×

منوی سایت

اخبار ویژه

امروز : پنجشنبه / ۱۱ تیر / ۱۴۰۵  .::.   برابر با : Thursday, 2 July , 2026

 

چکیده: هدف از ابتلای پیامبران و اولیای الهی به مصایب، استحقاق بیشتر آنان برای کسب درجات است، اما هدف از ابتلای انسان های عادی، تذکر، توبیخ و کفارۀ گناهان یا آزمون الهی و یا رشد و تکامل آنهاست. پس حوادث و مصایب تلخ و ناگوار زندگی، افراد را در مسیر رشد و کمال، یا زیان و ضلال قرار می دهند تا سره از ناسره شود جدا و تمامی  شعارها و ادعاها با اعمال آزموده، درجه صبر و شکیبایی  آشکار و عیار ایمان افراد معلوم گردد.

در این مقاله، عوامل مصیبت با استناد به آیات قرآن و روایات معصومین: بررسی می شود تا روشن گردد که آیا مصیبت از جانب خداوند بوده و با عدالت او ناسازگار است و یا خود انسان نیز در آن نقش دارد؟ و مهم ترین عوامل مؤثر در بروز مصایب کدام اند؟

 کلیدواژه ها: مصیبت، ابتلا، قرآن، صبر، عدالت.

 مقدمه

انسان طی قرون و اعصار هرگز از مصایب به دور نبوده و نحوه برخورد او با آنها بستگی به شخصیت وجودی، معرفت الله و معرفت النفس اش داشته است. معرفت الله به شناخت او از خداوند تبارک و تعالی و حکمت پنهان در هر مصیبتی که بدون دخالت انسان اتفاق می افتد منجر می شود و معرفت النفس به شناخت او از نفس "ضعیف"، "جهول"، "هلوع" ای می انجامد که خود با ناسپاسی، انجام گناه، تقصیر و قصور، موجب اصابت مصیبت می گردد.

همان گونه که نعمت های الهی بستر آزمون انسان هاست تا میزان شکر آنها هویدا شود؛ نقمت ها، ناکامی ها، نداری ها و کاستی ها نیز زمینه ساز آزمایشی هستند که میزان صبر و شکیبایی و عیار ایمان انسان ها را مشخص می کند و موجب گزینش بهترین ها می شود.

  سنگ طلای استخراج شده از معدن در کوره آتش، ذوب می گردد، ناخالصی اش جدا می شود و طلای خالص به دست می آید. انسان ها نیز در کوره ناملایمات و مصیبت های زندگی و بلایا و سختی ها خالص تر می شوند و ناخالصی های نفسانی آنها کنار می رود.

اصابت مصیبت در مواردی که انسان نقشی در آن نداشته باشد، با عدالت خداوندی در تناقض نیست، بلکه در صورت برخورد صحیح انسان می تواند باعث افزایش درجه خلوص، قرب بیشتر الهی، اجر معنوی و درس آموزی به دیگران شود. همچنان که حضرت علی(ع) می فرماید:

انّ البلاء للظالم ادب و للمؤمن امتحان و للأنبیاء درجه و للأولیاء کرامه (تفسیر منسوب به امام حسن عسکری(ع)، ۱۴۰۹ ق: ص ۶۳۱)

بلا بر ظالم ادب نمودن، برای مؤمن امتحان، برای انبیاء درجه، و برای اولیاء، کرامت است.

البته برخورد نادرست، ناشکیبایی و اعتراض و برخورد از موضع ضعف نیز می تواند به عوارض بسیاری از جمله بیماری و ضعف و شکست بیانجامد. قرآن کریم و روایات اهل بیت :در مورد مصیبت و برخورد صحیح با آن بهترین شارح و راهنما است که پیروی از آنها در این مورد به سعادت انسان منجر می شود.

