- نویسنده : حسین همتی نژاد
- ۰۹ اسفند ۱۳۹۶
- کد خبر 71725
- ایمیل
- پرینت

چکیده
همه موجودیت و هستی مسلمانان، به هویت اسلامی آنان بستگی دارد. اگرمسلمانان به هویت خود توجه نداشته باشند و از معارف اصیل دین خود فاصله بگیرند، با مرور زمان، به صورت انسان هایی فاقد هویت در آمده، بازیچه سیاست های ابرقدرت ها می شوند. لذا دشمنان اسلام همواره سعی و تلاششان در راستای تضعیف و از بین بردن عناصر هویتی مسلمانان بوده است.
حج، از عبادات بزرگ و اثرگذار اسلامی است که همه ساله، اجتماع عظیمی از مسلمانان را در زمان و مکانی واحد گرد هم می آورد. افرادی که در این چند روز به دور از مادیات و خانه و زندگی و تعلقات مادی گرد هم می آیند، فرصت مناسبی برای تفکر در حقیقت هستی خود و زندگی به دست می آورند و این مسأله می تواند در ایجاد هویت واحد اسلامی تاثیرگذار باشد. در این مقاله، به دنبال این مطلب هستیم که آیا حج با مناسک ویژه ای که دارد، می تواند در تقویت هویت دینی ـ فرهنگی مسلمانان نقش آفرینی کند؟ اساساً کارکرد حج در تقویت عناصر ارزشی و هویت فرهنگی و اسلامی مسلمانان چیست؟
در حقیقت هدف اصلی این نوشتار بیان کارکردهای دیپلماسی فرهنگی حج، در تقویت هویت فرهنگی مسلمانان است که خود هویت فرهنگی از عناصر دیپلماسی فرهنگی می باشد. مناسک حج سرشار از دستوراتی است که در راستای سعادت دنیا و آخرت مسلمین تشریع شده و با شناخت درست این اعمال و مناسک و انجام صحیح آنها و آشنا شدن به اسرار و معارف مناسک حج و چشیدن ثمره وحدت بخش این مناسک، مسلمانان نسبت به هویت دینی و فرهنگی خود دلبستگی پیدا می کنند و قدردان آن می شوند و این باعث می شود که در جهت نشر و ترویج فرهنگ خود تلاش و کوشش به عمل آورند.
کلیدواژه ها
حج، هویت، فرهنگ، دیپلماسی، کارکرد
مقدمه
هویت را اینگونه تعریف کرده اند:
«ماهیت متشخص و متعین جزئی که در خارج موجود است؛ مانند هویت احمد و هویت اسب. چون مجموعه تشخصات و تعیّنات هر موجودی اختصاصیِ اوست. هویت هر موجود هم اختصاصیِ اوست و بنابراین، هیچ فردی با فرد دیگر هم هویت نیست.» (خوانساری، ۱۳۷۶ش. ، ص۲۸۹).
بنابراین تعریف، هویت به مجموعه ای از ویژگی ها و خصلت ها اطلاق می شود که افراد به خود نسبت می دهند و معمولاً در پاسخ پرسشِ «من کیستم؟» بیان می شود. این ویژگی ها شامل جنسیت، نژاد، سن، دین، شغل و سایر صفات شخصیتی می شود که غالباً افراد خود را با این خصائص توصیف می کنند.
هویت دینی، به معنای احساس تعلق و تعهد فرد به باورها، احکام و ارزش های دینی است. بنابراین، هویت دینی به رابطه انسان و دین می پردازد و به پرسش های بنیادین و عمیق او درباره هستی و خود، مثل من کیستم؟ و به کجا تعلق دارم؟ پاسخ قانع کننده می دهد.
اگر فرد درباره خود به یک نظام معرفتی دست یافت، به اصالت و هویت خود احساس الفت و تعلق خاطر پیدا می کند و وابستگی به هویت، زمینه ساز حفظ و تقویت آن خواهد بود و به مقاومت، دفاع و جانبداری منطقی و مستدل دست می زند.
هویت فرهنگی، مهم ترین نوع هویت است. هم از لحاظ ساخت و محتوا و هم از لحاظ شرایط زمانی، باید مورد توجه عمیق و جامع قرار گیرد؛ زیرا به صورت جدی و اساسی در تحقق سایر هویت ها نقش دارد. هویت فرهنگی؛ یعنی این که: فرد به درستی فرهنگ خود را شناخته، درک کرده و وجوه امتیاز آن را نسبت به سایر فرهنگ ها بداند همچنین قدردان آن باشد و در پرورش و اشاعه فرهنگ خود تلاش نماید.
منزلت هویت فرهنگی، همانند فرهنگ ارجمند و درخور تأمل است. شناخت عمیق از هویت فرهنگی مبتنی بر مقایسه فرهنگ خودی با سایر فرهنگ ها است، به ویژه فرهنگ هایی که از مشترکاتی با فرهنگ خودی برخوردارند. چنین موقعیتی، زمینه ساز انس و الفت فرهنگی است؛ زیرا آدمی با پدیده ای مأنوس می شود که با آن ارتباط شناختی داشته باشد و حاصل این امر، نوعی تعلق خاطر و دلبستگی به فرهنگ خودی است. استمرار این دلبستگی، موجب شکل گرفتن بخشی از هویت فرهنگی است. هویت فرهنگی؛ یعنی این که: فرد به درستی فرهنگ خود را شناخته، درک کرده و وجوه امتیاز آن را نسبت به سایر فرهنگ ها بداند، همچنین قدردان آن باشد و در پرورش و اشاعه فرهنگ خود تلاش نمایـد (شرفی، ۱۳۸۱، ص۱۸).
با توجه به اینکه حج، کارکردهای مختلف و فراوانی در زندگی مسلمانان دارد، سؤال اصلی در این مقاله این است که: کارکردهای دیپلماسی فرهنگیِ حج در تقویت هویت فرهنگی مسلمانان چیست؟ و فرضیه در این مقاله بر این مطلب استوار است که: دیپلماسی فرهنگی حج می تواند باعث تقویت هویت فرهنگی مسلمانان شود.
دیپلماسی فرهنگی (Cultural diplomacy)
بنابر تعریفی، دیپلماسی فرهنگی عبارت است از مبادله ایده ها، اطلاعات، زندگی، هنر، سبک ارزشها، سنتها و اعتقادات، به منظور دستیابی به مفاهیم مشترک و تقویت تفاهم متقابل میان ملتها و کشورها (ژان میلسن و همکاران، ترجمه رضا کلهر و سید محسن روحانی، ۱۳۸۹، ص۲۶۷).
