×

منوی سایت

اخبار ویژه

امروز : جمعه / ۱۲ تیر / ۱۴۰۵  .::.   برابر با : Friday, 3 July , 2026

 

شیوه های دسترسی شیعیان به فقه در دوران امامان چهارگانه:

پس از ترسیم دورنمایی از وضعیت فقهی دوران امامان چهارگانهٔ نخست:، عمل عامهٔ مسلمانان به فقه و نیز مسائل پیش  روی شیعه در خصوص گسترش فقه اهل بیت:، اینک به برخی از شیوه های دسترسی شیعیان به فقه و مسائل مربوط به آن، اشاره خواهد شد.

۱. استفاده از اجتهاد برای عمل به احکام

در باب نیازمندی شیعیان و اصحاب امامان: به اجتهاد، باید دانست که از نظر عقلی هیچ منعی ندارد و اینکه برخی معتقدند در عصر حضور معصومان: نیاز به اجتهاد نبوده، مسئله ای است که شواهد فراوانی در مخالفت با آن داریم. برای نمونه، به دو حدیث «إِنَّمَا عَلَینَا أَنْ نُلْقِی إِلَیکمُ الْأُصُولَ وَ عَلَیکمْ أَنْ تُفَرِّعُوا» (حرّ عاملی، ۱۴۰۹: ۲۷/۶۱ ـ ۶۲) از امام صادق  و «عَلَینَا إِلْقَاءُ الْأُصُولِ وَ عَلَیکمُ التَّفْرِیع» (همان: ۲۷/۶۲) از امام رضا  اشاره می کنیم که تفریع و توسعهٔ فقه را به عهدهٔ اصحاب و شیعیان گذاشته اند. اوج این مسئله در دورهٔ امامت امام باقر و امام صادق روی داده است، اما در دورهٔ قبل از آن نیز، هرچند کمتر و ساده تر، وجود داشته است؛ برای نمونه، برخی معتقدند شصت اصل در زمان حضرت علی  وجود داشته است (امین، ۱۴۰۶: ۱/۱۰۳ و 137).

اگر کسی قائل به فقدان این اصول و نیز اجتهادی هرچند ساده و مطابق با آن نزد شیعیان باشد، باید بپذیرد که شیعیان در پرسش از همهٔ امور شرعی خود با توجه به وسعت قلمرو اسلامی، به غیرشیعیان رجوع می کرده و هیچ قاعده و اساسی نداشته اند که مطابق با آن، حکم شرعی را تشخیص دهند یا به وظیفهٔ عملی خود آگاهی یابند، که پذیرفتنی به نظر نمی رسد.

۲. رجوع به عالمان غیرشیعی

نکته ای که نباید از نظر دور داشت و شواهدی در تأیید آن وجود دارد این است که شیعیان در مسائل شرعی خود به غیر رجوع می کردند. امام صادق  وضعیت فقه در دورهٔ قبل از امامت پدرشان را چنین ترسیم می کنند که شیعیان تا قبل از امامت پدرشان نیازمند غیر بودند و مناسک حج و حلال و حرامشان را نمی شناختند تا اینکه امام باقر  آنها را برایشان روشن کرد. همچنین، اینکه تا قبل از آن، شیعیان در این حلال و حرام و مناسک حج، به دیگران محتاج بودند و معالم دینشان را از غیر می گرفتند، اما پس از آن خلاف قضیه روی داد و دیگران به شیعه رجوع کردند (کلینی، 1365: 2/20).

ارزینا لالانی در بیان حدیث منقول از امام صادق معتقد است این گفته، بیان روشنی است از سهمی که امام محمد باقر در زمینهٔ فقه داشته است. تا زمان او، شیعیان دربارهٔ مناسک حج و نیز دربارهٔ حلال و حرام، اختلاف داشتند. در نتیجه، در مکه، مدینه، کوفه و جاهای دیگر، از رویّه های محلی پیروی می کردند (لالانی، ۱۳۸۱: ۱۶۴). خاورشناس آلمانی، ژوزف شاخت نیز در بخشی از نظر خود، معتقد است اختلاف و انشعاب امت و جامعهٔ اسلامی در این روزگار چندان ژرف نبود که مانع نفوذ و تأثیر مذاهب فقهی در یکدیگر شود (همان) که سخن نادرستی به نظر نمی رسد.

