×

منوی سایت

اخبار ویژه

امروز : جمعه / ۱۲ تیر / ۱۴۰۵  .::.   برابر با : Friday, 3 July , 2026

 

چکیده

زکات یکی از مهمترین فروعات مالی دین مبین اسلام است که در آن حمایت از اقشار آسیب پذیر و تقویت دین اسلام هدف گذاری شده است. «تألیف قلوب» به عنوان یکی از موارد مصرف زکات، ریشه در قرآن دارد و هدف از پیش بینی این نهاد، همدلی و جست وجوی روابط دوستانه و نیز جلب همکاری در حفظ صلح و امنیت جوامع اسلامی است. مفهوم و قلمرو تألیف قلوب و نیز چگونگی کاربست آن در زمان معاصر از جمله مسائلی است که نیازمند پژوهش است و تحقیق حاضر با رویکرد فقه تطبیقی به این مسائل می پردازد.

برآیند مقاله این است که «تألیف قلوب» مفهومی گسترده دارد که هدف آن از یک سو جلب همدلی افراد صاحب رأی و نفوذ برای همراهی و همکاری با جوامع اسلامی است و از سوی دیگر، تقویت باورهای دینی و مکتبی مسلمانان در آن پیش بینی شده است. جست وجوی راههای همدلی با جوامع اسلامی هم اکنون نیز در قلمروهای صلح و امنیت، دعوت و تبلیغ اسلامی و حمایت از فعالیت های علمی و فرهنگی قابل تطبیق است.

واژگان کلیدی

زکات، تألیف قلوب، فقه تطبیقی، فقه سیاسی، کمک های بشردوستانه، جهاد و دفاع

مقدمه

زکات یکی از مهمترین نهادهای مالی در اسلام است که هدف آن حمایت از اقشار آسیب پذیر و کم کردن فاصله طبقاتی میان اقشار یک جامعه است. با تأمل در کارکردهای زکات در آموزه های اسلام به خوبی می توان دریافت که هدف این برنامه اقتصادی و مالی، حمایت از جامعه اسلامی در کل از یک سو و تقویت روابط دوستانه میان جوامع اسلامی و غیر اسلامی از سوی دیگر است.

فقهای همه مذاهب اسلامی یکی از موارد هشت گانه مصرف زکات را عنوان «تألیف قلوب» دانسته اند. این واژه را می توان نزدیک به مفاهیم همبستگی، تحکیم و تقویت روابط دوستانه در ادبیات کنونی سیاسی و حقوقی معاصر دانست. پیش بینی کارکردهای زکات در درون جوامع اسلامی و در روابط خارجی و بیرونی نشان از پویایی و ظرفیت های فقه اسلامی در پاسخ به نیازهای جامعه اسلامی در هر عصر و زمان دارد.

مقاله حاضر ضمن مروری بر مفهوم و قلمرو عنوان «تألیف قلوب» در نظر دارد با روش توصیفی و تحلیلی ابعاد و عملکرد این کاربست از زکات را از منظر فقه تطبیقی و فقه سیاسی بررسی و تحلیل کند. پرسش های چندی در این باره وجود دارد:  

۱. مفهوم و گستره تألیف قلوب چیست؟

۲. رویکرد مذاهب مختلف فقهی درباره تألیف قلوب چیست؟

۳. در عصر حاضر چگونه می توان از این ظرفیت فقه اسلامی در جهت منافع جوامع اسلامی بهره برد؟

با هدف بررسی و پاسخ به پرسش های فوق، مقاله حاضر به روش تطبیقی، نخست به مفهوم و گستره تألیف قلوب از بُعد زمان و نقطه نظر افراد می پردازد. سپس چگونگی کاربست این مفهوم را در وضعیت کنونی روابط میان جوامع اسلامی و دیگر جوامع بین المللی تبیین خواهد کرد.

مفهوم و قلمرو تألیف قلوب

در مفهوم تألیف قلوب و قلمرو و ابعاد آن اتفاق نظر وجود ندارد. برخی دامنه شمول آن را از حیث افراد عام دانسته و شامل غیر مسلمان و مسلمان هر دو می دانند و در مقابل، برخی آن را فقط شامل غیر مسلمان می دانند. از بُعد زمان نیز برخی حکم تألیف قلوب را منحصر در زمان پیامبر(ص) دانسته اند، اما در مقابل، بسیاری این حکم را مستمر دانسته و در عصر حاضر نیز قابل اجراء می دانند.

 مفهوم لغوی و اصطلاحی تألیف قلوب

«تألیف قلوب» ترکیبی از دو واژه تألیف و قلوب است. در لغت «تألیف» به معنای «به هم آمدن دو یا چند چیز»، «سازگارکردن» و «انضمام و ترکیب دو چیز با یکدیگر؛ به گونه ای که یکی به حساب آید»(1) آمده است. علاوه بر آن در معنای لغوی «تألیف»، انس و الفت و همپیمانی و ائتلاف وجود دارد که امروزه نیز بکار می رود (زبیدی، ۱۴۱۴ق، ج۱۲، ص۹۳-۸۷؛ جوهری، ۱۴۰۷ق، ج۴، ص۱۳۳۲-۱۳۱۳).

سوره ایلاف و آیات آغازین آن: «لِإِیلَافِ قُرَیْشٍ إِیلَافِهِمْ رِحْلَه الشِّتَاء وَالصَّیْفِ»، به معنای همپیمانی میان قریشیان ساکن مکه و ساکنان مسیر تجاری شام و یمن اشاره دارد که بر اساس آن مسافرت های تجاری تابستانه و زمستانه و نیز امنیت شهر مکه تضمین می شد. بنابراین، در معنای «تألیف» اتحاد، همدلی و ائتلاف برای همکاری مشترک وجود دارد.  

«قلوب» که مفرد آن قلب است، در لغت به معنای دگرگونی و وارونه است و از آن جهت به عضو تپنده بدن انسان و حیوان قلب گفته اند که وارونه قرار گرفته است و یا دگرگونی در آن بسیار است (فراهیدی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۱۷۱).

