- نویسنده : حسین همتی نژاد
- ۲۶ خرداد ۱۳۹۷
- کد خبر 82930
- ایمیل
- پرینت

چکیده
جنگ های سه گانه ای که امام علی در دوره حاکمیت کوتاه مدت خود بدان گرفتار شد، پس از بحران رده، عمده ترین آشوب های داخلی جامعه اسلامی به شمار می رفت که تبعات سنگینی را بر نظام علوی تحمیل کرد. بررسی این جنگ ها، از آن حیث که به مثابه عمده ترین عامل در ناامنی اقتصادی این دوره عمل کردند، اهمیت دارد. پرسش عمده ای که این مقاله می کوشد تا به تبیین آن همت گمارد، این است که جنگ های داخلی تا چه میزان بر ساختار اقتصادی حکومت امام علی اثرگذار شدند؟
یافته های این پژوهش که بر روش توصیفی ـ تحلیلی مبتنی است، نشان می دهد که غارت اموال عمومی توسط کارگزاران معزول اموی، از بین رفتن منابع مالی در اختیار حکومت برای هزینه های جنگ و تأمین اجتماعی، تخریب زیرساخت ها و حذف بخش عمده ای از منابع درآمدی بیت المال در اثر هرج و مرج و شورش، پیامدهایی بودند که صدمات جبران ناپذیری بر اقتصاد حکومت امام وارد نمودند.
کلیدواژه ها
امام علی، اقتصاد، جنگ، خراج، غارات، بیت المال، جزیه
مقدمه
پس از رحلت رسول اکرم۹، جنگ های داخلی به مدت کوتاهی حکومت ابوبکر را تهدید کرد. بعد از آن برنامه خلفا برای توسعه قلمرو جغرافیایی اسلام، تشنجات و دشمنی های داخلی را به بیرون منتقل کرد و به جنگ های موسوم به «فتوحات» انجامید. این فتوحات، علاوه بر افتخار، غنایم بی شماری به ارمغان آورد و ارزش اقتصادی بالایی نیز به همراه داشت. آن چه در منابع تاریخی، از رشد خیره کننده درآمد بیت المال، فراوانی عطایا و کثرت اموال بخشی از مسلمانان و صحابه رسول خدا۹ آمده، همگی حاصل فتوحات است.
تا زمان خلافت امام علی ع ، به دلیل توسعه فتوحات، منابع مالی وابسته به جنگ مانند خراج زمین های فتح شده، جزیه و غنایم جنگی ، سهم زیادی در عایدات بیت المال داشتند؛ اما توزیع آن ها شکلی ناعادلانه داشت. سیاست های خلیفه دوم در ترتیب دیوان و ترجیح گروه های مختلف بر یک دیگر در سهم بری از عطایای بیت المال، سبب اختصاص امتیازات و امکانات عمومی به برخی گروه های خاص و ترجیح عرب بر عجم، مهاجران بر انصار و اصحاب بدری بر دیگران شد. در کنار ثروت های هنگفت این گروه ها، توده های مردم در فقر و بیچارگی به سر می بردند. سخن امام علی در مورد اوضاع اقتصادی عموم مردم در آغاز خلافت، شاهد این ادعاست:
«… اضْرِبْ بِطَرْفِکَ حَیْثُ شِئْتَ مِنَ النَّاسِ فَهَلْ تُبْصِرُ إِلَّا فَقِیراً یُکَابِدُ فَقْراً أَوْ غَنِیّاً بَدَّلَ نِعْمَه اللَّهِ کُفْراً أَوْ بَخِیلًا اتَّخَذَ الْبُخْلَ بِحَقِّ اللَّهِ وَفْراً أَوْ مُتَمَرِّداً کَأَنَّ بِأُذُنِهِ عَنْ سَمْعِ الْمَوَاعِظِ…». (ابن ابی الحدید، ۱۴۰۴، ج ۸، ص ۲۴۴)
در چنین اوضاعی، یکی از مهم ترین اولویت های حکومت امام علی، صیانت جدی از اموال عمومی برای توزیع عادلانه آن ها و رفع تبعیض های اقتصادی بود. تلاش های امام در مدیریت درست منابع مالی بیت المال به این منجر شد که در اواخر حکومت کوتاه مدت علوی، مهم ترین امکانات معیشتی، حتی برای ضعیف ترین قشرهای اقتصادی فراهم گردید و رفاه اقتصادی نیز افزایشی چشم گیر یافت. عبدالله مخبره از امام ع درباره وضعیت اقتصادی مردم کوفه چنین نقل کرده است:
مَا أَصْبَحَ بِالْکُوفَه أَحَدٌ إِلَّا نَاعِماً إِنَّ أَدْنَاهُمْ مَنْزِلَه لَیَأْکُلُ الْبُرَّ وَ یَجْلِسُ فِی الظِّلِّ وَ یَشْرَبُ مِنْ مَاءِ الْفُرَاتِ؛ (ابن ابی شیبه، ۱۴۰۹، ج۷، ص۱۰۲/ مجلسی، ۱۴۰۳، ج۴۰، ص۳۲۷)
در کوفه کسى شب را به صبح نمىرساند، مگر با یک زندگى راحت؛ پایینترین مردم از نظر شغل، نان گندم مىخورند و خانه دارند و از آب گوارا (فرات) مىنوشند. (حکیمی ، ۱۳۸۰، ج۶، ص۲۵۷)
افزایش رفاه اقتصادی، در حالی به وقوع پیوست که از سویی به دلیل کم شدن درآمد های حاصل از فتوحات، منابع مالی حکومت امام علی ع از طریق جزیه، خراج و غنایم، نسبت به حکومت های سه خلیفه قبل کاهش چشم گیری داشت. از سوی دیگر، مخارج حکومت نیز افزایش یافت و جنگ های داخلی، مهم ترین دلیل این افزایش بود.
