- نویسنده : حسین همتی نژاد
- ۱۸ آذر ۱۳۹۶
- کد خبر 57817
- ایمیل
- پرینت

۴ـ۳) اسباب نزول دالّ بر مکّی بودن سوره و بررسی آنها
در برابر سبب نزول مدنی بودن سوره، سبب نزولی از ابنعبّاس و سعید بن جبیر رسیده که سوره را مکّی نشان میدهد و به این صورت گزارش میشود: «حدّثنی یونس بن عبدالأعلی الصدف، قال: أخبرنا ابن وهب، قال: أخبرنا أبوصخر عمر بن حنظله، عن أبیمعاویه البجلی، عن سعید بن جبیر، عن ابنعبّاس، حدثه قال: بینما أنا فی الحجر جالس، أتانی رجل یسأل عن الْعادِیاتِ ضَبْحاً فقلت له: الخیل حین تغیر فی سبیل الله…. فانفتل عنّی، فذهب إلی علی بن أبی طالب رضی الله عنه و هو تحت سقایه زمزم، فسأله عن الْعادِیاتِ ضَبْحاً فقال: سألت عنها أحداً قبلی؟ قال: نعم، سألت عنها ابنعبّاس، فقال: الخیل حین تغیّر فی سبیل الله، قال: اذهب فادعه لی فلمّا وقفت علی رأسه، قال: تفتی النّاس بما لا علم لک به، و الله لکانت أوّل غزوه فی الإسلام لبدر، و ما کان معنا إلاّ فرسان: فرس للزّبیر، و فرس للمقداد، فکیف تکون العادیات ضبحا. إنّما العادیات ضبحاً مِن عرفه إلی مزدلفه إلی منی.
قال ابنعبّاس: فنزعت عن قولی، و رجعت إلی الّذی قال علی رضی الله عنه: ابنعبّاس نقل میکند من در کنار سنگ (حجرالأسود) نشسته بودم که مردی به طرف من آمد و درباره الْعادِیاتِ ضَبْحاً از من سوال میکرد. من به او گفتم: یعنی اسبها و جهادگران مسلمان هنگامی که در راه خدا میتازند… . پس او از پیش من به سوی علیّ بن أبیطالب(رض) رفت، در حالی که ایشان (علی(ع)) کنار چشمه زمزم نشسته بودند. درباره الْعادِیاتِ ضَبْحاً از وی سوال کرد. ایشان فرمودند: آیا قبل از من از کسی درباره این موضوع سؤال کردهای؟! گفت: بله، از ابنعبّاس سؤال کردهام و ابنعبّاس گفت: اسبها و جهادگران مسلمان که در راه خدا میتازند (علی(ع)).
گفت: برو به ابنعبّاس بگو نزد من بیاید. هنگامی که من (ابنعبّاس) پیش علی(ع) رفتم، (علی(ع)) گفت: آیا مردم را به چیزی که بدان علم نداری فتوا میدهی؟ به خدا قسم! اوّلین غزوهای که در اسلام واقع شد، جنگ بدر بود، در حالی که نزد ما تنها دو اسب بود: اسبی برای زبیر و اسبی برای مقداد. پس چه میشود معنی الْعَادِیَاتِ ضَبْحاً؟ (علی(ع)) گفتند: مراد از آن شترهای نفسزنان است که از عرفه به سمت مزدلفه و آنگاه منا میروند. ابنعبّاس گفت: من از نظر خود دست کشیدم و به گفته علی(رض) برگشتم و با ایشان همنظر شدم» (طبری،۱۴۲۰ق.، ج۳۰: ۳۴۷).
۴ـ۳ـ۱) بررسی روایت سبب نزول
سند این روایت به خاطر وجود سعید بن جبیر از بهترین طرق روایی ابنعبّاس شمرده میشود (ر.ک؛ سیوطی، ۱۴۲۱ق.، ج ۲: ۴۷۱). همچنین روات این روایت، از روات موثّق و قابل اعتماد علمای رجال و حدیثشناسان میباشد، به گونهای که در شرح حال یونس بن عبدالأعلی الصّدف آمده است که او را ثقه دانستهاند و در حفظ و ثبت احادیث و نیز از نظر عقل، وی را توثیق کردهاند (ر.ک؛ ذهبی، ۱۴۰۲ق.، ج۴: ۴۸۱) و در شرح حال ابنوهب چنین گزارش شده که ایشان محدّث، فقیه، عابد، حافظ، ثقه و مجتهد بودهاند (ر.ک؛ زرکلی، ۲۰۰۲م.، ج ۴: ۱۴۴) و در شرح حال سعید بن جبیر آمده است که مورد ستایش و ثنای امام علی(ع) قرار گرفته است و دانشوران رجالی او را راست و درست دانستهاند (ر.ک؛ حلّی، ۱۳۸۱: ۱۵۷).
