- نویسنده : حسین همتی نژاد
- ۰۶ مرداد ۱۳۹۷
- کد خبر 86138
- ایمیل
- پرینت

به گزارش پایگاه اطلاعرسانی خبرقم (قمنا) به نقل از خبرگزاری فارس، نمیدانم ابتدای کلامم را با چه عنوان آغاز کنم، از فقر بگویم یا از محبت، از گرفتاری بگویم یا از تلاش، از حسرت حرف بزنم یا از بیتفاوتی! به همین سبب گزارشم را از نامهای آغاز میکنم که برای دیدن صاحب نامه راهی سفر شدم.
ماجرای یک نامه
نامهای که سرشار از قدردانی، درد و آرزو است.
نامه فاطمه به نیت تشکر از گروههای جهادی برای کمک به او نگاشته شده است.

راهی مسیری دو ساعته برای دیدن فاطمه دختری از اهالی روستای مهدیآباد قاین شدیم، این سفر با هماهنگی بسیج سازندگی انجام شد.
بالاخره بعد از طی کردن ۵۵ کیلومتر از قاین وارد روستای مهدیآباد شدیم، هوای گرم و خشک آزاردهنده بود، افراد زیادی در کوچههای روستا دیده نمیشدند، دهیار روستا و مدیر گروه جهادی فعال در این منطقه به استقبالمان آمده و ما را به خانه فاطمه راهنمایی کردند.
غبار غم بر چهره مادر
مادری صبور که تحمل سختیهای روزگار با وجود جوانی چین و چروک بر صورتش انداخته بود را دیدم که ما را تعارف به خانهاش کرد.
چشمم به حیاط منزلشان افتاد، چند دبه آب خالی و تعدادی بلوکه سیمانی که نه دیوار محسوب میشد و نه حفاظ دور تا دور حیاط چیده شده بود، صحن حیاط نیز خاکی بود، آرام آرام به داخل خانه رفتیم، خانهای که با دیدنش آشفته خاطر شدیم، در گوشه اتاق دخترکی را دیدم که بر روی زمین همراه خواهرش و دو برادرش نشسته بود.

فاطمه قصه ما ۱۱ سال سن دارد که از ناحیه پای راستش دچار معلولیت است.
از مادر فاطمه دلیل معلولیتش را جویا میشوم.
پزشک گفت پای فاطمه باید قطع شود!
مادر فاطمه در گفتوگو با خبرنگار فارس میگوید: معلولیت دخترم مادرزادی است و زمانی که به دنیا آمد پنجه پای راستش به زانویش چسبیده بود، برای درمان، فرزندم را به قاین بردیم که پزشک معالجش گفت که باید پایش قطع شود و این موضوع را نپذیرفتم و برای یافتن راهی بهتر با وجود تنگناهای اقتصادی که داشتیم فرزندم را به مشهد بردیم که دکتر در آنجا نیز این جواب را به ما داد که باید همینگونه تا آخر عمر زندگی کند و خود را بر روی زمین سر دهد و یا باید پایش قطع گردد.
مادر فاطمه، فرزندش را برای عمل به قاین میآورد و همانجا پایش را تا زانو قطع میکنند.

حالا مشکلات بزرگتر شروع شده بود
اما این پایان قصه نبود، حالا مشکلات بزرگتر شروع شده بود، فاطمه روزبهروز بزرگ و بزرگتر میشود و برای بیرون آمدن نیاز به پای مصنوعی پیدا میکند، اما بضاعت مالی خانواده و وجود فرزندان دیگر فضا را برای این پدر و مادر سختتر میکند تا برای درخواست کمک به بهزیستی میروند و با وجود چندین بار مراجعه و درخواست کمک مالی خاصی به آنها نمیشود.
تهیه پای مصنوعی با هزار دردسر!
