×

منوی سایت

اخبار ویژه

امروز : یکشنبه / ۱۴ تیر / ۱۴۰۵  .::.   برابر با : Sunday, 5 July , 2026

 

حج و عرفان از نگاه نراقی

 عبادات، که آن را هدف آفرینش انسان شمرده اند (ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون) (ذاریات: ۵۶)، اسراری داردکه آن، غیر از آداب و احکام ظاهری عبادات است. عبادات و فرائض الهی با اختلاف درجات فراوانی که نسبت به هم دارند، برای تقویت بُعد روحانی و نفسانی و در جهت سیر و سلوک انسان وضع شده اند تا از عوالم جسمانی به عوالم روحانی تکامل یابند و به مقام قرب الهی برسند.

از این‏رو، خداوند متعال هم برای فراهم‏شدن این سیر بندگی و رسیدن به مقام قرب و حضور الهی و زیارت کعبه حقیقی، به حضرت ابراهیم خلیل‏الرحمان و اسماعیل ذبیح‏اللّه مأموریت دادند که حریم خانه‏اش را از هر چیزی که مانع این سیر و سلوک معنوی باشد، پاکسازی نمایند (بقره: ۱۲۵) تا زائران الهی در خانه‏اش تنها به او بیندیشند و پیرامون او طواف نمایند و از ظلمت ماسوی اللّه رهایی یابند تا بتوانند درخانه عشق می همان او شوند و آماده ملاقات با یگانه معبود عالم هستی گردند؛ چنان‏که همین مأموریت با همین هدف در سوره حج، به گونه‏ای روشن‏ تر و دقیق‏ تر بیان شده است.

حج در نگاه عرفانی ملا مهدی نراقی، دارای جایگاهی والا است. نراقی در باره هدف از خلقت شناخت خدا و حج را نشان بندگی و رقیت می  داند و این عبادت از دیگر امور عبادی افضل است. او می  نویسد:

 «از میان عبادات، حجّ مشتمل بر همه این امور است با زیادتی؛ زیرا در آن است ترک وطن و مشقّت بدن و بذل مال و قطع آمال و تحمّل مشقّت و تجدید میثاق الهی و طواف و دعا و نماز. یا اشتمال آن به اموری است که: مردمان به آن ها انس نگرفته اند و عقول، سرّ آن ها را نمی فه مند؛ مثل: زدن سنگریزه، و هروله میان صفا و مروه؛ زیرا به امثال این اعمال کمال بندگی و غایت ذلّت و خواری ظاهر می  شود؛ زیرا که سایر عبادات، اعمالی هستندکه بسیاری از عقول، علّت آن ها را می  فه مند و به این جهت طبع را به آن ها انس، و نفس را میل حاصل می  گردد. و امّا بعضی از اعمال حجّ، اموری است که: عقول امثال ما را راهی به فهمیدن سرّ آن ها نیست. پس به جا آوردن آن ها نیست مگر به جهت محض اطاعت امر و بندگی مولای خود. و در چنین عملی اظهار بندگی بیشتر است؛ زیرا بندگی حقیقی آن است که: در فعل آن سببی به جز اطاعت مولا نباشد. بنده ایم و پیشه ما بندگی است.» (نراقی، ‏ علم اخلاق اسلامی، ۱۳۷۷ج‏3، ص۴۸۹)

 «‏… اجتماع در چنین موضعی مکرّم [مکه و عرفات] با وجود اینکه باعث حصول الفت و مصاحبت مردمان و رسیدن به خدمت خوبان که از اطراف عالم به جهت حجّ می آیند و سرعت اجابت دعوات است، موجب یاد آمدن پیغمبر(ص) و بزرگی او و سعی و اهتمام او در ترویج دین الهی و نشر احکام خدایی می شود و این سبب رقّت قلب، و صفای نفس می گردد.» (همان).

پس مهم  ترین فواید حج از نظر نراقی با دید عرفانی، عبارت  اند از:

 1. حج موجب شناخت خداوند و عامل وصول به مرتبه محبت و انس به اوست.

۲. در حج یاد خداوند و عظمت او مدام در اذهان باقی و جاری است و این توجه، بُعد عرفانی انسان را بالا می  برد

۳. حج بر نماز و روزه و خمس و زکات برتری دارد؛ چون حج صفای نفس را بالا می  برد و به علت سختی عبادات و هزینه کردن مال و ثروت بیشتر دل را متوجه خدا می  سازد.

۴. برخی اعمال حج؛ مانند زدن سنگریزه و هروله میان صفا و مروه، کبر و غرور را از بین می  برد.

 5. حج راز بندگی و رقیت است و اظهار بندگی در آن کامل  تر است.

۶. با حج است که انسان در مهبط وحی و محل رفت و آمد فرشتگان گام می  نهد و روح آدمی با این کار جلا می  یابد.