ابومعاویه عمّاربن خَبّاب دهنی بجلی: محدّث نامی (متوفّی ۱۳۳) است که دلیل قطعی بر تشیّع او در دست نیست، لیکن قطعاً از دوستداران اهل بیت(ع) بوده است. احمدبن حنبل و برخی از رجالنویسان او را توثیق کردهاند (ر.ک؛ ذهبی، ۱۴۰۲ق.، ج۶: ۱۳۸ و ابن حجر عسقلانی، ۱۳۲۶، ج ۷: ۴۰۶) و ابوصخر عمر بن حنظله نیز از اصحاب امام صادق(ع) میباشد و از ثقات محدّثین شیعه شمرده شده است (ر.ک؛ شبستری، ۱۴۱۸ق.، ج۲: ۴۴۷).
بنابراین به روایت میتوان به عنوان سبب نزول سوره عادیات اعتماد کرد و از این رو، این سوره را مکّی دانست. در تأیید این روایت به عنوان سبب نزول سوره، دو روایت دیگر رسیده است که عبارتند از:
۱ـ روایت اوّل: «حدّثنی محمّد بن عمرو، قال: ثنا أبوعاصم، قال: ثنا عیسی و حدّثنی الحرث، قال: ثنا الحسن، قال: ثنا ورقاء، جمیعاً عن ابن أبینجیح عن مجاهد، فی قول الله: وَ الْعادِیاتِ ضَبْحاً قال: قال ابن مسعود: هو فی الحجّ» (طبری،۱۴۲۰ق.، ج۳۰: ۱۷۷).
۲ـ روایت دوم: «أبی بن کعب عن النّبی(ص) قال مَن قرأها أعطی مِن الأجر عشر حسنات بعدد من بایت بالمزدلفه و شهد جمعاً» (طبرسی، ۱۳۷۲، ج۱۰: ۸۰۱).
۴ـ۳ـ۲) بررسی روایات
روایت نخست از ابنمسعود گزارش شده است و سوره عادیات را درباره حجّاج مسلمان خانه خدا شمرده است و روایت دوم که از روایات فضایل سُوَر است بر ارتباط سوره با مناسک حج اشاره دارد؛ زیرا ثواب قاری سوره عادیات را به اندازه ثواب کسی میداند که شب در مزدلفه بماند و در همان جا شهید شود. از آنجا که فضائل سُوَر با محتوای آنها مرتبط میباشد، میتوان از این روایت نتیجه گرفت که سوره عادیات درباره مزدلفه و مناسک حج میباشد. همچنین تأویلهایی درباره آیه إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَکَنُودٌ رسیده است و مراد از انسان را ولید بن مغیره یا قرط بن عبداللّه بن عمرو بن نوفل القرشی دانسته شده است (ر.ک؛ ابنجوزی، ۱۴۲۲ق.، ج ۴: ۴۸۱) که از سران مشرکان مکّه بودند.
البتّه واژه «عادیات» از نظر لغوی تنها به حیوان شتر اختصاص ندارد، بلکه میتواند وصفی برای حیوانات دیگر، بهویژه اسب قرار بگیرد (ر.ک؛ ابنمنظور، ۱۴۰۵ق.، ج ۸: ۴۰۱). از این رو، منعی وجود ندارد که سوره عادیات مکّی باشد و عادیات وصفی برای اسبان باشد و به حیوان اسب اشاره داشته باشد، ولی این معنا مستلزم اشاره آیات به پدیده جهاد و در نتیجه، مدنی بودن سوره نمیباشد، بلکه اشاره آیات به اسب جنگی میباشد که با اسب جهادی متفاوت است و اسب جنگی از جایگاه مهمّی در فرهنگ و زندگی جاهلیّت برخوردار بوده است.
بنابراین، از جمع آرای نامبرده برمیآید که سوره عادیات در مکّه نازل شده است و بعد از سوره عصر، چهاردهمین سوره نازل شده میباشد.
۵ـ سوره عادیات در ضوابط و خصائص سورههای مکّی
ضوابط و خصائص سورهها که به صورت قیاسی بیان شده، کمک شایانی در شناخت آیات و سورههای مکّی از مدنی و بالعکس میکند. در این بخش، به ذکر این ضوابط و خصائص در سوره عادیات پرداخته میشود.
۵ـ۱) سوره عادیات در ضوابط سورههای مکّی
این سوره بر اساس ضوابط سُوَر مکّی مورد ارزیابی قرار میگیرد:
۱ـ هر سورهای که در دستهای از سُوَر مفصّل قرار گیرد، سوره عادیات قطعاً در این ضابطه داخل میشود (ر.ک؛ سیوطی، ۱۴۲۱ق.، ج ۱: ۷۰؛ زرقانی، بیتا، ج ۱: ۱۹۷ـ۱۹۸ و حسین احمد،۱۴۲۰ق.، ج ۱: ۱۶۴ـ۱۶۵).