با قدری تأمل می توان ذیل سخن لالانی را پذیرفت که البته برگرفته از کلام امام ششم شیعیان است. اما اینها همه، باز هم تناقضی با بخش نخست سخن ما، یعنی نیاز و وقوع اجتهاد در میان شیعیان در دورهٔ امامت چهار امام نخست، ندارد؛ چراکه دلالت حدیث، مطلق بوده و در مقام آن نیست که بگوید شیعیان در تمام امور و همواره به عامه رجوع می کردند. علاوه بر آن، در اخبار فراوان رسیده از امامان نخست، پرسش های فقهی شیعیان و دیگران از ایشان و اصحاب آنان وجود دارد که این سخن را تخصیص می زند. کلام حضرت صادق ما را به سوی نکته ای دیگر نیز سوق می دهد و آن، شکوفانشدن فقه شیعه تا قبل از دوران امامت امام محمد باقر  است؛ که البته این سخن با تاریخ نیز همخوانی کامل دارد.

مسئلهٔ دیگر اینکه در نظر پیشوایان شیعه، ارزش وحدت و یکپارچگی مسلمانان از اختلافات فقهی، مهم تر بوده و در آن زمان که فرصت بیان فروع از لسان امامان شیعه: نبوده، شیعیان برخی یا تمام مسائل فقهی خود را در مناطقی که از امام معصوم یا عالمان شیعی به دور بودند، از عالمان عامه می پرسیدند و نگارنده نیز تقبیحی از امامان در این باره سراغ ندارد.

۳. پرسش مستقیم از امام معصوم

با عنایت به نقل های تاریخی، عده ای از شیعیان در عصر امامان چهارگانهٔ نخست، می کوشیدند پاسخ پرسش های خود را در امور دینی از شخص امام جویا شوند؛ چراکه بنا به فرمودهٔ امام صادق ، پرسش از امام، در واقع پرسش از پیامبر ۹ و خداوند متعال است (کلینی، ۱۳۶۵: ۱/۵۳).

نظر به روایات متعدد فقهی موجود از امامان نخستین:، می توان گفت پرسش مستقیم از معصوم، روشی بوده که بعضی از شیعیان که به امام دسترسی داشتند، از آن بهره می بردند و بدون هیچ واسطه ای از منبع وحی سیراب می شدند. البته این سیره، بعدها در خصوص امامان دیگر، همچون باقرین :، به طور گسترده تری انجام می گرفت.

برای نمونه، از ابن عباس دربارهٔ یکی از شیعیان نقل شده است که پرسش خود را دربارهٔ مسئلهٔ پرداخت دیون، از امام مجتبی  در حالی  که معتکف بودند، پرسید و امام نیز به کار او رسیدگی کردند (ابن فهد حلی، ۱۴۰۷: ۱۹۲). عبیداللّه بن حر، از شیعیان کوفه نیز پاسخ پرسش خود راجع به بحث خضاب را از امام حسین جویا می شود (نجاشی، ۱۴۰۷: ۹).

اصحاب این امامان هم بسان ابوحمزهٔ ثمالی (صدوق، بی تا: ۲/۴۰۶-۴۰۷) و ابوخالد کابلی (طوسی، ۱۴۰۷ ب: ۹/۵۰) پرسش های خود در ابواب مختلف فقهی مانند نماز، حج، صید، اطعمه و اشربه را، در محضر امام معصوم مطرح، و پاسخ خود را دریافت می کردند.

