- نویسنده : حسین همتی نژاد
- ۱۲ بهمن ۱۳۹۷
- کد خبر 96461
- ایمیل
- پرینت

سرتوماس آرنولد مىنویسد:
«مسجد تنها یک عبادتگاه نبود، بلکه مرکزى بوده است براى حیات سیاسى، اجتماعى، پیامبر سفیران را در مسجد به حضور مىپذیرفت، شئون دولت را از مسجد اداره مىکرد و براى مردم در امور سیاسى و دینى از فراز منبر پیام مىفرستاد.»
خلفاى بعد از پیامبر نیز سفرا را در مسجد به حضور مىپذیرفتند و قراردادهاى مهم دولتى و بینالمللىدر ارتباط با مصالح عمومى در مسجد منعقد مىشد.
مسجد در هر شهر و هر دیارى مرکز تجمع مسلمین و تلاقى افکار و عقاید آنان بوده و نیز به همین سبب بود که تعلیمات پیامبر اسلام و خلفا غالبا در مسجد مدینه صورت مىگرفت و همین سنت تا چند قرن باقىماند. در قرون نخست هر نوع تجمع سالمى در مسجد صورت مىگرفت. درهاى مسجد شب و روز باز بود،مردم عادى پس از اداى نماز ساعاتى براى ملاقات با دوستان، کسب اطلاعات و پرداختن به اخبار نو در محوطه مسجد باقى مىماندند و صرفا یک مکان مذهبى به معناى مصطلح نبود، بلکه در آن فعالیتهاى فرهنگى و اجتماعى نیز صورت مىگرفت.
علاوهبر ساخت و آبادانى ظاهرى مساجد پیامبر گرامى اسلام و ائمه هدى (علیهمالسلام) سخنان گهربارى در وصف آبادکنندگان باطنى آن ایراد فرمودهاند که به خوبى مکان شرافت و سترگى این جایگاه و پایگاه الهى را نمایان مىسازد، به عنوان نمونه به فرمایشات زیر بسنده مىکنیم.
– محبوبترین جایگاه شهرها مساجد هستند.
– خداوند از آبادکنندگان مساجد آفات و بلیات را برداشته است.
– روندگان به سوى مساجد و علاقهمندان به آن داراى نور تمام و در سایه خداوند متعال در روز قیامتند.
– خداوند فرمود: آن که مرا دوست دارد مسجد را خانه و بست خود سازد، که آنجا خانه من و درگاه زیارت من است و من زیارتکننده خود را بزرگ شمرده و از او احسان دریغ نسازم.
– به جماعت در مسجد درآیید و یاد خدا کنید تا به غیر حساب وارد بهشت شوید.
– خداوند فرمود: اگر کسى مرا دوست دارد باید رسول را دوست بدارد و هر که رسولم را دوست دارد باید خاندان او را دوستدار باشد و هرکس خاندان رسول را دوست مىدارد باید قرآن را دوست بدارد و دوستدار قرآن باید مساجد را دوست بدارد که آنجا محضر من است، مبارک است و فرخنده و اهلش محفوظ است و ایمن، نمازگزارانش حاجت روا و من یاور و پشتیبان آنها، اگر در راهش بمیرى ضامن بهشتت منم، میمون و مبارک و اهلش سعادتمند و خوشبخت، آنها در پرستش و عبادت من، و من دربرآوردن خواست آنها، آنها در مسجد و خانه من، و من دنبال مشکلگشایى آنها.
ـ مسجد بارگاه خداست با پاکى و وقار به بارگاه الهى در آیید، با تواضع و فروتنى در خانه خدا قدم گذارید تا شیرینى مناجاتش را در کام خود بیابید و از جام رحمتش برخوردار گردید، هدایاى فراوان عطایت نماید و به زمین و طبقات آن فرمان دهد تا براى شما عبادت کنند.