۵ـ۲) سوره عادیات در خصائص سورههای مکّی
خصائص سوره در دو بخش اسلوبی و موضوعی گزارش میشود:
۵ـ۲ـ۱) خصائص اسلوبی
۱) کوتاهی آیات و سورهها (ر.ک؛ زرقانی، بیتا، ج ۱: ۲۰۳؛ صالح، ۱۳۷۲: ۱۸۳ و حسین احمد،۱۴۲۰ق.، ج ۱: ۱۶۸) که سوره عادیات بدون شک این خصوصیّت اسلوبی را داراست. ۲) کثرت اسلوب تأکید و الفاظ تثبیت معنی، همانند سوگند بسیار، تشبیه، ضربالمثل (ر.ک؛ حسین احمد، ۱۴۲۰ق.، ج ۱: ۱۶۸). در این سوره که قسم به کار رفته، خود قرینهای در مکّی بودن سوره است. آیات ۱ـ۵ به عنوان نمونه: وَ الْعادِیاتِ ضَبْحا (العادیات/ ۱)، به کار رفتن اسلوب تأکید در آیات إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَکَنُودٌ * وَ إِنَّهُ عَلَی ذَلِکَ لَشَهِید * وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَیْرِ لَشَدِید (العادیات/ ۶ـ۸) و آیه إِنَّ رَبَّهُمْ بِهِمْ یَوْمَئِذٍ لَخَبیرٌ (العادیات/ ۱۱).
دسته نخست از آیات (۱ـ۸) بر اسلوب قَسَم و جواب قَسَم آمدهاند که پنج آیه نخست بخش قَسَم را تشکیل میدهند و آیات شش تا هشت، جواب قَسَم پنج آیه نخست میباشند. ارتباط لفظی میان آیات این دسته به آسانی قابل اثبات است، بهگونهای که پنج آیه نخست سوره با حرف «فاء» به یکدیگر عطف شدهاند. آیه ششم، جواب قَسَم پنج آیه نخست میباشد و آیات هفت و هشت به آیه ششم عطف میشوند.
آهنگ مشابه این دسته از آیات، تأییدی بر پیوند این دسته از آیات با یکدیگر میباشد، بهگونهای که پنج آیه نخست با آهنگ «اً» پایان یافته است و آیات هفت و هشت با آهنگ مشابه «یِد» به آیه ششم عطف میشوند. این دسته از آیات ناسپاسی و ناشکری انسانها را یادآور میشود و با سوگندهای پنجگانه به شدّت پلیدی و زشتی این صفت را یادآور میشود و آن را برخاسته از مالدوستی و پولپرستی انسان میداند: وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَیْرِ لَشَدیدٌ.
دسته دوم (۹ـ۱۱) آیاتی هستند که در قالب جملات شرط و جواب شرط، انسان ناسپاس را هشدار و تهدید میکند به اینکه در روز رستاخیز انسانها دوباره زنده میشوند و نتایج و دستاوردهای زندگی دنیای آنها آشکار و هویدا میگردد و خداوند به سرنوشت آنها در آن روز آگاه است: أَ فَلا یَعْلَمُ إِذا بُعْثِرَ ما فِی الْقُبُورِ * وَ حُصِّلَ ما فِی الصُّدُورِ * إِنَّ رَبَّهُمْ بِهِمْ یَوْمَئِذٍ لَخَبیرٌ. بنابراین، محتوای این دسته به محتوای دسته نخست پیوند میخورد و هشدار و تهدیدی است بر زشتی و ناسپاسی انسان که در دسته نخست بدان اشاره شد.
آیات این دسته با حرف عاطفه «واو» به یکدیگر عطف میشوند و آیه یازدهم با ضمیر «هُم» به آیات پیشین پیوند میخورد، بهگونهای که این ضمیر به واژه «صدور» در آیه ده (۱۰) و یا «قبور» در آیه نُه (۹) برمیگردد. در این دسته، آیه نخست جمله شرط میباشد و آیه دوم به آیه نخست عطف شده است و آیه سوم جواب شرط میباشد. بنابراین، آیات این دسته در سیاق شرط پیاده شده است و عناصر شرط، اعمّ از ادات شرط، جمله شرط و جواب شرط، به مانند یک بسته به هم پیوسته میباشند.
دو دسته این محور با حرف عاطفه فاء در آیه أَ فَلا یَعْلَمُ إِذا بُعْثِرَ ما فِی الْقُبُورِ به هم پیوند میخورند. بنابراین، با توجّه به تکمحوری بودن این سوره و ارتباط تنگاتنگ لفظی، اسلوبی و محتوایی آیات با یکدیگر میتوان وحدت نزول این سوره را پذیرفت که به یکباره بر پیامبر(ص) نازل شده است.
۳) کثرت فواصل (ر.ک؛ حسین احمد، ۱۴۲۰ق.، ج ۱: ۱۶۸) که خود این خصیصه منجر به کوتاهی سوره میشود و بیشک در سوره عادیات این خصیصه نمود دارد.
۴) تعبیر، وزن و سجع نیرومند (ر.ک؛ حسین احمد،۱۴۲۰ق.، ج ۱: ۱۶۸) که به طور دقیق و واضح این خصیصه در سوره عادیات در پایان آیات وجود دارد: (ضبحاً، قدحاً، صبحاً، نقعاً و جمعا ـ شهید، شدید و خبیر ـ کنود، قبور و صدور).
