×

منوی سایت

اخبار ویژه

امروز : شنبه / ۱۳ تیر / ۱۴۰۵  .::.   برابر با : Saturday, 4 July , 2026

علی قنبریان

علم و دانش و پشتکار در تعلیم و تعلم آن، در سبک زندگانی اولیاء الهی (پیامبران و امامان) جایگاه ویژه‌ای دارد و در قرآن و کلمات معصومین(ع) بر آن تأکید بسیار شده است. نمونه‌های تشویق بر علم و دانش و اهتمام بسیار بر گسترش معارف اصیل اسلامی را می‌توان در سیرۀ علمی و عملی امام رضا(ع) یافت. به ویژه آنکه در زمان ایشان، با ترجمۀ کتب و رساله‌های دانشمندان غیر اسلامی به زبان عربی، افکار غیربومی و تازه‌ای وارد جهان اسلام می‌شده و امام با تربیت شاگردان، مکاتبات، بحث و مناظره، و…سعی در از بین بردن افکار و اندیشه‌های گمراه‌کننده داشتند. در نوشتار حاضر سعی شده است که سیرۀ امام رضا(ع) و اهتمام ایشان نسبت به علم و دانش تبیین و بررسی شود.
۱. اهمیت پژوهش و نگارش
یکی از ابعاد آموزش و صیانت از علم و دانش، نگارش و پژوهش می‌باشد. مزیتی که پژوهش دارد آن است که ذخیره‌ای برای آیندگان خواهد بود و این مزیتی است که در تدریس و بحث‌های شفاهی وجود ندارد.
امام رضا(ع) از رسول خدا(ص) حدیثی را نقل کرده و به این موضوع این‌گونه تأکید کرده و سفارش می‌فرماید: «هرکس چهل حدیث براى امت من حفظ کند، تا مردم از آنها بهره‌مند شوند، خداوند او را در روز قیامت فقیه و عالم برمى‌‏انگیزد». (بحارالانوار،  ج۲، ص۱۵۶) برخی از علمایی که اربعین‌نگاری کرده و کتاب‌هایی درباره‌علوم حدیث و روایات ائمه(ع) تألیف نموده‌اند، این حدیث را در ابتدای کتب‌شان ذکر کرده‌اند.
در این حدیث منظور امام رضا(ع) از حفظ حدیث، قطعاً حفظ کردن و به حافظه سپردن روایات نیست، بلکه مراد کتابت و گردآوری آن برای آیندگان و امت‌های بعدی است و همین بیان حضرت، نشان از اهمیت پژوهش و کتابت در سیرۀ رضوی است. البته اگر این چهل حدیث همراه با شرح و توضیح ثبت و ضبط گردد، مصداق اکملِ حفظِ حدیث تحقق پیدا کرده است؛ همانند کتاب چهل حدیث امام خمینی(ره).
پیامبر اکرم(ص) دربارۀ اهمیت تحقیق، پژوهش، و کتابت می‌فرمایند: «العلم صید و الکتابهًْ قید، قیّدوا قیّدوا رحمکم الله تعالی علومکم بالکتابهًْ؛ علم صید و شکار است، و کتابت و نوشتن قید و به بند کشیدن می‌باشد. رحمت خداوند بر شما! علوم خود را با نوشتن به بند کشید». (علی احمدى میانجى، مکاتیب الرسول، ج۱، ص۳۶۱)
این روایت نبی اکرم(ص) نص در کتابت و پژوهش می‌باشد. یعنی اگر بخواهیم علم خودمان را به بند بکشیم و در تملّکمان باشد، باید بنویسیم تا ثبت و ضبط گردد. یعنی شکار تا زمانی که به بند کشیده نشده ممکن است فرار کند و از دست شکارچی خارج شود. پیامبر(ص) هم اینجا تمثیل خوبی دارند که اگر می‌خواهید علم مانند یک شکار به بند کشیده شود و از دستتان خارج نشود، بنویسید تا برای آیندگان هم باقی بماند و باقیات الصّالحاتی برایتان باشد.
