- نویسنده : حسین همتی نژاد
- ۲۷ دی ۱۳۹۶
- کد خبر 61997
- ایمیل
- پرینت

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی خبر قم به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از عطارنیوز، عقل و دین هر دو، موهبت الهی و از نعمات گران بهای حضرت حق هستند که بر بشریت ارزانی داشته شده اند. کرامت انسان در گرو تکریم و تعظیم هر دوی آن هاست و اقبال به یکی و ادبار از دیگری، پیامدهای خسارت بار و جبران ناپذیری را به دنبال دارد به گونه ای که مسلماً تکیه به عقل صرف و پرهیز از دین باعث طغیان انسان و بی مهار شدن نفس می گردد و بی هویتی و حیرانی و بحران انسان معاصر نیز زائیده خردورزی افراطی جهان کنونی است(رک: کلام جدید، ص۸۳)از سوی دیگر دینی که فارغ از عقل باشد یا گرفتار جهالت می گردد و یا در انواع خرافه ها و تحریف ها آلوده می شود و در نهایت در چنبره جمود و تحجر گرفتار می شود. بنابراین فهم و دفاع معقول از دین تنها راه صحیحی است که باعث دست یافتن به سنت معهود آن امام می گردد این عقلانیت در سرتاسر حیات رضوی هویداست.
امام رضا(ع) جایگاه عقل را در حیات انسان تذکر داده و می فرمایند: «دوست راستین هرکس عقل اوست و دشمن او جهل اوست»(عیون اخبار الرضا(ع)، ج۱، ص۱۳۶).
حضرت در باب اهمیت استفاده از عقل، هم در بعد نظری و هم در بعد عملی، می فرمایند: «العقلُ یُعرف به الصادق علی الله فیُصدِّقه»(توحید صدوق، ص۲۱۰) عقل حجتی است که به وسیله او راست گو و تصدیق کننده خدا شناخته و تصدیق می شود.
کاربرد مبانی عقل نظری
در سخنان ائمه(ع) کاربرد عقل نظری در مباحث کلامی و اثبات مسائل الهیات متبلور است. در علم منطق راه های( اصناف قیاسات) اثبات ادعا را پنج صنف دانسته اند که عبارتند از: برهان، جدل، خطابه، شعر و مغالطه.( شرح الاشارات، ج۱، ص۲۸۷). در فلسفه تنها، روش برهان است که مقبول است و به نحو یقینی به اثبات مطلوب می پردازد ولی در مباحث کلامی با توجه به تبار مخاطبین می توان از روش های دیگر، جز مغالطه، نیز استفاده کرد. خداوند نیز در قرآن می فرماید: به سه نحو به راه الهی دعوت کن: حکمت که همان برهان است، موعظه حسنه و جدل احسن( نحل، ۱۲۵). ائمه(ع) نیز که خود قرآن ناطق و مجسم هستند می فرمایند: « الامام …. یدعو الی سبیل ربه بالحکمه و الموعظه الحسنه و الحجه البالغه»( بحار الانوار، ج۲۵، ۱۲۳)؛ امام …… با حکمت، پند نیکو و دلیل رسا به راه خدا دعوت می کند». این کلام گویای بکارگیری عقل و خرد در مباحث الهیاتی و کلامی است.
۱-۱ خردورزی دینی
لزوم حسن و قبح عقلی و متکی بودن حسن و قبح شرعی بر آن در روایات معصومین(ع) بطور مکرر آمده است. از دیدگاه ایشان دین و عقل عضو جدایی ناپذیر بوده و با هم پیوند ناگسستنی دارند چنان که در این خصوص می فرمایند: « انما یدرک الخیر کله بالعقل و لا دین لمن لا عقل له»؛ «تمام خوبی ها با عقل درک می شود و کسی که عقل ندارد دین ندارد»
( میزان الحکمه، ج۶، ص۳۹۷). این حدیث شریف این مطلب را می رساند که حتی حسن و قبح شرعی نیز بر مبنای حسن و قبح عقلی است و اگر عقل نباشد، شرع نیز در شناخت خوبی ها و بدی ها معتبر نخواهد بود؛ بر این اساس است که متکلم معروف امامیه، خواجه طوسی، بیان می کند که اگر حسن و قبح عقلی نباشد، شرعی هم نخواهد بود؛ و لانتفائهما مطلقا لو ثبتا شرعا( کشفالمراد، ص۳۰۳).
