×

منوی سایت

اخبار ویژه

امروز : پنجشنبه / ۱۱ تیر / ۱۴۰۵  .::.   برابر با : Thursday, 2 July , 2026

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی خبر قم به نقل از گروه رسانه‌های خبرگزاری تسنیم، آیت‌الله عبدالکریم حائری یزدی یکی از شخصیت‌های تأثیرگذار و از فقهای بنام در تاریخ معاصر ایران به حساب می‌آید. اهمیت مواضع ایشان از آنجاست که احیای حوزه علمیه قم به دست ایشان اتفاق افتاده است. از همین رو این نوشتار بر آن است ضمن واکاوی اندیشه سیاسی این مجتهد بزرگ به بررسی ابعاد فقه حکومتی از منظر ایشان بپردازد.

   

وضعیت دوران حیات آیت‌الله حائری یزدی

 

آیت‌الله حائری یزدی مرجع تقلید مسلم شیعیان پس از میرزای شیرازی، در روستای میبد از توابع یزد به دنیا آمد. ایشان مقدمات علوم دینی را در همان یزد فراگرفت و در سن ۱۸ سالگی به عراق عزیمت کرده و پای درس آیت‌الله میرزای شیرازی تلمذ نمود. 

وی پس از سال‌ها حضور در نجف، کربلا و سامرا به درخواست علمای ایران به کشور بازگشت و مدرسه فیضیه قم را پس از آن‌که میرزامحمد فیض قمی آن را مرمت و بازسازی کرده بود محلی برای تربیت طلاب علوم دینی قرار داد.

بدین سان آیت‌الله حائری یزدی پایه‌های حوزه علمیه قم را بنا نهاد که در مکتب آن فقهای بزرگی تربیت شدند.

آیت‌الله حائری یزدی در حالی موفق به احیای مدرسه علوم دینی در قم شد که دوران حیات ایشان با ناآرامی‌های بسیار در عرصه سیاسی همراه بود. 

این دوران، معاصر با مشروطیت بود که از یک سو هجوم روشنفکران به عرصه ترویج اعتقادات و از سوی دیگر ورود روحانیت به صورت جدی به عرصه سیاست را به همراه داشت. با روی کار آمدن حکومت پهلوی و رویکرد ضد روحانیت رضاشاه فشار سنگینی بر روحانیت وارد آمد و سلطنت رضاشاه همراه با سرکوب اختناق و استبداد شدید بود. 

در چنین شرایطی و در سال ۱۳۰۱ هجری شمسی حوزه بزرگ علمیه قم را تأسیس کرد و پس از آن آیت‌الله مؤسس لقب گرفتند. 

هدف اساسی شیخ از تأسیس حوزه علمیه، اشاعه باورهای مذهبی در جامعه اسلامی بود که در دوران مشروطیت با حضور اندیشه‌های غربی تا حدودی دچار انزوا شده بود.

هدف دوم ایشان تلاش برای احیای نظام فقاهت و پرورش تخصصی طلاب در ابواب مختلفه فقهی به گونه‌ای بود که بتوانند در خصوص مسائل روز صاحب حکم و فتوا باشند.

 

رویکرد شیخ در دخالت در امور سیاسی

 

برداشت‌های مختلفی از رویکرد سیاسی شیخ عبدالکریم حائری یزدی صورت گرفته است. برخی معتقدند سکوت وی مقابل روی کار آمدن و سیاست‌های رضاخان به منزله همراهی سازش با حکومت پهلوی بوده است در حالی که شواهد متعددی این فرضیه را رد می‌کند. 

 برخی معتقدند با توجه به شرایط سیاسی موضوع و هدف ایشان در احیای حوزه، ایشان سیاست تغییر را در پیش گرفته بودند. جالب است ایشان در پاسخ به فردی که در اعتراض به سکوت ایشان خطاب به شیخ می‌گویند آیا می‌دانی پهلوی می‌خواهد ایران را نصرانی کند؟ چنین پاسخ می‌دهند می‌دانم ولی آیا شما می‌خواهید کاری کنم که زودتر این کار را بکند؟ همین نقل قول از ایشان نشان می‌دهد که وی معترض به سیاست‌های پهلوی بوده و از روی رضایت یا سازش تن به این سیاست‌ها نداده است. اتفاقاً مواجهه رضاخان میرپنج با آیت‌الله حائری نه از سر رفاقت بلکه به‌شدت همراه بوده است: «اگر حاج شیخ عبدالکریم نفس می‌کشید، یک کلمه‌ای می‌گفت فوری ماشین روانه خانه‌اش یا حوزه می‌کردم و می‌فرستادم آنجا که عرب نی انداخت!»

