- نویسنده : حسین همتی نژاد
- ۲۹ مهر ۱۳۹۶
- کد خبر 53186
- ایمیل
- پرینت

خدا رحمت کند اقای عسکراولادی را که هر سال به کمیته امداد میآمدند و فکر میکردند که یک حرف تازهای بشنوند. به ایشان گفتم برادر! کمک به فقیر یک امر عاطفی است ، از تاشکند تا واشنگتن از واشنگتن تا تاشکند یعنی کلّ کُره زمین همه حمایت از محرومین دارند، کدام کشور است که حمایت از بیسرپرست ندارد، تمام کفار این را دارند. فرق کمیته امداد با آنها چیست؟ شما از شرق تا غرب کشوری نشان دارید چه کافر، چه یهودی، چه مسیحی، چه زرتشتی که حمایت از بیسرپرست نداشته باشد؟ همه دارند. هیچ کشوری روی کُره زمین نیست که بودجهای برای افراد بیسرپرست نداشته باشد. به ایشان بارها میگفتم برادر! کمیته امداد معنایش این نیست که آدم به فقیر کمک بکند، کمک به فقیر یک کار جهانی است که دیگران هم میکنند، این که کاری نیست، آن که کار ماست و کمیته امداد مسئول آن است، فقرزدایی است نه کمک به فقر، کمک به فقیر را همه میکنند.
دیدگاه امام علی(ع) نسبت به فقر
یک بیان نورانی حضرت امیر دارد فرمود: «لو تَمثّل لِی الفقر رجلاً لَقَتلتُهُ»؛(۱)؛ اگر فقر در برابر من، به صورت انسانی مجسم شود، البته او را میکشم؛ من فقیر را کمک کنم که مهم نیست. کدام کافر است که فقیر را کمک نمیکند، شما یک کمونیست، کافریا بتپرستی را دیدید که فقیر محلّهاش را کمک نکند؟! این طور نیست، این امر عاطفی است، امر انسانی که نیست. امر انسانی آن است که در سوره مبارکه «انسان» است. وجود مبارک حضرت امیر فرمود: کمک به فقیر عقلی نیست، انسانی نیست، یک امر عاطفی است. من باید فقرزدایی کنم که هیچ کس دستش به کنار سفره دیگری دراز نشود. این علی نامش بوسیدنی است که فرمود من گردن فقر را میزنم، نه دستِ فقیر را میگیرم، دست فقیر را کافر هم میگیرد. کاری کنیم که هیچ کسی کنار سفره دیگری نباشد. چرا مزدوری در اسلام مکروه است، ما هنوز نتوانستیم مردم را مزدور بکنیم. حالا بعضیها این نهی تحریمی را بر تنزیه حمل کردند که معروف هم همین است، وگرنه درچندین روایت، ائمه(علیهم السلام) فرمودند که مزدوری در اسلام منهی است؛(۲) یعنی نهی شده که انسان مزدور دیگری باشد. آدم باید هر کاری که میکند برای خودش بکند با عزّت و آبرو کنار سفره خودش بنشیند. ما نتوانستیم طوری تولید واشتغال کنیم که لااقل مزدور تربیت کنیم، کار درست کنیم.
ما دینِ علمی داریم، این دینی که «عَلِیمِ حَکِیم» تنظیم کرده است، همهاش علم است و معرفتشناسی؛ کف آن حسّ و تجربه است، از آنجا راههای فراوان معرفتشناسی داریم، بعضی از امور را با حسّ و تجربه میفهمیم، بعضی با نیمه تجریدی میفهمیم، بعضی با تجریدی محض، دینِ علمی همین اسلام است.
شاخص اسلامی بودن دانشگاهها
اینکه آیا ما علم دینی داریم یا نه؟ الآن بساط بر این است که ما دانشگاهایمان باید اسلامی باشد. دانشگاههای ما وقتی اسلامی میشود که دروسش و علمش اسلامی باشد وگرنه دانشگاه، نمازخانه باید داشته باشد،که دارد؛ نماینده ولیّفقیه باید داشته باشد که دارد؛ اساتید بزرگوار و متدیّن داشته باشد، اینها خوب تربیت بشوند. ما به لطف الهی دانشجوی متدیّن کم نداریم، دانشجوی متدیّن یک مطلب است، دانشگاه دینی مطلب دیگر. حرف اوّل دانشگاه را دانش میزند، اگر دانش، دینی بود، دانشگاه هم میشود دینی؛ اگر متن درسی، دینی بود دانشگاه میشود دینی. این معنا را خیلی از شما آقایان شنیدید که میگویند تمایز علوم به تمایز موضوعات است، علم که مجموعه چند مسائل مرتبط است، هر مسئله یک موضوع دارد، یک محمول دارد، یک نسبت و هدف و غرض، آیا تمایز علوم به تمایز اهداف و اغراض است که آخوند خراسانی و دیگران احتمال دادند؟ نه، تمایز علوم به تمایز محمولات است؟ نه، تمایز علوم به تمایز نِسَب و روابط است؟ نه، تمایز علوم به تمایز موضوعات است که این قول پذیرفتهشده است؛ برای اینکه اهداف تابع مسئلهاند، محمول، تابع موضوع است، نسبت، تابع طرفین است. در مسئله،حرف اوّل را موضوع میزند؛ این یک اصل.
