×

منوی سایت

اخبار ویژه

امروز : جمعه / ۱۲ تیر / ۱۴۰۵  .::.   برابر با : Friday, 3 July , 2026


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی خبر قم به نقل از «شیعه نیوز»،
ساجده العبدالخانی
چکیده
خانواده نهادی محوری و اساسی در جامعه و مناسب‌ترین مکان برای تأمین نیازهای مادی و معنوی انسان است؛ زنان نیز به‌عنوان یکی از ارکان اصلی خانواده، نقش مهمی در تعالی، رشد و شکوفایی استعداد اعضای خانواده و ساختن جامعه‌ای سالم دارند. در این مقاله با توجه به آیات قرآن کریم و روایات ائمه معصوم -علیهم‌السلام- در ابتدا به مهم‌ترین کارکردهای خانواده اشاره شده است که عبارت‌اند از: تأمین نیازهای روانی- اجتماعی، تولید مثل و بقای نسل، تأمین نیازهای جنسی، جامعه‌پذیری است؛ سپس کارکردهای متفاوت زن و مرد در جامعه انسانی به‌عنوان حکمت تفاوت‌ها در آفرینش معرفی شده است؛ شاخصه‌های تکوینی زن، همچون «عاطفی بودن»، علاقه‌ به مادری، «علاقه‌مندی به زینت و آرایش» و «روح اطاعت و تواضع زن» از عوامل موفقیت او در نقش‌های مدیریتی‌اش در خانواده، در ادامه مورد بررسی قرار گرفته است. مدیریت عاطفی زنان در ایجاد بهداشت روانی خانواده، نقش مؤثری در استحکام بنیان‌های خانواده دارد، زنان در نقش مادری و همسری می‌توانند روابط اعضای خانواده را بر اساس عشق و محبت پایه‌ریزی نمایند و کانون خانواده را به محیطی امن و آرامش‌بخش تبدیل نمایند و مودت و رحمت را در نهاد خانواده حاکم نمایند. مدیریت اقتصادی زن در خانواده برای رعایت اعتدال در اقتصاد خانواده و خودداری از اسراف و تبذیر و داشتن روحیه قناعت از مهم‌ترین ویژگی‌های همسر مطلوب در روایات اسلامی ذکر شده است. در پایان مقاله، مدیریت زن در ساختن جامعه سالم نیز تبیین شده است.
 واِگان کلیدی:  زن، خانواده، نقش‌های مدیریتی، جامعه سالم.
مقدمه‌
خانواده از مهم‌ترین واحدهاى اجتماعى است که در همه جوامع بشرى وجود داشته است؛ این سازمان اجتماعى اولین و بادوام‌ترین عامل تکوین جامعه انسانى و تأثیر فراوانی در رشد جسمانى، اجتماعى، اخلاقى، عاطفى، عقلانى و …، جوامع بشرى داشته است.
ازدواج، پایه و سنگ بقاى تشکیل خانواده است؛ از این‌رو در منظر خداى متعال هیچ نهادى در اسلام محبوب‌تر و عزیزتر از خانواده بر پا نشده است؛ «ما بنى الاسلام بناء احب الى الله تعالى اعز من التزویج» (مجلسى، ۱۴۱۰ ه‍ ق، ۱۰۰: ۲۲۲)؛ خانواده نهادى محورى و اساسى در جامعه است و هسته اولیه جامعه به‌شمار مى‌رود. رسیدن به مدینه فاضله‌اى که اسلام ترسیم مى‌کند، بدون حضور سازنده و فعال «نهاد مقدس خانواده»، امکان ندارد؛ زن و شوهر دو رکن اصلى این نهاد هستند که نقش زن با معنایى بى‌بدیل در جهت‌گیرى‌هاى این نهاد عالى، داراى اهمیت است. چنان‌که امام خمینى (ره) فرمودند: صلاح و فساد یک جامعه، از صلاح و فساد زن سرچشمه مى‌گیرد؛ زن یکتا موجودى است که مى‌تواند از دامن خود افرادى را به جامعه تحویل دهد که از برکاتش یک جامعه، بلکه جامعه‌ها به استقامت و ارزش‌هاى والاى انسانى کشیده شوند و مى‌تواند به‌عکس آن باشد» (خمینى، ۱۳۶۸، ۱۸۱) .
بیان جایگاه و شخصیت زن، مسئولیت‌هاى فردى، خانوادگی و اجتماعى وى و ترسیم روشن جایگاه و ساختار خانواده، در اسلام اهمیت زیادى دارد. در این نوشتار ابتدا کارکردهاى خانواده بیان مى‌شود، سپس هنگام تبیین شاخصه‌هاى تکوینى زن و جایگاهش در خانواده، به نقش‌هاى مدیریتى وى در ایجاد بهداشت روانى خانواده، مدیریت اقتصادى و ایجاد جامعه‌اى سالم پرداخته مى‌شود.
مفهوم شناسى‌
خانواده‌
صاحب‌نظران علوم اجتماعى تعاریف متعددى از خانواده ارائه کرده‌اند از جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد.
– خانواده عبارت است از شرکت کم‌وبیش پایدار با فرزند یا بدون فرزند (ساموئل، ۱۳۴۱، ۲۲۶)؛
– خانواده پدیده‌اى تاریخى و واحدى اجتماعى است که واجد خصایص گروه یا نهاد است (آریانپور، ۱۳۸۰، ۳۴۲)؛
– خانواده سازمان اجتماعى محدود و نهاد سازنده‌اى است که از طریق ازدواج که قراردادى اجتماعى است، تشکیل مى‌شود (فرجاد، ۱۳۵۵، ۱۱).
در مکتب اسلام، خانواده متشکل از چند فرد است و داراى شخصیت مدنى حقوقى و معنوى است که بر اساس نکاح (عقدى که ارتباط یا مشروعیت‌ ارتباط زن و مرد را معین مى‌سازد) پدید مى‌آید (قائمى، ۱۳۸۶،۱۹) بر این اساس، خانواده در اسلام داراى ویژگى‌هاى خاص است که عبارتند از:
– دوام و پایدارى نسبى؛
– وجود افراد متفاوت در آن؛
– وظایف مشترک و گوناگون بین افراد آن؛
– حقوق متقابل افراد آن نسبت به یکدیگر؛
– داشتن اهداف معین و منافع مشترک؛
– شکل‌گیرى آن مطابق مبانى مذهبى (صافى، ۱۳۸۰، ۱۱۱).
