- نویسنده : حسین همتی نژاد
- ۲۳ دی ۱۳۹۶
- کد خبر 61353
- ایمیل
- پرینت

چکیده
مقصدهای شریعت از موضوعات مهمی است که مبانی آن در قرآن و دیگر منابع فقه مطرح شده است؛ نظریه ای که با نفوذ در اجتهاد یکی از عوامل پویایی و اثبات کارآمدی آن به شمار می رود. مقاصد شریعت تقسیم بندی های فراوانی دارد، از جمله: تقسیم به ضروریات، تحسینیات، احتیاجات و نیز تقسیم به حوزه های چهارگانه که شامل مقاصد مربوط به فرد، خانواده، امت و انسان می شود. آنچه در این نوشتار مطرح می شود، مقاصد انسانی شریعت است. اسلام در کنار نگاه ویژه ای که به مؤمنان و مسلمانان دارد، مقاصد انسانی را نیز جدای از دین و مسلک مردم مد نظر قرار داده است. حفظ نفس، حفظ عقل، حفظ آبرو، حفظ نسب، حفظ امنیت، اقامه عدل، نوع دوستی، تحقق جانشینی عام انسان در زمین، محقق کردن صلح جهانی و احترام به شرافت ذاتی انسان، اهداف انسانی هستند که شارع از وضع قوانین مد نظر داشته است.
کلیدواژه ها: مقاصد شریعت، مقاصد انسانی، مقاصد انسانی شریعت، مقاصد شریعت در فقه.
مقدمه
دین، مجموعه ای است از بایدها و نبایدها، ارزش ها و حقایقی که خداوند برای سعادت انسان نازل کرده است. یکی از عوامل کارآمدی شریعت اسلام، پویایی در همه زمان ها و جامعیت آن است. در قرآن کریم فقط مسلمانان و مؤمنان، مخاطب آیات الهی و دعوت اسلام قرار نگرفته اند، آیاتی همانند «یا أَیهَا النّاسُ اعْبُدُوا» (بقره، ۲۱) و «یا أَیهَا الْإِنْسانُ» (انفطار، ۶) ما را به این نکته رهنمون می کند که مخاطب قرآن کریم همه جامعه بشری است. زیرا اسلام بر عقل و منطق و فطرت انسانی اعتماد دارد و به چیزی که مصلحت عامه بشر در آن است و کسی در آن منازعه ندارد دعوت می کند؛ و محقق شدن این قصد جز با شمول دعوت برای همه انسان ها ممکن نیست.
در قرون گذشته، با توجه به تحولات بنیادین علوم بشری و رنسانس، مسلمانان تلاش های فراوانی برای پویایی قوانین اسلام صورت دادند، از جمله: مطرح کردن قوانین ثابت و متغیر اسلام از سوی متفکرانی همانند طباطبایی (طباطبایی، ۱۳۸۹، ج۱۹، ص۱۹۸) و مطهری (۱۳۸۶، ج۲)؛ مطرح کردن تأثیر عنصر زمان و مکان در استنباط احکام از سوی فقیهانی همچون موسوی خمینی (نک: مجموعه آثار کنگره بررسی مبانی فقهی حضرت امام خمینی، ج۳، ۱۳۷۴)؛ پیش کشیدن نظریه منطقه الفراغ از طرف محمدباقر صدر[۱]. توجه به مقاصد شریعت نیز، که ابتدا متفکرانی همچون ابن عاشور مطرح کرده بودند، در آرای فقهای شیعه ورود پیدا کرد.
مقاصد شریعت و مباحث مرتبط با آن از علومی است که با وجود دیرینه ای طولانی در میان اهل سنت و اهتمامی پراکنده از طرف فقهای شیعه، در نیم قرن گذشته بارها مطمح نظر مسلمانان قرار گرفته است. قبل از پاسخ به این پرسش که فقه امامیه چه مقاصد انسانی ای را در تشریع مد نظر قرار داده است، مقاصد شریعت را تبیین می کنیم.
الف. تبیین مقاصد شریعت
واژه «مقاصد»، جمع «مقصد» است و می توان برای قصد در لغت، معانی گوناگونی یافت. برای نمونه، لغت شناسان برای این واژه به معناهایی همچون راستی و استواری، عدالت، میانه روی، تکیه کردن، در دسترس بودن، چیزی را اراده کردن، روی آوردن به چیزی، انباشته و فشره شدن و پایه و اساس چیزی، اشاره کرده اند (فراهیدی، ۱۴۱۰، ج۵، ص۵۵-۵۴؛ الجوهری، ۱۴۰۷، ج۲، ص۵۲۵-۵۲۴؛ ابن فارس، ۱۴۰۴، ج۵، ص۹۵؛ ابن منظور، ۱۴۰۵، ج۳، ص۳۵۶-۳۵۳).