۷. عرفات حج، عرفان حاجی را بالا می  برد. پس انسان عارف باید جهان را حرم خانه خدا بداند و از آزردن هم نوع خود و دیگر موجودات بپرهیزد.

بنابراین، حاجی از    همان اوّل که نیت حج می ‏کند و از خود و خانه و کاشانه و همه تعلقات مادی جدا می ‏شود تا احرام و طواف انجام دهد و سعی و رمی و هدی کند، همه جا خدا را می ‏جوید و در طلب وصال او شب و روز آرام ندارد؛ این سو و آن سو می ‏رود و در کوه و بیابان سرگردان می ‏شود تا در میهمانسرای الهی، آیات روشن الهی را با چشم سر و چشم جان مشاهده نماید و با سعی و تلاش، همچون هاجر چشمه‏ای از معرفت برای او گشوده شود. پس، هرکس که قصد سفر الی‏اللّه نمود، باید از ابتدا از هرگونه اموری که با این سفر ضدیت دارد، دوری جسته و دل را فقط متوجه خدا نماید.

آری، شرط نخستین این سیر، بیرون آمدن از خود و تعلّقات مادی است و جهت تحقّـق عملـی آن از لحظـه اول احرام، باید از انـواع تعلقات مـادی و انواع امتیـازات و تفاخرات و زخارف، حتی از کفش و کلاه    رها شود، تا حالت فرشته‏گون پیدا کند

و فقط با دو تکه پارچه پاک و حلال با رمز مخصوص، جواز عبور برای میهمانی

و ملاقات با ربّ ‏الارباب بگیرد؛ از این‏رو، لحظه جواز عبور گرفتن، بسی حساس

و سرنوشت‏ساز است، که اولیاء اللّه در موقع گفتن لبیک، تغییر رنگ داده، می  گریستندکه نکند جواز عبور به آن‏ ها داده نشود! و چنان‏که امام صادق و امام سجاد۸ در این لحظه به حالت غشوه افتادند. وقتی علت را پرسیدند، فرمودند: چگونه جرأت کنم که بگویم «لَبَّیْکَ‏ اللَّهُمَ‏ لَبَّیْک‏» در حالی‏که می ‏ترسم لبیک (خدایا! آمدم) بگویم، اما جواب آید که من آمدن تو را قبول ندارم (ملکی تبریزی، ۱۳۶۳، ص۲۰۴).

 آثار تربیتی حج از نگاه نراقی

 موسم حج، علاوه بر تقویت حالات معنوی، از مناسب‏ ترین ایام برای مبادله فرهنگی و انتقال ارزش‏ ها در میان مسلمانان جهان است و آثار و برکاتی از این راه نصیب اسلام

و مسلمین می ‏گردد و رشد و شکوفایی زائران خانه خدا را فراهم می  آورد. بزرگ‏ ترین

و مهم‏ ترین اصل تربیتی که در ایام حج به حاجی منتقل می ‏گردد، فرهنگ توحید خالص ابراهیمی ـ محمّدی(ص) است. حج آثار تربیتی عظیمی دارد؛ یکی از این آثار، شناخت

و آشنایی مردم با آثار و احادیث رسول‏اللّه(ص) و زنده نگه‏داشتن و به دست فراموشی نسپردن آن‏هاست؛ یعنی حج در واقع مروری بر تاریخ اسلام و پیامبر(ص) بلکه مروری بر تاریخ خدا پرستی و تاریخ پیامبران از آدم تا خاتم(ص) است و تابلویی برای تمام فداکاری‏های قهرمان توحید و پیامبرخدا است که حاجی با دیدن این صحنه‏ ها و مکان  ها پیام می ‏گیرد.

از سوی دیگر، ایام حج فرصتی است بسیار مناسب برای تبلیغ فرهنگ اصیل اسلام در میان قشر وسیع و قابل توجهی از مسلمین که از اطراف و اکناف عالم در این نقطه اجتماع کرده‏اند و اصولاً از مقدمات اوّلیه حج تعلّم بسیاری از مسائل اسلامی است که به نوبه خود به علمای متعهد اسلام امکان می ‏دهد تا از استقبال مردم برای تعلیم و ارشاد و نشر فرهنگ غنی اسلام استغنا نمایند.

حج در واقع آموزشگاهی است که هر سال دایر می ‏گردد و مؤسس آن خداوند منان و اساتید آن انبیا و پیشوانان معصوم و علمای متعهد اسلام اند که معارف اصیل و ناب را به کام تشنگانی که از سراسر عالم در این مکان گردهم آمده‏اند، می ‏ریزند.

حج یکی از مطمئن  ترین راه های شناخت خود است و هر کس خود را بشناسد خدای خود را به خوبی می  شناسد.

