- نویسنده : حسین همتی نژاد
- ۲۸ شهریور ۱۳۹۶
- کد خبر 50442
- ایمیل
- پرینت

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی خبر قم به نقل از کانون خبرنگاران ایکنا، نبأ، همزمان با آغاز ماه محرمالحرام، عاشورای سالار شهیدان و سرور آزادگان امام حسین(ع) به مناسبت سی و چهارمین سالگرد رحلت آیتالله العظمی حاج سید عبدالله شیرازی(ره)، فقیه و مرجع عالیقدر جهان تشییع مراسم بزرگداشتی روز جمعه ۳۱ شهریورماه مطابق با اول ماه محرم از ساعت ۱۰ الی ۱۲ صبح در حسینیه امام امیرالومنین(ع) مشهد برگزار میشود، از سوی دفتر آیتالله حاج سید محمدعلی شیرازی از عموم برادارن ایمانی دعوت میشود به منظور تجلیل از مقام علم، فقاهت و مرجعیت و البته شادی روح آن فقید سعید در این مراسم شرکت کنند.
نگاهی اجمالی به سطرهایی از زندگانی مرجع عالیقدر و مجاهد عظیم الشأن شیعه مرحوم آیتالله العظمی حاج سید عبدالله شیرازی (قدّس سرّه)
آغاز زندگی
معظّم له در شب یکشنبه ۱۳شعبان ۱۳۰۹ هـ. ق برابر ۳ اسفند ۱۲۷۱ هـ. ش در بیت علم و فضیلت و کانون گرم خانوادهای اصیل در شهر شیراز دیده به جهان گشود و در دامان پاک مادری علویّه از سلاله فاطمه زهرا(س) و تبار سرور آزادگان و سالار شهیدان ابی عبدالله الحسین (ع) و زیر نظر والد گرامیش فقید سعید مجاهد عالی مقام مرحوم آیتالله العظمی حاج سید محمّدطاهر موسوی شیرازی که از فقهاء بزرگ و اعاظم علماء شیراز بود پرورش و تربیت یافت، و درسهای نخستین زندگی را که شالوده شخصیت علمی و معنوی و انقلابیش بود فرا گرفت و در آن هنگام که سنّ مبارکش به ۱۰ سال نرسیده بود، ادبیات فارسی و فرهنگ اصیل قرآنی را فرا گرفت و با جدّیت فراوان به تحصیل خود ادامه داد تا به مراحل عالیه سطح رسید و سطح عالی و مقداری از خارج فقه و اصول را در خدمت اساتید ارجمندش مانند آیتالله شیخ علی ابوالوردی و آیتالله میرزا محمّدصادق مجتهد شیرازی و آیتالله حاج شیخ محمّدرضا ثامنی تلمّذ نمود.
در اوائل سال ۱۳۳۰ هـ. ق در سن ۲۱ سالگی به دنبال مبارزه سرسختانه والد ماجدش آیتالله العظمی سید محمّدطاهر (ره) علیه استبداد قاجار و نفوذ استعمار پیر انگلیس به همراه پدرش برای مدّت شش ماه به سیوند (بین شیراز و اصفهان) تبعید شد و در این مدّت با شور و شوق و ارادهای راسخ در مکتب آن پیر خرد و حکمت به فراگیری علمی در زمینه آموزهای دینی و سیاسی پرداخت و در مبارزه با طاغوت عصر خود و ستمگران وقت، بهترین یار و معین برای پدر بود و در ارتباط با همین واقعه بود که در پاسخ به عمّال نظام حاکم که خواستار اخذ تعهّد به منظور بازگرداندن او از تبعیدگاه به شیراز بودند، فرمود: دین یعنی پیاده کردن برنامههای اصلاحی و مصلح هرگز از تبعید و زندان و مرگ نمیهراسد.
حرکت آیتالله العظمی شیرازی به سوی نجف اشرف در سال ۱۳۳۳ هجری قمری
آیتالله العظمی شیرازی (ره) پس از گذراندن دوره تبعید و بازگشت به شیراز همچنان به درس و تدریس و فراگیری و تربیت طلاب فاضل حوزه علمیه ادامه داد، تا آنجا که استاد بزرگوارش برای وی گواهی اجتهاد صادر نمود و درباره ایشان فرمود: «… آقا سیّد عبدالله احتیاج به نجف رفتن ندارد».
