×

منوی سایت

اخبار ویژه

امروز : پنجشنبه / ۱۱ تیر / ۱۴۰۵  .::.   برابر با : Thursday, 2 July , 2026

 

۳-۴. قاطعیت در برابر کارگزاران نافرمان

انجام بایسته و شایسته امر حکومت بر جامعه اسلامی درگرو مدیریت کارآمد عناصر و اجزاء دخیل در ساخت حکومتی به‌ویژه کارگزاران بخش‌های مختلف است. در سیره و اندیشه امام علی (ع) حاکمان منصوب‌شده، رسالتی جز یاری حکومت اسلامی در مسیر اهداف حقه‌ی خود ندارند و می‌بایست حسب دستورات بالادستی در مدار حق‌گرایی گام بردارند. خود حضرت میان هر دو کاری که در هر دو رضای خدا بود، همواره آن کار را برمی‌گزید که سخت‌تر از دیگری بود (ابن هلال ثقفی، ۱۳۷۱: ۴۱) و بر این مبنا کارگزاران خود را نیز ملزم به استواری و سخت‌کوشی مخلصانه در طریق الهی می‌کرد.

در جریان وقعه جمل، از آن روی که امام (ع) در راستای مقابله با ناکثین به سپاه کوفه نیاز داشت، نخست از ربذه، محمد بن ابی بکر و محمد بن جعفر را برای بسیج مردم به کوفه فرستاد اما ابوموسی اشعری- حاکم کوفه- مخالفت کرد (ابن ابی الحدید، ۱۳۸۷ ق، ج ۱۴: ۸). پس امام (ع)، هاشم بن عتبه را به کوفه فرستاد و برای ابوموسی نوشت: «من هاشم بن عتبه را نزد تو فرستادم تا مسلمانان اطرافت را به‌سوی من بسیج کنی. پس مردم را حرکت ده؛ چراکه من تو را بر حکومت بصره نگماردم، مگر بدان جهت که برای اقامه‌ی حق، از یاران من باشی».

 در این نامه، حضرت یاری حاکم حق را مهم‌ترین کار ویژه‌ی کارگزار حکومتی برمی‌شمارد و در آنجا که هاشم با ممانعت ابوموسی روبرو می‌شود و خبر این کارشکنی به امیر مؤمنان (ع) می‌رسد، امام (ع)، حسن (ع)، عمار یاسر و قیس بن سعد را به کوفه می‌فرستد و ضمن نامه‌ای، ابوموسی را تهدید کرده، می‌نویسد: «از بنده خدا امیرالمؤمنین به عبدالله بن قیس؛ اما بعد، ای پسر جولاهک [شخص فرومایه] به خدا قسم چنین پنداشتم که از این کار که خدا تو را شایسته آن ندانست و بهره‌ای برای تو در آن قرار نداد، دوری نمی‌کنی.

اکنون حسن و عمار و قیس را فرستادم. شهر را به آنان بسپار و از کار ما با خفت و سرزنش شده، کناره بگیر. اگر چنین کردی هیچ، وگرنه گفته‌ام به تو اعلام جنگ دهند- که خدا خیانت‌پیشگان را دوست نمی‌دارد- و اگر بر تو چیره شوند تو را پاره‌پاره کنند» (مفید، ۱۳۶۷: ۱۴۷). بدین‌سان و با جدیت حضرت، سپاه کوفه به کمک مالک اشتر نخعی جمع شده و به یاری حضرت گسیل می‌شوند.

در سیره حکومتی حضرت علی (ع) نمونه‌های دیگری از جدیت در برابر کارگزاران نافرمان به چشم می‌خورد. به گواه تاریخ، ایشان در قبال نافرمانی «اشعث بن قیس» واکنش نشان داده و او را بین انتخاب شمشیر یا ادای تعهدات، مخیر می‌گذارد و پس‌ازآن که او نیز آنچه بر عهده‌اش بود ادا کرد، به وی فرمود: «چه کسی از تو نگه‌داری می‌کرد، اگر بدون پرس‌وجو و بررسی تو را با شمشیر می‌زدیم؟». اشعث گفت: تو از کسانی هستی که وقتی [سخن] می‌گوید، انجام می‌دهد (محمدی ری‌شهری،۱۳۸۲ ش: ۸۹).

در نمونه دیگری آنگاه‌که حضرت خیانت ابن هرمه- مأمور بازار اهواز- را دریافت کرد، به رفاعه چنین نوشت: «هنگامی‌که نامه‌ام را خواندی، ابن هرمه را از بازار برکنار کن و او را به خاطر حقوق مردم از کار بازدار و سپس زندانی نما و خبر آن را اعلام عمومی کن و به کارگزارانت بنویس و نظرم را به آنان ابلاغ نما. درباره‌ی ابن هرمه، غفلت یا کوتاهی نکن که نزد خداوند، هلاک شوی و من هم به بدترین شیوه برکنارت خواهم کرد که از این کار، تو را به خدا پناه می‌دهم…» (التمیمی،۱۳۸۹ ق، ج ۲: ۵۳۲).

۴-۴. رعایت قواعد اخلاقی- اسلامی در جنگ

در منطق علوی، خاستگاه افعال و اقوال حکومتی، عدالت محوری و دوری از ظلم و ستم اجتماعی است. عدالتی که به‌مثابه‌ی قوام اجتماع و عامل دوام نظام اسلامی ارزیابی می‌شود. در منظومه سیاست اخلاقی حضرت امیر (ع) پرهیز از ظلم و ستم در ابعاد مختلف یافت می‌شود، چراکه خیمه‌ی ستون سیاست غیراخلاقی، ستم به خلق است که در طول تاریخ بشر با قدرت سیاسی آمیخته‌شده ولی تعالیم اسلامی به مخالفت با آن برخاسته است. یکی از مهم‌ترین صحنه‌های پیاده‌سازی عدالت اسلامی ستم گریز، عرصه‌ی جنگ و کارزار با مخالفان و دشمنان است و رعایت قواعد اخلاقی- اسلامی جنگ، نقطه اهتمام اصلی آن تلقی می‌شود.