قلب به عنوان عضوی از بدن انسان همواره به معنای مرکز احساسات و عواطف و تصمیم گیری بشری نیز تعبیر شده است و در معانی متعددی؛ مانند عقل و خرد، (ابن منظور، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۶۸۷) روح، علم و شجاعت نیز بکار رفته است (راغب اصفهانى، ۱۴۱۲ق، ص۶۸).

در قرآن نیز «قلب» در معانی استعاری مختلفی بکار رفته است، از آن جمله است، صاحب عقل و درک (صاحبدل): «إِنَّ فِی ذَلِکَ لَذِکْرَى لِمَن کَانَ لَهُ قَلْبٌ» (ق(۵۰): ۳۷)، مرکز عواطف و احساسات: «وَلَوْ کُنتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ» (آل عمران(۳): ۱۵۹)، باطن و باور درونی انسان: «وَیُشْهِدُ اللّهَ عَلَى مَا فِی قَلْبِهِ» (بقره(۲): ۲۰۴)، دیدگاهها و رأی و نظر: «تَحْسَبُهُمْ جَمِیعًا وَقُلُوبُهُمْ شَتَّى» (حشر(۵۹): ۱۴)، روح و نفس انسانی: «نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ عَلَى قَلْبِکَ» (شعراء(۲۶): ۱۹۳-۱۹۴).

ترکیب «تألیف قلوب» نیز در قرآن آمده است که نزدیک ترین معنای آن را می توان در ادبیات فارسی «همدلی» و «پیوندهای عاطفی» دانست: «إِذْ کُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا» (آل عمران(۳): ۱۰۳). گاه این ترکیب در معنای به هم آوردن و جمع کردن افراد و اجزای پراکنده است: «لَوْ أَنفَقْتَ مَا فِی الأَرْضِ جَمِیعاً مَّا أَلَّفَتْ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ» (انفال(۸): ۶۳).

همچنین آیه مورد بحث این تحقیق که یکی از موارد مصرف صدقات را «مؤلفه قلوبهم» و همدلان دانسته است: «إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاء وَالْمَسَاکِینِ وَالْعَامِلِینَ عَلَیْهَا وَالْمُؤَلَّفَه قُلُوبُهُمْ» (توبه(۹): ۶۰) که در ادامه به قرائت های تفسیری و فقهی و دایره شمول آن خواهیم پرداخت.

در تعریف اصطلاحی و فقهی، «مؤلفه قلوبهم» افرادی هستند که به آنان سهمی از زکات پرداخت می شود تا به اسلام گرایش پیدا کنند یا در اسلام خود ثابت بمانند یا مسلمانان از شر آنان در امان بمانند یا امید  رود که از مسلمانان پشتیبانی کنند و یا در منازعات به مسلمانان یاری رسانند.

 به دیگر سخن، پرداخت سهمی از زکات برای همدل و همپیمان شدن آنان با جامعه اسلامی و مسلمانان هدف تألیف قلوب است (غفیلی، ۱۴۳۰ق، ص۳۹۵-۳۹۳؛ زحیلی، ۲۰۱۲م، ج۳، ص۲۱-۲۰). با استفاده از متون مختلف فقهی و تفسیری، افراد مشمول در عنوان تألیف قلوب را می توان در موارد زیر برشمرد:  

۱. غیر مسلمانانی که گرایش و تمایل به اسلام دارند.

۲. غیر مسلمانانی که در زمان جنگ مایل به جهاد و دفاع از مسلمین هستند.

۳. غیر مسلمانانی که با مساعدت های مالی مسلمانان از شر و زیان آنان ایمن خواهند بود.

۴. مسلمانانی که در باورهای اسلامی محکم و استوار نیستند.

۵. مسلمانانی که با دریافت کمک مالی در جنگ و دفاع، همراه و همدل خواهند بود.

مرحوم «صاحب جواهر» بعد از بررسی اقوال مختلف فقهای شیعه در خصوص انواع افراد داخل در «مؤلفه القلوب» می گوید: «این عنوان عامی است که مقصود از آن همراه کردن غیر مسلمانان (کفار) با اسلام و همکاری در جهاد است و یا هدف، تقویت مسلمانانی است که در باورهای خود ضعیف اند» (نجفی، ۱۳۶۷، ج۱۵، ص۳۳۹). مطابق این جمع بندی همه اصناف پنجگانه فوق می تواند در عنوان تألیف قلوب قرار گیرد؛ زیرا این موارد حصری نیستند و ممکن است به تناسب زمان مصادیق آنها تغییر کنند.

«علامه طباطبایی» در تفسیر آیه ۶۰ سوره توبه «مؤلفه قلوبهم» را افرادی می داند که با پرداخت سهمی از زکات می توان آنان را برای اسلام آوردن یا دفاع در برابر دشمنان و یا یاری جستن از آنان در نیازهای دینی، همدل و همسو کرد.(۲) عنوان «مؤلّفه قلوبهم» تمام کسانى را که با تشویق مالى، از آنها به نفع اسلام و مسلمین جلب محبت مى شوند، در بر مى گیرد و دلیلى بر تخصیص آن به کفار نیست (مکارم شیرازی و دیگران، ۱۳۸۲، ج۸، ص۹).

بنابراین، اسلام برخلاف نیات استعمارگران، از طریق کمک های اقتصادی در پی اهداف استعماری نیست، بلکه با حلّ مشکلات اقتصادى جوامع و با قصد الهی، با استدلال و راهنمایی مناسب، مکتب خود را توسعه مى دهد (قرائتی، ۱۳۸۸، ج۵، ص۹۰).

