- نویسنده : حسین همتی نژاد
- ۱۱ آبان ۱۳۹۶
- کد خبر 54223
- ایمیل
- پرینت

۴ـ۴) قرآن، کتاب هدایت
هُدًی لِلمُتَّقِینِ (البقره/ ۲)، هُدًی لِلنَّاسِ (البقره/ ۱۸۵) قرآن نه چینش آموزشی دارد و نه نظم پژوهشی، بلکه ساختاری ویژه هدایت دارد، چون کتاب زندگی است و با همه ابعاد روح فرد و جامعه انسانی سر و کار دارد. نظم هدایتی قرآن اقتضا میکند که گاهی بدون رعایت اصول مرسومِ دستهبندی و نظم معهودِ کتب علمی، مطالب خویش را بیان کند، چون در ساختار هدایتی باید نیاز روحی و عکسالعمل مخاطب لحاظ شود و مطالب، متناسب با آن ارائه شود، برخلاف ساختار علمی که صرفاً متناسب با اقتضای موضوعِ مورد بحث تنظیم میشود.
قرآن کریم اعتقادات، اخلاقیّات و مسائل فقهی را به لحاظ تأثیرگذاری هدایتی بر مخاطب خود، به صورت آمیخته مطرح میکند و برای هر یک از این موارد، بخش یا فصل جداگانهای اختصاص نداده است، گرچه با نگاه اصل و فرع به موضوعهای هر سوره از قرآن کریم میتوان طیف موضوعات آن را بهدست آورد. اگر متدبّر از قرآن کریم انتظار نظم و ساختار معهودِ کتب علمی را داشته باشد، بارها نتیجه خلاف میگیرد و در نقطه مقابل، کسی که هدایتی بودن نظم قرآن را باور دارد، هنگام مشاهده موارد خلافِ نظمِ معهود بشری، به دنبال حکمت هدایتی آن خواهد بود.
۴ـ۵) قرآن، مصون از تحریف
تحریف در یک تقسیم، لفظی است یا معنوی؛ تحریف لفظی نیز یا به زیادت است، یا به نقیصه و یا به جابجایی؛ قرآن کریم به هیچ یک از این اقسام تحریف نشده است: إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ: ما قرآن را نازل کردیم و ما به طور قطع نگهدار آنیم! (الحجر/۹)؛ لاَ یَأْتِیهِ الْبَاطِلُ مِن بَیْنِ یَدَیْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ…: که هیچ گونه باطلی، نه از پیش رو و نه از پشت سر، به سراغ آن نمیآید (فصّلت/۴۲). این مبنا در حقیقت ضامن حفظ سایر مبانی در دوران پس از نزول است؛ زیرا اگر کسی قرآن کریم را دستخوش تحریف بداند، به هنگام برخورد با ابهامات نظم قرآن به جای جستجوی حکمت، آن را ناشی از تحریف دانسته ات و از برکات کشف نظم قرآن کریم محروم خواهد شد.
۴ـ۶) توقیفی بودن ترتیب کنونی قرآن
تدبّر در قرآن، کشف تدبیر الهی و چینش هماهنگ و اعجازین الفاظ موضوعات و اغراض قرآن است و به همین دلیل تدبّر تا مرزی قابل قبول است که تدبیر را خدایی بدانیم. بنابراین، سطوح مختلف «تدبّر در قرآن» عبارتند از: الف) تدبّر واژگان، عبارات یا جملات در آیه. ب) تدبّر آیات در سوره. ج) تدبّر سورهها در قرآن.
توقیفی بودن و در نتیجه، وحیانی بودن تدبیر درون آیات و سُوَر مورد قبول همگان است. پس با این سخن، تدبّر در دو سطح نخست قابل قبول است. توقیفی بودن تدبیر سورهها در کُلّ قرآن نیز مورد قبول غالب محقّقان معاصر است و در نتیجه، تدبّر در سطح سوم نیز برای غالب اندیشمندان قابل قبول است.
به عقیده ما، نظم کنونی قرآن در همه سطوح از چینش واژگان تا چینش سُوَر، از طرف شخص پیامبر اکرم(ص) بوده است و خود ایشان، چنانکه ترتیب آیات را مشخّص نمودهاند، ترتیب سُوَر را نیز معیّن کردهاند.