تلاش های علمی زیادی برای بررسی و تحلیل ابعاد اقتصادی حکومت امام علی ع به عنوان تنها تجربه عملی نظام اقتصادی مورد تأیید اسلام پس از رسول خدا۹ انجام شده است. همه این تحلیل ها، نیازمند داده های تاریخی موثق است که تنها از طریق پژوهش های تاریخی حاصل خواهد شد؛ اما پژوهش های تاریخی مرتبط با حکومت امام علی ع بیش تر به مباحث سیاسی ـ اجتماعی توجه دارد و به مسائل اقتصادی این دوره حساس و مهم تاریخی کم تر پرداخته است.
جلد هفتم دانش نامه امام علی ع، بخش دوم اثر احمدعلی یوسفی به نام «سیره اقتصادی امام علی ع در اداره حکومت» و جلد سوم کتاب سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب، نوشته علی اکبر ذاکری، از جمله این تلاش هاست
که به بررسی تاریخی موضوعات اقتصادی حکومت امام اختصاص دارد؛ اما هیچ کدام به مسائل اقتصادی مرتبط به جنگ ها نپرداخته اند که این مقاله اهتمام به انجام دادن آن دارد.
مهم ترین پیامدهای اقتصادی جنگ های دوران خلافت امام علی
امیرالمؤمنین در مدت کوتاه خلافت خود، گرفتار سه جنگ داخلی شدند که علاوه بر وارد نمودن خسارت های معنوی و ایجاد مانع برای اصلاحات مورد نظر ایشان در جهت احیای سیره نبوی ، سبب تحمیل تلفات جبران ناپذیری نیز بر منابع اقتصادی حکومت شد. این جنگ ها که پس از منازعات ناشی از رحلت رسول خدا۹، از مهم ترین آشوب های داخلی مسلمانان محسوب می شوند، پیامدهایی به مراتب سنگین تر از جنگ های رده به دنبال داشت. البته علل و ریشه های فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی مهمی نیز سبب ساز وقوع آن ها بود که پس از پیامبر۹ به وجود آمده بود. آن چه در همه این جنگ ها مشترک است، پیامدهای منفی متعدد بر پیکره اقتصادی جامعه اسلامی بود که مهم ترین آن ها عبارتند از:
هزینه های اقتصادی مستقیم
اگرچه جنگ های نهروان و جمل یک روز بیش تر طول نکشیدند، از زمان حرکت سپاهیان امام از محل حرکت تا بصره و نهروان، خورد و خوراک سپاهیان، تجهیز آنان به سلاح، رسیدگی به مرکب سواران، خدمات پزشکی و …، هزینه های مخصوص به خود را داشت. جنگ صفین هم آن قدر طولانی بود که هزینه های پشتیبانی و تدارکات زیادی را می طلبید. این هزینه ها، به نحو منطقی باید از بیت المال – به عنوان منبع درآمدی خلیفه برای مصارف عمومی – پرداخت می شد. مخارج نظامیان حقوق بگیر را هم باید بر این موارد افزود. شاهد این ادعا، بخشی از نامه امام به مالک اشتر است که می نویسد:
… لَا قِوَامَ لِلْجُنُودِ إِلَّا بِمَا یُخْرِجُ اللَّهُ لَهُمْ مِنَ الْخَرَاجِ الَّذِی یَقْوَوْنَ بِهِ عَلَى جِهَادِ عَدُوِّهِمْ وَ یَعْتَمِدُونَ عَلَیْهِ فِیمَا یُصْلِحُهُمْ وَ یَکُونُ مِنْ وَرَاءِ حَاجَتِهِمْ. (ابن ابی الحدید،۱۴۰۴ ، ج۱۷، ص۴۸)
در کتاب پیکار صفین روایتی به نقل از محمد بن مخنف، از سپاهیان امام، آمده است که نشان می دهد بعضی از شرکت کنندگان در جنگ صفین، حقوق بگیر نبودند، (منقری، ۱۳۸۲ ، ص۱۸۳) با وجود این، معلوم نیست هزینه هایی مانند خوراک این افراد را خودشان پرداخت کرده باشند؛ به ویژه با امکانات آن زمان که شرایط حمل و نگه داری آن ها وجود نداشته است. ظاهراً این موارد، از شهرها و روستاهای مسیر حرکت و به وسیله هزینه بیت المال تأمین می شده