امام (ع)، با تکیه‌ بر اصل «کاربست ابزار اسلامی برای اهداف اسلامی»، پیروزی در جنگ را با اتخاذ ابزار غیر اسلامی، مردود و مذموم می‌شمارد و دراین‌باره می‌فرماید: «آیا مرا فرمان می‌دهید تا پیروزی بجویم به‌وسیله‌ی ستم کردن درباره‌ی آن‌که سرپرست اویم؟ به خدا که نپذیرم تا جهان سر آید و ستاره‌ای در آسمان پی ستاره‌ای برآید» (نهج‌البلاغه، خطبه ۱۲۶). در جریان جنگ جمل و در بحبوحه‌ی کارزار، حضرت از پیاده‌سازی قواعد اخلاقی- اسلامی جنگ غافل نمی‌شود و در توصیه‌های خود به لشکریان مدام یادآور می‌شود که: «ای مردم هر کس را که به جنگ پشت کند مکشید و هیچ زخمی‌ای را مکشید و پرده‌دری مکنید و بر هیچ زنی حمله نبرید و هیچ کشته‌ای را مثله نکنید» (مفید،۱۳۶۷: ۲۰۵).

امام (ع) بر عدم تعرض بر زنان تأکید ویژه مبذول می‌داشت و هشدار می‌داد که مبادا به ایشان خبر رسد که کسی متعرض زنی شده است که او را به‌سان بدترین مردم، کیفر خواهد داد» (الطبری، بی‌تا: ۵۳۹). شیخ مفید در کتاب الجمل به نقل از «سفیان بن سعد» آورده است که عمار خطاب به امیر المومنین عرضه داشت: «عقیده شما در مورد اسیر گرفتن زن و فرزندان اینان چیست؟ فرمود: هیچ راهی بر آن نیست و ما فقط با کسانی که با ما جنگ کرده‌اند جنگ کرده‌ایم …که آنان در سرزمین مسلمانان‌اند و همانا فقط کسانی را که با جنگ کرده‌اند و کسانی را که بر ما ستم کرده‌اند کشته‌ایم ولی اموال ایشان میراث کسانی است که مستحق دریافت آنند و ارحام و خویشاوندان ایشانند» (مفید،۱۳۶۷: ۲۴۳).

 امام (ع)، تقید به اخلاق اسلامی در جنگ را لازمه‌ی بهره‌مندی از آداب شریعت برمی‌شمارد، چنانکه حضرت در پاسخ به حرقوص که پرسید: ای علی! مردم ما در بصره گمان می‌کنند که اگر فردا بر آنان پیروز شوی، مردانشان را می‌کشی و زنانشان را به اسارت می‌گیری! فرمود: «از مانند من واهمه‌ی چنین کارهایی نباشد؛ و آیا این کار سر می‌زند جز از کسی که [از دین خدا] سر باز زده و کافر شده؟! آیا سخن خداوند را نشنیده‌ای که: «لست علیهم بمصیطر- الا من تولی و کفر» (ابن اثیر، ۱۴۰۸ ق، ج ۲: ۳۳۴). حضرت، رعایت قواعد اخلاقی- اسلامی جنگ را لازمه‌ی بهره‌مندی از روح تعالیم اسلامی برمی‌شمارد و در افق آموزه‌های غنی خود حکام تاریخ را به رعایت این قواعد فرامی‌خواند.

۴-۵. عفو و گذشت اسلامی در برابر مخالفان و بیعت شکنان

در اندیشه حکومتی و مدیریتی علی (ع) بهترین وسیله‌ی سامان کارها، داشتن سعه ی صدر و بر حذر بودن از تنگ‌نظری است، چنان‌که امام (ع) فرموده است: وسیله و ابزار ریاست و مدیریت، گشادگی سینه است (دل‌شاد تهرانی، ۱۳۸۹: ۱۵۲) و مدارا و ملایمت دشواری‌ها را آسان و چاره‌جویی‌های سخت را ساده می‌سازد (التمیمی، ۱۳۶۰ ش، ج ۱: ۸۹).

 این دشواری‌های حکومتی معمولاً از لغزش‌های اجتماعی ناشی می‌شود و راهبرد اتخاذی حاکم در قبال این دست لغزش‌ها، نقش تأثیرگذاری در مدیریت اجتماعی می‌گذارد. امام (ع) در این باب خطاب به مالک می‌فرماید: «مردمان چنین‌اند که لغزش‌هایی از ایشان سر می‌زند، یا گرفتار نادرستی‌هایی می‌شوند و دانسته یا ندانسته کارهایی می‌کنند که تو را خوش نمی‌آید. پس چنان با بخشش و گذشت با آنان رفتار کن که دوست داری خداوند با بخشش و گذشت با تو رفتار کند (نهج‌البلاغه، نامه ۵۳).

سامان بخشیدن و اداره مردمان مبتنی بر عطوفت و مهرورزی، اصلی است کارساز که نمونه‌ی بارز آن را در شیوه‌ی تعامل حضرت علی (ع) با پیمان‌شکنان و مخالفان جمل، می‌بینیم و به‌عنوان نمونه به چند مورد اشاره می‌کنیم.

«در روز جنگ چشم علی (ع) به سفیان بن حویطب بن عبدالغری افتاد که در لشکر دشمن بود و از ترس و از هجوم و فرا آمدن بدی‌ها استرجاع می‌کرد. به او فرمود: به یاران من ملحق شو تا از کشته شدن در امان بمانی. او نخست چنان کرد ولی ضمن حمله‌ای که یاران طلحه و زبیر بر علی (ع) آوردند به ایشان پیوست. در این هنگام مردی از قبیله‌ی همدان به او حمله کرد و علی (ع) فریاد می‌کشید، از او دست‌بردار، ولی مرد همدانی [به سبب شدت هیاهو] نفهمید و او را پاره‌پاره کرد؛ علی (ع) فرمود: وای بر او که شمشیرها فروگرفتش و با دشمنی کشته شد» (مفید،۱۳۶۷: ۲۱۵).