در برخی از روایات وارده، شمول «تألیف قلوب» به مسلمانانی که در شرایطی قرار گرفته اند که معارف نبوی(ص) به آنان نمی رسد، تأیید شده است. امام باقر(ع) مصداق «الْمُؤَلَّفَه قُلُوبُهُمْ» را کسانی معرفی کردند که به یکتایی خداوند باور داشته اند و غیر او را نمی پرستیدند، اما قلوب آنان به رسالت پیامبر اسلام به طور کامل آگاه نشده بود. ازاین رو، پیامبر(ص) از طریق تألیف قلوب، بر آگاهی و معرفت آنان افزود.(۳) 

از روایت «قَوْمٌ وَحَّدُوا اللَّهَ و…» استفاده کرده اند که تألیف قلوب، فقط مربوط به غیر مسلمانان نیست، بلکه شامل آن دسته از موحدان و دین باورانی خواهد بود که هنوز در عقیده خود استوار و ثابت قدم نیستند و یا از معارف دینی خود به میزان لازم آگاهی ندارند (نراقی، ۱۴۱۶ق، ج۹، ص۲۷۶). در روایتی دیگر از امام صادق(ع) اصحاب نزدیک آن حضرت پرسیدند آیا همه گروه ها و افراد نامبرده در آیه شصتم سوره توبه از زکات بهره خواهند برد، حتی اگر آگاه به معارف (دینی و مکتبی) نباشند؟

امام فرمود: …فرق میان آنکه از معرفت (دینی و مکتبی) برخوردار است با آنکه نیست، باید مشخص شود، به آنان که از معرفت و آگاهی لازم برخوردار نیستند، باید سهمی پرداخت کرد تا به دین گرایش پیدا کنند و در آن ثابت بمانند. امام صادق(ع) در همین حدیث تصریح فرمود که سهم مؤلفه القلوب عام است.(۴) بنابراین، تألیف قلوب منحصر در غیر مسلمان نیست، بلکه شامل مسلمان هم خواهد بود (همان، ص۲۷۴). 

قلمرو تألیف قلوب از حیث افراد

چنانکه در مفهوم تألیف قلوب اشاره شد، گستره و دامنه شمول افرادی که می توان آنان را در این عنوان جای داد مورد اتفاق نیست. بنابراین، جا دارد از منظر فقه تطبیقی دیدگاه های فقیهان مذاهب بزرگ اسلامی مرور و تحلیل شود؛ زیرا در نتیجه پژوهش حاضر تأثیر خواهد داشت.

۱. دیدگاه فقهای امامیه

دیدگاه فقیهان شیعه را درباره اینکه سهم «تألیف قلوب» شامل کدام دسته از افراد می شود، به طور کلی می توان در سه دسته جای داد:  

الف) غیر مسلمانان (کفار)؛ «شیخ مفید»، «شیخ طوسی» و «میرزای قمی» از مشهورترین قائلین به این نظریه اند (مفید، ۱۴۱۰ق، ص۲۴۱؛ طوسی ۱۴۰۰ق، ص۱۸۵؛ میرزای قمی، ۱۴۱۷ق، ج۴، ص۱۳۶).

ب) مسلمانان ضعیف العقیده؛ مرحوم «بحرانی» این نظر را تقویت می کند که تألیف قلوب اختصاص به مسلمانانی دارد که با پرداخت سهمی از زکات، در ایمان و اعتقاد خود پایدار می مانند (بحرانی،۱۴۰۵ ق، ج۱۲، ص۱۷۵).

ج) عمومیت تألیف قلوب؛ مطابق این نظر، عنوان تألیف قلوب عام بوده و شامل مسلمان و غیر مسلمان هر دو خواهد بود. این قول در میان فقهاء؛ اعم از فقهای امامیه و اهل سنت طرفداران بیشتری دارد. از میان فقیهان شیعه «شهید اول» و «شهید ثانی» بر این نظرند. از نظر این دو فقیه، مؤلفه القلوب از کفار، کسانی هستند که برای جلب آنان به جهاد و مبارزه، سهمی منظور می شود و مؤلفه القلوب از مسلمانان چهار دسته اند:

۱. مسلمانان صاحب نفوذی که نسبت به اسلام حسن نیت دارند و در آن ثابت  هستند، ولی افرادی همسان خود از مشرکین سراغ دارند که چنانچه سهمى از زکات به آنان بپردازند، به اسلام ترغیب می شوند.

۲. مسلمانانى که عقیده و ایمانشان به اسلام ضعیف است و با دریافت زکات تقویت می شوند.

۳. مسلمانانى که در نزدیک مرزها سکونت دارند و چنانچه سهمی از زکات دریافت دارند، مانع تعرض کافران به مرزها می شوند یا آنان را به اسلام ترغیب می کنند.

۴. مسلمانانى که همجوار با کسانى هستند که زکات به ایشان تعلق می گیرد و پرداخت سهمى از زکات به آنان موجب می شود که خود زکات را گرد آورند و به امام برسانند و دیگر به عاملان نیازى نباشد (شهید ثانی، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۴۶ ؛ طوسی، ۱۴۰۰ق، ص۲۸۳؛ حلی، ۱۴۲۰، ج۱، ص۴۰۵).

همچنین «محقق حلی» و «علامه حلی» و از میان متأخران از فقیهان شیعه «صاحب جواهر»، «آقا ضیاءالدین عراقی»، «سیدکاظم یزدی»، «سیدابوالقاسم خویی» و «امام خمینی» معتقدند که تألیف قلوب عمومیت دارد و شامل مسلمان و غیر مسلمان است (نجفی، ۱۳۶۷، ج۱۵، ص۳۳۹؛ عراقی، ۱۴۱۴ق، ج۳، ص۱۲؛ حلى،۱۴۰۷ ق، ج۲، ص۵۷۳؛ حلى،۱۴۱۳ ق، ج۳، ص۲۰۰؛ یزدی، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۳۱۲؛ امام خمینی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۳۳۶).

 بدین ترتیب، بیشتر فقهیان امامیه قائل به تعمیم اند و دیدگاه شیخ طوسی و شیخ مفید و میرزای قمی مبنی بر اختصاص مؤلفه قلوبهم به کفار، نظر اقلیت است.