مساجد و حکومت پهلوى
از دوره احمدشاه تا پایان حکومت رضاشاه را مىتوان دوره فترت و مهجوریت و مظلومیت مساجد نام نهاد، زیرا علاوهبر تهى شدن از آبادانى ظاهرى از آبادى باطنى که عبارت است از: حضور فعال مؤمنین در آن و فعالیت در جهت تهذیب، آموزش و نشر و گسترش اسلام و مقابله با دشمنان دین و تشریک مساعى در حل معضلات اجتماعى و سیاسى جامعه، خالى گردیده و یا آثار کمى در آن به چشم مىخورد. در پایان و زوال حکومت قاجاریه اوضاع اجتماعى و سیاسى و بىلیاقتى احمدشاه و… علت عمده این وضع بود و پس از روى کارآمدن رضاخان، دیکتاتورى مطلق وى و درگیرى شدید با مظاهر دینى و اسلامى و علماى مدافع آن و قلع و قمع و تبعید و حبس و قتل آنها دلیل آن بود. جنایت فجیع رضاخان در تاریخ ۲۰ تا ۲۲ تیر ماه ۱۳۱۴ در مسجد گوهرشاد که عده کثیرى از مردم متدین و بىگناه مشهد به خاک و خون غلتیدند و علما دستگیر و شکنجه و عدهاى تبعید و زندانى و برخى فرارى شدند از جمله نکبتبارترین سوابق پهلوى اول است. جلوگیرى از مجالس وعظ و خطابه و سخنرانى و روضه و عزادارىبراى اباعبداللّه الحسین (علیهالسلام) در مساجد و تکایا، محدود کردن، سرکوب نمودن علما و مردم متدین، تخریب و نابودى مساجد یابى اثر کردن و از خاصیت انداختن آن، اتحاد شکل لباس، صدور تصدیق با شرایط خاص براى روحانیون، تشکیل مؤسسه وعظ و خطابه در مقابل حوزه علمیه قم، تأسیس دانشکده معقول و منقول براى جذب روحانیون و خالى کردن حوزهها از طلاب، برقرارى امتحانات خارج از حوزه علمیه براى طلاب، اجبارى کردن لباسهاى فرنگى براى مردان و کشف حجاب زنان و… گوشهاى از این اقدامات رسمى هستند۲۷ و حال آن که اقدامات مختلف دیگرى نیز به انجام رسیده که رسما نه اعلان شده و نه به صورت کتبى از آن مدرکى باقى مانده است. محمد شریف رازى در تشریح وضع روحانیون و پایگاههاى آنها یعنى مساجد و مدارس دینى در زمان حکومت رضاخان مىنویسد: [«زمان آیتاللّهحائرى» مؤسس حوزه علمیه قم ] بىشباهت به زمان بنىامیه و حکومت حجاجبنیوسف ثقفى نبوده، چنانچه در آن زمان شیعیان آل على (علیهالسلام) خوار و محکوم به اعدام بودند در زمان رضاشاه که معاصر با مرحوم آیتاللّه حائرى(ره) بوده، نیز مؤمنین و پیروان آلمحمد (صلىاللّه علیه و آله) ذلیل و زبون بودند… چه مقدار از شیعیان فداکار و گویندگان نامى اسلام را چون آیتاللّه حاج آقا نوراللّه اصفهانى و برادرش حاج آقا جمال و حجتالاسلام بافقى و حاج آقا حسین قمى و علماى عالى قدر اسلام را تبعید و یا مسموم و مقتول و یا خانهنشین نموده و از مساجد و پستهاى دینى ساقط و ممنوع کردند. هر کس حرفى مىزد کلمه حقى مىگفت زبانش را از دهانش بیرون آورده و او را خفه مىکردند… مسجد خراب کردند، جلوى نماز جماعت را گرفتند، مردم را از رفتن به مسجد و… منع کردند… اذان گفتن و قرآن خواندن و عزادارى نمودن بر امام حسین (علیهالسلام) را ممنوع کردند. از پستوى خانهها روضهخوانها و وعاظ و مستمعین را به دادگاه مىبردند و پرونده مىساختند و محکوم به زندان و جریمه مىکردند… دولتىها تصمیم و جدیتشان در به هم زدن حوزه علمیه و این عده محدود و معدود اهل علم بود و حقا هم کوتاهى نکردند، آنچه را که نکردند توانایى و قدرت آن را نداشتند و الا مضایقه از مقدور خود ننمودند. وقتى مرحوم حائرى در ذى قعده ۱۳۵۵ ه. ق (۱۳۱۵ ه. ش) پس از ۸۳ سال عمر دار فانى را وداع گفت… در صبح ۱۷ ذى قعده که خبر فوت ایشان در قم و تهران و سایر بلاد منتشر شد… اول کارى که نمود این بودکه نگذاشتند نصف روز هم براى آن فقید مجلس سوگوارى گذارده شود و آمدند و به خصوص علما و طلاب را متفرق کرده و مجلس فاتحه را در همان ساعت اول به هم زده، آن را جمع کردند و هر وقت به اهل علم مىرسیدند مىگفتند: «چرا شما معطل هستید، بزرگتان که مرد و از میان شما رفت دیگر چه مىخواهید، بروید از قم و متحدالشکل شوید و متفرق گردید، دوره آخوندى تمام شد.»
این وقایع تلخ تا آخرین روزهاى سلطنت رضاخان ادامه داشت، تا این که انگلیس بنابر مصالح خود تصمیم به برکنارى او و جایگزینى پسرش محمدرضا گرفت، محمدرضا در شهریور سال ۱۳۲۰ بر جاى پدر نشست و دوره دوم دیکتاتورى پهلوى با انتصاب او به سلطنت آغاز شد. وى نیز همانند پدر تاجدارش در طول بیش از سى سال حکومت خود نسبت به آیین مقدس اسلام و پرچمداران آن یعنى روحانیت آگاه و مبارز و پایگاههاى اسلام یعنى مساجد بدترین ظلمها و جنایتها را روا داشت و از قتل و شکنجه و بستن و تخریب مساجد فروگذار نکرد و در جهت برآوردن منافع و دستورات و خواستهاى اربابان انگلیسى و آمریکایى خود دریغ و مضایقه ننمود.