در قرآن نیز این واژه در آیه های گوناگونی به کار رفته است، از جمله در سوره نحل می فرماید: «وَ عَلَی اللَّهِ قَصْدُ السَّبیلِ؛ بر خدا است که راه راست را به بندگان نشان دهد» (نحل، ۹). واژه «قصد» در این آیه را می توان به معنای تبیین و روشنگری دانست و مقصود از «قصد السبیل» راه راست و درستی است که در آن، کجی و انحرافی نیست (الطبری، ۱۴۱۵، ج۱۴، ص۱۱۳).
مراد از مقاصد شریعت، اهداف، نتایج و فوایدی است که از وضع شریعت به طور کلی و وضع احکام آن به طور جزئی، انتظار بوده است. به تعبیر دیگر، غایاتی است که شریعت به هدف تحقق آنها وضع شده است (فاسی، ۱۹۹۳، ص ۷).
اسلام، دینی است فطری و عقلانی؛ لذا به اهداف و مقاصد شریعت توجه داشته است. بر این اساس، اولاً شریعت را بر مصالح و مفاسد واقعی استوار کرده (مکارم شیرازی، ۱۴۲۷، ج۱، ص۴۱۸-۳۱۵)؛ و ثانیاً در جاهای مختلف به این مقاصد اشاره کرده است. شعار لزوم مصلحت در تشریع (حلی، ۱۴۱۴، ج۵، ص۳۰۵) و «الواجبات الشرعیه الطاف فی الواجبات العقلیه» (عراقی، ۱۴۱۴، ج۴، ص۴۴۵) نیز به این مطلب اشاره دارد. عقل سلیم نیز این گونه درک می کند که چون خداوند حکیم است در تشریع احکام اسلامی هدف دارد و مقاصدی را دنبال می کند.
به نظر می رسد بالاترین مقصد شریعت، رسیدن به اهداف الهی از آفرینش انسان است که در آیات و روایات به برخی از آنها اشاره شده است: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِیعْبُدُون» (ذاریات، ۵۱)؛ و روایت معروف «کنْتُ کنْزاً مَخْفِیاً فَاحْبَبْتُ أنْ اعْرَفَ فَخَلَقْتُ الْخَلْقَ لِکی اعرَفَ» (المجلسی، ۱۴۰۳، ج۸۴، ص۱۹۹) هر دو اشاره دارند که عبادت آگاهانه و معرفت خدا از اهداف خلقت اند. عقل نیز تأیید می کند که فعلیت یافتن تمام ظرفیت ها و استعدادهای انسان جز با قرب به کمال محض میسر نمی شود، و این همان هدف والای شریعت است.
به علاوه، اهدافی مانند تعلیم و تربیت،[۲] اخراج انسان از ظلمت به نور[۳] و اقامه عدل[۴] نیز برای شریعت از اهداف کلان هستند؛ روایاتی مثل خطبه حضرت زهرا(ع) نیز برای ایمان، زکات، روزه، حج، عدل، وجوب اطاعت، امامت، جهاد، صبر، امر به معروف، نیکی به پدر و مادر، صله رحم، قصاص، وفای به نذر، و … جداگانه مقاصدی را ذکر می کند (ابن بابویه، ۱۳۸۶، ج۱، ص۲۴ و ۲۴۸).[۵]
احکام اسلامی نیز به گونه ای تنظیم شده که در نهایت انسان را به کمال، که همان معرفت خداوند است، برساند، که این هدف نهایی شریعت است. برای رسیدن به این مرحله مقاصد مقدمی و متوسطی نیز وجود دارد؛ مثل قسط و عدل و شکوفایی استعدادها، که همه اینها با هم، دربردارنده مقاصدالشریعه ای است که منظور فقها و اصولیان در طول تاریخ بوده است.