۵ـ جریانهای معاصر مکتب تدبّر
بر اساس جایگاه عقل و قلب در جریانهای فهم تدبّری، چند رویکرد کلّی قابل بررسی است:
نخست آنکه تدبّر به استناد کریمه أَفَلاَ یَتدبّرونَ الْقُرآنَ وَلَوْ کَانَ مِنْ عِندِ غَیْرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِیهِ اخْتِلاَفًا کَثِیرًا: آیا درباره قرآن نمیاندیشند؟! اگر از سوی غیر خدا بود، اختلاف فراوانی در آن مییافتند (النّساء/ ۸۲)، دانش و مهارتی ذهنی و نتیجه تفکّر است که به فهم روشمند و هماهنگ ظاهر آیات برای دریافت جهتِ واحدِ هدایتیِ هر سوره میپردازد.
صورت دیگر آنکه به استناد آیه شریفه أَفَلاَ یَتَدَبَّرُونَ الْقُرآنَ أَمْ عَلَی قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا: آیا آنها در قرآن تدبّر نمیکنند، یا بر دلهایشان قفل نهاده شده است؟ (محمّد/ ۲۴)، تدبّر امری است صرفاً قلبی، به معنای عمیق شدن در معانی آیات و فرو رفتن در ژرفنای قرآن با ابزار «قلبی عاری از قفل» و نیز تسلیم و آماده دریافت فیوضات.
نگاه آخر نیز قائل به جمع میان این دو شده است و تدبّر را امری اندیشهای ـ قلبی معرّفی میکند.
الف) تدبّر، دانش و مهارتی ذهنی
بر اساس رویکرد نخست که تدبّر، دانش و مهارتی ذهنی است، هدف تدبّر با تأکید بر آیه ۸۲ سوره نساء که پیشتر ذکر شد، دفع شبهه اختلاف در قرآن و غیرالهی بودن آن خواهد بود، به گونهای که همه الفاظ، موضوعات و أغراض قرآن، بنا بر تدبیر خداوند از هماهنگی و انسجام خاصّی برخوردار بوده، ظاهر قرآن کریم محصول تدبیر (پشتِ سَرِ هم قرار دادن) الهی واژگان، آیات و سورهها میباشد و رسالت تدبّر نیز دریافت این تدبیر است.
بر این اساس، تدبّر راهی فراگیر برای عمومیسازی «فهم روشمند و هماهنگ ظاهر قرآن کریم» به معنی فهم غیرذوقیِ ابتدایی و ملازم با قرائت و نیز غیرعمقی است (ر.ک؛ صبوحی طسوجی، ۱۳۸۸: ۲۶ـ۲۷) که اوّلاً مبتنی بر توقیفی بودن چینش آیات الهی و مصون از تحریف بودن سورهها و نبود اختلاف در قرآن، در پی کشف آن، هماهنگی و چینش حکیمانه حاکم بر کلام میباشد؛ بدین معنا که همه اجزای قرآن، پشت سَرِ هم به سوی هدفی واحد طرّاحی شده است و پراکنده و پشت به پشت هم نیست (در مقابل، آنچه که قرآن را به سبب گسستِ بدویِ حاصله از تنوّع و تکثّر موضوعات، به عنوان کلامی بریدهبریده، بینظم و به هم ریخته معرّفی نموده، به حدّی که متأثّر از این نبودِ هماهنگی بین آیات و سورهها، نتوان با آن ارتباط برقرار نمود و یا در برابر آنچه که نبودِ انسجام در غرض سورههای قرآن را دستمایهای برای نفی الهی بودن الفاظ آیات و حدود سورهها میداند).
ثانیاً بر مبنای قابل فهم بودن قرآن برای عموم و آنکه هر سوره غرض واحد دارد، فهم را برخوردار از مراتب مختلفی دانسته، پایینترین مرتبه آن را فهم عمومی حاصل از تدبّر در ظاهر الفاظ قرآن کریم بیان میدارد که خود به عنوان مقدّمه فهم دقیق (تذکّر و تفکّر) و فهم عمیق (تفسیر)، فهم اجمالی عبارات قرآن را برای عموم مردم فراهم میسازد (ر.ک؛ صبوحی طسوجی، ۱۳۸۸: ۸)، در برابرِ آنچه که فهم قرآن را منحصر بر گروهی خاص میداند.
