- نویسنده : حسین همتی نژاد
- ۲۷ بهمن ۱۳۹۶
- کد خبر 70232
- ایمیل
- پرینت

اصل صحت در اقوال و اعتقادات دیگران
قاعده صحت علاوه بر این که در افعال دیگران جریان دارد، در گفتار و اقوال؛ در جایی که سخن و گفتار به منزله فعل و جزء عمل حقوقی یا شرعی به حساب آید، جاری میشود (حسینی بوشهری، ۱۴۳۷ق، ص۲۹۰). به نظر میرسد، حتی اگر سبب اخلال نظام و برهمخوردن امنیت روانی جامعه گردد، در هر صورت، اصل صحت جاری میشود و مصالح جامعه و حفظ امنیت آن، ضروری و دارای اولویت است.
همچنین در اعتقادات دیگران، هر گاه در صحت فعل شخصی به خاطر تردید در صحت اعتقادش، شک حاصل شود، به این شک اعتنا نمی شود و فعل او حمل بر صحت می گردد. بنابراین قاعده، حتی در باور دیگران که از امور روانی است، اصل صحت جاری میگردد (همان، ص۲۹۱).
اثرات روانی بیتوجهی به اصل صحت
هر چند اصل صحت با بدبینی ملازمه ندارد، ولی اجرای این اصل، تا حد زیادی میتواند از بدبینی و سوء ظن جلوگیری و آن را کنترل کند؛ چراکه حس بی اعتمادی و بدبینی از عوامل بحرانزا و مخرب امنیت روانی است. بنابراین، هر عمل و رفتاری که منجر به حس بیاعتمادی گردد، روان جامعه را هدف گرفته و باید بهواسطه اینگونه اصول، قوانین و احکام کنترل شود.
فرد بدبین ارزش و احترامى براى دیگران قائل نیست، نقاط روشن و خوب زندگى مردم را نمىبیند و تنها به ضعفهاى دیگران توجه دارد. ازاینرو، اسلام هرگونه بدگمانى و بدبینى که منجر به لکهدارساختن شخص در محیط فکر و پندار شود، حرام نموده و به مسلمانان دستور داده در جامعه، از هرگونه سوء ظن نسبت به دیگران بپرهیزند: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ» (حجرات(۴۹): ۱۲)؛ اى اهل ایمان! از بسیارى از گمانها [در حقّ مردم] بپرهیزید؛ زیرا برخى از گمانها گناه است.
نتایجی که عدم التزام به قاعده صحت در پی دارد و سبب نا امنی روانی فرد و جامعه میشود، عبارتند از هرج و مرج، اختلال نظام، تضعیف امنیت، خودآزاری، دیگرآزاری، تحلیل نادرست، فروپاشی زندگی، گسست الفت، اعتمادزدایی، اضطراب و گوشهگیری، تجسس، هلاکت و … .
در تحقیقات میدانی نیز پژوهشهای متعددی درباره رابطه مستقیم و مثبت خوشبینی با سلامت روانی، انجام شده است (آقایی و همکاران، ۱۳۸۶، ش۳۳، ص۱۳۰-۱۱۷؛ شهنی و همکاران، ۱۳۸۳، ش۱و۲، ص۳۴-۱۹) و حاکی از آن است که منشأ بیشتر بیماریهای روانی از ناامنی روانی است.
فردی که به لحاظ فکری و ذهنی از محرکهای درونی و بیرونی احساس ناامنی، ترس و خطر میکند، سلامت روانی و امنیت وی به مخاطره میافتد و به رفتار دیگران با پرخاشگری و اضطراب واکنش نشان میدهد. دریای ذهن و فکر او متلاطم و مدام در حالت تدافعی و کشمکش است. احساس ناامنی دائمی، متابولیسم بدن را به هم میریزد؛ زیرا دستگاه ایمنی بدن، توان محدود دارد و از تحمل تنش دائمی ناتوان است. در نتیجه ادامه این وضع، فرد را به سمت و سوی بیماری های جسمی و روانی سوق خواهد داد.
امنیت روانی باعث می شود که انسان احساس آرامش کند. به بیان دیگر، فردی می تواند احساس آسودگی و اطمینان کند که احساس تهدید و ترس نکند و امنیت روانی داشته باشد (شاملو، ۱۳۷۸، ص۹۲-۹۱).