مدیریت‌
مدیر(manager): گرداننده/ آنکه مى‌گرداند/ اداره کننده/ کسى که کارى را اداره مى‌کند (دهخدا، ۱۳۷۷، ۱۳: ۲۰۵۶۲)؛ مدیریت(management)، مصدر جعلى به معناى فرآیند به‌کارگیری مؤثر منابع انسانى و امکانات مادى براى تحقق اهداف سازمانى است (توکلى، ۱۳۸۳، ۱۶).
در این پژوهش به بررسى نقش مدیرتى زن به معناى نگهدارنده امکانات، استعدادها و انرژى‌هاى موجود در خانواده و هدایت آنها در جهت تعالى، رشد و شکوفایى استعداد اعضاى خانواده که ثمره آن استحکام بنیان‌هاى خانواده و ایجاد جامعه‌اى سالم است، مى‌پردازیم.
کارکردهاى خانواده‌
خانواده مؤسسه‌اى اجتماعى است که در دوره‌هاى مختلف تاریخى در جوامع گوناگون وجود داشته و هم‌اکنون نیز به‌صورت هسته‌اى، گسترش‌یافته است که کارکردهاى مختلفى دارد. در جامعه‌هاى گوناگون، این کارکردها و وظایف به دلایل فرهنگى، مذهبى، اجتماعى و اقتصادى متفاوت است؛ در این قسمت با رویکرد اسلامى، به بررسى مهم‌ترین کارکردها و وظایف آن مى‌پردازیم.
تأمین نیازهاى روانى- اجتماعى (بهداشت روانى)
خداوند متعال مى‌فرماید: «یکى از نشانه‌های الهى است که براى شما از جنس خودتان حقیقتى را بیافرید تا با او انس بگیرید و آرامش یابید و در بین شما دوستى و مهربانى قرار داد؛ در این امر براى افرادى که اهل تفکر باشند، آیات و نشانه‌هایى وجود دارد» (روم: ۲۱). نیاز به آرامش و امنیت، ریشه در سرشت انسان دارد. داشتن زوج (همسر) براى هر فردى، موجب آرامش و امنیت خاطر است و ایجاد محبت و الفت بین زن و مرد در زندگى خانوادگى نیز از نشانه‌هاى حکمت و رحمت پروردگار است. ازدواج براى انسان نوعى کمال و انسان بر اساس قانون آفرینش و حکم فطرت، براى تأمین نیازهاى مختلف روانى- اجتماعى خود به ازدواج و تشکیل خانواده نیازمند است.
تولیدمثل و بقاى نسل‌
حفظ بقاى نسل از موضوع‌هاى مهم و ثمرات بزرگ ازدواج و تشکیل خانواده است؛ به‌ بیان‌ دیگر تولد انسان‌هایى که نیازمند تربیت و پرورش صحیح هستند از اهداف اساسى تشکیل خانواده است. از دیدگاه اسلام، وجود فرزند صالح براى پدر و مادر، یک عمل نیک، محسوب مى‌شود که در سعادت دنیا و آخرت آنان، مؤثر خواهد بود (محمدى رى شهرى، ۱۴۲۲ هـ ق، ۶۳۶).
رسول خدا- صلى الله علیه و آله- مى‌فرماید: «ازدواج کنید تا صاحب فرزند شوید و بر شمار شما افزوده شود؛ زیرا من در قیامت به امت‌هاى دیگر، با کثرت شما مباهات مى‌کنم» (احمدیان، ۱۳۸۵، ۳۹).
تأمین نیازهاى جنسى‌
هدایت و تأمین نیاز جنسى به‌طور صحیح، در سلامت جسم و روان و ایجاد تعادل روانى تأثیر زیادى دارد. این غریزه، نوعى کشش‌ناپذیر است که زن و مرد را به ازدواج و تشکیل خانواده علاقه‌مند مى‌کند و موجب بقا و تداوم این نهاد مى‌شود؛ بنابراین بخشى از اساس تشکیل و تداوم خانواده غریزه جنسى است. ازدواج، مناسب‌ترین راه ارضاى میل جنسى است و توجه به این نیاز، در طول زندگى زناشویى از وظایف زن و شوهر است. در سایه ازدواج، علاوه بر تأمین نیاز جسمانى، فرد از لحاظ اخلاقى، فکرى و روانى نیز به آرامش مى‌رسد؛ به همین دلیل تأمین نیاز جنسى از وظایف و کارکردهاى مهم ازدواج است که نقش اساسى در حفظ تعادل خانواده و جامعه دارد.
کارکرد اجتماعى سازى- جامعه‌پذیری‌
کارکرد مهم دیگر خانواده، آموزش زندگى فردى و اجتماعى به فرزندان و انتقال تجربه‌هاى به‌دست ‌آمده در طول زندگى زن و مرد است. این کارکرد و وظیفه خانواده، سبب نگهدارى فرزندان از خطرهاى طبیعى و اجتماعى مى‌شود.
خانواده استعدادهاى روانى و ذهنى افراد را به فعلیت درمی‌آورد، اولین سنگ بنای شخصیت کودک را بنا مى‌نهد، مهم‌ترین ارزش‌هاى اخلاقى و هنجارهاى غیررسمی زندگى اجتماعى را آموزش مى‌دهد و کیفیت برقرارى روابط با دیگران را به فرزندان یاد مى‌دهد. در واقع خانه و خانواده مدرسه‌اى است که کودک در آن زندگى اجتماعى را از اولین معلمان خود یعنى، والدین مى‌آموزد (هاشمى رکاوندى، ۱۳۷۴، ۱: ۱۱۱).
از مهم‌ترین وظایف و کارکردهاى خانواده، آموزش علم، فن و هنر به فرزندان است تا بتوانند به‌اندازه استعداد خود ترقى کنند. آموزش اخلاق، رفتارهاى اجتماعى و روش معاشرت، پرورش عواطف انسانى فرزندان و تقویت روح‌ همکارى و محبت به دیگران، خدمت به جامعه و درک مسئولیت‌هاى فردى و اجتماعى و خانوادگى از امور مهمى است که خانواده عهده‌دار آن است (خامنه‌اى، ۱۳۷۹، ش ۱۰۴، ۱۷).