معنای لغوی و اصطلاحی مصیبت

«مصیبه»، اسم فاعل باب افعال از مادۀ «صَوب» به معنای رسیدن چیزی از بالا (فراهیدی، ۱۴۰۹ ق: ج ۷ ص ۱۶۷)، نزول شیء و استقرار یافتن آن در محل و جایگاهش می باشد، مانند نزول باران. (ابن فارس، بی تا: ج ۳ ص ۳۱۸؛ مصطفوی، ۱۳۶۸ ش: ج ۶ ص ۳۵۴)

اما در معنای مصیبت، راغب، اصل واژۀ مصیبه را در تیرانداختن  دانسته و سپس آن را مخصوص سختی و دشواری معنا کرده است. (راغب، ۱۴۱۲ ق: ص ۴۹۵)

معانی دیگری که برای این واژه بیان شده، عبارتند از: آنچه از زمانه به انسان اصابت می کند (ابن منظور، ۱۴۱۴ق: ج۱ ص ۳۱۴)، امور مکروه و ناپسند (طریحی، ۱۳۷۵ش: ج ۲ ص ۱۰۱)، بلا، سختی و هر پیشامد بد (بستانی، ۱۳۷۵ش: ص ۳۸۱)، و بلیّه و گرفتاری که به انسان می رسد، گویی که انسان را قصد می  کند. (قرشی، ۱۳۷۷ش: ج ۴ ص۱۵۹)

اما مصیبه در اصطلاح قرآن و روایات، عبارت است از هر واقعه ای که آدمی با آن روبه رو شود – چه خیر و چه شر- لیکن جز در وقایع مکروه و ناراحت  کننده استعمال نمی شود. (راغب، ۱۴۱۲ ق: ج ۲، ص۴۳۶؛ ابن منظور، ۱۴۱۴ق: ج۱، ص ۵۳۴؛ طریحی، ۱۳۷۵ش: ج۲، ص۱۰۱) همچنین به مشقّتی که در روح انسان اثر می کند گفته اند. (طبرسی، ۱۴۱۲ق: ج ۲، ص ۱۲۸)

وجوه معنائی مصیبت در قرآن

واژه "مصیبت"10 بار و در ۹ سوره قرآن کریم به کار رفته که بیشتر به معنای فرا رسیدن زمان مرگ بوده است: فَأَصَابَتْکُمْ مُصِیبَه الْمَوْتِ (المائده: ۱۰۶)، یا رنج و سختی و بلایا: وَمَا أَصَابَکُمْ مِنْ مُصِیبَه فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَیَعْفُو عَنْ کَثِیرٍ. (الشوری: ۳۰)

حقیقت مصیبت

طبیعت زندگی، جاذب مصیبت ها و سختی ها و پیشامدهاست. آفرینش انسان بنایی است که عناصرش را درد و غم و سختی و مصیبت و دشواری و بلا و ابتلا تشکیل داده است. اگر برخورد انسان با مصایب و رنج ها و سختی ها هماهنگ با دستورات حضرت حق باشد، سعادت همه  جانبۀ انسان در پرتو آن تضمین می گردد.

حضرت علی(ع) در خطبۀ متقین در مورد مردان خدا می فرماید:

صبروا أیّاماً قصیره أعقبتهم راحه طویله، تجاره مربحه یسّرها لهم ربّهم. أرادتهم الدّنیا فلم یریدوها و أسرتهم ففدوا انفسهم منها. (نهج البلاغه ، خ ۱۹۳)

در روزگار کوتاه دنیا، صبر کردند، آنگاه تا آسایش  و راحتی جاوید را به دست آورند، تجارتی پرسود که پروردگار شان فراهم فرموده است. دنیا می خواست آنها را بفریبد، اما عزم دنیا نکردند، می خواست آنها را اسیر خود گرداند، که با فدا کردن جان، خود را آزاد ساختند.

پس یکی از صفات برجستۀ اهل تقوا، بردباری در مصیبت ها است.