 درصحنه‌ی دیگری از جنگ، «پس از نبرد مالک با عمرو که یکی از سوارکاران و دلاوران لشگر بصره بود، عبدالرحمن ابن طود بکری با وی روبرو شد، درحالی‌که از شدت ضربت مالک، بی‌حال و سنگین بود و درست نمی‌توانست از خود دفاع کند. عبدالرحمن نیز با نیزه به او حمله کرد و یکی از طایفه «سدوس» او را کشان‌کشان نزد امیر المومنین آورد. عمرو، امام را سوگند داد که از من بگذر، عرب از بزرگی تو نقل‌ها می‌کند و می‌گویند که بر مجروح نمی‌تازی. امام او را آزاد کرد و فرمود: هرکجا می‌خواهی برو». نمونه‌ی دیگر عطوفت حضرت در کشاکش نبرد است که پیاپی ندا سر می‌داد: «هر کس سلاح بر زمین افکند، در امان است و هر کس وارد خانه‌اش شود، در امان است» (مفید،۱۳۶۷: ۳۶۴).

 بدین‌سان، حضرت تمام تلاش خود را به کار می‌گیرد که کمترین میزان خون بر زمین ریخته شود و خیل گسترده‌تری از اصحاب جمل شامل گذشت اسلامی امام (ع) شوند. در جنگ صفین نیز معاویه و لشکرش پس از تصرف، آب را بر روی امام و یارانش سد کردند، اما حضرت امیر (ع) پس از تفوق بر آنان از مقابله‌به‌مثل خودداری کرد. این‌گونه رفتارهای فتوت آمیز که حکایت از علو روح و ملکات والای اخلاقی دارد، در سیاست‌های مبتنی بر اخلاق امام به‌وفور قابل‌مشاهده است.

چنین رفتارهای توأم با گذشت و بزرگواری امام (ع) افزون بر مقام الگویی آن، یکی از عوامل مهم جذب محبت مردم به زمامدار و والی است. نکته قابل مداقه آن‌که حضرت امیر (ع) نه‌تنها خود در رعایت رهنمودهای فوق پیشتاز بودند، بلکه تلاش درخوری برای متخلق شدن کارگزاران خود به چنین مؤلفه‌های اخلاقی و دینی داشتند.

۶-۴. تعامل رحمت گستر حضرت امیر (ع) با شکست‌خوردگان در جنگ

بنای ساختمان حکومت اسلامی بر اتخاذ رویکرد همگرایانه ی درون ساختی استوار است. رویکردی که در پی جذب و نگهداشت حداکثری همگان و ویژگان در درون پیکره‌ی جامعه‌ی اسلامی است. از لوازم این نگهداشت، پیش گرفتن مدارا و ملایمت از سوی حاکم اسلامی در برابر خواص و عوام موافق و مخالف حکومت است. امام (ع) در یادگار ماندگار حکومتی خود خطاب به مالک اشتر دراین‌باره می‌فرمایند: «و هرگز از بخشش نمودن پشیمان مشو و بر کیفر دادن شادی مکن؛ و هرگز به‌سوی خشمی که ناگهان تو را دربرمی گیرد و می‌توانی از آن رهایی یابی، شتاب مورز» (نهج‌البلاغه، نامه ۵۳).

در نگاه حضرت، در دوگانه‌ی بخشش و کیفر، کفه‌ی ترازوی تقواپیشگی به نفع بخشش سنگینی می‌کند و انتقام خشم‌آلود، کلید رفتار به‌دور از بزرگواری تلقی می‌شود. در جریان وقعه ی جمل، پیروزی بر ناکثین امام را خوشحال نکرد و از کشته شدن دشمنانش اظهار خشنودی ننمود، بلکه کشته شدن آن‌ها در حال طغیان و سرکشی، امام را آزرده‌خاطر ساخت، به‌طوری‌که چون بر کشته‌ی طلحه گذشت، فرمود: «ابو محمد در اینجا غریب افتاده است. به خدا سوگند، خوش نداشتم قریش، کشته در زیر نور ستارگان افتاده باشند» (نهج‌البلاغه، خطبه ۲۱۹). «به خدا دوست داشتم که بیست سال پیش‌ازاین مرده بودم [و چنین صحنه‌ای را نمی‌دیدم]» (ابن اثیر، ۱۴۰۸ ق، ج ۱: ۲۵۴).

امیر مؤمنان، همان‌گونه که در بحبوحه‌ی جنگ، از در عطوفت نسبت به مخالفان وارد می‌شد، پس از هزیمت اصحاب جمل نیز رحمت و لطف خود را شامل حال آن‌ها نمود و بخشش اسلامی را درباره‌ی آن‌ها جاری نمود. امام باقر (ع) فرمود: علی (ع) به منادی‌اش در جنگ بصره دستور داد که فریاد بزند: «فراریان از جنگ دنبال نمی‌شوند. زخمی‌ها کشته نمی‌شوند.

اسیران به قتل نمی‌رسند. هر کس در خانه‌اش را ببندد در امان است و هر کس سلاحش را بر زمین اندازد، در امان است و هیچ‌چیز از اموال آنان به غنیمت گرفته نمی‌شود» (بیهقی، ۱۴۱۴ ق: ۳۱۴) و همچنین وقتی شتر عایشه از پای در آمد علی (ع) فریاد زد: «هر کس سلاحش را کنار بگذارد در امان است؛ هر کس به خانه رود در امان است» (صفائی حائری، ۱۳۸۰: ۱۷۶). لطف و بخشش امام (ع) تا حدی گسترده بود که پس از نکوهش مردم بصره خطاب به آنان فرمود: «از همه‌ی شما درگذشتم ولی از فتنه‌انگیزی بر حذر باشید که شما نخستین مردمی بودید که بیعت شکستند و اتحاد امت را شکافتند»(مفید،۱۳۶۷: ۲۴۵). پس از فتح بصره، امام جلوه‌های گوناگونی از عطوفت امام علی (ع) به نمایش گذارده شد که صفحات تاریخ آن‌ها را ثبت کرده است که به فراخور به چند نمونه از آن‌ها اشاره می‌کنیم.

