×

منوی سایت

اخبار ویژه

امروز : چهارشنبه / ۱۰ تیر / ۱۴۰۵  .::.   برابر با : Wednesday, 1 July , 2026

 

چکیده

رابطه‌ی اخلاق و سیاست درصحنه‌ی عمل سیاسی به‌ویژه حوزه آمریت در قدرت سیاسی، از دیرباز محل مداقه ی اساسی متفکران و اصحاب حکومت بوده تا آن جا که نظرات مختلفی در حوزه‌ی سیاست اخلاقی و اخلاق سیاسی ارائه شده است. امیر مؤمنان علی (ع)، سیاست ورزی اخلاقی خود که منبعث از قرآن و سنت نبوی بود را در راستای نشان دادن امکان عملیاتی اندماج اخلاق و سیاست ورزی در پهنه‌ی امور حکومتی و نهادینه‌سازی سیاست اخلاقی، به نحوی سامان داد که از این رهگذر آرمان‌گرایی با واقعیت محوری گره بخورد.

در مقاله حاضر با بهره‌گیری از تبیین مدل مفهومی، تلاش شده است در پاسخ به این پرسش که «سیاست ورزی اخلاقی حضرت امیر (ع) در مواجهه با مخالفان خود در شورش داخلی اصحاب جمل از چه مؤلفه‌هایی برخوردار است»، این اصول مستند به سیره‌ی حکومتی حضرت امیر (ع) و با اتخاذ شیوه‌ی اسنادی- کتابخانه‌ای، به بوته‌ی تحلیل و تبیین کشانده شده و درنهایت این نتیجه به دست آمد که امام (ع) در جریان جنگ جمل که یکی از سرنوشت‌سازترین جنگ‌های دوران حکومتی‌شان بود، بر اسب سرکش سیاست ورزی حکومتی، لجامی از جنس اخلاق اسلامی زده‌اند و ضمن رعایت هشت مؤلفه، استفاده ابزاری از اخلاق برای تحقق اهداف سیاسی را تخطئه نمودند.

واژگان کلیدی: حکومت علوی، سیاست اخلاقی، اخلاق، سیاست، جنگ جمل

مقدمه

در دوران زعامت حضرت امیر (ع) بر امت اسلامی که کمتر از پنج سال به طول انجامید، مخالفان عدالت علوی، سه جنگ را به حضرت تحمیل کردند و علیه حضرت دست به شورش زدند که در تاریخ به ناکثین، قاسطین و مارقین معروف هستند. مطالعه سیره حضرت علی (ع) در مواجهه با هر یک از این گروه‌های شورشی متخاصم و جنگجو و به‌ویژه ملاحظات اخلاقی و انسانی آن حضرت در این سه واقعه مهم، چه در دوران قبل از نبرد با آنان و چه در حین و چه پس از جنگ از فرازهای تاریخی مهم و اندیشه برانگیز در بامداد اسلام است که می‌تواند به‌عنوان الگوی سیاست ورزی موفق و مستظهر به آموزه‌های دینی در سیره آن حضرت موردتوجه و مطالعه قرار گیرد.

نتیجه چنین تتبعی می‌تواند در حل‌وفصل بسیاری از مناقشات که باعث نقار و اختلاف در امت اسلامی شده، راهگشا باشد. یکی از مهم‌ترین و سرنوشت‌سازترین این جنگ‌ها، وقعه ی جمل است که به‌عنوان اولین نبرد حضرت با مخالفان که خود از سران سرشناس جامعه‌ی اسلامی بودند تحلیل می‌شود.

 نگاشته حاضر بر آن است که مؤلفه‌های دخیل در منظومه سیاست ورزی اخلاق محور حضرت امیر (ع) که در جریان این جنگ تجلی‌یافته‌اند را مبتنی بر سیره آن بزرگوار و با بهره‌گیری از شیوه اسنادی و کتابخانه‌ای به‌طور اجمال تشریح نماید و بدین پرسش پاسخ دهد که سیاست ورزی اخلاقی حضرت امیر (ع) در مواجهه با مخالفان خود در شورش داخلی اصحاب جمل از چه مؤلفه‌هایی برخوردار است.