۲. دیدگاه فقیهان عامه

بیشتر فقیهان اهل سنت قائل به عمومیت افراد در تألیف قلوب هستند. از نظر «قرطبی» تألیف قلوب یافتگان صدر اسلام، اسلام آورده هایی بودند که در ایمان و اعتقاد سست و ضعیف بودند. کفار نیز سه دسته اند: اول، گروهى که با اقامه برهان و دلیل اسلام می آورند، دوم، آنان که با زور و غلبه، مسلمان مى‌شوند و سوم آنان که با احسان، مسلمان مى‌شوند.

تشخیص این موارد با امام مسلمین است (قرطبی، ۱۴۰۵ق، ج۸، ص۱۷۸). صاحب «بدائع الصنائع» می گوید «مؤلّفه قلوبهم» تنی چند از بزرگان قریش و عرب بودند که پیامبر(ص) سهمی از صدقات را به آنان داد تا در مورد آنها نسبت به مسلمانان طیب خاطر پیدا کند و آنان نیز اسلام را بپذیرند و پیروان و اتباع خود را به پیروی از خودشان تشویق کنند. همچنین از این سهم پیامبر(ص) برای آنان که اسلام نیکویی نداشتند استفاده کرد تا اسلام آنان نیکو شود (کاشانی، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۴۵-۴۴).

بیشتر فقهیان اهل سنت برآنند که تألیف قلوب شامل مسلمانان و غیر مسلمانان هر دو است. حنابله نیز با توسعه در تعریف «مؤلفه قلوبهم» بر همین نظر هستند (غفیلی، ۱۴۳۰ق، ص۳۹۵). «مرداوی» در «الإنصاف» تعدادی را در ردیف تألیف قلوب قرار می دهد:

سران طوایف با نفوذ که امید می رود اسلام آورند و یا بیم از آنان می رود که شر رسانند و آنان که با بخشش، ایمانشان قوت می گیرد و یا همپیمانان آنان اسلام می آورند و یا امکان جمع آوری زکات از آنان که زکات نمی دهند فراهم می آید و یا از مسلمین دفاع می کنند[(۵) (مرداوی، ۱۴۱۹ق، ج۳، ص۱۶۲).

بر این اساس، بیشتر فقیهان اهل سنت قائل به آنند که افراد مورد نظر در تألیف قلوب، شامل مسلمانان و غیر مسلمانان هر دو بوده است و از این نظر دیدگاه های همه فقهای اسلامی به یکدیگر نزدیک است.

لکن اختلاف نظر اساسی در دامنه شمول این حکم از نقطه نظر زمان است که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.

قلمرو تألیف قلوب از حیث زمان

در اینکه آیا احکام و آثار تألیف قلوب اختصاص به عصر رسالت پیامبر اکرم(ص) داشته و یا پس از آن حضرت نیز جاری است، اتفاق نظر وجود ندارد. برخی قائلند حکم مؤلفه القلوب اختصاص به زمان پیامبر(ص) داشته و پس از آن حضرت، نسخ شده است. در مقابل، گروهی دیگر ادعای نسخ را ناکافی دانسته و بر این عقیده اند آنچه در زمان پیامبر(ص) عمل می شده همچنان استمرار داشته و نسخ نشده است. از آنجا که انتخاب هر یک از این دو نظر در نتیجه و کاربست مفهوم تألیف قلوب در زمان معاصر مؤثر است، لازم است از منظر تطبیقی، دیدگاه های فقیهان اسلامی در این موضوع بررسی شود.

 1. دیدگاه فقهای امامیه

بیشتر فقهای امامیه قائلند که حکم تألیف قلوب بعد از رحلت پیامبر(ص) استمرار داشته و به قوت خود باقی است؛ زیرا این حکم در عصر آن حضرت وجود داشته و تا واپسین لحظات عمر شریفشان هیچ سخنی پیرامون نسخ این حکم نرسیده است. در سیره عملی و گفتاری امامان شیعه نیز استمرار این حکم تأیید شده است.

ازاین رو، فقیهان بسیاری بر استمرار این حکم و مقطعی نبودن آن تصریح دارند (بحرانی، ۱۴۰۵ق، ج۱۲، ص۱۷۹؛ عراقی، ۱۴۱۴ق، ج۳، ص۱۲؛ امام خمینی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۳۳۶). محقق حلی تصریح می کند: «الظاهر بقاء حکم المؤلفه و انه ‌لم یسقط لأن النبی(ص) کان یعتمده الى حین وفاته و لا نسخ بعده» (حلی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۵۷۴). زیدیه با شیعه جعفری هم عقیده است (زحیلی، ۲۰۱۲م، ج۳، ص۲۵).

در زمان کنونی و غیبت کبری نیز اغلب قریب به اتفاق فقهای امامیه قائل به استمرار حکم تألیف قلوب هستند که اگر زمینه اجرای آن وجود داشته باشد، حکم آن همچنان باقی است (بحرانی، ۱۴۰۵ق، ج۱۲، ص۱۷۹؛ امام خمینی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۳۳۶؛ حلی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۵۷۴؛ عراقی، ۱۴۱۴ق، ج۳، ص۱۲). البته تنی چند از فقیهان گذشته؛ مانند شیخ صدوق و شیخ طوسی قائل به اجرای این حکم در زمان حضور امام معصوم(ع) هستند و آن را در عصر غیبت تعطیل می دانند.

دلیل این دو فقیه آن است که تألیف قلوب برای تشویق در امر جهاد است و جهاد در مفهوم خاص آن؛ یعنی جهاد ابتدایی، موکول به زمان حضور امام معصوم(ع)است که در عصر غیبت تعطیل است. ازاین رو، اختصاص سهمی برای جهاد از باب تألیف قلوب منتفی خواهد بود (طوسی، ۱۴۰۰ق، ص۱۸۵)، اما اگر در عصر غیبت به هدف دفاع از سرزمین های اسلامی کمک مالی می تواند عده ای را برای کمک و حمایت تشویق کند، در آن صورت از باب دفاع منعی برای پرداخت وجود ندارد (بحرانی، ۱۴۰۵ق، ج۱۲، ص۱۷۸).