بر این اساس، تدبّر ضمن تبیین سامانه آیات و سورههای قرآن، با کمترین پیشنیازها چالشهای ناشی از تنوّع اسلوبی و موضوعی قرآن را مرتفع نموده است و با نگاهی سورهمحور (درباره وحدت موضوعی سورههای قرآن، ر.ک؛ پژوهشهای قرآنی: مجلّدات ۵۵ـ۵۴، ۵۶ و ۵۷) سعی در کشف مفهوم آیات و دریافت غرض واحد هدایتی سُوَر دارد.
ب) تدبّر، أمری قلبی
بر اساس این رویکرد که تدبّر را امری صرفاً قلبی میداند، تدبّر به معنای دریافت جنبههای هدایتی قرآن، فرایندی است که مابهازای نفوذ یافتن قرآن در قلب سلیم حاصل میآید، به گونهای که قلب، حاملِ قرآن میگردد و نکات هدایتی آیات از قلبِ قرآنی۴ تراوش میگردد.
بر این اساس، تدبّر فعل و یا نوعی کار نیست که بخواهد انجام گیرد، بلکه به واقع، پذیرفتن فعل و خود را در معرض دریافت فعل قرار دادن است، لذا نمیشود کسی را به تدبّر امر و یا از آن نهی نمود؛ چراکه امر و نهی تنها در مقدّمات و لوازم اوّلیّه تدبّر موضوعیّت یافته، آن اسباب و لوازم را میتوان مدیریّت نمود و فراهم آورد. همچون فرایند تنفّس که با تنظیم لوازم آن یعنی تغذیه، ورزش، خواب و … میتوان شرایط را برای تنفّس صحیح فراهم کرد (ر.ک؛ لسانی فشارکی، ۱۳۸۵: ۱۶۰).
اِنصات واقعی (ر.ک؛ خوشمنش، ۱۳۸۷: ۱۶۶)، قرائت حقیقی منطبق بر مفهوم «حقّ تلاوته» (ر.ک؛ طباطبائی، ۱۳۷۰، ج ۱: ۲۶۹) و ورود قرآن به قلب به واسطه زدودن ناخالصیها و تدارک قلب سلیم، از لوازم تدبّر هستند که با فراهم آمدن آنها، فرایند تدبّر و جریان جوشش نکات هدایتی از آیات قرآن محقّق میگردد.
در این نگاه، اساساً بین تدبّر و قلب، ارتباطی جدّی و ناگسستنی برقرار بوده، تدبّر نه به عنوان امری فکری ـ علمی، بلکه یک جریان روحی ـ قلبی و ثمرهای از رهاورد حمل کلامالله است که به استناد آیه أَفَلاَ یَتدبّرونَ الْقُرآنَ أَمْ عَلَی قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا: آیا آنها در قرآن تدبّر نمیکنند، یا بر دلهایشان قفل نهاده شده است؟ (محمّد/ ۲۴) و به موجب آنکه قرآن کریم همه ارزشها و ضدّ ارزشها را مربوط به قلب دانسته است و قلب را اساساً محلّ همه هدایتها و گمراهیها (محمّد/۲۰) بیان میدارد، ملازمتِ قلب با قفلهای معاصی مانع از دریافت هدایتهای قرآنی خواهد بود، به نحوی که این قفلها باعث شده تا قلب از سلامت، طهارت، نورانیّت، آمادگی، تسلیم و اِنفعال خارج گردیده، معارف و انوار هدایت قرآن به آن راه نیابد (ر.ک؛ موسوی خمینی، ۱۳۸۲: ۱۲۴). لذا این قلب است که باید قفل آن باز شود و این قفلهای قلب، کلید میخواهند و کلید این قفلها، تدبّر است (ر.ک؛ اخوان مقدّم، ۱۳۸۶: ۲۹).