محقق نراقی از این دیدگاه آثار حج را بررسی نموده و حج را به منزله ورود به عالم آخرت می  داند. او در رساله ای به برخی فواید تربیتی حج اشاره دارد که مهم  ترین این فواید عبارت اند از:

۱. حج، تمرین سفر از عالم دنیا به عالم آخرت است؛ «آدمی چون به قصد حجّ از وطن بیرون رود و رو به خانه خدا آورد، باید متذکّر گردد بیرون رفتن خود را از دنیا

وگرفتاری به گردنه های عالم برزخ و محشر، تا ملاقات حضرت داور» تنهایی راه و جدا شدن از خانواده و بستن سفر به دور از خانواده یادآور تنهایی قبر است؛ «و از تنهایی راه، یاد تنهایی قبر کند و از تشویق قطّاع الطّریق و درندگان صحرا، یاد هول موذیات عالم برزخ نماید.»

۲. پوشیدن لباس احرام، یاد لباس مرگ که    همان کفن است را تداعی می  کند؛ «و چون میقات رسد و جامه احرام پوشد، به فکر پوشیدن کفن افتد و یاد آورد زمانی را که: به کفن خواهند پیچید و با آنجامه به حضور پروردگار خواهند برد؛ زیرا جامه احرام، شبیه کفن است.

۳. با بلند شدن صدای تلبیه مردم، یاد نفخ صور باشد «و چون صدای مردمان به تلبیه بلند گردد، متذکّر شود که این اجابت ندای پروردگار است که فرمود: (وَ أَذِّنْ فِی‏ النَّاسِ‏ بِالْحَجِ‏ یَأْتُوکَ رِجالاً…) خلاصه معنا آن که: «ندا کن مردمان را که به حجّ حاضر شوند.» (حج: ۲۷). و از این ندا به یاد نفخ صور و بر آمدن مردم از قبور افتدکه کفن  ها در گردن به عرصات قیامت ایشان را می  خوانند.

۴. ورود به خانه خدا را در حکم ورود به حرم امن الهی در تمام زندگی خود بداند

و زندگی در حرم امن که با دوری از گناه و اطاعت دستورات الهی می سر است، برای خود به توشه ببرد؛ «و چون داخل مکّه شد، به فکر افتد که: حال، داخل حرمی گردید که هرکه داخل آن شود در امن و امان است و امیدوار شود که: به این واسطه از عقاب الهی ایمن گردد و دل او مضطرب باشد که: آیا او را قبول خواهند کرد و صلاحیّت قرب حرم الهی را خواهد داشت یا نه، بلکه به دخول حرم، مستحقّ غضب و راندن خواهد شد و از اهل این مضمون خواهد بود:

                       به طواف کعبه رفتم، به حرم رهم ندادند                 که تو در برون چه  کردی  که درون خانه  آیی

۵. طواف کعبه را همانند طواف دل تلقی کند و حجر الأسود را به منزله دست خدا قلمداد نماید و بوسیدن آن را نوعی پیمان بندگی با خالق خود بداند «و بداند که: مقصود کلّی، طواف دل است به پروردگار خانه. پس ابتدا و ختم طواف را به یاد او کند و روح طواف و حقیقت آن، طواف دل است در حضرت ربوبیّت. و خانه، مثال ظاهری است در عالم جسمانی. و خانه در عالم ملک و شهادت نمونه ای است از حضرت ربوبیّت در عالم غیب و ملکوت و آنچه رسیده است که: بیت المعمور در آسمان در مقابل خانه کعبه است و طواف ملائکه بر آن چون طواف بنی آدم است بر کعبه (نراقی، ‏بی تا، ج۳، ص۳۹۳).

۶. ورود به خانه کعبه را به منزله ورود به بهشت دانست و بوسیدن خانه خدا نوعی پیوند با جانان دانست؛ چنان که پیامبر(ص) فرمودند: «رکن یمانی دری است از درهای بهشت که از روزی که گشوده شده است، هرگز بسته نشده است.» (بحارالانوار، ج۹۹، ص۲۲۰).

و باید قصد آدمی در وقت بوسیدن ارکان و چسبانیدن خود به مستجار بلکه هر جزئی از خانه، طلب قرب باشد از راه محبّت و شوق به خانه و صاحبخانه و تبرّک جستن باشد به رسیدن بدن به خانه و امید داشتن به اینکه: به این وسیله بدن او از آتش جهنّم محفوظ بماند. وچون چنگ در دامن خانه کعبه زند نیّت آن کند که: دست در دامن خدا آویخته و طلب مغفرت و امان می  کند مثل تقصیر کاری که دست در دامن بزرگی زند. و چنان قصد کند که: دیگر مرا ملجأ و پناهی نیست و به جز عفو و کرم تو، راه به جایی ندارم و دست از دامن خانه تو بر نمی  بردارم تا مرا ببخشی و مرا امان عطا فرمایی.