همچنین ممکن است شخص بدبین، دچار فراموشی عیوب خود و پرداختن به امور دیگران (نهج البلاغه، قصار ۲۱۹)، تباهی عبادات (تمیمی آمدی، ۱۴۱۰ق(ب)، ص۱۷۱؛ لیثی واسطی، ۱۳۷۶، ص۹۹)، تفرقهافکنی، نفاق و دورویی… شود که در نظام اجتماعی بسیار خطرناک و مخرب است.
هشدارهای امنیتی اصل صحت
تأثیر اصل صحت بر امنیت روانی فرد و جامعه، به خوبی تبیین شد، اما باید توجه داشت که تنها سلامت رفتاری و صحیحپنداشتن اعمال دیگران و ظاهرالصلاحبودن آنان کافی نیست، بلکه در پارهای از مسائل ممکن است نشانه و اماره بر نفاق، گمراهی و انحراف و سوء استفاده از عقاید مذهبی جامعه مسلمان باشد. لذا برای اجرای این قاعده شرایط و مواردی ذکر شده که به آن اشاره میشود.
الف) اصل صحت یک قاعده نسبی و حیثی است و فقط در همان مورد مشکوک جاری است؛ یعنی صحت هر چیزی بر حسب همان چیز است (انصاری، بیتا، ج۲، ص۷۲۵؛ نائینی، بیتا، ج۴، ص۶۶۱؛ مغنیه، ۱۹۷۵م، ص۴۱۶؛ امام خمینی، ۱۳۶۸، ج۱، ص۳۲۸). به طور مثال، اگر کسی در صحت اصل انتخابات ریاست جمهوری شک کند، با اجرای این قاعده، فقط میتواند به همان شک در صحت اصل انتخابات خاتمه دهد و شک را برطرف و انتخابات را صحیح بپندارد، ولی سایر امور مربوط به انتخابات از قبیل صحیحپنداشتن نظارت بر انتخابات و شمارش آراء، به صحت اصل انتخابات مربوط نمیشود. در حقیقت، اگر در صحت هر یک از اجزای یک کلی، شک شود، قاعده صحت در همان جزء جاری بوده و به سایر اجزاء ربطی ندارد.
ب) برای اجرای این قاعده و حمل اعمال و رفتار دیگران بر صورت صحیح،
احراز عنوان عمل، شرط است (موسوی بجنوردی، ۱۴۱۹ق، ج۱، ص۲۹۰؛ نائینی، ج۴، ص۶۵۸ و ۶۶۳؛ مغنیه، ۱۹۷۵م، ص۴۱۵؛ امام خمینی، ۱۳۶۸، ج۱، ص۳۳۱؛ موسوى قزوینى، ۱۴۱۹ق، ص۲۴۴)؛ زیرا قصد عنوان عمل به منزله موضوع برای این قاعده است. اگر موضوع محرز نباشد، حکم نیز از بین میرود و نمیتوان صحت جاری کرد. عقلا هنگامی افعال و رفتار غیر را صحیح میپندارند که در صورت اجرای این قاعده شک و تردید انسان با اعمال این قاعده از بین رفته و آرامش خاطر حاصل گردد.
مثلاً شخصی قصد دارد که غسل کند، بدین منظور در آب شیرجه میزند و بیرون میآید. در این فرض، اگر از نیت و قصد او آگاهی حاصل شود و حامل اصل صحت بداند که او قصد غسل داشته در صورت شک در درستی فعل او اصل صحت جاری می کند، ولی اگر نداند که او قصد غسل داشته یا فقط برای شنا به داخل آب رفته، در این صورت حامل نمیتواند اصل صحت را جاری کند؛ زیرا قصد عنوان عمل فاعل، محرز نبوده است (موسوی بجنوردی، ۱۴۱۹ق، ج۱، ص۲۹۰).