است. نامه امام به فرمانده سپاه صفین که آن را نصربن مزاحم، روایت می کند، این احتمال را تقویت می نماید:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ مِنْ عَبْدِاللَّهِ عَلِیٍّ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ أَمَّا بَعْدُ فَإِنِّی أَبْرَأُ إِلَیْکُمْ وَ إِلَى أَهْلِ الذِّمَّه مِنْ مَعَرَّه الْجَیْشِ إِلَّا مِنْ جَوْعَه إِلَى شِبَعَه وَ مِنْ فَقْرٍ إِلَى غِنًى أَوْ عَمًى إِلَى هُدًى… . (منقری،۱۳۸۲ ، ص۱۲۵)
این مطلب، نشان می دهد امکانات و آذوقه مورد نیاز سپاه در مسیر حرکت تأمین می شده؛ اما امام بر رعایت حقوق مردم تأکید دارد. روش ایشان در پرداخت بهای مالی اموال مشابه ، مؤید مطلب فوق است. در ماجرای استقبال مردم منطقه انبار از آن حضرت که ابن اعثم روایت می کند، آمده است که آن حضرت پذیرش هدایا و اطعمه را مشروط به کسر بهای آن از خراجشان می داند. (ابن اعثم، ۱۴۱۱ ، ج۲ ، ص۵۵۵)
هزینه های پنهان اقتصادی ناشی از تلفات انسانی مسلمانان
پیامدهای اقتصادی تلفات بالای نیروی انسانی، برای حکومت بسیار سنگین بود. خلیفه می بایست به مسائل و مشکلات اقتصادی خانواده های همه کشته شدگان دو طرف جنگ رسیدگی می کرد که جزیی از پیکره جامعه اسلامی به شمار می آمدند. بی شک امام در برابر خانواده و فرزندان شهدای جنگ ها، متعهد بودند و ظاهراً یکی از شیوه های حمایت از آنان، رسیدگی به وضعیت معیشتی این افراد بوده است.
این شکل حمایت را می توان از سیره امام مجتبی ع درمفادصلح نامه با معاویه حدس زد که سهمی از بیت المال را متعلق به بازماندگان شهدای جمل و صفین می دانست. (ابن بابویه، ۱۳۸۵، ج۱، ص۲۱۲) حضرت علی نیز به مالک اشتر توصیه می کند، به گونه ای نقش جانشین را برای خانواده شهدا ایفا کند که احساس از دست دادن سرپرست خانواده در آنان مشاهده نشود. امام می فرماید:
… وَ إِنِ اسْتُشْهِدَ أَحَدٌ مِنْ جُنُودِکَ وَ أَهْلِ النِّکَایَه فِی عَدُوِّکَ فَاخْلُفْهُ فِی عِیَالِهِ بِمَا یَخْلُفُ بِهِ الْوَصِیُّ الشَّفِیقُ الْمُوَثَّقُ بِهِ حَتَّى لَا یُرَى عَلَیْهِمْ أَثَرُ فَقْدِهِ فَإِنَّ ذَلِکَ یَعْطِفُ عَلَیْکَ قُلُوبَ شِیعَتِکَ وَ یَسْتَشْعِرُونَ بِهِ طَاعَتَکَ وَ یَسْلَسُونَ لِرُکُوبِ مَعَارِیضِ التَّلَفِ الشَّدِیدِ فِی وَلَایَتِکَ… . (حرانی،۱۴۰۴، ص۱۳۴)
جنگ های جمل و صفین بسیار سنگین بودند و کشته های بسیاری به جا گذاشتند. بیش تر تاریخ نگاران، تلفات انسانی جنگ صفین را هفتاد هزار نفر کشته شامل ۴۵ هزار نفر از لشکر شام و ۲۵ هزار نفر از لشکر عراق دانسته اند. (برای نمونه، رک: خلیفه ، ۱۴۱۵، ص۱۱۷؛ نویری ، بی تا ، ج۲، ص۱۵۵؛ ابن ابی الحدید، ۱۴۰۴، ج۲، ص۲۰۸) مسعودی رقم ۱۱۰ هزار کشته (نود هزار شامی و بیست هزار عراقی) را هم درباره صفین گزارش کرده است، (مسعودی ، ۱۳۷۴، ج۱، ص۷۵۱) ابن اعثم در این باره گفته که کشته های طرفین فقط در لیله الهریر، ۳۶ هزار تن بود و هنوز جنگ برقرار بود. (ابن اعثم ، ۱۴۱۱، ج۳، ص۱۸۱) شدت درگیری های لیله الهریر در صفین را از بعضی روایات تاریخی می توان حدس زد. زیاد بن نصر حارثی، از سپاهیان امام علی، می گوید:
… ثُمَ صِرْنَا إِلَى الْمُسَایَفَه فَاجْتَلَدْنَا بِهَا إِلَى نِصْفِ اللَّیْلِ حَتَّى صِرْنَا نَحْنُ وَ أَهْلُ الشَّامِ فِی الْیَوْمِ الثَّالِثِ یُعَانِقُ بَعْضُنَا بَعْضاً وَ قَدْ قَاتَلْتُ لِیَلْتَئِذَ بِجَمِیعِ السِّلَاحِ فَلَمْ یَبْقَ شَیْءٌ مِنَ السِّلَاحِ إِلَّا قَاتَلْتُ بِهِ حَتَّى تَحَاثَیْنَا بِالتُّرَابِ وَ تَکَادَمْنَا بِالْأَفْوَاهِ… . (منقری،۱۳۸۲، ص۳۶۹)
جمل نیز از سنگین ترین نبردهای داخلی بوده است. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی خبر قم به نقل از شیخ مفید، تعداد کسانی که در این جنگ دست و پایشان قطع شد و پس از آن از شدت جراحات مردند، به چهارده هزار تن رسید. (مفید، ۱۴۱۳، ص۴۱۹) پس از پایان پیکار، امام نیز در نامه ای که برای مکه ارسال فرمود، از کشتار بالای هر دو جبهه و کشته شدن سرشناسان و بزرگان سپاه خود سخن به میان آورد. (طبری، ۱۳۷۵، ج۶، ص ۲۴۷۵)
نیز در نامه ای که به کوفه نگاشت، برای روشن کردن عمق فاجعه، درباره تعداد کشته شدگان اظهار فرمود که شمار آنان را کسى جز خدا نمىداند. (مفید، ۱۴۱۳، ص ۴۰۳) درباره آمار تلفات جنگ نهروان نیز آن چه شهرت یافته و در کتب تاریخی آمده، حدود چهارهزار کشته از خوارج و کم تر از ده نفر از اصحاب امیرمؤمنان است. (ابن ابی الحدید، ۱۴۰۴ ، ج۲، ص۲۷۷ / یعقوبی، بی تا، ج۲، ص۱۹۳)
در ذکر تعداد کشته شدگان این جنگ ها، اختلاف زیادی وجود دارد و بسیاری از نقل ها بدون سند و با تعبیر «گفته اند»، «گفته می شود» و «الله اعلم» آمده که نشانه دقیق نبودن آمار کشتگان است. چنان چه نتایج تحلیل پژوهش گران معاصر در بررسی آمار واقعی تلفات جنگ های دوران خلافت امام علی را بپذیریم (صادقی، ۱۳۸۰، ش۷، ص ۵۷)، تلفات انسانی دو گروه در جنگ جمل، ۵۵۰۰ نفر (ابن خیاط، ۱۴۱۵، ص۱۱۲)، در صفین ده هزار نفر (منقری، ۱۳۷۰، ص۷۷۳) و در نهروان هزار تا ۱۸۰۰ نفر بوده است. (ابن خلدون، ۱۳۶۳، ج۱، ص۶۳۱؛ مسعودی، ۱۳۶۵، ص۲۷۳)
با پذیرفتن همین نتیجه نیز جامعه اسلامی طی این سه جنگ، حداقل شانزده هزار نفر تلفات نیروی انسانی داشته است که تنها، محاسبه هزینه های اقتصادی، و حمایت های اجتماعی از بازماندگان افراد غیرمتمکن جامعه، رقم کمی نخواهد شد، به خصوص که این جنگ ها مانند فتوحات نبود و هزینه های اقتصادی ناشی از جنگ به وسیله درآمدها و غنایم جنگی جبران نمی شد؛ پس قطعاً افزایش مخارج دولتی حکومت امام را به دنبال داشت. هم چنین با توقف فتوحات و عدم اشتغال مسلمانان به جنگ، آن ها می بایست برای کسب درآمد، به تولید و فعالیت های اقتصادی پرداختند؛ لذا کاهش سطح تولید ملی را هم نباید فراموش کرد که از کشته شدن و کاهش حداقل شانزده هزار نیروی کار ناشی می شد.
غارت بیت المال بصره و خسارت به منابع مالی حکومت
مقارن با خلافت امام علی، نواحی شرق خلافت، از دو مرکز اصلی هدایت و نظارت می شدند: کوفه بر ولایات غربی ایران و عراق مرکزیت داشت و بصره، نواحی فارس، خوزستان، کرمان، سیستان، بحرین و خراسان را اداره و کنترل می کرد. درآمد این مناطق پس از کسر هزینه های جاری، به بیت المال این دو مرکز اصلی منتقل می شد. (هروی، ۱۳۸۲، ص۲۴۱) شورشیان جمل نیز در انتخاب این شهر برای نبرد، به موقعیت ممتاز آن در دنیای اسلام توجه داشتند. عزیمت آن ها به بصره به عنوان پایگاه مخالفت سیاسی ـ نظامی، از سر تصادف نبود.