حتی در برخی موارد که شیخ معترض به سیاست‌های حکومت در مواردی چون کشف حجاب شده بود رضاشاه با بی‌ادبی تمام در پیامی می‌نویسد: «رفتارتان را عوض کنید و گرنه حوزه قم را با خاک یکسان می‌کنند. کشور مجاور ما کشف حجاب کرده و به اروپا ملحق شده است، ما نیز باید این کار را بکنیم و این تصمیم هرگز لغو نمی‌شود.» 

اتفاقاً پس از اعتراض آیت‌الله حائری، رضاخان از روی لجبازی متحدالشکل کردن لباس‌ها و کشف حجاب را در قم با شدت بیشتری پیگیری می‌کند به طوری‌که آیت‌الله حائری خطاب به اطرافیان می‌گویند: «دیدی اگر تلگراف نمی‌کردم یک عده گرفتار نمی‌شدند و این قدر هم تسریع در متحدالشکل شدن غم نمی‌شد.» 

از برخوردهای فوق می‌توان چنین نتیجه گرفت که سکوت شیخ ناشی از این مسئله بوده است که او دو انتخاب داشته است. انتخاب اول مقابله و اعتراض شدید به سیاست‌های حکومت که نتیجه آن تخریب حوزه تازه‌تأسیس قم و افزایش اهانت‌ها به دین با همراهی حکومت و روشنفکران وابسته به حکومت می‌بود. انتخاب دوم تغییر و در عوض اهتمام به افزایش قدرت و استحکام پایه‌های حوزه علمیه قم و تربیت شاگردانی در فضای علوم دینی بود که بتوانند جامعه را به آگاهی لازم برای انتخاب مسیر درست حرکت و رهایی از استبداد و استعمار برسانند. 

در پاسخ به اعتراض برخی گروه‌های مردم که از وی می‌خواستند مقابل حکومت پهلوی دست به قیام بزنند چنین پاسخ می‌داد: «آن کس که می‌خواهد قیام کند باید طرفدار داشته باشد. باید همه قیام کنند و از خودگذشتگی داشته باشند. من با تاجری که حاضر نیست از منافع خود دست بکشد و وکیلی که حاضر نیست از ماهی ۲۰۰ تومان بگذرد چه کاری می‌توانم بکنم؟»

امام خمینی که از درس‌آموختگان مکتب آیت‌الله حائری در قم بوده است رویکرد سیاسی ایشان را در مواجهه با حکومت پهلوی منطبق با شرایط و اوضاع جامعه می‌دانند و اعتقاد دارند: «اگر مرحوم حاج شیخ در حال حاضر بودند کاری را انجام می‌دادند که من انجام دادم و تأسیس حوزه علمیه در آن زمان از جهت سیاسی کمتر از تأسیس جمهوری اسلامی در ایران امروز نبود.»

  

نظریه شیخ پیرامون حکومت اسلامی

 

گرچه شیخ عبدالکریم به واسطه فعالیت اجرایی سنگین در حوزه علمیه قم و علاوه یر آن، به عهده گرفتن بسیاری دیگر از امور شهر قم همچون تأسیس اولین بیمارستان در قم، تعمیر و بازسازی مدرسه دارالشفا، تأسیس کتابخانه فیضیه، ایجاد قبرستان و غسالخانه، ایجاد سد و سیل‌بند در رودخانه قم، احداث واحد‌های مسکونی برای سیل‌زدگان شهر و… همچون استادش میرزای شیرازی، کمتر فرصت برای تألیف اندیشه‌هایش یافت. 

لذا بحث مدون و دقیقی از ایشان پیرامون کیفیت اعمال ولایت فقیه نمی‌توان یافت اما اجمالاً منبعی که از ایشان قابل بررسی است، تقریراتی است که مرحوم آیت‌الله محمدعلی اراکی از ایشان ثبت نموده است. 

