- نویسنده : حسین همتی نژاد
- ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۷
- کد خبر 79079
- ایمیل
- پرینت

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی خبر قم به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از بلاغ، ۱۵ اردیبهشت روز بزرگداشت عالم جلیلالقدر و فقیه صمدانی، شیخ صدوق است. عالم و محققی که با تلاشهای جانانه خود توانست از بزرگترین محدثان شیعه در عصر غیبت کبرا شود. با هم زندگی این مرد بزرگ و خستگیناپذیر را به مطالعه مینشینیم.
۱-زندگی شیخ صدوق( ابنبابِوَیْه) (حدود ۳۰۵-۳۸۱ ق)
در مورد زمان دقیق و محل تولد او چندان نمیدانیم، اما با توجه به اینکه پدرش مرجع مردم قم و اطراف آن بوده شکی نیست که در این شهر بزرگ شده است. به نوشته نجاشی و دیگر معاصرانش، پدر او، که از داشتن فرزند ناامید شده بود، در نامهای به امام زمان، ایشان را واسطه قرار داد تا در این باره دعا کند. استجابت این دعا بود که او را صاحب فرزندی کرد که محمد نام گرفت. ابن بابویه خود به این مطلب افتخار میکرده است. (دانشنامه ایران و اسلام، ج ۳، ص ۴۳۱).
ابن بابویه از کودکی، در قم، نزد محدثان آن شهر آغاز به استماع و یادگیری حدیث کرد. از مهمترین استادان او در این دوره میتوان پدرش و محمد بن حسن بن احمد بن ولید و محمد بن علی ماجیلویه و احمد بن علی بن ابراهیم قمی را نام برد. پس از آن بود که به ری مهاجرت کرد. تاریخ این مهاجرت مشخص نیست. (ابن بابویه، ثوابالاعمال، ص ۱۵، ۱۷، ۴۰؛ همو، الخصال، ص ۴۲۹).
در سال ۳۵۲ ق، برای دیدار با محدثان شهرهای گوناگون سفر آغاز کرد و به شهرهای نیشابور و توس و مکه و مدینه و از آنجا به عراق سفر کرد و در هر شهر که محدثی مییافت به محضرش میشتافت و از او حدیث میشنید و اجازه نقل حدیث میگرفت. مدتی در کوفه و بغداد ماند و هم از محدثان این شهرها حدیث شنید و هم خود حدیث نقل کرد. از کسانی که در این دوره از ابنبابویه حدیث شنیدند میتوان شیخ مفید را نام برد(پاکتچی، ج ۳، ص ۶۳؛ ولایتی و دیگران، ج ۱، ص ۳۰۷-۳۰۸).
در ۳۵۴ ق، از عراق خارج شد و پس از مدتی اقامت در همدان به ری بازگشت. در ۳۶۷ ق، بار دیگر از ری خارج شد و تا ۳۶۸ ق در نیشابور ماند. پس از آن به ماوراءالنهر رفت و در شهرهای سرخس و مرو و مرورود و بلخ و سمرقند و فرغانه و نیز روستاهایی همچون اخسیکت و جبلبوتک به نقل و دریافت حدیث پرداخت. او در پایان عمر به ری بازگشت و در همان شهر وفات یافت (ابن بابویه، الخصال، ص ۱۹۸).
۲-اندیشهها و افکار
ابنبابویه از نظر فکری پیرو مکتب اخباریان متقدم قم است که در تعریف مفاهیم و اثبات قضایای کلامی فقط بر روایات تکیه میکنند. این ویژگی هم در آثار فقهی و هم در آثار کلامی او دیده میشود. او در آغاز، «من لا یحضره الفقیه» را نوشته است که آنچه در این کتاب آورده فتوای فقهی اوست که با آوردن متن روایات با حذف سلسله سند آنها بیان شده است. او در همه آثار خویش به متن روایت اکتفا میکند و از هرگونه اظهارنظر و استنباط خودداری میورزد؛ فقط گاه در چارچوب آنچه در روایات آمده است به رد برخی احادیث میپردازد. برای رفع تعارض میان روایات نیز او روشهای خاصی دارد (همو، لایحضرهالفقیه، ج ۱، ص ۲۳۴-۲۳۵؛ همو، الاعتقادات، ص ۴۷).
۳-جایگاه
ابنبابویه از دو نظر بسیار اهمیت دارد؛ یکی آنکه او از بزرگترین محدثان شیعه در عصر غیبتِ کبراست و از ۲۵۰ محدث روایت نقل کرده و حدود ۴۵۰ کتاب و رساله داردکه مبنای همه آنها روایت است، همچنین او یکی از کتب اربعه شیعه را، به نام مدینۀالعلم، نوشته است. ابنبابویه، همزمان با کلینی و پیش از شیخ طوسی، جمعآوری و تنظیم و دستهبندی روایات شیعه را آغاز کرد و بدین ترتیب، مانع پراکندگی و از دسترفتن آنها شد (شیخ طوسی، ص ۱۵۷).