منشأ مصیبت

قرآن کریم منشأ مصیبت را در برخی موارد، از جانب خود انسان معرفی می کند:

وَمَا أَصَابَکُمْ مِنْ مُصِیبَه فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَیَعْفُو عَنْ کَثِیرٍ (الشوری: ۳۰)

و هر [گونه] مصیبتی به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست، و [خدا] از بسیاری در می گذرد.

در این خصوص، منشأ مصیبت را در دو عامل زیر می توان جستجو کرد:

الف) قصور و سوءتدبیر

گاهی انسان ـ خواسته یا ناخواسته ـ در اصولی کوتاهی نموده و یا به واسطۀ سوءتدبیر، سرنوشت خود یا دیگران را تغییر می دهد. سزاوار است در برخورد با این  گونه اشتباهات، علاوه بر جبران مافات، از پروردگار حکیم درخواست توفیقات بیشتر نماید.

ب) گناهان

امیرالمؤمنین (ع) در این زمینه می فرماید:

توقّوا الذّنوب، فما من بلیه و لا نقص رزق الّا بذنب حتى الخدش و الکبوه و المصیبه. (مجلسی، ۱۴۰۳ق: ج ۷۰، ص ۳۵۰)

از گناهان بپرهیزید که هیچ بلا و کمبود روزی ای نیست مگر به خاطر گناهی (که انجام می دهید)، حتی خراشی که بر بدن وارد می شود، لغزیدن و به زمین خوردن (شما) و مصیبتی که بر روح و پیکرتان وارد می گردد (از آثار گناهان شماست).

 امام صادق(ع) می فرماید:

اما انّه لیس من عرق یضرب، و لا نکبه، و لا صداع، و لا مرض الّا بذنب. (کلینی، ۱۳۸۸ش: ج ۲، ص ۲۶۸)

آگاه باشید اگر رگی از رگ های انسان به ضربان افتد، یا پایش به سنگ خورد، یا سرش درد بگیرد، یا مریض شود، به خاطر گناهی است که مرتکب شده است.

همچنین حضرت علی(ع) در دعای کمیل می فرماید:

اللّهمّ اغفر لی الذّنوب الّتی تنزل النقم.

خدایا گناهانی را بر من ببخش که باعث نزول بدبختی می شوند.

از سویی صبر بر مصایبی که به انبیاء و اوصیای آنان می رسد، یکی از کمالات بزرگ  مردان خدا بوده و باعث ترفیع مقام و درجات آنان در بهشت و تقرب بیشتر آنها به پروردگار می گردد.

اهمیت و حکمت مصیبت ها

الف) حکمت آزمون الهی

یکی از علل آزمایش های الهی، پرورش استعدادهای نهفتۀ انسان و کشف گوهرهای درونی اوست. آدمی در کوران آزمایش الهی همانند سنگ معدنی می ماند که در کوره های آتشین نهاده می شود تا ناخالصی های آن جدا گردد و دُرّ گرانبهای درون آن آشکار گردد. (سبحانی، ۱۴۲۵ق: ج ۱، ص ۲۶۲؛ مکارم شیرازی، ۱۳۸۶ش: ج ۱، ص ۵۲۸)

امتحان، همان گونه که برای شکوفایی استعداد انسانی در امور دنیایی سودمند است، در تعیین هدف اخروی نیز نقش مؤثری دارد: جهنم برای کافران و یا بهشت برای مومنان؛ و این هدف با امتحان و آزمایش میسر می شود. (جوادی آملی، ۱۳۸۷ش، ذیل آیۀ ۱۴۴ سورۀ آل عمران)

امام صادق(ع) از پیامبر خدا(ص) نقل می کند که فرمود:

انّ عظیم البلاء یکافا به عظیم الجزاء. و اذا احبّ الله عبداً ابتلاه بعظیم البلاء؛ فمن رضی فله الرّضا عند الله عزّ و جلّ و من سخط البلاء فله السخط. (ابن بابویه، ۱۳۷۲ش: ج ۱، ص ۱۸؛ دیلمی، ۱۴۱۲ق: ج ۱، ص۳)

به سبب بلای بزرگ، پاداش بزرگ داده می شود و چون خداوند بنده ای را دوست بدارد، او را به بلایی بزرگ گرفتار می کند. هر کس راضی باشد، خشنودی خداوند را در پی دارد، و هر کس خشمگین شود، به خشم خدا گرفتار شود.

