- نویسنده : حسین همتی نژاد
- ۱۵ آبان ۱۳۹۶
- کد خبر 54705
- ایمیل
- پرینت

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی خبر قم به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آناج، در جریان بازدید آیتالله محمدتقی پورمحمدی از تحریریه پایگاه اطلاعرسانی آناج گفتوگویی با این عالم دینی داشتیم که در آن نماینده مردم آذربایجانشرقی در مجلس خبرگان رهبری به برخی انتقادات وارده به مجلس خبرگان پاسخ داد. امام جمعه مراغه از مباحث مطرح شده در خصوص حضورش در یکی از استانها بهعنوان نماینده ولی فقیه نیز سخن گفت.
آیتالله پورمحمدی در بخشی از این گفتوگو به حاشیههای پیرامون اختلاف آیتالله شبستری با مرحوم هاشمی نیز پرداخت کرده است که مشروح آن را در ادامه میخوانید:
برخی کمیسیونهای مجلس خبرگان رهبری بهقدری جلسه برگزار میکنند که من خود نمیرسم شرکت کنم
آناج: برخی از تئوریسنهای سیاسی از مجلس خبرگان رهبری انتقاد میکنند و میگویند آنان کاری جز اینکه هر ازگاهی دور هم جمع شوند و نهار بخورند ندارند، نظرتان در اینباره چیست؟
مجلس خبرگان هر شش ماه یک اجلاس رسمی دارد، ولی کمیسیونها فعال هستند و همیشه جلساتی دارند، کمیسیون سیاسی و پاسداری و نظارت و تحقیق و اصل ۱۰۷ و امثال اینها فعالیت دارند. حتی برخی کمیسیونها به قدری جلسات دارند که بنده امسال کاندیدا نشدم و علتش هم این بود که مسافتم دور است و نمیتوانم به طور مدام برای جلسات به تهران و قم بروم، یعنی جلسات کمیسیونها تا این حد زیاد است.

اعضاء مجلس خبرگان رهبری خاکیتر از سایر مسئولان هستند
آناج: مردم عادی چگونه میتوانند با بدنه مجلس خبرگان رهبری ارتباط بگیرند؟
ما همیشه با مردم ارتباط داریم، خود بنده همیشه در دسترس هستم و تلفنم هم در دسترس همه است و بنده خودم پاسخگوی تلفنهایم هستم، شب و روز نیز برایم مطرح نیست. بنده در هفته دو روز در تبریز درس دارم و این درس را نیز با این نظر گذاشتهام که در تبریز حضور داشته باشم و در دفترم که در سازمان حج زیارت واقع است حاضر شده و مراجعات مردمی دارم. آقایان دیگر نیز چنین میباشند و شاید در برخی موارد به دلیل حضور این نمایندگان در قم یا تهران مردم نتوانند به راحتی با آنها دیدار کنند، ولی تماس تلفنی را به راحتی میتوانند برقرار کنند. آقایان خاکی هستند و تشبثاتی که برخی مسئولان دارند در آنها دیده نمیشود.
خبر حضورم در یکی از استانها به عنوان نماینده ولی فقیه را از علما و طلبهها شنیدهام/ هنوز از دفتر مقام معظم رهبری چیزی به من نگفتهاند
آناج: اخباری مبنی بر حضورتان در یکی از استانها به عنوان نماینده ولی فقیه مطرح شد آیا تایید مینمایید؟
بله اخباری است که بنده نیز شنیدهام، ولی برای من زمانی این اخبار معتبر است که از دفتر مقام معظم رهبری با بنده در این خصوص صحبتی شود، ولی تاکنون چنین صحبتی نشده است و بنده هم تنها از علما و طلبههای آن استان و یا از بعضی مراجع قم که پیگیر برخی مسائل هستند این موضوع را شنیدهام. این سخنان سابقه دارد، در خصوص زنجان این سخنان مطرح بود. ولی تا زمانی که صحبت رسمی در این باره نشده صلاح نیست که سخنی گفته شود بنده نیز فعلا تایید نمیکنم.