مادر فاطمه در ادامه صحبتهایش میگوید: فرزندم را برای عمل جراحی به قاین بردم و بعد از گذشت چند سال مجبور شدیم برای راه رفتنش پای مصنوعی برایش تهیه کنیم، برای کمک به این موضوع مرا به بهزیستی معرفی کردند، اما بهزیستی تنها از ۵ میلیون تومان مورد نیاز برای پای مصنوعی فاطمه ۲۵۰ هزار تومان را تقبل میکرد، بنابراین بالاخره بعد از چندین بار مراجعه و شرح زندگی و اوضاع و احوال فاطمه ۳ میلیون تومان از طریق صندوق انصارالرضا(ع) به ما کمک شد و ۲ میلیون تومان مابقی را از وابستگان و همسایگان قرض کردم تا توانستیم پای مصنوعی برای فرزندم درست کنیم و برای ادامه درمان فاطمه باید هر سه ماه او را به بیرجند ببریم که این امر نیز بار سنگین مالی را علاوه بر مشکلات موجود بر دوشمان نهاده است.
وی با اشاره به اینکه فاطمه با داشتن این پای مصنوعی هنوز نمیتواند به خوبی راه برود و بسیار اذیت میشود، میافزاید: برای اینکه فرزندم را با داشتن معلولیت تحت پوشش بهزیستی قرار دهم، چندین بار به بهزیستی قاین مراجعه کردم که جوابشان این بود که برای اینکه بتوانیم فرزند شما را تحت پوشش قرار دهیم یا باید معلولی از معلولان تحت پوشش فوت کنند و یا اینکه معلولی انصراف دهد، بنابراین هر بار ناامید به خانه بر میگشتم.
مادر فاطمه ادامه میدهد: موضوع را با دهیاری روستا در میان گذاشتم تا شاید از طریق آنها پیگیری و به مشکل فاطمه رسیدگی شود.
مبلغ مستمری جوابگوی هزینههای درمان فاطمه نیست
وی میگوید: دهیار روستایمان نیز با چندین بار مراجعه به شکل جدی موضوع را پیگیری کرد و بالاخره موفق شد فاطمه را تحت پوشش قرار دهد و از ماه گذشته برای فرزندم مستمری برقرار شد که البته این مبلغ مستمری نیز کفایت هزینههای درمان فاطمه را نمیکند.
از مادر فاطمه میپرسم منبع درآمد خانوادهشان از کجاست و پدر فاطمه مشغول چه شغلی است که به ما پاسخ میدهد: شوهرم درآمد خاصی ندارد و کارگری با دستمزد بسیار ناچیز است که از وضعیت زندگی و خانه ما مشخص میشود و با این وجود قوم و وابستهای که ما را حمایت کند نیز نداریم.

با چراغ، آب گرم میکنیم و استحمام میکنیم
وقتی این سخنان را میشنوم که مادر فاطمه میگوید هنوز نتوانستهام برای تهیه نان فرزندانم کیسهای نان بخریم و هنوز آبگرمکنی برای استحمام فرزندان و خودمان نداریم و با چراغ، آب گرم کرده و استحمام میکنیم.
از رویش شرمنده شدم و با خودم به فکر فرو رفتم که چرا باید برخی از افراد این کشور در بهترین شرایط و با بهترین امکانات زندگی کنند و برخی مانند خانواده فاطمه این شرایط را داشته باشند، آیا این رسم مسلمانی است و آیا مروت و معرفت از زندگیمان رخت بربسته که با وجود چنین افرادی در جامعه هنوز هزینههای زیادی خرج عیش و نوش برخی از افراد شود و برخی شکم گرسنه سر به بالین بگذارند.
مادر فاطمه ادامه میدهد: در داخل خانه سرویس بهداشتی نداشتیم که فرزندم مجبور بود با مشقت بسیار به خارج از خانه برود تا اینکه با کمک گروههای جهادی سرویس بهداشتی و حمام در داخل خانه برایمان ساخته شد که بسیار خوشحالیم و از این گروه جهادی بسیار قدردانی میکنیم.
