×

منوی سایت

اخبار ویژه

امروز : یکشنبه / ۲۸ تیر / ۱۴۰۵  .::.   برابر با : Sunday, 19 July , 2026

از میان ازدحام زنها فقط دستی دیده میشد که به نشانه اعتراض بلند شده بود و با صدای ضعیفی کارمند فروشگاه را اشاره میکرد که یعنی چه؟ این همه صف ایستاده ایم؟!

به فکر فرو رفتم که چه کسی از این همه تحقیر فایده میبرد که نقاره را از سر گشادش میزنند؟ و راستی مهدی و محسن و یاسر هم برای گرفتن سبدشان صف می ایستند؟!!!

نمیدانم چه شد که به زمستان چند سال پیش برگشتم. وقتی رئیس جمهور پشت رسانه آمد و خبر از سبد نقدی ۸۰ هزار تومانی داد که به کارت ها واریز میشوند. البته نه با اسم سبد و نه با اسم تفقد یا هدیه یا عیدی یا … بلکه خود را بدهکار تصور کرده بود که میخواهد تأخیری را جبران کند، پس میگفت «جبرانی».

خودش میگفت «جبرانی»، اما رسانه ها و صاحبان تریبون، میگفتند: «تکدی پروری» میگفتند: «سیاست های کمیته ی امدادی» می گفتند … اما بحمدالله دیگر خیالشان راحت شده که «سبدها» عزت را به مردم برگردانده. دیگر صدای هیچکدامشان بلند نیست.

چه کسی از این همه تحقیر فایده میبرد که نقاره را از سر گشادش میزنند؟ و راستی مهدی و محسن و یاسر هم برای گرفتن سبدشان صف می ایستند؟!!!

نوستالژی اش گرفته ذهنم. در میان خاطراتش گیج میخورد و گاهی به یاد جمله آن نماینده مجلس میفتد. نماینده ای که در مخالفت با یارانه ۲۵۰هزار تومانی میگفت: «اگر این مقدار یارانه دهیم دیگر برای کارهای پایین باید کارگر از کشورهای همسایه وارد کنیم»

گاهی هم به صدر اسلام میرود و یادی از اعتراض سرمایه داران و طرفداران نظام طبقاتی میکند که «این دستورات و این تفکر، برده های ما را در برابر ما قرار میدهد»

بگذریم از این دفترچه خاطرات!

سرمایه دار! این چهارساله را هم آسوده باش. آن تفکر که به کارگر عزت میداد، دست محروم را میبوسید و برای تو کابوس می آفرید رفت.

سید حمید طباطبائی

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.