×

منوی سایت

اخبار ویژه

امروز : پنجشنبه / ۱۱ تیر / ۱۴۰۵  .::.   برابر با : Thursday, 2 July , 2026

 

دستورهای اسلام در ذبح، مؤید حقوق حیوانات

در اسلام دستورها و توصیه ها و احکامی در باب ذبح وجود دارد که شارع مقدس با بیان آنها حقوق حیوانات را تأیید و تثبیت کرده است:

منع ذبح در شب

خداوند در قرآن کریم می فرماید:

وَجَعَلَ اللَّیْلَ سَکَنًا (انعام، ۹۶)

و شب را مایه آرامش قرار داد.

شب مایه آرامش و سکون همه موجودات است و این آرامش نباید ازبین برود. ازاین رو، ذبح حیوان در شب نهی شده است. شرع مقدس با این ظرافت سعی در حفظ حقوق حیوانات دارد.

صاحب جواهر در این زمینه می فرماید:

«وتکره الذباحه لیلا إلا مع الضروره لنهى النبی(ص) عن ذلک، ولقول الصادق(ع) فی خبر أبان کان علی  بن الحسین(ع) یأمر غلمانه أن لا یذبحوا حتى یطلع الفجر و یقول إن الله جعل اللیل سکناً»؛ (نجفی، ۱۳۸۶، ج۳۶، ص۱۳۴)

ذبح در شب مکروه است، به دلیل نهی پیامبر(ص) از آن، و به دلیل قول امام صادق(ع) در خبری که از أبان نقل شده است که: علی بن الحسین(ع) به غلام هایشان امر می کردند تا طلوع فجر ذبح نکنند و فرمودند: خدا شب را مایه آرامش قرار داده است.

عدم ذبح حیوانی در برابر حیوان دیگر

اسلام از ذبح حیوان در برابر چشمان حیوان دیگر به شدت منع کرده است؛ زیرا حیوانات نیز نسبت به یکدیگر فهم و شعور و احساس دارند و شارع از هجمه به این احساسات حیوان، مانع شده است.

در روایت آمده است:

عن ابی عبد الله(ع): انّ امیرالمؤمنین(ع) قال: لاتذبح الشاه عند الشاه ولا الجزور عند الجزور وهو ینظر الیه؛ (حر عاملی، ۱۴۱۴ق، ج۱۶، ابواب الذبایح، باب ۷، ح۱(

امام صادق(ع) از امیرالمؤمنین(ع) نقل می کند که فرمودند: گوسفند در برابر دیدگاه گوسفند دیگر، و شتر در برابر دیدگان شتر دیگر ذبح نمی شود.

برخی از فقها مانند یحیی بن سعید، علامه حلی و دیگران، با استناد به روایت فوق، بر کراهت آن تصریح فرموده‏اند. (حلی، ۱۴۰۵ق، ص۳۷۴؛ حلی، ۱۳۸۵، ص۳۲۲؛ نجفی، ۱۳۸۶، ج۳۶، ص۱۳۷) برخی نیز ‏همانند شیخ طوسی، حکم به حرمت داده اند.

شیخ در نهایه می نویسد: «لایجوز ذَبح شىء من الحیوان صبراً وهو أن یذبح شیئاً وینظر الیه حیوان اخر»؛ (طوسی، ۱۳۶۵، ص۵۸۴)

در شرایع نیز آمده است:

«ویکره أن یذبح حیوان وآخر ینظر الیه؛ (حلی، ۱۴۰۹، ج۳، ص۲۰۶)

سر بریدن حیوان، در حالی که حیوان دیگر به او نگاه می کند، مکروه است.

به هر حال، چه قایل به حرمت شویم و چه قایل به کراهت، در هر صورت این نهی مصداق بارز رعایت حق حیوان در ذبح است.

منع از کندن پوست حیوان بلافاصله پس از ذبح

حیوان بلافاصله پس از ذبح نمی میرد و در این فاصله، یعنی وقتی هنوز روح در بدن حیوان هست، کندن پوست آن یا قطع عضوی از بدن حیوان جایز نیست. بیشتر فقها قایل به کراهت این کار شده اند. (نجفی، ۱۳۸۶، ج۳۶، ص۱۲۴؛ ابن ادریس حلی، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۱۱۰) حتی بعضی فقیهان، مانند شیخ طوسی (طوسی، ۱۳۶۵، ص۵۸۴)، ابن زهره (حلبی، ۱۴۱۸ق، ص۳۹۷) و شهید (مکی عاملی، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۴۲۵) حکم به حرمت داده‏اند.

