- نویسنده : حسین همتی نژاد
- ۱۹ بهمن ۱۳۹۶
- کد خبر 68433
- ایمیل
- پرینت

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی خبر قم به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پیام دلیجان؛ دوران مبارزات انقلابی، روزهای پر تب و تاب سیل عظیم مردمی است که یکصدا و یکپارچه علیه ظلم و طاغوت زمانه ایستاده بودند.
روزهای پر از خاطرهای که بهار را در دل زمستان برای مردم سرزمین ایران به ارمغان آورد. بیان خاطرات تلخ و شیرین آن روزها برای جوانانی که آن دوران را ندیدهاند تداعی کننده واقعیاتی است که در حال به فراموشی سپرده شدن هستند.
پای خاطرات «میرزاعلی کمرهای» یک از فعالان انقلابی شهر نراق مینشینیم تا خاطرات آن روزها را از برایمان بازگو کند.
میرزاعلی کمرهای، یکی از فعالان انقلابی شهر نراق در گفتگو با خبرنگار پیام دلیجان؛ با اشاره به روزهای خفقان و سیاه حکومت ستمشاهی گفت: در دروان حکومت طاغوت پهلوی هیچ کس جرأت ایستادن مقابل زورگوییها را نداشت.
کمرهای اظهار کرد: اولین بار از پسر همسایهمان که آن روزها، در تهران خدمت سربازی را می گذراند نام حضرت امام(ره) را شنیدم.
وی ادامه داد: او یک بار که به مرخصی آمده بود، برای اهل محله گفت که یکی از روحانیون به نام آیتالله خمینی در برابر اقدامات ظالمانه محمدرضا شاه موضع گرفته است؛ خیلی دوست داشتم آیتالله خمینی را که مقتدارنه و کوبنده با سخنانش در برابر ظلم رژیم ایستاده است را ببینم.
این فعال انقلابی تصریح کرد: اولین جرقههای انقلاب زده شد و کمکم نام امام خمینی(ره) بر سر زبانها افتاد و روز به روز اشتیاق و علاقه مردم به حضرت امام (ره) فزونی مییافت.
وی با اشاره به نحوه دریافت و توزیع اعلامیهها در نراق بیان کرد: به واسطه ترددی که به قم داشتم، با دفتر حضرت امام خمینی(ره) در قم ارتباط گرفتم و به عنوان رابط شهر نراق مسئول دریافت و توزیع اعلامیهها شدم.

این فعال انقلابی ادامه داد: برای آوردن اعلامیهها هر هفته یا نهایت دو هفته یک بار به قم میرفتم، مسئول توزیع اعلامیه ها در قم از من خواست تا اعلامیهها را در روستاها و شهرهای اطراف هم توزیع کنم؛ پس از آن بود که جلسات شبانه برای برنامهریزی و گسترش فعالیتهای انقلابی در دلیجان، گلپایگان، محلات و روستاهای اطرف با کمک دیگر مبارزان انقلابی برگزار میشد.
کمرهای اظهار کرد: در یکی از روزهای زمستان بود که ماموران ساواک درست زمانی که مشغول پخش اعلامیه ها بودم، مرا دستگیر کردند و به ژاندارمری بردند.
وی افزود: وقتی وارد اتاق رئیس ژاندارمری شدم تمامی اعلامیهها پاره شده روی میز بود و او با عصبانیت دستور داد تا من را به حیاط ببرند و در آن سرما مرا به میلههای وسط حیات ببندند؛ یک روز تمام در آنجا بودم و وقتی که رئیس پاسگاه مطلع شد مردم برای آزادی من یکپارچه به سمت پاسگاه میآیند، ناچار دستور آزادی من را صادر کرد.

وی ادامه داد: یک روز هم با یک کیسه پر از اعلامیه به مشهد اردهال رفتم، پشتبام مشهد اردهال به کوهی متصل بود به بالای پشتبام رفتم و همه اعلامیهها را به سمت مردم پرتاب کردم و سریع به پایین آمدم عدهای برای دستگیری من آمدند ولی موفق نشدند من را در بین ازدحام جمعیت پیدا کنند.
کمره ای به بیان خاطرهای دیگر از روزهای مبارزه علیه رژیم پرداخت و گفت: یک روز در مراسم ختم یکی از همشهریان نراقی فرصت را مناسب دیدم و بلند فریاد زدم «درود بر خمینی» چند باری این جمله را بلند تکرار کردم تا اینکه مردم هم نگاهی به هم انداختند و همگی شعار «درود بر خمینی» و «مرگ بر شاه » را سر دادند.
وی خاطرنشان کرد: کمکم تظاهرات در سرتاسر ایران به اوج خود رسید و مردم هم دیگر از ماموران نمیترسیدند و این شعارها ادامه داشت تا انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید.

https://qomna.ir/?p=68433