در هر صورت، از نظر بیشتر فقیهان شیعه حکم تألیف قلوب از عصر رسالت تا کنون استمرار داشته و در اختیار امام مسلمین و حاکم اسلامی است که بر حسب شرایط زمان از این حکم به نفع جامعه اسلامی بهره گیرد. اما آن دسته از فقیهان که جهاد ابتدایی را در عصر غیبت تعطیل می دانند، به تبع آن پرداخت سهمی از زکات را برای جهاد ابتدایی از عنوان تألیف قلوب منتفی می دانند. بدیهی است استفاده از زکات در شرایط دفاعی از عناوین دیگر، مانند فی سبیل الله خواهد بود.

۲. دیدگاه فقهای عامه

دیدگاه فقهای اهل سنت پیرامون حکم فقهی مصرف زکات در قالب تألیف قلوب، پس از پیامبر(ع) را می توان در سه دسته جای داد:  

۱. جواز و استمرار این حکم برای مسلم و غیر مسلم (حنابله و یک نظر در مالکیه).

۲. عدم جواز؛ نه برای مسلم و نه غیر مسلم (حنفیه، شافعیه در یک نظر).

۳. جواز برای مسلم و عدم جواز برای غیر مسلم(مالکیه و یک نظر در شافعیه) (غفیلی، ۱۴۳۰ق، ص۳۹۸-۳۹۷).

از نظر «ابوحنیفه» سهم تألیف قلوب ساقط شده است. «ابن نجیم مصری» از عالمان حنفی، در «البحر الرائق» دو دلیل در فقه حنفی بر سقوط سهم تألیف قلوب، پس از رحلت پیامبر(ص) ارائه می کند. نخست، اجماع صحابه و اینکه وقتی «عمر» این سهم را قطع کرد، صحابه آن را انکار نکردند.

دوم، پرداخت سهمى از زکات، مربوط به آن زمانی بود که اسلام نیاز به جذب نیرو داشت. اینک با غلبه اسلام و توسعه آن، این نیاز برداشته شد و دیگر به تألیف قلوب نیازی نیست (ابن نجیم، بی تا، ج۶، ص۵۷؛ غفیلی، ۱۴۳۰ق، ص۴۰۱).

از نظر مالکیه نیز این سهم ساقط است و حکم مذکور در آیه۶۰ سوره توبه نسخ شده است. نویسنده کتاب «ارشاد السالک» که پیرو فقه مالکی است، تصریح می کند هدف از سهم زکات، تألیف قلوب، جلب ائتلاف آنان و تقویت ایمان و جلوگیری از آزار و اذیت نسبت به مسلمین بود که امروزه این هدف با توسعه اسلام و کثرت مسلمانان ساقط است (بغدادی، بی تا، ج۱، ص۶۷؛ غفیلی، ۱۴۳۰ق، ص۴۰۴).

در فقه شافعی دو نظر وجود دارد. مطابق یک نظر این سهم ساقط است و در نظر دیگر چنانچه مصلحت ایجاب نماید، این سهم قابل پرداخت است. در کتاب «المهذب فی فقه الإمام الشافعی» آمده است که پیامبر(ص) از این سهم به دیگران داده است، اما آیا پس از آن حضرت نیز این حکم باقی است، دو قول است: نخست، این حکم استمرار دارد و همچنان پرداخت می شود؛ زیرا هدف و مقصود آن حکم نیز ممکن است پس از پیامبر وجود داشته باشد.

دوم، اینکه قابل پرداخت نیست؛ زیرا خلفای پس از پیامبر(ص) از پرداخت این سهم خودداری کردند و عمر گفت ما چیزی به زیان اسلام پرداخت نمی کنیم، هر آنکه خواهد ایمان آورد و یا کافر باشد. آنجا که قابل پرداخت است از باب زکات نیست؛ زیرا کافر حقی در زکات ندارد. اگر بناست پرداخت شود از سهم مصالح پرداخت می شود (شیرازی، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۱۷۲؛ غفیلی، ۱۴۳۰ق، ص۴۰۵).

نویسنده «فقه الزکاه» ضمن نقد احناف و مالکیه می گوید: اولاً سهم تألیف قلوب نسخ نشده و فعل عمر نیز نمى‌تواند کمترین دلیلی بر نسخ باشد؛ زیرا او این سهم را از کسانی دریغ داشت که پیامبر(ص) به آنان می پرداخت.

نسخ، ابطال حکمی است که شارع و خداوند آن را تشریع کرده و ابطال آن نیز در اختیار تشریع کننده آن است و نه غیر او. تشریع کننده این حکم، خداوند است که به واسطه پیامبرش انجام داده است و لذا نسخ، فقط در دوران پیامبر(ص) و توسط او ممکن است و نه در عصر صحابه. تا زمان رحلت پیامبر(ص) هیچ آیه ای حکم تألیف قلوب را نسخ نکرده است و به این حکم تا واپسین روزهای عمر آن حضرت عمل می شد. این عمر بود که آن سهم را به دلیل آنکه دیگر نیازی به آن نبود، قطع کرد، ولی آیه نسخ نشده است.

 وانگهی اعطای سهمی از زکات برای تألیف قلوب افراد و اقوام، به امید کمک به ما نیست، بلکه مقصود، ترغیب دیگران به دین اسلام و نجات آنان است. ازاین رو، پیامبر(ص) پس از فتح مکه و در اوج پیروزی و عزت اسلام و مسلمین، افراد و اقوام و قبایل را تألیف قلوب کرد، ولی برخی از خلفا در زمان خود، موردی برای اجرای این سهم نیافتند. بر این اساس، تألیف قلوب امری است که به صلاحدید حاکم واگذار شده است تا بر اساس مصلحت اسلام و مسلمانان و مقتضای زمان عمل کند (قرضاوی، ۱۳۹۳ق، ج۲، ص۶۰۴-۶۰۱).