دهیار روستای مهدیآباد نیز در گفتوگو با خبرنگار فارس اظهار میکند: روستای مهدیآباد ۸۰۰ نفر جمعیت داشته که بیشتر آنها به شغل کشاورزی و دامداری مشغول هستند.
آبرسانی مهدیآباد با تانکر انجام میشود
علی رستمی متذکر میشود: این روستا با وجود لولهکشی آب در فصل تابستان و با آغاز فصل گرما با مشکل نبود آب مواجه میشوند و از طریق تانکر به مردم آبرسانی میشود.
وی در مورد مشکلات فاطمه و خانواده او تبیین میکند: این روستا حدود ۱۰ معلول دارد که همه آنها تحت پوشش بهزیستی هستند، اما برای تحت پوشش قرار دادن فاطمه با مشکلات زیادی مواجه شدیم که خوشبختانه توانستیم فاطمه را تحت پوشش قرار دهیم.
دهیار روستای مهدیآباد با اشاره به اینکه خانواده فاطمه با تنگنای اقتصادی مواجه هستند، به طوری که هنوز کنتور برق ندارند و در خانهای که نه آشپزخانه و نه اتاق مناسب دارد زندگی میکنند.
گروههای جهادی برای حل مشکل فاطمه پای کار آمدند
رستمی در ادامه تشریح میکند: با همکاری گروه جهادی و معرفی این خانواده سرویس بهداشتی و حمام ساخته شد.

داستان بیمسؤولیتیهای بهزیستی
وی اضافه میکند: در روستای مهدیآباد دو دختر ۱۲ ساله معلول در همسایگی فاطمه نیز زندگی میکنند که با اینکه پیگیریهای زیادی برای ساخت خانه برای آنها شدم، اما هیچ اقدامی تاکنون از سوی بهزیستی برای این امر نشده است.
دهیار روستای مهدیآباد با بیان اینکه کمیته امداد رسیدگی خوبی به مددجویان خود در این روستا میکند، اضافه کرد: از مسؤولان خواهش میشود که به اینگونه خانوادههای نیازمند رسیدگی کنند و نسبت به مشکلات مردم بیتفاوت رفتار نکنند.
جواب عجیب مسؤولان بهزیستی قاین
رستمی با اشاره به اینکه براساس قانون برق مددجویان بهزیستی رایگان است و بهزیستی با وجود اینکه برای نصب کنتور برق برای خانواده فاطمه قول مساعد داده، اما هنوز هیچ اقدامی در این زمینه صورت نگرفته است، افزود: یکی از پاسخ مسؤولان بهزیستی قاین که برای پیگیری مشکلات فاطمه به این نهاد مراجعه کردم این بود که روستای شما معلول زیاد دارد.
حسن رضاپور مدیر گروه جهادی است که برای راحتی و آسایش بیشتر فاطمه اقدام به ساخت سرویس بهداشتی و حمام در داخل خانهشان میکنند.
رضاپور با بیان اینکه از سال ۹۰ در گروههای جهادی به مردم مناطق محروم خدمت میکنم، تصریح کرد: از این زمان اولویت زندگی خود را کمک به مناطق محروم قرار و کمک به روستائیان محروم قرار دادم.
وی گفت: متأسفانه درددلهایی را در روستاهای محروم از سوی مردم میشنویم و مشکلاتی از آنها میبینم که مسؤولان ما حتی به خواب هم نمیتوانند آن را تصور کنند.
اعزام مردم مناطق محروم کمک خیران به سفر قم
رضاپور با اشاره به اینکه دهیار روستای مهدیآباد برای رسیدگی به کار فاطمه برایم نامه نوشته بود و براساس نوبتی که داشتیم قصد کمک به فاطمه را داشتیم، یادآور میشود: هر هفته دو یا سه اتوبوس از مردم مناطق محروم را با کمک خیران به سفر قم اعزام میکنیم در یکی از این سفرها بود که دهیار روستای مهدیآباد فاطمه را که با ما همسفر شده بود را به من نشان داد، با دیدن اوضاع و احوال فاطمه و جویا شدن احوالات زندگیش در حرم حضرت معصومه(س) گریه کردم و گفتم خدایا آیا حق است که ما ادعا میکنیم که مسؤول بوده و مسلمان هستیم؟!