ج) جایی که طبیعت عمل اقتضا میکند که فاسد باشد؛ یعنی اگر حمل بر صحت شود، امری استثنایی و خلاف طبع است (مکارم شیرازی، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۱۴۸-۱۴۷؛ حسینی بوشهری، ۱۴۳۷ق، ص۲۹۳). مانند بیع عین موقوفه یا عین مرهونه که فروش وقف با شرایط خاصی امکانپذیر است یا عین مرهونه را بدون اذن مرتهن نمی توان فروخت. دلیل عدم جریان صحت این است که پشتوانه اصل صحت، بنای عقلا است؛ یعنی عقلای عالم، وقتی که فعلی اقتضای صحت داشته باشد، آن را حمل بر صحت می کنند، ولی در اینجا طرف فساد غلبه دارد. بنابراین، عقلا آن را فاسد می پندارند، مگر اینکه دلیل دیگری بر صحت اینگونه امور وجود داشته باشد (حسینی بوشهری، ۱۴۳۷ق، ص۲۹۳).
د) جایی که فاعل در انجام کار، متهم باشد؛ یعنی قرائن و احتمالاتی وجود دارد که با آگاهی از آنها ظن قوی به فساد عمل حاصل می شود. در اینجا حمل فعل بر صحت، مورد اشکال است (مکارم شیرازی، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۱۵۰-۱۴۹؛ حسینی بوشهری، ۱۴۳۷ق، ص۲۹۳).
در بسیاری از روایات، بر پرهیز از قرارگرفتن در موضع تهمت، تأکید شده است.
ظاهراً قرارگرفتن در موضع تهمت، غالباً و به طور طبیعی، فکر و ذهن افراد جامعه را نسبت به فرد متهم، مشوش میکند و آنها را بر علیه فرد متهم میشوراند و سبب نا امنی و هرج و مرج خواهد شد.
ﻫ) در موارد دیگری همچون غلبه فساد بر صلاح در یک جامعه نمیتوان از این قاعده استفاده کرد. حضرت علی(ع) فرمود:
«إِذَا اسْتَوْلَى الصَّلَاحُ عَلَى الزَّمَانِ وَ أَهْلِهِ ثُمَ أَسَاءَ رَجُلٌ الظَّنَّ بِرَجُلٍ لَمْ تَظْهَرْ مِنْهُ حَوْبَه فَقَدْ ظَلَمَ وَ إِذَا اسْتَوْلَى الْفَسَادُ عَلَى الزَّمَانِ وَ أَهْلِهِ فَأَحْسَنَ رَجُلٌ الظَّنَّ بِرَجُلٍ فَقَدْ غَرَّر» (نهج البلاغه، قصار۴۲۶)؛ هنگامی که صلاح و نیکی، زمانه و مردم آن را در برگیرد، در چنین شرایطی، اگر کسی گمان بد به دیگری ببرد که از او گناهی آشکار نشده است، بیتردید به او ستم کرده است، اما هنگامی که فساد بر زمان و اهل آن فراگیر شد، هر کس به دیگری گمان خوب ببرد، قطعاً خود را فریب داده است.
بنابراین، گمان خوب درباره دیگران در زمان کثرت و غلبه فساد در یک جامعه، نشان از سادهلوحی است و موجب غرر و ضرر خواهد گشت. این امر برای زمامداران امور و ناظرین دستگاههای مهم دولتی و حکومتی قابل توجه و ملاک است؛ چراکه هر جامعهای دارای لایههای مختلفی است که در آن، افراد گوناگونی از قبیل متهمین و مجرمین و بزهکاران اجتماعی، زندگی میکنند که موضوع سخن امام در این روایت قرار میگیرد، ولو اینکه جامعهای که این قشر را در خود جای داده است، در نگاه کلی شاهد غلبه صلاح در آن بوده باشد.
از طرفی، حسن ظن به تمام افراد، حتی متهمین سبب بروز جرائم و تکثیر آن و به نوعی سبب اشاعه فحشا به معنای اعم خود و فراگیری آن خواهد شد. بنابراین، حمل بر صحت، خلاف سیره عقلا است و تخصصاً از حیطه اصل صحت خارج خواهد شد.