همچنین، نمونه هایی در میراث حدیثی شیعه یافت می شود که از شخص پرسشگر به صورت مجهول و با تعابیری چون «رجل» یاد شده است (برای نمونه نک.: کلینی، ۱۳۶۵: ۷/۴۱؛ تمیمی مغربی، ۱۳۸۵: ۱/۱۱۰؛ ابن شهرآشوب، ۱۳۷۹: ۴/۶۸)؛ از این رو، شیعه یا سنی بودن او بر ما پوشیده است. اما با توجه به نقل منابع شیعی، احتمال شیعه بودن پرسشگر وجود دارد.

۴. رجوع به اصحاب، تابعین و عالمان شیعی

عده ای از شیعیان که به امام دسترسی نداشته اند، با مراجعه به اصحاب و تابعین بزرگ شیعی، همچون سلمان فارسی، مقداد، جابر بن عبداللّه انصاری، محمد حنفیه، علی و عبیداللّه ابن ابی رافع، سعید بن جبیر، قاسم بن محمد ابی بکر، ابوخالد کابلی، و ابوحمزهٔ ثمالی، از وظایف شرعی خود آگاه می شدند (برای نمونه نک.: ابن قدامهٔ مقدسی، ۱۴۰۵: ۱/۴۶۶؛ الحمیری، بی تا: ۱/۳۷؛ سید مرتضی، ۱۴۱۷: ۴۱۴؛ طوسی، ۱۴۰۷ الف: ۴/۲۴ و ۷۳؛ و ۶/۳۰۶؛ نجاشی، ۱۴۰۷: ۷؛ حرّ عاملی، ۱۴۰۹: ۱/۱۹۱، ۳۱۹ و ۴۴۹-۴۵۰ و ۲/۲۶۱ و ۲۸۵). ارزش کاری تابعین شیعه و تابعان آنها در زنده نگه داشتن میراث نبوی ۹ تا جایی است که حتی مخالفانی چون ذهبی نیز بدان معترف اند (الذهبی، ۱۹۹۵: ۱/۱۱۸).

بعضی در باب رجوع به اصحاب عادل در شناخت مسائل شرعی با اشاره به معصومان نخست: نوشته اند:

شیعیان در این دوره به امیرالمؤمنین علی، فرزندانش امام حسن و امام حسین: و مادر آن دو یعنی فاطمهٔ زهرا ۳، اصحاب عادل و مورد وثوق مانند سلمان، مقداد، ابوذر و امثال آنها برای شناخت احکام شرعی شان رجوع می کردند؛ چراکه به عصمت ایشان و یازده فرزند حضرت، و اینکه علم ماکان و مایکون، حتی دیهٔ یک خراش نزد آنها است، اعتقاد داشته و از اصحاب عادل هم اطمینان حاصل کرده بودند (کاشف الغطاء، ۱۳۹۹: ۴۱).

عده ای هم نام افرادی که فتاوای خود را از امامان چهارگانهٔ نخست اخذ می کردند، به تفکیک برشمرده اند (سبحانی، بی تا: ۱۳۵-۱۴۰). شاید برخی با توجه به روایت امام صادق راجع به دوران قبل از امامت پدرشان، مدعی شوند که شیعیان در مناطق مختلف، به ویژه در شهرهای دور از مراکز تشیع، برای اخذ احکام دینی فقط به عالمان غیرشیعی مراجعه می کردند؛ اما این مطلب درست به نظر نمی رسد؛ زیرا بنا به آنچه گفته شد، بعضی از آنها به اصحاب و تابعین شیعی در بلاد مختلف رجوع کرده و برخی نیز مطابق با اصول هرچند ساده، ولی القاشده از سوی امامان، ناگزیر به اجتهاد بوده اند. علاوه بر آن، نمی توان اثبات کرد که حضرت در مقام بیان انحصار رجوع شیعیان به غیر است؛ در واقع، ایشان در پی بیان اثبات چیزی بوده اند نه در صدد نفی ماعدای آن.