پیش از ورود به بحث در باب مؤلفه‌های سیاست ورزی اخلاقی حضرت در جنگ جمل، با هدف معرفی بستری که مسئله در دل آن به وقوع می‌پیوندد، به تبیین مروری ریشه‌ها، علل شکل‌گیری و روند حاکم بر این جنگ پرداخته می‌شود. ابن طقطقی در کتاب ارزشمند تاریخ فخری در تشریح جریان شورش ناکثین بر حکومت امام (ع) می‌نویسد: «چون عثمان کشته شد، مردم گرد هم آمده به‌سوی خانه‌ی امیرالمؤمنین رهسپار شدند و از وی خواستند خلافت را بر عهده بگیرد، لیکن امیرالمؤمنین امتناع کرده گفت: من نیازی به خلافت شما ندارم، ولی آنان اصرار ورزیده، از هر طرف گرد او را گرفتند و همچنان این درخواست را از وی می‌کردند تا اینکه خواهش مردم را پذیرفت و مردم با او بیعت کردند.

امیرالمؤمنین همواره با روش حق با ایشان رفتار می‌کرد و جز با حق و عدل نمی‌داد و نمی‌گرفت. چون علی (ع) چنین روشی را در پیش گرفت، رفتارش بر افرادی چند ناگوار آمد به قسمی که نمی‌توانستند وجود او را تحمل کنند، از آن جمله طلحه و زبیر بودند که پس‌ازآن که با وی بیعت کردند، به مکه رهسپار شدند. طلحه و زبیر با عایشه [که در مکه بود] قرار گذاشتند که عدم رضایت خویش را از خلافت علی (ع) آشکار کنند و به خونخواهی عثمان برخیزند.

 آنگاه گروهی از مردم را فریفته، به‌قصد بصره و فریفتن مردم آن و کمک خواستن از ایشان برای جنگ با علی (ع) بدان جا رهسپار شدند و چون این خبر به امیرالمؤمنین (ع) رسید برخاست و با گروهی از مهاجرین و انصار به‌سوی آنان شتافت. چون دو گروه با یکدیگر روبرو شدند، امیرالمؤمنین (ع) به موعظه ایشان پرداخت و آنان را دعوت به صلح کرد [ولی مؤثر نیفتاد]. پس آتش جنگ میان آن‌ها روشن شد و زدوخوردهایی میانشان روی داد که با پیروزی لشکر امیر المومنین (ع) پایان یافت» (ابن طقطقی، ۱۳۶۰: ۱۱۵-۱۲۰).

این جنگ، نقطه‌ی عطفی در تاریخ سیاسی اسلام به شمار می‌رود، چراکه «این نخستین دفعه‌ای بود که در تاریخ اسلام چنین واقعه‌ای اتفاق می‌افتاد و سابقه هم نداشت، زیرا که علی (ع) می‌بایست با افرادی درگیر شود که ظاهراً اسلام را قبول داشتند و اظهار ایمان به قرآن و رسول خدا (ص) می‌کردند لذا برای خیلی از مردم تمیز حق و باطل بسی سخت بود» (درخشه، ۱۳۷۸: ۱۳۸).

۱. پیشینه تحقیق

 کنکاش در مؤلفه‌های سیاست ورزی اخلاقی بزرگان دین از دیرباز محل توجه اندیشمندان و متفکران مسلمان بوده تا آن جایی که قلم‌فرسایی‌های زیادی در این حوزه به‌ویژه در ساحت مطالعات سیره شناختی نبوی صورت پذیرفته است. در این میان به دلیل در محاق بودن شیعیان و دوری آنان از تصاحب مناصب حکومتی و تشکیل حکومت در طول تاریخ، مطالعات کاربردی در حوزه مؤلفه‌های سیاست ورزی در سیره معصومان تا پیش از وقوع انقلاب شکوهمند اسلامی ایران مورد اقبال جدی واقع نشد.

با پیروزی انقلاب اسلامی، لزوم استخراج و تبیین عملیاتی منظومه سیاست اسلام با تقریر شیعی احساس شد چراکه این منظومه می‌خواست تا پایه‌های عناصر حکومتی دولت اسلامی را شکل بدهد. پس کتاب‌ها و مقالاتی در این عرصه به رشته تحریر درآمد. کتاب‌ها و مقالاتی از قبیل «سیاست در اسلام و فقه سیاسی: نسبت اخلاق و سیاست از دیدگاه امام علی (ع)» اثر دکتر جلال درخشه، «اخلاق و سیاست در سیره علوی از دیدگاه امام خمینی» و «امام علی و اخلاق سیاسی» اثر سازمان تحقیقات و مطالعات بسیج، در این دسته قرار دارند.

این آثار نیز اگرچه ارزشمندند ولی به اصول و راهبردهای کلی سیاست ورزی اخلاقی حضرت امیر (ع) و کاربست این اصول در حکومت‌داری علوی پرداخته‌اند و مؤلفه‌های حاکم بر منظومه سیاست ورزی اخلاقی حضرت در مورد یک واقعه یا رویداد تاریخی مانند جنگ جمل را به صورت اختصاصی مورد بررسی قرار نداده‌اند.

