افتادند و همه گلها را خراب کردند.خلاصه، صبح شد باغبان که آمد و گلها را دید بسیار عصبانی شد و پرسید که اینها را چه کسی اینطوری کرده است؟ آن دو جوان گفتند که ما اینطور کردیم. گفت: چرا؟ گفتند: داشتیم کشتی میگرفتیم باغبان گفت: اینجا چرا؟ گفتند: آخه اینجا نرم بود و سنگ و آجر نداشت. باغبان عصبانی شد و نزد آقای آخوند رفت برای شکایت، ایشان آن طلبه را خوب میشناخت که هم درسخوان بود و هم متدین. آقای آخوند رو به باغبان که اسمش رضا بود کردند و گفتند: آقا رضا گل برای فلانی است نه فلانی برای گل، گل را باید فدای فلانی کرد نه فلانی را فدای گل» این اخلاق آقای آخوند بسیار تأثیرگذار بود.
دانشمندانی هستند که با سرمایه همین مردم درس خواندند و به مرتبههای بالا رسیدند و موقع اوج یا از ایران رفتند یا اینکه در حیطه شغلی خود کاری برای مردم انجام ندادند و به سمت کارهای دیگری رفتند اما آقای آخوند هر چه علم و تقوایش افزون میشد رغبتش به دنیا کمتر میشد و بیشتر برای مردم بودند.
آیهای از سوره مریم که در این رابطه است:
إنَ الَذینَ آمَنو و عَمِلو الصالِحاتِ سَیَجعَل لَهو الرَحمن ودا
«آنان که به خدا ایمان آوردند و پیغمبر را خوب شناختند و از خدا و پیامبر اطاعت کردند خداوند از آنها قرار میدهد محبتی در دل مردم».
چطور شد که شما آیتا… آخوند معصومی را برای استادی خود انتخاب کردید آیا کسی ایشان را به شما پیشنهاد دادند؟
من در سال ۱۳۴۰ وارد حوزه علمیه شدم و ۴ سال فقط درس خواندم و درس گفتم. در آن زمان شنیده بودم که اساتید و طلاب بزرگی پیش ایشان تلمذ میکردند به همین دلیل با ایشان، هم کلام شدم و از علم ایشان استفاده کردم.
درپایان این را عرض کنم که آقای آخوند کسی بودند که هم علم بالایی داشتند هم اخلاق بسیار خوبی؛ و هم به دنیا تعلق خاطری نداشتند، همه اینها باعث شده بود مهر ایشان در دل مردم برای همیشه جای گیرد.
https://qomna.ir/?p=45327