منتهى با خروج رضاشاه از ایران و ایجاد آزادى نسبى که به واسطه هرج و مرج ناشى از جنگ جهانى دوم ایجاد شده بود و انتشار انواع و اقسام نشریاتى که به علت دیکتاتورى و اختناق رضاشاهى مجال چاپ و نشر نمىیافتند و بالا رفتن سواد و درک عمومى از اوضاع و حوادث و بروز روحانیت بیدار و آگاه و… محمدرضا هیچگاه نتوانست، پایگاههاى مبارزه یعنى مساجد را قلع و قمع نماید و صداى حقطلبى و عدالتخواهى از این خانههاى خدا تا پیروزى انقلاب اسلامى جارى و سارى بود، اگر چه که بسیارى از روحانیون و مردم مؤمن و متدین این مملکت بهاى آن را با جان و مال خود پرداختند.
مبارزه با لایحه اصلاحات ارضى و اجتماع مردم در مسجد سید عزیزاللّه در بازار تهران و کشتار مردم توسط رژیم، الغاء لایحه انجمنهاى ایالتى و ولایتى پس از تصویب آن در آذر ۱۳۴۱ به خاطر مبارزه و مقاومت سرسختانه علما و مردم و تجمع و اعتراض در مساجد و تکایا، به خاک و خون کشیدن طلاب مدرسه فیضیه در دوم فروردین ۱۳۴۲ و عکسالعمل شدید امام خمینى (ره) و مردم متدین در ماه محرم سال مذکور به این جنایت و تجمع در مسجد هدایت و حاج ابوالفتح، واقعه ۱۵ خرداد سال ۴۲ و تظاهرات گسترده مردم در قم، وارمین و سایر شهرها علیه دستگیرى حضرت امام خمینى(ره) و قتلعام تظاهرکنندگان، سخنرانى امام علیه طرح مصونیت قضایى مستشاران آمریکایى (کاپیتولاسیون) و روشنگرى علما و روحانیون در مساجد و منابر و تبعید رهبر کبیر انقلاب اسلامى در ۱۳ آبان ۱۳۴۳ و… وقایع مهم و گسترده در سالهاى ۵۶ و ۵۷ و…
در تمام این مبارزات نقش مساجد، نقش اساسى و بنیانى بوده و تجمعها، تظاهرات، هماهنگىها، چاپ و پخش اعلامیهها، بیدارى و روشنگرى نسبت به توطئههاى استعمار و رژیم وابسته به آن… از مساجد آغاز و در مساجد به انجام مىرسید. امام خمینى(ره) رهبر کبیر انقلاب اسلامى در این باره مىفرماید:
«… مسجد یک سنگر اسلامى است و محراب محل جنگ است، حرب است، این را مىخواهند از دست شما بگیرند… اینها از مسجد بد دیدند، خصوصا در این دو سه سال اخیر. در این دو سه سال اخیر، مسجد یک محلى بود که مردم را به نهضت و به قیام بر ضد ظلم تهییج مىکرد. اینها مىخواهند این سنگر را بگیرند… شیاطین دنبال این هستند که این اسلام را بشکنند، شیاطین آنچه که از اسلام دیدند از هیچى ندیدند… ما باید و نسلهاى آتیه باید متوجه باشند که این اسلام را حفظش کنند، در زیر پرچم اسلام مجتمع شوند و اسلام همه چیز دارد؛ اسلام هم دنیا دارد، هم آخرت دارد، اسلام همه بُعدها را نظر به آن دارد.»
«… مساجد در انقلاب اسلامى ایران، مرکز انقلاب و مرکز آشنایى مردم با اسلام و وظایف شرعى آنان درجهت پاسدارى از ارزشهاى والاى اسلام بوده است. مسجد محلى است که از آن باید امور اداره بشود. این مساجد بوده که این پیروزى را براى ملت ما درست کرد. این مراکز حساسى است که ملت باید به آن توجه داشته باشند. این طور نباشد که خیال کنیم حالا دیگر ما پیروز شدیم، دیگر مسجد مىخواهیم چه کنیم؟پیروزى ما براى اداره مسجد است.»
«شما باید هوشیار باشید که مسجدهایتان و محرابهایتان و منبرهایتان را حفظ کنید و بیشتر از سابق. شمایىکه این معجزه را از مسجد دیدید، حالا باید بروید دنبال این مرکز معجزه، نه رها کنید او را.»
https://qomna.ir/?p=96461