این مقاله افزون بر اینکه به صورت متمرکز به بررسی مؤلفه های دخیل در سیاست ورزی اخلاقی حضرت امیر (ع) در مورد یک رویداد تأثیرگذار مانند جنگ جمل پرداخته، به طراحی و پیاده‌سازی الگویی سه مرحله‌ای همت گمارده که اصول و راهبردهای حاکم بر رفتار حکومتی علوی را در قالبی ساختارمند عرضه می‌نماید.

الگویی که مؤلفه های دخیل در رفتار امام (ع) را در سه گام پیشا جنگ، حین جنگ و پسا جنگ تقسیم‌بندی نموده و با استفاده از شواهد و اسناد تاریخی، برخی اصول حاکم بر سه مرحله جنگ و برخی دیگر که بیشتر ناظر به یکی از مقاطع جنگ است را در قالب زمانی ذکر شده ارائه می‌نماید که این نوع تقسیم‌بندی به‌نوبه‌ی خود به عنوان یکی از وجوه بداعت مقاله ارزیابی می‌شود.

۲. بازشناسی مفهومی

ورود غایتمند با هدف شناخت اصولی ساختار یک مبحث، نیازمند تبیین و بازشناسی مفهومی کلیدواژه‌ها و مفاهیم بنیادین آن موضوع است؛ بنابراین در گام نخست به بازشناسی مفاهیم پرداخته می‌شود:

۱-۲. سیاست

 علی‌اکبر دهخدا در بیان معنای سیاست، تعاریف متعددی را ارائه نموده و آن را معادل معانی «پاس داشتن ملک، حکومت و ریاست و داوری، حکم راندن بر رعیت، مصلحت، تدبیر، دوراندیشی، هیبت نمودن و قهر کردن» برشمرده است (دهخدا، ۱۳۹۰: ۷۴۱). سیاست در نگاه ایستون، توزیع اقتدارآمیز ارزش‌هاست (Easton, 1965: 57-69) و در تعریفی دیگر، روابط قدرت یا کیفیت توزیع آن است (Schewarzmantel, 1987: 2-7). درباره‌ی ریشه واژه این واژه یعنی «سوس» ابن منظور در لسان العرب آورده است: «سوس یعنی ریاست و امری را سیاست نمود یعنی آن را به انجام رساند… و سیاست یعنی انجام کاری که موجب اصلاح در آن باشد و سیاست کار سیاستمدار است… (ابن منظور، ۱۳۶۳: ۱۰۸).

به‌طورکلی، ویژگی‌های مهم سیاست اسلامی به عقیده اندیشمندان اسلامی ذیل عناوینی تقسیم می‌شوند که عبارت‌اند از: ترغیب مردم به شناسایی خداوند و قدرت لایزال او و کسب دانش، تهذیب اخلاق و تزکیه نفس، استقرار مساوات و مواسات بین افراد، رسیدن به مرز صلح و آرامش خاطر و یافتن لیاقت عنوان خلیفه‌اللهی در زمین؛ اما برخی از دانشمندان متأخر به‌ویژه اندیشمندان غربی، سیاست را با نگاهی غیراخلاقی تعریف می‌کنند و بیشتر منافع فردی و گروهی خاص را در نظر می‌گیرند، بدون آن‌که توجهی به آموزه‌های اخلاقی داشته باشند (مک آیور، ۱۳۴۴: ۲۶۴).

۲-۲. اخلاق

کلمه‌ی اخلاق جمع خلق است. این کلمه به معنی سجیه و طبع و عادت و مروت به کار رفته است (احمدی طباطبایی، ۱۳۸۷: ۲۳). اخلاق در لغت به معنای ویژگی ذاتی، حالت طبیعی، خوی، نهاد، فطرت و سرشت است. اخلاق خوب حالتی و صفتی نفسانی است که بر اثر عادت در نفس رسوخ کرده و هیئت راسخه را پدید آورده است. این هیئت و ملکه به وی کمک می‌کند که بدون درنگ و تأمل افعال پسندیده را انجام دهد و از اعمال ناپسند اجتناب کند، مانند ملکه‌ی عدالت که اگر در نفس پایدار شود در همه‌جا او را در جهت عدالت‌پیشگی و رعایت انصاف کمک می‌کند (آذر نوش، ۱۳۸۴: ۱۸۱).

