- نویسنده : حسین همتی نژاد
- ۱۲ اسفند ۱۳۹۶
- کد خبر 71882
- ایمیل
- پرینت

چکیده
یکی از موضوعات مهمی که در دهه های اخیر در پزشکی ظهور یافته و مباحث متعدد حقوقی و اخلاقی زیادی را به دنبال داشته، تولید جنینهای آزمایشگاهی است. از جنین های آزمایشگاهی برای باروری زوجین نابارور استفاده می شود اما در هر دورهی باروری جنین های مازاد نیاز زوجین به وجود میآید که علاوه بر امکان نگهداری آن ها به صورت منجمد، می توان از آن ها در امور تحقیقاتی ، درمانی، باروری زوجین نابارور دیگر و خریدوفروش استفاده کرد.
این درحالی که است که مشخص نبودن وضع حقوقی جنین آزمایشگاهی و عدم وجود قانون مدون در مورد تولید، نگهداری و استفاده از آنها، چالشها و ابهاماتی را در این زمینه به دنبال داشته است و بیم آن میرود از این جنینها برای تجارت و سودجویی های مالی استفاده شود و تا هنگامی که وضع حقوقی جنین آزمایشگاهی توسط قانون گذار به طور دقیق تعیین نشود نمی توان در مورد آن تصمیم گرفت. به همین علت در این مقاله این موضوع موردبررسی قرارگرفته و براساس آیات و روایات نظریهی جدید شخصیت بالقوه یا شخصیت تبعی جنین از زمان انعقاد نطفه حتی در محیط آزمایشگاه ثابت شده است.
کلیدواژه ها
جنین؛ جنین آزمایشگاهی؛ شخصیت جنین؛ ولوج روح
مقدمه
استفاده از تکنیک های باروری خارج رحمی سبب باروری تخمک و تشکیل رویان در محیط آزمایشگاه می گردد. در این روش ها پس از برداشت و جمع آوری اسپرم و تخمک و آماده سازی آن ها در محیط آزمایشگاه، لقاح انجامشده و سپس رشد و تکامل برای مدت کوتاهی در محیط کشت ادامه پیدا می کند. درنهایت جنین به بدن زن منتقل می شود تا بقیه ی مراحل تکامل در داخل رحم صورت گیرد.
طی کردن این مراحل در محیط آزمایشگاه بهجای داخل بدن زن سبب گردیده که به جنین مذکور مادامیکه در محیط آزمایشگاه است جنین آزمایشگاهی گفته شود. ویژگی خاص جنین آزمایشگاهی یعنی تشکیل در محیط آزمایشگاه ابهاماتی در مورد ماهیت این جنینها به دنبال داشته و این نکته را به ذهن متبادر میکند که جنین آزمایشگاهی با جنین موجود در رحم ازلحاظ ماهیت و حقوق شباهتی ندارد. در مورد ماهیت جنین آزمایشگاهی دیدگاه های مختلفی مطرحشده است.
درحالیکه در یک نظر جنین آزمایشگاهی مال است، در دیدگاه دیگر جنین از زمان انعقاد نطفه تا ولوج روح یک شخص یا انسان بالقوه محسوب می شود که البته هر یک این نظرات می تواند موافق و مخالفانی داشته باشد. با توجه به این که قائل شدن به هر یک از این دیدگاه ها آثار و حقوق متفاوتی را برای جنین آزمایشگاهی به دنبال دارد باید ماهیت جنین از زمان انعقاد نطفه مشخصشده و بررسی شود آیا ماهیت جنین داخل رحم در مورد جنین آزمایشگاهی نیز تسری پیدا می کند یا جنین آزمایشگاهی به علت به وجود آمدن در محیط خارج رحم با جنین داخل رحمی تفاوت ماهوی دارد. در این راستا دیدگاه برخورداری جنین آزمایشگاهی از شخصیت حقوقی را از منظر آیات و روایات ثابت کرده و سپس مال بودن جنین های آزمایشگاهی را نقد می کنیم.
۱. برخورداری جنین آزمایشگاهی از شخصیت حقوقی
۱-۱. تعریف شخصیت
در اصطلاح حقوقی، شخص موجودی است که دارای حق و تکلیف است. هر شخصی دارای زندگی حقوقی است و می تواند در این زمینه با اعمال حقوقی و انجام دادن تکالیف خود نقش ایفا کند؛ بنابراین شخصیت ازنظر حقوقی عبارت است از وصف و شایستگی شخص برای این که طرف و صاحب حق و تکلیف باشد.
قانون گذار تعیین می کند که چه موجوداتی صاحب حق و تکلیف و دارای شخصیت هستند[۱]. در همین راستا، بهموجب قانون[۲] هر یک از افراد انسان در جامعه داراى شخصیت حقوقی هست و می تواند بهوسیلهی آن داراى حق و تکلیف گردد و آن را اجرا نماید. این قابلیت در اصل از طرف خداوند به اعتبار طبیعت انسانى در او به ودیعه گذاشتهشده است و بدینجهت انسان را شخص طبیعى می نامند[۳].
۱-۲. زمان آغاز شخصیت درآیات و روایات
تشخیص زمان آغاز حیات و تکوین شخصیت حقوقی انسان، دارای اهمیت ویژه ای در روابط حقوقی است، چراکه از این تاریخ است که حیات انسانی شروعشده و شخص موردحمایت کامل قانون گذار قرار می گیرد. در بین فقها و حقوق دانان در اینکه جنین در کدامیک از مراحل تکاملی خود از حقوق برابر با سایر افراد برخوردار است، اختلافنظر وجود دارد و در پاسخ به این سؤال که حیات انسانی از چه زمانی آغازشده و منشأ آثار حقوقی می گردد، دیدگاه های مختلفی را مطرح کرده اند.