۵ـ۲ـ۲) سوره عادیات در چارچوب خصائص موضوعی سُوَر مکّی
الف) تثبیت اصول اعتقادی
قرآن مکّی بیشتر سه معنا را گزارش میکند: یکی اثبات توحید خداوند و نفی شرک و بتپرستی، دوم تثبیت نبوّت نبیّ اکرم(ص) و جهانی بودن رسالت ایشان و سوم اثبات امر قیامت و جهان آخرت. پس از این سه، ترغیب و ترهیب، امثال و قصص، ذکر بهشت و دوزخ و نیز توصیف روز قیامت میآید (ر.ک؛ شاطبی، بیتا، ج ۳: ۴۱۶؛ زرقانی، بیتا، ج ۱: ۲۰۲ و حسین احمد، ۱۴۲۰ق.، ج ۱: ۱۶۹). در آیات إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَکَنُودٌ * إِنَّ رَبَّهُمْ بِهِمْ یَوْمَئِذٍ لَخَبِیرٌ (العادیات/ ۶ و ۱۱)، سخن از توحید است که انسان نسبت به پروردگارش ناسپاس است و در آیه ۱۱ میفرماید: «خداوند نسبت به احوال آنها آگاه است». سخن از معاد و برزخ در آیه أَفَلا یَعْلَمُ إِذا بُعْثِرَ ما فِی الْقُبُور (العادیات/ ۹).
ب) دعوت به اصول اخلاقی و حقوق اجتماعی
در این سورهها اخلاق ناپسند همچون کفر، گناه، سرکشی، سختدلی و … زشت و ناپسند مطرح میشود و اخلاق پسندیده همچون ایمان، اطاعت، علم و محبّت، رحمت، اخلاص و … طرح میگردد (ر.ک؛ زرقانی، بیتا، ج ۱: ۲۰۳). در آیه إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَکَنُودٌ (العادیات/ ۶) سخن از اخلاق ناپسند است، امّا در آیه إِنَّ رَبَّهُمْ بِهِمْ یَوْمَئِذٍ لَخَبیرٌ (العادیات/۱۱)، خداوند انسان را ترغیب میکند تا گواهی دهد که خداوند همه چیز را میداند.
ج) سخن از عادات و رسوم زشت و ناپسند
در سورههای مکّی، آداب و عادات زشت، همانند قتل، زنده به گور کردن دختران، آبروریزی و خوردن مال یتیم سخن به میان است تا بدین وسیله آن عادات را دور سازد (ر.ک؛ زرقانی، بیتا، ج ۱: ۲۰۳). در سوره عادیات، آیه إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَکَنُودٌ(العادیات/۶) سخن از آداب زشت انسانی نسبت به پروردگارش است.
۶ـ ترسیم فضای نزول سوره عادیات
وحدت نزول سُوَر یک اصل پذیرفته شده میباشد و تا زمانیکه دلیلی مخالف این اصل پیدا نشود، وحدت نزول سوره مفروض میباشد. این اصل در سُوَر کوچک و تکمحوری همواره برقرار میباشد؛ زیرا در سُوَر تکمحوری آیات، هم از نظر لفظی و اسلوبی به هم پیوند خوردهاند و هم از نظر محتوایی و موضوعی به هم وابسته میباشند. بنابراین، چنانچه این پیوند و ارتباط برای سوره عادیات که از سُوَر کوچک قرآن میباشد، ثابت شود، اصل مفروض وحدت نزول درباره آن بدون هیچ مخالفتی برقرار میباشد.
سوره عادیات با هدف و غرض هشدار به انسان به دلیل ناسپاسی در برابر پروردگارش به وسیله یادآوری آگاهی خداوند به حال او در روز رستاخیز میباشد. از این سوره برمیآید که انسان با غفلت از علم و آگاهی خداوند نسبت به او، به ناسپاسی و کفران نعمت دچار میشود و آنچه او را از گرفتاری ناسپاسی رهایی میدهد، توجّه به آگاهی خداوند نسبت به حال او در روز رستاخیز میباشد. این سوره برای رسیدن بدین هدف در دو دسته از آیات طرّاحی شده است که عبارتند از:
الف) دسته اوّل: آیاتِ ۱ـ۸
در این دسته، نخست به شترانی که در راه عبادت خدا، عرفه تا مزدلفه و منا را پشت سر میگذارند، سوگند یاد میشود و در جواب سوگند، به ناسپاسی انسان در برابر پروردگارش اشاره میکند که انسان خود بر ناسپاسی خویش آگاه است و این ناسپاسی از آن روست که به مال و منال دنیا دل بسته است. ذکر پنج جمله قَسَم در بخش آغازین سوره نشان از اهمیّت و عظمت جواب قَسَم میباشد. بنابراین، میتوان گفت که این آیات ناظر به فضای اعتقادی و عملی جامعه نزول سوره نازل شده است که با انکار ربوبیّت خداوند، عبادات خود را به پای بُتهای دستساز خویش میریختند و آنها را پروردگار جهانیان میدانستند: إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَکَنُودٌ.