در روایت دیگری امام صادق(ع) می‌فرماید «‌اکْتُبُوا فَإِنَّکُمْ لَا تَحْفَظُونَ‏ حَتَّى‏ تَکْتُبُوا؛ بنویسید! همانا شما قادر بر محافظت مطالب علمی نمی‌باشید مگر به نوشتن و کتابت کردن». (محمّدبن‌یعقوب کلینى، الکافی، ج‏۱، ص۵۲)
در کتاب «منیهًْ المرید فی آداب المفید و المستفید» عالم بزرگوار شهید ثانی گوید: طالب علم خوب است همیشه یک دفتر یادداشت همراه خود داشته باشد و به محض دیدن مطلب علمی آن را بنویسد چون نگارش سبب می‌شود که آن مطلب را به بند بکشد و اگر این کار را نکند، همان مطلب را که می‌بیند، بعد از مدتی از یادش خواهد رفت.
برخى از مورّخان و تذکره‏نویسان، از حضرت رضا(ع) به جز احادیث و اخبارى که از آن حضرت نقل کرده‏اند و مربوط است به آنچه براى اصحاب خود بیان فرموده و یا در پاسخ کسانى که براى فهم مسائل علوم و معارف به آن بزرگوار مراجعه کرده‏اند ایراد کرده است، تألیفاتى را نیز ذکر کرده‏اند: کتاب فقه رضوى‏، رسالهًْ ذهبیّه در طب‏، صحیفهًْ الرّضا، کتاب محض‌الاسلام‏، پاسخ مسائل ابن سنان‏، و علل ابن شاذان‏. (محمدجواد فضل‌الله، تحلیلى از زندگانى امام رضا(ع)، ص۱۹۹-۱۸۷)
۲. مقابله با رسوخ افکارِ غیراسلامی بیگانگان
امام رضا(ع) در دوران زندگی با سه تن از خلفای عباسی معاصر بود. در زمان خلافت بنی‌عباس، موضوع ترجمه مورد توجه علما و اندیشمندان آن عصر بود. علمای آن زمان، برخی کتب پزشکی، شیمی، فلسفه و… را از یونانی ترجمه نموده و به مراکز علمی اسلامی ارائه می‌دادند. از این رو ما می‌بینیم کتابخانۀ دارالحکمه که حاوی کتب بسیاری بود در دوران عباسیان تشکیل شده است و یکی از علل تشکیل و برپائی دارالحکمه، ترجمه‌ها و توسعۀ علوم بود.در این زمان کتب یونانی ترجمه شده وافکار غربی وارد مملکت اسلامی می‌شد. یکی از نقش‌های ویژه و مهم امام رضا(ص) در زمینۀ فرهنگ‌سازی اسلامی، عبارت بود از: مقابله با امواج فکری بیگانگان. یعنی با تشریح علوم اصیل اسلامی، و با تبیین قرآن و گفتار پیامبر(ص) و تربیت صحابه و دانشمندان، مانع از ورود تفکرات ناسالم غربی به مراکز علمی شیعی می‌شد.
با توجه به گستردگی سرزمین‌های اسلامی، امام رضا(ص) با تربیت صحابه‌ای امین و دانشمند، تلاش‌های بسیاری برای دفع آسیب‌های فرهنگی و مقابله با ورود افکار بیگانه و سکولار به همراهِ کتب ترجمه‌شده انجام داد، تا بدین طریق فرهنگ تمدن اسلامی با محفوظ ماندن از انحرافات، تقویت و ارتقا یابد.
۳. مناظرات امام رضا(ع) با دانشمندان دیگر ادیان
امام رضا(ع) مناظرات معروف با اندیشمندان علمی و مذهبی داشته‌اند. یکی از شعبه‌های تعلیم و تعلّم، مناظره و گفت‌وگو است.
در مناقب آمده است: ابوجعفر قمى در عیون اخبار الرضا(ع) ذکر کرده است که مأمون دانشمندان دیگر ادیان را همچون جاثلیق(لقب رئیس‌اسقف‌ها و علمای بزرگ نصارا)، رأس الجالوت (لقب دانشمندان و علمای ملت یهود)، سران صابئین را مانند عمران صابى و هریذ اکبر، پیروان زردشت، نطاس رومى، علی‌بن‌محمدبن‌جهم، و متکلمانى مانند سلیمان مروزى را جمع مى‏کرد و آن‌گاه امام رضا(ع) را نیز احضار مى‏کرد. آنان از امام پرسش مى‏کردند و آن حضرت یکى پس از دیگرى آنان را شکست مى‏داد. مأمون داناترین خلیفۀ بنى‌عباس بود اما با این وصف گاه از روى اضطرار تسلیم حضرت مى‏شد. (محسن امین، سیرۀ معصومان‏، ج۵، ص۱۴۷؛ محمدبن‌یعقوب کلینى، اصول کافی، ج‏۱، ص۳۰۲) همۀ آن سؤالات و جواب‌ها به تفصیل نوشته شده و براى قضاوت امروز ما باقى مانده است.