آن ها حساب خاصی برای منابع مالی پشتیبان جنگ در این شهر باز کرده بودند؛ لذا تسلط و غارت بیت المال بصره، از اولین وقایعی بود که در این شورش انجام شد. طلحه و زیبر پس از دستگیری و شکنجه عثمان بن حنیف و جنگ با وفاداران بیعت با امیرالمؤمنین، بیت المال بصره را تصرف نمودند و بخشی از اموال آن را میان طرف داران خود تقسیم کردند. سپس هریک جداگانه تصمیم بر قفل زدن به درهای بیت المال و قراردادن محافظ بر آن داشتند تا این که عایشه دستور داد پسرخواهرش (عبدالله بن زبیر) از طرف او سه روز بر در بیت المال مهر بزند:
«…و رجع طلحه و الزبیرُ فنزلا دارَ الإماره و غَلَبا على بیت المال فتقدّمت عائشه بحمل مالٍ منه لِتُفَرَّقَهُ فی أنصارِها و دَخَلَهُ طلحه و الزبیرُ فی طائفه مِن أنصارِهما و احتَمَلا منه شیئاً کثیراً فلمَا خَرَجَا نَصَبا على أبوابِهِ الأقفالَ و وَکَّلا به مِن قِبَلِهما َقوماً فأمَرت عائشه بِخَتمِه فَبَرَزَ لذلک طلحه لیختِمَهُ فَمَنعُهُ الزبیرُ و أرادَ أن یختمهُ الزبیرُ دُونَهُ فَتَدافَعا فبلغ عائشه ذلک فقالت یَختِمانهِ و یَختمُ عنی ابنُ أختِی عبدُالله بنُ الزبیرِ فَختِمَ یومئذٍ بثلاثه خُتُومٍ». (مفید،۱۴۱۳، ص۲۸۴)
با توجه به اهمیت شهر بصره و عدم اعتماد متحدان جمل با یک دیگر برای تصرف موجودی بیت المال این شهر، می توان حدس زد که آن چه در این مرکز وجود داشته، آن قدر زیاد بوده که آنان را به چنین رسوایی و اختلافی وا داشته است. تهی شدن موجودی بیت المال چنین مرکز مهمی، قطعاً پیامدهای مالی مختلفی نیز برای حاکم اسلامی داشته و موجب اختلال در اداره منطقه شده است. شورشیان هم توانستند با دست یابی به این منابع مالی، مخارج جنگ را تأمین کنند و حتی با تقسیم دارایی های بیت المال در میان گروه های موافق خود، به جمع آوری طرف داران بیش تری برای جنگ بپردازند. هنگامی که به دستور طلحه، اموال بیت المال به صورت ناعادلانه بین مردم تقسیم شد و سهم بیش تری به اتباع شورشیان و خرمان بران ایشان تعلق گرفت، تفرقه ای میان مردم بصره به وجود آمد که سبب کشتار تعداد زیادی از مردم شد.
این تقسیم از اموال بیت المال، سبب گردید تا افراد عبدالقیس و بسیاری از بکربن وائل، به سمت بیت المال حرکت کنند و در آن جا میان این افراد با طرف داران قیام طلحه و زبیر درگیری صورت گرفت. (طبری، ۱۴۰۸، ج۳، ص۱۹) اموال بیت المال در نظر شورشیان، ابزاری برای تحقق مقاصد سیاسی بود؛ لذا دست یابی آنان بر بیت المال بصره، افزایش توان نظامی و اقتصادی اصحاب جمل را به دنبال داشت و سبب تحریک تعداد بیش تری از مردم بصره برای شرکت در نبرد جمل شد.
هرز دادن امکانات بیت المال توسط کارگزاران معزول اموی
یکی از موضوعاتی که در جنگ جمل توجه رهبران آن را به خود مشغول ساخت، بالا بردن توان مالی بود تا بتوانند افراد بیش تری را به سمت خود جذب کنند. این مشکل خیلی زود حل شد؛ زیرا والیان سابق عثمان، تأمین هزینه های مالی آن را به عهده گرفتند. هزینه جنگ جمل، عمدتاً توسط استان داران عثمان تأمین شد که در دوران حکومت امیر مؤمنان علی برکنار شدند. آن ها در دوران خلافت عثمان، ثروت های هنگفتی به دست آورده بودند.