حکمت تفاوت‌ها در آفرینش‌
جستجوى علت‌هاى تفاوت جنسى در انسان، از گذشته‌هاى دور مورد توجه دانشمندان بوده است که در این زمینه، دیدگاه‌هاى مختلفى مطرح است. روشن است که افعال الهى بر مبناى نظام علل و اسباب جریان مى‌یابد و آنچه در جهان آفرینش واقع مى‌شود، حلقه‌اى از زنجیره طویل نظام علل و اسباب است که در رأس این سلسله، ذات باری‌تعالی قرار داد (هاشمی رکاوندى، ۱۳۷۸، ۴۷)؛ از این‌رو تفاوت جنسیتى در انسان معلول علل خاصى است که شناخت آن مى‌تواند نقش مهمى در تعلیم و تربیت داشته باشد. در این قسمت به‌اختصار به این امر اشاره مى‌شود.
کارکردهاى تفاوت‌هاى تکوینى در جامعه انسانى‌
تفاوت‌هاى انسان‌ها، بسان ابزارى در خدمت آنهاست که داراى کارکردهاى مثبت یا منفى است؛ به‌طور مثال، مى‌توان توانایى‌هاى متفاوت جسمى و ذهنى انسان‌ها را براى تأمین نیازهاى مختلف جامعه به‌کار گرفت. هر انسان به میزان خدماتى که به جامعه ارائه مى‌دهد از خدمات تولید شده نیز بهره‌مند مى‌شود. چنانکه ممکن است فردى که توانایى‌هاى بیشترى دارد، افراد ضعیف را به استثمار کشد، این تفاوت از اراده و اختیار انسان‌ها ناشى مى‌شود و بستگى به انتخاب راه شخص دارد؛ البته آنچه به‌طور مستقیم و به‌گونه‌ای اصیل مورد اراده خداوند قرارگرفته و کارکرد طبیعى تفاوت‌ها شمرده مى‌شود، چرخش زندگى اجتماعى است (جمشیدى، ۱۳۸۵، ۲۳۰)؛ چنان‌که خداوند متعال مى‌فرماید: «آیا آنانند که رحمت خدا را تقسیم مى‌کنند؟ ما (وسایل) معاش آنان را در زندگى دنیا میانشان تقسیم کرده‌ایم و برخى از آنان را از (نظر) درجات، بالاتر از بعضى (دیگر) قرار داده‌ایم تا بعضى از آنها بعضى (دیگر) را در خدمت گیرند؛ و رحمت پروردگار تو ازآنچه آنان مى‌اندوزند بهتر است» (زخرف: ۳۲)؛ بنابراین علت تفاوت‌هاى زن و مرد نیز کارکردهاى هر کدام از آنهاست. تکثیر نسل، ایجاد آرامش خاطر بین دو زوج، ارضاى غریزه جنسى و …، چنین تفاوت‌هایى را مى‌طلبد. راز مهم تفاوت‌هاى به‌کاررفته در آفرینش زن و مرد، تشکیل نظام خانوادگى است که سنگ بناى تمدن بشرى و اساس همه خیرها و خوبى‌ها است.
شاخصه‌هاى تکوینى زن‌
هیچ تفاوتى بین زن و مرد در ویژگى‌هاى ذاتی‌شان براى تلاش در رسیدن به‌مراتب کمال وجود ندارد، (ر. ک: نجم: ۳۹؛ حجرات: ۱۳؛ آل عمران: ۱۹۵؛ احزاب: ۳۵)؛ ولى ویژگى‌هاى خاص نفسانى و عقلانى این دو جنس، آنها را از نظر آفرینش ذاتى جدا ساخته و تفاوت‌هایى را در تقسیم وظایفشان در زندگى ایجاب کرده است. خداى بزرگ و مهربان وظیفه مادرى را به عهده زن و پدر بودن را به عهده مرد گذاشته است که این تفاوت، ویژگى‌هاى روحى، روانى، حقوقى و وظایف متفاوتى را به وجود آورده است. زن سرچشمه جوشان مهر و محبت، صلح و صفا و عشق و وفا در زندگى است و تا وقتى که محیط خانوادگى و اجتماعى توسط مردان آلوده به بى‌اعتمادى و بى‌عدالتى نشود، این چشمه رحمت الهى به جوشش حیات خویش ادامه خواهد داد (هاشمی رکاوندى، ۱۳۷۸، ۶۰).
عاطفى بودن زن‌
زن در کنار لطافت و جاذبه‌ظاهرى، لطافت روحى و رقت قلب زیادى نیز دارد. وى زودتر از مرد هیجانى شده، اسیر احساسات مى‌شود. در متون دینى به این ویژگى عاطفى زن توجه خاصى شده است. امام سجاد (ع) مى‌فرماید: «من شأن النساء الرقه و الجزع، فلم تملک نفسها؛ حال زنان، نازک‌دلى و آشکار نمودن غم در گرفتارى‌هاست که در نتیجه آن اختیار از دست مى‌دهد» (مجلسى، ۱۴۱۰ ه‍ ق، ۴۵: ۲).
زن به دلیل زود رنج بودن- که از لطافت روحى او سرچشمه مى‌گیرد- به همان اندازه که از خشونت مرد نگران است، به علاقه و حمایت او نیاز دارد و همواره در پى تسخیر دل اوست و اظهار محبت مرد را جزو خاطرات فراموش ناشدنى خود قرار مى‌دهد، پیامبر اکرم- صلی‌الله علیه و آله و سلم- فرموده است: «قول الرجال للمرأه انى احبک لایذهب من قلبها ابداً؛ سخن مردان براى زنان که تو را دوست مى‌دارم از قلب او هرگز بیرون نمى‌رود» (کلینى، ۱۴۲۹ ه‍ ق، ۱۰: ۵۶۹).
شهید مطهرى در این زمینه مى‌گوید: «زن مى‌خواهد قلب مرد را در اختیار داشته باشد و مرد حامى و مدافع او باشد». (مطهرى، ۱۳۷۴، ۹۴)؛ زن موجودى عاطفى و عاطفى بودن او یک ارزش است (سجادى، ۱۳۸۰، ۱۴۸).