همان‌طور که ذکر گردید یکی از مناظره‌کنندگان با امام رضا(ع)، عمران صابى فیلسوف بزرگ و رهبر روحانى قبیلۀ صابى است. او به وسیله مأمون احضار شد به منظور امتحان کردن امام، و براى امام مشکل‏ترین و مبهم‏ترین سؤالات فلسفى را آماده کرد. شیخ محمدتقى جعفرى محقق، سؤال‌هاى عمران را توضیح داده و در تفسیر آنها گفته است: این مناظره حاوى مهم‏ترین و مبهم‏ترین سؤال‌هاى حکمت دربارۀ عقل متعالى است که عقول محققان را وقتى دربارۀ آن فکر مى‏کنند خسته مى‏کند.متخصصین پاسخ کافى به این سؤالات نداده‏اند، زیرا سؤال‌هاى دیگر ممکن است از آن سؤال ناشى شود و سؤال‌ها ممکن است مبهم‏تر از خود آن سؤالات قبلى باشد. عمران در این روایت این سؤالات مبهم را اقامه مى‏کند که به‌وسیلۀ امام على‌بن‌موسى الرضا(ع) هشتمین حجّت خدا بر بندگانش و وصى پیامبرش بر روى زمین پاسخ داده مى‏شود. آنچه امام توضیح داده است در طول این مناظره، راه روشنى است که نمى‏شود با غبار پردۀ مادّى که با دلایل محدود عقلى در دژ تاریک‌اشیاء محسوس ناشى شده است آن را محو کرد. (باقر شریف قرشى، پژوهشى دقیق در زندگانى امام على بن موسى الرضا(ع)، ج‏۱، ص: 169_172)
در این مناظرات امام رضا(ع) از صنایع مختلفی همچون جدال احسن، مناظره، شعر و… استفاده می‌کرد و بدین طریق _علاوه بر دفع شبهات و دفاع از مرزهای عقیدتی_ اهمیت فرهنگ تعلیم و تعلّم، علم آموزی، تحقیق، مطالعه، و کتابت را در بین مردم تبیین و آشکار می‌ساخت. با نهادینه شدن فرهنگ یادگیری و یاد دادن در بین مردم، زمینۀ تشویق و ترغیب آنان به تحقیق، مطالعه، و پژوهش نیز فراهم می‌شد.
۴. اهمیت علم، تعلیم و تعلم در سیرۀ رضوی
علم به‌قدری اهمیت دارد که پشتوانۀ گفتار است و گفتار بدون علم، ناپسند است تا آنجا که امام رضا(ع) فقیهی را که بدون علم، رأی و فتوایی را بر زبان آورد، ملعون آسمان و زمین دانسته است: «کسى که براى مردم بدون [علم و] آگاهى فتوا دهد، آسمان و زمین او را لعنت کنند. (صحیفهًْ الامام الرضا(ع)، ص۲۶)
از منظر امام رضا(ع) علم گمشده مؤمن است و عالم هیچ‌گاه از کسب دانش سیر نمی‌شود. (عزیزالله عطاردى قوچانى، اخبار و آثار حضرت امام رضا(ع)، ص۲۵۵)
در رابطه با فرهنگ یادگیری و یاد دادن، امام رضا(ع) می‌فرماید: «رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً أَحْیَا أَمْرَنَا قُلْتُ کَیْفَ یُحْیِی أَمْرَکُمْ قَالَ یَتَعَلَّمُ عُلُومَنَا وَ یُعَلِّمُهَا النَّاسَ فَإِنَّ النَّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحَاسِنَ کَلامِنَا لاتَّبَعُونَا؛ خداوند رحمت کند بنده‌ای را که زنده می‌کند امر ما را. راوی می‌گوید پرسیدم چگونه زنده می‌کنند امر شما را؟ حضرت فرمود: با فراگیری علوم ما و تعلیم آن به مردم.زمانی که مردم به زیبایی کلام ما علم پیدا کنند، هر آینه از ما تبعیت می‌کنند».