ابن مسکویه در تشریح مفهوم اخلاق می‌گوید: «خلق حالتی است برای نفس که نفس را به انجام کارهایی بدون تأمل و از روی عادت و ملکه نفسانی فرامی‌خواند و این حالت نفسانی بر دو قسم است: قسمتی از آن طبیعی و از اصل مزاج است مانند انسانی که به کوچک‌ترین سبب خشمگین می‌شود؛ اما قسمت دیگر از حالت نفس از طریق عادت و تمرین به دست می‌آید و استمرار این حالت به ملکه و خلق منتهی می‌گردد»(مسکویه، ۱۹۹۶: ۳۱).

۳. دسته‌بندی زمانی مؤلفه‌های سیاست اخلاقی حضرت در جنگ جمل

یکی از تجلی‌گاه‌های سیاست اخلاق محور علوی، عدم اصالت قدرت و سیاست است، بر این مبنا امام علی (ع) هیچ‌گاه توسل به ظلم و ستم را دستمایه‌ای برای دستیابی به قدرت و حفظ آن قرار نداد و رعایت سیاست اخلاقی را در زمره مهم‌ترین وظایف حکومت برشمرد. علی (ع) با تفکیک میان سیاست اخلاقی و سیاست حیله گرانه ی اموی، ضمن پایبندی بر اصول و مبانی ارزشی خود، زیرکی‌های متداول سیاسی را مردود برمی‌شمارد و اعلام می‌دارد که اگر نیرنگ ناپسند نبود، ایشان زیرک‌ترین افراد بود. به عقیده امام (ع)، هر نیرنگی گناه و هر گناهی نوعی کفر و انکار است و روز رستاخیز در دست هر حیله‌گری پرچمی است که با آن شناخته می‌شود (نهج‌البلاغه، خطبه ۲۰۰).

ابن ابی الحدید معتزلی ضمن تشریح خطبه ۲۰۰ نهج‌البلاغه به اهتمام حضرت به رعایت اصول شریعت به دور از مصلحت‌اندیشی‌های خلاف قاعده اشاره می‌کند و می‌نویسد: امیر المومنین مقید به قیود شریعت و پیروی از آن بود و امور را به شرع ارجاع می‌داد. بنابراین تدابیر حیله‌های جنگی و هر چه را که مخالف شرع بود را رد می‌کرد و به کار نمی‌برد؛ ازاین‌رو قاعده او در امر خلافت مخالف قاعده کسی بود که آن را نداشت (ابن ابی الحدید، ۱۳۸۷ ق: ۲۱۲).

مؤلفه دیگری که در کنار اصل محوری، شاکله سیاست اخلاقی حضرت امیر را تشکیل می‌دهد، مؤلفه نظم محوری است که مدیریت متناسب با اقتضائات زمان و موقعیت سنجی هدفمند را به همراه دارد. امیر مؤمنان علی (ع) متناسب با موقعیتی که دولت و حاکم اسلامی با آن روبرو بودند، اصولی را مبتنی بر شریعت اتخاذ می‌نمود و رفتارهای حکومتی خود را بر آن پایه استوار می‌ساخت. بدین‌سان مطلوب‌ترین نتایج ضمن حفظ مؤلفه‌های سیاست اخلاقی اسلامی به دست می‌آمد و فرایند الگوسازی حاکمیتی برای آیندگان اجرایی می‌شد. یکی از مهم‌ترین این موقعیت سنجی‌های مؤلفه محور، در بستر جنگ جمل پیاده‌سازی شد.

 مراد از بستر جنگ جمل، زمینه‌های شکل‌گیری، رخدادهای مرتبط با وقوع جنگ و اتفاقات پس از اتمام جنگ جمل است که روی‌هم‌رفته مقاطع سه‌گانه پیش از جنگ، حین جنگ و پس از جنگ را تشکیل می‌دهد. استخراج و تبیین این مؤلفه‌ها در قالب مقاطع زمانی، کارویژه این پژوهش را تشکیل می‌دهد. مؤلفه‌هایی که برخی حاکم بر تمامی مقاطع سه‌گانه جنگ است و برخی دیگر نمود بیشتری در مقطع خاصی از مقاطع جنگ دارد. در ادامه مقاله به تبیین این مؤلفه‌ها به صورت تفصیلی و در قالب دسته‌بندی ارائه شده پرداخته می‌شود.

۴. مؤلفه‌های سیاست اخلاقی حضرت امیر (ع) در جنگ جمل

در این بخش و در راستای تشریح مؤلفه‌های ذکر شده در بخش قبل، به‌اختصار به تبیین مهم‌ترین مؤلفه‌های سیاست اخلاقی امام علی (ع) پرداخته می‌شود. مؤلفه‌هایی که وجه تمییز سیاست دینی و اخلاقی از سیاست غیردینی و غیراخلاقی است و تفاوت‌های دو مکتب علوی و اموی را هویدا می‌سازد.