اهل سنت، مقاصد شریعت را به سه دسته تقسیم کرده اند: «مقاصد ضروری» که در تأمین مصالح دین و دنیا از آنها گریزی نیست و فقدان آنها موجب اختلال و تباهی بزرگ در دنیا و آخرت می شود و به اندازه نقص و کاستی در آنها، نظام زندگی با کاستی مواجه می گردد؛ «مقاصد احتیاجی» که مردم عادتاً از آن بی نیاز نیستند و زندگی شان بی آن سامان نمی یابد؛ و «مقاصد تحسینی» که می توان آن را مقاصد یا مصالح تجملی نامید (الغزالی، ۱۴۱۷، ص۱۷۴).
مقاصد ضروری، بنا به استقرای علمای مقاصد، پنج چیز است: حفظ دین، حفظ نفس، حفظ نسل، حفظ مال و حفظ عقل (عاملی، ۱۴۰۰، ج۱، ص۳۹). غزالی و پس از وی فخر رازی، شمار این اصول را یاد کردند؛ ولی حصر نکردند؛ تا اینکه آمدی این اصول را در پنج چیز منحصر دانست (الآمدی، ۱۴۰۴).
ب. مصادیقی از مقاصد انسانی شریعت
منظور از مقاصد انسانی، مقاصدی است که مربوط به نوع بشر می شود که هم جنبه های فردی انسان، مانند حفظ نفس، حفظ عقل، حفظ عِرض و آبرو و حفظ نسل و هم جنبه های عام زندگی او، مانند جنبه های خانوادگی، جنبه اجتماعی زندگی و هم حقوق انسانی بشر را در بر می گیرد.
۱. جنبه های فردی مقاصد شریعت
1-۱. حفظ نفس
حفظ نفس از مقاصد ضروری شریعت و مربوط به فرد است که به اذعان علمای شیعه و اهل سنت جزء مهم ترین آنها است. معنای حفظ نفس آن است که از کاری که منجر به مرگ شده یا به بعضی قسمت های بدن صدمه می زند پرهیز شود. قرآن تأکید دارد که انسان نباید خود را به هلاکت بیندازد.[۶] از نظر فقها، حفظ جان از واجبات است (فاضل مقداد، ۱۴۲۵، ج۲، ص۳۲۲؛ عاملی جبعی، ۱۴۱۳، ج۳، ص۲۴؛ اردبیلی، ۱۴۰۳، ج۱۰، ص۱۷۳؛ حلی، ۱۲۴۷، ج۱، ص۹۴؛ نراقی، ۱۴۱۵، ج۱۵، ص۲۲؛ النجفی، ۱۴۰۴، ج۵، ص۱۱۴). ضرررساندن به جسم حرام است و قاتل انسان قصاص می شود و در این قصاص حیات است و هر کس جان انسانی را از مرگ نجات دهد گویی کل بشر را نجات داده است.[۷]
در نمونه فقهی، هر گاه هدف محارب اخذ مال باشد پرداختش واجب نیست، اگرچه جایز است؛ و اگر هدفش طلب آبرو باشد پرداخت مال واجب است و اگر طلب نفس کند پرداخت مال مطلقاً واجب است (عاملی جبعی، ۱۴۱۳، ج۱۵، ص۱۶).
یکی از تفاسیر برای این آیه قرآن که «مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِی الْأَرْضِ فَکأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمیعاً» (مائده، ۳۲) می تواند همین باشد که به علت تساوی همه انسان ها در حق حیات، نادیده گرفتن حق حیات یک انسان مساوی با انکار این حق برای همه انسان ها است (عاملی، ۱۴۱۰، ج۹، ص۵۷). طبق اصل فوق، هیچ انسانی نمی تواند حق حیات را، که خداوند برای کمال وی مقرر داشته، از او سلب کند. فقط خداوند است که می تواند کیفر مرگ را برای جرمی مقرر کند.
در راستای تحقق این اغراض، کسی نمی تواند فرصت حیات را با خودکشی از خود بگیرد و هیچ انسانی را نمی توان وادار کرد فرصت حیات خود را به دیگری واگذارد، ولی خود او می تواند حیات خود را برای دیگری نثار کند. در این صورت، او با این کار داوطلبانه، مانند شهید[۸] فرصت معنوی بزرگ تری برای خود فراهم کرده است. همچنین، باید آنچه نیاز جسم از طعام و نوشیدنی و لباس و مسکن است برایش فراهم شود و در مقابلِ امراض مسری و خطرناک، آتش سوزی، غرق شدن، حوادث رانندگی و وسایل برقی و انواع مختلف اشعه ها و … محافظت شود (العطیه، ۱۴۲۴، ص۱۴۲).