مورخان نقل می کنند پس از رحلت پیامبر(ص) تعدادی از افراد با دردست داشتن متنی سراغ خلیفه اول «ابوبکر» آمدند تا سهم خود را به عنوان مؤلفه قلوبهم که در زمان پیامبر(ص) دریافت می کردند از خلیفه نیز دریافت کنند. ابوبکر آن را تأیید کرد و آنان برای دریافت سهم خود نزد عمر آمدند، ولی عمر آن متن را پاره کرد و گفت ما دیگر به شما نیازی نداریم و شما باید بین اسلام و شمشیر یکی را برگزینید. آنان مجدداً نزد ابوبکر آمدند و ماجرا را نقل کردند و گفتند خلیفه تویی یا عمر؟! (قرضاوی، ۱۳۹۳ق، ج۲، ص۶۰۰؛ شرف الدین، ۱۴۰۴ق، ص۴۴؛ کاشانی، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۴۵).

برخی مصادر اهل سنت  آورده اند: در عصر پیامبر(ص) پرداخت از باب تألیف قلوب وجود داشت، ولی بعد از جانشینی ابوبکر، سهم تألیف قلوب و رشوه قطع شد (سیوطی، بی تا، ج۳، ص۲۵۲؛ جصاص، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۱۶۱).

 این سهم در عصر پیامبر و رسالت، براساس مبنای قرآنی آن تألیف قلوب نام داشت و مجاز بود و تلقی آن به رشوه پس از عصر رسالت با اصول وحیانی و اخلاقی رسالت نبوی ناسازگار است؛ زیرا رشوه برای اهداف مادی و منفعت شخصی دنیوی پرداخت می شود و همسان دانستن «تألیف قلوب» و رشوه به مثابه همسان دانستن رسالت با سلطنت است.

به نظر خلیفه دوم سهم تألیف قلوب زمانی کاربرد داشته است که مسلمانان در ضعف بوده اند و پیامبر(ص) با پرداخت سهمی از زکات از شر آنان جلوگیری می کرده است، اما امروز که اسلام قوت یافته است، پرداخت سهمی از بیت المال به هدف جلوگیری از دشمنی و تهاجم دشمن وجهی ندارد. مرحوم «شرف الدین» ضمن رد این استدلال، منحصردانستن آیه تألیف قلوب را بر یک زمان خاص و حذف آن در زمان دیگر را بر خلاف اصول و قواعد فنی دانسته و بر استمرار مفهوم قرآنی تألیف قلوب برای همه اعصار تأکید دارد. وی با استناد به سنت پیامبر(ص) تألیف قلوب را منحصر در جنگ و دفع شر نمی داند، بلکه مواردی را معرفی می کند که آن حضرت گاه برای اسلام آوردن برخی افراد به هدیه و عطیه متوسل شده است و گاه برای تقویت ایمان اسلام آوردگان نیز از این روش استفاده کرده است و پاره ای موارد نیز برای دفع شر، مبالغی پرداخت کرده است.

 بنابراین، امروزه برای تثبیت ایمان اسلام آورندگان و یا برای توجه به اسلام نیز می توان از این روش بهره گرفت. وی همچنین به روش برخی دول غربی از جمله آمریکا و بریتانیا اشاره می کند که امروزه با برنامه های حمایتی خود از طریق پروژه های توسعه و کمک های بلاعوض بشردوستانه در واقع به این دستور قرآنی عمل می کنند و می خواهند از این طریق، دریافت کنندگان را با خود همراه و همدل کنند (شرف الدین، ۱۴۰۴ق، ص۴۶-۴۳).

بنابراین، نتیجه آن است که اولاً: مطابق آرای فقهای عامه و امامیه، تألیف قلوب از نظر دامنه شمول افراد آن، عمومیت دارد و شامل دسته های مسلمان و غیر مسلمان هر دو خواهد بود. ثانیاً: از نظر زمان، این حکم از عصر رسالت آغاز شده و در نظر بیشتر فقیهان مسلمان، حکم آن اختصاص به زمان پیامبر نداشته و پس از آن حضرت نیز استمرار داشته است و قول به نسخ سهم مؤلفه القلوب پذیرفتنی نیست.

اساساً اجرای این حکم منوط به صلاحدید امام و حاکم اسلامی است و امروزه دولت ها در این باره عمل می کنند (حلی، ۱۴۱۴ق، ج۹، ص۲۵۴؛ زحیلی، ۲۰۱۲م، ج۳، ص۲۷؛ قرضاوی، ۱۳۹۳ق، ج۲، ص۵۹۴).

حال که سهم تألیف قلوب از منابع مالی اسلامی زکات تأمین می شود و مصرف آن نیز به صلاحدید امام و حاکم اسلامی واگذار شده است، جا دارد در وضعیت کنونی چگونگی عمل به این حکم، مورد بررسی قرار گیرد؛ زیرا امروزه بسیاری از دولت های اسلامی در امور مالی و اقتصادی خود به زکات اهمیت نمی دهند و یا در آن دخالت نمی کنند که البته بررسی ابعاد آن، هدف این تحقیق نیست، ولی همانگونه که بسیاری از فقیهان تصریح نمودند، در پیش بینی زکات، دو هدف اساسی نهفته است: رفع نیاز مسلمانان و کمک به تقویت و عزت اسلام (زحیلی، ۲۰۱۲م، ج۳، ص۲۶؛ غفیلی، ۱۴۳۰ق، ص۴۰۶؛ مروارید، ۱۴۱۰ق، ج۵، ص۲۰۲). اکنون باید این موضوع را بررسی کرد که دول اسلامی چگونه می توانند از این ظرفیت مالی اسلامی بهره گیرند.