با انتخاب امام علی به عنوان خلیفه و قاطعیت ایشان در اصلاحات اقتصادی به ویژه توزیع عادلانه درآمدهای اقتصادی جامعه و جلوگیری از تخصیص امکانات و امتیازات به صاحبان قدرت، این افراد منافع و موقعیت خود را در خطر دیدند و هر چه از اموال، افراد و سلاح هایی که در مدینه و غیر آن داشتند، گرد آوردند و به منظور جلوگیری از برگرداندن آن ها به بیت المال، به مکه گریختند. امام نیز نیت امویان و هدف آنان را از فرار به مکه همراه با پول و سلاح درک کرده بود؛ لذا بر آنان سخت گرفت و مانع از خروج آنان شد:
«و اشتد على قریش، و حال بینهم و بین الخروج على حال، و انما هیجه على ذلک هرب بنى امیه و تفرق القوم». (طبری، ۱۳۸۷، ج۴، ص۴۶۳۷)
عبدالله بن ابی ربیعه، استان دار صنعا، یکی از این افراد بود. او برای کمک به عثمان، از صنعا خارج شد و در نیمه راه از قتل خلیفه سوم آگاه گردید و هنگامی که شنید عایشه مردم را برای گرفتن انتقام خون عثمان دعوت می کند، از همان جا به مکه رفت و در مسجد اعلام کرد: هر کس به قصد خون خواهى عثمان بیرون رود، وسایل مورد نیاز او را فراهم می کند. (مفید، ۱۴۱۶، ص۲۳۱) او در جریان جنگ جمل، ده هزار دینار (مفید، ۱۴۱۶، ص۲۳۲)، ششصد شتر و ششصد هزار درهم برای نبرد با امام علی هزینه کرد. (ابن اثیر، ۱۳۷۱، ج۹، ص۳۴۶)
عبدالله بن عامر استان دار عثمان در بصره بود. او نیز با اموال بسیاری از بصره به مکه گریخت و نقشه تصرف بصره را برای طلحه و زبیر و عایشه طراحی کرد. (طبری، ۱۴۰۸، ج۳، ص۹) هم چنین یعلى بن منیه کارگزار عثمان در یمن، هرچه توانست مالیات جمع کرد و با آن اموال به شورشیان پیوست. (ابن اثیر، ۱۳۸۵، ج۳ ، ص۲۰۲) ابن اعثم رقم پرداختی این فرد را به زبیر، برای تجهیز لشکر شورشیان شصت هزار دینار ذکر کرده است.
و قدم یعلى بن منیه من الیمن، و قد کان عاملا علیها من قبل، فقدم و معه أربعمائه بعیر فدعا الناس إلى الحملان، فقال له الزبیر: دعنا بین إبلک هذه، هات فأقرضنا مما لک ما نستعین به على ما نرید، فأقرضهم ستین ألف دینار، ففرقها الزبیر فیمن أحب ممن خف معه. (ابن اعثم،۱۴۱۱، ج۲، ص۴۵۳)
زبیر در به کارگیری اموال مسلمانان که به بیت المال تعلق داشت تردید نکرد، آن هم به کارگیری متمرکز امکانات مالی کارگزاران اموی برای راه اندازی جنگ داخلی میان مسلمانان در جهت تمرد علیه خلیفه جدیدی که تنها او مشروعیت تصرف در این اموال را در جهت منافع مسلمانان داشت. زبیر با به کاربردن تعبیر «اموالت» به جای «اموال مسلمانان»، عمل ابن منیه را در تصرف اموال بیت المال به رسمیت شناخت. (همان)
هنگامی که امیرمؤمنان علی از اقدامات عبدالله بن ابی ربیعه و یعلی بن امیه آگاه شد، با تأکید بر این که این اموال از بیت المال یمن سرقت شده، سوگند خورد در صورت دست یابی به آنان مجازاتشان خواهد نمود:
وَ اللَّهِ إِنْ ظَفِرْتُ بِابْنِ مُنْیَه وَ ابْنِ أَبِی رَبِیعَه لَأَجْعَلَنَّ أَمْوَالَهُمَا فِی مَالِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ثُمَّ قَالَ بَلَغَنِی أَنَّ ابْنَ مُنْیَه بَذَلَ عَشَرَه آلَافِ دِینَارٍ فِی حَرْبِی مِنْ أَیْنَ لَهُ عَشَرَه آلَافِ دِینَارٍ سَرَقَهَا مِنَ الْیَمَنِ ثُمَّ جَاءَ بِهَا لَئِنْ وَجَدْتُهُ لَآخُذَنَّهُ بِمَا أَقَرَّ بِهِ. (مفید،۱۴۱۶ ، ص۲۳۳)
گسترده ترین تصرفات کارگزاران عزل شده اموی بر اموال مسلمانان توسط معاویه صورت گرفت. او نخستین بار در زمان خلافت عمر، به مقام استان داری دمشق رسید. هنگامی که برادرش در حادثه طاعون درگذشت، عمر قلمرو یزید را نیز به معاویه سپرد و او را به امارت شام منصوب کرد. (واقدی، ۱۳۷۴، ج۷، ص۴۱۴ – ۴۱۵ ) پس از درگذشت کارگزار منطقه فلسطین (عبدالرحمان بن علقمه کنانی)، این منطقه هم به استان داری او الحاق گردید.