امام خمینی; هم در تأیید رجوع شیعیان به عالمان شیعه در مناطقی که به امام دسترسی نداشتند، انکار رجوع عوام شیعه در شهرهای دور از ائمه: به علمای شیعه را گزاف محض می داند (موسوی خمینی، ۱۳۷۶: ۸۱).

۵. رجوع احتمالی به مکتوبات یا احادیث فقهی از امامان: یا اصحابشان

مسئله دیگر، رجوع احتمالی شیعیان به برخی مکتوبات فقهی ای است که امامان نخستین یا اصحاب آنان نوشته اند؛ چراکه آنها به دستور منع تدوین حدیث در قرن اول، وقعی ننهادند و بر مأموریت خطیر خود در انتقال سنت نبوی ۹ اشراف داشتند. این از امتیازات فقه شیعه به شمار می رود که با در اختیار داشتن این سنت، از مسیری مطمئن، پس از قرآن بدان استناد می جستند.

به احتمال فراوان، این مکتوبات مانند کتاب های فقهی ابورافع و دو فرزندش، دست نوشتهٔ فقهی امام مجتبی، بخش های فقهی رسالهٔ حقوق امام سجاد (ابن شعبه حرانی، ۱۴۰۴: ۲۵۵-۲۷۲) و دیگر دست نوشته ها و مکتوبات، در اختیار عده ای از شیعیان قرار داشته و محل رجوع آنان در احکام دین بوده است. از روایات چنین برمی آید (برای نمونه نک.: کلینی، ۱۳۶۵: ۱/۲۴۱-۲۴۲) که گویا کتاب الجامعه امام علی فقط در اختیار امامان بعد از ایشان بوده و مردم عادی توان استفادهٔ مستقیم از آن را نداشته اند. همچنین، احادیث فقهی منقول از امامان نیز که سینه به سینه در میان شیعیان نقل می شد، می تواند گونهٔ دیگری از استفادهٔ فقهی شیعیان از مصدر امامت باشد.

نتیجه

نظر به مطالب گذشته، باید گفت چگونگی دریافت و عمل شیعیان به فقه در دورهٔ نخست فقه شیعی، آن گونه نیست که برخی چهره ای کاملاً مبهم از آن ترسیم می کنند. با رجوع به منابع روایی، تاریخی و فقهی، درمی یابیم که در این دوره که امامان با مشکلات فراوانی چون وجود دستگاه حکومتی اموی، نداشتن دغدغه در مسائل فقهی بسان دوره های بعد، وقایع پس از حادثهٔ کربلا و نبود حکومت قدرتمند شیعی در جهت نشر و گسترش فقه شیعه روبه رو بودند، با وجود منع تدوین حدیث، با تلاش های خود و تربیت یارانی فقیه و دارای مکتوبات فقهی، گام مهمی در بسترسازی برای شکوفایی فقه برداشتند. بیشترین روایات فقهی در میان امامان نخست، از امام علی، سپس از امام سجاد و در مرتبهٔ بعدی از امام حسن و امام حسین: نقل شده است.

روایات فقهی و نقل های موجود تاریخی نشان می دهد در دوره ای که عامهٔ مسلمانان به خلفا و فقهای مکتب آنان رجوع می کردند، امامان چهارگانهٔ شیعه: و یاران فقهی ایشان، محل رجوع شیعیان در برخی مسائل شرعی قرار می گرفتند که این از طریق پرسش مستقیم از امام، پرسش از اصحاب، تابعین و عالمان شیعی یا به احتمال فراوان، رجوع به مکتوبات و دست نوشته های موجود از امامان، مانند امام حسن مجتبی و امام سجاد یا اصحاب ایشان نظیر ابورافع و دو فرزندش، انجام می گرفته است. راه دیگر اخذ فقه از امامان، عمل به اجتهاد بر اساس اصول القاشده از سوی آنان به شیعیان در شهرهایی است که از امام معصوم یا عالمان شیعی خالی بوده است. رجوع به عالمان و فقیهان غیرشیعی نیز طریق دیگری در عمل شیعیان به فقه بوده که امامان تقبیح نکرده اند و شاید بتوان آن را زمینه و قدمی دیگر در تحکیم مسئلهٔ وحدت و نزدیکی میان مذاهب اسلامی برشمرد.