مانند تشکیل نطفه (به طور قانونی یا غیرقانونی، اعم از این که در رحم استقراریافته یا نیافته باشد)، استقرار در رحم، ولوج روح در جنین، زنده متولد شدن و قابلیت زنده ماندن بعد از ولادت، همه از نظریه های قابلطرح دراینباره است. تشخیص این که کدامیک از این نظریه ها صحیح است و جنین در چه مرحله ای دارای شخصیت حقوقی است، در مورد ماهیت جنین آزمایشگاهی نیز اثر دارد.
بهعنوانمثال در بین نظریات چنانچه به این نتیجه برسیم که از زمان انعقادِ نطفه، شخصیت حقوقی جنین نیز شروع می شود، باید با جنین در آزمایشگاه نیز مانند یک انسان کامل رفتار شود و هرگونه تصمیم گیری در مورد آن باید با در نظر گرفتن کرامت انسانی و حقوق مربوطه باشد؛ اما در مقابل قائل شدن به هر یک از نظریات دیگر، فاصله ی بین انعقاد نطفه تا برخورداری از شخصیت را با ابهام خاصی روبهرو می کند که جنین در این مدت چه ماهیتی دارد و بدیهی است که این ابهام به وضعیت تخمک بارورشده در محیط آزمایشگاه نیز تسری پیدا می کند بنابراین در ادامه به بررسی ماهیت جنین و زمان آغاز شخصیت آن ازنظر آیات و روایات میپردازیم.
البته علیرغم اینکه آیات متعدد و روایات فراوانی به مسئله ی خلقت انسان و مراحل شکلگیری جنین پرداخته اند، اما در مورد ماهیت جنین تصریحی وجود ندارد. فقها نیز تنها به نقل روایات پیرامون دیه ی جنین در مراحل تکوین، از بین بردن نطفه و برخورداری جنین از حقوقی خاص بسنده کرده اند. درنتیجه ما نیز در اینجا برای رسیدن به نتیجه ی جامع و کامل در مورد شخصیت جنین به بررسی همین آیات و روایات می پردازیم.
در خلال آیات متعددی که درباره ی مراحل تکامل جنین انسان وجود دارد[۴]، می توان دودسته بندی از مراحل رشد جنین را مشاهده کرد؛ در یک دسته مراحل تکامل جنین به قبل و بعد از دمیده شدن روح تقسیمشده و در دستهبندی دیگر مراحل پیش از دمیده شدن روح در جنین ذکرشده است. این مراحل بهصورت کامل درآیات ۱۲ تا ۱۴ سوره ی مؤمنون آمده است:
«و همانا ما آدمى را از گل خالص آفریدیم (۱۲) آنگاه او را نطفه ای در جاى استوار قراردادیم (۱۳) آنگاه نطفه را علقه و علقه را گوشت پاره و باز آن گوشت را استخوان ساختیم و سپس بر استخوان ها گوشت پوشانیدیم (و پیکرى کامل کردیم) پسازآن خلقتى دیگرش انشا نمودیم. آفرین بر (قدرت کامل) خدا که بهترین آفرینندگان است (۱۴)»
همان طور که ملاحظه می شود در این آیات مراحل آفرینش انسان قبل از دمیده شدن روح به پنج مرحله تقسیمشده است: آفرینش از خاک، نطفه، علقه، مضغه و عظام؛ اما در این آیات و تفاسیر تنها مراحل مختلف رشد جنین ذکرشده و در مورد ماهیت جنین پیش از ولوج روح مطلبی وجود ندارد. درنتیجه طبیعی است که مباحث مرتبط با آن باید از فحوای روایات صادره استخراج شود.
در روایات نیز واژه ی شخصیت حقوقی به کار نرفته است اما شاید بررسی روایات مربوط به سقطجنین و دیه ی آن بهترین ملاک را در این زمینه به ما بدهد؛ چراکه با توجه به باب دیات در فقه، تعلق دیه به یک شیء نشان می دهد که آن شیء لااقل بخشی از وجود انسان را تشکیل داده و یا مستقلاً نفس مورداحترامی است؛ و مسلماً زمانی که سقطجنین و یا نطفه قبل و بعد از ولوج روح به طور مطلق ممنوع گردد و برای از بین بردن آن دیه تعیین شود نشاندهندهی حمایت شارع به این دلیل است که آن را انسان یا بخشی از وجود انسان می داند که با تعیین ملاک، ماهیت جنین آزمایشگاهی نیز مشخص می شود، به همین جهت در ادامه در دو سرفصل جداگانه با بررسی از بین بردن جنین قبل و بعد از ولوج روح، سعی می کنیم شخصیت جنین را مشخص کنیم.
۱-۲-۱. شخصیت بالقوه ی جنین قبل از ولوج روح
در این قسمت سعی میکنیم با بررسی تعدادی از روایات مربوط به از بین بردن جنین، ماهیت آن پیش از ولوج روح مشخص گردد. در این راستا، ابتدا حرمت از بین بردن جنین در هر مرحله را اثبات کرده و سپس علت دیه ی از بین بردن نطفه، مشخص می گردد و به این سؤال پاسخ داده میشود که آیا دیهی سقطجنین قبل از ولوج روح به علت انسان بودن آن است یا فلسفهی دیگری دارد و درنهایت بیان می کنیم، منظور از نطفه ای که از بین بردن آن حرام است چیست و آیا این حرمت شامل جنین آزمایشگاهی نیز می شود.