فاضل هندی در این زمینه می نویسد:

«الأقوی ما اختاره الشهید من حرمه الفعل…لأنه إیلام للحیوان بلا فائده وقد نهی عن تعذیب الحیوان؛ (فاضل هندی، ۱۳۸۲، ج۹، ص۲۳۵)

اقوی آن چیزی است که شهید اختیار کرده و آن حرمت است….

مرحوم فاضل هندی در تعلیل این حکم می فرماید: چون این کار موجب اذیت و آزار حیوان است و از عذاب دادن حیوان نهی شده است.

اگر حیوان پیش از اینکه کاملاً بمیرد، سلاخی شود، گوشتش حلال نیست. دلیل این حکم، روایتی است از امام رضا(ع) که به صراحت دلالت بر حرمت می کند؛

«اذا ذبحت الشاه وسلخت او سلخ شىءٌ فیها قبل ان تموت لم یحلّ أکلها؛ (حر عاملی، ۱۴۱۴ق، ج۱۶، ص۳۱۴، باب ۸، ح۱)

هرگاه حیوانى ذبح شود و همه یا بخشى از آن قبل از مرگ [کامل] حیوان پوست کنده شود، خوردنِ گوشت آن حلال نیست.

از تمام گفته ها و احادیث فوق، تأکید شارع بر عدم آزار و اذیت حیوان و رعایت حق آن به دست می آید.

پرهیز از رنج دادن حیوان در ذبح

توصیه های بسیاری (طوسی، ۱۳۶۵، ص۵۸۴) برای ذبح وارد شده است که به طور پراکنده به برخی اشاره شد و در ادامه نیز ذکر می شود. مجموع این دستورها بیانگر حقوق حیوانات اند و از رنج دادن و آزار و اذیت آنها منع می کنند.

شهید ثانی پس از ذکر وظایفی که رعایت آنها هنگام ذبح لازم است، (عاملی، ۱۳۸۳، ج۱۱، ص۴۱۹) به حدیثی از پیامبر اکرم(ص) اشاره می‏کند:

«روی شداد بن اویس ان النبی(ص) قال: ان الله کتب علیکم الإحسان فی کل شیء فإذا قتلتم فاحسنوا القتله وإذا ذبحتم فأحسنوا الذبحه»؛ (شیبانی، ۱۴۱۳ق، ج۴، ص۱۲۴)

پیامبراکرم(ص) می‏فرماید: خداوند احسان در همه امور را بر شما لازم داشته است؛ پس زمانی که حیوانی را ذبح می‏کنید، به خوبی ذبح را انجام دهید.

فاضل هندی نیز این روایت را در کتاب خود می‏آورد: (فاضل هندی، ۱۳۸۲، ج۲، ص۲۲۶)

وعن جعفر  بن محمد(ع) أنه قال: «إذا أردت أن تذبح ذبیحه فلا تعذب البهیمه. (تمیمی مغربی، ۱۳۸۵، ج۲، ص۱۷۴)

همچنین صاحب جواهر در کتابش بر همین نکات تأکید کرده است. (نجفی، ۱۳۸۶، ج۳۶، ص۱۳۳)

فلج کردن حیوان پیش از ذبح

در گذشته برای تسریع و راحتی در ذبح، حیوان را به طریقی فلج می کردند تا تحرک کمتری داشته باشد یا با قطع نخاع حیوان، حرکت او را ازکار می انداختند؛ اما چنین روشی، از آن جهت که بسیار ظالمانه و مخالف حقوق حیوانات است، در اسلام نهی شده است.

امام صادق(ع) می فرمایند: «لا تنخع الذبیحه حتی تموت فإذا ماتت فانخعها»؛

حیوانی را که ذبح می‏کنید، پیش از مرگ قطع نخاع و فلج نکنید؛ و پس از مرگش این کار را انجام دهید.