مراجع

ابن ابی الحدید، عبدالحمید بن هبه اللّه (۱۴۰۴). شرح نهج البلاغه لابن ابی الحدید، قم: کتاب خانهٔ آیت اللّه مرعشی نجفی، چاپ اول.

ابن ابی شیبه الکوفی، عبداللّه بن محمد (۱۴۰۹). المصنف، تحقیق: کمال یوسف الحوت، ریاض: مکتبه الرشد، الطبعه الاولی.

ابن جوزی، سبط (۱۴۱۸). تذکره الخواص، قم: منشورات الشریف الرضی.

ابن حزم اندلسی، علی (۱۴۰۴). الأحکام فی اصول الأحکام، قاهره: دار الحدیث، الطبعه الاولی.

ابن خلکان، احمد بن محمد بن ابی بکر (۱۹۷۱). وفیات الأعیان و أنباء أبناء الزمان، تحقیق: احسان عباس، بیروت: دار صادر، الطبعه الاولی.

ابن خیاط اللیثی العصفری (شباب)، خلیفه (۱۴۱۵). تاریخ خلیفه بن خیاط، تحقیق: فواز، بیروت: دار الکتب العلمیه، الطبعه الاولی.

ابن داود حلی، حسن بن علی (۱۳۸۳). رجال ابن داود، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

ابن سعد الهاشمی البصری، محمد (۱۴۱۰). الطبقات الکبری، تحقیق: محمد عبدالقادر عطا، بیروت: دار الکتب العلمیه، الطبعه الاولی.

ابن شعبه حرانی، حسن (۱۴۰۴). تحف العقول، قم: انتشارات جامعهٔ مدرسین حوزهٔ علمیهٔ قم.

ابن شهرآشوب مازندرانی، محمد (۱۳۷۹). المناقب، قم: علامه.

ابن عبدالبر، یوسف بن عبداللّه (۱۴۱۲). الاستیعاب فی معرفه الأصحاب، تحقیق: علی  محمد البجاوی، بیروت: دار الجیل، الطبعه الاولی.

ابن عساکر الشافعی، علی بن حسن (۱۹۹۵). تاریخ مدینه دمشق و ذکر فضلها و تسمیه من حلها من الأماثل، تحقیق: عمر بن غرامه العمری، بیروت: دار الفکر.

ابن فهد حلی، احمد بن محمد (۱۴۰۷). عده الداعی و نجاح الساعی، بیروت: دار الکتاب العربی، الطبعه الاولی.

ابن قدامه المقدسی، عبداللّه بن أحمد (۱۴۰۵). المغنی فی فقه الإمام أحمد بن حنبل الشیبانی، بیروت: دار الفکر، الطبعه الاولی.

امین مصری، احمد (۱۹۶۹). فجر الاسلام، بیروت: دار الکتاب العربی، الطبعه العاشره.

امین، سید محسن (۱۴۰۶). اعیان الشیعه، بیروت: دار التعارف للمطبوعات.

آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن (۱۴۰۸). الذریعه إلی تصانیف الشیعه، قم: اسماعیلیان/تهران: کتاب خانهٔ اسلامیه.

البسوی، یعقوب بن سفیان (۱۴۰۱). المعرفه والتاریخ، تحقیق: اکرم ضیاء العمری، بیروت: مؤسسه الرساله، الطبعه الثانیه.

البلاذری، أحمد بن یحیی بن جابر (۱۴۱۷). جمل من انساب الأشراف، تحقیق: سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت: دار الفکر، الطبعه الاولی.