ب) حکمت مصایب و بلایای الهی

خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:

مَا أَصَابَ مِنْ مُصِیبَه فِی الأرْضِ وَلا فِی أَنْفُسِکُمْ إِلا فِی کِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسِیرٌ (الحدید :۲۲)

هیچ مصیبتی، نه در زمین و نه در نفس های شما، [به شما] نرسد، مگر آنکه پیش از آنکه آن را پدید آوریم، در کتابی است. این [کار] بر خدا آسان است.

آیات الهی، بر ارتباط میان اعمال انسان و نظام عالم تأکید دارد. این تأثیر و تأثرات به اقتضای سنّت های الهی است، مگر اینکه سنّت دیگری از وقوع چنین حوادثی ممانعت به عمل آورد. (طباطبایی، ۱۳۷۴ش: ج ۱۸، ص ۸۶)

 بیشتر مصیبت هایی که بر انسان وارد می شود، با عمل خود انسان ایجاد شده، اما از آنجا که خداوند، مهربان و رئوف است، اکثر این بلاها را دفع می کند و بسیاری از آن ها را می بخشد تا از سر لطف و رحمت، آثار گناهان را از انسان ها بازدارد. (قطب راوندی، ۱۴۰۷ق: ج ۵، ص ۳۵۶)

اگر خداوند به بندگان خود مهربان نبود، به یقین کردارهای انسان، سبب هلاکت تام و تمام او می شد؛ زیرا انسان ها هر روز در گناهی جدید غوطه ور می شوند و خشم الهی را متوجه خود می گردانند. (مدرسی، ۱۳۷۷ش: ج ۱۲، ص ۳۵۶)

امام صادق(ع) می فرماید:

ان الله یخص اولیاءه بالمصائب لیأجرهم علیها من غیر ذنب. (تفسیر منسوب به امام حسن عسکری(ع)، ۱۴۰۹ ق: ص ۶۳۱)

خداوند مصایب را به اولیای خود اختصاص داده تا آنان را که گناه نکرده اند پاداش دهد.

اقسام مصیبت در قرآن و روایات

آیات ابتلا، آزمایش الهی را شامل تمام جهات وجودی انسان و هر چیزی که به نحوی مرتبط با وی باشد می شمرد.

إِنَّمَا أَمْوَالُکُمْ وَأَوْلادُکُمْ فِتْنَه وَاللَّهُ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ  (التغابن: ۱۵)

اموال شما و فرزندانتان صرفاً [وسیله] آزمایشی [برای شما]یند، و خداست که نزد او پاداشی بزرگ است.

خداوند انسان ها را با هر دو قسم مصیبت می آزماید، هم با تنگ دستی و دشواری [نقمت] و هم با غنا و راحتی [نعمت]. انسان در تنگ دستی و دشواری با «صبر»  و در غنا و راحتی با «شکر» آزموده می شود. قرآن کریم می فرماید:

وَنَبْلُوکُمْ بِالشَّرِّ وَالْخَیْرِ فِتْنَه. (الأنبیاء: ۳۵)

و شما را از راه آزمایش به بد و نیک خواهیم آزمود.

۱. آزمایش و ابتلا از طریق امنیت و آسایش

 خداوند هر فردی یا امتی را به وسیلۀ خاصی که متناسب با اوضاع روحی و اجتماعی اوست، می آزماید. یکی از طرق اجرای سنّت ابتلای الهی، بسط دنیوی است. قرآن کریم می فرماید:

فَإِذَا مَسَّ الإنْسَانَ ضُرٌّ دَعَانَا ثُمَّ إِذَا خَوَّلْنَاهُ نِعْمَه مِنَّا قَالَ إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلَى عِلْمٍ بَلْ هِیَ فِتْنَه وَلَکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لا یَعْلَمُونَ.  (الزمر: ۴۹)

و چون انسان را آسیبی برسد، ما را فرا می خواند، سپس چون نعمتی از جانب خود به او عطا کنیم می گوید: آن را فقط به دانش خود یافته ام. نه چنان است، بلکه آن آزمایشی است، ولی بیشترشان نمی دانند.