از امام رضا(ع) است در زمان حضور آن حضرت از ایشان می پرسند: که در آیین یهود معجزات حضرت موسی(ع) و در زمان حضرت عیسی(ع)، معجزات آن حضرت حجت بوده است، ولی امرزو حجت خدا بر خلق چیست؟
«فَمَا الْحُجَّهُ عَلَى الْخَلْقِ الْیَوْمَ فَقَالَ الرضا(ع) ع الْعَقْلُ تَعْرِفُ بِهِ الصَّادِقَ عَلَى اللَّهِ فَتُصَدِّقُهُ وَ الْکَاذِبَ عَلَى اللَّهِ فَتُکَذِّبُهُ فَقَالَ ابْنُ السِّکِّیتِ هَذَا هُوَ وَ اللَّهِ الْجَوَابُ(بحار الأنوار، ج1، ص ۱۰۵)؛ « امروز حجت خدا بر خلق چیست ؟ امام(ع) فرمودند: عقل است، با آن راستگوی الهی شناخته شده و تصدیق می شود و نسبت دهنده دروغ به خدا شناخته و تکذیب می گردد. ابن سکیت گفت: به خدا سوگند این پاسخ تمام است».
در روایت مذکور توجه داده میشود که امام حضور دارد و کلمه «الیوم» نشانگر این واقعیت است که زمان حضور امام و حجت بالغه الهی است ولی آن حضرت حجیت عقل را مطرح نموده و نفرمودهاند که امروز حجت من هستم. این مطلب می فهماند که ابتدا باید با حجیت عقل پیش رفت، تا حجیت فرستادگان خدا را شناخت زیرا شناخت خدا و شناخت رسولان الهی و به تعبیر دیگر شناخت حجت ظاهری متوقف بر حجیت عقل و حجت باطنی است.
۱-۲- خودشناسی عقلانی
از دیگر مباحث مهم در باب کاربرد مباحث عقلی(نظری) و تاکید بر تعقل در خودشناسی است. خودشناسی به راه های گوناگون می تواند انجام پذیرد و به تعبیری خودشناسی های گوناگون داریم: خودشناسی تجربی، فلسفی، عرفانی و….( رک: انسان شناسی، ص۲۲-۲۴) اما آنچه قرآن و ائمه بر آن تاکید می کنند خودشناسی فلسفی یا عقلی است که در آن انسان با بکار گیری قوه عاقله به حقیقت خویش، آفرینش و هدف از آفرینش خود می رسد.
خودشناسی در بحث سبک زندگی انسان نقش بسیار تعیین کننده ای دارد. اخلاق یکی از عامل های مهم سبک زندگی اسلامی و معطوف به سعادت است. بدون خودشناسی نمی توان متخلق بود و عمل اخلاقیِ معطوفِ به کمال و سعادت انسانی انجام داد. خودشناسی مقدمه کار اخلاقی و رسیدن به کمال برای انسان است. با خودشناسی می توان استعدادها و توانائی ها، هدف زندگی، خداوند، موقعیت خود در نظام هستی، تأثیر زندگی دنیوی در آخرت، سهم ثروت در کیفیت زندگی، نقش مصیبت ها و خوشی ها در زندگی و نقش اخلاق نیکو با دیگران را شناخت و از این طریق بسیاری از مشکلات زندگی- بخصوص روحی و روانی- را حل کرد و زندگی سعادت آمیزی را برای خود رقم زد.
با شناخت خود است که می توان سبک زندگیای که معطوف به سعادت و لقاء الهی است انتخاب کرد؛ در چنین سبک زندگی ای، که مبتنی بر خردورزی در باب «خود»(خودشناسی) است، کمتر می توان سراغی از رذائل اخلاقی، بی بند وباری، تضییع حق دیگران، اسراف و تبذیر و صدها عوامل مخرب روح و روان انسان و جامعه سراغی گرفت. با خودشناسی است که می توان هم به شناخت خداوند به عنوان موثرترین معرفت ها بر عرصه عمل و رفتار انسان و هم به شناخت هدف خلقت و زندگی، که خود نقش بسیار مهمی در انتخاب سبک زندگی متعالی ایفا می کند، رهنمون شد.
انسان در طول حیات باید با عقل و خردش موجب اعتلای روح و سطح زندگی اش شود. در سبک زندگی به زیبایی دو گزینه ی مورد نیازانسان را برای رسیدن به کمال در کنار هم قرار داده شده است: تعقل و خود شناسی. بهترین و مؤثرترین کاربرد عقل، استفاده از آن در راه خودشناسی است.