۱-۲-۱-۱. حرمت از بین بردن نطفه
در بین فقها در مورد حرمت سقطجنین حتی قبل ولوج روح اختلافنظری وجود ندارد[۵]. دلیل عمده ی چنین حرمتی روایاتی است که به حد استفاضه و حتی تواتر معنوی رسیده اند[۶] که در ادامه به آن ها اشاره می شود:
۱- صحیحه ی رفاعه: «به امام صادق (ع) عرض کردم: کنیزى خریدم که عادت او، به دلیل فساد خون، یا وجود باد در رحم، قطعشده است. ازاینرو دارویى به وى خورانده مىشود که همان روز، خون مىبیند. آیا این کار براى من جایز است، درحالیکه نمىدانم قطع خون از باردارى است و یا علت دیگرى دارد؟
امام فرمود: این کار را نکن. گفتم: عادت وى فقط یک ماه به تأخیر افتاده و برفرض هم به خاطر حمل باشد، نطفه ای است و از بین بردن نطفه مانند کسى است که با عزل، نطفه را از بین مىبرد (چطور عزل را جایز مىدانید ولى این مورد را جایز نمىشمارید) حضرت مىفرمایند: (این مورد با عزل تفاوت دارد چراکه) نطفه هنگامیکه در رحم واقع مىشود امکان تبدیل به مضغه و سپس به علقه و سپس به آنچه خدا بخواهد، دارد؛ ولى نطفهاى که در غیر رحم واقع شود چیزی خلق نمی شود، پس به آن زن اگر یک ماه حیض او بندآمده و از وقت حیض او گذشته، دارویی ندهید»[7].
۲- موثقه ی اسحاق بن عمار: «به امام رضا (ع) گفتم: زنی از بارداری می ترسد آیا جایز است دارویی بخورد و در اثر آن، آنچه در شکم دارد سقط کند؟ فرمودند: نه گفتم: او نطفه ای بیش نیست! فرمودند: ابتدای خلقت و آفرینش انسان نطفه است»[8].
روایت سوم روایتی است که دیه ی از بین بردن جنین را در مراحل مختلف بیان می کند. در این روایت آمده است:
۳- «از امام علی بن حسین (ع) درباره ی مردى پرسیدم که با پایش به زن حاملهاى زده و جنین بهصورت مرده سقط شده است. حضرت فرمود: اگر نطفه باشد، بر مرد بیست دینار است. پرسیدم: نطفه کدام است؟ حضرت فرمود: نطفه زمانی که در رحم واقع مى شود پس چهل روز در آنجا می ماند. حضرت فرمود: اگر جنین درحالیکه علقه است سقط شده، بر او چهل دینار است. پرسیدم: علقه چیست؟ حضرت فرمود: همان است که در رحم قرار مىگیرد و هشتاد روز در آن مانده است. حضرت فرمود: و اگر جنین درحالیکه مضغه است سقط شده، بر مرد شصت دینار است. گفتم: مضغه تعریفش چیست؟
حضرت فرمود: آن همان است که در رحم قرار مىگیرد و صدوبیست روز در رحم مانده است. حضرت فرمود: و اگر جنین درحالیکه انسانى است باجان و آفریدهشده و استخوان و گوشت دارد و اعضا و جوارحش مشخصشده است و روح عقل در آن دمیده شده سقط شده، در این صورت بر مرد، دیه ی کامل است…»[9].
قطعاً از مجموع این روایت حرمت نطفه و منع از بین بردن آن در هر مرحله ای که باشد فهمیده می شود؛ اما برای این که بفهمیم آیا این حرمت سقط نطفه در هر مرحله و تعلق دیه به آن ما را به شخصیت جنین رهنمون می سازد یا نه در ادامه با توجه به این روایات دو سؤال مطرح کرده و تحت عنوان علت دیه ی از بین بردن جنین به هر یک جواب میدهیم.
۱- از طرفی بیان کردیم وجود دیه برای یک شیء لااقل نشان می دهد که آن شیء یا نفس مورداحترام و یا جزئی از وجود انسان است، سؤالی که پیش می آید این است که آیا دیه برای سقطجنین به این دلیل است که جنین جزئی از بدن زن محسوب می شود و چون به بدن زن آسیبی واردشده دیه واجب می گردد و یا جنین نفسی مورداحترام و وجودی مستقل و انسانی دارد و تعلق دیه به خاطر از بین بردن نفس مورداحترام است. مسلماً اگر به این نتیجه رسیدیم که جنین جزئی از بدن مادر است، حرمت سقط و تعلق دیه به آن نمی تواند ناشی از شخصیت جنین باشد.
۲- سؤال دوم این است که این چه حیاتی است (برفرض این که جنین را موجودی مستقل و نفسی مورداحترام بدانیم) که به آن دیه تعلقگرفته اما دیه ی ثابتی ندارد و با رشد جنین در هر مرحله دیه ی آن نیز زیاد می شود؟
۱-۲-۱-۲. علت دیه ی از بین بردن جنین
از روایات مربوط به ارثِ دیه ی جنین برمی آید که دیه ی جنین به علت حیات خود جنین است و متعلق به وراث جنین می باشد.
در روایتی امام صادق (ع)، در مورد مادری که جنین خود را ولو در مرحله ی علقه یا مضغه عمداً اسقاط نموده، فرمودند: «باید دیه ی جنین را به پدرش بدهد و از ارث، وی محروم است، زیرا مادر وی را کشته است و می دانیم که قاتل از مقتول ارث نمی برد»[10].