فرانکو نینکوویچ، دیپلماسی فرهنگی را تلاش برای ارتقای سطح ارتباطات و تعامل میان ملل جهان معرفی می کندکه بر اساس ارزشهای مشترک صورت می پذیرد (رضا صالحی امیری و سعید محمدی، ۱۳۸۹، ص۱۰۹). از این تعریف می توان فهمید که دیپلماسی فرهنگی در گام نخست یک فن در سیاست خارجی است. بدین معنا که سیاستمداران تلاش می کنند از طریق آن تعاملات، خود را با جهان پیرامون گسترش دهند و از طریـق ارزشهای جهان شمول، این پروژه را پیش ببرند.
در تعریفی دیگر دیپلماسی فرهنگی به معماری یک بزرگراه دو طرفه، به منظور ایجاد کانالهایی برای معرفی تصویر واقعی و ارزشهای یک ملت و در عین حال تلاش برای دریافت درست تصاویر واقعی از سایر ملتها و فهم ارزشهای آنها تعبیر گردیده است(همان، ص۱۱۰). از این تعریف نیز می توان دریافت که دیپلماسی فرهنگی یک فرایند دوطرفه است و بر ارزشهای فرهنگی و اجتماعی ملتهای درگیر، استوار است.
دیپلماسی فرهنگی، یکی از مثال های اولیه قدرت نرم (Soft power) یا قابلیت ترغیب دیگران از طریق فرهنگ، ارزش ها و ایده ها می باشدکه در مقابل قدرت سخت (Hard power) ـ که غلبه کردن یا مجبور نمودن از طریق قدرت نظامی است ـ قرار دارد.
در هرصورت دیپلماسی فرهنگی می تواند مبنا وزمینه ساز همکاری وتعامل جهانی ومنطقه ای باشد که شبکه های ارتباطی جدیدی بین ملت ها در سطح منطقه ای و جهانی به وجود آورد.
برای حل معضلات جدید جهانی؛ بقای همه فرهنگ ها و ارتباط میان آن ها از طریق دیپلماسی فرهنگی ضروری است. این امر نه تنها امکان مفاهمه و حلّ مشکلات را فراهم می آورد بلکه شرایط لازم برای عقلایی شدن و همگرایی بیشتر را نیز فراهم می کند. بنابراین، منظور از دیپلماسی فرهنگی در این بحث سطح اشتراکات دینی ـ مذهبی و پایین آوردن اختلافات قومی ـ مذهبی می باشد که حج می تواند در این زمینه ها کارگشا باشد.
در زمان حاضر، به علت ظهور مباحثی نظیر جهانی شدن و فرهنگ واحد جهانی، فرهنگ از حاشیه مباحث اجتماعی، به متن کشانده شده و اهمیت دیپلماسی فرهنگی بیش از پیش مطرح شده است.
لذا در مقابل نظریه فرهنگ جهانی، بحث تنوع فرهنگی مطرح گردیده و ضرورت دیپلماسی فرهنگی به روشنی آشکار و نمایان شده است. ریچارد آرمیتاژ معاون اسبق وزارت امور خارجه آمریکا معتقد است: دیپلماسی منحصر به گفتگو با دوستان نیست، اگر توانستید با مردمی صحبت کنید که دوست نیستند، آن نشانگر قدرت دیپلماسی شماست. (همان، ص۱۱۰).
از آن جاکه دیپلماسی فرهنگی کشورها اغلب در برگیرنده روش های خلاقانه و ابتکاری برای معرفی خودشان است، لذا ماهیتاً لذت بخش بوده و در جعبه ابزار دیپلماتیک می تواند جزو یکی از مؤثرترین ابزارها باشد و به همین دلیل است که امروزه اغلب کشورهای جهان، به اهمیت این پدیده پی برده و بخش هایی درساختار قدرت سیاسی شان برای مدیریت این فرایند در نظر گرفته اند.
بحران هویت دینی و فرهنگی
فرهنگ مسلمانان برگرفته از دستورات و قوانین اسلام است، لذا می توان هویت فرهنگی مسلمانان را به نوعی همان هویت دینی اسلامی دانست. چهار عنصر ارزشی توحید، نبوت، کتاب واحد و قبله واحد مورد اتفاق و قبول همه مسلمین می باشد و همین عناصر ارزشی که برگرفته از متن اسلام هستند، هویت مسلمانان را مشخص می کنند و به هر دلیلی که مسلمانان از این ارزشها فاصله بگیرند یا اجازه دهند این عناصر ارزشی و هویتی تضعیف شوند گرفتار بحران هویت می شوند.
پل تیلیخ (۱۹۶۵ـ ۱۸۸۶) از متکلمان مشهور آلمان و از بنیانگذاران الهیات معاصر پروتستان، درباره بحران هویت می گوید: «بحران هویت زمانی رخ می دهد که افراد یک جامعه ملی و دینی از فرهنگ خویش فاصله بگیرند و حد و مرز واقعی خود و جایگاه خود را از دست بدهند.» (جرالد سی. براوئر ،۱۳۸۴، ص۱).
و لذا مسلمانان باید بدانند که دشمنان اسلام به صورت جدی در تلاشند تا از تحقق فرهنگ اصیل اسلام جلوگیری کرده و از طریق تبلیغات وسیع موجبات تضعیف عناصر ارزشی هویت فرهنگی مسلمانان را که ریشه در اسلام و ارزشهای دینی دارند، فراهم کنند و فرهنگ مخصوص خود را که دوری از خداوند و خالق متعال است، بر دنیا تحمیل نمایند امّا جهان اسلام باید کاملاً بیدار و هوشیار باشد تا از این گونه موارد جلوگیری کرده و برای رشد فرهنگ اصیل اسلامی خود از تمام ظرفیت های موجود در دین اسلام به خصوص ظرفیت حج به درستی برای تقویت و اشاعه هویت و فرهنگ اسلامی تلاش کنند؛ چرا که حج علاوه بر اینکه فضایی معنوی و تربیتی
و اخلاقی دارد، دارای ابعاد سیاسی و اجتماعی و فرهنگی نیز می باشد و با توجه به اینکه عناصر هویتی مشترک بین مسلمانان در حج بروز و ظهور دارند، انجام مناسک حج به صورت صحیح می تواند اسلام و مسلمانان را در یک جایگاه رفیع بین المللی قرار دهد
و باعث تقویت هویت فرهنگی اسلامی شود؛ به عبارت دیگر، حج علاوه بر اینکه با توانمندی های اخلاقی و معنوی و تربیتی وهمچنین ظرفیت های سیاسی و فرهنگی خود، باعث تقویت هویت فرهنگی مسلمانان می شود، کارکردهای بیرونی و بین المللی هم دارد؛ به این ترتیب که مسلمانان حاضر در مناسک عظیم حج، همگی از یک کشور و یک منطقه
و ملیت و نژاد نیستند بلکه از سراسر جهان با ملیت و نژاد و مذاهب مختلف هستند وهرکدام از اینها بعد از بازگشت به سرزمین خود می توانند سفیر اسلام در منطقه خود باشند و معرف این آیین الهی شوند و باعث نشر و گسترش اسلام حقیقی گردند که از این طریق علاوه
بر اینکه هویت درونی خود را تقویت کرده اند در عرصه بین الملل نیز چهره حقیقی اسلام را به دنیا نشان داده اند.