عقل عملی درسبک زندگی
تصمیم گیری در باب تمام فعالیت های زندگی انسان در اختیار عقل اوست و به هر میزان که عقل وی آزادتر و بالاتر باشد تصمیم گیری های وی نیز شایسته تر و دقیق تر خواهد بود؛ تعقل و خردورزی نه تنها به تولید و کسب و کار و فعالیت های اقتصادی ثمر بخش جهت می دهد بلکه در مقابل سبک مصرف انسان را نیز تعیین کرده و از مواردی که بدور از عقل و خرد است، مانند اسراف و تبذیر، ممانعت میکند. کاربرد درست منابع گوناگون از ثمرات خردورزی است.
البته صحیح است که برخی ناهنجاری های عملی در عرصه اجتماع و خانواده محصول شرایط فرهنگی است ولی باید دقت داشت که چنین شرایط فرهنگی، که مولد چنان ناهنجاری هایی است، معلول دوری از خردورزی و بهره گیری از نعمت الهی عقل است.
دراین مجال بر آن نیستیم که تمام آنچه از قرآن و روایات از ثمرات عقل عملی گفته شده را استقصاء کنیم بلکه جهت نمونه به برخی از آن موارد به طور خلاصه اشاره می کنیم.
۱-۲ شکرگزاری
یکی از نتایج تعقل و خردورزی شکر از نعمت است. متکلمان وجوب شکر منعم را وجوب عقلی دانسته و بر این هستند که عقل سلیم انسانی حاکم به آن است. (رک: الإعتماد فی شرح واجبال اعتقاد، ص۳۸؛ارشاد الطالبین الی نهج المسترشدین، ص، ۲۵۴؛ الهیات، ج۱، ص 25)؛ انسانی که اعمال خویش را بر مبنای خرد و عقل استوار کرده است ضرورتا ًبه این نتیجه می رسد که باید در برابر نعمات شاکر باشد و کفر نعمت، که مصادیق زیادی از جمله اسراف و تبذیر را شامل می شود، نورزد. به موجب این حکم و آیه شریفه «لئن شکرتم لأزیدنکم و لإن کفرتم ان عذابی لشدید» (ابراهیم، ۷) یکی از ثمرات تعقل و خردورزی ازدیاد نعمت – مادی و معنوی- خواهد بود که در حیات انسان بسیار مهم است.
۲-۲ اعتدال درزندگی
یکی از عوامل مهم در سبک زندگی معقول عامل اعتدال است. اعتدال ثمره عقل و خرد است و کسی که بر مبنای عقل و خرد زندگی خویش را بنا نهد از چنین الگویی تبعیت خواهد نمود. اعتدال که به معنای میانه روی و عدم انحراف به افراط و تفریط است در تشریع احکام فردی و اجتماعی اسلام کاملاً مورد توجه بوده است و بر همین اساس قرآن کریم اما اسلام را امت میانه و وسط نامیده است.(بقره،آیه ۱۴۳). در فرهنگ اسلامی نیز نظام هستی بر مبنای عدالت و اعتدال بنا نهاده شده است و انسان کامل نیز معتدل ترین شخصیت در همه ابعاد است.
از این رو مطالب هدین و تعالیم آن از همه انسان ها میانه روی در زندگی است و این که هرگز به افراط و تفریط تمایل پیدا نکنند.
از نظر اسلام میانه روی قلمرو وسیعی دارد و از جزئی ترین موضوعات و مسائل فردی گرفته تا امور اجتماعی و اقتصادی و غیره را در برمی گیرد.
۳-۲ مهرورزی
یکی از ثمرات استفاده از عقل بخصوص در بعد عملی زندگی «مهرورزی» است. کسی که بر اساس موازین عقلی رفتار کند ضرورتا نسبت به هم نوعان خویش مهربان خواهد بود. مهربانی در کلام معصومین(ع) شدیدا ًمورد تأکید قرار گرفته است چرا که یکی از نشانه های تخلق به اخلاق الهی مهربانی است همان گونه که خداوند نیز مهربان است. در همین خصوص امام رضا (ع) از پیامبر(ص) نقل می کنند که فرموند: «أْسُ الْعَقْل ِبَعْدَ الْإِیمَان ِبِاللَّهِ التَّوَدُّدُ إِلَى النَّاسِ وَ اصْطِنَاعُ الْخَیْرِ إِلَى کُلِّ بَرّ ٍوَ فَاجِر» (عیون اخبار الرضا، ج۲، ص۳۵)؛ سرآمد خردمندی– پس از ایمان به خدا- مردم دوستی و نیکی نسبت به همه مردم است، خواهان خوب و خواه بد.