۱-۲. حفظ عقل
یکی دیگر از مقاصد مربوط به فرد، حفظ عقل است. حفظ عقل یعنی محافظت بر سلامت مغز، حواس و سیستم عصبی، دوری از آنچه به اتلاف عقل می انجامد و همین طور دوری از انجام دادن کارهایی که باعث تعطیلی وظیفه عقل یا ایجاد تشویش برای آن می شود، مثل تبعیت از هوا، تقلید کورکورانه، جدال و دشمنی، خودبزرگ بینی و آنچه با دیدگاه اسلامی مخالف است (همان).
در فقه شیعه نیز عبادات، معاملات، اقوال و افعال مجنون ارزشی ندارد، ثواب و عقاب اخروی بر افعال او مترتب نیست و حتی در امور دنیوی هم اگر عواقبی مترتب باشد، مانند بهایم، در خصوص افعالشان خواهد بود. از همین رو حفظ عقل، از نظر فقها، اهم از حفظ نفس ذکر شده است (کاشف الغطاء، ۱۴۲۲، ج۱، ص۲۵۶). لذا مسکرات حرام شده و شارب خمر حد می خورد تا عقل حفظ شود (آل کاشف الغطاء، ۱۳۵۹، ج۱، ص۱۴؛ موسوی گلپایگانی، ۱۴۱۲، ج۱، ص۲۶).
قرآن همیشه کسانی را که تعقل نمی کنند نکوهش می کند و کسانی را که می دانند بر کسانی که نمی دانند برتری می دهد[۹]. لذا شریعت احکامی دارد که عقل را از فساد جسمانی حفظ می کند، مثل نهی از مسکرات و مخدرات و … . همین طور، قرآن به تفکر، تعقل و تدبر اهمیت می دهد (برقی، ۱۳۷۱، ج۱، ص۲۶)، طلب علم را واجب می داند، علما را فضیلت می دهد (حلی، بی تا، ج۱، ص۲) و به یادگیری، خواندن و نوشتن ترغیب می کند و آداب عالم و متعلم را بیان می کند (عاملی، ۱۴۰۹، ج۱۵، ص۲۷۶).
۱-۳. حفظ آبرو
حفظ عِرض و آبرو نیز از مقاصد فردی شریعت است. آبرو بر حیثیتی از انسان اطلاق می شود که ستایش یا سرزنش می شود، خواه در خود او باشد یا در خانواده و کسانی که به گونه ای با او پیوند دارند. از آبرو به ناموس نیز تعبیر می شود. این عنوان در باب های گوناگون فقهی مانند طهارت، صلات، حج، جهاد و تجارت بررسی شده و موضوع احکامی قرار گرفته است. ریختن آبرو نیز حرام اعلام شده است (محقق داماد، ۱۴۰۶، ج۴، ص۲۴۷).
شریعت، برای آبروی انسان همانند جان او ارزش ویژه ای قائل شده است (النجفی، ۱۴۰۴، ج۴۱، ص۶۵۳) تا آنجا که دفاع از آن را واجب کرده و ریختن خون تجاوزکننده به آن را گاه با حصول شرایط آن، و نیز ترک مهم ترین واجبات را به منظور حفظ آن، روا دانسته است. برای مثال، رفتن به حج (الیزدی، ۱۴۰۹، ج۲، ص۴۵۳)، ادامه نماز، فراهم آوردن آب برای وضو و غسل (آملی، ۱۳۸۰، ج۷، ص۱۶۷) یا امر به معروف و نهی از منکر، اگر موجب به خطر افتادن آبروی انسان شود، از وجوب می افتد و حفظ عِرض بالاتر از حفظ مال است (ابن بابویه، ۱۴۰۶، ج۵، ص۴۸؛ اشتهاردی، ۱۴۱۷، ج۲۲، ص۳۷۴). از جاهایی که غیبت جایز است، جایی است که حفظ آبروی غیبت شونده منوط به آن است (ترحینی عاملی، ۱۴۲۷، ج۴، ص۳۰۲). دفاع از آبروی خود و هر فرد محترم دیگری در صورت ظن به سلامت جان، و نیز دفاع از ناموس در برابر تجاوزگر یا کسی که به انگیزه اطلاع بر ناموس مسلمانی به درون خانه او سر می کشد، واجب است؛ هرچند به کشتن تجاوزگر و نگاه کننده بینجامد (جمعی از پژوهشگران، ۱۴۲۶، ج۱، ص۸۳).