اگر قرآن در قلب وارد شود که ستاد فرماندهی بدن است، تدبّر از اعماق آن خواهد جوشید. تدبّر به عنوان امری صرفاً قلبی، «وارد حوزه قرآن شدن و تلاوت کردن آیات است، بدون هیچ مقدّمهای و تنها شرط آن نیز این است که قلب را آماده کنی و با تقوا پاکش سازی و تسلیم باشی و آماده گرفتن فیوضات، و دیگر هیچ» (خوشمنش، ۱۳۸۷: ۱۶۶). این بهرهمندی از قرآن به واسطه جعل الهی صورت میپذیرد؛ یعنی آنکه قلب طاهر بدون تمسّک به علوم مختلف و یا حتّی نیاز به آشنایی با ترجمه و یا تفسیر آیات، تنها و تنها به واسطه جعل الهی و به نحوی ایصالی از هدایت قرآن بهرهمند میگردد (ص/ ۲۹).
بر این اساس، تدبّر جریانی است که از ورود به حوزه قرآن آغاز میشود و به هدایت، یعنی نورانی شدن قلب، نه فهم ظاهر عبارات ختم میگردد که نشانه این مرتبه، عمل به قرآن و محوریّت آن است و هرچه به اینجا ختم نشد، تدبّر نیست؛ به بیان دیگر، در این فرض، ثمره تدبّر، بهرهمندی از هدایتهای باطنی آیات قرآن است؛ به این معنی که آیات قرآن با نهادینه شدن در شخصیّت فرد، همواره در سراسر زندگی فردی و اجتماعی انسانِ حامل قرآن و متدبّر در قرآن حضور و ظهور داشته، به گونهای حضوری و غیرارادی بر همه اعمال، گفتار و نیّات او نظارت و حکومت خواهد کرد، آنگونه که در هر موقعیّتی، آیات قرآن کاملاً متناسب با آن موقعیّت، از قلب انسانِ حامل قرآن در فکر و ذکر او جاری میشود و هدایتهای خود را میرساند؛ چه آنکه «انسان در پسِ گذار از مرتبه مقدّماتی و حصولی تدبّر، خودبهخود در بیان آیات تدبّر میکند و در آن، حالت غیرارادی و اوج کمال مطرح است؛ زیرا حقیقت تدبّر مربوط به قلب میشود و قلب کارِ خود را میکند؛ چه انسان بخواهد و چه نخواهد» (اخوان مقدّم، ۱۳۸۶: ۶۵).
همچنین از آنجا که تدبّر کردن و بهرهمندی از برکات قرآن، امری خردمندانه است، لذا منطبق بر آیه کِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَیْکَ مُبَارَکٌ لِّیَدَّبَّرُوا آیَاتِهِ وَلِیَتَذَکَّرَ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ (ص/ ۲۹) هر کس تدبّر نکند و متذکّر نشود، صاحب خِرَد نخواهد بود.
آنگونه که برخی (همچون مرحوم صفایی حائری) رسیدن به هدایت قرآنی را تنها منوط بر آن میدانند که جنبههای هدایتی قرآن از سوی استادِ واصل و صاحبِ قلبِ سلیم بر جانِ انسان متدبّر نشانده شود، به نحوی که بدون کسب مقدّمات، صاحبقلبی حاملِ قرآن و قادر به دریافت انوار هدایت قرآنی گردد.
قرآن در این نگاه به مثابه داروخانهای است که هرچند تمام داروها را در دل گرفته، برای هر دردی درمانی دارد و برای هر بیماری، شفایی، لکن این گونه نیست که بیمار بتواند از دَمِ دست شروع کند و تمام داروها را ببلعد تا به درمانی برسد و یا به حُکم قرعه داروی خویش را بیابد، بلکه باید طبیبی پیدا شود و داروی مخصوص او را تجویز نماید تا درمان حاصل آید. باید داروی او را در دسترس وی بگذارند تا او بهره بردارد و شفا بگیرد (ر.ک؛ صفایی حائری، ۱۳۸۶: ۲۳)؛ چراکه هر دارویی الزاماً شفابخش نخواهد بود!