در سال ۱۳۳۳ هـ. ق پس از طی مراحلی از درس خارج در حوزه علمیه شیراز به منظور درک مراتب عالیه اجتهاد و فقاهت به نجف اشرف عزیمت کرد و از محضر پرفیض اساطین اجتهاد و فقاهت و ارکان فقه و اصول و اساتید و مراجع بزرگ وقت همچون مرحوم آیهالله العظمی آقا ضیاء الدین عراقی، آیهالله العظمی سیّد ابوالحسن اصفهانی و آیهالله العظمی میرزا محمّدحسین نائینی و زمان کوتاهی در محضر آیهالله العظمی حاج شیخ محمّدحسین اصفهانی (رضوان الله تعالی علیهم اجمعین) استفاده کرد.
ایشان پس از آنکه در چندین مرحله کتابهای کفایه و مکاسب و رسائل را در حوزه علمیه نجف اشرف تدریس کرد، سرانجام به تدریس خارج فقه و اصول پرداخت و شاگردان مبرّز و دانشمندی را تربیت نموده و آنان را به جامعه اسلامی تحویل داد که هر یک از آنان امروز مشعلی فروزان در قطری ازقطار هستند.
دوران تلمّذ آیتالله العظمی شیرازی (قدّس سرّه) در محضر حضرت آیتالله العظمی آقا ضیاء الدین عراقی (قدّس سرّه) سیزده سال به طول انجامید و معظم له حدّ اعلای اعتقاد را به علمیّت این استاد داشت و شیفته مبانی اصولی او بود، و بر همین اساس منتهای علاقه و ارادت را به این استاد بزرگوار داشت، همچنان که استاد نیز در میان صدها شاگرد مبرّز که در حوزه درس او و زیر منبرش بودند، به این شاگرد علاقه وافری داشت و به وی بهاء میداد و احترام می گذاشت و در درس و مباحثات و مشاجرات فقهی و اصولی اجازه اظهار نظر علمی میداد.
استاد میفرمود: نفسم را بریدی…
در فراگیری علوم حوزوی آنچنان با اشتیاق در درس شرکت میکرد و با اساتید به بحث و مناقشه میپرداخت که ایشان در بیان خاطرات دوران تحصیلاتش فرمودهاند: «اینقدر با استاد کلنجار میرفتیم تا مسئله حلاّجی شود و گاهی به قدری این مشاجره طول میکشید که استاد میفرمود: نفسم را بریدی…».
به خاطر آن مجاهدتها و تلاش در کسب فضائل بود که در فاصلهای نه چندان زیاد یکی از چهرههای بارز و مشخّص حوزه علمیّه نجف اشرف و زبانزد خاصّ و عام گشت و در عین حالی که به این مرحله رسیده بود در جلسات درس اساتید بزرگ خود شرکت مینمود. معظّم له پس از سیزده سال اقامت در نجف اشرف و فراگیریهای شایسته از اساتید بزرگ و طی نمودن مدارج فقه و فقاهت به منظور ایفای رسالت خطیر دینی خویش و رسیدگی به وضع حوزه علمیه شیراز و بررسی اوضاع خطّه گسترده فارس در سال ۱۳۴۵ هـ. ق از نجف اشرف به شیراز بازگشتند.
و به هنگام ترک نجف اشرف، از سوی استاد الفقهاء والمجتهدین مرحوم آیتالله العظمی عراقی (قدّس سرّه) اجازه اجتهاد مطلق و عدالت تامّه و گواهی رسیدن به عالیترین مراحل فقهی و اصولی به وی داده شد. آیتالله العظمی شیرازی (قدّس سرّه) پس از ورود به شیراز به جنبههای علمی طلاب حوزه و مدارس علمیّه و اوضاع دینی شهر که در اثر روی کار آمدن رژیم قلدر رضاخان وضع آشفتهای به خود گرفته بود، پرداخته و به آن سرو سامان دادند و از طرف دیگر در ارتباط با نقشههای شوم و جنایتکارانه رژیم پهلوی اوّل، که ماهیّت تضادّ با اسلام را دارا بود با دیگر علمای اعلام و فقهای بزرگ شیراز و اصفهان و قم و به زعامت مرحوم آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی مؤسّس حوزه علمیّه قم، به امر افشاگری و بیدار نمودن مردم پرداختند تا آنجا که جبهه وسیع و عظیم مخالفین رژیم پهلوی متشکّل از کلیه طبقات ملت صورت گرفت و قم پایگاه مهمّ علمی و اسلامی، مرکز تجلّی این تلاشها و کوششها بود.