زمینه های تقویت هویت فرهنگی در مناسک حج
گفته شد، هویت فرهنگی؛ یعنی این که: فرد به درستی فرهنگ خود را شناخته، درک کرده و وجوه امتیاز آن را نسبت به سایر فرهنگ ها بداند، همچنین قدردان آن باشد و در پرورش و اشاعه فرهنگ خود تلاش نماید؛ از جمله مواردی که متناسب با این مبحث می شود در اینجا متذکر شد، پاره ای از مناسک حج می باشد که در محرمات احرام آمده است.
برخی دستورات الهی که چهارده قرن پیش در مناسک حج تشریع شده، امروزه سیاستمداران
و اندیشمندان و مردم سراسر دنیا، مستقیم و غیر مستقیم به دنبال تحقق آن دستورات و قوانین انسانی در سراسر جهان هستند. دیپلماسی فرهنگی در پی ایجاد تفاهم متقابل و نزدیکی دولتها و ملتها به همدیگر و در نتیجه تعامل سازنده طرفینی می باشد و از طرفی یکی از مهمترین نیازمندیهای جامعه بشری نیاز به صلح و امنیت است؛ چرا که در سایه سار صلح
و امنیت اجتماعی است که بشر می تواند زندگی خوب و راحتی داشته باشد، اما با وجود
نا امنی و اختلاف و نزاع و خونریزی انسان در زندگی، آسایش و راحتی ندارد. به همین منظور، دولت ها و ملت ها برای رسیدن به صلح و آرامش، همیشه کوشش و تلاششان بر این بوده است که در تعاملات گوناگون اجتماعی و سیاسی و فرهنگی، به بحث و مذاکره بپردازند و برای رسیدن به توافق طرفینی و تفاهم متقابل کمتر به طرف گزینه های خشونت آمیز بروند
و درباره خلع سلاح و کنترل تسلیحات کوشش کنند.
همه این اقدامات که با هزینه های انسانی و مالی فراوان در جهت ایجاد صلح و امنیت انجام می شود، به نتیجه مطلوبی نرسیده و همچنان جنگ و ترور و خونریزی سرتاسر جهان را فرا گرفته است؛ در صورتی که همین قوانین هزار و چهارصد سال قبل به عنوان مجموعه ای ازقوانین و دستورات الهی توسط پیامبر اسلام برای بشریت به ارمغان آورده شد و لذا در مناسک حج باب محرمات احرام، مراجع محترم تقلید این قانون را در قالب یک مسأله شرعی اینگونه بیان می کنند که: برای مُحرم جایز نیست سلاح بپوشد، بلکه بنابر احتیاط، حمل سلاح هم به طوری که او را مسلح بدانند جایز نیست و مقصود از سلاح هر چیزی است که درعرف به آن سلاح گویند؛ مانند شمشیر و تفنگ و نیزه و… (مراجع عظام تقلید)
در تعالیم و دستورات حج نه تنها صلح و امنیت برای انسانها بیان شده، بلکه امنیت حیوانات هم مورد توجه شریعت اسلامی قرار گرفته است و لذا کشتن و شکار کردن حیوانات صحرایی و هرگونه معاونت در این عمل یا حتی راهنمایی و هدایت شخص دیگر برای شکار، حرام اعلام شده و شخصی که هرکدام از این اعمال را مرتکب شود باید جریمه شود و کفاره دهد. همچنین دور انداختن حشرات و جانوران موذی که روی بدن حاجی در حال احرام قرار گرفته اند، جایز نیست و اگر این کار را انجام دهد باید کفاره دهد اما فرموده اند جا به جا کردن آن حیوان اشکال ندارد که همه این موارد بیانگر نهایت احترام به حقوق حیوانات و رعایت حقوق آنها است.
دقت و تأمل در این موارد که نظایر آن فراوان است، انسان را نسبت به دین و فرهنگ برگرفته شده از دین قدردان و شاکر می کند و باعث می شود که مسلمانان با فخر و مباهات نسبت به نشر و ترویج و گسترش این آموزه های الهی و آسمانی اقدام کنند و در سایه وحدت و یکدلی، موجبات تقویت هویت فرهنگی و دینی خود را فراهم آورند.
تأثیر حج بر تقویت هویت ملل اسلامی
به جا آوردنِ مناسک حج در سرزمین وحی و مشاهده مشاعر مقدس، زمینه آشنایی حج گزار را با ریشه های فرهنگی و اسلامی فراهم می کند. او می تواند ریشه های تاریخی پیدایش دین خود را بشناسد، از ویژگی های بارز و برجسته اسلام آگاه شود و از جایگاه دین خود بین ادیان دیگر شناخت دقیق تری پیدا کند. شواهد تجربی حکایت از تأثیر مراسم مذهبی در شکل گیری هویت دینی می کند.
امام سجاد خطاب به شبلی فرمودند: «فَحینَ صَلَّیتَ فِیهِ رَکْعَتَینِ نَوَیتَ اَنَّکَ صَلَّیتَ بِصَلاه إِبْراهِیمَ» (نوری، ۱۴۰۷ق. ، ص۱۶۸).[۱]
از آنجا که حضرت ابراهیم بنیانگذار ادیان توحیدی است، می توان گفت که امام سجاد شبلی را به دین توحیدی راهنمایی می کند. با یادآوری مقام ابراهیم و لزوم توجه به ارزشهای خلق شده به دست او که سر سلسله ادیان توحیدی است، گذشته دینی حج گزار را به او معرفی می کند و به این وسیله به هویت دینی و تقویت آن کمک می کند.