تمیمی مغربی، نعمان بن محمد (۱۳۸۵). دعائم الإسلام، قم: مؤسسهٔ آل البیت: لإحیاء التراث، الطبعه الثانیه.

ثقفی کوفی، ابراهیم بن محمد (۱۳۵۳). الغارات، تحقیق: جلال الدین حسینی ارموی، تهران: انجمن آثار ملی.

جمعی از نویسندگان (۱۴۲۷). دائره المعارف فقه مقارن، تحت اشراف: ناصر مکارم شیرازی، قم: انتشارات مدرسهٔ امام علی بن ابی طالب ۷، چاپ اول.

حرّ عاملی، محمد بن حسن (۱۴۰۹). وسائل الشیعه، قم: مؤسسهٔ آل البیت:، چاپ اول.

حسنی، هاشم معروف (۱۴۱۱). تاریخ الفقه الجعفری، قم: دار الکتاب الإسلامی، چاپ اول.

حسینی شیرازی، سید محمد (۱۴۲۸). من فقه الزهراء، قم: رشید، چاپ اول.

حلی، حسن بن یوسف (۱۳۸۱). خلاصه الاقوال فی معرفه احوال الرجال، نجف: مطبعه الحیدریه، الطبعه الثانیه.

الحمیری، عبداللّه بن جعفر (بی تا). قرب الإسناد، تهران: مکتبه نینوا.

الدهلوی، احمد بن عبدالرحیم ولی اللّه (۱۴۰۴). الإنصاف فی بیان أسباب الاختلاف، تحقیق: عبدالفتاح ابوغده، بیروت: دار النفائس، الطبعه الثانیه.

الدهلوی، احمد بن عبدالرحیم ولی اللّه (بی تا). حجه اللّه البالغه، تحقیق: سید سابق، قاهره/بغداد: دار الکتب الحدیثه/ مکتبه المثنی.

الدینوری، احمد بن داود (۱۳۶۸). الأخبار الطوال، تحقیق: عبدالمنعم عامر، قم: منشورات الرضی.

الذهبی، محمد بن احمد (۱۹۹۵). میزان الاعتدال فی نقد الرجال، تحقیق: علی محمد معوض و عادل احمد عبدالموجود، بیروت: دار الکتب العلمیه.

الذهبی، محمد بن احمد (۱۴۱۹). تذکره الحفاظ، تحقیق: زکریا عمیرات، بیروت: دار الکتب العلمیه، الطبعه الاولی.

سبحانی، جعفر (بی تا). تاریخ الفقه الإسلامی و أدواره، بیروت: دار الأضواء.

سید مرتضی (۱۴۱۷). المسائل الناصریات، تحقیق: مرکز البحوث والدراسات العلمیه، تهران: رابطه الثقافه والعلاقات الإسلامیه، الطبعه الاولی.

شهابی، محمود (۱۳۷۲). ادوار فقه، تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ چهارم.

الشیرازی الفیروزآبادی، ابراهیم بن علی (۱۹۷۰). طبقات الفقهاء، تحقیق: احسان عباس، بیروت: دار الرائد.

صدر، سید حسن (۱۳۷۵). تأسیس الشیعه لعلوم الاسلام، تهران: انتشارات اعلمی، چاپ دوم.

صدوق، محمد بن علی (۱۳۶۲). الخصال، قم: جامعهٔ مدرسین، چاپ اول.

صدوق، محمد بن علی (۱۴۱۳). من لایحضره الفقیه، تحقیق: علی اکبر غفاری، قم: دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم.

صدوق، محمد بن علی (بی تا). علل الشرائع، قم: انتشارات داوری.

طبری، محمد بن جریر (۱۳۸۷/۱۹۶۷). تاریخ الأمم والملوک، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: دار التراث، الطبعه الثانیه.