پی نوشت:

هو لغه إیقاع الألف بین شیئین أو أکثر، و عرفاً مرادف الترکیب و هو جعل الأشیاء بحیث یطلق علیه اسم الواحد (محمدعلی تهانوی، کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ج۱، ص۳۷۶؛ ابن فارس، معجم مقاییس اللغه، ج۱، ص۱۲۰).
المؤلّفه قلوبهم فهم الذین یؤلّف قلوبهم بإعطاء سهم من الزکاه لیسلموا او یدفع بهم العدو او یستعان بهم على حوائج الدین» (سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۳۲۱).
الْمُؤَلَّفَه قُلُوبُهُمْ قوْمٌ وَحَّدُوا اللَّهَ وَ خَلَعُوا عِبَادَه مَنْ یُعْبَدُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لَمْ تَدْخُلِ الْمَعْرِفَه قُلُوبَهُمْ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ وَ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ۹ یَتَأَلَّفُهُمْ وَ یُعَرِّفُهُمْ لِکَیْمَا یَعْرِفُوا وَ یُعَلِّمُهُمْ» (محمدبن یعقوب کلینی،  الکافی، ج۲، ص۴۱۰).
عَنْ زُرَارَه وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ أَنَّهُمَا قَالا لِأَبِی عَبْدِ اللَّه۷ أَرَأَیْتَ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاء وَالْمَسَاکِینِ وَالْعَامِلِینَ عَلَیْهَا وَالْمُؤَلَّفَه قُلُوبُهُمْ…» أ کُلُّ هَؤُلَاءِ یُعْطَى وَ إِنْ کَانَ لَا یَعْرِفُ فَقَالَ: «إِنَّ الْإِمَامَ یُعْطِی هَؤُلَاءِ جَمِیعاً لِأَنَّهُمْ یُقِرُّونَ لَهُ بِالطَّاعَه [قَالَ: زُرَارَه قُلْتُ: فَإِنْ کَانُوا لَا یَعْرِفُونَ فَقَالَ:] یَا زُرَارَه لَوْ کَانَ یُعْطِی مَنْ یَعْرِفُ دُونَ مَنْ لَا یَعْرِفُ لَمْ یُوجَدْ لَهَا مَوْضِعٌ وَ إِنَّمَا یُعْطِی مَنْ لَا یَعْرِفُ لِیَرْغَبَ فِی الدِّینِ فَیَثْبُتَ عَلَیْهِ …. [ثُمَّ قَالَ:] سَهْمُ الْمُؤَلَّفَه قُلُوبُهُمْ وَ سَهْمُ الرِّقابِ عَامٌّ وَ الْبَاقِی خَاصٌّ» (محمدبن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۵).
المؤلفه قلوبهم وهم الساده المطاعون فی عشائرهم ممن یرجى إسلامه أو یخشى شره أو یرجى بعطیته قوه إیمانه أو إسلام نظیره أو جبایه الزکاه ممن لا یعطیها أو الدفع عن المسلمین».

منابع و مآخذ

۱. قرآن کریم.

۲. ابن فارس، معجم مقاییس اللغه، ج۱، قم: مکتب الأعلام الإسلامی، ۱۴۰۴ق.

۳. ابن منظور، محمدبن مکرم، لسان العرب، ج۱، بیروت: دارالفکر، ۱۴۰۴ق.

۴. ابن نجیم مصری، زین الدین بن ابراهیم، البحر الرائق فی شرح کنز الدقائق، ج۶، بی جا: بی نا، بی تا.

۵. امام خمینی، سیدروح‌الله، تحریر الوسیله، ج۱، قم: دار العلم، ۱۴۰۹ق.

۶.  بحرانى، یوسف‌بن احمد‌بن ابراهیم، الحدائق الناضره فی أحکام العتره الطاهره، ج۱۲، قم: مؤسسه النشر الاسلامی التابعه لجماعه المدرسین، ۱۴۰۵ق.

۷. بغدادی، عبدالرحمن شهاب الدین، ارشاد السالک، ج۱، بی جا: بی نا، بی تا.

۸. تهانوی، محمدعلی، کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ج۱، بیروت: مکتبه لبنان ناشرون، ۱۹۹۶م.

۹. جصاص، ابوبکراحمدبن علی راضی، أحکام القرآن، تحقیق: عبدالسلام محمدعلی شاهین، ج۳، بیروت: دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۵ق.

۱۰. جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح، تحقیق: أحمدعبدالغفور العطار، ج۴، بیروت: دارالعلم للملایین، الطبعه الرابعه، ۱۴۰۷ق.

۱۱. حلی، حسن‌بن یوسف‌بن مطهر، مختلف الشیعه فی أحکام الشریعه، ج۳، قم: انتشارات اسلامى، ۱۴۱۳ق.

۱۲. ——————-، تحریر الأحکام الشرعیه علی مذهب الإمامیه، تحقیق:  الشیخ إبراهیم البهادری، إشراف: جعفر السبحانی، ج۱، قم: مؤسسه الإمام الصادق۷، ۱۴۲۰ق.

۱۳. ——————-، تذکره الفقهاء، ج۹، قم: مؤسسه آل البیت:، ۱۴۱۴ق.

۱۴. حلی، نجم الدین جعفربن حسن، المعتبر فی شرح المختصر، تحت اشراف ناصر مکارم شیرازی، ج۲، قم: مدرسه الامام امیر المؤمنین۷، ۱۴۰۷ق.

۱۵. راغب اصفهانى، حسین‌بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، قم: دارالقلم، ۱۴۱۲ق.

۱۶. زبیدی، محب الدین ابی فیض السیدمحمدمرتضی الحسین الواسطی، تاج العروس، تحقیق: علی شیری، ج۱۲، بیروت: دارالفکر للطباعه والنشر والتوزیع، ۱۴۱۴ق.

۱۷. زحیلی، وهبه، الفقه الاسلامی و ادلته، ج۸، دمشق: دارالفکر، الطبعه الرابعه، ۲۰۰۲م.

۱۸. ———، الفقه الاسلامی والقضایا المعاصره، ج۲، ۳و۹، دمشق: دارالفکر، الطبعه الثالثه، ۲۰۱۲م.

۱۹. سیوطی، جلال الدین، الدر المنثور، ج۳، بیروت: دار المعرفه للطباعه والنشر، بی تا.