شمول قاعده
اصل صحت، فارغ از دین و آیین و مذهب، در مورد همه افراد جاری میشود؛ به این بیان که اگر فعلی از شخصی صادر شد که مرکب از اجزا و یا شرایطی بود و در صحت و فساد و تمامیت و نقصان آن شک شود، باید فعل او را حمل بر صحت کرد. از سویی واژه «غیر» در این قاعده موضوعیتی ندارد. حتی در مورد عمل خویش نیز میتوان این قاعده را جاری ساخت و اگر قواعدی همچون قاعده فراغ نیز نباشد، نمازگزار با این قاعده میتوانست نماز خویش را صحیح شمرده و به قضاکردن آن نیازی نداشته باشد. لذا میان این قاعده و قاعده فراغ، عموم مطلق میباشد (فیروزآبادى، ۱۴۰۰ق، ج ۵، ص۳۰۰).
البته با توجه به قیودی، مثل «اخیک، المحسن» که در روایت آمده است، ملاک تکلیف به حسن ظن در مورد دیگران، غلبه صلاح در فرد است و چنین قاعدهای درباره افراد فاسد، جاری نخواهد شد. به همین منظور، دستگاههای اجرایی، قضایی و نظارتی که برای حفاظت و صیانت از مصالح جامعه، تشکیل میشوند و وظیفه شناسایی و محاکمه افراد فاسد و فاسق را بر عهده دارند و برای حفظ نظام و جلوگیری از هرج و مرج که حکمت و مصلحت قاعده صحت نیز هست، موظف به رعایت اصل صحت نخواهند بود. در غیر این صورت، تمام جامعه متضرر خواهد شد.
جریان قاعده در سیاست بین الملل
بیان شد که دلیل اصل صحت، سیره عقلا است. لذا تنها در مورد مسلمانان و جوامع اسلامی جاری نمیشود، بلکه شامل تمامی انسانها و جوامع میشود. لکن این بدان معنا نیست که در زمینه مسائل سیاسی و منازعات و درگیریهای بین المللی و تعاملات اقتصادی در سایه تهدیدهای امروزی، این قاعده جاری خواهد بود.
قرآن کریم در باره عهد و پیمان با کفار، پیمانشکنی را سیره و روش همیشگی آنها بیان نموده است و این مسأله بارها از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران نیز مورد توجه و تعرض قرار گرفته است؛ چراکه تنها ملاک برنامههای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی آنها بر اساس منافع تغییرپذیر مادی است و در این زمینه به هیچ تعهدی پایبند نیستند. لذا ممکن است درباره چنین افرادی، قاعده صحت بر عکس بوده و سوء ظن و عدم صحت حاکم شود.
«الَّذینَ عاهَدْتَ مِنْهُمْ ثُمَّ یَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فی کُلِّ مَرَّه وَ هُمْ لا یَتَّقُونَ» (انفال(۸): ۵۶)؛ همان کسانى که با برخى از آنان [بارها] پیمان بستى، ولى هر بار پیمانشان را مىشکنند و از خدا پروا نمىکنند.
بنابراین، به نظر میرسد اصل صحت در مورد غیر مسلمین در صورت غلبه صلاح در جامعه جاری بوده، ولی در مورد مسائلی همچون معاهدات، قراردادها و منازعات گوناگون بینالمللی جاری نخواهد بود.
نتیجهگیری
۱. اگرچه علت تامّه تشریع قاعده صحت، حفظ امنیت روانی جامعه نیست، لکن نمیتوان توجه شارع را نسبت به این مهم، رد کرد. خداوند متعال به عنوان شارع و عالم به مصالح و مفاسد انسان، در تشریع قاعده صحت، امنیت روانی فرد و جامعه را در نظر گرفته است.
۲. نگاه تمدنی به فقه و توجه بینرشتهای به مباحث فقهی، بسیار کارگشا و حائز اهمیت است؛ چراکه احکام و عمل به آن هدفمند و دارای فلسفه است و سبب تقویت گفتمان فقه حکومتی میگردد.
۳. بهترین راه مبارزه با امراض و وساوس روانی، آگاهی از مفاد قاعده صحت و اجرای صحیح آن است. لذا در روانشناسی برای مداوای امراضی؛ همچون بدبینی، سوء ظن، وسواس و… میتوان اصل صحت را به عنوان یک حکم شرعی، تجویز و استفاده کرد.