۱-۴. اولویت حل‌وفصل مخاصمات از طرق صلح‌آمیز

در اندیشه علوی در پرتو آموزه‌های قرآنی و نبوی، صلح گرایی دارای تقدم رتبی بر منازعه محوری است و تا آن هنگام که بتوان مخاصمات و آشوب‌ها را از مجرای صلح‌آمیز حل‌وفصل نمود، ستیزه گرایی در دستور کار قرار نخواهد گرفت. در منشور گران‌سنگ حکومتی امام علی (ع) به مالک اشتر نخعی، حضرت به جایگاه صلح گرایی در برابر متخاصمان اشاره‌کرده و می‌فرمایند: «و هرگز صلحی را که دشمنت تو را بدان فرامی‌خواند و خشنودی خدا به‌گونه‌ای در آن است برنگردان، زیرا در آشتی آرامشی است برای سربازانت و آسایشی برای اندهانت و امنیتی برای سرزمینت…» (نهج‌البلاغه، نامه ۵۳).

از منظر امام علی (ع)، آشوب‌ها و فتنه‌ها زاییده‌ی کینه‌توزی‌ها هستند (خوانساری، ۱۳۶۰ ش: ۱۲۱) و حاکم اسلامی در وهله‌ی اول می‌بایست گره هر کینه‌ای را از دل مردمان بگشاید و رشته‌ی هر انتقام و دشمنی را از خود ببرد (نهج‌البلاغه، نامه ۵۳)، چراکه قلوب مشتعل از آتش کینه، محرک اساسی گام زدن در مسیر مخالفت با عامل انگیزاننده‌ی کینه است و از اینجاست که علم‌های مخالفت افراشته می‌شود. شیوه‌ی برخورد امام (ع) با سرکشان جمل، تصویری گویا از جایگاه صلح گرایی و کینه زدایی در سیره علوی است.

 پیش از آغاز جنگ جمل، حضرت از هیچ تلاشی برای رفع مخاصمه فروگذار نکرد و تمام سعی خود را در راه آرامش و جلوگیری از برافروخته شدن آتش جنگ به کار گرفت (الحیمری،۱۴۱۳ ق: ۹۶/۳۲۷) تا آنجا که به «عامر بن مطر شیبانی» در مسیر بصره، فرمود: «به خدا سوگند که جز این نمی‌خواهم که صلح و آرامش به ما بازگردد» (ابن اثیر،۱۴۰۸ ق، ج ۳: ۲۲۵).

 امام (ع) در سخنرانی هنگام حرکت به‌سوی جنگ نیز بر اولویت راهبردی صلح بر ستیز اشاره‌کرده و افزودند: «… بااین‌همه، آنان را به اطاعت فرامی‌خوانم و عذرشان را می‌پذیرم. اگر پذیرفتند توبه پذیرفته‌شده است و حق بهترین چیزی است که به سویش بازگشت می‌شود و اگر سر باز زدند، تیزی شمشیر را به آنان نشان می‌دهم که آن، برای درمان باطل و یاوری حق بسنده است (ابن عبد البر، بی‌تا، ج ۲: ۳۱۸).

 با هدف تحقق صلح، پیش از آغاز جنگ، امام (ع) سه روز صبر کرد و نامه‌هایی به سران لشکر نوشت و آنان را بر به وجود نیامدن درگیری برانگیخت (ابن اعثم، ۱۴۱۱ ق: ۲/۴۶۵)، سپس نمایندگان را برای گفت‌وگو نزد آنان فرستاد (الکنانی، ۱۴۰۵ ق: ۳/۲۲۱) تا مگر دست از تبهکاری بردارند و پند پذیرند و از پیمان‌شکنی خود برگردند و چون تلاش‌هایش بی‌نتیجه ماند، شخصاً نزد آنان رفت (ابن اثیر،۱۴۰۸ ق، ج ۲: ۳۳۵ – ۳۳۴) ولی از آنان پاسخی دریافت نکرد. ابن اثیر در خبری آورده که چون علی (ع) تصمیم گرفت از ربذه به بصره رود، پسر رفاعه بن رافع برخاست و گفت: «ای امیر مؤمنان چه تصمیمی داری؟ و ما را کجا می‌بری؟» حضرت فرمود: «آنچه قصد و آهنگ آن را داریم اصلاح است، اگر از ما بپذیرند و دعوت ما را پذیرا شوند».