از سوی دیگر انسان تنها با قدرت تعقل خود زندگی نمی کند و نمی تواند برای تأمین منافع خود دست به محاسبه بزند و خردمندانه عمل کند، مگر آنکه پیش از آن خود را تعریف کرده باشد. سازوکار تأمین منفعت، مشروط به آگاهی از هویت است. زمانی که تغیرات سریع اجتماعی روی می دهد، هویتهای جا افتاده، از هم گسیخته می شود، خود دوباره تعریف می شود و هویت تازه ای شکل می گیرد. دین برای کسانی که با پرسشهایی از این دست روبه رو هستند که من کیستم؟ و به کجا تعلق دارم؟ پاسخی قانع کننده دارد. همه ادیان به افراد، حس هویت عطا می کنند و راه زندگی را نشان می دهند.
در این فرآیند، مردم یا هویت تاریخی خود را دوباره باز می یابند یا آن را به وجود می آورند. انسان هرچه هدفهای جهان نگرانه داشته باشد، دین است که با خط کشیدن میان مؤمنان و غیرمؤمنان و مرزبندی میان خودیها و غریبهها به او هویت می دهد.
مسلمانان از سراسر جهان در کنگره عظیم حج شرکت می کنند. از ملیتهای مختلف و فراتر از همه مرزهای اعتباری، در کنار یکدیگر جمع می شوند و بدون توجه به تمایزات و تفاوتهای فردی، اجتماعی، ملیتی و فرهنگی، اعمال مشترک و واحدی را انجام می دهند؛ اعمالی که از یک تمدن ریشه دار، الهی و معنادار سرچشمه گرفته است و برای همه حج گزاران ضرورت یکسانی دارد. در چنین مراسمی است که این اعمال به همراه آگاهی از اسرار و رموز آن، افراد را به هویت دینی و ریشههای شکل گیری مناسک حج رهنمون می شود؛ رفتارهایی که به فردی خاص یا ملیتی ویژه اختصاص ندارند. در این فضا افراد به همان داربستی دست می یابند که می تواند تکیه گاه معرفتی آنها باشد و با تمسک به آن، خود را در برابر دیگر تمدنها محافظت کنند.
بنابراین، حج به عنوان مهم ترین مناسک دینی در اسلام است که با آن می توان مسلمانان را سالیانه در یک اجتماع عظیم مذهبی گرد هم آورد و همگان را با دستور و نظام هماهنگ وشعار واحد به اجرای مراحل مختلف مناسک هدایت کرد و ارتباط معنوی با خدا و مردم را در عالی ترین و زیباترین صورت نشان داد. مناسک حج، مناسکی خانوادگی نیست. مناسک خویشاوندی همچون صله رحم، ازدواج و عیادت بیماران نیست؛ مناسک محلی همچون نماز جماعت نیست. مناسک حج مناسک ملی که در پهنه یک کشور
و ملیت خاص به اجرا گذاشته می شود نیست، بلکه مناسکی معنوی و جهانی است. ملل و نحل موجود در جهان فقط توانسته اند مناسک ملی و نژادی داشته باشند و در نهایت در قرن اخیر که به پدیده جهانی شدن می اندیشند، جز در چهارچوب روابط مادی و سیاسی، تصوری از جهانی شدن را درک نمی کنند.
مناسک حج، مناسکی معنوی و جهانی است که توجه به باطن اعمال آن مسلمانان را متوجه هویت دینی و فرهنگی خود می کند. در حقیقت حج نمونه کوچک امت واحده اسلامی است که به صورت منطقی تشکیل می شود و هویت واحد امت اسلامی را عملا به نمایش می گذارد. مسلمانان در هرگوشه ای از جهان که باشند، با یکدیگر پیوند و اخوت دارند؛ اما در حد حرف و شعار. آن چه آنها را عملاً به یکدیگر پیوند می دهد و به آنان هویت واحدی القا می کند، حج و حضور در صحنههای مختلف آن است. حج گزار پس از آن که در صحنه حج حضور می یابد، خود را عضو مجموعه بزرگ تری به نام امت اسلامی قلمداد می کند. این تأثیر و کارکرد حج در تقویت هویت دینی و فرهنگی را به خوبی
می توان در تاریخ جوامع اسلامی دید.
امام صادق در این باره می فرماید:
«وَاَمَرَهُمْ بِما یکُونُ مِنْ اَمْرِ الطّاعَه فِی الدِّینِ وَمَصْلِحَتِهِمْ مِنْ اَمْرِ دُنْیاهُمْ فَجَعَلَ فِیهِ الاِْجْتِماعَ مِنَ الشَّرْقِ وَالْغَرْبِ لِیتَعارَفُوا»؛[۲] (حر عاملی، تحقیق: عبدالرحیم ربانی، ص۱۴).
از آنجا که محور و مبنای زندگی اجتماعی، برقراری ارتباط با دیگران است و هویت اجتماعی چنین امکانی را فراهم می کند و به عبارت دیگر، بدون هویت اجتماعی جامعه ای وجود ندارد، بر همین اساس لازم است عوامل و مسائل تاثیرگذار بر هویت اجتماعی
و فرهنگی شناخته شوند که چه عواملی باعث ضعف هویت فرهنگی می شوند و چه مسائلی باعث تقویت هویت اجتماعی و فرهنگی می شوند. یکی از عوامل مهم که باعث تقویت هویت فرهنگی می شود، شناخت محاسن و امتیازات فرهنگ خودی و مقایسه آن با فرهنگ های دیگر است؛ در این صورت انسان قدردان فرهنگ خودش می شود و در جهت نشر و گسترش آن سعی و تلاش می کند.
عناصر ارزشی هویت فرهنگی مسلمانان
بسیاری از نظریه پردازان دیپلماسی فرهنگی را نمونه بارز و اعلای اعمال قدرت نرم می دانند که به کشورها امکان و توان نفوذ در طرف مقابل از طریق عناصری چون فرهنگ، ارزش ها و ایده ها را می دهد. جوزف نای نظریه پرداز معاصر روابط بین الملل، قدرت نرم را در تعارض با قدرت سخت؛ یعنی تسخیر کردن از طریق نیروی نظامی می داند. به عقیده جوزف نای، قدرت نرم در یک کشور می تواند از سه منبع اصلی پدید آید: فرهنگ آن کشور، ارزشهای سیاسی و سیاست خارجی. این نظریه پرداز معتقد است که وقتی فرهنگ یک کشور ارزش های جهانی را شامل شود و بنیاد و سیاست های آن را علایق و ارزش های مشترک جهانی شکل دهد، احتمال اینکه نتایج مطلوب با هزینه اندک و مبتنی بر قدرت نرم تحصیل شود افزایش می یابد. افزایش این احتمال به خاطر رابطه ای است که چنین فرهنگی بین جاذبه ها و وظایف ایجاد می کند. ارزش های محدود و فرهنگ های ناحیه ای،کمتر می توانند قدرت نرم ایجاد کنند (جوزف نای، ۱۳۸۹، ج۷، صص۵۱ و۵۲).