تأکید بر پروردگاری خداوند از این روست که مردم بُتپرست مکّه آفریدگاری خداوند را باور داشتند، ولی پرورگاریش را نمیپذیرفتند و بر این باور بودند که خداوند پس از آفرینش جهان، کار تدبیر و اداره آن را به آفریدههایی چون فرشتگان، بُتها، جنّیان و … واگذار کرده است. تأکید این سوره بر موضوع ربوبیّت تا بدانجاست که تنها با این صفت از خداوند یاد میکند.
آیات پایانی این دسته، آگاهی انسان به ناسپاسی در برابر پروردگار را یادآور میشود: وَ إِنَّهُ عَلَی ذَلِکَ لَشَهِیدٌ و این ناسپاسی را برخاسته از مال دوستی و دنیاپرستی انسان میداند: وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَیْرِ لَشَدِیدٌ. این آیات به درستی بر برجستهترین ویژگی مشرکان مکّه دست میگذارد و آن را به عنوان ریشه ناسپاسی آنها در برابر پرودگار برمیشمرد. از این رو، اعراب را نمونه کامل انسان طمعکار و حریص شمردهاند که علاقه وافری به مادّیات داشتند، بهگونهای که آنان به هر چه مینگریستند، از نظر منافع آن بود (ر.ک؛ سبحانی، ۱۳۶۴، ج ۱: ۵۱).
ب) دسته دوم: آیاتِ (۹ـ۱۱)
در این دسته از آیات، هشدارهایی بر انسان ناسپاس وارد میشود و میپرسد که آیا از آگاهی خداوند نسبت به انسان در روز رستاخیز خبر ندارد! گویی آنچه انسان را به ناسپاسی در برابر پروردگارش کشانده است، غفلت انسان از آگاهی خداوند نسبت به او در روز رستاخیز میباشد.
این سوره بعد از سوره عصر نازل شده است. سوره عصر نیز همچون بسیاری از سُوَر مکّی با سوگند آغاز میشود تا انسان را نسبت به خسران و زیان احتمالی هشدار دهد و راه جلوگیری از این زیان را به انسان یادآور میشود که تنها راه جلوگیری از زیان، ایمان و عمل صالح و سفارش به حقّ و صبر میباشد. سوره بعدی نیز با همین اسلوب قَسَم آغاز میشود و باز با زبان هشدار و تهدید، انسان را نسبت به کفران و ناسپاسی وی یادآور میشود.
گویی سُوَر مکّی بیش و پیش از هر گونه تبشیر و بشارتی، با زبان هشدار و تهدید با مشرکان مکّه روبهرو شده است و این از آن روست که مشرکان نخست باید از عقاید و باورهای باطل و پوچ خود دست بردارند تا بتوانند آیین اسلام را پذیرا باشند. بنابراین، میتوان محتوای سوره را چنین جمعبندی کرد که سوره با ذکر سوگندهای پنجگانه، ناسپاسی انسان را نسبت به پروردگار یادآور میشود. با اینکه همه این شور و نشاط و دارایی وی داده خداوند به انسان میباشد. در ادامه سوره، تلویحاً با زبان هشدار و تهدید، انسان ناسپاس را به روز رستاخیز تهدید میکند که خداوند به حال انسان در آن روز آگاه است.
باری، پذیرش ربوبیّت خداوند با منافع مادّی آنها در تضاد بوده است و آنها را از رسیدن به منافع خود بازمیداشته است. از این رو، حاضر نبودند تن به پروردگاری خداوند دهند.
این سوره آیات تاریخدار و زماندار ندارد و به واقعه و حادثه خاصّی اشاره نکرده است. با گسترش روحیّه دنیادوستی و مالپرستی در جامعه مکّه، سوره عادیات نازل شد و با سوگندهای پنجگانه، زشتی و پستی این روحیه را بدانها یادآور میشود و آنها را به عذاب روز رستاخیز هشدار میدهد. این سوره نازل شد تا مشرکان را از عقیده پست دنیادوستی بازدارد تا از این راه، ظرفیّت و زمینه پذیرش پروردگاری خداوند را در آنها ایجاد کند. از آیات قرآن برمیآید که گویی حُبّ خیر اصطلاح خاصّی است که به معنای دنیادوستی بهکار برده میشود. در آیه فَقالَ إِنِّی أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَیْرِ عَنْ ذِکْرِ رَبِّی حَتَّی تَوارَتْ بِالْحِجابِ (ص/ ۳۲).