شهید اول دراین باره می گوید:

«یکره أن تنخع الذبیحه»

شهید ثانی در شرح عبارت شهید اول می‏نویسد:

«هو أن یقطع نخاعها قبل موتها… و قیل: یحرم؛ لصحیحه الحلبی، قال: قال أبوعبدالله(ع): [لا تنخع الذبیحه حتی تموت فإذا ماتت فانخعها] والأصل فی النهی التحریم وهو الأقوی واختاره فی الدروس»؛ (شهید ثانی، ۱۳۸۱، ج۷، ص۲۳۰)

عده‏ای قایل به حرمت این عمل شده‏اند و دلیل آنها، صحیح حلبی از امام صادق(ع) است که می‏فرمایند: «حیوانی را که ذبح می‏کنید، پیش از مرگ قطع نخاع و فلج نکنید و پس از مرگش این کار را انجام دهید»؛ و اصل در نهی مذکور در روایت، حرمت می‏باشد.

شهید ثانی این نظر (حرمت) را اقوی می داند و می فرماید: خود شهید اول در کتاب دروس، قول به حرمت را اختیار کرده است.

شیخ طوسی (طوسی، ۱۳۶۵، ص۵۸۴)  و فاضل هندی (فاضل هندی، ۱۳۸۲، ج۲، ص۲۵۹) نیز قایل به ممنوعیت شده اند.

از کلام فقها و حدیث یادشده به وضوح برداشت می شود که به حق حیوان بسیار اهمیت داده شده است و این دستور اسلام نیز از جمله توصیه هایی است که از حقوق حیوانات حمایت می کند.

دستور به تیز بودن آلت ذبح

یکی از اوامر شرع در باب ذبح این است که آلت ذبح باید به اندازه ای تیز باشد که حیوان زجر نکشد و آزار و اذیت نبیند.

در روایتى دراین باره چنین آمده است:

قال الصادق(ع): «اذا اراد أن تذبح الذبیحه فلا تعذب البهیمه، احد الشفره»؛ (تمیمی مغربی، ۱۳۸۵، ج۲، ص۱۷۴، ح۶۲۵؛ حر عاملی، ۱۴۱۴ق، ج۱۶، باب سوم از ابواب ذبح، ح۲)

هنگامی که خواستی چهارپا را ذبح کنی، حیوان را عذاب نده و آلت ذبح را تیز کن.

همچنین در حدیث دیگری از رسول اکرم(ص) نقل شده است:

انه(ص) أمر أن تحد الشفار وأن تواری عن البهائم وقال: إذا ذبح أحدکم فلیجهز»؛ (بیهقی، ۱۴۱۴ق، ج۹، ص۲۸۰)

رسول اکرم(ص) دستور فرمود که برای ذبح، چاقو را تیز کنید؛ و از جلوی چشمان دیگر حیوانات دور شوید (و جلوی چشم حیوانی، حیوان دیگر را ذبح نکنید)؛ و فرمودند: زمانی که یکی از شما ذبح حیوانی را انجام می‏دهد، خود را به وسایل مورد نیاز تجهیز کند.

فاضل هندی نیز قریب به همین مطالب را با استناد به روایاتی می‏آورد. (فاضل هندی، ۱۳۸۲، ج۹، ص۲۲۶)

با قدرت کشیدن چاقو

در راستای همان دستورهایی که در زمینه حقوق حیوان آمده، گفته شده است: علاوه بر تیز بودن چاقو و تسریع در ذبح، لازم است آلت ذبح با قوت و نیروی تمام کشیده شود تا حیوان سریع تر و به راحتی جان دهد.

شهید در مسالک می فرماید:

«ویمرّ السکین بقوه»؛ (شهید ثانی، ۱۳۸۱، ج۲، ص۲۲۸)

چاقو را با قوت بر گلوى ذبیحه بکشد.

تسریع در ذبح

تسریع در ذبح حیوان باعث عدم زجر آن می شود و از مصادیق این روایت است:

«انّ اللّه تعالی کتب علیکم الاحسان فی کل شیء… فاذا ذبحتم فأحسنوا الذبحه»؛ (بیهقی، ۱۴۱۴ق، ج۹، ص۲۸۰)

خداوند نیکى کردن و احسان بر هر چیزى را بر شما واجب کرده است… از این رو، هرگاه خواستید حیوانى را ذبح کنید، ذبح را به نیکویى انجام دهید.