زمانی که عمیر بن سعد انصاری کارگزار حمص بیمار شد، حمص نیز به قلمرو فرمان روایی معاویه ضمیمه گردید (ابن اثیر ، ۱۳۷۱، ج۹، ص۱۹۵) و بدین ترتیب، وی در زمان خلافت عثمان، به یک اقتدار سیاسی گسترده نایل شد، به گونه ای که اقتدار هیچ کارگزار دیگری در هیچ سرزمینی با آن هم سنگ نبود. (منتظری مقدم، ۱۳۸۱، ص ۲۹) معاویه در تلاش برای کسب قدرت و ثروت، حداکثر بهره برداری را از پایگاه اقتصادی محکمی که در شام به آن دست یافته بود، به عمل آورد و ثروت های این منطقه، به مهم ترین ابزار مقاومت و استقلال طلبی او در مقابل حکومت امام تبدیل شد.
در تمام مدت خلافت امیرالمؤمنین به ویژه در جنگ صفین ، ثروت ذخیره شده در بیت المال شام، مهم ترین یاور معاویه برای مقابله با خلیفه عادل بود. ابن اعثم میگوید: «معاویه، دهان مخالفان را با مال دنیا می بست». (ابن اعثم ، ۱۳۷۲، ص ۶۰۹) در جنگ صفین، مردی از بنی تغلب در پاسخ به سؤال امام که پرسیده بود: «چرا معاویه را برگزیده اند؟» گفت: «… ما آثرناه، ولکنّا آثرنا القسب الأصفر، والبرّ الأحمر، والزّیت الأخضر». (توحیدی، ۱۴۲۴، ص۱۹۹) براساس منابع تاریخی، بخش زیادی از منابع مالی بیت المال شام در جریان جنگ صفین، برای جذب اشراف و بزرگان قبایل به سوی معاویه هزینه شده است. (برای نمونه نک: ابن اعثم کوفی، ۱۳۷۲، ص۵۸۲ ، ۵۸۷ و ۶۱۵-۶۱۶ ) نصربن مزاحم در این باره می نویسد:
عکیان و اشعریان، با معاویه شرط کرده بودند که در صورت ابراز دلیری و پایداری، علاوه بر مقرری، پاداش کلانی نیز به آنان تعلق گیرد؛ معاویه چندان مال به ایشان بخشید که از سست دلانی که در سپاه عراق بودند کس نماند، مگر آن که به معاویه گرایشی یابد و بدو چشم داشتی پیدا کند ، و این ماجرا در میان مردم رواج یافت. (منقری، ۱۳۷۰، ص۵۹۵)
مراجع
ابن ابی الحدید معتزلی، شرح نهج البلاغه، مصحح: محمد ابوالفضل ابراهیم ، ج۲، ۵، ۸ و ۱۷ ، الطبعه الاولی ، قم: مکتبه آیت الله المرعشی النجفی، ۱۴۰۴.
ابن ابی شیبه ، المصنف فی الاحادیث والآثار، محقق: کمال یوسف الحوت، ج۷، الطبعه الاولی، الریاض: مکتبه الرشد، ۱۴۰۹.
ابن اعثم کوفى، الفتوح، ترجمه محمدبن احمد مستوفى هروى، تهران: انقلاب اسلامى. ۱۳۷۲.
ـــــــــــــــــ ، محقق: علی شیری، ج۲، ۳ و ۴ ، الطبعه الاولی ، بیروت : دارالأضواء، ۱۴۱۱.
ابن بابویه، محمدبن علی، علل الشرایع، ج۱، قم: کتاب فروشى داورى، ۱۳۸۵.
ابن شعبه حرانى، حسن بن على، تحف العقول عن آل الرسول صلی آله علیه و الله ، مصحح: علی اکبر غفاری ، الطبعه الثانیه، قم: جامعه مدرسین، ۱۴۰۴.
ابن خیاط، خلیفه، تاریخ، الطبعه الاولی، بیروت: دارالکتب العلمیه ، ۱۴۱۵.
ابن خلدون حضرمی، العبر تاریخ ابن خلدون، ترجمه عبدالمحمد آیتى، ج۱، چاپ اول، تهران: مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگى، ۱۳۶۳.
ابن الاثیر، عزالدین ابوالحسن على، الکامل فی التاریخ، ج۳، بیروت: دارصادر، ۱۳۸۵ق.
ـــــــــــــــــ ، کامل تاریخ بزرگ اسلام و ایران، ترجمه ابوالقاسم حالت و عباس خلیلى، ج۹ و ۱۰، تهران: مؤسسه مطبوعاتی علمی، ۱۳۷۱.
البلاذرى، احمد بن یحیى ، فتوح البلدان ، الطبعه الاولی ، بیروت : دار و مکتبه الهلال، ۱۹۸۸.
ـــــــــــــــــ ، ترجمه محمد توکل، چاپ اول، تهران: نشر نقره، ۱۳۳۷.
التوحیدی، علی بن محمد بن العباس ابوحیان ، الإمتاع والمؤانسه ، الطبعه الأولى، بیروت: المکتبه العنصریه، ۱۴۲۴.