به نقل از موسی بن طلحه بن عبیدالله که از کسانی بود که در جنگ جمل به اسارت در آمد و به همراه سایر اسیران در بصره زندانی شد. او می‌گوید: من در زندان علی (ع) در بصره بودم. شنیدم منادی صدا می‌زند: موسی بن طلحه بن عبیدالله کجاست؟ من و زندانیان استرجاع کردیم و زندانیان گفتند: تو را می‌کشد. علی (ع) مرا به نزد خود خواست. وقتی در برابرش ایستادم، به من فرمود: «ای موسی!». گفتم: بله ای امیر مؤمنان! فرمود: «سه مرتبه بگو: استغفرالله و اتوب الیه». من سه بار آن را گفتم. سپس به کسانی که همراه وی بودند، فرمود: «رهایش کنید!» و به من فرمود: «هرکجا می‌خواهی برو و آنچه از اسلحه و اسباب در سپاه ما داری، بردار و در آینده‌ی زندگی‌ات از خدا بترس و در خانه‌ات بنشین» (ابن شهرآشوب، ۱۴۰۵ ق، ج ۲: ۱۱۴).

سعد بن جشم از خارجه نیز از مصعب از پدرش نقل می‌کند که چون بر اهل بصره پیروز شدیم،… چون اسیری از آنان را می‌آوردند درصورتی‌که قاتل بود و کسی را کشته بود او را می‌کشتند و درصورتی‌که دلیلی در دست نبود که قاتل باشد رهایش می‌کردند و چون آنچه از اسب و سلاح در لشکرگاه بود تقسیم کرد، اسبی را پیش آوردند و ارزش آن را تعیین کردند و همین‌که نزدیک بود آن را بفروشند مردی به حضور علی (ع) آمد و گفت: ای امیر المومنین! این اسب از من است و من بدون آن‌که اطلاع داشته باشم که فلان کس از آن برای خروج بر شما و جنگ از آن استفاده خواهد کرد، آن را به او عاریت دادم. از او دراین‌باره گواه خواسته شد و چون گواه آورد و معلوم شد عاریه بوده است، اسب را به آن مرد برگرداند و بقیه را تقسیم کرد (مفید،۱۳۶۷: ۲۴۴).

امام در روز دوم پیروزی‌اش در جنگ جمل نزد عایشه رفت. عایشه از امام خواست تا از ابن زبیر خواهرزاده او بگذرد، حضرت از وی گذشت. حسنین هم از علی (ع) خواستند مروان را عفو نماید، حضرت از اعمال مروان، ولید بن عقبه، اولاد عثمان و تعدادی از فرزندان امیه چشم پوشید و تمام لشگر بصره را بخشید. همچنین دراین‌باره مسعودی می‌نویسد: امیرالمؤمنین ابن عباس را نزد عایشه فرستاد و به او دستور داد که به مدینه برود. عایشه گفت: نمی‌پذیرم و زیر بار نمی‌روم و از گفته‌ی او سر می‌تابم. ابن عباس برگشت.

 علی بار دیگر او را فرستاد که به او بگوید: «امیرالمؤمنین تو را قسم داده که برگردی! عایشه پذیرفت و امام او را راهی نمود» علی (ع) او را با سی مرد و بیست زن همراه کرد. زن‌ها خود را به شکل مردان درآورده و عمامه بر سر و شمشیر حمایل داشتند. حضرت به زن‌ها فرمود: از این‌که زن هستید عایشه را باخبر نکنید، مثل مردها باشید و او را خدمت کنید. هنگامی‌که عایشه به مدینه رسید، از او پرسیدند: در راه حال تو چگونه بود؟ گفت خیلی خوب؛ علی بن ابیطالب به من بخشش زیاد کرد ولیکن مردانی را با من روانه کرده بود. آنگاه زن‌ها خود را معرفی کردند و داستان را گفتند. عایشه به سجده افتاد و گفت: «ای پسر ابی‌طالب! به خدا سوگند! تو جز به کرم و بزرگواری کاری نکردی. کاش من بیرون نرفته بودم تا این‌همه اتفاق‌ها بیفتد و یک‌یک نام برد» (مسعودی، ۱۳۸۷ش: ۳۷۰-۳۶۸).

به نقل طه حسین، در کتاب «الفتنه الکبری» رفتار حضرت با اهل بصره، رفتار مرد کریمی بود که چون قدرت به دست آورد درگذشت و بخشید و می‌گفت: «من با اهل بصره همان‌گونه رفتار کردم که پیغمبر (ص) با اهل مکه کرد» تا آنجا که در روز بعد از جنگ بر پیروان و دشمنان خود از کشتگان هر دو نماز گذارد و مردم را پروانه داد که مردگان خویش را به خاک سپارند (طه حسین، ۱۳۳۲: ۵۲-۵۰).