۷. گردیدن به گرد خانه خدا و سعی میان صفا و مروه را باید تمرینی التجا از درگاه احدیت شمرد و «… و چون از عرفات برگردد و دوباره داخل حرم شود، از اینکه خدا باز او را اذن دخول حرم داده، تفؤل زند که خدا او را قبول فرموده و خلعت قرب بر او پوشانیده و از عذاب خود، او را ایمن سازد و چون به منا آید و متوجّه رمی جمرات گردد، نیّت او از رمی جمرات، بندگی و قصد امتثال امر الهی باشد و خود را متشبّه کند به حضرت خلیل الرّحمان در وقتی که در این مکان، شیطان بر او ظاهر گردید.

پس خدای ـ تعالی ـ او را امر فرمود که: آن لعین را با سنگ ریزه براند و چنان قصد کند که سنگ ریزه  ها را بر روی شیطان می  اندازد و پشت او را می  شکند و چون ذبح قربانی کند، یاد آورد که این ذبح، اشاره به آن است که به سبب حجّ بر شیطان و نفس امّاره غالب گشتم و ایشان را کشتم و از عذاب الهی فارغ گشتم. پس در آن وقت، سعی کند در توبه و بازگشت از اعمال قبیحه که سابق مرتکب بود تا در این اشاره صادق باشد و فی الجمله شیطان و نفس امّاره را ذلیل کرده باشد و از این جهت رسیده است که: علامت قبول حجّ، آن است که: حال آدمی بعد از حجّ، بهتر از سابق گردد.» (نراقی‏، بی تا، ج‏3، ص۳۹۶).

 چگونگی انجام مناسک از نظر نراقی

احرام در میقات

حج ، نمایشی  عظیم  از وحدت  جامعه  اسلامی  است. هر مسلمانی  موظف  است  با    رها شدن  از همه  قید و بند ها و پیوندهای  زندگی  و پرهیز از همه  روزمرگی ها، در این  نمایش  عظیم  شرکت  کند. همه  آنچه  را که  رنگ  و نشان  است،   از خود بزداید و از همه  مرزهای  خیالی  و پوچ  نظام  ها و طبقات  و برتری جویی ها بگذرد و در ترازوی  میزان  حج، یک رنگ  و سراپا پاک  و سفیدپوش  قرار گیرد و در صحنه باشکوه  حج  ابراهیمی،   با تمام  وجود تجسم  بخش  خاطره ابراهیم، هاجر و اسماعیل  باشد تا در زمانه  خود نیز ابراهیم گونه  عمل  کند و در راه  خدا سختی ها را هاجروار به  جان  بخرد و چون  ابراهیم  همه  آنچه  را عزیز می دارد، برای  خدا قربانی  کند و مانند اسماعیل  راهی  قربانگاه  عشق  شود.

 میقات یا وعد‏گاه، جای احرام بستن حاجیان است که باید در آنجا لباس یک رنگی را پوشید و از تمایز و تفاوت دوری کرد؛ «باید بیرون رفتن از دنیا هنگام مرگ و رفتن به وعد‏گاه روز قیامت و اهوال و باز خواست های آن را به یاد آورد و از نگرانی و تشویش راهزنان ترس و بیم نکیر و منکر و از درندگان بیابان  ها و مار ها و کژدم های آن مار ها

و کژدم  ها و کرم های گور را متذکّر شود و از تنهایی و جدایی از خانواده و نزدیکان خود تنهایی ووحشت قبر واندوه و دل گیری آن را به خاطر آورد و باید از این ترس  ها که در اعمال و اقوال وی هست، توشه‏ای برای ترس های گور فراهم کند.» (نراقی‏، بی تا، ج‏3، ص۴۸۶).

آنچه در میقات سزاوار است‏ به آن توجه شود این است که: چون به میقات رسد و جامه احرام پوشد، باید به یاد پوشیدن کفن افتد و متذکّر زمانی شود که او را به آن خواهند پیچید و ناگزیر با آنجامه خدا را ملاقات خواهد کرد… و چون احرام بست و تلبیه (لَبَّیْکَ اللَّهُمَ لَبَّیْک) گفت، باید بداند که احرام و تلبیه اجابت ندای خداوند است و باید به قبول شدن آن امیدوار و از رد شدن آن ترسناک باشد و چون در میقات آواز مردمان از روی بیم و امید به تلبیه بلند شود، باید به یاد آرد که این اجابت ندای خدای تعالی است که فرموده است: (وَ أَذِّنْ فِی‏ النَّاسِ‏ بِالْحَجِ‏ یَأْتُوکَ رِجالاً…) (حج: ۲۷) و از این ندا باید نـدای خلـق را به  هنگام دمیدن صور و بر آمدن ایشان را از گور، و جمع شدن آنان را در عرصات قیامت که اجابت ندای پروردگار است، یاد کند که بعضی مقبول و مقرّب و بعضی مردود و مطرودند و در آغاز کار همانند حاجیان در میقات میان بیم و امیدند که نمی ‏دانند اتمام حج و قبول آن برای ایشان می سّر می ‏شود یا نه (نراقی‏، بی تا، ج‏3، ص۴۸۸).