همچنین، بنا بر فقه امامیه، لازم نیست بدهکار برای دادن بدهی خود، خانه و مرکب و … را که در صورت نداشتن آن به شرف و آبروی او صدمه وارد می شود بفروشد، و همین طور چیزهایی که در خانه احتیاج به آن دارد، از فرش و ظرف حتی کتاب، به مقدار احتیاج با مراعات حال خود (موسوی خمینی، ۱۴۲۲، ص۲۸۳).
۱-۴. حفظ نسل
شریعت با هدف حفظ نسل، لواط و مساحقه را حرام کرده است (یزدی، ۱۴۱۵، ج۲، ص۳۱۰). همچنین، ارتباط جنسی حلال را ترغیب کرده و زنده به گورکردن دختران را حرام دانسته و ارتباط جنسی را جزء مقتضیات عقد ازدواج قرار داده است و جلوگیری (عزل) برای تنظیم نسل را، جز با موافقت دو طرف جایز نمی داند[۱۰] (مفید، ۱۴۱۳، ص۵۱۶). مردان امت از خصی شدن منع شده اند. به زنان هم توصیه می کند با گوشه نشینی مباشرت را ترک نکنند و از قطع اعضای رحم دوری کنند.
۲. جنبه های عام مقاصد شریعت
2-۱. حفظ نسب
یکی از مقاصد عام شارع، که مربوط به خانواده است، حفظ نسب است. برای تحقق این مقصد حرمت زنا جعل شده، و لواط و وطی حیوانات و قذف حرام شده و برای آن حد مشخص کرده اند (عاملی، ۱۴۰۹، ج۱، ص۳۸). همچنین، اعلان و اظهار ازدواج و شهادت در آن مستحب شده تا نسب ها حفظ شود (حلی، ۱۳۸۸، ص۵۷۱). عفت و پاکدامنی نیز برای حفظ نسب ها از شرایط همسر خوب ذکر شده است (فاضل هندی، ۱۴۱۶، ج۷، ص۱۱) و عده نگاه داشتن، واجب شده و برای اثبات نسب راه هایی مشخص شده است. شکی نیست که حفظ نسب به صدق انتصاب نسل به اصلش برمی گردد و نسل را به سوی خوبی سوق می دهد.
۲-۲. ایجاد امنیت
بدون وجود امنیت جانی و مالی و عِرضی برای افراد جامعه، امکان رشد غایی برای آنان به وجود نخواهد آمد. از این رو تهدید و ایجاد ناامنی برای انسان ها همانند ستاندن جان آنها آسیب زننده و سزاوار کیفر است. لذا دین مبین اسلام ضمن توجه کردن به این مسئله، برای حفظ امنیت عرض و آبرو[۱۱]، بسیار سخت گیری کرده است. همچنین امنیت اخلاقی جامعه[۱۲]، امنیت فیزیکی[۱۳]، و امنیت مالی جامعه[۱۴]، همگی از مقاصد شارع برای وضع قوانین است و در فقه شیعه توجه بسیاری به این امور شده است. لذا هر گونه تهمت زدن به دیگران ممنوع است و اشاعه فحشا عذاب دنیوی و اخروی دارد، محاربه و افساد فی الارض مجازات سخت (طوسی، ۱۳۹۰، ج۴، ص۲۵۷) و سرقت کیفر شدید دارد. هر یک از اینها برای حفظ امنیت بشر ضروری است.
این امنیت هم شامل امنیت داخلی و هم امنیت خارجی می شود. امنیت از نعمت های الهی است که خداوند به سبب آن بر قریش منت گذاشت.[۱۵] درباره حفظ امنیت داخلی احکامی راجع به حمایت از نفوس، آبرو و اموال تشریع شده و مجازات هایی برای هتاکان به آن تعیین شده است، اعم از اینکه این حمایت مربوط به تک تک مردم باشد، مثل قصاص، حد سرقت و قذف یا اینکه برای حفاظت جامعه باشد، مثل حد محارب و حد مرتد.
در باب حفظ امنیت خارجی فراهم کردن نیرو را تشریع کرده است تا بازدارنده از فکر تهاجم باشد (انفال، ۶۰). همچنین، جهاد را برای دفاع در هنگام وقوع حمله تشریع کرده است؛ همان طور که خودکفایی را لازم دانسته است تا امت وابسته به غیر نباشد و عزت، هیبت، شرف و جلال مسلمانان حفظ شود (علی بن موسی الرضا، ۱۴۰۶، ص۳۶۷).