علاقه به مادرى‌
علاقه مادرى از دیگر ویژگى‌هاى زن است که قدرت عاطفه از آن حمایت مى‌کند؛ بر اساس این علاقه او به‌گونه‌ای خلق شده است که رنج باردارى زایمان، شیردهى و مراقبت نوزاد را تحمل مى‌نماید. قرآن کریم در بیان این ویژگى و با هدف احترام به مقام مادر و تقدیس حس مادرى مى‌فرماید: «وصینا الانسان بوالدیه حملته امه وهنا على و هن و فصاله فى عامین ان اشکرلى ولوالدیک الى المصیر؛ (لقمان: ۱۴) و انسان را نسبت به پدر و مادرش سفارش‌ کردیم، مادرش او را در دوران حاملگى و ضعف‌هاى مضاعف حمل کرد و او را دو سال شیر داد که سپاسگزار من، پدر و مادرش باشد که فرجام (همه شما) فقط به‌سوی من است».
علاقه‌مندى به زینت و آرایش‌
تمایل به آرایش، زیبایى و تجمل از ویژگى‌هاى مهم زنان است. قرآن در این رابطه مى‌فرماید: «أو من ینشوا فى الحلیه …؛ آیا کسى (را شریک خدا قرار مى‌دهند) که در زیور پرورش‌یافته …». (زخرف: ۱۸). قرآن حس تجمل‌گرایى زن را که تجلى‌گاه آن محیط زندگى خانوادگى است و به برکت آن خشکى و یکنواختى زندگى تبدیل به طراوت و جاذبه‌هاى هنرى مى‌شود، به این مشروط کرده است که در معرض دید نامحرمان قرار نگیرد و تعادل نظام خانواده و جامعه را بر هم نزند.
«ولا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها؛ زنان جز آنچه آشکار است از زیور آلات‌شان را ننمایانند». (نور: ۳۱).
«ولا یبدین زینتهن الا لبعولتهن او آبائهن …؛ زنان زینت خود را جز براى شوهران و پدران ارائه ندهند» (نور: ۳۱).
زنان، همواره به دنبال زیبایى و زیباسازى خود و زندگى خویش هستند و در همه رفتارها و انتخاب‌هاى خویش امور و اشیایى را مورد توجه قرار مى‌دهند که بهره‌اى از زیبایى و لطافت و ظرافت در آن باشد (هاشمى رکاوندى، ۱۳۷۸، ۱۰۵).
روح اطاعت و تواضع زن‌ مهم‌ترین ویژگى زن که تمام ویژگی‌های فرعى او بر اساس آن استوار است، شدت عواطف یا «دگرخواهى» در وجود او است. زن به‌طور فطرى و طبیعى به محور عواطف نزدیک‌تر و به همان نسبت از خودخواهى و توجه به خود دورتر است؛ تا آنجا که مى‌توان گفت مدار زندگى زن را «دیگر خواهى» یا توجه به غیر تشکیل مى‌دهد (سادات،۱۳۶۱، ۱۷).
زنان بیشتر به خود و زندگى خانوادگى مى‌اندیشند. رقت عاطفى و خصلت دگر خواهی، همراه با سلامت فطرى و اخلاقى زن، سبب مى‌شود در محیط زندگى خود از طرف مردان مورد احترام، تشویق و توجه واقع شوند که به همان مقدار تمایل باطنى آنها به اطاعت از همسران خود بیشتر مى‌شود (هاشمى رکاوندى، ۱۳۷۸، ۶۶).
امام سجاد (ع) در رساله حقوق مى‌فرماید: «و اما حق همسر این است از جانب خداوند او را گرامى دارد و با او به نرمى برخورد کند و اگرچه حق شوهر واجب‌تر است، مرد موظف است با زن مهربانى و شفقت نماید». امام زین‌العابدین (ع) با این کلام زیبا مردان را به احترام و مهربانى به زنان سفارش مى‌نمایند؛ زیرا این شفقت و مهربانى روح اطاعت و تواضع را در زنان زنده نگه مى‌دارد.
نقش‌هاى مدیریتى زن با توجه به کارکردهاى خانواده‌
مدیریت به معناى هدایت و به‌کارگیری مؤثر منابع انسانى و امکانات مادى براى تحقق اهداف نهادها است. مدیریت درست در تداوم، استمرار و موفقیت نهاد خانواده که اصلى‌ترین نهاد جامعه است، بسیار تأثیرگذار است و زنان که پایه و رکن اصلى این نهاد گران‌مایه را تشکیل مى‌دهند با توجه به شاخصه‌هاى وجودى‌شان که خداوند متعال در آنان قرار داده است، نقش مهم و حیاتى در رشد، بالندگى و پیشرفت این نهاد را به عهده دارند که به‌تبع آن جامعه نیز از این رشد و بالندگى برخوردار مى‌شود.
پیامبر گرامى (ص) زن شایسته و صالح را که نقش خویش را به‌خوبی ایفا مى‌کند، یکى از کارگزاران خداوند بر روى زمین معرفى مى‌نماید. مردى به خدمت رسول خدا (ص) آمد و عرض کرد: من همسرى دارم که وقتى داخل منزل مى‌شوم به استقبال من مى‌آید و آنگاه‌که خارج مى‌شوم، مرا مشایعت مى‌کند و هنگامی‌که مرا غمگین مى‌بیند به من مى‌گوید: چه چیز باعث ناراحتى شما شده است. اگر براى درآمد و خرج منزل ناراحت هستى، که تأمین آن به عهده خداوند است و اگر غم و اندوهت به خاطر امر آخرتت هست، خداوند اهتمام و غمت را زیاد کند. پیامبر (ص) فرمود: «ان الله عمالًا و هذه من عماله لها نصف اجر شهید؛ همانا براى خداوند کارگزارانى است و این زن در زمره کارگزاران اوست او نصف پاداش شهید را داراست» (طبرسى، ۱۴۱۲ هـ ق، ۲: ۳۲).
در این سخن کوتاه به تحلیل و بررسى زمینه‌هاى مدیریتى زن در بخش‌هاى گوناگون مى‌پردازیم.
الف) مدیریت عاطفى زن در ایجاد بهداشت روانى‌
بهداشت یا سلامت روان عبارت است از «سازگارى فرد با خود، محیط و استفاده موفقیت‌آمیز از تمامى توانایى‌ها و قابلیت‌هاى خویش در زندگى». (نوابى نژاد، ۱۳۸۰، ۱۲۵)؛ گرچه ایجاد آرامش خاطر در کانون خانواده، وظیفه اساسى همسران است، ولى با توجه به آیات و روایات مى‌توان به نقش محورى و برجسته زن در ایجاد آرامش پى برد؛ به همین دلیل اگرچه در آیه  «۲۱ سوره روم» زن و مرد مایه آرامش خاطر یکدیگر معرفى مى‌شوند، («و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم موده و رحمه …»)اما در سوره «اعراف آیه ۱۸۹» این نقش فقط براى زنان مطرح است.