به استناد آیه وَکَیْفَ تَکْفُرُونَ وَأَنتُمْ تُتْلَى عَلَیْکُمْ آیَاتُ اللّهِ وَفِیکُمْ رَسُولُهُ…: و چگونه ممکن است شما کافر شوید با اینکه (در دامان وحى قرار گرفته اید، و) آیات خدا بر شما خوانده مى شود، و پیامبر او در میان شماست؟!… (آلعمران/ ۱۰۱)، مانعِ از کفر ورزیدن و گمراهی، تلاوت آیهها در ملازمتِ وجود رسولالله است. لذا باید رسول خدا جانشینی بیابد که همراه قرآن و تلاوت آیهها باشد و از گمراهی جلوگیری نماید. آنجا که آیهها هماهنگ با نیازها و روحیّهها (حساب شده) تلاوت و تدبّر شوند، هدایت حاصل میگردد، همانگونه که داروی متناسب در هنگام مناسب، درمان خواهد داشت و شفا خواهد آورد (ر.ک؛ صفایی حائری، ۱۳۸۶: ۲۶).
بر این اساس، تدبّر در قرآن علاوه بر قلب سلیم، میتواند به واسطه ارشاد استاد واصل نیز فراهم آید، آنگونه که متدبّر بتواند به واسطه استاد به آیه مورد نیازش روی آورد و از آن بهره جوید. از نگاه این طیف، آنها که در تمام قرآن پرسه میزنند و سرگردانند، به جایی نخواهند رسید و به جای درمانِ درد خویش، دردهای تازهای به دست خواهند آورد که این خود نتیجه خَلط میان تحقیق در قرآن به عنوان یک کار علمی، با رویکرد درمانجویانه نسبت به قرآن است (ر.ک؛ همان: ۲۷).
ج) تدبّر، أمری اندیشهای ـ قلبی
بر اساس رویکردی که تدبّر را امری اندیشهای ـ قلبی در فهم قرآن میداند، تدبّر به معنای «توجّه به عاقبت یک امر یا موضوع» (اخوّت، بیتا، ج ۱: ۶۰) است که مراد از «موضوع»، در تدبّر قرآنی همان موضوع سورهها، آیات و کلمات قرآن است (ر.ک؛ همان: ۶۳) و منظور از «عاقبت» یا پشتِ موضوعات عبارت است از:
۱ـ دلیل و غرضِ وقوع آنها.
۲ـ سمت و جهت هدایتیِ وقوع آن موضوع که ممکن است به سوی موفّقیّت یا ناکامی باشد.
۳ـ عکسالعملی که در اثر بروز آن موضوع به وقوع میپیوندد.
۴ـ آثار و نتایج منفی که در اثر وقوع آن موضوع به وجود میآید.
۵ـ تبعات و نتایج منفی که در اثر وقوع آن موضوع پدیدار میشود و… (ر.ک؛ همان: ۶۱).
همچنین مراد از «توجّه» در این تعریف، ناظر بر مراتب آن، یعنی تفکّر و کشف ارتباطها (عاقبتاندیشی)، تعقّل و سنجش بایدها و نبایدها (عاقبتسنجی)، کسب شناخت، علم و معرفت (عاقبتشناسی)، معطوف شدن توجّه و تذکّر بر عاقبت امر (عاقبتنگری) و در نهایت، گرایش و تدارک عملی (عاقبتگرایی) است.
بر این اساس، تدبّر در قرآن، یعنی توجّه (تفکّر ـ تعقّل ـ کسب شناخت و معرفت ـ تذکّر و تنبّه ـ گرایش عملی) نسبت به عاقبت (غرض ـ جهتِ هدایتی ـ عکسالعمل حاصله از ـ آثار و نتایج مثبت برآمده از ـ تبعات و نتایج منفی برآمده از) کلمات، آیات و سورهها.
در مبانی فکری این نگاه، قرآن تعیینکننده خطّ مشی انسان و اجتماع و نیز ارائهدهنده شناختهای لازم و بایدها و نبایدها برای اوست. لذا ساحت تدبّر در قرآن، ساحت مدیریّت و تجلّی تدبیر الهی در حیات بشری است، به گونهای که فرد به صورت حقیقی به غرض نزول کلمات، آیات و سورهها احاطه یافته، آن را در معرض توجّه قرار، و همه افعال خود را در راستای آن، سمت و سو دهد.