بر این اساس و پس از تبادل نظرها میان علماء و رهبران مذهبی، آیت الله العظمی شیرازی (قدّس سرّه) مصمّم به سفر به مشهد مقدّس شدند که در آنجا با مرحوم آیت الله العظمی حاج آقا حسین قمی و مرحوم آیتالله العظمی سید یونس اردبیلی (رحمه الله تعالی علیهما) مذاکراتی انجام داده و تصمیم قاطعی را اتخاذ نمایند.
حرکت به سوی مشهد مقدس
آیتالله العظمی شیرازی (قدّس سرّه) اواخر محرم الحرام سال ۱۳۵۴ هجری قمری پس از پایان مذاکراتش با رهبران مذهبی و علمی حوزه علمیه قم بالأخص مرحوم آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری مؤسس و بنیانگذار حوزه به طور غیر علنی وارد مشهد مقدّس شدند و لدی الوصول پس از تشرف به زیارت مرقد مطهّر و منوّر حضرت ثامن الأئمّه أبی الحسن علیّ بن موسی الرضا (صلوات الله وسلامه علیه) با آیت الله العظمی حاج آقا حسین قمی و آیت الله العظمی حاج سید یونس اردبیلی (رحمه الله علیهما) دیدار مفصلی نموده و پیرامون اوضاع جاری کشور تبادل نظر نمودند و برای اتخاذ موضعی سرسختانه و غیر قابل انعطاف تصمیم جدّی و قطعی گرفتند که در این تصمیمگیری دیگر علماء مبرّز شهر مقدّس مشهد همراه و همفکر بودند.
تجلّی این موضعگیری جدّی، دعوت از همه اقشار مردم جهت تحصّن در مسجد گوهرشاد و خلاصه آن تحصّن، حادثه خونین مسجد گوهرشاد بود که در اثر حمله دد منشانه عمّال جنایتکار رژیم پهلوی با فجیعترین وضع به متحصّنین رخ داد و در اعقاب آن دستگیر نمودن هشت تن از مبرّزترین علماء و فقهاء مشهد مقدّس بود. دستگیری آیت الله العظمی شیرازی (رحمه الله) و آیت الله العظمی حاج سید یونس اردبیلی (رحمه الله) و دیگر علماء بزرگ، موج وسیعی از خشم و نفرت مردم مسلمان ایران و دیگر کشورهای اسلامی پدید آورد و ملّت مسلمان ایران را برای یک مقابله جدّی با نظام دیکتاتوری رضاخانی آماده کرد و تحرّکاتی در کشورهایی همانند هند، پاکستان و افغانستان رخ داد و اقداماتی از سوی علماء این بلاد صورت گرفت تا آنجا که شاه قلدر مجبور به مبادرت به آزاد نمودن بزرگان دین کرد.
آیت الله العظمی شیرازی (قدّس سرّه) پس از آزادی از زندان رضاخان قلدر در تهران، در روز سه شنبه ۲۸ رجب المکرّم ۱۳۵۴ هجری قمری برابر با چهارم آبان ۱۳۱۴ شمسی وارد شیراز شد و پس از گذشت یک سلسله مراسم، برنامههای وسیع الأطراف خود را از سر گرفت. با گذشت چند ماهی مجدّداً مسئلهکشف حجاب به نحو علنی و عمومی مطرح گردید و رژیم جنایتکار پهلوی تمهیداتی را برای تحقق یافتن این برنامه ضدّ اسلامی آغاز کرد. آیت الله العظمی شیرازی (رحمه الله) که از این وضع شدیدترین عذاب روحی را متحمّل شده و راهی برای قیام و انجام وظیفه، مقابله و مبارزه نمییافت هجرت از شیراز را بر تداوم اقامت در آن شهر ترجیح داد.