«هو الذین خلقکم من نفس واحده و جعل منها زوجها لیسکن الیها فلما تخشیها …؛ و خدایى است که (همه) شما را از یک فرد آفرید و همسرش را نیز از جنس او قرار داد تا در کنار او بیاساید …». روشن است که در آیه شریفه مراد از «زوج» زنان هستند و سکونت حاصله از مصاحبت با آنان براى مردان مطرح است (طباطبایی،۱۳۹۳ هـ ق، ۸: ۳۷۴).
ذکر اختصاصى این نکته درباره زنان، احتمالاً ناظر به نقش برجسته و محوریت آنان در ایجاد آرامش و قرار در کانون خانواده است. چنانچه در جریان چگونگى آفرینش حوا، حضرت آدم (ع) پس از آگاهى از خلقت حوا از پروردگارش مى‌پرسد، این کیست که نزدیکى و نگاه به او موجب آرامش و قرارم شده است (جوادى آملى، ۱۳۷۴، ۳۵). همان‌گونه که در روایت آمده، نزدیکى و نگاه آدم به حوا مایه انس او شده است و خداوند نیز همین اصل را پایه برقرارى ارتباط آنها قرار داد؛ از این‌رو زنان نقش محورى و اصیلى در تأمین آرامش خاطر در کانون خانواده دارند و این مسئولیتى است که آفرینش بر عهده آنان گذاشته است. جهت اعمال مدیریت عاطفى براى ایجاد بهداشت روانى در خانواده، زنان مى‌توانند رفتارهایى را مورد توجه خاص قرار دهند که به برخى از آنها اشاره مى‌شود (تاجیک اسماعیلى، ۱۳۸۰، ۵۳).
احترام و تکریم شوهر
با توجه به اینکه در زندگى زناشویى نقش محبت و اظهار عواطف بیشتر مناسب ساختار روانى و جسمى زن است، احساس دلگرمى و اطمینان خاطر را شوهر باید در فضاى خانواده ایجاد کند، زن بایستى دقت داشته باشد که احترام او نسبت به شوهر هم یک نیاز روانى و عامل علاقه و محبت بیشتر شوهر نسبت به اوست.
همدلى و همراهى با شوهر
زن بایستى در مسائل و مشکلاتى که شوهر در اداره زندگى در پیش روى خود دارد با او همدلى و این همدلى را به صورت‌هاى مختلف ابراز نماید و این احساس همدلى، جرئت و شهامت شوهر را در مقابله با سختى‌ها و نیروى روانى او را افزایش مى‌دهد.
شاکر بودن و قناعت‌پیشگی‌
تأمین معاش به عهده مرد است و گاه به دلایل گوناگون کمبودها و نارسایى‌هایى از این نظر در زندگى وجود دارد. اینکه زن در ضمن همراهى با شوهر براى بهبود وضع زندگى، روحیه شکر قناعت و سپاسگزارى ازآنچه در زندگى حاصل شده، داشته باشد در تشکیل خانواده‌اى صمیمى و مستحکم بسیار مؤثر خواهد بود.
عفت و چشم‌پوشى از غیر
یکى از وظایف اساسى که هم از نظر حساسیت و نیاز روحى شوهر حائز اهمیت است و از سویى با توجه به موازین شرعى بایستى آن را رعایت کرد، عفت زن، حفظ خویش از نامحرم و وفادارى کامل نسبت به شوهر است. در زندگى خانوادگى، کمال روحى شوهر، غیرت و کمال روحى زن عفت اوست و این دو صفت در کنار یکدیگر خانواده را در درون به‌سوی وحدت روحى، صمیمیت و عشق بین زن و شوهر سوق مى‌دهد و آلودگى‌هاى اخلاقى خانواده و جامعه جلوگیرى مى‌کند و بدین طریق بهداشت روانى در خانواده و جامعه حاکم مى‌شود.
در مدیریت و اداره خانواده، ابتکار عملى و تدبیر اساسى به عهده زن است، این مدیریت هم در جنبه عاطفى و روانى و هم در اداره امور منزل است. زن با ایجاد فضاى مناسب عاطفى و روانى نیز ایجاد محیط زیبا و نشاط‌بخش در خانه سنگ بناى یک جامعه سالم و پویا را فراهم مى‌کند؛ بدین سبب زن سرچشمه جوشان مهر، محبت، صلح، صفا، عشق و وفا در زندگى انسان است و تا وقتی‌که محیط زندگى خانوادگى و اجتماعى آلوده به بى‌اعتمادى و بى‌عدالتى نشود، این چشمه رحمت‌اللهی به جوشش حیات خودش ادامه خواهد داد (هاشمى کاوندى، ۱۳۷۸، ۶۰).
اصولاً عشق و محبت لازمه استمرار زندگى است. زنان در نقش مادرى و همسرى مى‌توانند روابط اعضاى خانواده را بر اساس عشق و محبت پایه‌ریزى‌ نمایند و کانون خانواده را به محیطى امن و آرامش‌بخش تبدیل نمایند و موده و رحمت را در نهاد خانواده حاکم نمایند. در حقیقت فرد در خانواده متولد مى‌شود، در سازمان خانواده زندگى مى‌کند در مواقع نیاز به خانواده روى مى‌آورد و در پرتو زندگى خانوادگى به آرامش مى‌رسد (روم/۲۱).
ب)مدیریت اقتصادى زن‌
تأمین و اداره اقتصادى خانواده، همچون پرداخت هزینه خوراک زن و فرزندان (نفقه)، جامه و نیازهایى مانند مسکن، درمان و بهداشت، نیازهاى رفاهى و روحى همه بر عهده پدر خانواده است؛ این هزینه را اسلام به دودسته ضروریات و نیازهاى درجه‌دو تقسیم مى‌کند که بخش اول، جزو حقوق مسلم قانونى زن و فرزند و اعضاى خانواده است و ترک آن علاوه بر غضب خداوند، داراى ضمانت اجراى قانونى و قضایى است. بخش دوم را حقوقدانان مسلمان، مستحبات مى‌نامند که همچون تفریحات سالم، مسافرت و …، اگرچه ترک آن ضمانت اجرائى قضایى ندارد، ولى کاملاً ترجیح دارد. به هر صورت، مرد براى آنکه بتواند این هزینه‌ها را بپردازد، بایستى داراى کار و درآمد باشد (نوابى نژاد، ۱۳۸۰، ۱۰۱).