اهمیت دیگر ابنبابویه در تبیین عقاید شیعی و طرحریزی نظام عقیدتی و کلامی شیعه در پرتو روایات امامان شیعه است. در سفرهای بسیارِ خود عقاید شیعه را برای مردم تبیین میکرد و گاه برای تأکید بر مطلب کتابی مینوشت. بسیاری از کتابهای او در این سفرها خطاب به مردم این شهرها یا در پاسخ به پرسشهای ایشان نوشته شده است. او در پیریزی مرزهای عقیدتی میان شیعیان امامی با شیعیان زیدی و اسماعیلی، که در آن روزگار بسیار فعال بودند، نقش بسیار مهمی داشت. همچنین در تثبیت مسئله اعتقاد به امام غایب و وضعیت شیعیان در عصر غیبت آثاری نوشت که از همه آنها مهمتر کتاب کمال الدین و تمام النعمۀ است؛ به همین علت او در رأس دیگر علمای اخباری قم مبارزهای بیامان با عقاید انحرافی و غلوآمیز در مورد امامان شیعه را رهبری کرد. این تلاش به تکفیر و شکست مقطعی مُفوّضه، که خود را نمایندگان جریان اصیل مکتب تشیع معرفی میکردند، در آن دوران انجامید. ابنبابویه تلاش کرد میانهروی در اعتقاد به امامان را نشان دهد؛ راهی که نه غلو و زیادهروی در حق ایشان باشد، نه کوتاهی و تقصیر. چندی بعد با تلاشهای شیخ مفید، در بغداد، مؤلفههای عقلانی معتزلی در کلام و عقاید شیعی راه یافت و به جریان مسلط در کلام شیعی تبدیل شد و کلام روایتمحور ابنبابویه از رونق افتاد (پاکتچی، همان، ص ۶۴-۶۵؛ ابن بابویه، منلایحضرهالفقیه، ج ۱، ص ۲۳۴-۲۳۵).
۴-آثار
آثار ابن بابویه را میتوان به دو دسته آثار چاپی و خطی تقسیم کرد. از مهمترین آثار او میتوان بدین موارد اشاره کرد:
۱. مدینۀالعلم، یکی از منابع پنجگانۀ حدیث شیعه که حجمی بیش از من لایحضرهالفقیه داشته است. این کتاب تا اوایل عصر صفوی در دسترس بوده است، اما علامۀ مجلسی با صرف اموالِ بسیار هم نتوانسته بدان دست یابد. با از میان رفتن این کتاب، منابع حدیث شیعه چهار کتاب شدند که به کتب اربعه معروفاند (شیخ طوسی، ص ۱۵۷).
۲. من لایحضره الفقیه، مشهورترین و بزرگترین کتاب ابنبابویه، پس از مدینهالعلم، که از کتب اربعه حدیث شیعه است. در این کتاب حدود ۶ هزار حدیث نقل شده و بر اساس ابواب فقهی تدوین شده است. در این کتاب، بر خلاف روش کلینی، در سند روایت فقط نام نخستین کسی که روایت را از امام شنیده ذکر شده است. در عوض، ابنبابویه در بخشی الحاقی، که به «مَشیخه» معروف است، سلسله سند خود به هر یک از آن راویان را بیان میکند. این مشیخه از مهمترین منابع رجالی شیعه است. من لایحضره الفقیه را ابنبابویه در شهر ایلاق، در نزدیکی تاشکند کنونی، نوشته است (ولایتی، نقش شیعه، ص ۳۴۳؛ دانشنامه ایران و اسلام، همان، ص ۴۳۲).
۳. عیون اخبار الرضا، درباره زندگی و احادیث روایتشده از امام رضا(ع) که به درخواست صاحب بن عباد، وزیر دیلمی، نوشته شده است.
۴. معانی الاخبار، در این کتاب، حدیثهایی که ابهامات آیات و روایات را توضیح دادهاند جمعآوری شده است.
۵. امالی، مجموعه درسها و سخنرانیهای ابنبابویه است که شاگردانش آن را تحریر کردهاند.
۶. علل الشرایع، در آن احادیثی که فلسفه و علل احکام را توضیح میدهند جمعآوری شده است.
۷. کمالالدین و تمام النعمه، درباره امام زمان و غیبت او و وظیفه مردم در زمان غیبت است. ابنبابویه در مقدمه این کتاب نوشته که امام زمان در خوابی به او فرمان داده است که این کتاب را بنویسد. این کتاب در نیشابور نوشته شده است (آقابزرگ طهرانی، ج ۲۱، ص ۹۷).
۸. الاعتقادات، در این کتاب آنچه را هر شیعی باید بدان اعتقاد داشته باشد برشمرده است. شیخ مفید در کتاب تصحیح الاعتقاد حاشیهای بر این کتاب نوشته و در مواردی آن را نقد و رد کرده است. این کتاب بهخوبی شیوههای متفاوت مکتب اخباری قم و مکتب عقلانی بغداد در کلام را و نتایج مترتب بر این شیوههای متفاوت را نشان میدهد (دانشنامه ایران و اسلام، همانجا).
https://qomna.ir/?p=79079