در طول عمرم یک دیدار خصوصی هم با مرحوم هاشمی نداشتم/ آقای شبستری با هاشمی خیلی هم خوب بودند/ آیتالله شبستری میخواست گذشته را جبران کند
آناج: برخی اختلافات بین علمای آذربایجانشرقی وجود دارد، منشاء این اختلافات از کجاست و این دعوای بین روحانیت به کجا خواهد رسید؟
این اختلافات صلاح نیست، گاهی برخی صحبتها و حرفها و اقداماتی رخ میدهد که بنده آن را به صلاح جامعه و روحانیت نمیدانم. در بحث آقای هاشمی رفسنجانی، بنده با ایشان یک ارتباط معمولی داشتم و حتی دیدار خصوصی هم با ایشان نداشتهام، و این موضوعی که مطرح شده حاج آقای شبستری با مرحوم هاشمی مشکل داشتند، اصلا صحیح نیست، ایشان با هم نزدیک و موافق بودند، منتهی حاج آقای شبستری برخی صحبتهایی را مطرح کردند که بعدها هم میخواستند آنها را جبران کنند، در مجلس خبرگان آقای هاشمی آمدند و چون جای مناسبی برایشان نبود آقای شبستری فورا بلند شده و جای خود را به آقای هاشمی دادند و به ردیفهای عقبتر رفتند، این سخن درست نیست که آنها با هم ضد بودند، هر کس این سخن را مطرح میکند به آقای شبستری تهمت میزند.

حساب مرحوم هاشمی از فرزندانش جداست/ تاریخ انقلاب را نمیتوان بدون هاشمی نوشت/ من مثل بعضیها دورو نیستم با هاشمی ملاقات کنم و بعدا جور دیگری سخن بگویم
بنده نیز معتقد بودم که حساب بعضی از فرزندان آقای هاشمی از ایشان جدا است، من حتی زمانی که امام جمعه جلفا بودم و آقای هاشمی رئیس جمهور بودند و دخترشان دوچرخه سواران و اسب سوارانی را به آن منطقه آورد بنده همان زمان انتقاد کردم، حتی به من میگفتند که چه کار شجاعانهای انجام دادهام که نسبت به دختر رئیسجمهور انتقاد نمودهام. میگفتم که حساب آقای هاشمی از فرزندانش جدا است. قرار نیست که اگر فرزند کسی نا باب باشد عیب آن به والدینش برسد. جعفر کذاب فرزند امام علی النقی و عموی امام زمان بود، ولی عیبی برای امامانمان محسوب نمیشد که با جعفر کذاب قرابتی داشتند.
ما نمیتوانیم آقای هاشمی را از انقلاب حذف کنیم، تاریخ انقلاب را نمیتوان بدون هاشمی نوشت چرا که او در تمام صحنههای انقلاب بوده است. بنده معتقدم به دلیل سوابق آقای هاشمی و زحماتشان برای انقلاب و تحمل زندانها، یا حتی تامین مالی خانوادههای زندانیان در آن دوران و به دلیل شخصیت خودشان نباید چنین برخوردی میکردیم، هنر این بود که آقای هاشمی را در کنار رهبری نگه داریم، نه این که ایشان را با دست خود به سمت طرف مقابل هل دهیم. به این دلایل با این که من با آقای هاشمی ارتباط خاصی نداشتم ولی با اهانت کردن به ایشان مخالف بودم، البته عرض کردم حساب فرزندانشان جدا است، منتهی من اخلاقی که دارم نمیتوانم دورویی کنم و آن چه در درونم است را رک میگویم، برخی آقایان با آقای هاشمی ملاقات میکنند و در حین سخن گفتن هم جور دیگری سخن میگویند.