پی نوشت:
[۱]. نک: حکمت نیا، محمود، «تبیین نظریه منطقهالفراغ»، در: اقتصاد اسلامی، س۲، ش۸، زمستان۱۳۸۱، ص۱۰۷.
[۲]. رَبَّنا وَ ابْعَثْ فیهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ یتْلُوا عَلَیهِمْ آیاتِک وَ یعَلِّمُهُمُ الْکتابَ وَ الْحِکمَه وَ یزَکیهِمْ إِنَّک أَنْتَ الْعَزیزُ الْحَکیمُ (بقره، ۱۲۹).
[۳]. هُوَ الَّذی ینَزِّلُ عَلی عَبْدِهِ آیاتٍ بَیناتٍ لِیخْرِجَکمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ وَ إِنَّ اللَّهَ بِکمْ لَرَؤُفٌ رَحیمٌ (حدید، ۹).
[۴]. لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکتابَ وَالْمیزانَ لِیقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ (حدید، ۲۵).
[۵]. فَفَرَضَ الْإِیمَانَ تَطْهِیراً مِنَ الشِّرْک وَ الصَّلَاه تَنْزِیهاً عَنِ الْکبْرِ وَ الزَّکاه زِیادَه فِی الرِّزْقِ وَ …. وَ الْوَفَاءَ لِلنَّذْرِ تَعَرُّضاً لِلْمَغْفِرَه.
[۶]. وَ أَنْفِقُوا فی سَبیلِ اللَّهِ وَ لا تُلْقُوا بِأَیدیکمْ إِلَی التَّهْلُکه وَ أَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ یحِبُّ الْمُحْسِنینَ (بقره، ۱۹۵).
[۷]. أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِی الْأَرْضِ فَکأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمیعاً وَ مَنْ أَحْیاها فَکأَنَّما أَحْیا النَّاسَ جَمیعاً (مائده، ۳۲).
[۸]. وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یرْزَقُونَ (آل عمران، ۱۶۹).
[۹]. قُلْ هَلْ یسْتَوِی الَّذینَ یعْلَمُونَ وَالَّذینَ لا یعْلَمُونَ إِنَّما یتَذَکرُ أُولُوا الْأَلْبابِ (زمر، ۹).
[۱۰]. این نظر اختلافی است.
[۱۱]. وَ الَّذینَ یرْمُونَ الْمُحْصَناتِ ثُمَّ لَمْ یأْتُوا بِأَرْبَعَه شُهَداءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمانینَ جَلْدَه وَ لا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهادَه أَبَداً وَ أُولئِک هُمُ الْفاسِقُونَ (نور، ۴). وَ الَّذینَ یرْمُونَ أَزْواجَهُمْ وَ لَمْ یکنْ لَهُمْ شُهَداءُ إِلاَّ أَنْفُسُهُمْ فَشَهادَه أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهاداتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقینَ (نور، ۶). إِنَّ الَّذینَ یرْمُونَ الْمُحْصَناتِ الْغافِلاتِ الْمُؤْمِناتِ لُعِنُوا فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَه وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظیمٌ (نور، ۲۳).
[۱۲]. إِنَّ الَّذِینَ یحُبُّونَ أَن تَشِیعَ الْفَاحِشَه فی الَّذِینَ ءَامَنُواْ لهَمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ فی الدُّنْیا وَ الاَخِرَه (نور، ۱۹). الزَّانِیه وَ الزَّانی فَاجْلِدُوا کلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَه جَلْدَه وَ لا تَأْخُذْکمْ بِهِما رَأْفَه فی دینِ اللَّهِ إِنْ کنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیوْمِ الْآخِرِ وَ لْیشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَه مِنَ الْمُؤْمِنینَ (نور، ۲۱).
[۱۳]. إِنَّما جَزاءُ الَّذینَ یحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَساداً أَنْ یقَتَّلُوا أَوْ یصَلَّبُوا … (مائده، ۳۳).
[۱۴]. وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَه فَاقْطَعُواْ أَیدِیهُمَا جَزَاءَ بِمَا کسَبَا نَکالًا مِّنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَزِیزٌ حَکیمٌ (مائده، ۳۸).
[۱۵]. وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ (قریش، ۴).
منابع
قرآن کریم، ترجمه: آیت الله مکارم شیرازی، تهران: دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی، ۱۳۸۰.