فعل خدا؛ موضوع علم دینی
موضوع علم اگر خدا، اسم خدا، وصف خدا، فعل خدا، قول خدا و اثر خدا بود، این علم میشود دینی. اگر موضوع آن علم، فعل انسان بود نه فعل خدا؛ آن میتواند دینی و غیر دینی باشد. هنر، علمی است که موضوع آن فعل انسان است، بازیگری، نویسندگی، خوانندگی، سازندگی اینها علمی است که موضوعش فعل انسان است، این میتواند دینی باشد،میتواند غیر دینی باشد. خوانندگی، نویسندگی، بازیگری، کشاورزی و دامداری این طور است، اقتصاد این طور است، اینها میتواند دینی باشد یا غیر دینی؛ اما علمی که موضوعش فعل خداست، این غیر دینی فرض ندارد. اینها که در قم در حوزهها درباره قول خدا بحث میکنند و تفسیر را میگویند علم دینی است. چرا؟ برای اینکه بحث میکنند خدا چنین گفت. آن استاد دانشگاه بزرگوار هم در دانشگاه میگوید خدا چنین کرد، زمینشناسی، آسمانشناسی، دریاشناسی، صحراشناسی، هواشناسی، انسانشناسی، میکروبشناسی، جانورشناسی همه دینی است، چون اینها مخلوق خداست، فعل خداست.
ما که در قم میگوییم خدا چنین گفت، میشود دینی؛ این استاد دانشگاه که در دانشگاه میگوید خدا چنین کرد دینی نیست؟ منتها او باید بداند این زمینی که بحث میکند این زمین کار کیست؟ این همین طور سر راه افتاده یا کسی این را خلق کرد. درباره خسوف و کسوف که بحث میکند، درباره سیاهچالهها که بحث میکند، یعنی چالهای ایجاد شده یا کسی ایجاد کرده؟ بحث درباره خدا، اسمای خدا، اوصاف خدا که فلسفه الهی است یقیناً دینی است؛ بحث درباره قول خدا که تفسیر است، میشود دینی. حرف اوّل علم را موضوع آن علم میزند. الآن این صوت العدالهًْ الانسانیهًْ که آن مسیحی درباره حضرت امیر نوشته، این کتاب، کتاب شیعی است ولو نویسندهاش غیر مسلمان است، ما باید بدانیم که تمایز علوم به تمایز موضوعات است؛ زمین کار خداست، هوا کار خداست، دریا کار خداست، میکروب را چه کسی آفرید، این جانور از کجا پیدا میشود، چطور زندگی میکند، چطور دفع میکند، چطور نیش میزند، مار و عقربشناسی این طور است، شمس و قمرشناسی این طور است، ما علم غیر دینی نداریم. مگر علمی که موضوعش فعل انسان باشد. کشاورزی و دامداری و صنعتگری و انواع و اقسام خدمات می تواند دینی باشد، میتواند دینی نباشد، اگر از راه صحیح انجام داد دینی است، غیر صحیح انجام داد غیر دینی است.
بیانات حضرت آیت الله جوادی آملی (دام ظله) در جلسه درس اخلاق در دیدار با جمعی از دانشجویان و طلاب، قم؛ ۲۳/۶/۹۶
خوان حکمت روزهای یک شنبه منتشر میشود.
مرکز اطلاعرسانی اسرا
________________
۱. علی امام المتقین، ج۲، ص۴۵ و ۴۶؛ محاضرات عقائدیهًْ، ج۱، ص۷۷؛ الإمام علی صوت العدالهًْ الإنسانیّهًْ، ص۳۴۱.
۲. وسائل الشیعهًْ، ج۱۹، ص۱۰۳.
https://qomna.ir/?p=53186