۷-۴. مشورت پذیری سیاسی

جایگاه حکومت و مدیریت در منظومه حاکمیتی امام (ع) ملزوماتی را اقتضا می‌کند که یکی از مهم‌ترین آن‌ها دخیل کردن افراد خوش‌فکر و واجد شرایط در فرایند تصمیم‌گیری‌های حکومتی و دوری از خودمحوری و استبداد رأی توسط حاکم است. این مهم از آن‌چنان جایگاهی در آموزه‌های اسلامی برخوردار است که قرآن کریم در آیه ۳۷ شوری، آن را در کنار «استجابت خدا»، «نماز» و «انفاق» به شمار آورده و بر آن تأکید کرده است:

«و الَّذِینَ یَجْتَنِبُونَ کَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ وَ إِذا ما غَضِبُوا هُمْ یَغْفِرُونَ وَ الَّذِینَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاه وَ أَمْرُهُمْ شُورى بَیْنَهُمْ وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ…»

همان کسانى که از گناهان بزرگ و اعمال زشت اجتناب مى ورزند و هنگامی‌که خشمگین شوند عفو مى کنند و کسانى که دعوت پروردگارشان را اجابت کرده و نماز را برپا مى دارند و کارهایشان به‌صورت مشورت در میان آن‌هاست و ازآنچه به آن‌ها روزى داده ایم انفاق مى کنند.

از منظر سیاسی خوی مشورت پذیری در نقطه مقابل کبر و غرور است که منجر به قلع‌وقمع نظرات و دیدگاه‌های مختلف می‌شود و در بحث زوال دولت‌ها و حکومت‌ها، به‌مثابه یکی از عوامل قابل‌توجه در فروپاشی قدرت سیاسی و اقتدار مرکزی ارزیابی می‌شود (ابن خلدون، ۱۳۶۶: ۳۲۴- ۳۲۰).

سیری در سیره حکومتی امام علی (ع)، توجه ویژه‌ی ایشان به امر مشورت را به‌خوبی نشان می‌دهد. چه آن هنگام که خود سنت مشورت را جاری می‌سازد و چه آن زمانی که کارگزاران خود را بدین مهم فرامی‌خواند. امام (ع) ضمن سخنی مشورت با خردمندان را راه در امان ماندن از لغزش‌ها و پشیمانی‌ها برمی‌شمارند (تمیمی، ۱۳۶۰ ش: ۴۰۷) و در باب ویژگی‌های افراد مشورت دهنده در منشور حکومتی مالک می‌فرمایند: «هرگز در [گروه] رایزنی خود بخیل را درمیاور که تو را از فزون بخشی بازمی‌گرداند و از نیازمندی می‌ترساند؛ و نه ترسو را که تو را از انجام دادن کارها سست می‌گرداند؛ و نه آزمند را که حرص ستمگری برایت می‌آراید؛ زیرا بخل و ترس و آزمندی سرشت‌هایی جداجداست که فراهم آورنده‌ی آن‌ها بدگمانی به خداست» (نهج‌البلاغه، نامه ۵۳).

تاریخ جنگ جمل نموداری از به‌کارگیری سنت نبوی مشورت توسط حضرت امیر (ع) است. به نقل تاریخ، پس از به خلافت رسیدن امام (ع)، طلحه و زبیر از امام خواستند که حکومت بصره و کوفه را به آن دو بسپارد. امام فرمود: کمی تأمل‌کنم و فکر نمایم. مغیره در مشورت امام، ایشان را ترغیب کرد و سپس امام با ابن عباس مشورت نمود. او گفت: بصره و کوفه دو چشم خلافت است و آن دو مرکز لشگریان است. طلحه و زبیر هم مقام شامخی دارند و من اطمینان ندارم که چون به آن‌ها سپردی خیانت نکنند. امام به نظر او عمل کرد (ابن ابی الحدید، ۱۳۸۷ ق: ۲۳۱). در فقره‌ای دیگر، در آن هنگام که آن قوم [اصحاب جمل] اجتماع کردند و تصمیم به خروج گرفتند و آماده برای رفتن به بصره شدند، این خبر به امام رسید. در این هنگام امام (ع)، ابن عباس، محمد بن ابی بکر، عمار بن یاسر و سهل بن حنیف را فراخواند و این موضوع و تصمیم آن قوم برای رفتن به بصره را در اختیار آن‌ها قرار داد و سپس فرمود اکنون نظریه خود را بگویید و رأی خویش را بازگویید تا بشنوم.

 [پس از بیان رأی اصحاب] امام رأی خود را مبنی بر حرکت به‌سوی آن قوم و تعقیب آن‌ها را بیان داشت (مفید، ۱۳۶۷: ۱۴۶). پس از حرکت از مدینه نیز در منطقه «فید»[1]، به ابن عباس فرمود: رأی و نظر تو درباره‌ی مردم کوفه چیست؟ ابن عباس گفت: عمار را بفرست که از پیشگامان مسلمانان و شرکت‌کنندگان در جنگ بدر است و اگر او در کوفه سخن بگوید مردم به تو گرایش پیدا خواهند کرد. من هم همراهش می‌روم، پسرت حسن را نیز همراه ما بفرست. علی (ع) هم چنان رفتار کرد (مفید،۱۳۶۷: ۱۵۸).

۸-۴. تأکید بر شفاف‌سازی سیاسی و توجه به افکار عمومی

ازجمله آموزه‌های ارجمند علوی که هماره در صدر سیاست‌های اعمالی امام (ع) مشهود بوده، اهتمام ایشان به شفافیت سیاسی و مطلع کردن مخاطبان داخلی حاکمیت از سلسله اقدامات عمومی حکومت است تا از این طریق، پایه‌های مشروعیت و مقبولیت نظام مستحکم گردد و بطن اجتماع با سهیم دانستن خود در امر سیاست، حکومت مستقر را متعلق به خویش بداند تا گمانه‌زنی‌های سوء و بدخواهی بدخواهان نتواند خللی در رابطه‌ی بدنه‌ی حاکمیتی و ملت ایجاد کند.

امام علی (ع)، در فرازی از منشور حکومتی مالک، خطاب به او می‌فرمایند که: «اگر شهروندان درباره‌ی تو ستم روا داشتنی را گمان بردند، دلیل خود را برایشان شفاف آشکار کن و با این شفاف‌سازی‌ات، گمان‌های بد ایشان را از خویش بگردان که در این کار، گونه‌ای پرورش دادن نفس است و همراهی و نرمشی با شهروندانت و دلیل آوردنی است که با برپاداشتن و بردن آنان به راه حق به خواست خودت هم رسیده‌ای» (نهج‌البلاغه، نامه ۵۳).