مطابق روایت دیه ی از بین بردن جنین در هر مرحله ای که باشد به ورثه ی جنین می رسد و چون قتل مورث توسط وارث از موانع ارث است و در اینجا مادر وارثی است که مورث خود (جنین) را کشته و از ارث محروم است، درحالیکه اگر جنین جزئی از بدن مادر بود، وی مجبور به پرداخت دیه نمی شد، چراکه درنتیجهی سقط به بدن خودش آسیب وارد کرده بود؛ بنابراین این روایت نشان می دهد جنین حتی اگر به حدی نرسیده باشد که روح در آن دمیده شده باشد، باز هویت و وجودی مستقل از بدن مادر دارد و چون برای از بین بردن و صدمه به آن دیه معینشده، دارای حیات است و لزوم دیه بر مراتب جنین از آغاز به جهت فوت شدن مال مادر نیست.
اما این چه حیاتی است که به آن دیه تعلقگرفته اما دیه ی ثابتی ندارد و با رشد جنین در هر مرحله دیه ی آن نیز زیاد می شود؟ یکی از مفسرین در کلام خود به این حیات اشارهکرده و آورده است: «در آغاز که نطفه منعقد مى شود تنها داراى یک نوع «حیات نباتى[۱۱]» است، یعنى فقط تغذیه و رشد و نمو دارد، ولى از حس و حرکت که نشانه ی «حیات حیوانى» است و همچنین قوه ی ادراکات که نشانه ی «حیات انسانى» است در آن خبرى نیست»[12]. از طرف دیگر، این قضیه را مىتوان بهعنوان یک قانون مسلم علمى مطرح کرد که هر یک از موجودات در مسیر تحولاتى که براى رسیدن به یک هویت سپرى مىکنند، هراندازه که حرکت بیشترى صورت بگیرد و موجود بتواند به نقطهاى که هویتش در آن بروز خواهد کرد نزدیک تر شود، تعین و فعلیت او بیشتر و کامل تر مىگردد و هراندازه که فاصله ی میان نقطه ی حرکت و نقطه ی هویت بیشتر باشد، به جهت تعدد و تنوع مسیرهاى ممکن که در سر راه موجود قرارگرفته تعین و فعلیت آن ضعیفتر است.
در مورد انسان هم مواد اولیه ی تشکیل نطفه تا نطفه و از نطفه به تکون انسانى در رحم زن رسیدن، مسیرهاى فراوانى وجود دارد. هراندازه که آن مواد به هویت نطفه نزدیکتر مىشوند، انعطاف خود را در مسیرهاى متعدد و متنوع دیگر از دست مىدهند و در حال نطفه بودن داراى هویتى مشخص و معین مىگردد که باید مسیر مخصوصى را سپرى کند. در این مسیر نیز همواره درحرکت و تحول است و از هویتهاى مختلفى (علقه، مضغه، عظام و …) مىگذرد و در هر یک داراى موقعیت معینى ازنظر طبیعى و انسانى است.
این مسیر همان مسیری است که بهطورکلی در قرآن مجید به ترتیب درآیات سوره ی مؤمنون آمده است[۱۳] و قبلاً به آن ها اشاره کردیم. پس نطفه از زمانی که حیات نباتی خود را آغاز می کند هر چه به هویت انسانی نزدیک تر می شود، یعنی بیشتر رشد می کند، بیشتر موردحمایت قرار می گیرد و بالتبع از بین بردن آن دیه ی بیشتری دارد.
جمع بین تعلق دیه به از بین بردن جنین و برخورداری وی از حیات نباتی، ما را به این نتیجه رهنمون می رساند که همین حیات نباتی در جنین دارای حرمت و احترام بسیاری است، بهطوریکه شارع و بالتبع قانون گذار از زمانی که این حیات آغاز می شود، حقوقی را برای جنین فرض کرده و از بین بردنش را حرام می داند. چراکه در نظر شرع، انسان به حدی دارای احترام، شأن و کرامت است که موجودی که انسانیتش به فعلیت نرسیده، از این احترام برخوردار است.
پس علیرغم اینکه جنین از زمان انعقاد نطفه حیات نباتی دارد، درنتیجه علیالظاهر از شخصیت حقوقی نباید برخوردار باشد ولی با توجه به احکامی که شارع برای آن وضع کرده می توان گفت، شارع جنین را انسان فرض کرده است. پس جنین به تبع دستور شارع نوعی شخصیت تبعی دارد. این شخصیت بهحکم شرع ایجادشده است و در شرایطی همچون تهدید حیات جان مادر یا عسر و حرج این شخصیت می تواند بازهم بهحکم شرع منتفی شود. در همین راستا ماده ی ۹۵۷ ق.م بیان می کند: «حمل از حقوق مدنی متمتع می گردد مشروط بر این که زنده متولد شود».
در اینجا ممکن است تعارضی به وجود آید، از طرفی بیان کردیم برخورداری نطفه از شخصیت حقوقی از زمان انعقاد نظریه ی صحیحی نیست، چراکه در این صورت سقط آن در هیچ شرایطی مجاز نبود، درحالیکه در مواردی سقطجنین مجاز است، بنابراین نطفه از زمان انعقاد دارای شخصیت حقوقی نیست. از طرف دیگر در بررسی های روایی به این نتیجه رسیدیم که حیات نطفه در هر مرحله ای موردحمایت شارع است و ماده ی ۹۵۷ قانون مدنی هم حمل را در هر مرحله ای که باشد از حقوق مدنی متمتع می داند و معتقد است حمل از اهلیت تمتع برخوردار است و اهلیت تمتع ملاک شخصیت حقوقی است، پس اگر قائل شدیم حمل اهلیت تمتع دارد، از شخصیت حقوقی هم برخوردار است.