حضور در منا

 چون به منا رسی، تمنّای هرچه از برای تو حلال نیست از دل بیرون کن و در عرفات، اعتراف به تقصیرات خود کن و عهد یگانگی خدا که در نزد تو است تازه ساز

و در هنگام ذبح قربانی، حلقوم هوا و هوس و طمع را قطع کن و در وقت انداختن جمرات، شهوات نفسانیّه و خساست و دنائت و صفات ذمیمه را از خود بینداز و چون سر خود را تراشی همه عیوب باطنیّه و ظاهریّه را از خود بتراش و چون در حرم خدا داخل شوی و پا به خانه خدا نهی در کنف امان الهـی و س تر و حفـظ او داخل شـو و تعظیـم صاحب خانه و جلال و عزّت او را در دل خود ثابت کن و در استلام حجر به جهت عظمت و سلطنت او خاضع شو و چون طواف وداع کنی ماسوای خدا را وداع کن و چون به صفا رسی باطن و ظاهر خود را از برای لقای الهی صاف کن و در عهد و محبّت خود ثابت بایست تا روز قیامت و بدان که: خدای ـ تعالی ـ حجّ را واجب نکرده و آن را نسبت به خود نداد و پیغمبر (ص) شریعت مناسک را نیاورد مگر از برای اشاره کردن به مرگ و بعث و قبر و حشر و قیامت (نمازی، ۱۳۷۵، باب ۲۲، ص۱۴۲).

ورود به حرم

 هنگام ورود به مکه، آنگاه که چشم به خانه می  افتد، باید عظمت خانه را در دل آورد و چنان تصور کرد که گویا خداوندِ خانه را می ‏بیند و امیدوار شود که لقای خود را روزی او کند؛ چنانکه دیدار خانه خود روزی کرد و خدا را شکر گزارد که او را به خانه کعبه رسانید و در زمره میهمانان خود در آورد و به یاد آورد که در قیامت همه خلایق امید و آرزوی دخول بهشت دارند (نراقی‏، بی تا، ج‏3، ص۴۸۹).

طواف کعبه

 هنگام طواف باید دل خود را از تعظیم و محبّت و خوف و رجا آکنده سازد و بداند که در حال طواف، شبیه است به فرشتگان مقرّب بر گرد عرش و بداند که مقصود، طواف دل است به یاد خداوند خانه، نه مجرّد طواف تن به خانه، تا آغاز و انجام آن به ذکر او باشد؛ چنانکه آغاز و پایان طواف به خانه است. پس حقیقت طواف همانا طواف دل است به حضرت ربوبیّت و خانه نمودار ظاهر است در عالم مشهود برای آن حضرت که به چشم دیده نشود و از عالم غیب است، و عالم ملک و شهادت نردبانی است به عالم ملکوت و غیب برای کسی که در بر او گشاده‏اند و آنچه رسیده است که بیت معمور در آسمان در مقابل خانه کعبه است و طواف فرشتگان به آن مانند طواف آدمیان است به این خانه، شاید اشاره به این مشابهت باشد، و چون مرتبه بیشتر مردم از مثل آن طواف قاصر است، ایشان را به تشبّه به فرشتگان به اندازه امکان امر فرمودند و وعده دادند که هرکه خود را به قومی شبیه سازد از آنان است (نراقی‏، بی تا، ج‏3، ص۴۹۰).

 در کنار حجرالاسود

سزاوار است که هنگام بوسیدن حجر الأسود متذکّر شود که آن به جای دست راست خداست در زمین و اشاره است به اینکه بندگان با پروردگار بیعت می ‏کنند.

حضور در عرفات

 و چون به منا رسی از غفلت و لغزشهای خود بیرون رو، و آنچه برای تو حلال نیست و استحقاق آن نداری آرزو مکن، و در عرفات به خطا و تقصیر خود اعتراف کن، و عهد و پیمان یگانگی خدا را که نزد توست تازه ساز، و قرب او طلب کن.

مشعر شعور، منا و قربانی هوس  ها

«و در مزدلفه (مشعر) از خدا پروا دار، وچون به کوه مشعر بالا روی، بالا رفتن روح را به ملأ اعلی به خاطر آر، و به هنگام قربانی حلقوم هوا و هوس و طمع را ببر، و در وقت انداختن سنگریزه‏ ها (جمرات) خواهش های نفسانی و پستی و دنائت و رفتار و کردار نکوهیده و ناپسند را از خود بینداز و درهنگام سر تراشیدن عیوب ظاهری و باطنی خود را بتراش و برطرف کن.