آل کاشف الغطاء، محمد حسین، تحریر المجله، نجف: المکتبه المرتضویه، ۱۳۵۹ق.
الآمدی، علی بن محمد، الاحکام فی اصول الاحکام، بیروت: دار الکتاب العربی، ۱۴۰۴ق.
آملی، میرزا محمدتقی، مصباح الهدی فی شرح العروه الوثقی، تهران: بی جا، ۱۳۸۰ق.
ابن ابی جمهور، محمد بن زین الدین، عوالی اللئالی، قم: سیدالشهداء، ۱۴۰۳ق.
ابن بابویه، محمد بن علی، روضه المتقین، قم: مؤسسه فرهنگی اسلامی کوشانبور، ۱۴۰۶ق.
ـــــــــــــ ، علل الشرایع، قم: کتاب فروشی داوری، ۱۳۸۶.
ابن فارس، احمد بن فارس، معجم مقاییس اللغه، قم: مکتب الاعلام الاسلامی، ۱۴۰۴ق.
ابن منظور، محمّد بن مکرم، لسان العرب، قم: نشر الادب الحوزه، ۱۴۰۵ق.
اردبیلی، احمد بن محمد، مجمع الفائده والبرهان، قم: دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۰۳ق.
اشتهاردی، علی پناه، مدارک العروه، تهران: دارالاسوه، ۱۴۱۷ق.
برقی، ابو جعفر احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، چ۲، قم: دار الکتب الإسلامیه، ۱۳۷۱ق.
ترحینی عاملی، سید محمدحسن، الزبده الفقهیه فی شرح الروضه البهیه، قم: دار الفقه، ۱۴۲۷ق.
جمعی از پژوهشگران، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت(ع)، زیر نظر: سید محمود هاشمی شاهرودی، قم: مؤسسه دایره المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت(ع)، ۱۴۲۶ق.
الجوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح تاج اللغه و صحاح العربیه، بیروت: دار العلم للملایین، ۱۴۰۷ق.
حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم: آل البیت، ۱۴۰۹ق.
الحسنی، اسماعیل، نظریه المقاصد عند الامام محمد الطاهر بن عاشور، هیرندن (آمریکا): المعهد العالمی للفکر الاسلامی، ۱۴۱۶ق.
حلی، حسن بن یوسف، تحریر الأحکام الشرعیه علی مذهب الإمامیه، مشهد: آل البیت، بی تا.
ـــــــــــــــ ، تذکره الفقهاء، تهران: المکتبه المرتضویه، ۱۳۸۸ق.
ـــــــــــــــ ، ذخیره المعاد فی شرح الإرشاد، قم: آل البیت، ۱۲۴۷ق.
خمینی، سید مصطفی، تحریرات فی الاصول، تهران: مؤسسه نشر امام خمینی(ره)، ۱۴۱۱ق.
سعادت مصطفوی، سید حسین؛ پورمولا، سید هاشم، «جایگاه عدالت در استنباط احکام معاملات»، در: پژوهش نامه حقوق اسلامی، ش۲۷، ص۳۶-۵، ۱۳۸۷.
الشبر، عبدالله، تفسیر شبر، راجعه الدکتور حامد حفنی داود، قاهره: السید مرتضی الرضوی، ۱۳۸۵ق.
طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، تهران: دار الکتب الإسلامیه، ۱۳۸۹ق.
طباطبایی سید محمدحسین، تفسیر المیزان، مترجم محمدباقر موسوی همدانی، قم: جامعه مدرسین، ۱۳۷۴.
الطبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، بیروت: مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، ۱۴۱۵ق.
الطبری، محمد بن جریر، جامع البیان عن تأویل آی القرآن، بیروت: دار الفکر، ۱۴۱۵ق.
طریحی، فخر الدین، مجمع البحرین، تهران: کتاب فروشی مرتضوی، ۱۳۷۵.
طوسی، محمد بن حسن، الاستبصار، تهران: دار الکتب الإسلامیه، ۱۳۹۰ق.
ــــــــــــــ ، الخلاف، قم: دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۰۷ق.
ــــــــــــــ ، تهذیب الأحکام، قم: دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵.
ــــــــــــــ ، التبیان، قم: مکتب الإعلام الإسلامی، ۱۴۰۹ق.
عاملی (شهید اول)، محمد بن مکی، القواعد و الفوائد، قم: انتشارات مفید، ۱۴۰۰ق.