امام (ع) در تبیین منظومه حقوق متقابل امام و امت، پوشانده نگاه نداشتن هیچ رازی به‌جز اسرار جنگی را از حقوق مردم بر خود برمی‌شمرد (نهج‌البلاغه، نامه ۵۰) و مالک را توصیه می‌کند که به سانی رفتار کند که خوش‌بینی شهروندان را فراهم آورد. خوش‌بینی‌ای که فقط از رهگذر نیکی کردن او به ایشان، سبک گردانیدن بار هزینه‌ها بر پشت آنان و مجبور نکردنشان به چیزی که برای انجام دادن آن وظیفه‌ای بر عهده آنان ندارد، حاصل می‌شود (نهج‌البلاغه، نامه ۵۳).

شفافیت سیاسی ارتباط تنگاتنگ و تأثیر عمیقی بر نظرها، نگرش‌ها و باورهای فردی بخش قابل‌توجهی از اعضای جامعه دارد که از آن به افکار عمومی تعبیر می‌شود. در سپهر سیاست علوی، افکار عمومی واجد جایگاه و منزلت ارزشمندی است و در زمره یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های دخیل در منظومه سیاست ورزی امام (ع) قرار می‌گیرد. لزوم توجه به افکار عمومی در منشور حکومتی مالک به زیبایی تصویر شده، آنجا که امام (ع) بیان داشته‌اند: «پس بدان، ای مالک که تو را به سرزمینی روانه کردم که در آن تحولات گوناگونی از عدالت و ستم رخ‌داده است و مردم به کارهای تو چنان می‌نگرند که تو در کارهای زمامداران پیش از خود می‌نگریستی و درباره‌ی تو چنان سخن می‌گویند که تو درباره‌ی آنان سخن بر زبان می‌راندی» (نهج‌البلاغه، نامه ۵۳). درواقع حضرت در این فراز، ملاک اساسی برای قضاوت درباره‌ی حکومت‌ها را آن چیزی دانسته که مردمان در باب زمامداران شایسته بر زبان جاری می‌کنند.

کنکاش در مکتوبات تاریخی مرتبط با جنگ جمل نشان می‌دهد که امام (ع) در مراحل مختلف قبل، حین و پس از جنگ، توجه به افکار عمومی را در دستور کار خود قرار داده و با شفاف‌سازی وقایع جاریه، علل وقوع این حوادث و تحلیل آن‌ها، درصدد فتنه زدایی و بصیرت بخشی اجتماعی برآمده است. در جریان دعوت مردم کوفه برای یاری امام در جنگ بصره، حضرت نامه‌ای خطاب به مردم کوفه نگاشت و ضمن تبیین اقدامات طلحه و زبیر و عایشه بر ضد عثمان و بیعت از روی رضای طلحه و زبیر و سپس عهدشکنی آن دو، مردم کوفه را دعوت به جهاد کرد و در پایان‌ نامه ذکر فرمود که: «چنان رفتار کنید که درباره‌ی شما گمان می‌کنم»(مفید،۱۳۶۷: ۱۴۸).

 نوع دعوت استدلال محور حضرت از مردم کوفه نیز از نکات قابل‌توجه در این ساحت است. در فرازی از نامه امام (ع) خطاب به مردم کوفه، حضرت خود را یا ستمکار می‌نامد یا ستمدیده و از مردم می‌خواهد که هر که به‌حق پایبند است بیاید و اگر او را ستمدیده یافت یاریش کند و اگر ستمکار یافت، حق را از امام بازستاند. سپس می‌افزاید: «به خدا سوگند که طلحه و زبیر، نخستین کسانی بودند که با من بیعت کردند و نخستین کسانی بودند که حیله کردند. آیا من ثروتی را به خود اختصاص داده‌ام یا حکمی را دگرگون ساخته‌ام؟ پس بسیج شوید و امربه‌معروف و نهی از منکر کنید» (ابن اثیر، ۱۴۰۸ ق، ج ۲: ۳۲۸).

 بدین‌سان به‌صورت استدلالی شفاف‌سازی می‌کند و افکار عمومی کوفه را مورد خطاب قرار می‌دهد. نمونه دیگر خطاب قرار دادن استدلال محور افکار عمومی توسط امام (ع)، پس از ورود ایشان به بصره و در جمع سپاهیان است. در آنجا امیر مؤمنان، دلایل لزوم مواجهه و جنگ با شورشیان جمل را برمی‌شمارد و جنایات و اقدامات آنان را از بیعت شکنی و قتل و کشتار گرفته تا روی برگرداندن از حق، فهرست می‌کند (مفید، ۱۳۷۷ ق: ۲۵۲) تا سپاهیان با شور و شعور به‌مواجهه با اصحاب جمل برخیزند. پس از پایان جنگ نیز امام برای مردم مدینه و کوفه دو نامه‌ی مجزا می‌نگارد و خبر وقایع جنگ را از صدر تا ذیل، به اطلاع مردم می‌رساند.

«… و اکنون به شما از سرانجام کار خود و کسانی از مردم بصره و قریش و دیگران که همراه طلحه و زبیر شده بودند خبر می‌دهم…»(مفید،۱۳۶۷: ۲۳۸). در پایان‌ نامه‌ی امام (ع) برای مردم کوفه نیز ایشان فرستاده‌ی خود را برای مردم معرفی می‌کند تا مردم احوال جنگ را از او بپرسند و مطلع شوند. «اینک زجر بن قیس جعفی را پیش شما فرستادم تا از او بپرسید و او از ما و از ایشان به شما خبر خواهد داد که چگونه حق را نپذیرفتند و بر ما رد کردند و چگونه خداوند آنان را رد کرد و حال‌آنکه ناخوش می‌داشتند» (مفید،۱۳۶۷: ۲۳۹). این‌چنین امام علی (ع) الگوی توجه به افکار عمومی و شفاف‌سازی سیاسی را حتی در دوران سختی و جنگ ارائه نموده تا مبنای کار سیاست‌مداران ادوار آینده قرار گیرد.