گفت: «اگر نپذیرفتند؟» حضرت فرمود: «آنان را با عذرهایشان را رها می‌کنیم و حقشان را می‌دهیم و صبر می‌کنیم». گفت: «اگر بازهم راضی نشدند چه؟» حضرت فرمود: «تا هنگامی‌که از ما دست‌بردارند، ما آنان را رها می‌کنیم». گفت: «اگر ما را رها نکردند چه؟» فرمود: «از خویش در قبال آنان دفاع می‌کنیم» (ابن اثیر، ۱۴۰۸ ق، ج ۳: ۲۲۴).

تمایل حضرت به حفظ خون مسلمانان تا بدان جا بود که آنگاه‌که لشگر امام به محلی که «زاویه» نام داشت رسید، پس از چهار رکعت نماز، دست به دعا برداشت و گفت: «… خداوندا! این جماعت از فرمان من سرپیچی کردند و بر من ظلم نمودند و بیعت مرا شکستند؛ خداوندا تو خون مسلمانان را حفظ کن». سپس یکی از اصحابش به نام مسلم را نزد آنان فرستاد- و با او قرآن بود- تا آن‌ها را به خدا دعوت کند و قسم شان داد که از خون‌ریزی خودداری کنند و خواست تا از آن‌ها بپرسد برای چه با وی جنگ می‌کنند؟ اما او را کشتند و پیکر او را نزد امام آورند.

امام دستور داد لشگر روبروی دشمن بایستد و آماده نبرد باشد، ولی جنگ آغاز نکنند (صفایی حائری، ۱۳۸۰: ۱۳۴) و پس از کشته شدن چند نفر دیگر از لشکریان امام، ایشان دستور به آغاز جنگ داد. این صبر امام تا آخرین لحظات، حکایت از روحیه منازعه زدایی و صلح‌طلبی حضرت دارد و اولویت کاربست ابزار زبان و منطق به‌جای شمشیر از نیام برآمده را نشان می‌دهد.

۲-۴. پایداری بر اصول و عدم ملاحظه سیاسی در برابر دنیاطلبان

زمامداریِ حق مدار، واجد اصول اساسی است که در آن شیوه‌ی تعامل با همگان و ویژگان در پهنه‌ی اجتماع در چارچوب قوانین شریعت سامان می‌یابد. در نگاه علوی، خواص هیچ حق ویژه‌ای نسبت به عوام ندارند و سبقت در نهضت اسلام، مجوزی برای ویژه خواری و بهره‌مندی از مناصب حکومتی نخواهد بود. امام (ع) در آغازین روزهای خلافت خود که سیاست‌های غربال اجتماعی را در پیش‌گرفته بود، در پاسخ به نارضایتی برخی اصحاب فرمود: مردمانی که تا دیروز در دنیا فرورفته بودند، مزرعه‌ها و قنات‌ها تهیه‌کرده، اسب‌های سواری و کنیزهای زیبا به دست آورده‌اند، اگر من جلوگیر آن‌ها شدم از من گله نکنند و نگویند: پسر ابوطالب حق ما را از ما گرفت.

هر کس که صحبت پیامبر را درک کرده و سابقه دارد ثواب او در نزد خداست و هرکس به اسلام درآید مستحق حقوق و حدود اسلام است. همه بندگان خدا هستند و مال هم مال خداست، این مال به‌طور مساوی در میان همه قسمت خواهد شد. برتری انسان‌ها در تقواست و خداوند فردا به پرهیزکاران بهترین پاداش را خواهد داد و در دنیا اجر و ثوابی برای تقوا قرار نداده است (ابن ابی الحدید، ۱۳۸۷ ق، ج ۷: ۳۷-۳۵) و در کلام دیگری بیان داشت: «این کتاب خداست و آن‌هم سنت پیغمبر او، هر کس نمی‌پسندد هر کار می‌خواهد بکند.

 کسی که به گفته‌ی خدا و امر او عمل می‌کند وحشت ندارد». امیرالمؤمنین، هیچ ابایی نداشت که مردم از دور او متفرق شوند. مالک اشتر و دیگران می‌خواستند که امام اشراف را راضی نگه دارد و به آن‌ها سهم بیشتری بدهد، ولی امام از تبعیت و پیروی از پیغمبر دست برنداشت و زمانی که به ایشان گفته شد که پیگیر طلحه و زبیر نشود و اسباب جنگ با آن‌ها را مهیا نسازد، حضرت فرمود: «من مثل کفتار نیستم. این حیوان باآنکه صدای پای شکارچی را می‌شنود، می‌خوابد تا آن‌که شکارچی به او برسد و او را بگیرد.