اصطلاح حُبّ خیر به همین معنای دنیادوستی و دنیاشیفتگی بهکار رفته است. شگفت اینکه در این آیه نیز خیر به اسبان اصیل الصَّافِنَات الجِیَاد در آیه پیشین برمیگردد، همانگونه در سوره عادیات نیز آیات آغازین سوره به اسبانی اشاره دارد که سراسر شور و نشاط هستند و نظر هر انسانی را شیفته خود میسازد. اشاره به اسب در این سوره، شاید برخاسته از جایگاهی است که این اسب در فرهنگ و زندگی جاهلیّت و مشرکان مکّه داشته است. آری، این بدترین و فسادبارترین اعتقاد مشرکان بود که به جای خداوند، بُتها را میپرستیدند و این اعتقاد ریشه در زشتترین و آسیببارترین خصلت آنها به نام دنیادوستی و مالاندوزی داشت.
برخی از آیات، ویژگیهای مشرکان مکّه را به تصویر میکشد که نسبت به پروردگار خویش ناسپاس هستند و دل در گرو مال و منال دنیا گذاشتهاند. این آیات، فضای اعتقادی و اجتماعی مکّه را در دوره نزول سوره تصویر میکند که نسبت به پروردگار هستی ناسپاسی میکنند و موجودات دیگری را به جای پروردگار میپرستند. این سوره ریشه این کجاعتقادی را در دنیاپرستی و مالدوستی مشرکان میداند که اجازه تشخیص درست را از آنها گرفته است. از این رو، روایتی از پیامبر(ص) رسیده است که «کَنُود» را انسانی معرّفی فرموده است که به تنهایی میخورد و نسبت به برده و زیردستش بخشش ندارد (ر.ک؛ قرطبی، ۱۳۸۴، ج ۲۱: ۱۶۰). شاید بر پایه همین روایت، برخی از تفاسیر، مشرکان مکّه را انسانهایی حریص نسبت به زندگی دنیا شمردهاند (ر.ک؛ حسینی، ۱۴۰۹ق.، ج ۲: ۸۴۹).
نتیجهگیری
با بررسی و دقّت در روایات ترتیب نزول و روایات صحیح، سبب نزول و ضوابط و خصائص سورهها و نیز نظر مفسّران و علمای علوم قرآن در باب زمان نزول سوره عادیات، مکّی بودن سوره به دست میآید، امّا در روایات سبب نزولی که مدنی بودن سوره را گزارش کردهاند و آن را مرتبط با برخی سریّهها و غزوه ذاتالسّلاسل دانستهاند، در سند آنها افرادی ضعیف و غیرموثّق وجود دارند یا روایت آنها به صورت مرسل بیان شده است. بنابراین، به این روایات نمیتوان به عنوان روایت سبب نزول سوره اعتماد کرد. امّا روایات دالّ بر مکّی بودن سوره، از نظر سندی و متنی متقنتر است.
از نظر محتوا نیز سوره عادیات صحنه معاد و قیامت را ترسیم میکند که خود دیدگاه مکّی بودن سوره را تقویت میکند و از سویی، درباره دلایلی که بر مدنی بودن سوره، مبنی بر اشاره به اسبان جنگی در دوران وجوب جهاد (که در مدینه بوده،) آورده میشود، میتوان گفت همانگونه که در روایات صحیح و روایتی به نقل از امام علی(ع) بدان اشاره شده، «عادیات» وصفی برای «شتران حجّ» است.
اگر «عادیات» را به معنای «اسبان جنگی» نیز بگیریم، این معنا مستلزم اشاره آیات به پدیده جهاد و در نتیجه، مدنی بودن سوره نمیباشد، بلکه اشاره آیات به اسب جنگی است که با اسب جهادی متفاوت است؛ زیرا اسب جنگی از جایگاه مهمّی در فرهنگ و زندگی جاهلیّت برخوردار بوده است. بنابراین، خداوند در دوران مکّه بدان سوگند یاد کرده است. از دیگر سو، اسلوب و موضوع سوره عادیات با خصائص اسلوبی و موضوعی سُوَر مکّی همخوانی بیشتری دارد؛ از جمله این خصائص میتوان به کوتاهی آیات، کثرت فواصل، تأکید بسیار، تثبیت اصول اعتقادی و … اشاره کرد.
مراجع
منابع و مآخذ
قرآن کریم.
ابنحجر عسقلانی، أبوالفضل أحمد بن علی. (۱۳۲۶). تهذیب التّهذیب. ج ۷. هند: مطبعه دائره المعارف النظامیّه.
ابنجزی غرناطی، محمّد بن احمد. (۱۴۱۶ق.). کتاب التّسهیل لعلوم التّنزیل. ج ۲. تحقیق عبدالله خالدی. بیروت: شرکت دار الأرقم بن أبیالأرقم.
ابنجوزی، ابوالفرج عبدالرّحمن. (۱۴۲۲ق.). زاد المسیر فی علم التّفسیر. ج ۴. تحقیق عبدالرّزاق المهدی. بیروت: دار الکتاب العربی.
ـــــــــــــــــــــــــــــ . (۱۴۲۲ق.). فنون الأفنان فی عجائب علوم القرآن. ج ۴. بیروت: مؤسّسه الکتب الثّقافیّه.
