- نویسنده : حسین همتی نژاد
- ۲۹ بهمن ۱۳۹۶
- کد خبر 70581
- ایمیل
- پرینت


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی خبر قم به نقل از خبرگزاری ایکنا، روز ۲۹ بهمن ۱۳۵۶، که مصادف با چهلم فاجعه قم در ۱۹ دی بود، در بسیاری از شهرها و نقاط کشور به یاد و خاطره شهدای آن فاجعه، مجالس ختم و سوگواری برگزار شد. در تبریز نیز قرار بود ساعت ۱۰ صبح مردم در مسجد قزللی(میرزا آقا یوسف مجتهد) تجمع کنند. دعوت از سوی آیتالله قاضی و ۱۰ تن دیگر از علمای تبریز صورت گرفته بود. همچنین در ۲۵ بهمن آیات عظام گلپایگانی و شریعتمداری نیز به همین مناسبت اعلامیههایی صادر و این روز را عزای عمومی اعلام کرده بودند. در روز ۲۹ بهمن مردم در حالی که جمع میشدند، در مقابل مسجد، اعلامیهها را نیز مطالعه میکردند.
سرگرد مقصود حقشناس، رئیس کلانتری بازار به همراه عدهای مأمور سر میرسد و به مردم اعلام میکند که متفرق شوند، اما مردم توجهی به اخطارهای او نمیکنند. خادم مسجد که قصد باز کردن درب مسجد را بنا به دستور آیتالله قاضی طباطبایی داشت، توسط مأموین از این کار منع میشود. تعدادی از جوانان به طرف سرگرد حقشناس حرکت میکنند و از او میخواهند تا درب مسجد جهت برگزاری مراسم باز شود و او با لحن تند و زشتی خطاب به جوانان میگوید: «نمیشود، در این طویله باید بسته بماند!»
جوانی از غیرتمندان تبریز به نام «محمد تجلاّ» که از پاره کردن اعلامیه و سخنان توهینآمیز او به هیجان آمده بود، با وی گلاویز میشود. حقشناس اسلحه کمری را میکشد و سینه محمد را نشانه میگیرد و این جوان ۲۲ ساله را به شهادت میرساند. مردم جنازه خونآلود جوان قهرمان را برداشته و به طرف خیابانها به راه میافتند. کم کم در طول راه مردم به صف راهپیمایان میپیوندند و قیام مردم آغاز میشود.
یحیی لیقوانی، رئیس ساواک تبریز که متوجه عادی نبودن اوضاع شهر شده و به گستردگی قیام واقف گشته بود، بلافاصله با تهران تماس میگیرد و کسب تکلیف میکند. شاه که خبر قیام به او رسیده بود، در تماس با جمشید آموزگار دستور حفاظت از پمپ بنزینها، کارخانهها، ادارات دولتی و سرکوب شدید را میدهد و میگوید که هر گونه مقاومتی سرکوب شود. شورای امنیتی استان تشکیل جلسه میدهد و تصمیم میگیرند از نیروهای ارتش و ژاندارمری استفاده کننده و یگانهای نظامی در سطح شهر مستقر شوند و برای این که نشان بدهند در سرکوب جدیت دارند، دستور استقرار دو دستگاه تانک چیفتن، دو دستگاه نفربر و یک دستگاه تانک اسکورپین را در سطح شهر میدهند. همچنین تصمیم گرفته میشود استاندار، سپهبد آزموده با آیتالله قاضی تماس بگیرد و بگوید که مراسمی که صبح بر پا نشد، میشود بعدازظهر در مساجد مختلف برگزار شود، به شرطی که مردم به رعایت نظم و آرامش دعوت شوند. در شهر جمعیت خشمگین، ساختمان حزب رستاخیز تبریز را تصرف میکنند و خودروها و ساختمانهای دولتی را به آتش میکشند و بانکها را متصرف و پولهای آنها را میسوزانند. دانشجویان دانشگاه نیز به همراه مردم در این قیام حضور پیدا میکنند.