بر همین اساس و با توجه به تعریف هویت فرهنگی، افراد وابسته به هر فرهنگی باید به درستی فرهنگ خود را شناخته، درک کرده و وجوه امتیاز آن را نسبت به سایر فرهنگ ها بدانند و در پرورش و اشاعه فرهنگ خود تلاش نمایند. شکی نیست که هویت مسلمانان وابسته به دین اسلام می باشد به طوری که دستورات اسلام در گفتار و کردار و پندار مسلمانان تأثیر مستقیم می گذارد و در همه جوانب و ابعاد مختلف زندگی آنها تأثیرگذار است و با عمل کردن و تقید به دستورات و قوانین اسلام است که برای مسلمانان فرهنگ و هویت اسلامی شکل می گیرد و این فرهنگ و هویت اسلامی دارای مجموعه ای از عناصر ارزشی است که شناختن آن عناصر برای هر مسلمانی لازم و ضروری است و در نتیجه، شناخت صحیح این عناصر، هویت فرهنگی و اسلامی تقویت می شود و به همین جهت ابتدا به صورت مختصر اشاره ای به عناصر ارزشی هویت فرهنگی اسلامی خواهد شد و بعد از آن به کارکرد حج در تقویت عناصر ارزشی هویت فرهنگی مسلمانان می پردازیم.
تمام اصالت و هویت فرهنگی مسلمانان وابسته به دین اسلام است و اسلام هم مجموعه ای از دستورات و قوانین است که برای سعادت بشر آمده است. این قوانین
و مقررات که در افکار و رفتار مسلمانان مورد عمل قرار می گیرد، بر اصولی اعتقادی استوار است (طباطبایی، ۱۳۶۲، ص۱۷). بنابراین، اسلام مجموعه ای از قوانین و مقررات الهی است که به منظور سعادت بشر برای انسانها وضع شده است و مسلمان هم به کسی گفته می شود که در برابر دستورات خدا خاضع و خاشع باشد و از آیین و کیش پیامبر اسلام پیروی کند؛ چرا که این آیین مردم را به گردن نهادن و خضوع در برابر خداوند عالم
فرا می خواند و به سعادت در دنیا و آخرت رهنمون می گردد. از این رو در اینجا به برخی از عناصر مشترک هویت بخشی که معرف هویت فرهنگی مسلمانان است اشاره می شود:
۱. خدای واحد (توحید) ۲. پیامبر واحد (نبوت) ۳. کتاب واحد (قرآن) ۴. قبله واحد (کعبه).
۱. توحید
حج، از جمله عباداتی است که توحید در آن به معنای واقعی کلمه تجسم یافته و از آغاز تا انجامش نمونه ای از توحید و طرد شرک است. توحید عقیده به مبدأ واحدی برای جهان هستی است. توحید اصطلاحی است که تنها درباره خدای متعال به کار می رود. مبدأ و آغازی که وجود ازلی و ابدی داشته و دوگانگی و ترکیب در ذاتش نیست. هیچ نوع وابستگی و احتیاج درباره او تصور نمی شود. ذاتی که واجد تمامی کمالات است. مبدئی که همه کاره هستی و مدیر و مدبر آن است. توحید اعتقاد به خدای واحد در همه ابعاد است. هر عبادتی، خلوص در آن اعتبار شده و مدنظر قرار می گیرد: (أَلا لِله الدِّینُ الْخالِصُ) (زمر : ۳) اما تجلی این خلوص در برخی از این عبادات نمایان تر و طرد شرک در آن قوی تر و آشکارتر است، که حج نمونه بارز آن است و از همین رو ترک حج کفر قلمداد شده است:
(وَ لِلهِ عَلَی النَّاسِ حِجُّ الْبَیتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیهِ سَبیلاً وَ مَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللهَ غَنِیّ عَنِ الْعالَمینَ)[۳] (آل عمران : ۹۷).
پس حج، ایمان و توحید است و ترک آن کفر عملی. معنای تجلّی توحید در حج این است که توحید چون در درجات خود تنزل کند و در چشم اندازهای مظاهر خویش جلوه گر شود، به حج مبدل می گردد. اگر حج به سوی خدای سبحان صعود کند، در معارج راه ترقی را طی کند، به خداوند سبحان می رسد یا به توحید مبدل می شود؛ یعنی تبدیل به عقیده ای می شود که چیزی آن را آلوده نمی کند و یقین می شود که شک و گمان بر آن دست نمی ساید؛ چنان که امام صادق فرمودند:
«…حَتَّى یَلْصَقَ بِالْعَرْشِ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ الله حِجَاب »؛ «به عرش می پیوست؛ به گونه ای که میان او وخدا حجابی نمی بود.» (حر عاملی، تحقیق: عبدالرحیم ربانی، ج۹، ص۴۲۲، ح۱۷۹۰۵).
نتیجه اینکه: حج توحید ممثل است و توحید همان فطرتی است که خداوند انسانها را برای آن سرشته است و دگرگونی برای آن نیست (جوادی آملی، عبد الله، ۱۳۸۷، ص۷۹).
گرچه هر عبادتی تبرّی از شرک و انزجار از طاغوت است، لیکن چون حج عبادت ویژه ای است با سیاست آمیخته است و حضور اقشار گوناگون مردم جهان موقعیت مناسبی است تا روح این عبادت همانند دیگر عبادات الهی در آن انبوه چشمگیر به خوبی تجلی کند و عصاره این پرستش خاص در صحنه، ظهور تمام نماید، از این رو، به فرمان وحی الهی، پیامبر گرانقدر اسلام۹ سخنگوی حکومت اسلامی، حضرت علی۷ را مأمور اعلان تبرّی از مشرکان کرد تا به طور قاطع مرز توحید از طغیان و شرک جدا شود و صفوف منسجم مسلمانان از صف کفار ممتاز گردد و از این رهگذر، چهره سیاسی ـ عبادی حج جلوه کرده و زائران کعبه با استماع قطعنامه حکومت اسلامی که دستور انزجار از شرک و سازش ناپذیری در برابر مشرکان است ره توشه توحید را به همراه خود ببرند.