طوسی، محمد بن حسن (۱۴۰۷ الف). الخلاف، قم: دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول.

طوسی، محمد بن حسن (۱۴۰۷ ب). تهذیب الأحکام، تهران: دار الکتب الاسلامیه، چاپ چهارم.

العاملی، محمود قانصو (۲۰۰۵). کتاب علی  (الجامعه)، بیروت: دار المدی.

عطاردی، عزیزاللّه (۱۳۷۳). مسند الإمام المجتبی ابی محمد الحسن بن علی ، تهران: نشر عطارد، چاپ اول.

عطاردی، عزیزاللّه (۱۳۷۶). مسند الإمام الحسین ، تهران: نشر عطارد، چاپ اول.

عطاردی، عزیزاللّه (۱۳۷۹). مسند الإمام السجاد، تهران: نشر عطارد، چاپ اول.

عطاردی، عزیزاللّه (۱۳۸۶). مسند الإمام امیرالمؤمنین ابی  الحسن علی بن ابی  طالب ، تهران: نشر عطارد، چاپ اول.

عطاردی، عزیزاللّه (۱۴۱۲). مسند فاطمه الزهراء (س)، تهران: نشر عطارد، چاپ اول.

فضلی، عبدالهادی؛ و دیگران (۱۴۳۱). المذاهب الإسلامیه الخمسه؛ تاریخ و توثیق، بیروت: الغدیر، الطبعه الثالثه.

کاشف الغطاء، علی بن محمدرضا (۱۳۹۹). أدوار علم الفقه و أطواره، بیروت: دار الزهراء، الطبعه الاولی.

الکشی، محمد بن عمر (۱۳۴۸). رجال الکشی، مشهد: مؤسسهٔ نشر دانشگاه مشهد.

کلینی، محمد بن یعقوب (۱۳۶۵). الکافی، تهران: دار الکتب الاسلامیه.

لالانی، ارزینا (۱۳۸۱). نخستین اندیشه های شیعی (تعالیم امام محمد باقر )، ترجمه: فریدون بدره ای، تهران: فرزان روز، چاپ اول.

مدیر شانه چی، کاظم (۱۳۷۵). علم الحدیث و درایه الحدیث، قم: دفتر انتشارات اسلامی، چاپ یازدهم.

المزی، یوسف بن زکی (۱۴۰۰). تهذیب الکمال، تحقیق: بشار عواد معروف، بیروت: مؤسسه الرساله، الطبعه الاولی.

مفید، نعمان بن محمد (۱۴۱۳). الإرشاد فی معرفه حجج اللّه علی العباد، قم: کنگرهٔ شیخ مفید، چاپ اول.

المقدسی، مطهر بن طاهر (بی تا). البدء والتاریخ، بور سعید: مکتبه الثقافه الدینیه.

المکی، محمد بن علی (۱۴۲۶). قوت القلوب فی معامله المحبوب و وصف طریق المرید إلی مقام التوحید، تحقیق: عاصم إبراهیم الکیالی، بیروت: دار الکتب العلمیه، الطبعه الثانیه.

موسوی خمینی، سید روح اللّه (۱۳۷۶). الإجتهاد والتقلید، قم: مؤسسهٔ تنظیم و نشر آثار امام خمینی;، چاپ اول.

نجاشی، احمد بن علی (۱۴۰۷). رجال النجاشی (فهرست اسماء مصنفی الشیعه)، قم: دفتر انتشارات اسلامی.

النیسابوری، مسلم بن حجاج (بی تا). صحیح مسلم، تحقیق: محمد فؤاد عبدالباقی، بیروت: دار إحیاء التراث العربی.

نویسندگان:

سید مرتضی عادلی: طلبه و مدرس مجتمع آموزش عالی امام خمینی (ره) 

قاسم جوادی: استادیار گروه ادیان و مذاهب گروه جامعه المصطفی

پژوهشنامه مذاهب اسلامی شماره ۷

انتهای متن/

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.