ابنضریس، ابوعبدالله محمّد بن ایّوب. (۱۴۰۸ق.). فضائل القرآن و ما أنزل من القرآن بمکّه و ما أنزل بالمدینه. دمشق: دار الفکر.
ابنعاشور، محمّد بن طاهر. (بیتا). التّحریر و التّنویر. ج۳۰.بیجا.
ابنعطیّه اندلسی، عبدالحق بن غالب. (۱۴۲۲ق.). المحرّر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز. ج ۵. بیروت: دار الکتب العلمیّه.
ابنکثیر دمشقی، اسماعیل بن عمرو. (۱۴۱۹ق.). تفسیر القرآن العظیم. ج ۸.تحقیق محمّدحسین شمسالدّین. بیروت: دار الکتب العلمیّه؛ منشورات محمّدعلی بیضون.
ابنمنظور مصری، محمّد بن مکرم. (۱۴۰۵ق.). لسان العرب. ج ۸.قم: أدب الحوزه.
ابنالنّدیم البغدادی، أبوالفرج محمّد. (بیتا). فهرست ابن النّدیم.تحقیق رضا تجدّد. مصر: شهید علی پاشا.
ابنواضح یعقوبی، أحمد. (بیتا). تاریخ الیعقوبی. ج ۲.بیروت: دار صادر.
بغدادی، علاءالدّین علیّ بن محمّد. (۱۴۱۵ق.). لباب التّأویل فی معانی التّأویل (تفسیر خازن). ج ۴. بیروت: دارالکتب العلمیّه.
بلخی، مقاتل بن سلیمان. (۱۴۲۳ق.). تفسیر مقاتل بن سلیمان. ج ۴. به کوشش شحّاته. بیروت: دار احیاء التّراث العربیّه.
بیهقی، احمد بن حسین. (۱۴۰۵ق.). دلائل النّبوه. ج ۷. تعلیق عبدالمعطی قلعجی. بیروت: دار الکتب العلمیّه.
بنت الشّاطی، عایشه. (بیتا). التّفسیر البیانی للقرآن الکریم. ج ۱. چاپ هفتم. القاهره: دارالمعارف.
ثعالبی، عبدالرّحمن بن محمّد. (۱۴۱۸ق.). جواهر الحسان فی تفسیر القرآن. ج ۵. بیروت: دار احیاء التّراث العربی.
ثعلبی نیشابوری، احمد بن ابراهیم. (۱۴۲۲ق.). الکشف و البیان عن تفسیر القرآن. ج۱۰. بیروت: دار احیاء التّراث العربی.
جفری، آرتور. (۱۳۹۲). مقدّمتان فی علوم القرآن. القاهره: مکتبه الخانجی.
حسین احمد، عبدالرّزاق. (۱۴۲۰ق.). المکّی و المدنی فی القرآن الکریم. ج ۱. القاهره: دار ابنعفّان.
حسینی استرآبادی، سیّد شرفالدّین علی. (۱۴۰۹ق.). تأویل الآیات الظّاهره. ج ۲. قم: جامعه مدرّسین حوزه علمیّه قم.
حلّی، حسن بن یوسف. (۱۳۸۱). خلاصه الأقوال. نجف:مطبعهالحیدریّه.
حنبلی دمشقی، سراجالدّین. (۱۴۱۹ق.). اللّباب فی علوم الکتاب. ج۲۰. تحقیق شیخ عادل احمد عبدالموجود و شیخ علی محمّد معوض. بیروت: دار الکتب العلمیّه.
دروزه، محمّد عزّت. (۱۳۸۳). التفسیر الحدیث. ج ۱. القاهره: دار إحیاء الکتب العربیّه.
ابنکثیر دمشقی، اسماعیل بن عمرو. (۱۴۱۹ق.). تفسیر القرآن العظیم. ج۸. بیروت: دار الکتب العلمیّه.
ذهبی، شمسالدّین أبوعبدالله محمّد. (۱۴۰۲ق.). میزان الإعتدال فی نقد الرّجال. ج ۴ و ۶. بیروت: دارالمعرفه للطّباعه و النّشر.
رازی، ابوالفتوح حسین بن علی. (۱۴۰۸ق.). روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن. ج۲۰. مشهد: بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی.
فخر رازی، ابوعبدالله محمّد. (۱۴۲۰ق.). مفاتیح الغیب (تفسیر کبیر). ج ۳۲. بیروت: دار احیاء التّراث العربی.
زحیلی، وهبه بن مصطفی. (۱۴۲۲ق.). التّفسیر الوسیط. ج۱۰. دمشق: دارالفکر.
ــــــــــــــــــــــــ . ( ۱۴۱۸ق.). التّفسیر المنیر فی العقیده و الشّریعه و المنهج. ج ۹. بیروت: دارالفکر المعاصر.
زرقانی، محمّد عبدالعظیم. (بیتا). مناهل العرفان فی علوم القرآن. ج ۱. بیجا: دار احیاء التّراث العربی.
زرکلی، خیرالدّین بن محمود. (۲۰۰۲م.). الأعلام. ج ۴. دمشق: دارالعلم للملایین.