از این رو، همانطور که همه مسلمانان در بسیاری از شؤون زندگی به سمت کعبه متوجه می شوند، از برکت کعبه نیز فرمان توحیدی به اقطار گوناگون عالم منتشر خواهد شد.
(وَ أَذانٌ مِنَ اللهِ وَ رَسُولِهِ إِلَی النَّاسِ یوْمَ الْحَجِّ الْأَکْبَرِ أَنَّ اللهَ بَریءٌ مِنَ الْمُشْرِکینَ وَ رَسُولُهُ فَإِنْ تُبْتُمْ فَهُوَ خَیرٌ لَکُمْ وَ إِنْ تَوَلَّیتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّکُمْ غَیرُ مُعْجِزِی الله) (توبه : ۳).[۴]
انسانهای معتقد و متعبد، همواره با تعقیب هدف به مقصد نهایی خود نایل می شوند. خدای سبحان که انسان را برای کمال عبادی آفرید و همه جوامع انسانی را به یک سمت و یک هدف فرا خواند و کعبه را با ویژگیها و مزایای فراوان آن بنیان گذارد، برای هدفی بود برتر و مقصودی والاتر از آن چه در اذهان ساده اندیشان خطور می کند و چون هیچ کمالی بالاتر از نیل به توحید ناب نیست و وصل به آن بدون نزاهت از هرگونه شرک میسّر نخواهد بود، از این رو کعبه را که خانه توحید و مرکز گردهمایی مسلمانان سراسر عالم است، محور تبری از هر تباهی دانست و مقدمات مناسب آن را چنین تهیه فرمود:
اولاً: بعد از اتمام بنای بیت طاهر و عتیق و بعد از تأمین حرم و تشریع امنیت برای میهمانان و زائران و راکعان و ساجدان و عاکفان، به پیامبر خویش دستور داد:
(وَأَذِّنْ فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یأْتُوکَ رِجالاً وَعَلی کُلِّ ضامِرٍ یأْتینَ مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمیقٍ) (حج : ۲۷).[۵]
و هدف از این اعلان عمومیِ ابراهیم ، فراخوانی کسانی بود که توان حضور را به طور متعارف دارند.
ثانیاً: وقتی همگان از باختر و خاور، از شمال و جنوب و از دور و نزدیک آمدند و در گردهمایی سراسری شرکت کردند تا شاهد منافع مادی و معنوی خود باشند، آنگاه نوبت به اذن و اعلان محمدی فرا می رسد، از این رو فرمود:
(وَ أَذانٌ مِنَ الله وَ رَسُولِهِ إِلَی النَّاسِ یوْمَ الْحَجِّ الْأَکْبَرِ أَنَّ الله بَریءٌ مِنَ الْمُشْرِکینَ
وَ رَسُولُهُ)[۶] (توبه : ۳).
بنابراین، هدف نهایی اعلان پیشین، ساختن کعبه یا همه مزایای الهی آن نبود، بلکه زمینه برای اعلان دوم که هدف نهایی کعبه است، خواهد بود و آن اذان که به وسیله خاتم پیامبران از طرف خدای سبحان صورت می پذیرد تبرّی خدا و رسول او از هر مشرک و ملحد است و برای آنکه آن اعلان جهانی باشد و به سمع مردم سراسر گیتی برسد فرمود: در روز حج اکبر؛ یعنی زمانی که همه زائران حضور دارند انجام شود. هدف نهایی ساختن بیت الله، رسیدن به توحید است و نیل به توحید ناب بدون تبری تام از هر شرک و الحاد و انزجار از هر مشرک و ملحد میسور نیست. از این رو اعلام این هدف نهایی به صورت اعلان تبری خدا و رسول۹ از مشرکان متبلور شده است و تا انسان در درون زمین زندگی می کند، وظیفه حج و زیارت برعهده اوست و تا مشرک در جهان هست اعلام تبری از او نیز جزو مهم ترین وظایف حج به شمار می رود (جوادی آملی، عبد الله، ۱۳۸۷، ص۱۲۴).
۱ / ۱ ـ توحید و هویت فرهنگی اسلامی
از مجموعه مطالبی که درباره فرهنگ و هویت گذشت، می شود به این نکته رسید که بین فرهنگ و هویت، ارتباطی وثیق و تنگاتنگ وجود دارد؛ به گونه ای که چیستی انسان و وجه تمایز واقعی انسان از موجودات دیگر و نیز بارزترین و شاخص ترین وجه تمایز انسان ها از همدیگر، فرهنگ آن هاست؛ بدین معنی که اولین چیزی که انسان در منظومه جهان بینی خود می تواند و بایستی خود را با آن معرفی نماید و قبل از هرچیزی به داشتن آن افتخار نماید، وجه و عنصر فرهنگ و ارزش ها و نگرش های وی است، اما همه این موارد در صورتی صحیح است که فرد یا جامعه تحت سلطه دیگران نباشد و به اصطلاح برده وبنده دیگران نباشد و از نعمت آزادی و آزادگی برخوردار باشد.
یکی از ثمرات عنصر هویتی توحید، این است که انسان در پرتو توحید خدا، افزون بر رسیدن به نیازهای خود از کرامت و حریت نیز که بزرگترین موهبت های الهی است برخوردار می شود و به وارستگی بار می یابد.
در توحید، هیچ عاملی سبب نمی شود که موحد به بردگی و بندگی غیر خدا سوق پیدا کند. بندگی خدا حریت و آزادگی بنده از ماسوی الله را در پی دارد؛ زیرا چنین موحدی بنده خدایی است که همه جا حاضر و ناظر است و انسان موحد، همه شؤون خود را به او واگذار کرده است. از این رو، می اندیشد آن گونه که خدای سبحان خواسته، نه آن چه هوای نفس فرمان می دهد؛ رفتار کند، آن طورکه عقل درون و بیرون فرمان داده اند، نه آنچه هوس می خواهد. در این صورت از خود آزاد و از هر تعلق، بلکه تعین منزه و وارسته است.
غرض آن که توحید ناب ره توشه فراوانی در اندیشه و انگیزه موحد دارد که برخی از آنها فردی و بعضی جمعی است، برخی از آنها حقوقی و سیاسی و برخی اعتقادی و اخلاقی است. حریت توحیدی هم رژیم ارباب و رعیتی اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و… را باطل می کند و هم رژیم ربوبیت هوا و رقیت عقل، فرمانروایی هوس و فرمانبرداری علم را ابطال می کند و کنار می زند تا علم و عقل از یک سو، عقیده و خلق حسن از سوی دیگر زمام امور فرد و جامعه را رهبری و امامت کند.