و در مروه خدا را از مروّت غافل مباش که از اوصاف خود فانی شوی، و بر شروط حج خود مستقیم و پایدار باش و به عهد و پیمانی که با پروردگار خود بسته‏ای وفا کن و بر آن تا روز قیامت ثابت قدم باش. پیغمبر(ص) هیچ سنّت و عملی را در اثنای مدّت مناسک حج به ترتیب آن مقرّر نفرمود مگر برای آمادگی و اشاره به مرگ و احوال قبر و زنده شدن‏ مردگان و احوال قیامت، و بیان احوالی که بهشتیان و دوزخیان پیش از دخول بهشت و جهنّم دارند به مشاهده کردن مناسک حج از آغاز تا انجام، البتّه برای خردمندان» (نراقی‏، بی تا، ج‏3، ص۴۹۶).

نگاه نراقی به حرم نبوی و بقیع شریف

ملا مهدی نراقی از جمله فقیهانی است که حرم نبوی و دیگر بقاع متبرکه را پیش از تخریب زیارت کرده و آن را به خوبی ترسیم نموده است، او زیارت قبور پیامبر(ص) و ائمه بقیع را از بزرگ ترین اعمال عبادی بر  شمرده، می  فرماید: اخباری که در فضیلت زیارت پیغمبر و ائمّه(علیهم السلام) وارد شده بسیار و بی‏شمار است. پیامبر خدا(ص) فرمود:

 «هرکه قبر مرا بعد از وفاتم زیارت کند، مانند کسی است که در حیات من به  سوی من هجرت کند، پس اگر این را نتوانید به من سلام فرستید، که سلام شما به من می ‏ رسد.»

و به امیر مؤمنان (ع) فرمود:

 «یا ابا الحسن، خدای تعالی قبر تو و قبر فرزندان تو را خانه‏ ای از خانه‏ های بهشت

و عرصه‏ ای از عرصه‏ های آن قرار داد و دلهای برگزیدگان بندگان خود را مایل به شما ساخت تا خواری و اذیّت در راه شما را تحمّل کنند، و قبور شما را آباد سازند،

و برای تقرّب به خدا و دوستی رسول او به زیارت آن ها آیند. یا علی، آنان به شفاعت من مخصوص  اند و بر حوض من وارد می ‏ شوند، و ایشان اند زائران من و همسایگان من فردا در بهشت. یا علی، هرکه قبرهای ایشان را تعمیر و نگهداری کند، مانند کسی است که سلیمان پسر داود را بر ساختن بیت المقدس یاری کرده و هرکه قبور شما را زیارت کند معادل است با هفتاد حج بعد از حجّه الاسلام (حجّ واجب)، و از گناهانش بیرون آید تا بازگشت از زیارت شما مانند روزی که از مادر متولّد شده. بشارت باد تو را، و بشارت ده دوستان خود را به نعمت‏هایی که هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده و به خاطر هیچ انسانی خطور نکرده است.» (نراقی‏، بی تا، ج‏3، ص۴۹۸).

آنچه زائر هنگام دخول مدینه منوّره باید بجا آورد

علامه نراقی در آداب زیارت ائمه بقیع می   نویسد: «چون فضیلت زیارت ایشان و راز آن را شناختی و بزرگی قدر و جلالت شأن ایشان را دانستی، سزاوار است که در هنگام دخول در شهر ها و مرقدهای منوّر و مشهدهای مکرّم ایشان تواضع و فروتنی و شکستگی نمایی و در دل خود عظمت و جلال ایشان را حاضر کنی و حقّ عظیم و سعی ایشان در ارشاد مردم و بلند آوازه کردن کلمه اللّه را ب شناسی و متذکّر شوی.

پس چون به نزدیک مدینه منوّره رسی و چشم تو بر دیوارهای آنجا افتد، به یاد آر که این شهری است که خدا برای پیغمبر خود (ص) برگزیده، و هجرت او را به  سوی آن قرار داده و در این شهر است که پیغمبر (ص) واجبات و سنّتهای پروردگار خود را مقرّر و برپا داشته و با دشمنان او جهاد کرده و دین او را در آنجا آشکار ساخته و تا هنگام وفات در آنجا ساکن بوده و خداوند خاک پاک او را در آنجا قرار داده است. و هنگام رفت وآمد در کوچه و بازار، آن گام های همایون رسول اللّه (ص) را در خاطر خود صورت بند و به یاد آر که هیچ موضعی نیست مگر اینکه جای قدم گرامی اوست.

پس پای خود بر آن منه مگر آهسته وآرام و با ترس و بیم، و متذکّر باش راه رفتن و گام زدن آن حضرت را در کوچه‏ های آن و سکینه و وقار او را و خضوع و تواضع او را درباره عظمت پروردگار و آنچه را که خداوند از معرفت عظیم و ذکر رفیع خود به قلب نورانی او سپرده، تا آنجا که نام او را با نام خود قرین ساخته وکلام عزیز خود را بر او نازل فرموده و روح الأمین و دیگر فرشتگان مقرب را بر او فرود آورده و عمل هرکه را که حرمت او نگاه ندارد، و لو به بلند ساختن آواز خود بالای آواز او، باطل گرداند.