شهید در مسالک، بنا بر همین روایت، قایل به استحباب تسریع در ذبح شده است. (شهید ثانی، همان)

نچرخاندن چاقو در حلقوم حیوان

بعضی در هنگام ذبح، چاقو را در حلقوم حیوان می چرخانند که موجب آزار حیوان است و بیشتر فقها قایل به کراهت شده و بعضی نیز آن را حرام دانسته اند. (حلی، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۷۴۰)

مستند این فتوا روایتى است که حمران ابن ابى اعین از امام صادق(ع) نقل کرده است:

«ولا تقلب السکّین لتدخلها تحت الحلقوم»؛ (حر عاملی، ۱۴۱۴ق، ج۱۶، ص۲۱۴، باب۳، ح۲)

چاقو را جهت داخل کردن در حلقوم، نچرخان.

۱۰. نکشتن حیوانی که ذابح، خودش آن را پرورش داده است

اسلام به انس و الفتی که بین حیوان و صاحبش شکل می گیرد، اهمیت می دهد و می فرماید: ذابح، حیوانی را که خود پرورش داده است، نکشد.

«عن أبی الصحاری عن أبی عبدالله(ع) قال: قلت له: الرجل یعلف الشاه والشاتین لیضحی بها، قال: لا أحبّ ذلک. قلت: فالرجل یشتری الجمل او الشاه فیتساقط علفه من هیهنا وهیهنا فَیَجیىءُ الوقت وقد سمن فیذبحه. فقال: ولکن اذا کان ذلک الوقت فلیدخل سوق المسلمین ولیشتر فیها ویذبحه»؛ (حرعاملی، ۱۴۱۴ق، ج۱۶، ص۳۷۴، باب۲۰، ح۲)

ابى صحارى به امام صادق(ع) عرض می کند: شخصى به یک و دو گوسفند علف می دهد (آنها را پرورش می دهد) تا براى قربانى از آنها استفاده کند. حضرت فرمود: این کار را دوست نمی دارم. عرض کرد: شخصى شتر یا گوسفندى را می خرد و براى او از اینجا و آنجا علوفه فراهم می کند تا اینکه زمان ذبح آن فرا می رسد و آنها را سر می برد. حضرت فرمود: [چنین نکند] و هرگاه وقت انجام چنین کارى رسید، داخل بازار مسلمانان شود و حیوانى بخرد و آن را ذبح کند.

عاطفه و احساسی که میان حیوان و صاحب دل سوز او شکل می گیرد، دوسویه است و شارع دوست ندارد این عاطفه نادیده گرفته شود؛ زیرا همان گونه که ممکن است صاحب حیوان متألم شود، حیوان نیز رنج بکشد. در روایت ذیل، راوی از نگاه خاص حیوانش هنگام ذبح، برای امام(ع) صحبت می کند:

محمدبن فضیل چنین نقل کرده است:

«قلت له: کان عندى کبش سمنته لأضحى به فلما أخذته فأضجعته نظر إلىّ فرحمته ورفقت له ثمّ إنّی ذبحته، قال: فقال: ما کنت أحبّ لک أن تفعل؛ لا تربین شیئاً من هذا ثم تذبحه»؛ (همان، ص۳۰۸)

به حضرت رضا(ع) عرض کردم: من براى قربانى، قوچى را پرورش دادم. چون او را گرفتم و به زمین زدم تا ذبح کنم، نگاهى به من کرد. پس با او مهربانى و مدارا کردم. حضرت فرمود: دوست نداشتم چنین می کردى؛ نباید حیوانى را تربیت کنى؛ آن گاه سرش را ببرى.

صاحب جواهر، به علت قصور سند روایات، قایل به کراهت در این باب شده است. (نجفی، ۱۳۸۶، ج۳۶، ص۱۳۸)

شکار و نقض حق حیات حیوان

دومین موردی که به طور مستقیم حیات حیوان را نشانه می رود و به ظاهر موجب از بین رفتن این حق می شود، شکار و صید حیوانات است.

اصل جواز مصرف گوشت حیوانات حلال گوشت گذشت و گفته شد یکی از راه های دسترسی به این گوشت، شکار و صید است.

پیش تر، اگر این شکار برای تغذیه یا امرار معاش، یعنی فروختن آن غذا باشد، جایز است؛ اما اگر برای تفریح و لهوی باشد، حرام خواهد بود.

قال رسول الله(ص): «من قتل عصفوراً عبثاً عج من الله یوم القیامه منه. یقول: یارب! ان فلاناً قتلنی عبثاً ولم یقتلنی لمنفعه»؛ (متقی هندی، ۱۴۰۹ق، ج۱۵، ح۳۹۹۷۱)

رسول خدا(ص) فرمودند: هرکس گنجشکی را بیهوده بکشد، روز قیامت آن گنجشک از او پیش خداوند شکایت می کند و می گوید: ای پروردگار من! فلانی مرا بیهوده کشت و برای منفعتی مرا به قتل نرساند.