در بیان امیر مؤمنان علی(ع)، تدبّر نوعی استنطاق و به حرف آوردن آیههای قرآن به کمک هم (قرآن به قرآن) و به دنبال «مَاذَا یَقُولُ القُرآنُ» بودن است (نهجالبلاغه/ خ ۱۵۷) که در آن سلامت و طهارت قلب (قلب سلیم)، نقش بسزایی دارد، به گونهای که اگر قلب در حالت انکسار و تذلّل با قرآن مواجه شود، انوار هدایت آن در درونش جای میگیرد و به میزان مدارج معرفت و ایمان خود، از آن بهرهمند میگردد (ر.ک؛ اخوان مقدّم، ۱۳۸۶: ۶۴).
البتّه تدبّر معنای گستردهای دارد و هر کس در هر جا و به هر شکل میتواند به تدبّر در قرآن بپردازد، حتّی مشرکان و کافران؛ چراکه فراخوان الهی برای تدبّر به صورت عام و فراگیر است؛ یعنی اگر قلب در حالت انفعال و تسلیم هم نباشد، تنها کافی است در موضع تکبّر و عناد و لجاج قرار نگرفته باشد.
به عبارت دیگر، فقط کسانی که در برابر قرآن قَد علم میکنند و قصد اظهار وجود دارند، مسلّماً از هدایت قرآن محروم خواهند بود و به بیان دیگر، فهم حاصل از تدبّر، به فراخور حال انسانها مراتب و درجاتی دارد که مرتبه حقیقی آن در گرو طهارت قلب یعنی تطهیر از ارجاس و لوث معاصی قلبیّه و اشتغال به غیر است (ر.ک؛ موسوی خمینی، ۱۳۸۲: ۱۲۴) و عالیترین مرتبه آن، مختصّ اولوالألباب، یعنی «واصلان به مرحله لُبّ و صاحبان عقل خالص» است (اخوّت، ۱۳۸۹: ۷۰): «قَالَ الْحُسَینُ(ع): کِتَابُ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ عَلَی أَرْبَعَه أَشْیَاءِ: عَلَی الْعِبَارَه وَ الإِشَارَه وَ اللَّطَائِفِ وَ الْحَقَائِقِ، فَالْعِبَارَه لِلْعَوَامِ وَ الإِشَارَه لِلْخَوَاصِّ وَ اللَّطَائِفِ لِلْأَوْلِیَاءِ وَ الْحَقَائِقِ لِلْأَنْبِیَاءِ» (مجلسی، ۱۴۱۱ق.، ج ۸۹: ۲۰).
بر این اساس، خواصّ یعنی همان کسانی که در اوّلین مراتب تدبّر قرار دارند، به سبب ملازمت قلب سلیم در عرضه داشتن آیات قرآن به یکدیگر، علاوه بر فهم صحیح معنای عبارات، به فهم اشارات و بعضاً لطائف قرآنی نیز نائل میآیند. لذا تفاوت اشارات و عبارات، به واقع، در تدبّر و تدبّر نکردن است، به گونهای که عوام با خواندن آیات، هرچند متوجّه میشوند که باید در آن تدبّر کنند، لیکن از آن میگذرند، امّا خواص، آیات را خوانده و در آن تدبّر نیز میکنند. تدبّر باعث میشود تا عقلِ خالص و لُبِّ لُباب انسان فعّال گردیده، با عاقبتاندیشی، عاقبتسنجی، عاقبتشناسی، عاقبتنگری و عاقبتگرایی به تدبیر صحیح امور برای رسیدن به آن هدف غایی متعالی بپردازد.
نتیجهگیری
از آنچه گفته شد، میتوان بر نکات زیر تأکید نمود:
۱ـ تدبّر از مادّه «د ب ر» بر وزنِ «تفعّل»، مطاوعه تدبیر (یعنی فهم، دریافت و پذیرش تدبیر) و چینش حکیمانه عبارات، آیات و سورههای قرآن کریم در راستای برقراری ارتباط و فهم پیام هدایتی قرآن است.
۲ـ تدبّر، امری غیر از تفسیر و مکاتب تفسیری سنّتی بوده، لذا خطر تفسیر به رأی از ساحت تدبّر بیرون است.