و یاد آور نعمت و منّت بزرگ خدا را بر کسانی که شرف صحبت او دریافتند و به سعادت دیدار جمال او و شنیدن سخنان دلنشین او نایل شدند و تأسّف خور از اینکه این نعمت بزرگ نصیب تو نگشت و به درگاه الهی تضرّع کن که از صحبت آن حضرت در آخرت محروم نشوی، و به اجابت این دعای خود امیدوار باش، از آن رو که خدا ایمان را روزی تو ساخته و تو را از وطن خود با شوق و محبّت برای زیارت او روانه و گسیل کرده است. و چون به مسجد آن حضرت در آمدی، به یاد آر نخستین موضعی که فرایض الهی در آن به پا داشته شده، آنجاست و آنجایگاه افضل خلق خدا در حیات و ممات است.

و بسیار امیدوار باش که خداوند به دخول خاشعانه تو در آن مکان مقدّس بر تو رحم کند و چقدر شایسته آن مکان است که خواستار خشوع از دل هر مؤمنی باشد (نراقی‏، بی تا، ج‏3، ص۵۰۱).

 چون به زیارت او آمدی، سزاوار است که در پیشگاه او خاضع و خاشع و با پروا بایستی و او را در حالی که زنده می ‏ انگاری زیارت کنی و به قبر او نزدیک می شوی مگر چنانکه نزدیک آن بزرگوار در حالی که زنده است می ‏ روی؛ زیرا میان ممات و حیات او فرقی نیست و اگر در دل خود پریشانی و پراکندگی بیابی ایمانت تمام نیست و باید بدانی که او به حضور و ایستادن و زیارت تو عالم است و سلام و صلوات تو به او می ‏ رسد.

پس صورت بزرگوار او را در خیال خود مصوّر ساز و چنان تصوّر کن که در مقابل تو بر تخت عظمت نشسته و رتبه عظیم او را در دل خود حاضر کن.

و در روایتی وارد شده است که: خدای تعالی فرشته‏ ای را بر قبر او گماشته تا سلام هر یک از امّت او را که بر او درود فرستد به او برساند و این در حقّ کسی است که نزد قبر او حاضر نیست، پس چگونه خواهد بود نسبت به کسی که خانواده و وطن خود را ترک کرده و به شوق دیدار او بیابان ها پیموده و به مشاهده مشهد منوّر او قانع و خرسند گشته؛ زیرا از مشاهده طلعت نورانی و جمال تابناک‏ و چهره بزرگوار او محروم است و خود آن حضرت (ص) فرمود: «هرکه یک بار بر من درود فرستد، ده بار بر او درود می ‏فرستم». و این پاداش برای سلام و درود فرستادن به زبان است. پس چگونه خواهد بود هر گاه خویشتن برای زیارت او حاضر باشد؟ (نراقی‏، بی تا، ج‏3، ص۵۰۲).

چون از زیارت او فارغ شوی، به نزد منبر رو و دست خود را بر آن بکش و روی و چشم خود را بر آن ها بسای و به خدا تضرّع و زاری کن و حاجت خود را مسألت نما و بالا رفتن پیغمبر (ص) را بر منبر تصوّر کن و در دل خود طلعت نورانی او را مصوّر ساز که حضرت بر منبر ایستاده و مسلمانان از مهاجران و انصار به جمال مبارک او چشم دوخته و او با فصیح‏ ترین کلمات و عبارات خدا را ستایش و سپاس می ‏گوید و مردم را بر طاعت او بر می ‏انگیزد و از خدا درخواست کن که در قیامت تو را از او جدا نکند و در جوار او جای دهد و منزلی نزدیک خانه او عطا فرماید» (همان).

نتیجه

حج یک عمل دینی است که علمای بزرگ دین در مورد ابعاد ومسائل مختلف آن؛ از جمله مناسک، احکام و فلسفه و دیگر آثار تربیتی حج، رسائل و کتب ارزشمندی از خود به جای گذاشتند؛ یکی از صدرنشینان مسند اخلاق عملی، ملا مهدی نراقی است که اثر او در زمان خود، یگانه اثر اخلاقی بود. او در مورد اهمیت و ثواب این سفر معنوی، روایات زیادی از ائمه معصوم (علیهم السلام) نقل کرده و نتایج معنوی این سفر را با چکامه خود تلطیف نموده است.