۴. از آنجا که امنیت روانی در ذهن و فکر انسان ریشه دارد، بر انواع دیگر امنیت مقدم است و باید همگان؛ اعم از قانونگذار، دولت و ملت در ایجاد و حفظ آن کوشا باشند و شالوده فکری و روانی فرد و جامعه را به سمت این قاعده هدایت نمایند.
۵. اصل صحت درباره تمامی افراد عالم، بدون درنظرگرفتن آیین و مذهب آنان قابل جریان است، اما در افراد و جوامعی که فساد بر صلاح غلبه داشته باشد، جریان این اصل، محل اشکال است. بنابراین، در مورد معاهدات، منازعات و قراردادهای سیاسی بینالمللی اصل صحت جاری نخواهد شد.
منابع و مآخذ
1. قرآن کریم.
2. نهج البلاغه.
3. آشتیانى، میرزا محمد حسن بن جعفر، کتاب القضاء، ج۱، قم: انتشارات زهیر ـ کنگره علامه آشتیانى۱، بیتا.
4. آقایی، اصغر، رئیسی دهکردی، راضیه و آتشپور، حمید، «رابطه خوش بینی و بدبینی با سلامت روان در افراد بزرگسال شهر اصفهان»، مجله دانش و پژوهش در روان شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان (اصفهان)، ش۳۳، پاییز۱۳۸۶.
5. ابن منظور، ابوالفضل، جمالالدین، محمدبنمکرم، لسان العرب، ج۲، ۱۱و۱۵، بیروت: دار الفکر للطباعه و النشر و التوزیع ـ دار صادر، چ۳، ۱۴۱۴ق.
6. امام خمینى، سیدروحاللّه، الرسائل العشره (للإمام الخمینی)، مقرر، مجتبی تهرانی، ج۱، قم: اسماعیلیان، چ۳، ۱۳۶۸.
7. انصاری، مرتضى، قاعده لا ضرر و الید و الصحه و القرعه (فرائد الأصول)، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، بیتا.
8. تمیمى آمدى، عبدالواحدبنمحمد، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، قم: بوستان کتاب، ۱۳۶۶(الف).
۹. ———————-، غرر الحکم و درر الکلم، قم: دار الکتاب الاسلامی، چ۲، ۱۴۱۰ق(ب).
۱۰. توسلی، غلامعباس، جامعه شناسی کار و شغل، تهران: سمت، ۱۳۷۵.
۱۱. جعفری لنگرودی ، محمدجعفر، ترمینولوژی حقوق ، ج۱، بی جا: بینا، بیتا.
۱۲. حر عاملى، محمدبنحسن، وسائل الشیعه، ج۱۲، قم: مؤسسه آل البیت:، ۱۴۰۹ق.
۱۳. حسینی بوشهری، سیدهاشم، القواعد الفقهیه، تحقیق و تنظیم: محمود رایگان، قم: مسیا، ۱۴۳۷ق.
۱۴. حسینی مراغى، سیدمیرعبدالفتاحبنعلى، العناوین الفقهیه، ج۲، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۴۱۷ق.
۱۵. حسینی یزدی فیروزآبادى، سیدمرتضى، القواعد الفقهیه و الاجتهاد و التقلید (عنایه الأصول)، ج۵، قم: کتابفروشى فیروزآبادى، چ۴، ۱۴۰۰ق.
۱۶. خویى، سیدابوالقاسم، قاعده الفراغ و الصحه و… الاجتهاد و التقلید (مصباح الأصول)، ج۳، قم: کتابفروشى داورى، چ۵، ۱۴۱۷ق.
۱۷. ————-، معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرجال، ج۱۳، بیجا: بینا، بیتا.
۱۸. زبیدى، محبالدین، سیدمحمدمرتضى، تاج العروس من جواهر القاموس، ج۴و۱۴، بیروت: دار الفکر للطباعه و النشر و التوزیع، ۱۴۱۴ق.
۱۹. سبحانى، جعفر، المحصول فی علم الاُصول (تقریرات حاج عاملى محمدحسین عاملی)، ج۴، قم: مؤسسه امام صادق۷، ۱۴۱۴ق.
۲۰. سید مرتضى، علىبنحسین، رسائل الشریف المرتضى، ج۲، قم: دار القرآن الکریم، ۱۴۰۵ق.