حضرت علی(ع) در نهج البلاغه خطبه ۱۱۴ می فرماید:

ستایش، خداوندی را سزاست که حمد و ستایش را به نعمت ها، و نعمت ها را به شکرگزاری پیوند داد. خدای را بر نعمت هایش آن  گونه ستایش می کنیم که بر بلاهایش.

نعمت بودن نعمت، به نوع عکس العمل انسان در برابر آن نعمت بستگی دارد که شاکر باشد یا کفور. هم چنین نقمت بودن نقمت، به نوع عکس العمل انسان در برابر آن بستگی دارد، که صابر و خویشتن دار باشد یا سست عنصر و بی اراده. (مطهری، همان: ص ۱۸۴)

خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:

لِکَیْلا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَکُمْ وَلا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ وَاللَّهُ لا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ. (الحدید: ۲۳)

تا بر آنچه از دست شما رفته  اندوهگین نشوید و به [سبب] آنچه به شما داده است شادمانی نکنید، و خدا هیچ خودپسند فخرفروشی را دوست ندارد.

۲. ابتلا در بعد تنگی رزق و گرسنگی

خداوند در قرآن کریم می فرماید:

اللَّهُ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَیَقْدِرُ لَهُ إِنَّ اللَّهَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ. (العنکبوت: ۶۲)

خدا بر هر کس از بندگانش که بخواهد روزی را گشاده می گرداند و [یا] بر او تنگ می سازد؛ زیرا خدا به هر چیز داناست.

در روایات نیز این مسئله بارها و بارها مطرح شده و سخنان گرانقدری از ائمۀ اطهار: در این باره به ما رسیده است. 

حضرت علی(ع) دربارۀ رزق و روزی چنین می فرمایند:

و قدّر الارزاق فکثّرها و قلّلها و قسّمها على الضّیق و السّعه، فعدل فیها لیبتلى من اراد بمیسورها و معسورها، و لیختبر بذلک الشّکر و الصّبر من غنیّها و فقیرها. (نهج البلاغه، خ۹۱)

روزی انسان ها را تقدیر (اندازه گیری) فرموده؛ گاهی کم، و زمانی زیاد، و به تنگی و وسعت به گونه ای عادلانه تقسیم کرده تا هر کس را بخواهد با تنگی روزی یا وسعت آن بیازماید، و با شکر و صبر، غنی و فقیر را بیازماید.

امام سجاد(ع) می فرماید:

خداوندا، مرا طاقت بر سختی و مشقت، و شکیبایی بر بلا، و قدرت بر تنگدستی نیست. پس روزی ام را منع مکن و مرا به خلق خود وامگذار، بلکه خود به تنهایی نیاز مرا برآور و خودت کارساز من باش. (صحیفه سجایه، ۱۴۱۸ ق: دعای۲۰)

اما علل و عواملی که موجب تنگی معاش می شوند عبارت اند از:

الف. تن پروری و راحت  طلبی و شانه از زیر بار مسئولیت خالی کردن؛ چنانچه امام صادق(ع) از پدرش نقل فرموده که امام علی(ع) می فرمود:

کسی که مالک آب و خاک است و در فقر و تهی دستی بر سر می برد، خداوند او را از رحمت خود دور می سازد. (حمیری، ۱۴۱۳ق: ص ۵۵)

ب. زیاده روی در صرف مال در هنگام تمکن؛ چنانچه حضرت علی(ع) در دعای کمیل می فرماید:

اللّهمّ اغفرلی الذّنوب الّتی تغیر النعم.