مشرک مانند فردی است که نوکر چند ارباب ناسازگار باشد، طبعاً هریک او را به کاری می گمارند ولی موحد مانند کسی است که تحت اراده یک مولای حکیم عادل قرار گیرد. توجه به خدای یگانه و پذیرش عبودیت او وارستگی می آورد و توجه به ما سوی الله، اسارت و خواری، تا جایی که ممکن است انسان در بند عنصری پست و حقیر قرار گیرد
و بندگی هوای نفس را بپذیرد:
(أَ فَرَأَیتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ الله عَلی عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلی سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلی بَصَرِهِ غِشاوَه فَمَنْ یهْدیهِ مِنْ بَعْدِ الله أَ فَلا تَذَکَّرُونَ)[۷](جاثیه : ۲۳).
خوف و طمع انبیا فقط از خدا بود و خود را به مصدر قدرت مطلق وابسته می دانستند؛ از این رو، انگیزه ای برای تسلیم و قصور آنان در برابر دیگران وجود نداشت و شجاعانه به طرح آرای خویش می پرداختند و هرگز مقهور قدرتهای دیگر نمی شدند. پس خویش را از هر قیدی رها ساخته بودند و در خوف و رجا موحد بودند. شاگردان انبیا نیز از چنین امتیازی برخوردار هستند؛ یعنی هم در بعد سیاست، از هر استعمار و استعبادی آزاد زیستند و هم در عقاید و اخلاق، از هر شرک، الحاد، نفاق و کفری منزه و مبرّا بودند.
۲ / ۱ ـ کارکرد توحید در دیپلماسی فرهنگی حج
در تعریف دیپلماسی فرهنگی گفته اند: دیپلماسی فرهنگی عبارت است از: تلاش برای درک، مطلع ساختن، مشارکت دادن وتأثیرگذاری بر مردم دیگر کشورها و تبادل ایده ها، اطلاعات، هنر و دیگر جنبه های فرهنگ میان ملت ها، به منظور تقویت تفاهم متقابل» (رضا صالحی امیری و سعید محمدی، ۱۳۸۹، ص۱۰۹). بنابراین، می توان دیپلماسی فرهنگی را به عبارتی خلاصه تر به ابزاری برای تأمین منافع و مصالح ملی ـ دینی یک ملت یا فرهنگ تفسیر کرد. این نکته را نیز باید توجه داشت که فضای بین المللی امروز جهان که به شدت از خشونت و نبردهای نظامی خسته شده است، بیش از هر چیز پذیرای مؤلفه ها
و رویکردهای دیپلماسی فرهنگی است؛ دیپلماسی فرهنگی جهان اسلام از آنجا دارای قدرت و اهمیت است که زیربنای آن دین مبین اسلام و آموزه های پرمحتوای آن است که همین دستورات الهی در دین اسلام ظرفیت عظیمی را برای تأمین اهداف و خواسته های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی مسلمانان فراهم می سازد.
برای رسیدن به این ظرفیت عظیم، شناخت حقیقی عناصر ارزشی اسلام و اشاعه آنها بر مسلمانان ضروری است. مهم ترین عنصر ارزشی و ریشه همه فضایل و ره آوردهای مثبت علمی و عملی توحید است؛ چنان که منشأ همه تباهیها و فسادها شرک و الحاد است. میوه درخت توحید چیزی جز خیر نیست و ثمره شرک چیزی جز شر نمی باشد. در دل موحد که جای اعتقاد به خداست، بذر فضایل، عقاید، رفتارهای پاک و خوبیها رشد می کند و همانگونه که فضایل از بالا و رو به بالاست، موحد از بالا و در مسیر صعود به بالاست لیکن در سرزمین آتشین دل ملحد و مشرک هیچ بذری جز تلخی و زشتی و شرارت به بار نخواهد نشست.
با توحید است که عقاید و اخلاق و رفتار جامعه انسانی سامان می یابد و بر بنیان محکم ایمان به مبدأ و معاد استوار می گردد و بدون این اصل، هیچ بنایی استوار نخواهد شد. موحد در پرتو توحید ربوبی از ارباب متفرق رهایی می یابد، با توحید واجب و اسمای حسنای او از کرامت انسانی برخوردار می شود؛ مثلا با توحید قدرت، از تکبر و غرور و عجب به تواضع و فروتنی، و از نا امیدی به امید بار می یابد. انسان با توحید عبادی به حریت و آزادگی می رسد و از بند بندگی دیگران رهایی می یابد و با توحید از تملق اغیار و حقیر شدن نزد دیگران آزاد می گردد و همین طور در سایر بخشهای توحید. روشن است که بدون توحید، انسان از شناخت واقعی خود و جهان محروم است. وقتی خویشتن را نشناخت نمی داند با خود چه کند
و آنگاه که جهان را نشناخت با چگونگی برخورد خود با جهان و جهانیان آشنا نیست؛ زیرا چنین انسانی، خدایی را که همه اشیاء را آفریده و بر همه چیز احاطه دارد، نشناخته است و چون خدا بر همه چیز احاطه دارد، بدون شناخت او هرگز نمی تواند به حقیقت چیزی پی ببرد؛ زیرا کسی که روشن کننده حقیقت در دل انسان نبیند، درون خود را نخواهد دید و قهرا خود را نمی تواند بشناسد و چون حقیقتی را که به جهان نور می بخشد ندید، جهان را هم نخواهد دید.
متفکرِ طالب یقین، هم می تواند جهان را خوب بشناسد و هم خود را و اگر خود را آن طور که باید در پرتو خورشید شناخت، هرگز با خود جاهلانه رفتار نمی کند. خودِ مجازی را به جای خودِ واقعی نمی پندارد و خویشتن را جز فقر و وابستگی به مبدأ قوی نمی بیند. از این رو، فرومایگی و تکبر را به سرافرازی و فروتنی تبدیل می کند ولی اگر حقیقت خود را نشناخت داعیۀ تکبر و غرور خواهد داشت. لذا چون حج خانه توحید است، مسلمانانی که از سراسر عالم در این مکان اجتماع می کنند، می توانند با ایجاد و تقویت روحیه توحیدی و گسترش روابط و تعاملات و همچنین انسجام سیاسی ـ اجتماعی، مانع از انزوای اسلام و مسلمانان در عرصه های بین المللی شوند و باعث اقتدار و امنیت و تقویت هویت فرهنگی اسلامی شوند و در سایه نظام توحیدی حج به صلح و امنیت دسترسی پیدا کنند؛ چراکه نیاز به صلح و امنیت، از جمله مهمترین نیازمندیهای زندگی اجتماعی است
و به همان اندازه که انسانها به خوراک و پوشاک و مسکن و مانند اینها نیاز دارند تا بتوانند زندگی راحتی داشته باشند، به همان اندازه به مقوله صلح و امنیت نیازمند هستند؛ چرا که در صورت وجود همه وسایل رفاهی بدون امنیت، زندگی فاقد آسایش و راحتی است و لذا در همین راستا توجه به این نکته مهم است که بدانیم یکی از ثمرات مهم توحید در بُعد روانی جامعه بشری ظهور پیدا می کند؛ توضیح این مطلب این است که موحد در پرتو توحید وارد قلعه امن می شود و این امان به او اطمینان و آرامش می دهد و هیچ حادثه ای او را نگران و مضطرب نمی کند. به این ره آورد در آیات متعدد اشاره شده است؛ از جمله:
(إِنَّ الْمُتَّقینَ فی مَقامٍ أَمینٍ) (دخان :۵۱).