در این مجموعه که به «کتب البیع و المکاسب المحرمه» مشهور است، به ضرورت وجود حکومت اسلامی به منظور حفاظت از اموال و ناموس مردم اشاره می‌کند. 

شیخ عبدالکریم وجود دولت و حاکمیت را برای تأمین ضرورت‌های اجتماعی مردم، صیانت از اموال مسلمین و دفع شر دشمنان ضروری می‌شمرد. 

تفاوت دیدگاه ایشان در مسئله حکومت دینی با فقهای دیگر قائل به ضرورت تشکیل دینی، آن است که شیخ، تشکیل حکومت و زعامت آن را وظیفه خاصه فقها نمی‌دانند و اعتقاد دارند هر آن کس که در توان داشته باشد، دولت مقتدری را در دست بگیرد و معتقد به باورهای شیعی باشد، از دایره سلطان جائر خارج است. علی‌الظاهر ایشان معتقد به محدود بودن دامنه ولایت عامه فقها به محجورین و عدم انتقال همه شئون معصوم در عصر غیبت به فقیه بودند. مجموعاً اینکه ایشان معتقدند تشکیل حکومت صالح و پرهیز از سلطان جائر وظیفه‌ای است که در آن تفاوتی بین فقیه و غیرفقیه نیست. 

همچنین در نگاه شیخ در عصر غیبت سلطانی که بتواند جلوی ظلم و جور را بگیرد و مفاسد را از جامعه مسلمین دور نماید مصداق سلطان جائر محسوب نمی‌شود. ایشان در زمینه سلطان جائر معتقد است: روایاتی که درباره ظالم و غاصب بودن حاکمان در احادیث موجود است مربوط به حاکمان شیعه نمی‌شود. 

گرچه دیدگاه شیخ درباره حکومت اسلامی و شیوه اعمال ولایت فقها قابل نقد است اما باید به شرایط اجتماعی حاکم بر عصری که وی در آن می‌زیست نیز نگریست. عمده نظریات فقهی ایشان پیرامون موضوع سلطنت در جامعه اسلامی به اوایل دوران حکومت پهلوی اول بازمی‌گردد. در این دوران رضاخان پس از روی کار آمدن به شدت تظاهرات ریاکارانه مذهبی از خود داشت و خود را همراه با اعتقادات مذهبی جامعه شیعی نشان می‌داد. رضاشاه پس از تثبیت حکومت خود اما رویه سابق را در پیش نگرفت و با نام پروژه مدرن‌سازی ایران بسیاری از اعتقادات مذهبی جامعه اسلامی را زیر پا گذاشت و مذاهب اسلامی را در جامعه سرکوب کرد. 

چه بسا اگر تظاهر ریاکارانه رضا شاه زودتر رنگ می‌باخت، این مسئله تأثیر خود را بر نظریات فقهی آیت‌الله نیز می‌گذاشت. شاید بتوان برای فهم بهتر نظر فقهی شیخ عبدالکریم حائری پیرامون سیاست، با تقسیم‌بندی انواع نظریات ذکر شده در ادوار مختلف توسط فقها جایگاه نظریه ایشان را بهتر تبیین کرد. 

به طور کلی این نظرات را می‌توان در پنج گروه جای داد:

۱- گفتمان امامت و نیابت خاص (در دوران ظهور امام و غیبت صغری)

۲- گفتمان سلطان عادل تا حدود سال ۱۰۰۰ هجری قمری

۳- گفتمان مشروعیت‌بخشی به سلطان توسط فقیه (عمدتاً در عصر صفوی) 

۴- گفتمان مشروطه مشروعه در دوران مشروطیت

۵- گفتمان ضرورت حکومت فقیه به عنوان ولایت فقیه (عمدتاً در سال‌های منتهی به انقلاب اسلامی)

با تقسیم‌بندی فوق شاید بتوان نظریه شیخ عبدالکریم حائری را در گروه دوم جای داد که بیشتر تمرکز بر توصیف ویژگی‌های سلطان جائر و نفی آن در جامعه اسلامی دارد. 

منبع: جوان

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.