این روایت، حرمت شکار لهوی و تفریحی و جواز شکار عقلایی را می رساند.

اما اگر لازمه صید و شکار تفریحی حیوانات، سفر باشد، آن سفر سفر معصیت است و  نماز شکارچی یا صیاد شکسته نیست؛ بلکه کامل است؛ و اگر در ماه رمضان باشد، روزه بر او واجب است.

علامه حلی قایل به همین حکم است و می‏گوید:

«عدم قصر الصلاه فی المتصید لهواً دون المتصید للقوت أو التجاره»؛ (حلی، ۱۳۸۵، ج۱، ص۵۰)

نماز در سفر برای صید لهوی و بی دلیل، شکسته نیست و کامل است؛ و روزه نیز واجب است؛ اما بنا بر نظر گروهی، کسی که برای ‏غذای خود یا برای امرار معاش و تجارت، صید می‏کند، چنین حکمی ندارد.

ابن سعید حلی (حلی، ۱۴۰۵ق، ص۹۱)          و صاحب جواهر نیز همین حکم را ذکر فرموده اند. (نجفی، ۱۳۸۶، ج۱۴، ص۲۵۷)

حرمت شکار و صید تفریحی، و دستورها و توصیه های شرع درباره شکار ـ که در ادامه می آید ـ بر عدم نقض حقوق حیوانات دلالت می کند و حمایت اسلام از حقوق حیوانات را نشان می دهد.

دستورهای اسلام در شکار و صید، مؤید حقوق حیوانات

در اسلام، همانند ذبح، دستورها، و توصیه ها و احکامی در باب صید و شکار وجود دارد که شارع مقدس با بیان آنها حقوق حیوانات را تأیید و تثبیت کرده است:

۱.  منع صید در شب

همان آیه ۹۶ سوره انعام که شب را مایه آرامش بیان کرده بود و برای منع ذبح در شب مورد استناد قرار گرفت، در اینجا هم می تواند بر منع شکار در شب دلالت کند؛ به این بیان که حیوان هم مانند انسان حق استفاده از سکون و آرامش شب را دارد و شکار آن در روز، آن هم برای ضرورت هایی که ذکر شد، جایز است.

شیخ مفید می فرماید:

«ویکره صید الوحش والطائر فی اللیل». (مفید، ۱۴۱۰ق، ص۵۷۷)

۲.  ابزار صید و شکار

همان دستورهایی که در باب ذبح گذشت، مانند تیز بودن آلت، با قوت کشیدن آن و تسریع در آن، در اینجا هم قابل استناد است؛ چراکه در شکار و صید هم باید تذکیه وجود داشته باشد؛ و پیرو آن، توصیه های وارد شده در ذبح، در صید هم می آید.

۳.  حرمت شکار جوجه و نوزاد حیوان

شیخ صدوق دراین باره می‏گوید:

«لا یجوز أخذ الفراخ من أوکارها فی جبل أو بئر أو أجمه حتی تنهض»؛ (صدوق، ۱۴۱۸ق، ص۷۹)

شکار نوزاد حیوانات از لانه هایشان در کوه یا چاه یا نیزار، تا زمانی که قادر به پرواز نباشند، جایز نیست.

شیخ مفید نیز می فرماید:

«ولا یجوز أخذ الفراخ من أوکارها»؛ (مفید، ۱۴۱۰ق، ص۵۷۷)

گرفتن جوجه ها از آشیانه هایشان جایز نیست.

برخی از فقها نیز در صورت صید جوجه ای که قدرت بر فرار ندارد، گوشت آن را حرام می دانند. (حلی، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۷۳۸)

۴.  حرمت شکار در حال احرام

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَقْتُلُواْ الصَّیْدَ (مائده، ۹۵)

ای کسانی که ایمان آورده‏اید! شکار را در حال احرام به قتل نرسانید.

عن أبی عبداللَّه(ع)، قال لا تستحلّنّ شیئاً من الصّید وأَنت حرام؛ (حر عاملی، ۱۴۱۴ق، ج۹، ابواب تروک احرام، ح۱)

امام صادق(ع) می فرماید: در حالیکه مُحرم هستید، هیچ صیدی را برای خود حلال نشمارید.