نتیجه‌گیری

حضرت علی ابن ابیطالب (ع) است در تاریخ اسلام در زمره‌ی بزرگانی است که به سیاست ورزی اخلاقی اهتمام ویژه‌ای مبذول داشته است. آن حضرت برای حاکم کردن نظام سیاست ورزی اخلاقی معتبر در هر دو زمینه‌ی فردی و اجتماعی، از طریق کارگزاران سیاسی خود به اخلاقی کردن سیاست دست زد. هدف مولای متقیان در اخلاقی کردن سیاست اصلاح مردم بود؛ اصلاحی که هدایت اخلاقی مردم به‌سوی سعادت جمعی، رهنمون کردن آنان به پیروی از دستورهای الهی و عقلی و غلبه بر هوای نفس و شهوت را مدنظر داشت. امام (ع) این هدف والا را با سیاست‌های اخلاقی ویژه‌ای پیگیری کرد.

 مؤلفه‌های شیوه‌ی اخلاقی حضرت در حکومت و سیاست‌مداری نشان از تلفیق آرمان با واقعیت دارد و اعلان می‌کند که امام (ع) آرمان‌گرایی واقع‌بین بود. در واقع ایشان سیاست ورزی اخلاقی خود که منبعث از قرآن و سنت نبوی بود را در راستای نشان دادن امکان عملیاتی اندماج اخلاق و سیاست در پهنه‌ی امور حکومتی و نهادینه‌سازی سیاست اخلاقی، به نحوی سامان داد که از این رهگذر بنیان‌گرایی با واقعیت محوری گره بخورد.

امام (ع) در جریان جنگ جمل که یکی از سرنوشت‌سازترین جنگ‌های دوران حکومتی‌شان بود، بر اسب سرکش سیاست، لجامی از جنس اخلاق اسلامی زد و ضمن رعایت هشت مؤلفه، استفاده ابزاری از اخلاق برای تحقق اهداف سیاسی را تخطئه نمود. اولویت دادن به حل‌وفصل مخاصمات از طرق صلح‌آمیز، پایداری بر اصول و عدم ملاحظه سیاسی در برابر دنیاطلبان، قاطعیت در برابر کارگزاران نافرمان، رعایت قواعد اخلاقی و اسلامی مربوط به جنگ، تأکید بر شفاف‌سازی سیاسی و توجه به افکار عمومی، عفو و گذشت اسلامی در برابر مخالفان و بیعت شکنان، نحوه‌ی تعامل رحمت گستر با شکست‌خوردگان در جنگ و مشورت پذیری سیاسی، این مؤلفه‌ها و شاخص‌های هشت‌گانه را تشکیل می‌دهد.

مؤلفه‌های فوق‌الذکر که بر پایه‌ی اخلاق اسلامی در سپهر سیاست ورزی علوی درخشنده‌اند، هر یک می‌توانند قطعه‌ای از جورچین تعاملاتی جامعه اسلامی با مخالفان و معارضان خود باشند، چه در ساحت درون دینی و چه در حوزه‌ی برون دینی. نیل به این مهم واجد شرطی اساسی است و آن عبارت است از مقید کردن سیاست در چارچوبه ی اخلاق و نادیده نینگاشتن آن در ورطه‌ی حکومت و سیاست.

با ملاحظه‌ی مؤلفه‌های موصوف در سیره‌ی حضرت امیر (ع) در مواجهه با اصحاب جمل یعنی گروهی که دست به شورش زده و با حاکم مشروع اسلامی به نبرد مسلحانه پرداخته‌اند این نتیجه مهم حاصل می‌شود که همان‌گونه که پیامبر اکرم (ص) فرمودند که «بعثت لاتمم مکارم الاخلاق»، رویکرد اخلاقی و سیاست اخلاقی حتی در مواجهه با دشمنانی که دست به نبرد مسلحانه زده‌اند، در سیره‌ی علوی به‌خوبی مشاهده می‌شود. این رویکرد اخلاقی ریشه در قرآن مجید نیز دارد. خداوند در آیه ۸ سوره مائده می‌فرماید: «لا یجرمنکم شنئان قوم علی الا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی». «شما را نباید عداوت گروهی بر آن دارد که از راه عدل بیرون روید، عدالت کنید که به تقوا نزدیک‌تر (از هر عمل) است».

مراجع

منابع

ابن ابی الحدید المعتزلی (۱۳۸۷ ق)، شرح نهج‌البلاغه، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: دار احیا التراث، جلد ۱، ۷، ۱۰و ۱۴.

ابن اعثم الکوفی، احمد (۱۴۱۱ ق)، الفتوح، تحقیق: علی شیری، بیروت: دارالاضواء.

ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن (۱۴۰۸ ق)، الکامل فی التاریخ، تحقیق: علی شیری، بیروت: دار احیاء التراث العربی، جلد ۲ و ۳.

ابن خلدون، عبدالرحمن بن محمد (۱۳۶۶)، مقدمه کتاب العبر، ترجمه‌ی محمد پروین گنابادی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.

ابن شهرآشوب، ابوجعفر محمد بن علی (۱۴۰۵ ق)، مناقب آل ابی‌طالب، بیروت: دارالاضواء، جلد ۲.

ابن طقطقی (۱۳۶۰)، تاریخ فخری در آداب ملکداری و دولت اسلامی، ترجمه محمد وحید گلپایگانی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب.

ابن عبدالبر القرطبی، یوسف بن عبدالله (بی‌تا)، الاستیعاب، بهامش الاصابه، بیروت: دارالکتب الاسلامی، جلد۲.