خوش رویی یکی دیگر از مصادیق مهرورزی است که امام رضا(ع) در این خصوص می فرمایند: « کسی که به صورت مؤمنی لبخند بزند، خدا برای او حسنه می نویسد و کسی که خدا برایش حسنه بنویسد او را عذاب نمی کند»(وسائل الشیعه، حر عاملی، ج۸، ص۴۸۳)
۴-۲ صبر
صبر یکی دیگر از ثمرات عقل عملی است. بخصوص در باره صبر بر بلایا و مشکلات در کلام معصومین بسیار آمده و سفارش شده است؛ چرا که دنیا دار بلیه و امتحان است و کسانی به اوج رفعت و بلندی می رسند که در گردونه بلایا نابود نگشته و صبر پیشه کنند. امام رضا(ع) یکی از نشانه های انسان های کامل و برگزیده را همین صبردر برابر بلاها و فتنه ها دانسته اند:
سُئِلَ النَّبِیُّ ص عَنْ خِیَارِ الْعِبَادِ فَقَالَ الَّذِینَ إِذَا أَحْسَنُوا اسْتَبْشَرُوا وَ إِذَا أَسَاءُوا اسْتَغْفَرُوا وَ إِذَا أُعْطُوا شَکَرُوا وَ إِذَا ابْتُلُوا صَبَرُوا وَ إِذَا غَضِبُوا غَفَرُوا»(کافی، ج۲، ص۲۴۰)؛ از بندگان برگزیده از حضرتش سؤال شد ایشان در پاسخ فرمودند: بندگان برگزیده کسانی هستند که چون نیکی کنند توفیقی که یافتند شادمان گردند و چون عمل بدی انجام دهند از درگاه خدا مغفرت جویند و هرگاه عطایی به آنها شود شکر گویند و چون در بلایی افتند شکیبایی ورزند و در هنگاه خشم از مورد غضب در گذرند»
در حدیثی دیگر از ایشان آمده است که صبر و شکیبایی را از ارکان ایمان دانسته و فرمودند: هیچ بنده ای حقیقت ایمان را به کمال نمی رساند مگر اینکه در او سه خصلت باشد: در علم دین بصیرت پیدا کند، در معیشت اندازه نیکو نگه دارد( مدیریت حسابگرانه) و بر بلایا صبر و شکیبایی نماید.(عیون اخبار الرضا(ع)، ج۲، ص۳۸).
۵-۲ رضایت به رضای حق و گمان نیک داشتن به او
امام رضا(ع) میفرمایند: «أَحْسِنِ الظَّنَ بِاللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ أَنَا عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِیَ الْمُؤْمِنِ بِی إِنْ خَیْراً فَخَیْراً وَ إِنْ شَرّاً فَشَرّاً( کافی، ج۲، ص۷۲)؛ به خداوند خوش بین باش زیرا هر کسی که به خدا خوش گمان باشد خداوند هم با گمان او همراه است.
بسیاری از ناراحتی های ما در این دنیای آشفته بازار، به گمان نیکو به خداوند نداشتن قابل ارجاع است. ما براین عقیده هستیم که جهان بر اساس حکمت الهی در حرکت است و هیچ حادثه ای در زندگی انسان بدون حکمت و دلیل نیست چرا که بر اساس موازین عقلی حکمت خداوند اثبات شده است و پذیرفته ایم. اگر به فلسفه زندگی دست یابیم و به حکم عقل گردن نهیم که خداوند حکیم است در آسایش و راحتی زندگی خواهیم کرد و به جرأت می توان گفت که ریشه بسیاری از اضطراب ها و تشویش ها عدم التفات به حکمت الهی و ظن نیکو به خداوند است.