۳ـ تدبّر، امری اندیشهای ـ قلبی است (برخلاف آنچه که آن را ماهیّتاً یک امر صرفاً قلبی و فارغ از دایره شمول عقل و یا منحصر در بررسیهای لفظی متن و فرآیند ذهنیِ منطبق بر تفکّر و اندیشه میداند)؛ چراکه اندیشه یکی از ورودیهای اصلی داخل شدن حقیقت به قلب است و به واسطه همین تلازم ورود و عمیق شدن حقائق در قلب با تعقّل و اندیشه، بین اندیشه و قلب جدایی نیست.
۴ـ تدبّر از مراتب و درجات متنوّعی برخوردار است. بر این اساس، مختصّ گروهی خاص نیست، بلکه به عنوان امری عمومی همه افراد بشری را در بر میگیرد و به سبب همین عمومی بودن گستره فهم و دریافت تدبّری آیات قرآن، امکان تدبّر در قرآن، حتّی برای مشرکان و کافران نیز فراهم است، البتّه مشروط به آنکه در موضعِ عناد، لجاج و تکبّر قرار نگرفته باشند. لذا نه تنها تدبّر منوط به قلب سلیم نیست، بلکه طیفِ اَلَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ: کسانی را که در دلهایشان بیماری است (المائده/۵۲) تا بِقَلْبٍ سَلِیمٍ: با قلب سلیم (الشّعراء/ ۸۹) به فراخور سعه و مرتبه وجودی خود قادر به تدبّر در قرآن خواهند بود، ضمن آنکه مرتبه حقیقی و عالی آن در گرو طهارت قلب، و مختصِّ اولوالألباب است.
۵ـ تدبّر به معنی کشف روشمند منظور اصلی و غرض خداوند در آیات قرآن است که با استفادههای اخلاقی و عرفانی و پویش در چینش آیات و عبارات قرآنی (ظاهر الفاظ) دنبال میگردد.
۶ـ مقدّمات ورود به عرصه تدبّر در قرآن عبارتند از: «دوری از معاصی ـ تمرکز، دقّت و تفکّرـ نظر بر قرآن به قصد هدایت ـ تلاوت مرتّل و زیبا ـ مرور و تکرار مکرّر در خواندن قرآن ـ برداشت عاقلانه و علمی از ظاهر الفاظ و عبارات ـ و جامعنگری».
۷ـ روشهای تدبّر در قرآن مشتمل است بر: «تفکّر و کشف رابطهها و چینش حکیمانه، فهم دقیق معنای واژهها، عبارات، آیهها و سورهها با عنایت به روح معنا و نیز البتّه به کمک دیگر آیات و روایات، نگاه سورهمحور، کشف تناسب میان سُوَر، و فهم اسلوبها و قالبهای ادبی».
۸ـ فرایند تدبّر در مراحل چهارگانه زیر انجام میپذیرد: «1ـ بررسی واژگان. ۲ـ گزارهنویسی برداشتها. ۳ـ نزدیک شدن به غرض سوره (جانمایه کلام). ۴ـ عمل به جنبههای هدایتی سوره، ضمن کسب طهارت برای حصول فهم صحیح از دیگر سورهها».
پی نوشت:
۴ـ قلبی عاری از قفل و زنگارهای معاصی که قابلیّت پذیرش و دریافت معارف و انوار هدایتی قرآن را دارد.
مراجع
قرآن مجید.
ابنعاشور تونسی، محمّدطاهر. (۱۴۲۰ق.). التّحریر و التّنویر. ط ۱. بیروت: مؤسّسه التّاریخ.
ابنفارس، احمد. (۱۳۸۷). ترتیب مقائیس اللّغه. ط ۱. قم: مرکز دراسارت الحوزه و الجامعه.
ابنمنظور، محمّدبن مکرم. (۱۴۰۸ق.). لسان العرب. ط ۱. بیروت: دار احیاء التّراث العربی.
اخوان مقدّم، زهره. (1386). «شروط و موانع تدبّر در قرآن». مجموعهمقالات مسابقات بینالمللی قرآن کریم، اسوه. چ ۱. تهران: دانشگاه امام صادق(ع).
اخوّت، احمدرضا. (بیتا). آشنایی با مقدّمات تدبّر در قرآن. تهران: مدرسه دانشجویی قرآن و عترت(ع) دانشگاه تهران.
ـــــــــــــــ . (۱۳۸۹). تدبّر؛ چرایی، چیستی، چگونگی. قم: کتاب فردا.