ابن قتیبه الدینوری، ابو محمد عبدالله بن مسلم (۱۴۱۳ ق)، الامامه و السیاسه، تحقیق علی شیری، قم: مکتبه الشریف الراضی، جلد۱.

ابن منظور، ابی الفضل جمال‌الدین محمد بن مکرم (۱۳۶۳ ه.ش)، لسان العرب، المجلد السادس، قم: نشر ادب الحوزه.

ابن هلال ثقفی، ابو اسحاق ابراهیم بن محمد (۱۳۷۱)، الغارات، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

احمدی طباطبایی، محمدرضا (۱۳۸۷)، اخلاق و سیاست «رویکردی اسلامی و تطبیقی»، تهران: دانشگاه امام صادق (ع).

آذر نوش، آذرتاش (۱۳۸۴)، فرهنگ معاصر عربی- فارسی، تهران: نشر نی.

آقا بخشی، علی‌اکبر (۱۳۸۳)، فرهنگ علوم سیاسی، تهران: نشر چاپار.

البیهقی، ابوبکر احمد بن الحسین (۱۴۱۴ ق)، السنن الکبری، تحقیق: محمد عبدالقادر عطا، بیروت: دار الکتب العلمیه، جلد۸.

التمیمی الآمدی، عبدالواحد (۱۳۶۰ ش)، غررالحکم و درر الکلم، تحقیق میر جلال‌الدین محدث ارموی، تهران: دانشگاه تهران، جلد۱.

التمیمی، ابوحنیفه النعمان بن محمد (۱۳۸۹ ق)، دعائم الاسلام و ذکر الحلال و الحرام و القضایا و الاحکام، تحقیق آصف بن علی‌اصغر فیضی، القاهره: دارالمعارف، جلد۱ و ۲.

جرداق، جرج (۱۳۷۶ ش)، صدای عدالت انسانی، ترجمه‌ی هادی خسروشاهی، قم: نشر خرم.

الحیمری القمی، عبدالله (۱۴۱۳ ق)، قرب الاسناد، تحقیق موسسه آل البیت، قم: موسسه آل البیت.

خوانساری، جمال‌الدین محمد (۱۳۶۰ ش)، شرح غررالحکم و درر الکلم، تحقیق از میر جلال‌الدین حسینی ارموی، چاپ سوم، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، جلد۴.

درخشه، جلال (۱۳۷۸)، مواضع سیاسی امام علی (ع) در قبال مخالفین، تهران: شرکت چاپ و نشر بین الملل سازمان تبلیغات اسلامی.

دلشاد تهرانی، مصطفی (۱۳۸۹)، دلالت دولت، تهران: انتشارات دریا.

دهخدا، علی‌اکبر ( ۱۳۹۰)، لغتنامه فارسی، تهران: دانشگاه تهران، جلد۲۸.

الرضی، محمد بن الحسین (۱۴۰۶ ق)، خصائص الائمه، تحقیق: محمدهادی الامینی، مشهد: مجمع البحوث الاسلامیه التابع للحضره الرضویه المقدسه.

صفائی حائری، عباس (۱۳۷۶ ش)، تاریخ امام امیر المومنین (ع)، تحقیق و ویرایش واحد تحقیقات مسجد مقدس جمکران، قم: مسجد مقدس صاحب‌الزمان.

الطبری، محمد بن جریر (بی‌تا)، تاریخ الطبری (تاریخ الامم و الملوک)، تحقیق:محمد ابو الفضل ابراهیم، مصر: دارالمعارف، جلد۴.

طه حسین (۱۳۳۲)، الفتنه الکبری یا علی (ع) و دو فرزندش، ترجمه احمد آرام، تهران: کانون نشر و پژوهش‌های اسلامی.

عالم، عبدالرحمن (۱۳۵۷)، بنیادهای علم سیاست، تهران: نشر نی.

کاظمی، سید علی‌اصغر (۱۳۷۶ ش)، اخلاق و سیاست: اندیشه‌ی سیاسی در عرصه عمل، تهران: قومس.

الکنانی، عمرو بن بحر (۱۴۰۵ ق)، البیان و التبیین، تحقیق: عبدالسلام محمد هارون، قاهره: مکتبه الخانجی.

محمدی ری‌شهری، محمد (۱۳۸۲)، دانشنامه امیر المومنین (ع) بر پایه‌ی قرآن، حدیث و تاریخ، ترجمه‌ی عبدالهادی مسعودی، قم: دارالحدیث، جلد۱۳.

مسکویه، ابوعلی (۱۹۶۶)، تهذیب الاخلاق و تطهیر الاعراق، با تحقیق زریق، بیروت.

المفید، ابوعبدالله محمد بن النعمان (۱۳۷۷ ق)، الارشاد فی معرفه حجج الله علی عباده، صححه و اخرجه السید کاظم الموسوی المیاموی، طهران: دارالکتب الاسلامی، جلد۱.

المفید، محمد بن محمد (۱۳۶۷ ش)، الجمل و النصره لسید العتره فی حرب البصره یا نبرد جمل، ترجمه و تحشیه از محمود مهدوی دامغانی، تهران: نشر نی.

مسعودی، علی بن حسین ( ۱۳۸۷ش)، مروج الذهب و معادن الجواهر، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، جلد۲.

مک آیور (۱۳۴۴)، جامعه و حکومت، ترجمه ابراهیم علی کنی، تهران: نشر نی.

Easton, David (1965), a Systems Analysis of Political Life, New York: John Wiley.

Schewarzmantel, John (1987), Structures of Power: an Introduction to politics, New York.

نویسنده:

محمد حکیمی: دانشجوی کارشناسی ارشد معارف اسلامی و علوم سیاسی دانشگاه امام صادق (علیه اسلام)     

دوفصلنامه ره آورد سیاسی- شماره ۵۰.

انتهای متن/

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.