ج. اخلاق مذموم و سوء معاشرت با مردم؛ حضرت علی(ع) فرمود:

کسی که اخلاقش بد است، در مضیقۀ روزی قرار می گیرد. (طبرسی، ۱۴۱۲ق: ص ۳۵۴)

در مقابل، راه های برطرف کردن مضیقۀ مالی و تنگدستی عبارت اند از:

الف. کار و فعالیت؛ چنان که در روایت آمده که کلیب صیداوی می گوید: به امام صادق(ع) عرض کردم: از خدا بخواهید گشایشی به رزق من عطا فرماید؛ زیرا وضعم به هم ریخته و مشکل شده است. حضرت بدون وقفه و با سرعت فرمود:

لا، اخرج فاطلب. (کلینی، ۱۳۸۸ش: ج ۵، ص ۷۹)

دعا نمی کنم، و دنبال کار برو.

ب. میانه روی در ایام ثروتمندی و فقر؛ در این باره حضرت رسول اکرم(ص) می فرماید:

المنجیات فخوف الله فی السّرّ و العلانیه، و القصد فی الغنى و الفقر، و کلمه العدل فی الرّضا و السّخط. (حرانی، ۱۴۰۴ق: ص ۱۷، طبرسی، ۱۳۸۵ق: ص ۲۹۵، فیض کاشانی، ۱۴۱۵ق: ج ۶، ص ۵۵)

سه چیز نجات بخش است: اول خوف از خداوند در پنهان و آشکار؛ دوم میانه روی در ایام ثروتمندی و فقر؛ سوم رعایت عدل و حق در حال رضا و خشم.

ج. زدودن گناه؛ حضرت علی(ع) به کمیل بن زیاد فرمود:

یا کمیل قل عند کلّ شدّه: «لا حول و لا قوّه الّا بالله» تکفها، و قل عند کل نعمه: «الحمد لله» تزدد منها، و اذا ابطأت الارزاق علیک فاستغفر الله یوسّع علیک فیها. (حرانی، ۱۴۰۴ق: ص۲۸۸)

ای کمیل، در هر سختی و مشکلی بگو «لا حول و لا قوه الا بالله» تا آن مشکل و سختی برطرف شود. در هر نعمتی بگو «الحمد لله» تا افزون گردد. و چون روزی هایت دیر رسید، استغفار کن تا [خدا] در آن ها گشایش دهد.

د. حسن خلق و معاشرت نیکو با مردم؛ حضرت صادق(ع) فرمود:

حسن خلق، روزی را زیاد می کند و آدمی را از نعمت بیشتری برخوردار می سازد. (قمی، ۱۴۰۴ق: ج۱، ص ۴۱۱)

۳. ابتلا از طریق اموال و اولاد

خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:

إِنَّمَا أَمْوَالُکُمْ وَأَوْلادُکُمْ فِتْنَه وَاللَّهُ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ. (التغابن: ۱۵)

جز این نیست که اموال و فرزندانتان برای شما وسیلۀ آزمایش هستند و خداوند است که پاداشی بزرگ نزد اوست.

کلمۀ فتنه به معنی گرفتاری هایی است که جنبۀ آزمایشی دارد. اموال و فرزندان، از مهم ترین وسایل امتحان انسان هستند.

امام صادق(ع) می فرماید: خدای عزّ و جلّ خطاب به موسی(ع) فرمود:

و اعلم انّ کل فتنه بدوها حبّ الدّنیا. (کلینی، ۱۳۸۸ش: ج ۲، ص ۱۳۶)

آگاه باش! آغاز هر فتنه، دوستی دنیاست.

یکی از مهم ترین ابزار آزمایش، مال و ثروت است.

حضرت علی(ع) فرمودند: المال مادّه الشهوات. (نهج البلاغه، ح ۵۸)

ثروت، ریشۀ شهوت هاست.

امام صادق(ع) می فرمایند:

ایاک ان تمنع فی طاعه الله فتنفق مثلیه فی معصیه الله. (حرانی، ۱۴۰۴ق: ص ۴۰۸)

مبادا در راه خدا از صرف مال دریغ کنی؛ در این صورت دو برابرش را در نافرمانی خدا خرج می کنی.