انصاری، محمّدباقر. (۱۳۸۹). اسرار فدک. چ ۷. قم: انتشارات دلیل ما.
پژوهشهای قرآنی. (۸۸ـ۱۳۸۷). مجموعهمقالات وحدت موضوعی سورههای قرآنی. شمارههای ۵۴، ۵۵، ۵۶ و ۵۷. مشهد: بینا.
خوشمنش، ابوالفضل. (۱۳۸۷). «تدبّر در قرآن، اصلی بنیادین در تعامل با کلامالله مجید». پژوهشنامه علوم و معارف قرآن کریم. ش ۱. صص ۱۴۵ـ۱۸۶.
دحداح، آنطوان. (۱۹۹۵م.). معجم تصریف الأفعال العربیّه. ط ۲. بیروت: مکتبه لبنان.
راغب اصفهانی، حسین بن محمّد. (بیتا). المفردات فی غریب القرآن. ط ۱. دمشق: دارالقلم.
زبیدی، مرتضی. (۱۴۱۴ق.). تاج العروس مِن جواهر القاموس. ط ۱. بیروت: دارالفکر.
زمخشری، محمود. (۱۴۲۱ق.). الکشّاف عن حقائق التّنزیل وعیون الأقاویل فی وجوه التّأویل. ط ۲. بیروت: دار احیاءالتّراث العربی.
شریفالرّضی، محمّد بن حسین. (۱۳۸۸). نهجالبلاغه. ترجمه علی شیروانی. چ ۴. قم: انتشارات نسیم حیات.
شاذلی، سیّدقطب. (۱۴۱۷ق.). فی ظلال القرآن. قاهره: دارالشّروق.
سیوطی، جلالالدّین. (۱۴۰۷ق.). الإتقان فی علوم القرآن. ط ۱. بیروت: داراحیاء العلوم.
صبوحی طسوجی، علی. (۱۳۸۹). تدبّر در قرآن کریم همراه با استناد و استدلال. قم: انتشارات بلاغت.
ـــــــــــــــــــــــ . (۱۳۸۸). روش تدبّر در سورههای قرآن کریم. تهران: دبیرخانه شورای تخصّصی توسعه فرهنگ قرآنی.
صفائی حائری، علی. (۱۳۸۶). روش برداشت از قرآن. چ ۴. قم: انتشارات لیله القدر.
طباطبائی، سیّد محمّدحسین. (۱۳۷۰). المیزان فی تفسیر القرآن. ترجمه سیّد محمّدباقر موسوی همدانی. تهران: بنیاد فکری و علمی علاّمه طباطبائی(ره).
ــــــــــــــــــــــــــــ . (۱۳۸۲). قرآن در اسلام. چ ۱. تهران: دارالکتب الإسلامیّه.
عبدالباقی، فؤاد. (بیتا). المعجم المفهرس لألفاظ القرآن الکریم. قم: دارالکتب العربی.
کاشانی، فتحالله. (بیتا). منهج الصّادقین. تهران: چاپ اسلامیّه.
کلینی، محمّدبن یعقوب. (۱۳۶۷). الکافی. تهران: انتشارات علمیّه اسلامی.
لسانی فشارکی، محمّدعلی. (۱۳۸۵). روش تحقیق موضوعی در قرآن مجید. زنجان: دانشگاه آزاد اسلامی زنجان.
مجلسی، محمّدباقر. (۱۴۱۱ق.). بحارالأنوار فی تفسیر المأثور للقرآن. به اخراج و تنظیم کاظم المرادخانی. ط ۱. تهران: مؤسّسه الطّور للنّشر.
مصطفوی تبریزی، حسن. (۱۴۱۷ق.). التّحقیق فی کلمات القرآن الکریم. ط ۱. تهران: وزاره الثّقافه الإسلامی.
موسوی خمینی(ره)، روحالله. (۱۳۸۲). قرآن، کتاب هدایت، تهران: مؤسّسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره).
ــــــــــــــــــــــــــ . (۱۳۷۳). آداب الصّلاه. تهران: مؤسّسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره).
نویسنده:
روح الله محمد علی نژاد عمران: دانشگاه علامه طباطبایی
فصلنامه سراج منیر شماره ۲۰
انتهای متن/
https://qomna.ir/?p=54223