عاملی جبعی (شهید ثانی)، زین الدین بن علی، الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه، قم: داوری، ۱۴۱۰ق.
ــــــــــــــ ، مسالک الأفهام، قم: مؤسسه المعارف الإسلامیه، ۱۴۱۳ق.
عراقی (کزازی)، آقا ضیاء الدین علی، شرح تبصره المتعلمین، قم: دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۴ق.
العطیه، جمال الدین، نحو تفعیل مقاصد الشریعه، دمشق: دار الفکر، ۱۴۲۴ق.
علی بن موسی الرضا (منسوب به ایشان)، فقه الرضا، مشهد: آل البیت، ۱۴۰۶ق.
عمید زنجانی، عباس علی، فقه سیاسی، چ۴، تهران: امیرکبیر، ۱۴۲۱ق.
عمیدی، سید عمید الدین، کنز الفوائد فی حل مشکلات القواعد، قم: دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۶ق.
الغزالی، محمد بن محمد، المستصفی، بیروت: دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۷ق.
ـــــــــــــــ ، شفاء الغلیل، بیروت: دار الکتب العلمیه، ۱۴۲۰ق.
فاسی، علال، مقاصد الشریعه الاسلامیه و مکارمها، بیروت: دار الغرب اسلامی، ۱۹۹۳م.
فاضل مقداد، مقداد بن عبد اللّه، کنز العرفان فی فقه القرآن، قم: انتشارات مرتضوی، ۱۴۲۵ق.
فاضل هندی، محمد بن حسن، کشف اللثام، قم: دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۶ق.
فراهیدی، خلیل بن احمد، العین، قم: مؤسسه دار الهجره، ۱۴۱۰ق.
قمی، میرزا ابوالقاسم، قوانین الاصول، تهران: مکتبه العملیه الاسلامیه، ۱۳۷۸ق.
کاشف الغطاء، جعفر بن خضر، کشف الغطاء، قم: دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۴۲۲ق.
کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران: دار الکتب الإسلامیه، ۱۴۰۷ق.
ــــــــــــــ ، الاصول من الکافی، تهران: دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۳ق.
کوفی، محمد بن محمد اشعث، الجعفریات – الأشعثیات، تهران: مکتبه نینوی، بی تا.
المتقی، علی بن حسام الدین، کنز العمّال، الطبعه الخامسه، بیروت: الرساله، ۱۴۰۵ق.
المجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت: مؤسسه وفاء، ۱۴۰۳ق.
محقق داماد، سید مصطفی، قواعد فقه، چ۱۲، تهران: مرکز نشر علوم اسلامی، ۱۴۰۶ق.
مفید، محمد بن محمد، المقنعه، قم: کنگره جهانی هزاره شیخ مفید، ۱۴۱۳ق.
مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، قم: نسل جوان، ۱۳۸۶.
ــــــــــــــ ، دایره المعارف فقه مقارن، قم: مدرسه امام علی بن ابی طالب، ۱۴۲۷ق.
موسوی خمینی، سید روح الله، کتاب البیع، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۴۲۱ق.
ــــــــــــ ، نجاه العباد، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۴۲۲ق.
موسوی گلپایگانی، سید محمد رضا، الدر المنضود فی أحکام الحدود، قم: دارالقرآن الکریم، ۱۴۱۲ق.
میرمعزی، سید حسین، نظام اقتصاد اسلامی: اهداف و انگیزه ها، قم: دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۸۷.
نایینی، محمدحسین، تنبیه الأمه و تنزیه المله، قم: دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۴۲۴ق.
النجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۴ق.
نراقی، احمد بن محمد مهدی، مستند الشیعه فی أحکام الشریعه، قم: آل البیت، ۱۴۱۵ق.
الیزدی، سید محمدکاظم بن عبدالعظیم، العروه الوثقی، بیروت: مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۹ق.
یزدی، محمد، فقه القرآن، قم: اسماعیلیان، ۱۴۱۵ق.
نویسندگان:
مهدی شوشتری: دانش آموخته دکتری فقه و مبانی حقوق و عضو هیئت علمی مجتمع آموزش عالی شهید محلاتی
حسین ناصری مقدم: دانشیار گروه فقه و مبانی حقوق دانشگاه فردوسی مشهد
حسین صابری: استاد گروه فقه و مبانی حقوق دانشگاه فردوسی مشهد
فصلنامه انسان پژوهی دینی شماره ۳۵
ادامه دارد…
https://qomna.ir/?p=61353