احادیث بسیاری بر حرمت شکار در حال احرام دلالت می کنند و حتی برخی، ادعای اجماع در این حرمت کرده اند. (نجفی، ۱۳۸۶، ج۱۸، ص۲۸۶)[۵]

به نظر می آید که این حرمت، بیشتر برای رعایت حال احرام است؛ اما با بیان اندکی از فلسفه تحریم صید در حال احرام، پی به اهمیت حقوق حیوانات نزد شارع مقدس می بریم.

آیت الله مکارم شیرازی در این زمنیه می گوید:

در فلسفه تحریم صید در حال احرام آمده است که در مراسم حج و عمره، انسان به یک نوع ریاضت مشروع الهی دست می زند و به نظر می رسد که تحریم صید در حال احرام، به همین منظور است. از این گذشته، با توجه به این، اگر صید کردن برای زوار خانه خدا کار مشروعی بود، این همه رفت وآمدی که هر سال به این سرزمین های مقدس می شود، نسل بسیاری از حیوانات در آن منطقه – که به حکم خشکی و کم آبی، حیواناتش نیز کم است – برچیده می شد و این دستور، نوعی حفاظت و ضمانت برای بقای نسل حیوانات آن منطقه است.

مخصوصاً با توجه به اینکه در غیر حال احرام نیز صید حرام و همچنین کندن درختان و گیاهان آنجا ممنوع است، روشن می شود که این دستور، ارتباط نزدیکی با مسئله حفظ محیط زیست و نگهداری گیاهان و حیوانات آن منطقه از نابودی و فنا دارد. این حکم، به قدری دقیق تشریح شده که حتی کمک کردن و نشان دادن و ارائه صید به صیاد نیز تحریم گردیده است.  (مکارم شیرازی، ج۵، ص۸۸)

نتیجه

پس از اثبات حق حیات برای حیوانات با استناد به آیات و روایات، بیان شد که برای ذبح و شکار – که حیات حیوان را ازبین می برد – مجوز شرعی وجود دارد و نه تنها این مجوز شرعی نقض حقوق حیوانات نیست، بلکه قانونی است که در عین سازگاری با طبیعت و نیازهای بشری، نوعی کمال شمرده شدن برای حیوان، توأم با دستورهایی از طرف شارع است و شرع به بهترین نحو، از حقوق حیوانات حمایت می کند.

البته اصل استفاده از حیوان، فقط در صورت رعایت شرایط خاص ذبح و شکار میسر است؛ و پس از بیان کلام فقیهان که مستند به روایات متعدد و صحیح السند متواتر بود، توصیه ها و دستورهای متعددی در باب ذبح و شکار و صید اثبات شد که همگی مؤید حقوق حیوانات اند.

پی نوشت:

[۵]. قال صاحب الجواهر: «بلا خلاف اجده فی شیء من ذلک بیننا بل الاجماع».

مراجع

فهرست منابع

* قرآن کریم.