در حل این تعارض باید گفت، حمل تا زمانی که به یک انسان تبدیل نشده، انسانی بالقوه است و شخصیت حقوقی بالقوه ای نیز دارد و هنگامیکه انسانیت به فعلیت رسید، شخصیت حقوقی هم بالفعل میشود؛ بنابراین ماده ی ۹۵۷ ق.م در مقام بیان همین شخصیت حقوقی بالقوه است و از حیات همین شخصیت بالقوه در روایات حمایتشده است، درحالیکه منظور ما از عدم برخورداری جنین از شخصیت حقوقی از زمان انعقاد نطفه شخصیت حقوقی بالفعل است.
اگر ما این شخصیت حقوقی بالفعل را برای جنین صحیح می دانستیم، زمانی که حیات دو موجود زنده (مادر و جنین) که دارای شخصیت حقوقی بالفعل هستند باهم تعارض پیدا می کرد، نمی توانستیم حیات یکی را بر دیگر ترجیح داده و اجازه ی سقطجنین قبل ولوج روح را در صورت تهدید جان مادر بدهیم، درنتیجه بیان کردیم قائل شدن به شخصیت حقوقی برای جنین از زمان انعقاد نطفه موجب حرمت هرگونه سقط حتی به استناد تهدید حیات مادر می شود؛ اما اگر جنین را دارای شخصیت حقوقی بالقوه بدانیم ضمن حرمت این شخصیت و حیات آن، در تعارض حیات یک شخصیت حقوقی بالقوه (جنین) و بالفعل (مادر) موجودی که دارای حیات و شخصیت بالفعل است اولویت داشته و حیاتش مقدم است.
بنابراین با بررسی روایات مشخص شد که نطفه نفساًدارای احترام و حرمت و شخصیت حقوقی بالقوه یا تبعی است، ولی چون هدف اصلی ما در این مقاله تبیین ماهیت جنین آزمایشگاهی است و جنین آزمایشگاهی همآزمایشگاهی همۀت تخمک بارور شده ای است که تنها مدت کوتاهی پس تشکیل در آزمایشگاه قرار دارد، باید مشخص گردد منظور از نطفه در اینجا چیست و نطفه دقیقاً از چه زمانی و در چه مرحله ای برخوردار از شخصیت بالقوه و موردحمایت شارع است و آیا این حمایت شامل جنین موجود در خارج رحم نیز می شود یا مختص جنین داخل رحمی است. در این راستا در این قسمت روایاتی که به بیان ماهیت نطفه می پردازند، بررسی می گردد.
۱-۲-۱-۳. معنای نطفه
همان طور که ملاحظه شد، در روایت سوم، امام زینالعابدین (ع) دیه ی جنین را در مراحل مختلف بیان می کنند و به علت سؤال راوی در مورد ماهیت هر مرحله، تعریف مختصری نیز ارائه می دهند. در این روایت هنگامیکه امام حد نطفه را بیان می کنند، نکته قابلتوجه این است که می فرمایند: «نطفه زمانی که در رحم واقع می شود پس چهل روز در آنجا مستقر می شود[۱۴]».
اما جای سؤال است که آیا شرط استقرار در رحم برای حمایت از جنین موضوعیت دارد، بهگونهای که جنین های موجود در آزمایشگاه، مشمول احکام فقهی مترتب بر جنین نمی شوند و یا شرط استقرار در رحم، ناظر به فرد غالب در عصر معصوم است که امکان ایجاد نطفه ی انسانی خارج از رحم وجود نداشته و مهم انعقاد نطفه انسانی و حمایت از آن است، پس جنین آزمایشگاهی که نطفه اش در محیط خارج از رحم منعقدشده، دارای حرمت است؛ بنابراین در ادامه این دو نظر مورد بررسی قرار می گیرد:
الف- نطفه ی مستقر شده در رحم
ممکن است ادعا شود منظور از نطفه ای که حیات آن مورد حمایت شارع است و از بین بردن آن دیه دارد، نطفه ای است که در رحم مستقر شده باشد. ازجمله ادله ای که ممکن است برای این ادعا اقامه شود، موارد زیر است:
۱- جنین ماده ای است که از ترکیب اسپرم و تخمک در داخل رحم به وجود آمده است؛ بنابراین آنچه معنای کلمه ی جنین» را تأیید می کند مربوط به استتاری است که در نتیجه ی این تعریف محقق شده است (در رحم زن ترکیب اسپرم و تخمک اتفاق افتاده)، همان طور که مجنون کسی است که عقلش پنهان شده و جان به خاطر پنهان بودنش از انظارِ مردم به این نام خوانده می شود و جنین هم در اصل لغت موجودی است که در رحم مادر بین ظلمات سهگانه پنهان و مستور است؛ بنابراین حرمت تخمک بارور شده به مکان وجود آن مرتبط است و قیمت و حرمت آن زمانی است که در رحم باشد[۱۵] و جنین خارج از رحم حرمتی ندارد.
۲- حمل، اتصال تخمک بارور شده در بافت رحم است و این مرحله بعد از قرار گرفتن تخمک بارور شده در رحم زوجه، کامل می شود؛ اما قبل از انتقال و اتصال به رحم، حملی وجود ندارد، درنتیجه مجالی برای صحبت از حرمت حملی که به وجود نیامده نیست. بهعلاوه تا قبل از اتصال احتمال دارد اولین مرتبه ی حیات هم محقق نشود و باید اتصال صورت گیرد تا رشد و نمو حاصل شود[۱۶] پس نطفه ای که در آزمایشگاه ایجادشده جنین یا حمل نیست و هرگاه به رحم منتقل و در بافت آن مستقر شد، مشمول حمایت شارع می شود.