من به‌وسیله‌ی کسانی که به حق رو آورده‌اند، دشمنان خود را- که به حق پشت کرده‌اند- می‌کوبم تا آن‌که اجل من برسد» (ابن ابی الحدید، ۱۳۸۷ ق، ج ۱: ۲۲۳) و در پاسخ به پیشنهاد ابن عباس که خواهان انتصاب طلحه و زبیر به حکومت کوفه و بصره بود، بیان داشت: «اگر قرار بود کسی را به خاطر محاسبه‌ی زیان و نفعش به‌کارگیرم، معاویه را بر شام می‌گماردم و اگر نبود که طمع آنان در حکومت، بر من آشکار گشت، درباره‌ی آنان رأیی دیگر داشتم (ابن قتیبه،۱۴۱۳ ق: ۷۱). همچنین ایشان هنگامی‌که طلحه و زبیر بدو گفتند: با تو بیعت می‌کنیم تا در حکومت، شریک تو باشیم، گفتند: خیر؛ ولی شما شریکید در توان و کمک و دو یاورید در ناتوانی‌ها و کجی‌ها (رضی، ۱۴۰۶ ق:۱۱۴).

شایسته‌سالاری و مردم محوری، رکن بنیادین گزینش‌های حکومتی حضرت را شکل داده بود و حضرت کسی را در مسئولیتی قرار نمی‌داد مگر آن‌که خیرخواهی و امانت او بر وی عیان می‌گشت. امیر مؤمنان در فرمان حکومتی خود به مالک، آزمودن فرد موردنظر برای حکومت با پیشینه سنجی‌اش در خدمت شایستگان، اثرات نیکو و امانت‌داری را توصیه می‌کند و توجه به این مهم را نشانگر خیرخواهی حاکم برای خدا و افراد تحت سرپرستی او برمی‌شمارد (نهج‌البلاغه، نامه ۵۳). شیوه‌ی تعامل حضرت با طلحه و زبیر که مقدمات جنگ جمل را فراهم آورد، نشان از پایداری بر اصول و عدم ملاحظه سیاسی در برابر دنیاطلبان دارد تا آنجا که حضرت ضمن علم به عواقب سهم ندادن به آن دو، شورشی را بر حکومت تحمل می‌کند ولکن از انتصاب غیر شایستگان اجتناب می‌ورزد.

مراجع

منابع

ابن ابی الحدید المعتزلی (۱۳۸۷ ق)، شرح نهج‌البلاغه، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: دار احیا التراث، جلد ۱، ۷، ۱۰و ۱۴.

ابن اعثم الکوفی، احمد (۱۴۱۱ ق)، الفتوح، تحقیق: علی شیری، بیروت: دارالاضواء.

ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن (۱۴۰۸ ق)، الکامل فی التاریخ، تحقیق: علی شیری، بیروت: دار احیاء التراث العربی، جلد ۲ و ۳.

ابن خلدون، عبدالرحمن بن محمد (۱۳۶۶)، مقدمه کتاب العبر، ترجمه‌ی محمد پروین گنابادی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.

ابن شهرآشوب، ابوجعفر محمد بن علی (۱۴۰۵ ق)، مناقب آل ابی‌طالب، بیروت: دارالاضواء، جلد ۲.

ابن طقطقی (۱۳۶۰)، تاریخ فخری در آداب ملکداری و دولت اسلامی، ترجمه محمد وحید گلپایگانی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب.

ابن عبدالبر القرطبی، یوسف بن عبدالله (بی‌تا)، الاستیعاب، بهامش الاصابه، بیروت: دارالکتب الاسلامی، جلد۲.

ابن قتیبه الدینوری، ابو محمد عبدالله بن مسلم (۱۴۱۳ ق)، الامامه و السیاسه، تحقیق علی شیری، قم: مکتبه الشریف الراضی، جلد۱.

ابن منظور، ابی الفضل جمال‌الدین محمد بن مکرم (۱۳۶۳ ه.ش)، لسان العرب، المجلد السادس، قم: نشر ادب الحوزه.

ابن هلال ثقفی، ابو اسحاق ابراهیم بن محمد (۱۳۷۱)، الغارات، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

احمدی طباطبایی، محمدرضا (۱۳۸۷)، اخلاق و سیاست «رویکردی اسلامی و تطبیقی»، تهران: دانشگاه امام صادق (ع).

آذر نوش، آذرتاش (۱۳۸۴)، فرهنگ معاصر عربی- فارسی، تهران: نشر نی.

آقا بخشی، علی‌اکبر (۱۳۸۳)، فرهنگ علوم سیاسی، تهران: نشر چاپار.

البیهقی، ابوبکر احمد بن الحسین (۱۴۱۴ ق)، السنن الکبری، تحقیق: محمد عبدالقادر عطا، بیروت: دار الکتب العلمیه، جلد۸.