ابن بابویه قمی، ابوجعفر محمدبن علی (شیخ صدوق)، الهدایه،قم،مؤسسهالامام الهادى، ۱۴۱۸ق.
ــــــــــــــــ ، من لایحضره الفقیه، ترجمه سیدصدرالدین بلاغی، دار الکتبالاسلامیه،۱۳۸۸.
اصفهانی، محمدبن حسن ملقب به  فاضل هندی،  کشف اللثام عن قواعد الاحکام، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه،۱۳۸۲.
انصاری، مرتضی، المکاسب، ج۴، قم،جامعهالنجفالدینیه،۱۳۹۲ق.
آخوند خراسانی، محمدکاظم، درر الفواید فی الحاشیهعلی الفراید (حاشیه آخوند)، تهران، مؤسسهالطبع والنشرالتابعهلوزارهالثقافهوالارشاد الاسلامی، ۱۴۱۰ق.
العبکری، اب‍ی عب‍دال‍لّ‍ه  م‍ح‍م‍دب‍ن م‍ح‍م‍دب‍ن نعمان ،المقنعه،قم، انتشارات جامعه مدرسین،۱۴۱۰ق.
بیهقی، أبی بکر احمدبن الحسین بن علی، السنن الکبری، بیروت، دار الکتبالعلمیه،۱۴۱۴ق.
تمیمی مغربی، نعمان بن محمدبن منصور، دعائم الاسلام، چاپ دوم، قم، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، ۱۳۸۵ق.
جعفری لنگرودی، محمدجعفر، مقدمه عمومى علم حقوق، تهران، گنج دانش، ۱۳۷۱.
حر عاملی، محمدبن حسن، وسائلالشیعه،چ دوم، قم،مؤسسهآل البیت لاحیاء التراث، ۱۴۱۴ق.
حلبی، عزالدین حمزه بن علی بن زهره، غنیهالنزوع فی علمی الاصول والفروع، قم، موسسه امام صادق۷،۱۴۱۸ق.
حلی، ابن ادریس، السرایر، ج۲، چاپ دوم، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۱۰ق.
حلی، حسن بن یوسف، قواعد الاحکام، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۳۸۵.
حلی، نجم الدین جعفربن الحسن، شرایع الاسلام، ج۳، چاپ سوم، قم، اسماعلیان، ۱۴۰۹ق.
حلی، یحیی بن السعید، الجامع للشرایع، قم، مؤسسهسیدالشهدا، ۱۴۰۵ق.
خمینی، روح الله، رساله توضیح المسائل، مشهد، هاتف، ۱۳۸۱.
خوئی، سیدابوالقاسم، مصباحالفقاههفی المعاملات، چاپ دوم، قم، سیدالشهداء، ۱۳۷۸ق.
رشید رضا، محمد، تفسیر المنار، چاپ دوم، قاهره، ۱۳۶۶ق.
شیبانی، احمدبن حنبل، مسند الامام احمد بن حنبل، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۱۳ق.
طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۳۸۶.
ــــــــــــــــ ،النهایهفی مجرد الفقه و الفتاوی، بیروت، دار الکتاب، ۱۳۹۰ق.
طبرسی، فضل بن الحسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۴، تهران، ناصرخسرو، ۱۳۸۴.
طوسی، ابن حمزه،الوسیلهالی نیلالفضیله، قم، نشر کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، ۱۳۶۵.
طوسی، محمدبن حسن، التبیان فی تفسیر القران، تهران، ذوی القربی، ۱۳۸۸.
ــــــــــــــــ ، تذکرهالفقهاء، قم، مؤسسهآل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث، ۱۴۱۴ق.
عاملی، زین الدین بن على بن احمد (الشهید الثانی)، مسالک الافهام فی شرح شرایع الاسلام، قم، بنیاد معارف اسلامی، ۱۳۸۳.
ــــــــــــــــ ، الروضهالبهیهفی شرحاللمعهالدمشقیه،ج ۱، چ دوم، قم، دار التفسیر، ۱۳۸۱.
کاتوزیان، ناصر، المبسوط فی فقهالامامیه،قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۹۰.
ــــــــــــــــ ، مبانی حقوق عمومی، تهران، میزان، ۱۳۸۷.
ــــــــــــــــ ، مقدمه علم حقوق و مطالعه در نظام حقوقی ایران، تهران، شرکت سهامی انتشار، ۱۳۹۰.
کلینی، محمدبن یعقوب، کافی، چاپ سوم، تهران، دار الکتبالاسلامیه،۱۳۸۸ق.
متقی هندی، علاء الدین علی بن حسام، کنز العمّال فی سنن الاقوال و الافعال، چاپ دوم، بیروت، انتشاراتمؤسسهالرساله،۱۴۰۹ق.
مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت، مؤسسهوفاء، ۱۴۰۳ق.
معلوف، لوییس، المنجد فیاللغه،احمد سیاح، ج۱، چاپ دوم، تهران، اسلام، ۱۳۷۸.
مکی عاملی، محمدبن جمال الدین (شهید اول)، الدروسالشرعیهفی فقهالامامیه،قم، انتشاراتمؤسسهنشر اسلامی، ۱۴۱۲ق.
نایینی، محمدحسین،منیهالطالب فی شرح المکاسب، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه، ۱۳۸۵.
نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام فی شرح الشرایع الاسلام، قم، کتاب فروشی الاسلامیه،۱۳۸۶.
وجدی، محمد فرید، دائرهالمعارف، قاهره،دار المعرفه،۱۹۷۱م.

یزدى طباطبائى، سیدمحمدکاظم، حاشیه مکاسب، قم، اسماعیلیان، ۱۳۷۸.

نویسندگان:

سیدمحمدجواد وزیری فرد؛ احمد اولیایی

فصلنامه شیعه شناسی شماره ۴۷

انتهای متن./

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.