دراین دژ امن که درآخرت به صورت بهشت ظهور می کند، هیچ عذاب ظاهری و باطنی و جسمی و روحی، موحد را تهدید نمی کند. البته چنین امنیتی ثمره توحید واقعی است، از این رو، درآیه دیگر قرآن، حدود تقوایی که ره آورد آن امنیت کامل است، شفاف تر بیان شده است؛ (الَّذینَ آمَنُوا وَ لَمْ یلْبِسُوا إیمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِکَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ) (انعام : ۸۲).
توحید و ایمان به خدا با اطمینان دل ملازم اند؛ یعنی وقتی انسان موحد واقعی است که با یاد خدا به آرامش راه یابد. پس اثر توحید اطمینان و آرامش دل است. انسان همتی جز تحصیل سعادت و خوفی جز ترس از شقاوت و نقمت ندارد و زمام سعادت و خیر به دست خداست و ایمان به خداوند، انسان را به ایمنی می رساند. لذا وقتی مسلمانان در ایام حج، در این سرزمین اجتماع می کنند، ولو برای چند روزی از دنیا و مظاهر آن جدا شده و رو به سوی خدای واحد آورده اند و در این شرایط و حالات می توانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و از مشکلات یکدیگر آگاه شوند و برای پیدا کردن راه حل مناسب و خروج از مشکلات مشترک با یکدیگر همفکری کنند، که همه اینها به برکت حج و آن اجتماع میلیونی است که این عبادت برای مسلمین فراهم می آورد.
پی نوشت:
[۱]. «آیا وقتی که پشت مقام ابراهیم دو رکعت نماز طواف خواندی قصد کردی ابراهیم گونه نماز بخوانی؟»
[۲]. «خداوند در حج وسیله اجتماع مردم مشرق و مغرب را فراهم آورده است تا همدیگر را بشناسند.»
[۳]. «و براى خدا حج آن خانه بر عهده مردم است [البته بر] کسى که بتواند به سوى آن راه یابد و هر که کفر ورزد یقینا خداوند از جهانیان بىنیاز است.»
[۴]. «و [این آیات] اعلامى است از جانب خدا و پیامبرش به مردم در روز حج اکبر که خدا و پیامبرش در برابر مشرکان تعهدى ندارند [با این حال] اگر [از کفر] توبه کنید آن براى شما بهتر است و اگر روى بگردانید، پس بدانید که شما خدا را درمانده نخواهید کرد.»
[۵]. «و در میان مردم براى [اداى] حج بانگ برآور تا [زائران] پیاده و [سواره] بر هر شتر لاغرى که از هر راه دورى مىآیند به سوى تو روى آورند.»
[۶]. «و [این آیات] اعلامى است از جانب خدا و پیامبرش به مردم در روز حج اکبر که خدا و پیامبر در برابر مشرکان تعهدى ندارند.»
[۷]. «آیا شگفت نداری از کسی که هوس خویش را معبود خود قرار می دهد و از آن پیروی می کند و خداوند او را در حالت علم و آگاهی که دارد گمراه نمود و بر گوش و دلش مهر نهاد و بر دیده اش پرده کشید، پس از خدا چه کسی او را هدایت خواهد کرد و آیا پند نمی گیرد؟»
مراجع
ـ قرآن کریم
ـ نهج البلاغه
۱. جرالد سی. براوئر. آینده ادیان. ترجمه احمدرضا جلیلی. قم: دانشگاه ادیان ومذاهب، چاپ دوم،۱۳۸۴
۲. جوادی آملی، عبد الله. توحیددرقرآن. قم: نشراسرا، چاپ نهم، ۱۳۸۷
۳. جوادی آملی، عبد الله. صهبای حج. قم: نشر اسراء، چاپ دوم، ۱۳۸۵
۴. جوزف نای. قدرت نرم. ترجمه محسن روحانی،مهدی ذوالفقاری،تهران، دانشگاه امام صادق۷، چاپ سوم، ۱۳۸۹
۵ . خوانساری، محمد. فرهنگ اصطلاحات منطقی. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی، چاپ دوم، ۱۳۷۶
۶ . رضا صالحی امیری و سعید محمدی، دیپلماسی فرهنگی، چاپ اول، تهران: نشرققنوس،۱۳۸۹
۷. ژان میلسن و همکاران، دیپلماسی عمومی نوین؛ قدرت نرم در روابط بین الملل، ترجمه رضا کلهر و سید محسن روحانی، تهران: دانشگاه امام صادق ۱۳۸۹
۸ . شرفی محمدرضا. جوان وبحران هویت. تهران: سروش،۱۳۸۱
۹. طباطبایی سیدمحمدحسین. شیعه دراسلام. قم: دفترانتشارات اسلامی،۱۳۶۲
۱۰. محمدی ری شهری، محمد. حج وعمره در قرآن وحدیث. مترجم:جوادمحدثی، قم: دارالحدیث.
۱۱. مراجع عظام تقلید. مناسک حج. باب محرمات احرام.
فهرست منابع عربی
۱. علامه مجلسی، بحارالانوار،چاپ دوم، بیروت: موسسه وفا، ۱۴۵۷ق.
۲. محمدبن الحسن حر عاملی، وسائل الشیعه، تحقیق عبدالرحیم ربانی، بیروت: احیا تراث العربی.
۳. میرزاحسین نوری، مستدرک الوسایل، بیروت: نشرآل البیت، چاپ اول، ۱۴۰۷ق.
نویسنده
هادی صادق زاده
فصلنامه میقات حج شماره ۹۸
ادامه دارد…
https://qomna.ir/?p=71725