البته در روایت نورانی فوق، امام(ع) به مسئلۀ تعلیم و تعلم علوم اهل بیت ‌اشاره کرده‌اند. اما با توجه به آیات قرآنی و روایات بسیاری که در علم‌آموزی وارد شده است _ همانند آیات {قُل ْرَبِ ّزِدْنی‏عِلْما} (طه: ۲۰/۱۱۴)؛ «یرفع الله الذین امنوا منکم والذین اوتوا العلم درجات» (مجادله: ۵۸/۱۱)، می‌توان دریافت که امر تعلیم و تعلم عام است و اختصاص به علمی خاص ندارد. مشخص است که علم دین و علوم اوصیا و ائمه،‌اشرف علوم است.
از لوازم تعلیم و تعلم و از ضروریات بین استاد و شاگرد، پرسش است. با پرسش و جست‌وجو و تفکر در پاسخ به آن، مرزهای دانش گسترش می‌یابد. اصولاً تعلیم و تعلم بدون پرسش، نقش اصیل خود را از دست می‌دهد. امام رضا(ع) در اهمیت پرسش می‌فرماید:
«براى علم و دانش گنجینه‏هایى است که کلید آنها پرسش است. خدا شما را رحمت کند، بپرسید که در سؤال، چهار نفر پاداش داده مى‏شوند. اول سؤال‏کننده، دوم آموزگار، سوم شنونده و چهارم دوستدار آن‌ها.(صحیفهًْ الامام الرضا(ع)، ص۲۸)
۵. تفکر لازمۀ تعلیم و تعلم
تفکر از لوازم تحقیق و پژوهش است. در قاموس قرآن آمده است که: «فکر:(به فتح و کسر اول) اندیشه و تأمل است. به عبارت دیگر فکر اعمال نظر و تدبّر است براى به‌دست آوردن واقعیات، عبرت‌ها، و غیره». (سیدعلى‌اکبر، قرشى، قاموس قرآن، ج‏۵، ص۱۹۹)
امام رضا(ع)دربارۀ اهمیت تفکر می‌فرماید: «لیس العبادهًْ کثره الصلاهًْ و الصوم، إنّما العبادهًْ التفکّر فی امرالله عزّ وجلّ؛ عبادت به فراوانی نماز و روزه نیست، بلکه عبادت تفکر در امر خدای والاست». در این روایت، امام(ع) مردم را به فکر کردن در امور و تفکر دعوت می‌کند.
بر این اساس یکی از لوازم پژوهش و یاد دادن و عالم شدن عبارت است از تفکر. یعنی اگر کسی دارای قوۀ تفکر نباشد، و بخواهد در وادی علم و فرهنگ تعلیم ببیند و کسب دانش کند، چیزی عاید او نخواهد شد. زیرا انسان هم موقع یاد گرفتن و هم یاد دادن باید تفکر داشته باشد و به عمق مطالب دقت کرده و اندیشه کند. از این رو از منظر امام رضا(ع) تفکر از لوازم علم‌آموزی و کتابت است.
استاد حسن مصطفوی در التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، جلد ‏۹ از صفحۀ ۱۲۶تا ۱۲۷ می‌گوید که فکر بر حسب متعلق خود بر سه قسم می‌باشد:
الف) تفکر در محسوسات: مانند قول خداوند «{وَ یَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ؛ در خلقت آسمان‌ها و زمین تفکر می‌کنند} (آل عمران: ۳/۱۹۱)و همچنین آیۀ شریفه: {أَ وَ لَمْ یَتَفَکَّرُوا فِی أَنْفُسِهِمْ؛ آیا در وجود و نفوس خودشان تفکر نکردند}(روم: ۳۰/۸)
ب) تفکر در معقولات: مانند آیۀ شریفۀ {وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ؛ به تو قرآن را نازل کردیم تا اینکه آنچه را که بر مردم نازل می‌شود بیان کنی امید است که تفکر کنند} (نحل: ۱۶/۴۴) و آیۀ {وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَهًًْ وَ رَحْمَهًًْ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ؛ خداوند بین شما دوستی و رحمت قرار داد، همانا در این کار نشانه‌هایی است برای کسانی که تفکر می‌کنند}(روم: ۳۰/۲۱)
پ)تفکر در امور آخرت و عالم ماوراء مادّه: مانند آیۀ شریفۀ{اللَّهُ یَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِها وَ الَّتِی لَمْ تَمُتْ فِی مَنامِها…. إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ؛ خداوند جان‌ها را هنگام مردن قبض می‌کند و هنگام خواب نیز جان‌ها را قبض می‌کند. همانا در این عمل نشانه‌هایی است برای افرادی که تفکر می‌کنند. (زمر: ۳۹/۴۲)
۶. تعلیم و تربیت دانشمندان و اندیشمندان
تعلیم و تربیت علما، اندیشمندان و بزرگانی به دست امام رضا(ع) همچون حسن‌بن‌علی‌بن‌زیاد وشاء، فضل‌بن‌شاذان، حمادبن‌عیسی،‌اشعری قمی، سعدبن‌سعد، ریان‌بن‌صلت، محمدبن‌خالد برقی قمی، عبدالعزیز مهتدی قمی، یونس‌بن‌عبدالرحمن، و… که همگی در پژوهش و کتابت سرآمد روزگار خود بودند، نمونه‌ای از تلاش‌های علمی آن حضرت در زمینۀ تعلیم و تعلّم است.