التمیمی الآمدی، عبدالواحد (۱۳۶۰ ش)، غررالحکم و درر الکلم، تحقیق میر جلال‌الدین محدث ارموی، تهران: دانشگاه تهران، جلد۱.

التمیمی، ابوحنیفه النعمان بن محمد (۱۳۸۹ ق)، دعائم الاسلام و ذکر الحلال و الحرام و القضایا و الاحکام، تحقیق آصف بن علی‌اصغر فیضی، القاهره: دارالمعارف، جلد۱ و ۲.

جرداق، جرج (۱۳۷۶ ش)، صدای عدالت انسانی، ترجمه‌ی هادی خسروشاهی، قم: نشر خرم.

الحیمری القمی، عبدالله (۱۴۱۳ ق)، قرب الاسناد، تحقیق موسسه آل البیت، قم: موسسه آل البیت.

خوانساری، جمال‌الدین محمد (۱۳۶۰ ش)، شرح غررالحکم و درر الکلم، تحقیق از میر جلال‌الدین حسینی ارموی، چاپ سوم، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، جلد۴.

درخشه، جلال (۱۳۷۸)، مواضع سیاسی امام علی (ع) در قبال مخالفین، تهران: شرکت چاپ و نشر بین الملل سازمان تبلیغات اسلامی.

دلشاد تهرانی، مصطفی (۱۳۸۹)، دلالت دولت، تهران: انتشارات دریا.

دهخدا، علی‌اکبر ( ۱۳۹۰)، لغتنامه فارسی، تهران: دانشگاه تهران، جلد۲۸.

الرضی، محمد بن الحسین (۱۴۰۶ ق)، خصائص الائمه، تحقیق: محمدهادی الامینی، مشهد: مجمع البحوث الاسلامیه التابع للحضره الرضویه المقدسه.

صفائی حائری، عباس (۱۳۷۶ ش)، تاریخ امام امیر المومنین (ع)، تحقیق و ویرایش واحد تحقیقات مسجد مقدس جمکران، قم: مسجد مقدس صاحب‌الزمان.

الطبری، محمد بن جریر (بی‌تا)، تاریخ الطبری (تاریخ الامم و الملوک)، تحقیق:محمد ابو الفضل ابراهیم، مصر: دارالمعارف، جلد۴.

طه حسین (۱۳۳۲)، الفتنه الکبری یا علی (ع) و دو فرزندش، ترجمه احمد آرام، تهران: کانون نشر و پژوهش‌های اسلامی.

عالم، عبدالرحمن (۱۳۵۷)، بنیادهای علم سیاست، تهران: نشر نی.

کاظمی، سید علی‌اصغر (۱۳۷۶ ش)، اخلاق و سیاست: اندیشه‌ی سیاسی در عرصه عمل، تهران: قومس.

الکنانی، عمرو بن بحر (۱۴۰۵ ق)، البیان و التبیین، تحقیق: عبدالسلام محمد هارون، قاهره: مکتبه الخانجی.

محمدی ری‌شهری، محمد (۱۳۸۲)، دانشنامه امیر المومنین (ع) بر پایه‌ی قرآن، حدیث و تاریخ، ترجمه‌ی عبدالهادی مسعودی، قم: دارالحدیث، جلد۱۳.

مسکویه، ابوعلی (۱۹۶۶)، تهذیب الاخلاق و تطهیر الاعراق، با تحقیق زریق، بیروت.

المفید، ابوعبدالله محمد بن النعمان (۱۳۷۷ ق)، الارشاد فی معرفه حجج الله علی عباده، صححه و اخرجه السید کاظم الموسوی المیاموی، طهران: دارالکتب الاسلامی، جلد۱.

المفید، محمد بن محمد (۱۳۶۷ ش)، الجمل و النصره لسید العتره فی حرب البصره یا نبرد جمل، ترجمه و تحشیه از محمود مهدوی دامغانی، تهران: نشر نی.

مسعودی، علی بن حسین ( ۱۳۸۷ش)، مروج الذهب و معادن الجواهر، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، جلد۲.

مک آیور (۱۳۴۴)، جامعه و حکومت، ترجمه ابراهیم علی کنی، تهران: نشر نی.

Easton, David (1965), a Systems Analysis of Political Life, New York: John Wiley.

Schewarzmantel, John (1987), Structures of Power: an Introduction to politics, New York.

نویسنده:

محمد حکیمی: دانشجوی کارشناسی ارشد معارف اسلامی و علوم سیاسی دانشگاه امام صادق (علیه اسلام)     

دوفصلنامه ره آورد سیاسی- شماره ۵۰.

ادامه دارد…

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.