۳- فقها در بیان نطفه و ماهیت آن آورده اند: «نطفه زمانی که در رحم مستقر شود و استعداد رشد و نمو را پیدا کند، دیه اش بیست دینار است و مجرد القا در رحم همراه تحقق استقرار کفایت می کند»[17] و یا این که تصریح کرده اند: «احکام نطفه مربوط به زمانی است که نطفه در رحم مستقر شود و مبدأ رشد انسانی باشد»[18].
درنتیجه فقها بیست دینار دیه را برای نطفه ی مستقر در رحم ثابت می دانند[۱۹] و آن را به مشهور فقها نسبت می دهند[۲۰].
قطعاً آوردن این قید توسط اکثر فقها نشان از آن دارد که این قید در کلام معصوم آمده است، چنانچه در مباحث قبلی به یکی از این روایات اشاره شد. در همین راستا باید گفت عبارت «هنگامیکه در رحم مستقر می شود[۲۱]» شرطی است که معصوم به آن اشارهکرده است و نمی توان مفهوم مخالف این شرط را نادیده گرفت.
بنابراین استقرار در رحم موضوعیت دارد و منظور از نطفه» در روایات زمانی است که نطفه ی منعقدشده در رحم استقرار یابد و از این زمان است که شخصیت حقوقی بالقوه آغاز می شود. پس جنین آزمایشگاهی مادام که در محیط آزمایشگاه است چون شرط استقرار در رحم را ندارد پس شخصیت حقوقی هم ندارد.
پی نوشت:
[۱]. صفایی، سیدحسین و قاسم زاده، سیدمرتضی، (۱۳۹۵)، اشخاص و محجورین، تهران: سمت، صص ۶-۷
[۲]. ماده ی ۹۵۸ ق.م: «هر انسان متمتع از حقوق مدنی خواهد بود، لیکن هیچ کس نمی تواند حقوق خود را اجرا کند، مگر این که برای این امر اهلیت قانونی داشته باشد».
[۳]. امامی، سید حسن، (۱۳۸۹)، حقوق مدنى، ج ۴، تهران: انتشارات اسلامیه. ص ۱۶۶
[۴]. سوره ی حج آیه ی ۵ – سوره ی مؤمنون آیه ی ۱۴- سوره ی حجر آیه ی ۲۹ ، سوره ی ص آیه ی ۷۲ و …
[۵]. جمعى از پژوهشگران،(۱۴۲۳ ه.ق)، موسوعه الفقه الاسلامی طبقا لمذهب أهل البیت علیهم السلام ، ج5، قم: مؤسسه ی دایره المعارف فقه اسلامى بر مذهب اهل بیت علیهم السلام، ص ۳۹۴
[۶]. انصارى شیرازى، قدرت الله و دیگران، (۱۴۲۹ ه ق)، موسوعه أحکام الأطفال و أدلتها، قم: مرکز فقهى ائمه اطهار علیهم السلام، ج ۱ ،ص ۱۳۵
[۷]. کلینى، ابو جعفر محمد بن یعقوب ، (۱۴۰۷ ه.ق)، الکافی، ج3، تهران: دار الکتب الاسلامیه، ص ۱۰۸
[۸]. حر عاملى، محمد بن حسن، (۱۴۰۹ ه.ق)، وسائل الشیعه، ج29، قم: مؤسسه ی آل البیت علیهم السلام. ص ۲۶؛ ابن بابویه، محمد بن على، ( ۱۴۱۳ ه.ق)، من لا یحضره الفقیه، ج4، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه ی مدرسین حوزه ی علمیه ی قم، ص ۱۷۱
[۹]. کلینى، الکافی، ج7، ص ۳۴۷؛ طوسى، ابو جعفر محمد بن حسن، (۱۴۰۷ ه.ق) تهذیب الأحکام، ج10، تهران: دار الکتب الاسلامیه، ص ۲۸۲؛ عاملى، شهید ثانى، زین الدین بن على،( ۱۴۱۳ ه.ق)، مسالک الأفهام إلى تنقیح شرائع الاسلام، ج15، قم: مؤسسه ی المعارف الاسلامیه، ص۴۷۸ ؛ نجفى، محمد حسن،( ۱۴۰۴ ه.ق) جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج43، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، ص۳۷۰
[۱۰]. کلینى، الکافی، ج ۷،ص۳۴۴ ؛ طوسى، تهذیب الأحکام، ج ۱۰،ص ۲۸۷.
[۱۱]. برخورداری جنین از حیات نباتی در ابتدای تشکیل به معنای نبات یا گیاه بودن جنین نیست، چراکه هیچ نباتی قابلیت انسان شدن را ندارد. در واقع اصطلاح حیات نباتی به زندگی اشاره دارد که در آن حرکت و حس و قوه ی ادراک وجود ندارد. این حیات می تواند در نبات یا انسان و یا جنین وجود داشته باشد. پس همان طوری که انسانی که به دلیل کمای عمیق دچار زندگی و حیات نباتی می شود، نبات نیست، جنین به استناد حیات نباتی که دارد، نبات تلقی نمی شود.
[۱۲]. مکارم شیرازى ، ناصر و دیگران، (۱۳۷۴)، تفسیر نمونه ، ج ۱۷، تهران : دار الکتب الاسلامیه. ص ۱۲۷
[۱۳]. جعفرى تبریزى، محمد تقى، (۱۴۱۹ ه.ق)،رسائل فقهى، تهران: مؤسسه ی منشورات کرامت صص ۲۴۸-247
[۱۴]. هِیَ الَّتِی إِذَا وَقَعَتْ فِی الرَّحِمِ فَاسْتَقَرَّتْ فِیهِ أَرْبَعِینَ یَوْماً».