زمخشری، محمود. (۱۴۰۷ق.). الکشّاف عن حقائق غوامض التّنزیل. ج ۴. بیروت: دار الکتاب العربی.
زهری، محمّد بن مسلم. (۱۴۱۱ق.). النّاسخ و المنسوخ و تنزیل القرآن بمکّه و المدینه. ج ۱. به کوشش حاتم صالح ضامن. بغداد: وزارت آموزش عالی.
سبحانی، جعفر. (۱۳۶۴). فروغ ابدیّت. ج ۱. قم: دانش اسلامی.
سمرقندی، نصر بن محمّد. (بیتا). بحر العلوم.ج ۳. بیجا.
سمعانی، منصور بن محمّد. (۱۴۱۸ق.). التّفسیر القرآن. ج ۶. تحقیق یاسر بن ابراهیم. سعودیّه: دارالوطن.
سیوطی، جلالالدّین. (۱۴۰۴ق.). الدرّ المنثور فی تفسیر المأثور. ج ۸. قم: کتابخانه آیتالله مرعشی نجفی.
ـــــــــــــــــــ . (۱۴۲۱ق.). الإتقان فی علوم القرآن. ج ۱ و ۲.بیروت: دار الکتاب العربی.
شاطبی، ابراهیم بن موسی. (بیتا). الموافقات فی أصول الفقه. ج ۳. به کوشش عبدالله دراز. بیروت: دارالمعرفه.
شبستری، عبدالحسین. (۱۴۱۸ق.). الفائق فی رواه وأصحاب الإمام الصّادق علیهالسّلام. ج ۲. قم: مؤسّسه النّشر الإسلامی التّابعه لجماعه المدرّسین لقم.
شوکانی، محمّد بن علی. (۱۴۱۴). فتح القدیر. ج ۵. دمشق: دار ابنکثیر.
شهرستانی، محمّد بن عبدالکریم. (۱۳۷۶). مفاتیح الأسرار و مصابیح الأبرار. ج ۱. محقّق: محمّدعلی آذرشب. تهران: دفتر نشر میراث مکتوب.
صبحی، صالح. (۱۳۷۲). مباحث فی علوم القرآن. قم: منشورات الرّضی.
طباطبائی، سیّد محمّدحسین. (۱۴۱۷ق.). المیزان فی تفسیر القرآن. ج۲۰. قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرّسین حوزه علمیّه قم.
طبرسی، فضل بن حسن. (۱۳۷۲). مجمع البیان فی علوم القرآن. ج۱۰. تهران: ناصر خسرو.
طبری، ابوجعفر محمّد بن جریر. (۱۴۲۰ق.). جامع البیان عن تأویل القرآن. ج۳۰. قم: دارالفکر.
طوسی، محمّد بن حسن. (بیتا). التّبیان فی تفسیر القرآن. ج۱۰. بیروت: دار احیاء التّراث.
قرطبی، محمّد بن احمد. (۱۳۸۴). الجامع لاحکام القرآن. ج ۲۱. القاهره: دارالکتب المصریّه.
ماتریدی، محمّد بن محمّد. (۱۴۲۶ق.). تفسیر الماتریدی. ج۱۰. بیروت: دار الکتب العلمیّه.
ماوردی، علیّ بن محمّد. (بیتا). النّکت والعیون. ج ۶. بیروت: دار الکتب العلمیّه.
مجلسی، سیّد محمّدباقر. (بیتا). بحار الأنوار؛ الجامعه لدرر اخبار الأئمّه الأطهار. ج ۲۱. تهران: مؤسّسه الوفاء.
مظهری، محمّد ثناءالله. (۱۴۱۲ق.). تفسیر المظهری. ج۱۰. پاکستان: مکتب رشدیّه.
معرفت، محمّدهادی. (۱۴۱۵ق.). التّمهید فی علوم القرآن. ج ۱. قم: مؤسّسه النّشر الإسلامی.
مکارم شیرازی، ناصر. (۱۳۸۶). سوگندهای پربار قرآن. قم: مدرسه الإمام علیّ بن أبیطالب(ع).
نمازی شاهرودی، علیّ بن محمّد. (۱۳۶۴). مستدرک سفینه البحار. ج ۵. بیجا: مؤسّسه النّشر الإسلامی.
نیشابوری، محمود بن ابوالحسن. (۱۴۱۵ق.). ایجاز البیان عن معانی القرآن. ج ۶. بیروت: دارالکتب العلمیّه.
واحدی نیشابوری، ابوالحسن. (۱۴۱۲ق.). اسباب النزول القرآن. ج ۴. بیجا: دار الإصلاح.
نویسندگان:
قاسم فائز: دانشیار دانشگاه تهران
عماد صادقی: دانشجوی دکتری تفسیر تطبیقی دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم، قم
ابوذر خیراندیش: دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث دانشگاه قم
فصلنامه معارف قرآنی شماره ۱۸
انتهای متن/
https://qomna.ir/?p=57817