ثقفی کوفی، ابواسحاق ابراهیم بن محمد، الغارات، تحقیق سیدجلال الدین محقق ، تهران: انجمن آثار ملی، ۱۳۵۳ش / ۱۳۹۵ق.
جعفریان، رسول، تاریخ خلفا از رحلت پیامبر تا زوال امویان، چاپ اول، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۷۴.
حکیمى، محمدرضا و دیگران، الحیاه، ترجمه احمد آرام، ج۶، چاپ اول، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامى،۱۳۸۰.
دینورى، ابوحنیفه احمدبن داوود، اخبارالطوال، ترجمه محمود مهدوى دامغانى، چاپ چهارم، تهران: نشر نى، ۱۳۷۱.
شریف الرضی، محمدبن حسین، نهج البلاغه، ترجمه انصاریان، چاپ چهارم، تهران: پیام آزادی، ۱۳۸۰.
صادقی، مصطفی، «نقدی بر آمار تلفات جنگ های امام علی۷ (جمل، صفی، نهروان)»، فصل نامه تاریخ اسلام، شماره هفتم، ۱۳۸۰.
طبرى ، ابوجعفر محمد بن جریر ، تاریخ الامم و الملوک ، ج۴ و ۵ ، الطبعه الثانیه ، بیروت : دارالتراث، ۱۳۸۷ق.
ـــــــــــــــــ ، ج۲و۳ ، الطبعه الثانیه ، بیروت : دارالمکتبه العلمیه، ۱۴۰۸.
ـــــــــــــــــ ، تاریخ طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ج۵ـ۷، چاپ پنجم، تهران: نشر اساطیر، ۱۳۷۵.
فاضل لنکرانی، محمد، آیین کشورداری از دیدگاه امام علی۷، چاپ پنجم، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۶.
کردی، رضا، «علل اقتصادی ناخشنودی بومیان شمال افریقا از والیان عرب در قرن اول و دوم هجری»، فصل نامه تاریخ اسلام، سال هشتم، ۱۳۸۶.
لسترنج، گای، جغرافیای تاریخی سرزمین های خلافت شرقی (بین النهرین، ایران و آسیای مرکزی از زمان فتوحات مسلمین تا ایام تیمور)، ترجمه محمود عرفان، چاپ دوم، بی جا، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۴.
مادلونگ، ویلفرد، جانشینی حضرت محمد۹، پژوهشی پیرامون خلافت نخستین، ترجمه احمد نمایی و دیگران، چاپ اول، مشهد: بنیاد پژوهش های اسلامی، ۱۳۷۷.
مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج۴۰، چاپ دوم، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳.
مجهول، حدود العالم من الشرق الی المغرب، القاهره: الدار الثقافیه للنشر، ۱۴۲۳.
مسعودی، على بن الحسین ، مروج الذهب و معادن الجوهر، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ج۱، چاپ پنجم، تهران: انتشارات علمى و فرهنگى، ۱۳۷۴.
مفید، ابوعبدالله محمدبن محمدبن نعمان ، الجمل و النصره لسید العتره فی حرب البصره، مصحح علی میرشریفى، الطبعه الاولی ، قم : کنگره شیخ مفید، ۱۴۱۳.
ـــــــــــــــــ ، الطبعه الثانی ، مکتب الاعلام الاسلامی، ۱۴۱۶.
مغربی، نعمان بن محمد، دعائم الإسلام، مصحح: آصف فیضى، ج۱، چاپ دوم، قم: مؤسسه آل البیت:، ۱۳۸۵.
منقرى، نصربن مزاحم، وقعه صفین ، الطبعه الثانیه ، القاهره: المؤسسه العربیه الحدیثه، ۱۳۸۲ق.
ـــــــــــــــــ ، پیکار صفین، ترجمه پرویز اتابکى، چاپ دوم، تهران: انقلاب اسلامى، ۱۳۷۰.
منتظری مقدم ، حامد ، «روابط امام علی و معاویه»، فصل نامه معرفت، شماره ۵۲ ، سال ۱۳۸۱.
نویری، احمدبن عبدالوهاب، نهایه الارب فی فنون الادب ، ج۲ ، قاهره: المؤسسه العامه، بی تا.
هروی، جواد، امام علی و ایران، مشهد: پژوهش توس، ۱۳۸۲.
واقدى ، محمدبن سعد کاتب ، الطبقات الکبرى، ترجمه محمود مهدوى دامغانى، ج۷، تهران: انتشارات فرهنگ و اندیشه، ۱۳۷۴.
یعقوبى، احمد بن ابى یعقوب، تاریخ الیعقوبى، ج۲، الطبعه السادس ، تهران: انتشارات علمى و فرهنگى، بی تا.
نویسندگان:
وجیهه گل مکانی: دانشگاه تربیت مدرس
هادی وکیلی: دانشیار گروه تاریخ دانشگاه فردوسی
فصلنامه شیعه شناسی شماره ۵۷
ادامه دارد…
https://qomna.ir/?p=82930