تبریز در چلهم شهدای قم به صورت شهر جنگزده در آمد. خیابانها از خون جوانان، بازاریان، دانشجویان و مردان و زنان رنگین شد و بدین ترتیب پس از فاجعه خونین قم، جنایت دیگری بر جنایتهای رژیم افزوده شد. سرانجام ساعت ۵ بعدازظهر، نیروهای نظامی بر شهر مسلط شدند. در آماری که برای رئیس ساواک تبریز تهیه کردند، این طور نوشته شده بود: «581 نفر دستگیر، ۹ نفر کشته، ۱۱۸ نفر زخمی، ۳ دستگاه تانک، ۲ سینما، یک هتل، کاخ جوانان، حزب رستاخیز و تعدادی اتومبیل شخصی و دولتی به آتش کشیده شدند.»؛ چند روز بعد تعداد کشتهشدگان تبریز به ۱۳ نفر رسید، کنسول امریکا در تبریز در واپسین ساعتهای روز، این یادداشت را به سفارت آمریکا در تهران مخابره کرد: «بیشتر تظاهرکنندگان را مردان جوان تشکیل میدهند و اهدافشان مظاهر جامعه غیر مذهبی از قبیل سینماها و کلوپهاست. نیروهای اجتماعی و مذهبی به حالتی در آمدهاند که کنترلشان آسان نیست. شاه (شاید) با تعویض استاندار آذربایجان و تحت انضباط در آوردن ساواک و مقامات پلیس این استان به شورشهای تبریز واکنش نشان دهد. با این حال چهل روز بعد، باز هم در شهرهای مختلف ایران تظاهرات و خشونتهایی به وقوع خواهد پیوست.» رئیس شهربانی تبریز، معزول و به تهران احضار و استاندار هم بر کنار شد.
کشتار مردم تبریز شاه را غافلگیر کرد، چون او که به نظر خود توانسته بود پردهای ضخیم بر روی فاجعه قم بکشد، حتی اقدام دبیرکل سازمان ملل را به سود خود تمام کند و افکار خارجیان را از درک واقعیت منحرف سازد، در قیام مردم تبریز دست و پای خود را گم کرد.
پیام امام خمینی قدس سره به مردم آذربایجان
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام بر اهالی شجاع و متدین آذربایجان عزیز. درود بر مردان برومند و جوانان غیرتمند تبریز. درود بر مردانی که در مقابل دودمان بسیار خطرناک پهلوی قیام کردند و با فریاد «مرگ بر شاه» خط بطلان بر گزافهگوییهای او کشیدند. زنده باشند مردم مجاهد عزیز تبریز که با نهضت عظیم خود، مشت محکم بر دهان یاوهگویانی زدند که با بوقهای تبلیغاتی، انقلاب خونین استعمار را که ملت شریف ایران با آن صد در صد مخالف است، انقلاب سفید شاه و ملت مینامند و این نوکر اجانب و خود باخته مستعمرین را نجاتدهنده ملت میشمارند.
مردکی نجاتدهنده کشور است که مخازن بزرگ ثروت این ملت مظلوم را دو دستی تقدیم اجانب کرد و آن پول ناچیز را که میگیرد تقدیم میکند و در مقابل آهن پارههایی میگیرد که هیچ دردی از ملت دوا نمیکند! آن شخصی نجاتدهنده است که با مصونیت دادن اتباع اجانب، کشور را از حیثیت ساقط و به شکل مستعمره عقبافتاده در آورده است!
مردکی حافظ آزادی ملت است که در سرتاسر کشور، احدی را حق یک کلمه حقگویی و انتقاد نمیدهد و پلیس ننگینش بر سر این ملت مظلوم سایه افکنده! شاهی عدالتگستر است که در هر چند گاهی با قتل عام، ملتی را به عزا مینشاند!
من نمیدانم با چه زبانی به اهالی محترم تبریز و به مادران داغدیده و پدران مصیبتکشیده تسلیت بگویم، با چه بیان این قتل عامهای پی در پی را محکوم کنم. من از مقدار جنایات و عدد مقتولین و مجروحین اطلاع صحیح ندارم. ولی از بوقهای تبلیغاتی معلوم میشود که جنایتهای بیش از تصور ماست. با این وصف، شاه افراد پلیس را که به قتل عام به دلخواه او دست نزدهاند، به محاکمه میخواهد بکشد.