ملا مهدی نراقی که در حوزه کاشان و اصفهان از بر ترین اساتید علوم عصر؛ ازجمله علـم هیـأت بهـره برده و سعـی می نمایـد قـدرت لایـزال الهـی را با چشم دل به خواننده و مخـاطب خود نشان دهد، حج را به میدان عشق بازی تبدیل کرده و تمام اعمال و مناسک آن را نمود و نمادی از دلدادگی بنده در برابر معبودش ترسیم کرده است. او در آثار پرارزش خود؛ از جمله مناسک مکیّه، جامع السعادات به ابعاد عرفانی، عبادی، تربیتی و سیاسی حج پرداخته و حرم نبوی و دیگر بقاع متبرک را پیش از تخریب، زیارت کرده و آن را به خوبی ترسیم نموده و زیارت قبور پیامبر و ائمه بقیع (علیهم السلام) را از بزرگ ترین اعمال عبادی برشمرده است.

مراجع

قرآن کریم. 
2. اباذری، عبدالرحیم، ملامهدی نراقی منادی اخلاق، سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ اوّل، ۱۳۷۲ش. 
3. آشتیانی، سید جلال الدین، منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران، چاپ دانشگاه مشهد، ۱۳۵۸ش. 
4. تنکابنی، میرزا محمد، قصص العلما، تهران، علمیه اسلامیه، بی تا. 
5. جمعی از مؤلفان، گلشن ابرار، کوثر، قم، بی تا. 
6. حر عاملی، محمد حسن، وسائل الشیعه، تهران، المکتبه الاسلامیه، بی تا. 
7. الدجیلی، حسن، الفق ها حکام علی الملوک، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۱۱ق. 
8. زمانی، علی، «نراقیان ستارگان درخشان سپهر نجوم»، مجموعه مقالات کنگره فاضلین نراقی، تهران، ارشاد اسلامی، ۱۳۸۱ش. 
9. غفاری کاشانی، ابوالحسن، گلشن مراد، به اهتمام غلامرضا طباطبایی مجد، زرین، تهران، ۱۳۶۹ش. 
10. کلینی، محمدبن یعقوب، اصول کافی، بیروت، دارالاضوا، ۱۴۱۳ق. 
11. مدرس تبریزی، محمد علی، ریحانه الادب، تهران، علمی، ۱۳۶۹ش. 
12. ملکی تبریزی، آقا میرزا جواد، المراقبات، قم، دارالمثقف المسلم، ۱۳۶۳ش. 
13. نراقی‏، ملا احمد، تذکره الأحباب‏، بوستان کتاب‏، قم‏، ۱۳۸۳ش. ‏
14. نراقی‏، ملا احمد، عوائد الایام، ملااحمد نراقی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۵ش. 
15. نراقی، ‏ملا محمد مهدی، انیس التجار، بوستان کتاب‏، قم‏، ۱۳۸۳ش‏. 
16. نراقی، ‏ملا محمد مهدی، انیس الموحدین، مقدمه از محمدعلی قاضی طباطبایی، تبریز، ۱۳۵۱ش. 
17. نراقی، ‏ملا محمد مهدی، تحفه رضویه‏، بوستان کتاب‏، قم‏، ۱۳۸۴ش‏. 
18. نراقی، ‏ملا محمد مهدی، جامع السعادات‏، اعلمی‏، بیروت‏، چاپ چهارم، ‏بی تا. 
19. نراقی، ‏ملا محمد مهدی، جامع السعاده، ترجمه ملااحمد نراقی، معراج السعاده، تهران، انتشارات جاویدان، بی تا. 
20. نراقی، ‏ملا محمد مهدی، شرح الالهیات من کتاب الشفاء، به اهتمام مهدی محقق، مقدمه از حسن نراقی، قم‏ کنگره بزرگداشت محققان نراقی‏، ۱۳۸۰ش. ‏
21. نراقی، ‏ملا محمد مهدی، علم اخلاق اسلامی (ترجمه جامع السعادات)، سید جلال الدین مجتبوی‏، حکمت‏، تهران‏، ۱۳۷۷ش‏. 
22. نزایی، عبدالحسین، اثر آفرینان زندگی نامه نام آوران فرهنگی ایران از آغاز تا سال ۱۳۰۰ش، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، ۱۳۸۰ش. 
23. نعمه، عبدالله، فلاسفه شیعه، ترجمه جعفر غضبان، آموزش انقلاب اسلامی، تهران، ۱۳۶۷ش. 
24. نمازی، عبدالنبی، مصباح الشّریعه فی شرح تحریر الوسیله، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام، تهران، ۱۳۷۵ش. 
25. نوری طبرسی، حاج میرزا حسین، مستدرک الوسائل، قم، مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان. 
26. وحید بهبهانی، علی دوانی، تهران، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۲ش. 
27. ورعی، سید جواد، «حج در آثار فاضلین نراقی»، می قات حج، ـ سال دهم ـ شماره سی و نهم ـ بهار ۱۳۸۱ش.

نویسنده:

سید حسن قریشی کرین: استادیار دانشگاه، عضو هیأت علمی دانشگاه پیام نور

فصلنامه میقات حج شماره ۹۵

انتهای متن/

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.