[۱۵]. المرسی زهره، محمد، (۱۹۹۲-۱۹۹۳م)، الانجاب الصناعی، احکامه القانونیه و حدوده الشرعیه، کویت: انتشارات جامعه الکویت، ص ۱۰۱
[۱۶]. المرسی زهره، محمد، الانجاب الصناعی، احکامه القانونیه و حدوده الشرعیه ، ص۱۰۲
[۱۷]. عاملى، شهید ثانى، زین الدین بن على، (۱۴۱۰ ه.ق) ، الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه (محشی-کلانتر)، ج10،قم:کتابفروشى داوری ، ص۲۸۹ ؛ مجلسى دوم، محمد باقر بن محمد تقى، (۱۴۰۴ ه.ق)، مرآه العقول فی شرح أخبار آل الرسول، ج24، تهران، دار الکتب الاسلامیه ، ص ۱۵۵.
[۱۸]. آملى، میرزا محمد تقى، (۱۳۸۰ ه.ق)، مصباح الهدى فی شرح العروه الوثقى، ج5، مؤلف، تهران، ص۲۴۰ ؛ مجلسى دوم، مرآه العقول فی شرح أخبار آل الرسول، ج24، ص۱۵۵
[۱۹]. عاملی، شهید ثانی، الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه ج10، ص ۲۸۹ ؛ مجلسى دوم، مرآه العقول فی شرح أخبار آل الرسول، ج24، ص۱۵۵ ؛ موسوى خمینى، روح اللّه،(بی تا)، تحریر الوسیله، ج2،قم، مؤسسه ی مطبوعات دار العلم، ص ۵۹۷ ؛ موسوى گلپایگانى، محمد رضا،(۱۴۰۹ ه.ق)، مجمع المسایل، ج3، قم، ار القرآن الکریم، ص ۲۴۶؛ القطّان حلّى، شمس الدین محمد بن شجاع، ( ۱۴۲۴ ه.ق ) ، معالم الدین فی فقه آل یاسین،ج2، قم، مؤسسه ی امام صادق علیه السلام، ص ۶۰۰ ؛ عاملی، شهید اول، محمد بن مکى،(۱۴۱۰ ه.ق) ، اللمعه الدمشقیه فی فقه الامامیه، بیروت، دار التراث – الدار الاسلامیه، ص ۲۸۵ ؛ حلّی، حسن بن یوسف بن مطهر اسدى، (۱۴۱۳ ه.ق)، قواعد الأحکام فی معرفه الحلال و الحرام، ج3، قم، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه ی مدرسین حوزه ی علمیه ی قم ، ص۶۹۵.
[۲۰]. حلّى، حسن بن یوسف بن مطهر اسدى، إرشاد الأذهان إلى أحکام الایمان، (۱۴۱۰ ه.ق)، ج2،قم ، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه ی مدرسین حوزه ی علمیه ی قم، ص۲۳۴.
[۲۱]. «اذا استقرت فی الرحم».
مراجع
منابع
فارسی
– آرامش، کیارش، (۱۳۹۰)، «کرامت انسانی در بعد زیست ، پزشکی»، مجله ی اخلاق و تاریخ پزشکی، دوره ی ۴، ش ۳.
– امامی، سید حسن، (۱۳۸۹)، حقوق مدنى، ج ۴، تهران: انتشارات اسلامیه.
– بهجت، محمدتقی، (۱۴۲۸ ه ق)، استفتائات، ج4، قم: دفتر حضرت آیه الله بهجت.
– تبریزى، جواد بن على، (۱۳۸۵)، استفتائات جدید، ج1-2 ، قم: انتشارات سرور.
– جعفری، محمدتقی، (۱۳۷۰)، حقوق جهانی بشر از دیدگاه اسلام و غرب، تهران: دفتر خدمات حقوقی بینالمللی جمهوری اسلامی ایران.
– جعفری لنگرودی، محمدجعفر، (۱۳۸۰)، حقوق اموال، تهران: گنج دانش.
– شبیرى زنجانى، موسى، (۱۴۱۹ ه.ق)، کتاب نکاح، ج4، قم: مؤسسه ی پژوهشى رأىپرداز.
– صفایی، سید حسین و قاسمزاده، سید مرتضی، (۱۳۹۵)، اشخاص و محجورین، تهران: سمت.
– طباطبایی، محمدحسین، (۱۳۷۴)، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوى همدانى، ج 15، قم : دفتر انتشارات اسلامى جامعه ى مدرسین حوزه ی علمیه ی قم .
– قائنی، محمد، (۱۳۸۸)، «سقطجنین از منظر فقه»، مجموعه مقالات بررسی سقطجنین از منظر پزشکی، حقوقی، فقهی، اخلاقی و فلسفی، ترجمه ی احمدعلی رخی و محمدمهدی کریمی نیا، تهران: سمت و پژوهشکده ی ابنسینا.
– کاتوزیان، ناصر، (۱۳۸۶)، حقوق مدنی- اموال و مالکیت، تهران: میزان.
– __________، (۱۳۷۱)،حقوق مدنی– قواعد عمومی قراردادها، ج ۲، تهران: شرکت انتشار با همکاری بهمن برنا.
– مصباح یزدی، محمدتقی، (۱۳۸۸)، نگاهی گذرا به حقوق بشر از دیدگاه اسلام، قم: انتشارات مؤسسه ی آموزشی پژوهشی امام خمینی.
– معین، محمد، (۱۳۸۸)، فرهنگ فارسی، ج ۳ ، تهران: موسسه ی انتشارات امیرکبیر.