پیامبر اکرم (ص) مى‌فرماید: آن کسى که براى رفع نیاز اهل‌وعیال و تأمین معاش خانواده تلاش مى‌کند، همانند جهادگر در راه خداست (الکاد على عیاله کالمجاهد فى سبیل الله) (حر عاملی، ۱۴۰۹ هـ ق، ۱۷: ۶۴).
زنان در گذشته و حال نقش قابل‌توجهی در تولید و افزایش درآمد و بهبود اقتصاد خانواده داشته و دارند، اما از مهم‌ترین سیاست‌گذاری‌ها در محیط خانه و خانواده، سیاست‌گذارى در نحوه توزیع و مصرف درآمد خانواده است؛ امروزه زنان، به‌ویژه در شهرها در مورد توزیع و نحوه هزینه درآمد خانواده، نقش عمده‌ترى را به عهده دارند؛ زیرا در موارد زیادى مردان، این مسئولیت را به زنان واگذار کرده‌اند (نوابى نژاد، ۱۳۸۰، ۳۴).
رعایت اعتدال در اقتصاد خانواده و خوددارى از اسراف و تبذیر، مهم‌ترین سیاست خانواده است. در روایات اسلامى از ویژگى‌هاى مهم همسر مطلوب آن است که از اموال همسر خود به نحو شایسته‌اى مراقبت کند. امام رضا (ع)دراین‌باره فرموده‌اند: «ما افاد عبد فائده خیراً من زوجه صالحه اذا رآها سرته و اذا غاب عنها حفظته فى نفسها و مالها؛ براى بنده فایده‌اى بهتر از این نسبت که داراى همسرى باشد که هرگاه او را مى‌بیند، مسرورش سازد و در غیاب او، از خود و مال همسرش مراقبت کند» (حر عاملى،۱۴۰۹ هـ ق، ۲۰: ۱۹).
«بانوى اسلامى در خانه امین اموال و حافظ حیثیت و شرف شوهر است، سعى دارد در غیاب او آبرویش را حفظ کند و مال و دارایى خانواده را از اتلاف و دستبردها و مصرف‌هاى بیهوده مصون دارد» (قائمى، ۱۳۸۶، ۱۱).
قناعت‌
قناعت از صفات ممتاز اخلاقى است و وجود زنانى قانع و حق‌شناس در خانواده سبب استحکام بنیاد خانواده مى‌شود. قناعت در لغت به معنى تنازل است تا آنجا که فرد حیات خود را با امکاناتى که در اختیار دارد، منطبق سازد. از مصداق‌هاى آن، رضایت دادن به چیزى است که به او مى‌رسد (مصطفوى، ۱۴۰۲ هـ ق، ۹: ۳۲۷)؛ در علم اخلاق نیز ملکه قناعت، ضد «حرص» و حالتى نفسانى شمرده شده است که سبب مى‌شود آدمى به‌قدر نیاز و ضرورت اکتفا کند و خود را براى افزودن مال به رنج و زحمت بیندازد (نراقى، ۱۳۶۴، ۳۹۷).
در اهمیت قناعت همین نکته کافى است که امام زین‌العابدین (ع) در پاسخ فردى که از ایشان جویاى برترین اعمال شده بود، فرمودند: «هو یقنع بالقوت …؛ برترین عمل این است که به آنچه در دست تو است، قانع باشى» (نورى، ۱۴۰۸ هـ ق، ۱۵: ۲۳۲)؛ زنان با بهره‌مندى از این فضیلت و مدیریت کردن در اقتصاد خانواده آثار گران‌قدری در خانواده به ارمغان مى‌آورند از جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد.
آسایش‌
اولین ثمره شیرین قناعت، آسایش و راحتى فردى است که به این صفت متصف مى‌شود، رسول خدا (ص) قناعت را عین راحتى دانسته و فرموده‌اند: «القناعه‌ راحه؛ قناعت راحتى است». ایشان آرامش را ثمره قناعت به شمار آورده‌اند : «ثمره القناعه الراحه» (نوری، ۱۴۰۸ هـ ق، ۷۸: ۱۲۸).
برخوردارى از زندگى گوارا
در بعد خانوادگى اکتفا کردن به امکانات موجود، بسیارى از نگرانى‌ها را از زندگى مشترک دور مى‌سازد. فعالیت‌هاى طاقت‌فرسا، نگرانى از کمبودها، اظهار نیاز به دیگران و … با قناعت از خانواده دور مى‌شود و زندگى گوارایى را به ارمغان مى‌آورد. در روایت زندگى با قناعت را گواراترین زندگى به شمار آورده‌اند: از حضرت على (ع) نقل شده است: «القناعه اهنأ العیش؛ گواراترین زندگى قناعت است» (آمدى، ۱۴۱۳هـ ق، ۱۰۳) و در روایتى دیگر قناعت مصداق حیات طیبه دانسته شده است. «سئل على (ع) عن قوله تعالى فلنجینه حیاه طیبه فقال: هى القناعه؛ (آمدى، ۱۴۱۳هـ ق، ۳۹۳) از امیر مؤمنان درباره سخن خداوند متعال که فرمود: ما به او حیات طیبه عطا مى‌کنیم، پرسیده شد، پس حضرت فرمودند، حیات طیبه، قناعت است».
مدیریت زنان در بهبود وضع اقتصادى خانواده و بسنده کردن به امکانات موجود و سروسامان دادن به وضعیت اقتصادى خانواده، زمینه بروز هرگونه ناراحتى درباره معیشت را از همسر دور مى‌کند و محیطى آرام براى خانواده به همراه مى‌آورد. مقابل قناعت و میانه‌روى و اعتدال اقتصادى ولخرجى و اسراف است که هم ناسپاسى به نعمت‌هاى خداست، هم زمینه‌ساز بروز فقر و تنگدستى‌ و هم هدر دادن امکانات است. تجمل‌گرایى بیش از آنکه راحتى بیاورد، ناراحتى مى‌آفریند و به‌جای آرامش، زندگى‌ها را دستخوش آشفتگى‌ها و زلزله‌هاى ویرانگر مى‌سازد.