۲۱. شاملو، سعید، بهداشت روانی، تهران: انتشارات رشد، چ۱۳، ۱۳۷۸.
۲۲. شهنی ییلاق، منیجه، موحد، احمد و شکرکن، حسین، «رابطه علی بین نگرشهای مذهبی، خوش بینی، سلامت روانی و سلامت جسمانی در دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز»، مجله علوم تربیتی و روان شناسی، دانشگاه چمران اهواز، دوره سوّم، سال یازدهم، ش۱و۲، ۱۳۸۳.
۲۳. شهید ثانى، زینالدینبنعلى، تمهید القواعد الأصولیه و العربیه، قم: انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى حوزه علمیه قم، ۱۴۱۶ق.
۲۴. ——————-، فوائد القواعد، قم: انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى حوزه علمیه قم، ۱۴۱۹ق.
۲۵. شهید صدر، سیدمحمدباقر، ماوراء الفقه، ج۳، بیروت: دار الأضواء للطباعه و النشر و التوزیع، ۱۴۲۰ق.
۲۶. عراقى، ضیاءالدین، القواعد الفقهیه (نهایه الأفکار)، مقرر، محمدتقی بروجردی، ج۴، قم: دفتر انتشارات اسلامى، بیتا.
۲۷. فراهیدى، خلیلبناحمد، کتاب العین، ج۳و۸، قم: نشر هجرت، چ۲، ۱۴۱۰ق.
۲۸. قرشى، سیدعلىاکبر، قاموس قرآن، ج۱، تهران: دار الکتب الإسلامیه، چ۶، ۱۳۷۱.
۲۹. کلینی، محمدبنیعقوب، الکافی، ج۲، ۷و۸، تهران: دار الکتب الاسلامیه، چ۴، ۱۴۰۷ق.
۳۰. لیثى واسطى، علىبنمحمد، عیون الحکم و المواعظ (للیثی)، قم: دار الحدیث، ۱۳۷۶.
۳۱. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۷۲، بیروت: دار احیاء التراث العربی، چ۲، ۱۴۰۳ق.
۳۲. محقق داماد، سیدمصطفى، قواعد فقه (محقق داماد)، ج۱، تهران: مرکز نشر علوم اسلامى، چ۱۲، ۱۴۰۶ق.
۳۳. مشکینى، میرزاعلى، اصطلاحات الأصول و معظم أبحاثها، قم: نشر الهادی، چ۶، ۱۴۱۶ق.
۳۴. مصطفوى، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۱، تهران: مرکز الکتاب للترجمه و النشر، ۱۴۰۲ق.
۳۵. مغنیه، محمدجواد، علم أصول الفقه فی ثوبه الجدید، بیروت: دار العلم للملایین، ۱۹۷۵م.
۳۶. مکارم شیرازی، ناصر، القواعد الفقهیه (لمکارم)، ج۲، قم: مدرسه امام امیرالمؤمنین۷، چ۳، ۱۴۱۱ق.
۳۷. موسوی بجنوردى، سیدحسن، القواعد الفقهیه (للبجنوردی، السید حسن)، ج۱، قم: نشر الهادی، ۱۴۱۹ق.
۳۸. موسوی قزوینى، سیدعلى، رساله فی قاعده «حمل فعل المسلم على الصحه»، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۴۱۹ق.
۳۹. نائینى، میرزامحمدحسین، القواعد الفقهیه (فوائد الأصول للنائینی)، ج۴، بیجا: بینا، بیتا.
۴۰. نراقى، مولى احمد بن محمد مهدى، عوائد الأیام فی بیان قواعد الأحکام، قم: دفتر تبلیغات اسلامى حوزه علمیه قم، ۱۴۱۷ق.
نویسندگان:
حمید روستایی صدرآبادی: استادیار گروه فقه و حقوق اسلامی دانشگاه آیهالله حائری میبد
راضیه جماعتی اردکانی: عضو هیأت علمی گروه روانشناسی دانشگاه اردکان
محمود رایگان: دانشجوی دکتری فقه و حقوق خصوصی دانشگاه آیهالله حائری
فصلنامه حکومت اسلامی شماره ۸۳
انتهای متن/
https://qomna.ir/?p=70232