تصمیم آیت الله العظمی شیرازی (ره) بر ترک شیراز و مراجعت به نجف اشرف
در هر صورت ایشان تصمیم به مراجعت به سوی نجف اشرف گرفت ولی این سفر با سفر گذشته تفاوت بسیار داشت؛ زیرا در سفر قبلی ایشان برای تحصیل علوم و معارف اسلامی و به دست آوردن مدارج عالی اجتهاد و فقاهت، راهی آن سرزمین مقدّس شده بود؛ اما این بار در مقام عالمی جلیل القدر و فقیهی نامدار و مجاهدی نستوه و استادی جامع که باید بر کرسی درس تکیه زند و به پرورش محصّلان و امر مقدّس آموزش و تعلیم و هدایت جامعه همّت گمارد، به نجف اشرف آمده بود.
آیت الله العظمی شیرازی (ره) با این احساس و هدف در پایگاه عظیم علمی نجف اشرف، استقرار یافته و به تلاشهای علمی و مبارزاتی پرداخت و مورد احترام و تجلیل مراجع معظّم تقلید و زعمای حوزه، همچون آیات عظام اصفهانی، نائینی و عراقی قرار گرفت، تا آنجا که در اتّخاذ تصمیمات اساسی در مورد حوزه از سوی اینان، ایشان یکی از طرفهای شور و اظهار کنندگان نظر قاطع در کنار دیگر علمای بزرگ همانند حضرات آیات: مرحوم حاج شیخ محمّدکاظم شیرازی، مرحوم حاج سیّد میرزا آقا اصطهباناتی، مرحوم حاج شیخ موسی خوانساری، مرحوم حاج شیخ محمّدعلی کاظمی و دیگر استوانههای عظیم حوزه بود.
بحث و تدریس، تألیف و تصنیف
آیت الله العظمی شیرازی (ره) به تلاش علمی در دو بُعد بحث و تدریس و تألیف و تصنیف، در سطح گستردهای ادامه میداد و کتبی که در فقه و اصول تا آن تاریخ تألیف فرموده بود، در اختیار حوزه علمیه نجف اشرف قرار داد، که خود این نیز عامل بسیار مهمّی برای تثبیت موقعیّت علمی ایشان بود و موجب آن شد که توجه هر چه بیشتر حوزه به ایشان معطوف گردد.
آیت الله العظمی اصفهانی (ره) که از بدو ورود ایشان (سال ۱۳۳۳ هـ . ق) با نبوغ علمی و خلاقیّتهای فکری وی آشنا شده بود و او را فقیهی کامل و مجتهدی جامع الشرایط و عنصری لایق مرجعیّت و رهبری امّت بعد از خود میدانست، در سال ۱۳۶۳ هـ. ق برابر با سال ۱۳۲۳ شمسی، طیّ مرقومهای ایشان را به عنوان شخصیّتی شایسته مرجعیّت معرفی نمود و از مردم خواست تا در امور دینی و احکام فقهیه خود، به ایشان رجوع کنند.
مبارزات و مجاهدات آیت الله العظمی شیرازی (قدّس سرّه) در نجف اشرف علیه رژیم پهلوی
معظّم له در نجف اشرف یعنی پایگاه فقاهت دنیای اسلام مبارزات بیامان خود را علیه استعمار آغاز کرد، با حذف رضاخان از صحنه قدرت و روی کار آمدن پسرش، به افشاگری پرداخت و او را که با سپردن امور سیاسی و اقتصادی مملکت به بیگانگان، کشور و ملّت را به مخاطره شدیدتری افکنده بود، مورد تقبیح و نکوهش قرار داده و با عنوان نمودن این مطلب که «عاقبت گرگزاده گرگ شود» مردم را به مقاومت هر چه بیشتر دعوت فرمود.
حمایت از مرحوم آیت الله کاشانی، اعلام انزجار و ابراز تنفّر شدید و محکوم نمودن جنایت اعدام نوّاب صفوی، مخالفت با لایحه ننگین انجمنهای ایالتی و ولایتی، تلگرام شدید اللحن به امینی نخستوزیر وقت، احضار سفیر کبیر ایران (در بغداد) به نجف اشرف و اعلام ضرورت لغو این لایحه، برخورد تند با رفراندوم ششم بهمن (انقلاب سفید شاه و مردم) که از توطئههای خطرناک با کارگردانی آمریکا بود، در تمامی این صحنههای سیاسی با صدور اعلامیه و مخالفتهای صریح با توطئههای استعمار، نشان میدهد که این مرجع بزرگ چون کوهی استوار به بلندی رسالت مرجعیت دینی با صلابت ایستاده است.