ج) مدیریت زن در ساختن جامعه سالم‌
خانواده، قدیمى‌ترین و فراگیرترین نهادى است که در تمام جوامع بشرى با الگوهاى مختلف وجود داشته و کارکردهاى فراوانى دارد؛ یکى از مهم‌ترین کارکردهاى نهاد خانواده، فرآیند «جامعه‌پذیرى» و نظام کنترل اجتماعى است. خانواده به‌عنوان سلول‌هاى تشکیل‌دهنده پیکر جامعه، اگر سالم و کارآمد باشد، سلامتى و سعادت جامعه را در پى دارد و اگر متزلزل و متلاشى باشد، به‌مثابه سلول‌هاى سرطانى است و پیکره جامعه را دچار هرج‌ومرج و بى‌نظمى مى‌کند (عربى، ۱۳۸۶، ۱: ۲۰۵).
جامعه‌پذیرى از مهم‌ترین کارکردهاى نهاد خانواده است که از طریق آن، فرد نگرش‌ها و رفتارهاى مناسب بافرهنگ خود را مى‌آموزد؛ در این میان مدیریت زن با توجه به نقش‌هاى همسرى و مادرى در خانواده براى شکل‌گیرى صحیح شخصیت فرزندان و همسر نقشى بى‌بدیل است.
او به قوه عشق و محبت بر دل‌ها نفوذ مى‌کند تا آن حد که مى‌توان گفت: هیچ‌چیز به‌اندازه مادر در تربیت و تشکیل ساختمان روحى افراد خانواده مؤثر نیست. زن در نقش مادرى، طفل را نه ماه در رحم و دو سال در آغوشش حمایت مى‌کند. نقطه آغازین سعادت و یا شقاوت انسان‌ها محیطى است که مادر رکن اساسى آن محسوب مى‌شود؛ از این ‌جهت کودک مانند مومى است که در میان دستان قدرتمند مادر قابلیت تبدیل به هر شکل را دارد (حسینى، ۱۳۸۳، ۲۶۳)؛ بانوى خانه، الگوى رفتار براى خانواده است. از طریق اوست که شخصیت کودکان رنگ مى‌گیرد و پایه‌هاى اخلاقى و رفتارى کودک گذارده مى‌شود. در خانه‌اى که مادر بی‌بندوبار، بداخلاق و خشن باشد، امکان داشتن فرزند متعادل بسیار اندک است (قائمى، ۱۳۸۶، ۱۱۴)؛ زن در نقش همسرى خود نیز داراى بیشترین سهم در مدیریت و اداره خانواده است که این مدیریت هم جنبه عاطفى و روانى دارد و هم در اداره امور جارى منزل دخیل است.
زن در نقش همسرى فردى است اجتماعى، دوستدار شوهر که خود را مکلف به نیکى نسبت به او مى‌داند، وظیفه او خوش‌رفتاری، خوش‌خلقى و دلجویى از همسر است و از همه فرصت‌ها براى وصول به این هدف سود مى‌جوید. بانوى مسلمان شریک زندگى شوهر است. او در نقش همسرى مهربان که در برابر مشکلات و دشوارى‌هاى زندگى همسرش را آرامش و تسکین مى‌بخشد و سبب مى‌شود که سختى‌هاى حاصل از برخورد با افراد جامعه و مشکلات زندگى براى او قابل‌تحمل شود (قائمى، ۱۳۸۶، ۱۰).
در روایتى از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است: «الا کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته … فامرئه راعیه على اهل بیت بعلها و ولده و هى مسئووله عنهم، الا فکلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته؛ بدانید همه شما نگهبانید (حافظ مصالح) و همه شما در برابر کسانى که حافظ آنان هستید مسئولید … زن نیز حافظ مصالح خانواده شوهر و فرزندان اوست و در برابر آنان مسئول است؛ بدانید همه شما نگهبانید (حافظ مصالح) و همه شما در برابر کسانى که مأمور نگهبانى آنها هستید مسئولید» (مکارم شیرازى، ۱۳۸۰، ۲۴: ۲۹۴).
این روایت به‌صراحت نقش مهم زنان در حفظ خانواده و مصلحت افراد آن را مشخص مى‌کند. زنان مى‌توانند با بهره‌گیرى از شیوه‌هاى مناسب و مؤثر مدیریت، از منابع مادى که در اختیار خانواده است، به‌خوبی استفاده کنند، باعث رفع نیازهاى طبیعى و فطرى افراد خانواده شوند تا خانواده استحکام بیشترى پیدا کند که ثمره وجود چنین خانواده‌هایى، جامعه‌اى سالم و پویا خواهد بود؛ چراکه خانواده خشت زیربنایى جامعه است و نقش عمده‌اى در ساختن جامعه‌اى سالم و نیرومند دارد.
 جمع‌بندی
ازدواج و تشکیل خانواده خدمتى براى پدید آمدن یک کانون آسایش و خوش‌بختى و نشاط طبیعى است. خانواده مناسب‌ترین جایگاه براى تأمین نیازهاى مادى و معنوى انسان است و مى‌تواند بهترین بستر را براى تأمین امنیت و آرامش روانى و نیز پرورش نسل جدید فراهم آورد.
ریاست، مدیریت و مسئولیت اصلى خانواده به عهده مرد گذاشته شده و این امر در واقع تکلیف و مسئولیت و تعهد سنگینى است که به مرد در خانواده داده شده است، لکن زنان با توجه به ویژگى‌هایى که آفرینش در وجود آنان نهاده است در امور داخلى خانه و تدبیر در امور خانواده و فراهم کردن فضاى مناسب عاطفى و روانى و محیط نشاط‌آمیز و لذت‌بخش و تربیت فرزندان و بهسازى اقتصادى، سهم زیادى دارند. زنان با احترام و تکریم و همدلى با شوهر و حفظ عفت و پاک‌دامنی نقش مهمى را در ایجاد بهداشت روانى خانواده به عهده دارند و با قناعت‌پیشگی و شاکر بودن، آسایش و راحتى و زندگى گوارایى را براى خود و خانواده به ارمغان مى‌آورند. اسلام با تأکید بر سازوکارهای خانواده، رشد معنوى و روانى جامعه بشرى را در پرتو نظام سالم خانواده مى‌داند. با به وجود آمدن خانواده‌هاى سالم و متعادل، پرتحرک و پرنشاط، شاهد جامعه‌اى سالم و پویا خواهیم بود و از آنجا که زنان در این راستا نقش مهمى را ایفا مى‌کنند، شقاوت و سعادت هر جامعه را باید به چگونگى مدیریت زنان و جایگاه اجتماعى آنان و در نتیجه استحکام خانواده نسبت داد.