۶-۲ سفارش به سخاوت و مذمت بخل
یکی دیگر از مواردی که در حیطه عمل و عقل عملی است ملکه بذل و بخشش و کسب ملکه سخاوت است. امام رضا(ع) در این خصوص می فرمایند: «انسان سخاوت مند از غذای دیگران میخورد تا از طعام او بخورند و انسان بخیل از طعام دیگران نمیخورد تا از طعام و غذای او نخورند(عیون اخبار الرضا(ع)، ج۲، ص۱۲). در جایی دیگر می فرمایند: «بخیل را آسایشی نیست»
( تحف العقول، ص۴۵۰)
فصل الختام نوشتار مزین می شود به حدیث شریف از امام رضا(ع) که در آن نشانه های کمال عقل- در بعد عملی- را به نحو جامع بیان فرمودند که از این موارد مذکور در حدیث، امور دیگری نیز منشعب می شود و می تواند معیاری تمام نما و تمام عیار از الگوی سبک زندگی رضوی باشد. آن حضرت فرمودند:
«لایتم عقل امریءٍ حتی تکون فیه عشر خصال: الخیر منه مأمول، و الشر منه مأمون، یستکثر قلیلی الخیر من غیره و یستقل کثیر الخبر من نفسه، لا یسأم من طلب الحوائج الیه و لا یملُّ من طلب العلم طول دهره، الفقر فی الله احب الیه من الغنی و الذلُّ فی الله احب الیه من العزّ فی عدوه و الخمول اشهی الیه من الشُهره»( تحف العقول، ص۴۴۳). یعنی خرد هیچ فرد مسلمانی کامل نباشد مگر اینکه ده خصلت در او باشد: به خیر او امید رود، شرش به کسی نرسد، خیر اندک دیگران را بسیار بشمارد، خیر بسیار خود را اندک داند هرچه حاجت از او خواهند خسته نشود، از طلب علم در تمام عمرش به ستوه نیاید، فقر در راه خدا را از توانگری دوستر دارد، خواری در راه خدا را از عزت یافتن در طریق دشمن خوشتر داشته باشد و گمنامی را از شهرت بیشتر بخواهد.
امام رضا(ع) در این حدیث شریف ده ویژگی مهم که از رئوس یک سبک زندگی فضیلت محور و سعادت آور است را به خوبی بیان کرده اند. همان طور که در صدر حدیث آمد این ویژگی ها از اوصاف انسانی است که خردورز و عاقل باشد. به تعبیری هر کسی که متصف به اوصاف مذکور باشد دارای عقلی کامل خواهد بود و این اوصاف ظهور کمال در عقل و خرد وی است. از اینجا نیز به این نکته می رسیم که آنچه در سبک زندگی فضیلت محور که سعادت انسان را در پی دارد مهم است، این است که فرد مبنای آن سبک را عقل و خردورزی قرار دهد.
نتیجه
با توجه به آیات و روایات معصومین(ع) بدست می آید که همه اعتقادات و اعمال باید بر مبنای عقل و عقلانیت باشد. در سبک زندگی باید شیوه عقلانی در پیش گرفته؛ در حوزه اعتقادات و افکار از مبانی عقل نظری استفاده نموده؛ در حوزه عمل نیز به بهره گیری تمام از یقینیات عقل عملی پرداخته و سفارش شده با وجود عقل(عملی) می توان تمام خوبی ها و بدی ها را شناخت. بنابراین سبک زندگی اسلامی از عنصر عقلانیت و خردورزی هیچ جدایی و افتراق ندارد و این عنصر باید در تمام ابعاد زندگی ساری و جاری باشد.
منابع و مآخذ
قرآن کریم ابن بابویه قمی، معروف به شیخ صدوق، التوحید، قم، مؤسسۀ النشر الاسلامی، ۱۳۹۸ق ابن بابویه قمی،معروف به شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، تهران، نشر جهان، ۱۳۷۸ق ابن سینا، الشفا، الالهیات، تحقیق استاد حسن ززاده آملی، قم دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۶ ابن شعبه، حسن بن علی، تحف العقول، تصحیح علی اکبر غفاری، قم، کتابفروشی اسلامیه، ۱۳۸۴ق ابن منظور الافریقی، لسان العرب، بیروت، دار صادر، ۱۴۱۰ق حسن زاده آملی، حسن، دروس معرفت نفس، قم، انتشارات الف لام میم، ۱۳۸۱ حلی، علامه، تصحیح جعفر سبحانی، کشفالمراد، قم، موسسه امام صادق، ۱۳۸۲ خسروپناه، عبدالحسین، کلام جدید، قم، مرکز مطالعات و پژوهشهای فرهنگی حوزه علمیه،۱۳۷۹ رجبی، محمود، انسانشناسی، قم، موسسه آموزشی امام خمینی، ۱۳۸۶ سبحانی، جعفر، الانصاف فی مسائل دام فیها الخلاف، قم موسسه امام صادق،۱۴۲۳، سبحانی، جعفر، الهیات علی هدی الکتاب و السنه و العقل، قم، مرکز العالمی للدراسات الاسلامیه، ۱۴۱۲ق
سبزورای، ملاهادی، شرح المنظومه، تصحیح استاد حسن زاده آملی، نشر ناب، ۱۳۶۹
https://qomna.ir/?p=61997