مبارزات آیت الله العظمی شیرازی با رژیمهای حاکم بر عراق
آیت الله العظمی شیرازی (قدّس سرّه) نه تنها با ایادی و عوامل استعمار در ایران مبارزه سختی مینمود، بلکه از همان روزهای اوّلی که به نجف اشرف مشرّف شد، نسبت به دست نشاندگان استعمار پیر انگلیس بر مقدّرات مردم عراق در زمان نظام سلطنتی عراق هم ساکت ننشست و پس از بروز تحولات سنگینی در عراق و سقوط رژیم سلطنتی و بر سر کار آمدن رژیم جمهوری در برابر رژیم عبدالکریم قاسم و اعمال ضدّ اسلامی و همچنین حکومت عبدالسلام عارف و خصومت او با شیعیان عراق و سرانجام با روی کار آمدن حزب بعث و آغاز جنایتهای حسن البکر و صدام، لحظهای از مبارزه و افشاگری غفلت نورزید بلکه در کنار مرحوم آیت الله العظمی سید محسن حکیم (رحمه الله تعالی علیه) در برابر رژیم ضدّ اسلامی و دیکتاتور سفّاک بعث موضعی قاطع اتخاذ نمود.
تصمیم آیتالله العظمی شیرازی (ره) بر مهاجرت از عراق
معظّم له در سال ۱۳۵۴ ش پس از یک عمر مبارزه همه جانبه با رژیمهای حاکم بر عراق بخصوص رژیم ضدّ اسلامی و سفّاک حزب کثیف بعث که از هیچ جنایتی فروگذار نکرد، به عنوان یک مبارزه منفی و مقابله سنگین و وارد نمودن یک ضربه شدید و کوبنده، تصمیم بر مهاجرت از نجف اشرف و بیرون شدن از عراق گرفت و به هنگام ترک نجف اشرف اعلام فرمود: «میخواهم صدای ملت مسلمان و مظلوم و ستمدیده و رنج کشیده عراق را به جهان و جهانیان برسانم و مسلمانان جهان را علیه رژیم ضدّ اسلامی و عفلقی حاکم بر عراق به حرکت درآورم».
بر این اساس حتی با توجه به ممانعت شدید و جلوگیری رژیم جنایتکار بعث از این حرکت، معظّم له در اواخر آذرماه ۱۳۵۴ نجف اشرف را پس از ۶۳ سال اقامت در آن ترک نمود و راهی ایران گردید و پس از طیّ مراحلی در آخرین روزهای دی ۱۳۵۴ ش آیت الله العظمی شیرازی (قدّس سرّه) وارد شهر مقدّس مشهد گردید و در جوار مرقد مطهّر و منوّر و ملکوتی و مضجع پاک حضرت ابی الحسن علیّ بن موسی الرضا (صلوات الله وسلامه علیه) رحل اقامت افکند و بساط عهدهداری مسئولیت جامعه اسلامی و برافراشتن پرچم خدمت به جامعه شیعه را گستراند و به حکم موقعیت زعامت حوزه علمیّه و مرجعیّت عامّه تقلید، ضمن اشتغال به پرورش و تربیت صدها نفر از فضلاء و عناصر بارز حوزه و تدریس و تألیف کتب علمی، پرچم مبارزه علیه طاغوت را به دوش گرفت و همگام با امام خمینی (قدّس سرّه) قاطعانه به مجاهدات و مبارزات و بسیج افکار عمومی علیه رژیم پهلوی و نقشههای شوم استعمار ادامه داد، تا با اراده خداوند متعال و استعانت از ولیّ الله الأعظم امام عصر (عجّل الله تعالی فرجه) انقلاب شکوهمند اسلامی به پیروزی رسید.
تهذیب نفس و خودسازی آیتالله العظمی شیرازی(ره)
مرحوم آیت الله العظمی شیرازی (قدّس سرّه) شاگرد تربیت شده مکتبی است که مبارزه با زشتیها و زشت سیرتان را در متن زندگی قرار میدهد. ایشان در زمینه زهد و پرهیز از زخارف و زیورهای دنیوی و تمسک به عبادت و بندگی و خدمت به بندگان حق تعالی لحظهای غفلت نورزیده، و لذائذ آخرتی را بر جرعه ناچیز لذت دنیا ترجیح میداد. همجواری مستمر با مولای متقیان امیرالمؤمنین (علیه السلام) در نجف اشرف تأثیرات شگرف خود را در روح بلند این مرجع تقلید بخشیده بود و لذا معتقد بود که اساس و پایه رشد و تکامل روحانیت در معنویت نهفته است و ما باید از زندگی ائمّه اطهار (علیهم السلام) درس عملی بگیریم و زهد و ورع را پیشه خود سازیم.