۲۰. شرف الدین، سیدعبدالحسین، النص والإجتهاد، تحقیق و تعلیق: أبومجتبى، قم: مطبعه سیدالشهداء۷، ۱۴۰۴ق.

۲۱. شهید ثانى، زین‌الدین‌‌بن على‌بن احمد، الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه، تحقیق:  سیدمحمد کلانتر، ج۲، قم: کتابفروشى داورى، ۱۴۱۰ق.

۲۲. شیرازی، ابواسحاق ابراهیم بن علی بن یوسف، المهذب فی فقه الإمام الشافعی، ج۱، بیروت: دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۶ق.

۲۳. صدوق، محمدبن علی، من لایحضره الفقیه، تحقیق: علی اکبر غفاری، ج۲، قم: مؤسسه النشر الإسلامی، ۱۴۰۸ق.

۲۴. طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۹، قم: جامعه مدرسین، ۱۴۱۷ق.

۲۵. طوسى، ابوجعفرمحمدبن حسن، النهایه فی مجرد الفقه و الفتاوی، بیروت: دارالکتب العربی، ۱۴۰۰ق.

۲۶. عبدالباقی، نعمه، القانون الدولی العام، دراسه مقارنه بین الشریعه الاسلامیه و القانون الوضعی، بیروت: دارالاضواء، ۱۹۹۰م.

۲۷. عراقى، آقاضیاء‌الدین، شرح تبصره المتعلمین، تصحیح شیخ محمد حسون، ج۳، قم: انتشارات اسلامى، ۱۴۱۴ق.

۲۸.  غفیلی، عبدالله بن منصور، نوازل الزکاه، دراسه فقهیه تاصیلیه لمستجدات الزکاه، قطر: وزاره الاوقاف و الشؤون الاسلامیه، ۱۴۳۰ق.

۲۹. فراهیدى، خلیل‌بن احمد، العین، ج۱، قم: نشر هجرت، چ۲، ۱۴۱۰ق.

۳۰. قرائتی، محسن، تفسیر نور، ج۵، تهران: مرکز فرهنگی درس هایی از قرآن، ۱۳۸۸.

۳۱.  قرضاوی، یوسف، فقه الزکاه دراسه مقارنه لاحکامها و فلسفتها فی ضوء القرآن و السنه، ج۲، بیروت: مؤسسه الرساله، الطبعه الثانیه، ۱۳۹۳ق.

۳۲. قرطبی، محمدبن احمد، الجامع الأحکام القرآن، ج۸، تهران: ناصر خسرو، ۱۴۰۵ق.

۳۳. قمی، علی بن محمد، جامع الخلاف والوفاق، تحقیق: شیخ حسین حسینی بیرجندی، قم: انتشارات زمینه سازان ظهور، بی تا.

۳۴. کاشانی، أبوبکر، بدائع الصنائع، ج۲و۷، پاکستان: المکتبه الحبیبیه، ۱۴۰۹ق.

۳۵. کلینى، محمدبن یعقوب، الکافى، ج۲، تهران: دار الکتب الإسلامیه، چ۴، ۱۴۰۶ق.

۳۶. مرداوی، علاءالدین ابوالحسن علی بن سلیمان، الإنصاف فی معرفه الراجح من الخلاف علی مذهب الإمام احمدبن حنبل، ج۳، بیروت: دار احیاء التراث العربی، ۱۴۱۹ق.

۳۷. مروارید، علی اصغر، الینابیع الفقهیه، ج۵، بیروت: الدار الإسلامیه، ۱۴۱۰ق.

۳۸. مفید، محمد‌بن محمد نعمان، المقنعه فی الاصول و الفروع، قم: انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۴۱۰ق.

۳۹. مکارم شیرازی، ناصر و دیگران، تفسیر نمونه، ج۸، تهران: دارالکتب الإسلامیه، ۱۳۸۲.

۴۰. مهیری، سعیدعبدالله حارب، العلاقات الخارجیه للدوله الاسلامیه، بیروت: مؤسسه الرساله،  1995م.

۴۱. میرزای قمی، ابوالقاسم بن محمد، غنائم الأیام فی مسائل الحلال و الحرام، ج۴، قم: بوستان کتاب، ۱۴۱۷ق.

۴۲. نجفى، محمدحسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، تصحیح عباس قوچانى، ج۱۵، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۷.

۴۳. نراقی، ملااحمد، مستند الشیعه فی احکام الشریعه، ج۹، قم: مؤسسه آل البیت: لاحیاء التراث، ۱۴۱۶ق.

۴۴. یزدی، سیدمحمدکاظم، العروه الوثقی، ج۲، بیروت: مؤسسه الأعلمی، ۱۴۰۹ق.

۴۵. Asani, Ali S, A Muslim American Reflects on Pluralism and Islam, Annals of the American Academy of Political and Social Science, Vol, 588, july 2003.

۴۶. OIC/SUM-11/2008/DW/RES/FINAL.

۴۷. OIC/CFM-36/2009/DAWA/DR.RES/FINAL/.

ـ تقریر وقرارات الشؤون الثقافیه والإسلامیه للمؤتمر الإسلامی الحادی والعشرین لوزراء الخارجیه، قرار رقم ۳۲/۲۱ – ث از طریق تارنمای سازمان همکاری اسلامی در دسترس است. http: //www.oic-oci.org

۴۸. OIC/JIA/DW-1/2008REP.DEC.Final, Theme III:  Terrorism, extremism, violence and Islamophobia, Para. D.

Pieter D, Wezeman and Siemon T, Wezeman, fact sheet,  Stockholm International Peace Research Institute (SIPRI), march 2015.

نویسندگان:

سیدمصطفی میرمحمدی: مدرس حوزه، استادیار دانشکده حقوق دانشگاه مفید قم

محمدحسین شریفی: پژوهشگر، سطح سه حوزه و استاد مدعو جامعه المصطفی العالمیه

فصلنامه حکومت اسلامی شماره ۷۹

ادامه دارد…

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.