خاطره بسیار اسفانگیز قم هنوز ما در را در رنج داشت که فاجعه بسیار ناگوار تبریز پیش آمد که هر مسلمی را رنج داد و ما را به سوگ نشاند. من به شما اهالی معظم آذربایجان نوید میدهم، نوید پیروزی نهایی. شما آذربایجانیان غیور بودید که در صدر مشروطیت برای کوبیدن استبداد و خاتمه دادن به خودکامگی و خودسری سلاطین جور به پا خاستید و فداکاری کردید. تاریخ ایران به یاد ندارد این چنین سفاکی و قتل عام پی در پی را که به دست این یاغی سفاک انجام میگیرد.
تاریخ مشروطیت به یاد ندارد این چنین مجلس سنا و شورا را که اهالی محترم متدین آذربایجان را مشتی اوباش و بیدین معرفی کند. از مجلسی که دست نشانده شاه است، بیش از این توقع نیست. اکنون بعد از آن همه کشتار و جنایات تبریز و آن همه خونخواریهای شاه، مشتی سازمانی را با کارگران مجبور با سرنیزه در گوشه کنار کشور به راه انداخته و با عربده کشیدن و به نفع دستگاه جنایت و خیانت، تظاهرات به راه انداختن میخواهند لکههای ننگ را از سر و صورت این مستبد خونخوار شستشو کنند، غافل از آن که با آب زمزم و کوثر هم محو نخواهد شد. تاریخ، رنجهای ملت و ستمکاری و جنایات این پدر و پسر را ضبط کرده و در فرصتی منتشر خواهد کرد.
من اکنون که مشغول نوشتن این «غمنامه» هستم، نمیدانم که به برادران عزیز تبریزی ما چه میگذرد. آیا شاه به جنایات خود ولو موقتاً خاتمه داده است یا نه؟ و یا میخواهد پس از آن قتل عام، بازماندگان را چنان سرکوبی کند که نفسها قطع شود؟ لکن باید بداند که دیر شده، ملت ایران راه خود را یافته و از پای نمینشیند تا جنایتکاران را به جای خود بنشاند و انتقام خود و پدران خود را از این دودمان سفاک بگیرد.
با خواست خداوند قهار، اکنون در تمام کشور صداهای ضدشاهی و ضدرژیمی بلند است و بلندتر خواهد شد و پرچم اسلام بر دوش روحانیون ارجمند برای انتقام از این ضحاک زمان به اهتزاز خواهد در آمد و ملت اسلام یکدل و یک جهت به پاس از مکتب حیاتبخش قرآن، آثار این رژیم ضدِ اسلامی و مروج زرشتی را محو خواهد کرد.
«اَلَیْسَ الصُبّح بقریبٍ»
اهالی معظم و عزیز آذربایجان – ایدهم الله تعالی – بدانند که در این راه حق و استقلال و آزادیطلبی و در حمایت از قرآن کریم تنها نیستند، شهرهای بزرگ چون شیراز، اصفهان، اهواز و دیگر شهرها و مقدم از همه قم مرکز روحانیت و پایگاه حضرت صادق(ع) و تهران بزرگ با آنها همصدا و هممقصد و همه و همه در بیزاری از دودمان پلید پهلوی شریک شمایند. امروز شعارها در کوچه برزن هر شهر و هر ده «مرگ بر شاه» است و هر چه عمال کثیف کوشش میکنند که جنایات را از مرکز اصلی که شاه است منحرف و به دولت یا مأموران متوجه کنند، کسی نیست که باور کند.
عجب آن که از قرار مسموع هیئتی از دستگاه به آذربایجان آمده است که بیخبری شاه را از این جنایات اعلام کند و آن کس که احتمال آن را بدهد، چهکسی است جز سازمانها و اعضای مجلس که آنها هم احتمال نمیدهند و تظاهر به خلاف میکنند…
انتهای پیام
https://qomna.ir/?p=70581