آیت الله العظمی شیرازی (قدّس سرّه) در مورد روحانیونی که افتخار اشتهار به شاگردی مکتب مقدّس و پرافتخار امام صادق (علیه السلام) و نوکری و سربازی امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه) را دارند، به سه اصل اهمیت فوق العاده میداد و معتقد بود که روحانیت بیش از هر چیز باید به این اصول پایبند باشد:
۱- تقوی و ورع که حاصل تزکیه نفس و خودسازی است.
۲- اهتمام أکید به اشتغال به امر تحصیل و تقویت بنیه علمی و جدّیت در این امر تا رسیدن به عالیترین مدارج کمال همراه با خلوص نیّت و قصد قربت.
۳- جهاد در راه خدا و ایستادن در برابر ستمگران و ظالمان و طاغوتان، چه اینکه مبارزه با بیدادگری و ظلم و ستم و وقوف در مقابل ظلم و تعدّی اعمّ از اینکه ظلم به احکام الهی باشد یا ظلم به فرد و جامعه، و برپایی عدل و قسط اساس ادیان الهی است و احکام مقدّسه شریعت تحقق نمییابد مگر به پاک نمودن زمین از لوث وجود ظالمین و جنایتکاران.
ایشان میفرمود: «اگر در هر مقطعی از تاریخ، فردی از علماء و بزرگان دین مانند شیخ انصاری (رحمه الله تعالی علیه) در زهد و دوری از زخارف پوچ دنیا میداشتیم، میتوانستیم در ترویج مبانی دینی و تثبیت عقاید مردم و پیوند بیشتر آنان با روحانیّت عملاً گامهای بسیار بلندتری برداریم و افسوس که ما کمتر متوجه مسئولیت خطیر و رسالت عظیم خود میباشیم».
ایشان میفرمود: «یکی از امتیازات روحانیت آن است که این قشر در جهت کسب مادّیات حرکت نمینماید چرا که اگر قرار باشد روحانیون نیز همانند دیگر اقشار جامعه در طریق کسب مادّیات و تقویت بنیه مالی و تجملات زندگی تلاش نمایند و دائم به فکر تأمین شئون زندگی خود باشند، پس چرا آنان را روحانی بنامند؟»
و لذا آن مرجع بزرگ خود عملاً حدّ اعلای زهد را در حیاتش دارا بود. هیچ وقت لباسی برتر از لباس معمولی طلاب متوسط حوزه به تن نمیکرد، هیچگاه اجازه نداد که اطاق مسکونیش حتی فرش ماشینی داشته باشد، و زمانی که اقامتگاه خود را به عنوان حسینیّه وقف نمود، تعدادی فرش ماشینی با نرخ رسمی به وسیله اداره اوقاف تهیه و وقف حسینیّه شده بود، وقتی از ایشان اجازه خواستند که با توجّه به سردی هوا دو قطعه فرش ماشینی در اتاق مسکونیتان پهن شود، فرموده بود: «میخواهید در این آخر عمر وضع زندگی مرا تغییر دهید و آن را اعیانی نمایید؟ سبحان الله … ابداً اجازه نمیدهم». ایشان در زمینه عبادت و تهجّد و پارسائی لبریز از عشق به خداوند و در راز و نیاز معبودش چون عاشقی شیدا عمل میکرد، در انجام عبادات مستحبه و دعا و زیارت مداومت فوق العاده داشت، حتی برای یک بار نماز شب را ترک ننمود.