منابع
· قرآن مجید.
۱. آریانپور، امیرحسین، ۱۳۸۰، زمینه جامعه‌شناسی، تهران: گسترده.
۲. آمدى، عبدالواحد بن محمد، ۱۴۱۳هـ ق، غررالحکم و دررالکلم، قم: دفتر تبلیغات اسلامی.
۳. احمدیان، ابراهیم،۱۳۸۵، نهج الفصاحه، چاپ اول، قم: انتشارات گلستان ادب.
۴. تاجیک اسماعیلى، عزیز الله، ۱۳۸۰، تعادل و استحکام خانواده، کتاب اول آموزش خانواده، تهران: انتشارات انجمن اولیاء و مربیان.
۵. توکلى، عبدالله، ۱۳۸۳، اصول و مبانى مدیریت، چاپ اول، قم: پژوهشکده تحقیقات اسلامى نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه.
۶. جمشیدى، اسدالله و دیگران، ۱۳۸۵، جستارى در هستى‌شناسى زن، قم: مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى.
۷. جوادى آملى، عبدالله، ۱۳۷۴، زن در آیینه جمال و جلال، قم: مرکز نشر فرهنگى اسرا.
۸. حر عاملى، محمد بن حسن، ۱۴۰۹ هـ ق، وسایل الشیعه، ۳۰ جلد، چاپ اول، قم: مؤسسه آل البیت علیهم السلام.
۹. دهخدا، علی‌اکبر،۱۳۷۷، لغتنامه دهخدا، چاپ دوم، تهران: مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران.
۱۰. حسینى، نعمت‌الله، ۱۳۸۳، آیینه خانواده، قم: عصر انقلاب.
۱۱. خامنه‌اى، محمد، ۱۳۷۹، «زن، خانواده و اسلام»، فصلنامه کتاب نقد، ش ۱۷.
۱۲. خمینی، روح‌الله، ۱۳۶۸، سیماى زن در کلام امام خمینى، «پیام به مناسبت میلاد حضرت فاطمه و روز زن (۲۸/ ۱/ ۶۱)»، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى.
۱۳. سادات، محمدعلی، ۱۳۶۱، خصوصیات روح زن، چاپ سوم، تهران: انتشارات نهضت زنان مسلمان.
۱۴. ساموئل، کینگ،۱۳۴۱، جامعه‌شناسی، ترجمه شفق همدانى، تهران: امیرکبیر.
۱۵. سجادى، احمد، ۱۳۸۰، «قوامیت مردان بر زنان»، فصلنامه پژوهش‌هاى قرآنى، ش ۲۶- ۲۵.
۱۶. صافى، احمد، ۱۳۸۰، اهداف و انگیزه‌هاى ازدواج و تشکیل خانواده (آموزش خانواده، کتاب اول)، تهران: انجمن اولیاء و مربیان.
۱۷. طباطبایی، محمدحسین،۱۳۹۳ هـ ق، المیزان فی تفسیر القرآن،۲۰ جلد، چاپ دوم، بیروت: موسسه الاعلمی للمطبوعات.
۱۸. طبرسى، حسن بن فضل، ۱۴۱۲ هـ ق، مکارم الاخلاق، قم، انتشارات شریف رضی.
۱۹. عربى، حسین‌علی، «نقش نهاد خانواده در کاهش انحرافات و آسیب‌هاى اجتماعى»، مجموعه مقالات تقویت نظام خانواده و آسیب‌شناسى آن، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى.
۲۰. فرجاد، محمدحسین، ۱۳۵۵، مقدمه‌اى بر جامعه‌شناس و سیر تحول و تکامل جامعه، تهران: نشر همراه.
۲۱. قائمى، على، ۱۳۸۶، نقش مادر در تربیت، تهران: امیری.
۲۲. کتاب اول آموزش خانواده، اهداف و انگیزه‌هاى ازدواج و تشکیل خانواده،۱۳۸۰، تهران: انتشارات انجمن اولیاء و مربیان.
۲۳. کلینى، محمد بن یعقوب، ۱۴۲۹ ه‍ ق، فروع کافى، ۱۵ جلد، چاپ اول، قم: دار الحدیث للطباعه و النشر.
۲۴. مجلسى، محمد باقر، ۱۴۱۰ ه‍ ق،بحارالانوار، ۳۳ جلد، چاپ اول، بیروت: مؤسسه الطبع و النشر.
۲۵. محمدى ری‌شهری، محمد، ۱۴۲۲هـ ق، منتخب میزان الحکمه، چاپ اول، قم: دارالحدیث.
۲۶. مصطفوى، حسن، ۱۴۰۲ ه‍ ق، التحقیق فى کلمات القرآن الکریم، ۱۴ جلد، تهران: مرکز الکتاب للترجمه و النشر.
۲۷. مطهرى، مرتضى، ۱۳۷۴، نظام حقوق زن در اسلام، قم: صدرا.
۲۸. مکارم شیرازى، ناصر، ۱۳۸۰، تفسیر نمونه، تهران: دارالکتب الاسلامیه.
۲۹. نراقى، احمد، ۱۳۶۲، معراج السعاده، تهران: امین و رشیدى.
۳۰. نوابى نژاد، شکوه، ۱۳۸۰، بهداشت روانى خانواده، کتاب دوم آموزش خانواده، تهران: انجمن اولیاء و مربیان.
۳۱. نورى، میرزا حسین،۱۴۰۸ ه‍ ق، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ۱۸ جلد، چاپ اول، بیروت، مؤسسه آل البیت علیهم السلام.
۳۲. هاشمى، حسین،۱۳۸۰، «مبانى و معیارهاى رفتار با زن»، فصلنامه پژوهش‌هاى قرآنى، ش ۲۶.
۳۳. هاشمى رکاوندى، مجتبى، ۱۳۷۴، تربیت و شخصیت انسانى، قم: دفتر تبلیغات.
۳۴. هاشمی رکاوندی، مجتبی، ۱۳۷۸، مقدمه‌ایبرروان‌شناسی زن بانگرش علمی-اسلامی، چاپ دوم، تهران: شفق.

منبع: مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.