خدای حکیم در مورد نیکان می فرماید:

رِجَالٌ لا تُلْهِیهِمْ تِجَارَه وَلا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ. (النور:۳۷)

مردانی که نه تجارت و نه داد و ستدی، آنان را از یاد خدا، و بر پاداشتن نماز و دادن زکات، به خود مشغول نمی دارد.

امام علی(ع) می فرماید:

ایمان خود را با صدقه دادن، و اموالتان را با زکات دادن نگاه دارید، و امواج بلا را با دعا از خود دور سازید. (نهج البلاغه، حکمت ۱۲۶)

منابع

– قرآن کریم ، محمّد مهدی فولادوند، تهران، دارالقرآن الکریم، ۱۴۱۵ ق.

– نهج البلاغه ، محمّد دشتی، قم، مشهور، ۱۳۷۹ ش.

– الصحیفه السجادیه،  ترجمه علی شیروانی، قم، الهادی، ۱۴۱۸ ق.

۱. آمدی، عبدالواحدبن محمّد، غرر الحکم و درر الکلم، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۶۶ ش.

۲. ابن بابویه قمی، ابوجعفر محمّد بن علی (شیخ صدوق)، الامالی، تهران، انتشارات کتابخانۀ اسلامیه، ترجمۀ حسین استادولی، ۱۳۶۰ ش.

۳. ــــــــ، عیون اخبار الرضا(ع)، حمیدرضا مستفید و علی اکبر غفاری، تهران: نشر صدوق، ۱۳۷۲ ش.

۴. ابن طاووس، علی بن موسی  بن جعفر، اللهوف، قم، انتشارات قدس، ۱۳۸۰ ش.

۵. ابن کثیر دمشقی، اسماعیل بن عمرو، تفسیر القرآن العظیم، دار الکتب العلمیه، بیروت، ۱۴۱۹ ق.

۶. ابن منظور، محمّد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۴ ق.

۷. بلخی، مقاتل بن سلیمان، تفسیر مقاتل بن سلیمان، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۲۳ ق.

۸. ثقفی تهرانی، محمّد، تفسیر روان جاوید، تهران، انتشارات برهان، ۱۳۸۹ ق.

۹. امام حسن بن علی(ع)، تفسیر منسوب به امام حسن عسکری، قم، مدرسۀ امام مهدی، ۱۴۰۹ق.

۱۰. حجتی، سیدمحمّد باقر، و بی آزار شیرازی، عبدالکریم، تفسیر کاشف، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۶ ش.

۱۱. خمینی، روح الله الموسوی، چهل حدیث، تهران، مؤسسۀ تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۷۷ ش.

۱۲. دلشاد تهرانی، مصطفی، سیری در تربیت اسلامی، قم، انتشارات دریا، ۱۳۸۳ ش.

۱۳. دیلمی، حسن بن ابی الحسن، ارشاد القلوب الی الصواب، قم، الشریف الرضی، ۱۴۱۲ق.

۱۴. راغب اصفهانی، ابوالقاسم الحسین بن محمّد، مفردات الفاظ القرآن، بیروت، ۱۴۱۲ ق.

۱۵. ــــــــ، ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن، غلامرضا خسروی حسینی، انتشارات مرتضوی، ۱۳۷۵ ش.

۱۶. رسولی محلاتی،  سیدهاشم، تاریخ انبیاء از آدم تا خاتم النبیین، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۷ ش.

۱۷. زمخشری، محمود، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، بیروت، دارالکتاب العربی، ۱۴۰۷ ق.

۱۸. شرف الدین، سیدعبدالحسین، النص و الاجتهاد، علی دوانی، تهران، کتابخانۀ بزرگ اسلامی، بی تا

۱۹. طبرسی، فضل بن حسن، مکارم الاخلاق، قم، الشریف الرضی، ۱۴۱۲ ق.