بیشتر به سمت اصولگرایان هستم چراکه به اصول اعتقاد دارم/ گاهی آقایان بهقدری سیاسیبازی میکنند که حمایت از جناح را مقدم بر اصل نظام میدانند
آناج: به کدام جناح سیاسی بیشتر میل دارید یا اصلا به جناحها اعتقادی دارید یا خیر؟
این سوال را از بنده بسیار پرسیدهاند که اصلاح طلب هستم یا اصول گرا، پاسخ بنده همیشه این است که من یک مسلمانم پایبند به اصول و در فکر اصلاح امور، بنده این تقسیمات جناحی را اصلا قبول ندارم، اصلا نمیشود که یک شخصی اصول گرا باشد ولی اصلاح طلب نباشد، کسی که اصول گرا است حتما باید در فکر اصلاح هم باشد، و نمیشود اگر شخصی واقعا اصلاح طلب باشد پایبند به اصول نباشد، اینها به نظر من قابل تفکیک نیستند، به قول مقام معظم رهبری که فرمودند من اصول گرای اصلاح طلبم، من هم سخن ایشان را تکرار می کنم و این تقسیم بندیهایی که کردهاند و این جناح بازیها را قبول ندارم، این جناح بازیها به ضرر کشور است، یعنی گاهی طوری میشود که برخی آقایان حمایت از جناح را مقدم بر حمایت از اصل نظام میدانند، و به این دلیل بنده ممکن است در برخی مسائل فکرم با اصول گرایان باشد و در برخی مسائل خیر برعکس این باشد، یعنی بنده به تشخیص خودم در این باره عمل میکنم، نه این که دقت کنم فلان حزب چه گفته یا فلان تشکیلات چه کار کرده است. بنده خودم را صاحب نظر می دانم، ولی بنده بیشتر به سمت اصول گرایان هستم چرا که من به اصول اعتقاد دارم.

ارتباط روحانیون ایرانی با علمای سایر کشورها پررنگتر شده است
آناج: ارتباط روحانیون آذربایجانی و ایرانی با روحانیون سایر کشورهای اسلامی تا چه اندازه است؟ آیا اکنون کم رنگ شده است؟
اکنون ارتباطات خوب است. هم علما و مراجع، هم مرکز جهانی اهل بیت و هم سازمان فرهنگ و ارتباطات یا جامعه المصطفی العالمیه که در کشورهای مختلف دفتر دارند، و روحانیون در آن حضور دارند، مسلما اکنون حضور و ارتباط پر رنگتر از قدیم است اما در عین حال باید اهتمام بیشتری در این زمینه شود، کیفیتش بالا رود و حتی آن روحانیونی که اعزام میشوند از نظر علمی سطح بالا باشند.
بنده را در نیمه شعبان به منطقه ایغدیر ترکیه دعوت نموده بودند، چندین برنامه مهم در آن جا برگزار شد و آقای سفیر و قائم مقام سفیر، سرکنسول گری از ارزروم و از همه مهمتر آقای شیخ صلاح الدین نیز حضور داشتند و این بیسابقه بود، شیخ صلاح الدین به نوعی عالم بزرگ شیعیان در آن جا است و پایگاهی به نام زینبیه در استانبول برای شیعیان در حال درست کردن هستند، به من از طرف دفتر رهبری نیز تاکید میشد که در آن جا حضور داشته باشم، در آن جا از طرف یکی از تشکیلاتها نیز طلبهای حضور داشت که اعزام شده بود و خودشان آمده بودند، حدود ده دقیقه صحبت کرد و من دیدم متاسفانه در آن حدی که یک سخنران باید باشد نیست. این چنین مسائل و مشکلاتی داریم که باید رفع شود.
انشاالله برای اربعین نیز به استانبول خواهیم رفت و دفتر رهبری نیز بسیار تاکید دارند که بنده حضور داشته باشم. منظور این است که اکنون ارتباطات بسیار خوب است و ما باید سعی کنیم کیفیتش را بالا ببریم. یکی از مسائل مهمی که در این خصوص وجود دارد زبان است، ما باید طلبه ها و مبلغ ها را با زبان مسلح کنیم، البته اکنون در قم آموزش هایی وجود دارد، برخی طلبههای جوان حتی علاوه بر انگلیسی زبان چینی می آموزند. البته حج و عمره هم وسیله ای ارتباطی است که به نظر بنده قطع شدن همره لطمه ای در این زمینه وارد کرده، امیدوارم عمره نیز به راه بیافتد و مسلمانان سایر کشورها و شیعیان با هم ارتباط داشته باشند. این ارتباطات بسیار حائز اهمیت است.
گفتوگو از: مجید قنبرزاده
https://qomna.ir/?p=54705