همچنین تربیت شاگردانی چون علی‌بن‌مهزیار اهوازی که ۳۳ عنوان کتاب تألیف کرده است، و یا ابراهیم‌بن‌حاکم قمی که دارای تألیفات متعددی است، همگی حکایت از اهمیت فرهنگ تعلیم و تعلّم، و کتابت و پژوهش در سیرۀ رضوی دارد.
جهت تعلیم و علم‌آموزی چنین‌اشخاص و دانشمندانی، امام رضا(ع) همواره به سؤالات آنها پاسخ داده و نقاط ابهام را برطرف می‌نمودند. به عنوان نمونه در ذیل سؤال یکی از شاگردان و جواب امام(ع) را می‌آوریم:
ابن سنان گوید از امام‏ رضا(ع) پرسیدم: آیا خداى عزوجل پیش از آنکه مخلوق را آفریند به ذات خود شناسایى داشت؟ فرمود: آرى. عرض کردم: آن را می‌دید و می‌شنید؟ (خودش نام خود را مى‏گفت و خودش می‌شنید؟) فرمود نیازى به آن نداشت زیرا نه از آن پرسشى داشت و نه خواهشى، او خودش بود و خودش. او قدرتش نفوذ داشت پس نیازى نداشت که ذات خود را نام ببرد ولى براى خود نامهایى برگزید تا دیگران او را به آن نام‌ها بخوانند، زیرا اگر او به نام خود خوانده نمی‌شد، شناخته نمی‌شد و نخستین اسمى که براى خود برگزید، على عظیم بود، زیرا او برتر از همه چیز است، معناى او اللَّه است (یعنى کلمۀ اللَّه دال است و ذات خدا مدلول) و اسم او على عظیم است که اول نام‌هاى اوست و برتر از همه چیز است. (اصول کافی، ج‏۱، ص۱۵۳)
۷. مراسلات و نامه‌های امام رضا(ع) به دانشمندان و شیعیان
از وجوه دیگر تعلیم و تعلم رضوی، مراسلات و نامه‌های امام رضا(ع) به سؤالات اندیشمندان و شیعیان می‌باشد. مضامین نامه‌ها بیان احکام، تفسیر، دفع شبهات، مستدلّ کردن اصول عقاید، و… می‌باشد؛ همچون نامۀ امام(ع) به هشام مشرقی در معانی توحید و نامه به حسن‌بن‌العبّاس المعروفی در فرق بین رسول، نبی، و امام‏ و نامه به ابراهیم‌بن‌شعیب‏ (علی احمدى میانجى، مکاتیب الرسول، ج۵، ص۲۳-۵۹)
محمّد بن فضیل گوید:
نامه‏اى به امام‏ رضا(ع) نوشتم و در آن مسئله‏اى را پرسیدم. پس حضرت برایم نوشت:
«به راستى خداوند مى‏فرماید: همانا منافقین با خدا نیرنگ مى‏کنند و خداوند با ایشان نیرنگ دارد (که به حال خود رهایشان نموده)، هنگامى که براى نماز برخیزند، با کسالت و بى‌حالى بایستند، براى مردم ریا و خودنمایى مى‏کنند و خدا را جز اندکى از ایشان، متذکّر نمى‏شوند، براى انتخاب (حقیقت) سرگردان و متحیّرند، نه با آن مؤمنان هستند و نه با این کافران، و هرکه را خدا (در اثر کردارش) گمراه نماید، پس راه نجاتى برایش نخواهى یافت». (حسین‌بن‌سعیدکوفى اهوازى، زاهد کیست؟ وظیفه‌اش چیست؟: ترجمه الزهد، ص۱۴۹)

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.