۲۰. ــــــ، مشکاه الانوار فی غرر الاخبار، نجف، المکتبه الحیدریه، ۱۳۸۵ق.

۲۱. طیب، سیدعبدالحسین، اطیب البیان فی تفسیر القرآن ، تهران، انتشارات اسلام، ۱۳۷۸ ش.

۲۲. عبدالباقی، محمّد فؤاد، المعجم المفهرس الفاظ القران الکریم، تهران، انتشارات همسفر، ۱۳۸۶ ش.

۲۳. العروسی حویزی، عبدعلی بن جمعه، نور الثقلین ، عقیقی بخشایشی، نشر نوید اسلام، ۱۴۱۵ ق.

۲۴. فروزانفر، بدیع الزّمان، احادیث و قصص معنوی، تهران، امیرکبیر، ۱۳۸۱ش.

۲۵. قرشی، سیدعلی اکبر، احسن الحدیث، تهران، بنیاد بعثت، ۱۳۷۷ ش.

۲۶. قطب، ابن  بن ابراهیم شاذلی، فی ظلال القرآن، بیروت، دار الشروق، ۱۴۱۲ ق.

۲۷. قطب الدین راوندی، سعیدبن هبهالله، الدعوات، قم، انتشارات مدرسۀ امام مهدی۷، ۱۴۰۷ ق.

۲۸. قمی، عباس، منتهی الآمال، بیروت، هجرت، ۱۴۰۴ ق.

۲۹. ـــــ، سفینه البحار و مدینه الحکم و الآثار، بیروت، دار الاضواء، ۱۴۰۴ق.

۳۰. ـــــ، مفاتیح الجنان، موسوی دامغانی. تهران: فیض کاشانی، ۱۳۷۸ ش.

۳۱. قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر قمی، دار الکتاب، ۱۳۶۷ ش.

۳۲. کاشانی، فتح الله، منهج الصادقین، تصحیح علی اکبر غفاری، تهران، ۱۳۴۶ ش.

۳۳. ـــــ، تنبیه الغافلین و تذکره العارفین، پیام حق، بی تا.

۳۴. کراجکی، ابوالفتح، کنز الفوائد، قم، دار الذخائر، ۱۴۱۰ ق.

۳۵. کلینی، ابوجعفر محمّد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علی اکبر غفاری و محمّد آخوندی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۸۸ ش.

۳۶. گیلانی، عبدالرزاق، مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه، منسوب به امام جعفربن محمّد(ع)، تحقیق: مصطفوی، تهران، انجمن اسلامی حکمت و فلسفۀ ایران، ۱۳۶۰ ش.

۳۷. متقی هندی، علی  بن حسام الدین، کنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال، بیروت، مؤسسه الرساله، ۱۴۰۹ ق.

۳۸. مجلسی، محمّد باقر بن محمّد تقی، بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الائمه الأطهار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ ق.

۳۹. مطهری، مرتضی، بیست گفتار، تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۷۸ ش.

۴۰. ــــــ، عدل الهی، تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۸۹ ش.

۴۱. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه ، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ ش.

۴۲. ــــــ، آفریدگار جهان، قم، مدرسه الامام علی بن ابی طالب(ع)، ۱۳۸۶ش.

۴۳. مغنیه، محمّد جواد، التفسیر الکاشف، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۴۲۴ ق.

۴۴. ـــــــــ، التفسیر المبین، قم، بنیاد بعثت، بی تا

۴۵. هلالی، سلیم بن قیس، اسرار آل محمّد(ص)، تصحیح اسماعیل انصاری زنجانی خوئینی، قم، الهادی، ۱۴۱۶ ق.

نویسندگان:

صدیقه نصیراوغلی خیابانی: استادیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی. 

ناهید رئیسی: دانش آموخته مقطع کارشناسی ارشد قرآن و حدیث دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی.

فصلنامه سفینه شماره ۵۱

ادامه دارد…

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.