گروههای جهادی به کمک فاطمه آمدند
وی ادامه میدهد:با وجود اینکه اولویتهای کاری بسیار داشتم، اما وقتی از سفر قم برگشتم یک لحظه را از دست ندادم و حتی در مسیر راه وسایل مورد نیاز برای ساخت حمام و سرویس بهداشتی که جزء نیازهای اولیه فاطمه بود را سفارش دادم و هماهنگی لازم را انجام دادم و زمانی که به قاین رسیدم حتی یک لحظه از زمان را از دست ندادم و با کمک گروه جهادی کار را برای ساخت سرویس بهداشتی و حمام را آغاز کردیم.
رضاپور با بیان اینکه برای کمک به این خانواده و دیگر خانوادههای نیازمند به خیران مراجعه میکنم، تأکید میکند: دردآور است که چنین افرادی را با این مشکلات ببینیم و نسبت به آنها بیتفاوت باشیم.
وی عنوان میکند: با توجه به اینکه حرف و حدیثهای زیادی راجع به جهادگران گفته میشود، اما آنها را دفع میکنیم و به راهی که در آن پا گذاشتهایم ایمان داریم.
این جهادگر با بیان اینکه هر سال به عنوان گروه جهادی برتر انتخاب شدهایم، اما برایمان این برتری مهم نیست، خاطرنشان میکند: بلکه آنچه برایمان اهمیت دارد این بوده که بتوانیم آنچه را مردم محروم از ته دل میخواهند به آن برسند را برایشان فراهم سازیم و گامی برای کمک به مردم محروم برداریم.
به دنبال بازسازی خانه فاطمه با کمک خیران هستیم
این جهادگر ادامه میدهد: به دنبال بازسازی خانه فاطمه با کمک خیران هستیم.
رضاپور تصریح کرد: از مسؤولانی که تنها حرف میزنند و خودشان را در کنار گروههای جهادی در موقع افتتاح پروژهها قرار میدهند و برای به دست گرفتن قیچی ردیف هستند میخواهم واقعاً قیچیهای خود را کنار بگذارند و از خود این سؤال را بپرسند که چقدر احساس مسؤولیت میکنند.
وی با بیان اینکه دید ما در گروههای جهادی دستگیری از مردم است، یادآور شد: از هیچ اداره و مسؤولی کمکی نمیگیرم چون کمکی نمیکنند و هیچ ارگان دولتی در این مسیر به ما کمک نمیکند.
رضاپور از مسؤولان میخواهد که زمانی که به هر دلایلی برای افتتاحیهها به مناطق میروند به مشکلات و درددل مردم این مناطق گوش دهند و گرنه نروند.
وی با بیان اینکه از خداوند خواستهام مرا یک لحظه از مسیری که در آن قرار دارم دلسرد نکند، از اینکه برخی از مسؤولان به جای دیدن مشکلات و بدبختیهای مردم به دنبال حاشیهسازی برای گروههای جهادی هستند، گلایه کرد.
سخن پایانی…
در پایان این قصه پردرد تنها میتوان گفت کاش مسؤولانمان چشمانشان را بر روی مشکلات مردم بهتر باز کنند و آن را بنگرند و بدانند خانوادههای نیازمندی همچون خانواده فاطمه همانند آنها در این کشور حق و حقوقی دارند که نباید بیتفاوت از کنار آن گذشت.
:::::::::::::::::::::::::::
گزارش از سمیه محمدی
:::::::::::::::::::::::::::
https://qomna.ir/?p=86138