– مکارم شیرازى ، ناصر و دیگران، (۱۳۷۴)، تفسیر نمونه ، ج ۱۷-۱۴، تهران : دار الکتب الاسلامیه.
عربی:
– ابن بابویه، محمد بن على، ( ۱۴۱۳ ه.ق)، من لا یحضره الفقیه، ج4، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه ی مدرسین حوزه ی علمیهی قم.
– انصارى شیرازى، قدرت الله و دیگران، (۱۴۲۹ ه ق)، موسوعه أحکام الأطفال و أدلتها، قم: مرکز فقهى ائمه اطهار علیهمالسلام.
– آصف محسنى، محمد، (۱۴۲۴ ه.ق)، الفقه و مسایل طبیه، ج1، قم: انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى حوزه ی علمیه ی قم.
– آملى، میرزا محمدتقی، (۱۳۸۰ه.ق)،مصباح الهدى فی شرح العروه الوثقى، ج5، تهران: مؤلف.
– جعفرى تبریزى، محمدتقی، (۱۴۱۹ ه.ق)،رسائل فقهى، تهران: مؤسسه ی منشورات کرامت.
– جمعى از پژوهشگران،(۱۴۲۳ ه.ق)، موسوعه الفقه الاسلامی طبقا لمذهب أهل البیت علیهم السلام ، ج5، قم: مؤسسه ی دایرهالمعارف فقه اسلامى بر مذهب اهلبیت علیهمالسلام.
– حر عاملى، محمد بن حسن، (۱۴۰۹ ه.ق)، وسائل الشیعه، ج29، قم: مؤسسه ی آل البیت علیهمالسلام.
– حلّی، حسن بن یوسف بن مطهر اسدى ، (۱۴۱۰ ه.ق)،إرشاد الأذهان إلى أحکام الایمان، ج2 قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه ی مدرسین حوزه ی علمیه ی قم.
– __________، (۱۴۱۳ ه.ق)،قواعد الأحکام فی معرفه الحلال و الحرام، ج3، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعهی مدرسین حوزهی علمیهی قم.
– واسطى، زبیدى و دیگران، (۱۴۱۴ ه .ق)، تاج العروس من جواهر القاموس، ج 15، بیروت: دار الفکر للطباعه و النشر و التوزیع.
– شهید اول، محمد بن مکى، (۱۴۱۰ ه.ق)، اللمعه الدمشقیه فی فقه الامامیه، بیروت: دار التراث الدار الاسلامیه.
– شهید ثانى، زینالدین بن على، (۱۴۱۰ ه.ق)، الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه(محشی-کلانتر)، ج10، قم: کتابفروشی داورى.
– ________ ، (۱۴۱۳ ه.ق)، مسالک الأفهام إلى تنقیح شرائع الاسلام، ج15، قم: مؤسسه ی المعارف الاسلامیه.
– طباطبایى، محسن، (بیتا)، نهج الفقاهه، قم: انتشارات ۲۲ بهمن،.
– طوسى، ابوجعفر محمد بن حسن، (۱۴۰۷ ه.ق)، تهذیب الأحکام، ج10، تهران: دار الکتب الاسلامیه.
– القطّان حلّى، شمس الدین محمد بن شجاع، (۱۴۲۴ ه.ق)، معالم الدین فی فقه آل یاسین، ج2، قم: مؤسسه ی امام صادق علیهالسلام.
– کلینى، ابوجعفر محمد بن یعقوب ، (۱۴۰۷ ه.ق)، الکافی، ج3-7، تهران: دار الکتب الاسلامیه.
– مجلسى دوم، محمدباقر بن محمدتقی، (۱۴۰۴ ه.ق)، مرآه العقول فی شرح أخبار آل الرسول، ج24، تهران: دار الکتب الاسلامیه.
– المرسی زهره، محمد، (۱۹۹۲-۱۹۹۳م)، الانجاب الصناعی، احکامه القانونیه و حدوده الشرعیه، کویت: انتشارات جامعه الکویت..
– موسوى خمینى، سید روح اللّه ، (بیتا)، تحریر الوسیله، ج2، قم: مؤسسه ی مطبوعات دار العلم.
– __________ ، (۱۴۲۱ه.ق)،کتاب البیع، ج1، تهران: مؤسسه ی تنظیم و نشر آثار امام خمینى.
– موسوی خویى، ابوالقاسم، (۱۴۱۸ ه.ق)، موسوعه الامام الخوئی، ج30، چ اول، قم: مؤسسه ی إحیاء آثار الامام الخوئی.
– موسوى گلپایگانى، محمدرضا، (۱۴۰۹ ه.ق)، مجمع المسایل، ج3، قم: دارالقرآن الکریم.
– مؤمن قمى، محمد، (۱۴۱۵ ه.ق)، کلمات سدیده فی مسایل جدیده، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه ی مدرسین حوزه ی علمیه ی قم.
– نجفى، محمدحسن، (۱۴۰۴ ه .ق)، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج43، بیروت: دار إحیاء التراث العربی.
– نراقى، مولى احمد بن محمدمهدی، (۱۴۱۷ ه.ق)، عوائد الأیام فی بیان قواعد الأحکام، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى حوزه ی علمیه ی قم.
نویسندگان:
سید مرتضی قاسم زاده: استاد دانشگاه علوم قضایی و خدمات اداری
فاطمه صنعتگر: کارشناسی ارشد حقوق خانواده دانشگاه علوم قضایی و خدمات اداری
فصلنامه پژوهش حقوق خصوصی شماره ۱۷
ادامه دارد…
https://qomna.ir/?p=71882