پرواز به سوی معبود
و سرانجام آن فقیه عالیمقام و مرجع عالیقدر، مجاهد نستوه و عالم ربّانی، اسطوره زهد و تقوی و شخصیت بزرگواری که حدود یک قرن وجود مبارکش منشأ خیر و درخشندگی بود، در ساعت ۱۱:۳۰ شب پنجشنبه مصادف با شب اوّل محرّم آغاز سال ۱۴۰۵ هجری قمری برابر ۵ مهرماه ۱۳۶۳ شمسی دعوت حقّ را لبّیک گفت و دیدار معبودش را با جان و دل پذیرا شد و به مصداق آیه شریفه «یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ رَاضِیَهً مَّرْضِیَّهً فَادْخُلِی فِی عِبَادِی وَادْخُلِی جَنَّتِی» روح پاکش به سوی معشوقش شتافت و در جوار رحمت حق تعالی قرار گرفت.
خبر رحلت
خبر رحلت این مرجع عظیم الشأن جهان تشیّع در نخستین ساعات بامداد روز پنجشنبه نیمه اوّل محرّم الحرام از صدای جمهوری اسلامی ایران به گوش ملّت ایران رسید، و رادیو برنامه خبری ساعت ۷ صبح را با تلاوت آیه شریفه «إنّا لله وإنّا إلیه راجعون» و سپس با پخش خبر رحلت ناگهانی ایشان، آغاز نمود و به دنبال آن از سوی خبرگزاریها این خبر به سراسر جهان مخابره شد.
پیام رهبر کبیر انقلاب و دیگر مراجع تقلید
پس از اعلام خبر رحلت آن مرجع بزرگوار در آن ساعات اولیّه صبح که به یکباره ملت مسلمان ایران و دیگر ملل مسلمان را غرق در ماتم و اندوه ساخت، پیام مهمّ رهبر معظّم انقلاب امام خمینی (قدّس سرّه) از رادیو قرائت گردید، و امام بزرگوار طی این پیام ضمن عرض تسلیت این مصیبت عظمی به پیشگاه حضرت ولیّ عصر (ارواحنا له الفداء) و مسلمین جهان، فقدان آن مرجع بزرگوار را ثُلْمهای بزرگ بر اسلام و مسلمین خواندند و یادآور شدند که این ضایعه جبران ناپذیر است. متعاقب آن، پیامهای حضرات آیات عظام مراجع معظم تقلید قم، ریاست محترم جمهور، رئیس مجلس شورای اسلامی، نخست وزیر، و دیگر مقامات کشوری، شورای عالی قضائی، جامعه مدرّسان حوزه علمیّه، جامعه روحانیّت مبارز تهران، دبیرخانه مرکزی أئمه جمعه، أئمه جمعه شهرستانها، علماء و مدرّسان بلاد به وسیله صدا و سیمای جمهوری اسلامی و روزنامههای کشور منتشر شد.
تشییع پیکر پاک
از ساعات اوّلیه صبح جمعه دهها هزار تن از مردم مسلمان مشهد مقدّس و همچنین مردم دیگر شهرهای کشور که به منظور شرکت در مراسم تشییع به مشهد مقدّس آمده بودند به سوی بیت آن فقید سعید روی آورده تا آنجا که خیابانهای اطراف مملوّ از جمعیت شده و راه عبور و مرور بر مردم بسته شد. در ساعت ۹ صبح پیکر پاک و مطهّر آن فقید سعید بر دوش دهها هزار نفر به سوی حرم مطهّر حضرت علیّ بن موسی الرضا (ع) حمل شد و مراسم نماز میّت بر پیکر پاک آن مرجع فقید با حضور نمایندگان امام امت و مراجع معظّم تقلید قم، و صدها تن از علمای اعلام بلاد مختلف و مشهد مقدّس و انبوه جمعیت مردم شریف مشهد برگزار گردید، همچنانکه مراسم زیارت مرقد مطهّر حضرت ثامن الحجج (علیه السلام) به نحو باشکوهی صورت گرفت.
سرانجام پیکر پاک آیت الله العظمی حاج سید عبدالله شیرازی (قدّس سرّه) در ساعت ۱۱:۳۰ روز جمعه ۲/محرّم الحرام/۱۴۰۵ هـ. ق برابر ششم مهرماه ۱۳۶۳ هـ. ق در جوار مرقد مطهّر ثامن الأئمّه (علیه السلام) در کنار مرحوم آیت الله العظمی میلانی (ره) برای همیشه در جایگاه ابدی آرام گرفت.
تهیه و تنظیم:
بخش فرهنگی مؤسسه علمی و خیری امام امیرالمؤمنین(ع)
وابسته به دفتر آیهالله حاج سید محمدعلی شیرازی
https://qomna.ir/?p=50442